فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 503 (هفته سوم دی 1397)
  • پیاپی 503 (هفته سوم دی 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/21
  • تعداد عناوین: 5
|
  • پرویز کاشفی ، سعید عباسی ، مریم فهیم صفحات 1343-1348
    مقدمه
    تا کنون سیستم های امتیازدهی متعددی برای پیش بینی و بررسی پیش آگهی بیماران بستری شده در بخش مراقبت های ویژه مورد استفاده قرار گرفته اند. برای تعیین پیش بینی مرگ و میر بیماران، سیستم هایی طراحی شده است که از جمله ی آن ها می توان از Sequential organ failure assessment (SOFA) و Acute physiology and chronic health evaluation III (APACHE III) نام برد. این پژوهش، با هدف مقایسه ی این دو سیستم امتیازدهی در بیماران دچار ترومای بستری شده در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه ی مقطعی- توصیفی از نوع گذشته نگر، 100 بیمار به صورت تصادفی از بین بیماران دچار ترومای بستری در ICU بیمارستان الزهرای (س) اصفهان در سال های 96-1395 انتخاب و به دو گروه زنده و فوت شده تقسیم شدند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی و نتایج آزمایشگاهی از پرونده ی بیماران استخراج و تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    دو سیستم نمره دهی در گروه فوت شده به صورت معنی داری بالاتر از گروه زنده بود. بر اساس نمره بندی کیفی سیستم SOFA، اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود داشت. بر اساس آزمون منحنی Receiver operating characteristic (ROC curve) ، به ترتیب حساسیت (Sensitivity) و ویژگی (Specificity) برای سیستم نمره دهی SOFA، به میزان 32/90 و 20/94 درصد و برای سیستم نمره دهی APACHE III، به میزان 32/90 و 96/86 درصد به دست آمد.
    نتیجه گیری
    ابزارهای نمره دهی APACHEIII و SOFA در پیش بینی کردن پیش آگهی بیماران دچار ترومای بستری در ICU حساسیت و ویژگی بالایی دارند و نمی توان یک سیستم را بر دیگری برتر دانست. ساده تر بودن SOFA در محاسبه، ممکن است ارزیابی را آسان تر کند و زمان آن را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: تروما، بخش مراقبت های ویژه، Sequential organ failure assessment، Acute physiology، chronic health evaluation II
  • رویا شرکت، مجید یاران، نیوشا نکویی، الهه طالبی، حمید رحیمی، بهرام باقرپور، مهدیه بهنام، سودابه رستمی، سمیه نجفی، آزیتا نوری مهدوی، مزدک گنجعلی خانی حاکمی، فریبا فرید، نرگس رحمانیان * صفحات 1349-1354
    مقدمه

    بیماری حساسیت مندلی به عفونت مایکوباتریایی (Mendelian susceptibility to mycobacterial diseases یا MSMD) ، یک بیماری نقص ایمنی اولیه است که در اثر نقص ژنتیکی در مسیر پیام رسانی اینترفرون گاما ایجاد می شود. بیماران مبتلا به MSMD مستعد ابتلا به عفونت با پاتوژن هایی با بیماری زایی ضعیف نظیر مایکوباکتریوم های غیر سلی می باشند. با توجه به این که تعداد زیادی از جهش های شناخته شده در MSMD بر روی ژن Interferon gamma receptor 1 (IFNGR1) قرار دارد، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی وجود موتاسیون در اگزون های ژن IFNGR1 دراین بیماران در منطقه ی مرکزی ایران بود.

    روش ها

    بر روی DNA جدا شده از خون محیطی 31 بیمار مشکوک به حساسیت مندلی به عفونت های مایکوباکتریایی، Polymerase chain reaction (PCR) انجام شد و توالی اگزون های ژن IFNGR1، بررسی گردید.

    یافته ها

    در این تحقیق، توالی اگزون یک تا شش ژن IFNGR1 در بیماران مبتلا به MSMD مورد بررسی قرار گرفت که از بین 31 بیمار مورد مطالعه، شش پلی مورفیسم مشاهده گردید. دو پلی مورفیسم تا به حال گزارش نشده بودند و برای اولین بار در این مطالعه مشاهده شدند و چهار پلی مورفیسم دیگر، در مطالعات قبلی نیز گزارش شده بودند.

