فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/14
  • تعداد عناوین: 14
|
  • شیدا لیراویانی نژاد ، بنفشه امیدوار * صفحات 1-16
    این پژوهش با هدف تبیین علی رضایت از نقش مادری بر مبنای خودکارآمدی مادری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع هبستگی که با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه ی آماری شامل مادران دانش آموزان مقطع ابتدایی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای تعداد 233 نفر انتخاب گردید. ابزارهای سنجش شامل پرسش نامه خودکارآمدی والدگری، پرسش نامه احساس صلاحیت مادری و پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان بودند. روایی و پایایی ابزارهای این پژوهش مطلوب ارزیابی شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی والدگری، اثر مستقیم معناداری هم بر احساس صلاحیت مادری و هم بر نظم جویی شناختی هیجان دارد. همچنین نظم جویی شناختی هیجان نیز اثر مستقیم معناداری بر احساس صلاحیت مادری دارد. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که نظم جویی شناختی هیجان در ارتباط بین خودکارآمدی والدگری و احساس صلاحیت مادری نقش واسطه ای دارد.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی والدینی، صلاحیت مادری، نظم جویی شناختی هیجان، مادر
  • شیرین سلطانی، مهدی قاسمی ، محمد بادسار * صفحات 16-38
    امروزه یکی از معیارهای مهم برای سنجش درجه ی توسعه یافتگی یک کشور، سطح اشتغال زنان است. بنابراین توجه بیشتر به اشتغال زنان منجر به استفاده ی بهتر از این ظرفیت بالقوه در جامعه می شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر خود اشتغالی زنان روستایی انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان روستایی استان زنجان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایتعداد 200 نفر از آنان انتخاب شد (که تنها 188 پرسش نامه قابل استفاده بود). ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسش نامه بود. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله ی نرم افزارهای SPSS20 و AMOS20 انجام شد. داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل گردید. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با روش برآورد بیزی نشان داد: شرایط اقتصادی، شرایط اجتماعی، دوره های آموزشی و ترویجی، دارای اثر مستقیم معنی داری بر خوداشتغالی زنان روستایی هستند. همچنین، بر اساس نتایج مدل ساختاری میانجی مشخص شد که متغیر عزت نفس و ریسک پذیری در رابطه ی بین متغیرهای شرایط اقتصادی و اجتماعی دارای نقش میانجی جزئی بوده و متغیر ریسک پذیری از نقش میانجی کلی در رابطه بین دوره های آموزشی ترویجی بر خوداشتغالی زنان روستایی برخوردار است. به طور کلی مهیا بودن شرایط اقتصادی، اجتماعی و برگزاری برنامه های آموزشی و ترویجی متناسب همراه با تقویت قابلیت های فردی مانند عزت نفس و ریسک پذیری می تواند زمینه ساز توسعه ی خوداشتغالی در میان زنان روستایی باشد.
    کلیدواژگان: زنان روستایی، خود اشتغالی، عزت نفس، ریسک پذیری، استان زنجان
  • ولیاللهرستمعلی زاده، رضا حبیبی ، فریبا پروینیان * صفحات 39-72
    از آن جا که زنان همواره به عنوان مقصد اصلی سیاست های جمعیتی می باشند، این تحقیق به تبیین سبک زندگی امروزی زنان پرداخته و تاثیر آن را در میزان فرزندآوری آن ها بررسی کرده و با توجه به نظرات آنتونی گیدنز که سبک زندگی را طیفی از عملکردها، نگرش ها، رفتارها، بینش ها، سلایق و فعالیت های روزمره می داند و تلفیق آن با تئوری های انگیزش به ویژه انتقال دوم جمعیتی با رویکرد تحلیل سطح فردی به ارائه ی مدل پرداخته است، پژوهش حاضر از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر شیوه ی جمع آوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق زنان 15 تا 45 سال شهر قزوین هستند و حجم نمونه نیز 400 نفر است که از طریق پرسش نامه محقق ساخته، اطلاعات جمع آوری شده، پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روایی