فهرست مطالب

پژوهشهای سیاسی جهان اسلام - سال هشتم شماره 2 (پیاپی 27، تابستان 1397)
  • سال هشتم شماره 2 (پیاپی 27، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/05/10
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مصطفی مرادی، فریبا شایگان* ، منیژه نویدنیا صفحات 1-21
    تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی زمینه ها و بسترهای محرک پیوستن پیکارجویان به گروه تروریستی داعش به صورت پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری صاحب نظران و اساتید رشته های علوم انسانی اختصاصا جامعه شناسی، علوم سیاسی و مطالعات خاورمیانه و تروریسم بودند که با نمونه گیری گلوله برفی 30 نفر از آن ها انتخاب شد. به لحاظ تئوری از نظریه آرنت، تاجفل، اسپرینگز، ماکرس استفاده شد همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و فریدمن بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد؛ 4 زمینه و بستر اصلی به عنوان مهم ترین بسترها در پیوستن پیکارجویان به داعش شناسایی شد؛ شکاف های طبقاتی با میانگین رتبه ای 20/15، نابرابری اقتصادی-درآمدی (77/14) ، بیگانه ستیزی و اسلام هراسی در غرب (95/13) ، و بحران هویت (68/13). گروه دوم زمینه ها و بسترها از لحاظ درجه اهمیت (از منظر پاسخگویان) شامل تبعیضات (شغلی، درآمدی، استخدامی، خدماتی، مهارتی و آموزشی مهاجران) (15/12) ، ناامیدی از بهبود شرایط زندگی (13/12) ، سرخوردگی و ناکامی در رسیدن به اهداف آینده (83/11) ، طرد سبک زندگی غربی (57/11) و بی عدالتی اجتماعی-اقتصادی (90/10) ، محرویمت نسبی (97/9) ، طرد اجتماعی و نادیده گرفتن شدن (67/7) ، بیگانگی اجتماعی (35/7) ، حاشیه نشینی (03/7) ، فقر (40/6) و بیکاری (68/5).
    کلیدواژگان: زمینه ها و بسترهای محرک، محورمیت نسبی، فقر، تروریسم، داعش
  • سید امیر نیاکویی *، دانیال رضاپور، سامان فاضلی صفحات 23-62
    ایران و ترکیه از دوران آتاتورک و تاسیس ترکیه علی رغم وجود رقابت و تنش های مقطعی روابط خوبی داشته اند. حتی با وجود انقلاب اسلامی و روی کار آمدن دولتی دینی روابط ایران با دولت لائیک ترکیه در یک سطح معتدلی حفظ شد. انتظار می رفت که با قدرت گیری اسلام گرایان در ترکیه در اوایل دهه 2000 میلادی روابط ایران اسلامی با ترکیه بهتر از پیش نیز شود. اما در سال های اخیر به ویژه پس از بیداری اسلامی تنش هایی بین ایران و ترکیه به وجود آمد که در نوع خود بی سابقه بود. سوالی که این پژوهش در پی پاسخ گویی به آن است این می باشد که علت اصلی افزایش رقابت ها و تنش ها بین ایران و ترکیه در 15 سال گذشته چیست؟ در پاسخ و با استفاده از نظریه نقش گفته می شود که دو کشور ایران و ترکیه بر اساس منابع هویتی، تاریخی، ایدئولوژیکی و جغرافیایی، نقش خود در سیاست خارجی را در منطقه خاورمیانه به گونه ای تعریف کرده اند که موجب رقابت و تقابل دو کشور می شود. ادارک تصمیم گیران ایران و ترکیه از نقش خود در منطقه این است که می باید نقش هایی همچون "حمایت از مستضعفین"، "میانجی"، "مدل" و مانند آن را ایفا کنند که در بهترین حالت باعث رقابت و در بدترین حالت باعث تقابل دو طرف می شود. در این راستا سه نقش "رهبری"، "دفاع از اسلام" و "الگو" تنش های بیشتری را به وجود آورده است.