    نتیجه گیری

    در این بررسی، دو پلی مورفیسم rs17181457 و rs2234711 که در اگزون شماره ی یک مشاهده شدند، باعث افزایش استعداد ابتلا به عفونت های مایکوباکتریایی می شوند. انتخاب نوع درمان برای مبتلایان به عفونت در بیماران MSMD بر اساس تشخیص نوع جهش ژنتیکی است. بنابراین، تشخیص انواع جهش ها و پلی مورفیسم های مستعد کننده به بیماری MSMD، کمک شایانی به درمان و پیش گیری از عفونت منتشره در این بیماران می کند.

    کلیدواژگان: عفونت مایکوباتریایی، حساسیت به بیماری، گیرنده ی 1 اینترفرون گاما، توبرکلوز، واکسن Bacillus Calmette-Guerin
  • مریم کاظمی ، محمدحسین اعرابی ، عصمت آقاداوود ، سید علیرضا طلایی صفحات 1355-1361
    مقدمه
    با وجود ویژگی های دارویی بسیار خوب اسانس لاواند و عصاره ی شیرین بیان، عواملی مانند واکنش های آلرژیک و زیست تخریب پذیر بودن، فعالیت آن ها به عنوان داروهای درمانی را محدود می کند. ساخت نانوامولسیون، راهی برای غلبه بر این محدودیت ها می باشد. هدف از انجام مطالعه ی حاضر، بررسی تاثیر کرم نانوامولسیونی حاوی اسانس لاواند و عصاره ی شیرین بیان بر بهبود زخم پوستی عمیق در مدل موش صحرایی بود.
    روش ها
    در این مطالعه ی تجربی، نانوامولسیون حاوی اسانس لاواند و عصاره ی شیرین بیان به روش امولسیون سازی خودبه خودی ساخته شد. جهت بررسی تاثیر در روند بهبود زخم، روی پوست 85 سر موش صحرایی نر، زخم عمیق ایجاد گردید. برای اندازه گیری مساحت سطح زخم در روزهای 2، 5، 7، 10 و 14 بعد از ایجاد زخم از نمونه ها عکس برداری دیجیتالی انجام شد و به منظور محاسبه، نرم افزار Image J مورد استفاده قرار گرفت. همچنین، در روزهای 2، 7 و 14 مطالعه، از محل زخم نمونه برداری صورت گرفت و میزان بیان ژن های Transforming growth factor-beta1 (TGF-β1) ، Type I collagen (Col I) و Col III با روش Real-time polymerase chain reaction (Real-time PCR) اندازه گیری شد.
    یافته ها
    کرم نانوامولسیونی، مساحت سطح زخم را به طور قابل ملاحظه ای سریع تر از کرم غیر نانوامولسیونی (010/0 > P) و کرم فنی توئین 1 درصد (050/0 > P) کاهش داد. همچنین، داده های RT-PCR نشان داد که درمان موضعی زخم ها با کرم نانوامولسیونی بیان ژن های TGF-β1، Col I و Col III را افزایش می دهد (010/0 > P).
    نتیجه گیری
    کرم نانوامولسیونی حاوی اسانس لاواند و عصاره ی شیرین بیان از پتانسیل بالقوه ای برای بهبود زخم پوستی عمیق در مدل موش صحرایی برخوردار می باشد
    کلیدواژگان: ترمیم زخم، نانوامولسیون، لاواند، شیرین بیان
  • پگاه سعادتمند ، ایرج عابدی ، علیرضا عموحیدری ، احمد شانئی صفحات 1362-1368
    مقدمه
    با توجه به احتمال اختلال ناشی از مواد پر کننده ی دندان (Dental Filling Material یا DFM) در طراحی درمان سرطان نازوفارنکس، بررسی تاثیر این مواد بر احتمال کنترل تومور (Tumor control probability یا TCP) و احتمال عوارض بافت سالم (Normal tissue control probability یا NTCP) با استفاده از استخراج اطلاعات توزیع دوز حجمی (Dose volume histograms یا DVHs) تومور و اعضای حساس از سیستم طراحی درمان اندازه گیری شد.
    روش ها
    فرایند بهینه سازی دو روش Intensity modulated radiotherapy (IMRT) با استفاده از 7 و 9 بیم فوتون 6 مگاولت برای دو گروه 15 نفره از بیماران مبتلا به سرطان نازوفارنکس دارای پر شدگی دندان و فاقد آن با استفاده از سیستم طراحی درمان Prowess انجام شد. پس از استخراج Dose volume histogram (DVHs) ، با استفاده از مدل رادیوبیولوژیک نایمریکو واکاوی و مقایسه ی دز معادل یکنواخت (Equivalent uniform dose یا EUD) ، TCP و NTCP انجام شد.
    یافته ها
    میانگین EUD، TCP و شاخص انطباق (Conformity index یا CI) در تومور برای تکنیک 9 بیم فوتون کاهش معنی داری در بیماران دارای پر شدگی دندان نسبت به بیماران فاقد آن نشان داد، اما در شاخص همگنی (Homogeneity index یا HI) تغییر مشاهده نشد. همچنین، میانگین EUD و NTCP مندیبل در هر دو تکنیک و میانگین NTCP عصب چپ بینایی در تکنیک 9 میدان افزایش معنی داری در اثر حضور DFM نشان داد. به علاوه، در چشم راست در تکنیک 7 بیم کاهش معنی داری در NTCP ناشی از حضور DFM گزارش شد.
    نتیجه گیری
    تاثیر حضور مواد پر کننده ی دندان وابسته به زوایه ی بیم تابشی IMRT است و منجر به کاهش TCP تومور، افزایش NTCP و EUD در مندیبل و NTCP در عصب چپ بینایی و کاهش NTCP چشم راست می شود.