محتوایی پرسش نامه با استفاده از ضریب لاوشه مورد تایید قرار گرفت. جهت بررسی فرضیات نیز از روش های همبستگی و رگرسیون استفاده شد. یافته های این تحقیق نشان می دهند که سبک زندگی زنان امروزی در جهت دستیابی به وسایل لازم برای محقق ساختن خویشتن است که این مقصد با کنش فرزندآوری در تعارض است. بنابراین زنان سعی می کنند به طور اصولی، نابرابری های موجود را به میزان دلخواه تغییر دهند. لذا همان گونه که یافته های این تحقیق نشان می دهد، بیشترین تاثیر تمایل کم فرزندآوری در زنان در دو مولفه ی گرایش و تغییر وضعیت سیاسی و اجتماعی خود را نشان می دهند. در این زمینه می توان با بهره مند شدن از روش های تغییر بینش، گرایش و رفتار و تلاش در جهت استحکام وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان، آنان را با سیاست های جدید جمعیتی کشور همراه ساخت.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، ارزش فرزندآوری، باروری، زنان شهر قزوین
  • منصوره زارعان ، ام البنین چابکی * صفحات 73-96
    این پژوهش، به نگرش زنان قم نسبت به طلاق و رابطه ی آن با عوامل اجتماعی – خانوادگی پرداخته است؛ با این هدف که پیشنهاداتی، برای کنترل برخی عوامل اثرگذار در این زمینه ارایه کند. میزان بالای طلاق در این شهر مذهبی، ضرورت بررسی این پدیده را مورد تاکید قرار می دهد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و به شیوه ی پیمایشی انجام گرفته است. جامعه ی نمونه، متشکل از 400 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه ی محقق ساخته پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS 22 استفاده شد. نتایج نشان داد، رابطه ی بین نگاه زنان به کارکردهای خانواده، پایبندی زنان به ارزش های مذهبی- اخلاقی، تفاوت سطح زوجین، اختلاف سطح خانواده های زوجین، شبکه های حمایتی، استفاده از فضای مجازی، انتظارات زنان از همسر، وجود زن مطلقه در بستگان و آشنایان با نگرش مثبت زنان نسبت به طلاق، معنادار است. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد متغیرهای انتظارات از همسر، وجود زن مطلقه در بین خویشاوندان و آشنایان، استفاده از فضای مجازی و اختلاف عقیده و سطح زوجین بیشترین اثر را بر متغیر وابسته داشته اند و 2/32 درصد از کل تغییرات متغیر وابسته (نگرش مثبت زنان به طلاق) را تبیین می کنند.
    کلیدواژگان: طلاق، نگرش، زنان، قم
  • طاهره حسومی، فاطمه نوشین فرد *، ملوک سادات حسینی بهشتی، فهیمه باب الحوایجی، نجلا حریری صفحات 97-132
    دف پژوهش حاضر، شناسایی مفاهیم اجتماعی قرآن کریم، با تاکید بر جامعه شناسی زن، خانواده و ازدواج به منظور ارائه ی مدل خانواده ی موفق قرآنی می باشد. رویکرد پژوهش حاضر، از نوع آمیخته (کمی و کیفی) است. از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش، توصیفی- تحلیلی و نظریه ای مبنایی است. دامنه ی پژوهش حاضر، آیات اجتماعی قرآن کریم با موضوع زن، ازدواج وخانواده است بر همین اساس، تعداد 398 آیه انتخاب و ترجمه ی آیات وارد نرم افزار اکسل گردید. تحلیل آیات با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام و مقوله های محوری در سه موضوع خانواده، ازدواج و زن تعیین شد. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان علوم قرآنی و جامعه شناسی است که به شیوه ی گلوله برفی انتخاب شد. روایی پرسش نامه توسط 12 نفر از متخصصان علوم قرآنی و پایایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون آلفای کرنباخ مورد سنجش قرار گرفت و مقدار 87/0 حاصل شد. یافته های پژوهش نشان داد، از تحلیل آیات قرآن کریم در موضوع مورد مطالعه 30 مقوله ی محوری، 302 مفهوم و 691 کد حاصل شد که به ترتیب در بخش خانواده با 13 مقوله ی محوری ، 78 مفهوم و 300 کد، در بخش ازدواج 8 مقوله محوری، 64 مفهوم و 111 کد و در بخش زنان با 6 مقوله ی محوری ،160 مفهوم و 280 کد منتج گردید. بیشترین کد حاصل شده در بخش خانواده به دست آمد که در اصل ارائه ی مدل مفهومی پژوهش حاضر هم تاکید بر همین موضوع دارد. همچنین تحلیل آیات نشان داد که بیشترین آیات در موضوع زنان با 206 آیه ، در موضوع خانواده با 145 آیه و در موضوع ازدواج با 47 آیه می باشد. رهاورد پژوهش حاضر پیوستگی آشکار و پنهان آیات قرآن کریم است که نشان دهنده ی اهمیت نهاد خانواده در پیشرفت های اجتماعی جوامع اسلامی است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، خانواده، ازدواج، زن، مدل مفهومی
