فهرست مطالب

مراقبت پرستاری و مامایی ابن سینا - سال بیست و ششم شماره 4 (پیاپی 64، مهر و آبان 1397)
  • سال بیست و ششم شماره 4 (پیاپی 64، مهر و آبان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/04
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عظیم عزیزی ، مهناز خطیبان، ژاله ملایی* ، یونس محمدی صفحات 211-217
    مقدمه
    رضایت خانواده بیماران یکی از معیارهای سنجش کیفیت عملکرد پرستاران است. با توجه به رضایت پایین خانواده های بیماران سکته مغزی از اطلاعات دریافتی، این مطالعه با هدف بررسی تاثیر حمایت اطلاعاتی بر احساس رضایت مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سکته مغزی همی پلژیک از دریافت اطلاعات انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه نیمه تجربی دو گروهی قبل و بعد، 78 مراقب خانوادگی بیماران سکته مغزی همی پلژیک، بستری شده در بخش نورولوژی بیمارستان فرشچیان همدان (1396) ، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت مستمر در دو گروه مداخله (40 نفر) و کنترل (38 نفر) قرار گرفتند. مداخله پژوهش از روز سوم تا یازدهم بستری ادامه داشت که طی آن اطلاعاتی در مورد بخش، وسایل، وضعیت بیمار و نحوه مراقبت از بیمار در منزل، به صورت فردی و گروهی، به اعضای گروه مداخله ارائه شد و اعضای گروه کنترل فقط مراقبت های روتین را دریافت کردند. قبل و بعد از مداخله میزان احساس رضایت مراقبان اندازه گیری شد. ابزار گردآوری داده ها عبارت بود از: پرسش نامه مشخصات دموگرافیک و پرسش نامه پژوهشگرساخته سنجش رضایت مندی از اطلاعات دریافتی. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    هردو گروه از نظر متغییرهای دموگرافیک یکسان بودند. بین نمره رضایت قبل (21±79/15) و بعد از مداخله (9/93±121/4) ، در گروه مداخله و بین نمره دو گروه مداخله و کنترل، بعد از مداخله، تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (0/001> P).
    نتیجه گیری
    حمایت اطلاعاتی احساس رضایت مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سکته مغزی را از دریافت اطلاعات افزایش می دهد. ازاین رو پیشنهاد می شود پرستاران به حمایت اطلاعاتی، به عنوان مداخله پرستاری مهم، توجه ویژه داشته باشند.
    کلیدواژگان: سکته مغزی، دسترسی به اطلاعات، احساس رضایت، مراقبان خانوادگی
  • جهانگیر کرمی ، خدامراد مومنی، فریده علیمرادی* صفحات 219-226
    مقدمه
    کاهش کیفیت خواب یکی از شکایات شایع دوران بارداری است که با پیامدهای منفی برای سلامت روانی مادران باردار همراه است. از جمله عوامل مرتبط با کیفیت خواب، چگونگی به کارگیری راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و فعالیت سیستم های مغزی رفتاری است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه کیفیت خواب با راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و سیستم های مغزی رفتاری در زنان باردار انجام شده است.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی در سال 1394 روی 302 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهر کرمانشاه و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایانجام شد. آزمودنی ها به روش خودسنجی پرسش نامه کیفیت خواب پیترزبوگ (PSQI) ، پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گرانفسکی و مقیاس (BAS/BIS) کارور و وایت را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون هم زمان و نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شد. میزان P کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بین کیفیت خواب و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و سیستم بازداری رفتاری رابطه معنی داری وجود داشت؛ به گونه ای که استفاده از راهبردهای منفی و غیرانطباقی تنظیم هیجان و فعالیت زیاد سیستم بازداری رفتار، باعث کاهش کیفیت خواب در زنان باردار شد (0/05>P).
    نتیجه گیری
    استفاده از برخی راهبردهای منفی و غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان؛ مانند نشخوار فکری و فاجعه پنداری و همچنین فعالیت زیاد سیستم بازداری رفتاری که موجب فراخوانی حالت عاطفی اضطراب و تجربه هیجان های منفی می شود، می تواند کیفیت خواب را در زنان باردار کاهش دهد.