    کلیدواژگان: سرطان نازوفارنکس، پرتودرمانی با شدت مدوله شده، مواد پر کننده ی ریشه ی دندان، رادیوبیولوژی
  • مینو موحدی ، الهام مدنی نایینی صفحات 1369-1375
    مقدمه
    فرایند زایمان طبیعی با درد شدید حین زایمان همراه است که تا کنون روش های مختلفی برای کاهش آن ارایه شده است که ایجاد بی حسی نخاعی از روش های شایع مورد استفاده در این زمینه می باشد. این مطالعه، با هدف تعیین و مقایسه ی پیامد مادری- جنینی در حین زایمان واژینال در سه روش مختلف بی حسی نخاعی، Epidural و ترکیبی انجام گرفت.
    روش ها
    در یک مطالعه ی کارآزمایی بالینی که در سال های 97-1396 در بیمارستان های الزهرا (س) و شهید بهشتی 105 زن باردار در شرف زایمان طبیعی، به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه 35 نفره توزیع گردیدند. جهت کاهش درد زایمان، گروه اول تحت بی حسی نخاعی، گروه دوم تحت بی حسی Epidural و گروه سوم تحت بی حسی Combined قرار گرفتند و عوارض مادری و نوزادی در سه گروه تعیین و مقایسه گردید.
    یافته ها
    میانگین نمره ی Apgar دقایق 1 و 5، در سه گروه اختلاف معنی داری نداشت، اما میانگین مدت زمان مرحله ی دو در سه گروه تحت بی حسی نخاعی (38/6 ± 24/36 دقیقه) ، Epidural (57/7 ± 06/32 دقیقه) و ترکیبی (39/7 ± 78/35 دقیقه) ارزیابی گردید و در گروهی که تحت بی حسی Epidural قرار گرفتند، کمتر بود (027/0 = P). سایر عوارض، از جمله خونریزی و مرگ و میر در سه گروه اختلاف معنی داری نداشت.
    نتیجه گیری
    بروز عوارض مادری و جنینی در سه گروه تحت بی حسی نخاعی، Epidural و ترکیبی، اختلاف معنی داری نداشت، اما مدت زمان مرحله ی دوم زایمان در گروه تحت بی حسی Epidural به طور معنی داری کمتر بود. از این رو، به نظر می رسد استفاده از بی حسی Epidural جهت کاهش درد زایمان، نسبت به روش نخاعی و ترکیبی ارجح باشد.
    کلیدواژگان: پیامد زایمان، پیامد جنینی، درد زایمان، بی حسی نخاعی، بی حسی Epidural
|
  • Parviz Kashefi, Saeed Abbasi, Maryam Fahim Pages 1343-1348
    Background
    So far, several scoring systems have been used to predict the prognosis of patients admitted to intensive care unit (ICU). Sequential organ failure assessment (SOFA) and acute physiology and chronic health evaluation III (APACHE III) are two of these scoring systems. In this study, these two scoring systems were compared in patients with trauma hospitalized in ICU.
    Methods
    In this retrospective cross-sectional descriptive study, 100 patients were randomly selected from those who admitted to the ICU of Alzahra hospital in Isfahan, Iran in, during 2016-2017, and divided into two groups of living and dead. Demographic and clinical data and laboratory results were extracted and analyzed from patient medical files. Findings: The scores calculated by two scoring systems were significantly higher in the dead group than the living group. There was a significant difference between the two groups based on the qualitative scores of the SOFA system. Based on the receiver operating characteristic (ROC) curve, the sensitivity and the specificity was 90.32% and 94.20% for SOFA, and 90.32% and 86.96% for APACHE III, respectively.
    Conclusion
    APACHEIII and SOFA scoring systems are with high sensitivity and the specificity to predict the prognosis of patients with trauma hospitalized in ICU, and cannot be considered superior to another. The simplicity of the SOFA in the calculation may make the assessment easier and less time-consuming.
    Keywords: Trauma, Intensive care unit, Sequential organ failure assessment, Acute physiology, chronic health evaluation II
  • Roya Sherkat, Majid Yaran, Nioosha Nekooei, Elaheh Talebi, Hamid Rahimi, Bahram Bagherpoor, Mahdieh Behnam, Soodabeh Rostami, Somayeh Najafi, Azita Nourimahdavi, Mazdak Ganjalikhani Hakemi, Fariba Farid, Narges Rahmanian * Pages 1349-1354
    Background