    کلیدواژگان: ایران، ترکیه، خاورمیانه، اسلام محوری، نظریه نقش
  • محمد جواد هراتی *، روح الله مهدی زاده صفحات 75-106
    نگاه ساختاری در تبیین وقوع انقلاب ها در چارچوب تئوری انقلاب از مهمترین رویکردهای پژوهشگران به حوزه مطالعات انقلاب می باشد. با وقوع انقلاب اسلامی ایران این صاحب نظران به تجدیدنظر در چشم انداز نظریه پردازی خود نسبت به انقلاب ایران پرداختند. از شاخص ترین این افراد در این رویکرد، تدا اسکاچپول است که نظریه دولت رانتیر و اسلام شیعی را درباره انقلاب اسلامی ایران مطرح نمود. از این رو هدف مقاله «مقایسه انقلاب اسلامی ایران (1979) و انقلاب مصر (2011) » بر اساس مدل نظری اسکاچپول می باشد. سعی بر آن است تا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا نظریه اسکاچپول می تواند انقلاب ایران و مصر را توامان مورد تبیین قرار دهد. نتایج حاکی از آن است که انقلاب مصر در برخی از زمینه ها بر اساس نظریه اسکاچپول با انقلاب ایران همخوانی دارد و در برخی از آن تفاوت های چشمگیری وجود دارد، بنابراین بر اساس این تفاوت ها انقلاب مصر نتوانست از مدار انقلاب سیاسی عبور کند و به یک انقلاب اجتماعی بدل گردد.
    کلیدواژگان: نظریه اسکاچپول، انقلاب اسلامی ایران، انقلاب مصر
  • ولی محمد درینی، احسان نامدار جویمی * صفحات 107-119
    در این مقاله، به بررسی شوک ها و خطرات ژئوپلیتیک جهانی (ایالات متحده امریکا) و نقش مهمی که در سیاست ها و مدیریت اقتصادی در نظام جمهوری اسلامی ایران بازی می کند، می پردازیم. ما واریانس مدل های ساختاری را برای کشور تخمین زدیم. نتایج نشان دهنده آن است که شوک های جغرافیایی سیاسی، سهم غیرقابل توجهی از تنوع تولید در نظام جمهوری اسلامی ایران را توضیح می دهد. میانگین سهم جنبش های خروجی که به دلیل شوک های خطر جهانی ژئوپلیتیکی محسوب می شود، بین 13 تا 22 درصد است. بااین حال، پاسخ های ضربه ای به شوک های ژئوپلیتیک به طور گسترده در نظام جمهوری اسلامی ایران متفاوت است. نتایج اولیه نشان می دهد که افزایش غیرمنتظره در خطرات ژئوپلیتیکی باعث کاهش تولید واقعی، مصرف و سرمایه گذاری می شود. به طور خاص، میزان پیک مصرف و سرمایه گذاری به ترتیب 0. 8 و 2. 2 درصد است. نرخ ارز واقعی با بیش از دو درصد کاهش همراه است (بهبود تعادل تجاری در حدود 0. 4 درصد است). به طورکلی، متوسط خروجی ​​تقریبا یک درصد کاهش می یابد. نتیجه این که خطر ژئوپلیتیک افزایش یافته منجر به کاهش واقعی نرخ ارز می شود و نشان می دهد که کشورهای در حال ظهور پس از شوک ریسک ژئوپلیتیک شاهد سرمایه گذاری هستند. تعادل تجارت هنگامی که نرخ واقعی ارز کاهش می یابد، بهبود می یابد، اما بهبود به اندازه کافی بزرگ نیست که تاثیر بر مصرف و سرمایه گذاری را تعیین کند.
    کلیدواژگان: خطرات ژئوپلیتیک جهانی، سیاست ها و مدیریت اقتصادی، نظام جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده امریکا
  • سروش امیری * صفحات 121-146
    خیزش های مردمی کشورهای عرب مسلمان در سال2011 که با خیزش تونس ها آغاز گردید و سپس به واحدهای دیگر ازجمله مصر، بحرین و یمن گسترش یافت، دگرگونی های مهمی در محیط پیرامونی ج. ا. ایران محسوب می شوند که بر امنیت ملی کشورهای دیگر منطقه و ج. ا. ایران تاثیراتی اساسی دارد.