    کلیدواژگان: بارداری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سیستم های مغزی - رفتاری، کیفیت خواب
  • ناهید محمدی ، نسرین سلطانی، رویا امینی* ، لیلی تاپاک صفحات 227-236
    مقدمه
    بیماری های قلبی عروقی به نحوی با رفتار فرد در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی مرتبط است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری های قلبی دانش آموزان دختر انجام شده است.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی دو گروهی، به صورت پیش آزمون پس آزمون و روی 126 دانش آموز دختر دوره اول متوسطه شهر همدان در سال 1396 انجام شد. روش نمونه گیری دومرحله ای تصادفی خوشه ایبود. قبل از آزمون، هر دو گروه پرسش نامه سازه های مدل اعتقاد بهداشتی را تکمیل کردند. سپس 3 جلسه آموزشی برای گروه آزمون در طول سه هفته و هر هفته یکبار به مدت یک ساعت انجام شد. دو ماه بعد از آزمون مجددا جمع آوری داده ها صورت گرفت. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 و با کمک آزمون تی مستقل و زوجی، تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    دو گروه از نظر مشخصات دموگرافیک و آگاهی و نمرات سازه های مدل اعتقاد بهداشتی در بدو مطالعه همسان بودند و تفاوت آماری معنی داری نداشتند (0/05< P). بعد از آزمون میانگین نمرات آگاهی و سازه های حساسیت، منافع، خودکارآمدی، رفتار و عملکرد در گروه آزمون به طور معنی داری افزایش پیدا کرد (0/05> P). حیطه موانع درک شده در گروه آزمون به طور معنی داری کاهش پیدا کرد (0/05> P) ، اما بر‏اساس نتایج آزمون تی مستقل در حیطه های شدت درک شده و راهنمای عمل در دو گروه آزمون و کنترل، پیش و پس از آموزش، تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد (0/05< P).
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی بر آگاهی و عملکرد دانش آموزان، پیشنهاد می شود در برنامه های آموزشی پیشگیری از بیماری ها، از این مدل استفاده شود.
    کلیدواژگان: تاثیر آموزش، مدل اعتقاد بهداشتی، بیماری قلبی - عروقی، دانش آموزان دختر
  • زینب خانجانی ، ملیکه رائف، مصطفی عسگری* صفحات 237-246
    مقدمه
    هدف از انجام این پژوهش، تعیین رابطه سرسختی، ویژگی های شخصیتی و سبک های مقابله ای با رضایت شغلی پرستاران بیمارستان های دولتی تبریز بوده است.
    روش کار
    پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و جامعه آماری آن 320 نفر از پرستاران بیمارستان های دولتی تبریز بودند که به روش نمونه-گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده و به 4 پرسش نامه رضایت شغلی، ویژگی شخصیت نئو، سرسختی و مقابله با موقعیت تنیدگی زا پاسخ دادند. در نهایت داده های پژوهش با نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد رضایت شغلی با روان نژندگرایی رابطه منفی و معنی دار و با انعطاف پذیری، باوجدان بودن و برون گرایی رابطه مثبت و معنی دار دارد. بین رضایت شغلی با دلپذیر بودن رابطه معنا داری به دست نیامد. سبک مقابله ای مسئله مدار با رضایت شغلی رابطه مثبت و سبک مقابله ای هیجان مدار و اجتنابی با رضایت شغلی رابطه منفی داشتند. مولفه های سرسختی هم با رضایت شغلی رابطه مثبت و معنی داری داشت. همچنین رگرسیون چند متغیری نشان داد از بین متغیر های پیش بین، فقط متغیر های روان نژندگرایی، انعطاف پذیری و باوجدان بودن قادر به پیش بینی رضایت شغلی پرستاران هستند. از بین سبک های مقابله ای، متغیر های پیش بین بر رضایت شغلی سبک مسئله مدار و اجتنابی موثر بودند. هر سه مولفه سرسختی، رضایت شغلی پرستاران را پیش‎بینی کرد.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش نشان داد دو بعد انعطاف پذیری و روان نژندگرایی در رضایت شغلی پرستاران نقش پیش بینی کنندگی دارد؛ بنابراین ممکن است در گزینش کارکنان علاوه بر ارزیابی های استعداد و توانایی های عمومی به این دو بعد شخصیت هم بهای بیشتری داده شود.