    Mendelian susceptibility to mycobacterial diseases (MSMD) is a rare immunodeficiency disease which is caused by interferon-gamma (IFN-γ) signaling impairment. Patients with MSMD are susceptible to infections with weakly virulent non-tuberculous mycobacteria (NTM) and the Bacillus Calmette-Guérin (BCG) vaccine strain. Regarding that a great number of identified mutations in MSMD are located on IFN-γ receptor 1 (IFNGR1) gene, this study aimed to evaluate IFNGR1 mutation in patients with MSMD in the central region of Iran.

    Methods

    We examined 31 patients suspected to MSMD based on defined criteria. IFNGR1 gene mutation analysis was performed on the DNA samples using polymerase chain reaction (PCR) and gene sequencing methods.

    Findings

    The sequencing of exons 1-6 of IFNGR1 gene in patients with MSMD was evaluated, and among 31 patients, six polymorphisms were found, that two of them were not reported before.

    Conclusion

    In this research, two polymorphisms were found in exon 1, rs17181457 and rs2234711, both of them increase the susceptibility to mycobacterial infection. The approach to treatment of infection in patients with MSMD is based on the kind of mutation. Therefore, assessment of gene mutation in these patients is helpful to choose the appropriate treatment.

    Keywords: Mycobacterium infections, Disease susceptibility, Interferon gamma receptor 1, Tuberculosis, BCG vaccine
  • Maryam Kazemi, Mohammad Hossein Aarabi, Esmat Aghadavoud, Sayyed Alireza Talaei Pages 1355-1361
    Background
    Despite the very good medicinal properties of lavender essential oil and licorice extract, some factors, such as allergic reaction and being biodegradable, limit the application of them as candidates for pharmacotherapeutic treatments. Nano-emulsification is one of the ways to overcome these limitations. The aim of this study was to investigate the effects of nanoemulsion cream containing lavender essential oil and licorice extract on healing of deep skin wound in rat model.
    Methods
    In this experimental study, nanoemulsion cream containing lavender essential oil and licorice extract was made using self-emulsifying method. To investigate its effect on wound healing process, a full-thickness skin wound was produced on 85 male Wistar rats. The wound area was digitally photographed at 2nd, 5th, 7th, 10th, and 14th days after surgery using a digital camera; then, the area was quantified using an image analysis system (Image J). Moreover, the expression of transforming growth factor-beta1 (TGF-β1), type I collagen (Col I), and Col III genes was evaluated using real-time polymerase chain reaction (real-time PCR) at days 2, 7, and 14. Findings: Nanoemulsion cream significantly decreased the surface area of the wounds faster than lavender essential oil and licorice extract cream (P < 0.010) and phenytoin (P < 0.050). Moreover, real-time PCR showed that topical treatment of wounds with nanomulsion cream increased the expression of TGF-β1, Col I, and Col III genes in rat’s skin (P < 0.01).
    Conclusion
    Nanoemulsion cream containing lavender essential oil and licorice extract exhibits a promising wound healing potential towards excisional wound models in rats.
    Keywords: Wound healing, Lavandula angustifolia, Glycyrrhiza glabra
  • Pegah Saadatmand, Iraj Abedi, Alireza Amouheidari, Ahmad Shanei Pages 1362-1368
    Background