    این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی تلاش دارد به بررسی فرصت ها و تهدیدهای تحولات کشورهای منطقه غرب آسیا برای امنیت ملی ج. ا. ایران بپردازد و در این راستا در صدد پاسخ به این پرسش است که تحولات منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا چه فرصت ها، چالش ها و تهدیداتی را برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در پی داشته است؟
    تحولات منطقه غرب آسیا به دلیل ویژگی های خاص خود همواره از مولفه های مهم اثرگذار بر امنیت ملی ایران بوده است، به رغم سبک ها و روندهای متفاوت، خیزش های مردمی در دو سطح دگرگونی های عمده ای را در سطح غرب آسیا و شمال افریقا ایجاد می کند. اول دگرگونی در ساختارها و نظام های سیاسی کشورها و ایجاد الگوهای نوین مشروعیت در سطح نظام های سیاسی و دوم ایجاد دگرگونی در سطح ساختار و توازن قدرت بین بازیگران منطقه ای. این دو سطح مولفه های امنیتی درون کشورها و ترتیبات سیاسی و امنیتی، اوضاع منطقه را برای ج. ا. ایران دگرگون می سازد و درنتیجه متغیرها و چشم اندازهای نوینی را در محیط امنیتی ایران بوجود می آورد. بر این اساس امنیت ملی ج. ا. ایران شاهد فرصت های (مثل، طرح و تقویت الگوهای نوین مشروعیت سیاسی ، تغییر نظام های سیاسی استبدادی به مردمی و هم چنین شکل گیری ترتیبات سیاسی و امنیتی جدیدی در سطح منطقه) و تهدیدهای مثل پر رنگ شدن سیاست های تخاصمی رقبای منطقه ای و جهانی.
    کلیدواژگان: امنیت، امنیت ملی، امنیت منطقه ای، تهدیدها، فرصت ها، جمهوری اسلامی ایران
  • رسول افضلی، یاشار ذکی، محمدحسین دشتی * صفحات 147-168
    مولفه هایی مانند قدرت نرم به عنوان بخش اجتناب ناپذیر از فرایند امنیت سازی تمامی کشورها در حوزه سیاست بین الملل محسوب می شود و زیرساخت های لازم برای تولید امنیت نرم را به وجود می آورد. این پژوهش با هدف شناسایی ظرفیت های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و استفاده از فرصت های ایجادشده ناشی از آن به منظور نقش آفرینی موثر در روابط بین الملل انجام شده است. مطالعه منابع معتبر، بررسی تحقیقات پیشین و استفاده از نظرات کارشناسی براساس روش توصیفی و پیمایشی از جمله گام های اجرای این پژوهش بود. در این پژوهش برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی و نیز از نرم افزار SPSS استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر را 40 نفر از اساتید و صاحب نظران دانشگاه های تهران تشکیل می دهند. شاخص های قابل احصا برای قدرت نرم، شانزده مورد تعیین شد که با بررسی میزان اثرگذاری شان بر قدرت ملی جمهوری اسلامی مشخص شد. در بعد فرهنگی، موقعیت فرهنگی ایران به لحاظ تاریخ و تمدن کهن و چندین هزارساله؛ در بعد اقتصادی، مزیت نسبی در تولید و توزیع یک کالای خاص و در بعد سیاسی، وحدت و اعتماد ملی بالاترین ضریب اثر را در قدرت ملی دارند. از نتایج و فرصت های ایجادشده می توان به بسط منافع ملی در سطح بین المللی، افزایش قدرت ملی، ارائه تصویر مثبت از انقلاب اسلامی در ذهن ملت های دیگر، برقراری وفاق، اقتدار و ارتقای ضریب امنیت ملی از طریق مشارکت مردم در صحنه های مختلف، افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی در منطقه و جهان، بازتولید اندیشه مقاومت به ویژه در بین ملت های منطقه و ایفای نقش تعیین کننده در معادلات منطقه ای و بین المللی اشاره کرد که در نهایت، مشخص شد که فرصت های ایجادشده از قدرت نرم باعث تحکیم و ارتقای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شده است.