  • عبدالرضا نواح ، سارا حیدری نژاد * صفحات 133-152
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر در خشونت علیه زنان شهر اهواز صورت گرفته است. داده های این تحقیق با روش پیمایش و با استفاده از پرسش نامه ی خودسنجی از نمونه ای با حجم 200 نفر از زنان متاهل مراجعه کننده به دستگاه قضایی به علت واقع شدن خشونت علیه آن ها توسط همسر خویش به روش نمونه گیری در دسترس جمع آوری شد. فرضیات از طریق ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی گروه های مستقل و رگرسیون چند متغیره آزمون گردیدند. روایی پرسش نامه از طریق روایی صوری مورد سنجش قرار گرفت و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد. ضرایب به دست آمده برای متغیرها 65/0 به دست آمد که براین اساس می توان نتیجه گرفت که ابزار پژوهش ابزاری پایا و اعتمادپذیر بود. نتایج پژوهش نشان داد که بین پذیرش اقتدار مرد در خانواده، جامعه پذیری جنسیتی، داشتن اقتدار و سلطه ی مرد، اعتیاد شوهر، دخالت خانواده ی مرد، نبود حمایت اجتماعی در خشونت علیه زنان رابطه ی معنی داری مشاهده شد. بنابراین هر چه پذیرش اقتدار مرد در خانواده، جامعه پذیری جنسیتیزنان، اقتدار و سلطه ی مرد در خانواده، دخالت اطرافیان زن و مرد و نبود حمایت اجتماعی زنان افزایش یابد، خشونت علیه آن ها نیز افزایش می یابد. هم چنین خشونت علیه زنان در بین زنان دارای شوهر معتاد بیشتر از زنان دارای شوهر غیرمعتاد بوده است. از بین متغیرهای مستقل، به ترتیب بیشترین سهم را در میزان خشونت علیه زنان، پذیرش اقتدار مرد با (387/0= β) ، دخالت خانواده مرد با (373/0=β) ، اقتدار و سلطه ی مردانه با (241/0 = β) ، نبود حمایت اجتماعی با (224/0 = β) و جامعه پذیری جنسیتی با (223/0 = β) دارند.
    کلیدواژگان: دخالت خانواده ی مرد، حمایت اجتماعی، خشونت علیه زنان
  • محمدصادق مهدوی، سید محمد سیدمیرزایی ، الهام دیندار * صفحات 153-176
    مقاله ی پژوهشی حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین مهارت های زندگی و طلاق عاطفی انجام شده است. این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها، پژوهشی توصیفی از شاخه ی مطالعات پیمایشی به شمار می آید و از نظر ارتباط بین متغیرهای پژوهش، از نوع همبستگی است که رابطه ی بین مهارت های زندگی و طلاق عاطفی را بررسی کرده است. جامعه آماری شامل کلیه ی افراد متاهل ساکن شهر شیراز است. حجم نمونه، بر اساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد که با روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای بر اساس مناطق دهگانه ی شهر شیراز انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات، از پرسش نامه ی طلاق عاطفی مریم اسکافی و پرسش نامه ی مهارت های زندگی زوجین که بر اساس شاخص مهارت های زندگی سازمان بهداشت جهانی ساخته شده استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله ی نرم افزار spss 22 وبا به کارگیریآزمون های ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چندگانه انجام شده. نتایج ضریب همبستگی پیرسون حاکی از آن بود که بین مهارت های زندگی و ابعاد آن با طلاق عاطفی رابطه ی معنادار معکوس وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد 7/77 درصد از تغییرات متغیر طلاق عاطفی توسط ابعاد مهارت های زندگی تبیین می شود؛ که نشان دهنده ی نقش و تاثیر مهم مهارت های زندگی در تبیین مساله ی طلاق عاطفی است. از بین ابعاد مهارت های زندگی، مهارت های حل مساله، ارتباط موثر و همدلی بیشترین اثر را در پیش بینی طلاق عاطفی داشتند.