    کلیدواژگان: رضایت شغلی، ویژگی های شخصیتی، سرسختی، سبک های مقابله ای
  • محمد احمد پناه ، محمد حقیقی، محمد بهفر، عباس مرادی، مرضیه نظری بدیع* صفحات 247-255
    مقدمه
    مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر عود، در افراد وابسته به سوء مصرف موادمخدر مراجعه کننده به انجمن معتادان گمنام شهرستان ملایر انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی مقطعی روی 340 نفر از افراد وابسته به مصرف موادمخدر در انجمن معتادان گمنام، با روش نمونه گیری تصادفی ساده و با پرسش نامه استاندارد، در دو بخش کلی متغیرهای جمعیت شناختی و علل عود اعتیاد است که از طریق خودگزارش دهی، از سوی شرکت کنندگان تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون تجزیه وتحلیل شده است.
    یافته ها
    دامنه سنی شرکت کنندگان در پژوهش بین 13 تا 71 سال و با میانگین 11/4±36/47 سال بود. نتایج نشان داد عوامل عود مصرف را می توان به این شرح تقسیم بندی کرد: عوامل فردی، لذت جویی و خوش گذرانی (46/2 درصد) ، عوامل خانوادگی و مصرف مواد در یکی از اعضای خانواده (25/6 درصد) ، عوامل اجتماعی و وجود دوستان معتاد (52/4 درصد) ، عوامل اقتصادی و بیکاری (34/1 درصد) ، عوامل فرهنگی و از بین رفتن قباحت عمل (55 درصد). طبق یافته های مطالعه، همه عوامل مرتبط با عود مصرف (عوامل فردی، خانوادگی، عوامل خانوادگی مربوط به همسر، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی و عوامل فرهنگی) با یکدیگر همبستگی مثبت و معنی داری در سطح 0/05 و 0/01 دارند.
    نتیجه گیری
    شناسایی عوامل مرتبط با عود مصرف موادمخدر، می تواند در پیشگیری از این معضل اجتماعی مفید باشد.
    کلیدواژگان: سوءمصرف موادمخدر، عوامل موثر بر عود، انجمن معتادان گمنام
  • سولماز هلاکو* ، امیررضا صالح مقدم، سید رضامظلوم، فاطمه حشمتی نبوی صفحات 257-266
    مقدمه
    عملکرد پرستاری به شدت به اثربخشی مدیران پرستاری وابسته است. یکی از بنیادی ترین رسالت های مهم آنها حفظ مستمر صلاحیت بالینی پرستاران در راستای نیازهای واقعی حرفه ای است. رشد و توسعه صلاحیت پرستار در طول دوره ای رخ می دهد که پرستاری تازه کار به سمت حرفه ای شدن می رود. این مطالعه با هدف تعیین تغییرات صلاحیت های بالینی پرستاران تازه کار برحسب سطوح صلاحیت رهبری سرپرستاران آنها انجام شده است.
    روش کار
    پژوهش حاضر، مطالعه ای هم گروهی است که در سال های 1394-1393 در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده است. در این مطالعه 37 سرپرستار و 72 پرستار تازه کار به روش سرشماری و پرستاران غیر تازه کار با حجم نمونه 283 نفر در مطالعه شرکت کردند. برای سنجش صلاحیت رهبری سرپرستار از ابزار توانمندسازی رفتار رهبری ازوکو استفاده شد. صلاحیت بالینی پرستاران تازه کار طی سه مرحله شامل شروع مطالعه، دو و چهار ماه بعد از شروع مطالعه، به صورت خودارزیابی و دگرارزیابی و با استفاده از پرسش نامه صلاحیت بالینی مرتوجا بررسی شد. تغییرات صلاحیت بالینی پرستاران تازه کار، برحسب سطوح صلاحیت رهبری سرپرستاران آنها طی سه مرحله بررسی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمون های آماری کای دو، دقیق فیشر، آنالیز واریانس یک طرفه، کراسکال والیس، تحلیل واریانس داده های تکراری و پیرسون تجزیه وتحلیل و همچنین ضریب خطر محاسبه شد.
    یافته ها
    میانگین نمره صلاحیت بالینی پرستاران تازه کار بر حسب سطوح صلاحیت رهبری سرپرستاران آنها در مرحله دوم و سوم تفاوت معناداری داشت (0/05>P). خطر نسبی دو ماه بعد از شروع مطالعه با 0/141=P، 1/40= RR و 2/13-0/92= CI معنی دار نبود. خطر نسبی چهار ماه بعد از شروع مطالعه با 0/001>P، 1/92= RR و 2/66-1/38= CI معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    ارتباط مثبت معناداری بین صلاحیت رهبری سرپرستاران و صلاحیت بالینی پرستاران تازه کار برحسب سطوح صلاحیت رهبری سرپرستاران وجود داشت.