    کلیدواژگان: قدرت، قدرت ملی، قدرت نرم، روابط بین الملل، امنیت ملی، جمهوری اسلامی ایران
  • مهناز سعیدی کیا، نظر دهمرده، غلامرضا کشاورز حداد، مرضیه اسفندیاری * صفحات 169-193
    تروریسم فراملی شکلی از تروریسم است که از طریق انواع اتصالات ممکن، بیش از یک کشور را تحت تاثیر قرار می دهد. محدود مطالعات تجربی انجام شده تلاش می کنند بین منشا مرکز تروریسم فراملی و متغیرهای شناخته شده رابطه برقرار کنند. لذا با توجه به افزایش جرم و جنایت و حملات تروریستی در سال های اخیر در کشورهای حوزه منا، در این مقاله به بررسی اثرات مکانی این دو مقوله بر مخارج نظامی کشورهای منتخب در طی سال های 2003 تا 2016 بر اساس رگرسیون فضایی پانلی پرداخته شد. داده های مورد استفاده دراین مقاله از بانک جهانی،سازمان ملل و پایگاه جهانی تروریسم استخراج گردیده است. نتایج بررسی نشان دهنده وجود اثرات سرریز فضایی بوده، به نحوی که وقوع تروریسم در یک کشورتاثیر مثبت ومعنی داری هم برمیزان تروریسم وهم بر مخارج نظامی کشور همسایه دارد. همچنین تفکیک اثرات مستقیم وغیرمستقیم دراین مطالعه نشان می دهد که تاثیرات غیرمستقیم تروریسم بیشتر از اثرات مستقیم ان است. از طرفی یافته های تحقیق بیان گر عدم تاثیر معنی دار جرائم برمخارج نظامی کشورهای مورد مطالعه براساس رگرسیون فضایی است واین واقعیت بیان می کند که سرایت فضایی ومکانی بین فعالیت های مجرمانه ومخارج نظامی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: جرم، حملات تروریسم، مخارج نظامی، رگرسیون فضایی
  • محمدعلی میرعلی*، امان الله شفایی صفحات 191-214

    در تاریخ اسلام گرایی افغانستان، گفتمان اسلام سیاسی محور «خلافت»، یکی از مهمترین و موثرترین گونه های متعدد اسلام های سیاسی در این کشور بوده است. نوشتار حاضر بدنبال آن است تا نشان دهد که اسلام سیاسی خلافتی در افغانستان در چهارچوب نظریه تحلیل گفتمان چگونه مفصل بندی شده و چه هویتی را بدست آورده است. یافته ها نشان می دهد که اسلام سیاسی خلافتی در افغانستان در زیر پوست سیاست و قدرت در افغانستان همواره حضور داشته اما در دو مقطع زمانی 1881 تا 1919 و از 1996 به یکی از گفتمان های برتر در حیات سیاسی و اجتماعی این کشور تبدیل شده است. در این دوره ها من حیث المجموع آموزه «خلافت» در نقطه کانونی گفتمان نشسته و دقایقی همانند امارت اسلامی، امیرالمومنین، شریعت، سنت، جهاد، پشتونیسم، امنیت و جهان وطنی را پیرامون خود مفصل بندی نموده است. اسلام سیاسی خلافتی در این مقاطع در رقابت با دیگر گفتمان های خانواده اسلام سیاسی و گفتمان های خارج از آن در رقابت بوده و در مقاطعی موفق شده است به عنوان گفتمان هژمون زمام قدرت را در افغانستان به دست گیرد. این گفتمان در هر دو دوره به دلیل پیوند و امتزاج با عناصر قومیتی و افراطی گری قابلیت اعتبار خود را از دست داد و به حاشیه رانده شد و در مقابل گفتمان ملی گرایی مبتنی بر لیبرال -دموکراسی هژمونیک گردید.

    کلیدواژگان: اسلام خلافت محور، عبدالرحمن خان، طالبان، افغانستان، تحلیل گفتمان
  • حمید محمودیان عطا آبادی *، علیرضا بیابان نورد سروستانی صفحات 195-215

    با رویارویی تمدن های مختلف با لایه های ظاهری تمدن غرب و مشاهده خیره کنندگی آن، اندیشمندان ملل دیگرهمواره در پی آن بوده اند که علل آن خیره کنندگی و بعضا رکود تمدن خود چه بوده است. رویکردهای متفکرین بومی ملل مختلف در قبال غرب را می توان در سه دسته اخذ و اقتباس، طرد تمدن غربی و یافتن راهی متناسب با شرایط بومی قرار داد. این مقاله بر آن است با روش مقایسه ای اندیشه های "فوکوتساوا" و "مالک ابن نبی" دو متفکر ژاپنی و مسلمان که هر دو زاده دوران پس از روشنگری غرب هستند را در زمینه نظریاتشان در زمینه تمدن خود و نسبت جامعه اشان با غرب را مورد بررسی قرار دهد. این دو در پی یافتن پاسخی بومی برای حل معضلات تمدنی خود هستند و به گروه سوم تعلق دارند. فوکوتساوا معتقد است تمدن ژاپنی در برابر تمدن غربی باید رفتاری خردمندانه داشته باشد و به دور از تعصب و با رعایت اصول تمدن ژاپن راهی بومی را پیشنهاد می دهد و مالک ابن نبی نیز با مد نظر قرار دادن بن مایه دین اسلام و اثر آن در تمدن سازی در دنیای اسلام معتقد است باید از تمدن دینی در برابر تمدن وارداتی و سکولار دفاع کرد. سوال پژوهش آن است که بر اساس اندیشه های فوکوتساوا و مالک بن نبی، چطور می توان با در نظر گرفتن شرایط بومی، راهی برون رفت از شرایط کنونی کشورهای جهان سوم یافت و راه گام نهادن این کشورها در فرایند تمدنی جدید بدون از دست دادن هویت ملی، دینی و مذهبی چیست؟ فرضیه تحقیق آن است که فوکوتساوا (پیشرو پیشرفت تمدن ژاپن) و مالک ابن نبی نظریه پرداز تمدن اسلامی، هر دو دارای تفکر اصلاحی و یافتن راهی مناسب با توجه به شرایط بومی هستند که بدنبال اخذ و یا رد صرف نیست.