    کلیدواژگان: طلاق، طلاق عاطفی، مهارت های زندگی
  • مرضیه شریفی، فاطمه بهرامی، رضوان سادات جزایری، عذرا اعتمادی ، مریم سادات فاتحی زاده* صفحات 177-196
    با توجه به تاثیرات منفی وابستگی بین فردی بر کیفیت زناشویی زوج ها، مطالعه ی حاضر به منظور بررسی تاثیر درمان تلفیقی تحلیل تبادلی و ذهن آگاهی بر سازگاری زناشویی زنان دارای وابستگی بین فردی انجام گرفته است. در این پژوهش از روش پژوهش مورد منفرد از نوع طرح خط پایه ی چندگانه برای آزمودنی های مختلف استفاده شد. جامعه ی آماری این پژوهش، شامل کلیه ی زنان دارای وابستگی بین فردی بود که به دلیل مشکلات زناشویی به مراکز مشاوره ی شهر فلاورجان مراجعه نموده بودند. نمونه ی مورد پژوهش شامل سه زن دارای وابستگی بین فردی بالا بود که به شیوه ی نمونه گیری هدفمند با استفاده از پرسش نامه ی وابستگی بین فردی (Hirschfield, 1977) و مصاحبه ی تشخیصی انتخاب شدند. مداخله شامل 14 جلسه (90 الی120 دقیقه ای) براساس درمان تلفیقی تحلیل تبادلی و ذهن آگاهی بود. سازگاری زناشویی شرکت کنندگان به وسیله ی مقیاس تجدیدنظر شده ی سازگاری زناشویی (1995 Busby,) در خط پایه (3 تا 5 بار) ، جلسات مداخله (4بار) و پیگیری (3بار) اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله ی تحلیل دیداری نمودارها و شاخص های آمار توصیفی انجام شد. نتایج حاصل از شاخص های روند، ثبات، حداکثر درصد بهبودی، اندازه اثر و ناهمپوشی داده های بین دو موقعیت مجاور نشان داد که درمان تلفیقی تحلیل تبادلی و ذهن آگاهی بر افزایش سازگاری زناشویی هرسه شرکت کننده درپژوهش موثر بوده است. در مجموع این نتایج حاکی از آن است که درمان تلفیقی تحلیل تبادلی و ذهن آگاهی می تواند به منظور ارتقای کیفیت زناشویی زنان وابسته مورد استفاده ی متخصصان قرارگیرد.
    کلیدواژگان: درمان تلفیقی تحلیل تبادلی و ذهن آگاهی، سازگاری زناشویی، وابستگی بین فردی، زنان وابسته
  • نسا کاظمی، زیبا حمیدی، عبدالزهرا نعامی ، محمدنبی صالحی * صفحات 197-216
    زن های متقاضی طلاق که با خیانت زناشویی هم مواجه می شوند، اغلب با آشفتگی، تخلیه ی عاطفی هیجانی شدید واکنش نشان می دهند؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان پردازش مجدد هولوگرافیک بر کنترل عواطف و دشواری در تنظیم هیجان زنان متقاضی طلاق مواجه شده با خیانت همسر بود. پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت. از بین کلیه ی زنان متقاضی طلاق که در سال 1396 از طرف دادگاه خانواده ی شهر ایلام به مرکز اورژانس اجتماعی این شهر، ارجاع داده بودند، تعداد 30 نفر که با خیانت همسر مواجه شده بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت کاملا تصادفی در دو گروه مداخله ای و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از مقیاس PTSD می سی سی پی، پرسش نامه ی کنترل عواطف (Williams & Chambles) ، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (Gratz & Roemer) و پکیج درمان پردازش مجدد هولوگرافیک (Katz, 2005). داده ها با استفاده نرم افزار SPSS-21 و توسط شاخص های توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل آزمون کوواریانس چند متغیری نشان داد که درمان پردازش مجدد هولوگرافیک، تاثیر معنی داری بر کنترل عواطف و دشواری در تنظیم هیجان زنان متقاضی طلاق مواجه شده با خیانت همسر دارد (000/0>p, 1307/30 =F). نتایج آزمون کوواریانس تک متغیری نشان داد که بین پس آزمون دو گروه در کنترل عواطف (000/0>p, 2318/32=F) و دشواری در تنظیم هیجان (000/0>p, 173/02=F) تفاوت معنی داری وجود دارد. درمان پردازش مجدد هولوگرافیک باعث افزایش کنترل عواطف و بهبودی دشواری در تنظیم هیجان در زنان متقاضی طلاق مواجه شده با خیانت همسر می شود. در طی درمان، خاطرات آسیب زا مورد هدف قرار می گیرند. با روی آوردن به صحنه ی تروماتیک و سناریو سازی مجدد صحنه، می توان باعث تخلیه و آزاد سازی انسداد هیجانی خاطرات تروماتیک شد.