    کلیدواژگان: سرپرستار، پرستار تازه کار، صلاحیت رهبری، صلاحیت بالینی
  • غلامحسین فلاحی نیا ، زهرا قنبری آزرم ، علیرضا سلطانیان، زهرا مقصودی، خدایار عشوندی* صفحات 267-273
    مقدمه
    تبعیت از رژیم درمانی، چالشی مهم برای مبتلایان به نارسایی مزمن قلبی است. این بیماران در صورت پیروی نکردن از رژیم درمانی با نتایج نامطلوب سلامتی مواجه می شوند. با توجه به اینکه انجام مداخلاتی همچون آموزش به منظور بهبود تبعیت از رژیم های درمانی جایگاه خاصی دارد، این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر آموزش به بیمار با یا بدون مشارکت خانواده او انجام شده است تا تاثیر این آموزش را بر تبعیت از رژیم درمانی در مبتلایان به نارسایی مزمن قلبی بررسی کند.
    روش کار
    در این مطالعه نیمه تجربی، از میان افراد مراجعه کننده به درمانگاه قلب بیمارستان فرشچیان همدان، تعداد 60 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن قلبی به صورت دردسترس انتخاب شد. سپس به صورت تصادفی به دو گروه 30 نفر بیمار و خانواده، و 30 نفر بیمار به تنهایی تقسیم شدند. آموزش طی 6 جلسه 30 دقیقه ای و به طور یکسان در هر دو گروه اجرا شد. اطلاعات با پرسش نامه محقق ساخته، قبل و شش هفته پس از آموزش، جمع آوری، و با نرم افزارSPSS نسخه 16 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    هر دو گروه پیش از آموزش، از نظر میزان پیروی از رژیم درمانی اختلاف آماری معنی داری با یکدیگر نداشتند (0/05P).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد آموزش به بیمار با مشارکت خانواده در مقایسه با آموزش فردی به شخص بیمار، در بهبود روند پیروی از رژیم درمانی موثرتر است. ازاین رو توصیه می شود مداخلات آموزشی مربوط به برنامه درمانی در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلبی، با مشارکت خانواده ها انجام شود.
    کلیدواژگان: رژیم درمانی، تبعیت، آموزش به بیمار، خانواده، نارسایی مزمن قلبی
  • طاهره سلمانی ، حسین باقری* ، جواد نوریان، سید محمد میررضایی، علی عباسی صفحات 275-282
    مقدمه
    تهوع و استفراغ پس از اعمال جراحی یکی از شایع ترین عوارض جانبی همراه با جراحی است. هدف این مطالعه تعیین تاثیر استنشاق رایحه اسطوخودوس بر تهوع و استفراغ پس از جراحی فتق شکمی بوده است.
    روش کار
    در مطالعه کارآزمایی بالینی حاضر، 110 بیمار جراحی فتق شکمی به طور تصادفی در دو گروه آزمون (55 بیمار) و شاهد (55 بیمار) قرار گرفتند. برای هریک از نمونه ها در گروه آزمون، اکسیژن به میزان 6 لیتر در دقیقه و با ماسک صورت، در ترکیب با اسانس اسطوخودوس به مدت 20 دقیقه تجویز شد و در گروه شاهد ظرف اکسیژن حاوی آب مقطر خالص بود. بلافاصله پس از خروج از ریکاوری، 2، 6 و 24 ساعت پس از مداخله، میزان تهوع و استفراغ هریک از گروه های آزمون و کنترل اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی مطلق و نسبی) و آزمونهای آماری استنباطی (تی مستقل، تی زوجی، آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر، کای دو) و با کمک نرم افزار SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین شدت تهوع در تمام مراحل اندازه گیری شده، در گروه کنترل بیشتر از گروه آزمون بود. همچنین در هر دو گروه آزمون و کنترل با افزایش زمان اندازه گیری، شدت تهوع روند کاهشی داشت. تفاوت شدت تهوع بین دو گروه آزمون و کنترل معنادار و در گروه آزمون کمتر از گروه کنترل بود (0/001>P). از نظر فراوانی استفراغ بعد از عمل نیز، بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده شد (0/001>P).