    کلیدواژگان: تمدن، مالک بن نبی، فوکوتساوا، ژاپن، اسلام، غرب
|
  • Mostafa Moradi , Fariba Shayegan Dr *, Manijeh Navidnia Dr Pages 1-21
    The present study aimed to identify and prioritize the bases and grounds for joining militants to the ISIL terrorist group. The statistical population of the experts and professors of the humanities specialties was Sociology, Political Sciences, Middle East Studies and Terrorism, which were selected by a sampling of 30 Iranian students. Theoretically, Arendt, Taeffel, Springs, Macs theory was used. Also, T-test and Friedman tests were used to analyze the data. The results of the research showed that four main areas were identified as the most important milestones in joining militants to ISIL: class divisions with an average of 15.20, economic inequality (14.77), alienation and Islamophobia in the west (13.95), and the identity crisis (13.68). The second group, in terms of importance (from the perspective of respondents), includes discrimination (job, income, employment, service, skills and training of immigrants) (12.15), disappointment in improving living conditions (12.13), frustration and failure In achieving the goals of the future (11.83), the rejection of Western hegemony (11.57) and socioeconomic inequality (10.90), relative deprivation (9.97), social exclusion and neglect (7.67), social alienation (7.35), marginalization (7.03), poverty (6.40) and unemployment (5.68).
    Keywords: Contexts, Platforms, Relative Trend, Poverty, Terrorism, ISIS
  • Seyyed amir Niakoee*, Danyal Rezapoor , Saman Fazeli Pages 23-62
    Iran and Turkey have had good relations since the Atatürk era and Turkey, despite the existence of competition and cross-sectoral tensions. Even with the Islamic Revolution and the coming of a religious government, relations between Iran and the secular state of Turkey were maintained at a moderate level. It was expected that Islamic relations with Turkey would be better suited to the rise of Islamists in Turkey in the early 2000s. But in recent years, especially after the Islamic awakening, there were tensions between Iran and Turkey, which was unprecedented in its kind. What is the question behind this research in response to this is what is the main reason for the increase of rivalries and tensions between Iran and Turkey over the last 15 years? In response and using the role theory, it is said that the two countries of Iran and Turkey, based on their identity, historical, ideological and geographic sources, have defined their role in foreign policy in the Middle East in a manner that contributes to the competition between the two countries Gets The Iranian and Turkish decision-makers' perception of their role in the region is that they should play roles such as "protecting the oppressed", "mediator", "model", and the like, which in the best case will cause competition and, at worst, cause Confrontation between the two sides. In this regard, the three roles of "leadership", "defending Islam" and "pattern" have created more tensions.
    Keywords: Iran, Turkey, Middle East, Islamism, Role Theory
  • MohamadJavad Harati *, Roholah Mehdizadeh Pages 75-106
    The structural look at explaining the occurrence of revolutions within the framework revolutionary theory is one of the most important approaches of researchers to the field of revolutionary studies. With the advent of the Islamic Revolution in Iran, these scholars turned their attention to the revision of Iran's revolution.