    کلیدواژگان: درمان پردازش مجدد هولوگرافیک، کنترل عواطف، دشواری در تنظیم هیجان، زنان متقاضی طلاق، خیانت
  • نرگس پیروزی ، میثم فرخی * صفحات 217-234
    این تحقیق به منظور آگاهی از میزان و چگونگی حضور و مشارکت زنان در مساجد در مساجد شهرستان پاکدشت طراحی و تدوین شده است. در این راستا با 30 نفر از زنان مساجد پاکدشت که به صورت هدف‏مند از 6 مسجد از میان کلیه مساجد شهر پاک‏دشت (با توجه به جهات گوناگون جغرافیایی) انتخاب شدند مصاحبه ی عمیق صورت گرفته است که داده های حاصل از این مصاحبه ها با استفاده از تحلیل مضمون، تجزیه و تحلیل شدند. یافته‏ها نشان داد زنان پاکدشتی در رابطه با میزان حضور خود در فعالیت‏های مشارکتی در مسجد را بین 2 تا بیش از 6 ساعت در هفته بیان کرده‏اند. این مشارکت در امور گوناگونی حاصل می گردد که در مجموع شامل حضور و مشارکت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در مسجد می باشد. مشارکت فرهنگی شامل فعالیتهایی مانند شرکت در فعالیتهای قرآنی، آموزش احکام و اخلاق، کلاسهای تفسیر، جلسات امر به معروف و نهی از منکر، برگزاری اعیاد و مراسمات مذهبی و. . مشارکت اجتماعی شامل فعالیتهایی مانند شرکت در مشاوره های خانوادگی و اجتماعی، هم اندیشی برای حل مشکلات همسایه ها و مردم و مشارکت سیاسی شامل مباحثی مانند شرکت در جلسات بسیج، سخنرانی های سیاسی- عقیدتی می باشد. مشارکت سیاسی، در پایین‏ترین سطح و مشارکت اجتماعی در بالاترین سطح فعالیت قرار داشتند. به این معنا که اغلب زنان مراد نهایی از حضور در فعالیت های مسجد را تعاملات اجتماعی عنوان کرده بودند. با این وجود، در میان این فعالیت‏ها مشارکت فرهنگی از تنوع بالاتری برخوردار بود.
    کلیدواژگان: مشارکت، زنان، مسجد، شهر پاکدشت
  • زهرا قادری، عباس قلتاش ، مرضیه کتابچی * صفحات 235-252
    هدف از انجام این پژوهش مقایسه رضایت زناشویی و امید به زندگی در زنان هیسترکتومی شده با زنان سالم بود. پژوهش از نوع علی-مقایسه ای می باشد. جامعه زنان بیمار شامل کلیه زنان واجد شرایطی است که در شش ماهه دوم سال 93 به بیمارستان دنای شیراز جهت انجام عمل هیسترکتومی مراجعه کرده بودند که برای نمونه 100 نفر از آنها به روش در دسترس انتخاب شدند و جامعه زنان سالم شامل کلیه زنان سالم (زنانی که عمل هیسترکتومی انجام نداده اند) واجد شرایط در شهر شیراز بود که برای نمونه 100 نفر از آنها به روش خوشه ایمرحله ای از بین مادران دانش آموزان دبیرستان انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (1989) فرم کوتاه و پرسشنامه امید به زندگی هرث (1999) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی دو جامعه مستقل و تحلیل واریانس یک طرفه (آنوا) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین رضایت زناشویی ،در زنان هیسترکتومی شده با زنان سالم تفاوت معنا داری وجود ندارد و بین امید به زندگی در زنان هیسترکتومی شده با زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد. همچنین تفاوت معنا داری در نمرات خرده مقیاس های رضایت زناشویی در دو گروه یافت نشد.