    نتیجه گیری
    استفاده از استنشاق رایحه اسطوخودوس برای کاهش تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی فتق شکمی، توصیه می شود.
    کلیدواژگان: رایحه درمانی، رایحه اسطوخودوس، تهوع و استفراغ پس از جراحی، جراحی فتق شکمی
|
  • Azim Azizi Dr. , Mahnaz Khatiban Dr., Zhale Mollai*, Younes Mohammadi Dr. Pages 211-217
    Introduction
    Satisfaction of patients’ families is one of the criteria for assessing the quality of nurses’ performance. Considering the low satisfaction of stroke patient’s families in received information, the present study was done to determine effect of informational support on satisfaction of family caregivers of patients with hemiplegic stroke from received Information.
    Methods
    In this semi-experimental study, 78 family caregivers of patients with hemiplegic stroke admitted to the neurology department of Farshchian (Sina) Hospital of Hamadan (2017), were selected by Convenience sampling, and were divided continuously into two groups: control (n=38) and intervention (n=40). The research intervention was conducted from third to eleventh day of hospitalization. Information was provided about the department, equipment, patient status, home care individually and as a group method. The control group received routine care. Satisfaction of family caregivers was measured before and after the intervention in both groups. The data collecting tool was a questionnaire of demographic characteristics of the caregiver and patient, a researcher-made questionnaire to assess the satisfaction analyzing the received information. Data were analyzed using SPSS16.
    Results
    Groups were similar in terms of demographic variables. There was a significant difference between before (79.15±21) and after (121.4±9.93) intervention at satisfaction scores in intervention group, and between the two groups (intervention and control) after intervention (P<0.001).
    Conclusion
    Informational support is effective on increasing the satisfaction of family caregivers of patients with stroke. Therefore, informational support is recommended as an important nursing intervention.
    Keywords: Stroke, Access to Information, Patient Satisfaction, Caregivers
  • Jahangir Karami , Khodamorad Momeni , Faride Alimoradi* Pages 219-226
     
    Introduction
    Reduction of the quality of sleep is one of the most common complaints of women during pregnancy that leads to negative consequences on the mental health of pregnant women. Some factors that associate with quality of sleep are how to use cognitive emotion regulation strategies and brain-behavioral systems. This investigation aims to study the relationship between sleep quality with cognitive emotion regulation strategies and brain-behavioral systems in pregnant women.
    Methods
    This study was conducted in the first half of 2016 on 302 pregnant women who referred to health centers in Kermanshah city and were chosen using cluster sampling method. Subjects completed the Pittsburgh sleep quality questionnaire, Garnefski cognitive emotion regulation strategies questionnaire and Carver and White BIS/BAS questionnaire with a self- assessment method. Data was analyzed using descriptive statistical, Pearson’s correlation and regression and statistical and SPSS22. The significant level considered as: (P< 0/05).
    Results
    There was significant relationship between sleep quality with emotion regulation strategies and behavioral inhibition system; the use of negative and maladaptive cognitive emotion regulation strategies and high activity in the behavioral inhibition, decrease the quality of sleep in pregnant women.
    Conclusion
    Using some of the negative and maladaptive cognitive emotion regulation strategies such as rumination and disaster concept, and high activity in behavioral inhibition system can decrease sleep quality in pregnant women.
    Keywords: Pregnancy, Cognitive emotion regulation strategies, Brain-Behavioral systems, Sleep quality
  • Nahid Mohammadi , Nasrin Soltani , Roya Amini*, Lile Tapak Pages 227-236
    Introduction
    Cardiovascular diseases are associated with individual behaviors in childhood, adolescence and youth. This article aimed to study the effect of education based on HBM on the prevention of heart disease in female students.
    Methods
    This pre and post-test semi-experimental study which has two groups was conducted on 126 girls of high schools in 2017. A randomized cluster sampling method and relative randomize method were used in the first and second stages respectively. At first both groups completed a questionnaire and then instructions were given to intervention group in three sessions (1 hour) on the basis of HBM. Two months later, data was collected via questionnaires in two groups again. Statistical analysis of the data was performed by SPSS software, using independent and paired t-test and Chi-square test.
    Results
    The two groups were similar in terms of demographic characteristics and knowledge and constructs of the health belief model at the beginning of the study and there was no significant difference in analysis (P>0.05). After intervention, the mean scores of knowledge and model constructs, sensitivity, benefits, self-efficacy and behavior had significantly increased in the test group (P<0.05). The perceived barriers were significantly reduced in the test group (P<0.05). There were no significant differences between the perceived severity and the areas of practice according to the t-test results in both the experimental and control groups before and after the training (P>0.05).