    Regarding the possibility of perturbation due to the presence of dental root filling material (DFM) in treatment planning of patients with nasopharyngeal cancer, we aimed to evaluate the impact of this material on tumor control probability (TCP) and normal tissue complication probability (NTCP) using dose volume histograms (DVHs) of tumor and organ at risks, measured via treatment planning system.
    Methods
    The optimization process of two intensity modulated radiotherapy (IMRT) techniques was performed by means of Prowess treatment planning system using 7- and 9-field 6-MV photons in two groups of 15 patients with nasopharyngeal cancer, with a difference in the presence or absence of DFM. After preparing DVHs, analysis and comparing of equivalent uniform dose (EUD), TCP, and NTCP were performed using Niemierko’s equivalent. Findings: In 9-field IMRT, there was statically significant decrease in mean EUD, TCP, and conformity index (CI) of tumor in patients with DFM; but there was no significant differences in homogeneity index (HI). Moreover, due to presence of DFM, there was statically significant increase in mean EUD and NTCP of mandible in both 7- and 9-field techniques, and in NTCP of left optic nerve in 9-field IMRT. Although for right eye, there was a statically significant decrease in NTCP by 7-field IMRT technique, due to presence of DFM.
    Conclusion
    The effect of the presence of DFM on IMRT depends on field angles, and leads to significant decrease in TCP target volume, significant increase in NTCP of and EUD mandible and NTCP of left optic nerve, and significant decrease in NTCP of right eye.
    Keywords: Nasopharyngeal carcinoma, Radiotherapy, intensity-modulated, Root canal filling materials, Radiobiology
  • Minoo Movahedi, Elham Madani, Naeini Pages 1369-1375
    Background
    Natural delivery process is accompanied by severe pain during labor, and various ways of reducing it have been presented so far, of them, spinal anesthesia is one of the most commonly used methods. The aim of this study was to compare the effect of spinal, epidural, and combined neuroaxial anesthesia on the maternal and fetal outcomes of normal vaginal delivery.
    Methods
    In a clinical trial study, 105 pregnant women candidates for normal delivery were randomly assigned to three groups of 35. To reduce labor pain, the first group was under spinal anesthesia, the second under epidural anesthesia, and the third under combined anesthesia. The incidences of maternal and neonatal complications were determined and compared between the three groups. Findings: The mean Apgar scores of 1st and 5th seconds were not significantly different between the three groups, but the mean duration of stage two was significantly less in the group under epidural anesthesia (32.66 ± 7.57 minutes) compared to those in spinal (36.28 ± 6.38 minutes) and combined anesthesia (35.78 ± 7.39 minutes) (P = 0.027). Other complications, including bleeding and mortality, were not significantly different between the study groups.
    Conclusion
    The incidence of maternal and fetal complications in the three groups under the spinal, epidural, and combined anesthesia did not show a significant difference, but the duration of the second stage of delivery was significantly lower in the group of epidural anesthesia. Therefore, it seems that the use of epidural anesthesia is preferable to the spinel and combined anesthesia to reduce delivery pain.
    Keywords: Pregnancy outcome, Fetal outcome, Labor pain, Anesthesia, Spinal, Epidural anesthesia