    One of the most prominent of these people in this approach is Theda Skocpol, who introduced the theory of Rantier government and Shiite Islam about the Islamic Revolution of Iran. Therefore, the purpose of the article is to" compare the Islamic Revolution of Iran (1979) and the Egyptian revolution (2011)" based on the Skocpol theory model.it seeks to answer the question of whether Skocpol theory can explain the Iranian-Egyptian revolution.
    The method used in this research is a historical comparison and is also used by the library source. The results showed that the Egyptian revolution in some area is consistent with the Iranian revolution based on Skocpol theory and in some respects there are significant differences, so based on these differences, the Egyptian revolution could not pass the Islamic Revolutionary circuit and become a social revolution.
    Keywords: Scatchpol theory, Islamic revolution of Iran, Egyptian revolution
  • ValiMohamad Darini, Ehsan Namdar joyame * Pages 107-119
    In this paper, we examine the global geopolitical shocks and dangers (the United States of America) and play an important role in economic policies and economic management in the Islamic Republic of Iran. We estimated the variance of structural models for the country. The results indicate that political geopolitical shocks explain the unparalleled contribution of the variety of production to the system of the Islamic Republic of Iran. The average share of outbound movements due to global geopolitical shocks is between 13% and 22%. However, the blunt responses to geopolitical shocks vary widely in the Islamic Republic of Iran. The preliminary results show that unexpected increase in geopolitical risks reduces actual production, consumption and investment. In particular, the peak consumption and investment rates are 0.8% and 2.2%, respectively. The real exchange rate is down by more than two percent (the improvement in trade balance is about 0.4%). Generally, the average output is reduced by about one percent. The result of the increased risk of geopolitics has led to a real decline in the exchange rate, and suggests that emerging economies are investing after a geopolitical risk. The trade balance improves when the real exchange rate falls, but recovery is not large enough to determine the impact on consumption and investment.
    Keywords: Global geopolitical risks, policies, economic management, the Islamic Republic of Iran, the United States
  • Suroush Amiri * Pages 121-146
    Popular upheavals and regional developments in the Islamic world began in 2011, which began with the uprising of the Tunisian people, and then spread to other countries in the Arab world, including Egypt, Bahrain and Yemen. Major changes in the periphery of Iran were considered. Which affects the national security of the various countries of the region, including Iran.
    This paper, by descriptive-analytical method, attempts to explore the opportunities and threats of developments in the Arab world for the national security of Iran and, in this regard, seeks to answer the question of what opportunities, challenges and Threats to the national security of the Islamic Republic of Iran?
    Developments in the West Asia region due to their specific characteristics have always been important components of national security of Iran. Despite different patterns and processes, popular uprisings have been undergone in two directions or at two levels: major changes in the level of West Asia and North Africa Creates. The first is the transformation of political structures and systems within countries and the creation of new patterns of legitimacy at the level of political systems and, second, the transformation of the level of structure and balance of power among regional actors. These two levels of security components within countries and political and security arrangements will change the situation of the region for Iran and will result in new variables and perspectives in the security environment of Iran. Based on this, Iran's national security has seen opportunities (for example, designing and strengthening new patterns of political legitimacy, changing political systems in the public order as well as creating new political and security arrangements at the regional level) and threats such as filling politics Conflict between regional and global rivals.
    Keywords: Security, National Security, Regional Security, Threats, Opportunities, Islamic Republic of Iran
  • MohamadHossein Dashti * Pages 147-168
    Components such as soft power are considered as inevitable part of process of protection in all countries within the international political realm creating the infrastructure necessary for providing soft power. The present research was conducted to identify the capacity of the Islamic Republic of Iran to make soft power and to employ opportunities in order to impact the international relations. The review of authentic resources, and past research and employment of expert comments based on descriptive and survey methods were all the steps taken in conducting this research. In order to analyze data the descriptive – inferential statistics along with SPSS software were used. The statistical universe consisted of 40 individuals from among scholars of Tehran universities on the field. The indexes relative to soft power were determined to be sixteen items according to their level of effectiveness on the national strength of the Islamic Republic of Iran. In the cultural dimension, Iran's cultural situation had the highest level of effectiveness regarding our ancient civilization, in the economic dimension, Iran's relative predominance in producing and distributing a specific goods, and in the political dimension, the solidarity and national trust had the highest level of impaction. Regarding the obtained results and opportunities, it can be pointed to the expansion of national profits in the international level, national power increase, representation of a positive picture of the Islamic Revolution to other nations, establishment of agreement, promotion of security level through public participation in different stages, the increase of geopolitic influence in the region and in the world, reproduction of the resistance concept specifically among the regional nations, and playing the determining role within regional and international interactions and finally, it was concluded that the opportunities to create soft power have contributed to promote the security level of the Islamic Republic of Iran..