    Conclusion
    According to the results, education based on health belief model increases knowledge and practice in girls; so it is recommended to use this model in programs for the prevention.
    Keywords: Health Belief Model, Students, Cardiovascular disease
  • Zeynab Khanjani , Malikeh Raef , Mostafa Asgari* Pages 237-246
    Introduction
    The purpose of this study is to determine the relationship between hardiness, personality traits and coping styles with job satisfaction among nurses in state hospitals in Tabriz.
    Methods
    This is a descriptive- correlational study and the statistical population is consisted of nurses working in Tabriz hospitals. The sample consisted of 320 people selected by multi-stage random sampling who responded to four questionnaires: job satisfaction, neo personality, hardiness and coping with the stressful situation. The questionnaires were analyzed by SPSS 16.
    Results
    The results of this study showed that job satisfaction and neuroticism have a negative and meaningful relationship. On the other side, job satisfaction has a positive and meaningful relationship with flexibility, conscientiousness and extraversion. There is no meaningful relationship between pleasure and job satisfaction. Also a positive relationship exists between the problem-oriented coping style and pleasure. There is a negative relation between the emotional-avoidance, coping styles and avoidance with the job satisfaction. Hardiness components had a positive and meaningful relationship with job satisfaction. Also, multivariate regression showed that among predictor variables only the psychoanalytic, flexibility and conscientious variables were able to predict the job satisfaction of nurses. Among the coping styles, the problem-based and avoidance style pre-emptive variables on job satisfaction were effective. All three hardiness components were able to predict the job satisfaction of nurses.
    Conclusion
    The results showed that two dimensions of flexibility and neuroticism had a predictive role in the job satisfaction of nurses. According to the results, in addition to evaluating the public talents and abilities in employee selection, these two dimensions of personality may be more noteworthy.
    Keywords: Job satisfaction, Personality traits, Obstinacy, Coping styles
  • Mohammad Ahmadpanah , Mohammad Haghighi , Mohammad Behfar , Abbas Moradi , Marzieh Nazaribadie* Pages 247-255
    Introduction
    The aim of this study was to investigate factors affecting on relapse of addiction in substance abuse patients referred to Malayer Narcotics Anonymous Population.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 340 substance abuse patients from Narcotics Anonymous population of Malayer recruited with a simple sampling method, in 2014. The standard questionnaire was used for data collection including demographic variables and causes of relapse via self-report method. Data analysis was performed using SPSS18 by Pearson Correlation test.
    Results
    Age of respondents ranged from 13 to 71 year; with a mean age of 36.47 years (SD=11.4). According to the results, 58.2 percent of the respondents had 1-3 relapse, 30.9 percent 4-10 relapse and 10.9 percent more than 10 relapse. The participants reported their viewpoints regarding the other factors as follows: Among individual factors; enjoyment and fun (%46.2), and among familial factors, poor parental relationships (%25.6) had been reported by the addicts. With regard to the social factors, the existence of addicts’ friends (52.4%), and related to the economic factors, lack of job was the major element with (34.1%). Considering cultural factors, recreational use of drugs and loss of function obscenity (%55) were leading factors mentioned by the addicts. Findings indicated that all factors related with relapse (personal factors, family factors related to spouse, social factors, economic factors and cultural factors) are significant positive correlation with each other at level in 05/0 and 01/0 respectively.
    Conclusion
    According to the findings, exploring these correlates may predict the likelihood of relapse among drug users.
    Keywords: Relapse, Substance abuse, Narcotics anonymous
  • Solmaz Halakoo*, Amirreza Salehmoghddam , Seyed Reza Mazlum , Fateme Heshmatinabavi Pages 257-266
    Introduction
    Nursing practice is highly dependent on head nurses’ effectiveness. And one of their most important missions is to maintain the continuing clinical competence of nurses in line with real professional needs .Development of nursing competence will be accomplished during the time when a newly graduated nurse moves towards being a professional nurse. The aim of this study is to determine changes in the clinical competence of beginner nurses in terms of Leadership Competencies of theirs Head Nurses.
    Methods
    The present study is done via cohort method; it was conducted in educational hospitals of Mashhad University of Medical Sciences from 2014 to 2015. 37 nurse managers, 72 beginner nurses were chosen by census method and who in addition to 283 non-beginner nurses participated in this study. In order to assess the superiority of the head nurse, the Ezeukwu leadership empowerment tool was used. The qualifications of the nurses were evaluated in three stages: the beginning of the study, two and four months after the start of the study via self-assessment and peer-assessment using the Mortojja qualitative study questionnaire. The change in beginner nurses, clinical competency were evaluated in terms of their head nurses, leadership competencies. Data were analyzed using SPSS16 by Chi-Square , Fisher exact, ANOVA, Kruscal Wallise, Repeated Measure, Pearson linear correlation and relative risk calculation.
    Results
    Average score of clinical competency of beginner nurses based on their head nurses, leadership competency in second and third evaluation stages have significant difference (P<0/05). The Relative Risk of second stages with CI=0/92-2/13, RR=1/40, P=0/141 was no significant but relative risk of third stages with CI=1/38-2/66, RR=1/92, P<0/001 was significant.
    Conclusion
    There was significant positive relationship between leadership competency of nurses and clinical competency of beginner nurses based on their head nurses, leadership competencies.
    Keywords: Head Nurse, Novice Nurse, Leadership Competencies, Clinical Competencies
  • Gholamhosein Falahinia , Zahra Ghanbari Azarm , Ali Reza Soltanian Dr., Zahra Maghsoudi , Khodayar Oshvandi Dr.* Pages 267-273
     
    Introduction
    Adherence to treatment programs is a major challenge in patients with chronic heart failure. In the event of non-compliance, these patients will be associated with adverse health outcomes. Since the interventions such as training to improve adherence to health regimens have a special place, this study aimed to compare the effect of the patients’ education with or without their families’ participation, to evaluate the effect of this education on adherence to the treatment regimen in patients with chronic heart failure.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 60 patients with chronic heart failure were selected from those referred to the heart clinic of Farshchian Hospital in Hamadan, Iran. The subjects were randomly divided into two groups of 30 patients and their families and 30 patients alone. The training was performed in six 30-minutes sessions with same conditions in both groups. Information was collected using questionnaire before and six weeks after the intervention, and analyzed using SPSS 16.
    Results
    Before training, the two groups had no significant deference in the rate of adherence to the treatment regimen (P>0.05). After training, the rate of adherence to the treatment regimen in the patients’ education group with family participation was higher than the patients’ education group alone (P <0.05).
    Conclusion
    According to the results, it seems that patient education with family participation is more effective than patient education alone. Therefore, educational interventions related to the treatment program in chronic heart failure patients with family participation are recomended.
    Keywords: Treatment regimen, Adherence, Patient education, Family, Chronic heart failure
  • Taherh Salmani , Hissein Bagheri*, Gavad Noriyan , Seed Mohammad Mirrezaee , Ali Abbasi Pages 275-282
    Introduction
    Nausea and vomiting after surgery are the most common complications associated with surgical procedures. This study has been done to evaluate the effect of inhalation of lavender aroma on nausea and vomiting after ventral hernia surgery.
    Methods
    In this RCT study, 110 patients with ventral hernia surgery were selected and randomly assigned in intervention (55 patients) and control (55 patients) group. For each of samples in the intervention group, oxygen was administered using face mask at a flow rate of 6 liters per minute (LMP) in combination with lavender essential oil for 20 minutes, and in control group oxygen container contained pure distilled water. Immediately after leaving the recovery, 2, 6 and 24 hours after the intervention, nausea and vomiting were measured in experimental and control groups. The data were analyzed using descriptive statistics (Mean, standard deviation, absolute and relative frequency) and inferential statistical tests (independent t-test, paired t-test, analysis of variance with repeated measures, Chi-square) by SPSS19.
    Results
    In control group the mean of the severity of nausea in all measured stages was more than experimental group. Also, in both experimental and control groups as the time measurement increased, the severity of nausea showed a decreasing trend. The difference in the severity degrees of nausea between the two groups of experimental and control was significant. The severity of nausea in experimental group was less than control group (P<0.001). Significant difference was observed in the frequency of vomiting between two groups after intervention (P<0/001).
    Conclusion
    Upon to results, use of inhalation of lavender aroma to reduce nausea and vomiting after ventral hernia surgery, is recommended.
    Keywords: Aromatherapy, Lavender aroma, Vomiting, Nausea