    Keywords: power, national power, soft power, national security, international relation, Islamic Republic of Iran
  • Mahnaz Saeedikiya , Nazar Dahmardeh , Marzie Esfandiari * Pages 169-193
    Transnational terrorism is a form of terrorism which attempts to influence more than one country through various possible connections. Few empirical studies conducted about transnational terrorism seek to create a relationship between the sources of transnational terrorism and other identified variables. Therefore, due to the increase of the criminal actions and terrorist attacks in MENA member countries during recent years, this paper was aimed at the investigation of spatial effects of the two mentioned categories on the military expenditures of the selected countries during the period from 2003 to 2016 using spatial panel regression model. The results of the study confirmed the existence of the spatial spillovers so that the occurrence of terrorism in a country has a positive and significant impact on both terrorism and the military expenditures of the neighboring country. Also, the distinction between direct and indirect effects in this study suggested that the indirect effects of terrorism phenomenon were greater than its direct effects. In addition, based on the analysis of the estimation outputs, the findings of the study indicated that criminal actions had no significant effect on the military expenditures which expressed the fact that there was no spatial spillovers between criminal actions and military expenditures as well.
    Keywords: crime, terrorist attack, military expenditures, spatial regression, spatial spillover
  • Mohamadali Mirali* Pages 191-214

    In the history of Islamism in Afghanistan, the political philosophical discourse of the "caliphate" has been one of the most important and most effective form of political Islam in this country. The present article seeks to demonstrate how the political Islam of the caliphate in Afghanistan has been integrated in the framework of the theory of discourse analysis and what identity it has achieved. The findings show that the political Islam of the caliphate in Afghanistan has always been under the skin of politics and power in Afghanistan, but it has become a major discourse in the political and social life of the country during the period between 1881 and 1919 and since 1996. During these periods, in general, the instruction of "caliphate" has been centered in the focal point of the discourse, and, at the same time, formulated the concepts such as Islamic Emirate, Amir al-Momenin, Sharia, tradition, jihad, Pashtunism, security and the world-wide community within itself. The political Islam of the caliphate has competed at this stage in revival with other political discourses of the political Islam and outside the dialogues, and at some levels has succeeded in conquering power in Afghanistan as the hegemonic discourse. This discourse lost its credibility in both periods due to its linkage and mixing with ethnic elements and extremism, and was marginalized and was hegemonic against the hegemonic liberal-democratic nationalist discourse.

    Keywords: caliphate -based Islam, Abdolrahman-khan, Taliban, Afghanistan, Discourse analysis
  • Hamid Mahmoudian*, Alireza Biabannavard Pages 195-215

    With the encounter of various civilizations with the apparent layers of Western civilization and its observation, the scholars of nations have always sought to explain the causes of its stunning and sometimes the decadent of its civilization. The approaches of the indigenous thinkers of different nations to the West can be taken in three categories: adoption of Western civilization, withdrawal of Western civilization and finding a way to fit native conditions. This paper seeks to compare the ideas of Fukotsawa and Malik Ibn Nabi with the two Japanese and Muslim thinkers who are both born in the post-Enlightenment West with their views on their civilization and their relationship with the West. The two seek to find a native answer to solve their civilization problems and belong to the third group. Fukotsawa believes that Japanese civilization must have wisdom in front of Western civilization, and out of prejudice and in accordance with the principles of Japanese civilization offers a native way. Malik Ibn Nabi also, considering the essence of Islam and its effect on the civilization of the Muslim world, believes that religious civilization should be defended against imported and secular civilization. The research question is based on the ideas of Fukotsawa and Malik Ibn Nabi, with regard to native conditions, how we can find a way out of the current conditions of the Third World countries and pave the way for these countries to embark on a new civilization process without losing national and religious identities? The research hypothesis is that Fukotsawa (the pioneer of Japan's civilization advancement) and Malik Ibn Nabi, the theorist of Islamic civilization, both have reform thinking and seek to find a suitable way based on the native conditions that do not intend to merely adopt or reject.

    Keywords: civilization, Malik Ibn Nabi, Fukotsawa, Japan, Islam, West