    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، امید به زندگی، هیسترکتومی
  • نازنین مکوندی، کورش زارع ، مهدی نداف * صفحات 253-274
    آزار جنسی در محیط کار، از جمله پدیده های مخرب اجتماعی در سازمان بوده که به دلایل متعددی در جامعه سازمانی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم آزار جنسی و استرس شغلی بر بروز رفتار غیرکارکردی شامل غیبت و جابجایی، با در نظر گرفتن نقش واسطه ای (میانجی) فرسودگی شغلی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها همبستگی- علی بوده و حجم نمونه با محاسبات آماری حداقل 273 و روش نمونه گیری خوشه ایتعیین گردید. ابزار سنجش متغیرها و گردآوری داده ها پرسشنامه بوده که روایی آن توسط خبرگان مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ بررسی شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از روش های همبستگی دو متغیری و مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS بهره گیری شد. نتایج نشان دادند آزار جنسی و استرس شغلی هم به طور مستقیم و هم با واسطه فرسودگی شغلی بر قصد جابجایی و غیبت تاثیر معنی داری دارند.
    کلیدواژگان: آزار جنسی، فرسودگی شغلی، استرس شغلی، قصد جابجایی، غیبت
  • حسین قمری گیوی، احمدرضا کیانی ، آرزو مجرد * صفحات 275-290
    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مشاوره سیستمی بوئن بر بخشش و دلزدگی زناشویی در زنان ناسازگار بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری شامل تمام زنانی را شامل می شد که به منظور طلاق در سال 1395 به دادگستری شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش شامل 30 زن ناسازگار (متقاضی طلاق) بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه، شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (هرگروه 15 نفر) گمارده شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های بخشش (ری، 1998) و دلزدگی زناشویی (پاینز، 2004) استفاده شد. برای گروه آزمایشی مشاوره سیستمی بوئن در 7 جلسه یک و نیم ساعته برگزار شد در حالی که گروه کنترل هیچ-گونه مداخله ای را دریافت نکردند. برای هر دو گروه، پیش آزمون و پس آزمون یک هفته قبل و یک هفته بعد از ارائه مشاوره انجام شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که مشاوره سیستمی بوئن به طور معناداری موجب افزایش میزان بخشش و کاهش دلزدگی زناشویی و ابعاد آن شامل خستگی جسمی، خستگی عاطفی، خستگی روانی در زنان ناسازگار می شود (01/0<p). این نتایج می-تواند پشتوانه ای برای بکارگیری روش مشاوره سیستمی بوئن در کاهش دلزدگی زناشویی و افزایش میزان بخشش در زنان ناسازگار باشد تا بدین وسیله علاوه بر مانع شدن از فروپاشی بنیان خانواده، باعث بهبود روابط زناشویی شد.
    کلیدواژگان: مشاوره سیستمی بوئن، بخشش، دلزدگی زناشویی، زنان ناسازگار
  • سیدعلی سبادت ، لیلا مقتدایی * صفحات 291-316
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و سرسختی شغلی مدیران زن در دانشگاه های منتخب انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری کلیه مدیران زن در دانشگاه های منتخب و روش نمونه گیری به صورت در دسترس می باشد و حجم نمونه 150 نفر از مدیران زن بین سال های 1396- 1391 در دانشگاه های منتخب است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سرسختی شغلی مورنو جیمز و همکاران (2014) و پرسشنامه تجدید نظر شده ی سرمایه اجتماعی مقتدایی (1390) که مقدار پایایی آن ها به ترتیب 88/0 و 87/0 می باشد استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده گردید. در این پژوهش برای تحلیل مدل از روش " مدل سازی معادلات ساختاری" با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است که نتایج نشان داد که الگوی مفهومی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار است. از طرف دیگر، نتایج نشان داد که بین سرمایه اجتماعی با سرسختی شغلی رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد؛ یعنی با افزایش سرمایه اجتماعی مدیران زن میزان سرسختی شغلی آنان افزوده می گردد. یافته های پژوهش به زنان مدیر کمک می کند تا آگاهی های لازم را در زمینه شغل خود کسب نموده و در نهایت منجر به ارتقاء سرسختی شغلی آنان می گردد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، سرسختی شغلی، مدیران زن
|
  • SH Liraviani njad , B Omidvar* Pages 1-16
    This research was conducted with the aim of explaining the causative maternal sense of competency based on parental self-efficacy of mothers and the cognitive emotion regulation strategies. The research method is a descriptive-correlational study using structural equation modeling method. Participants were 233 mothers were selected by cluster sampling in elementary student in Shiraz. Measurement tools included Parental self-efficacy measure, cognitive emotion regulation strategies scale and Parenting Sense of Competence Scale. The reliability and validity of these scales were favorable. The results showed that parental self-efficacy of mothers has a direct and significant effect on the maternal sense of competency and cognitive emotion regulation strategies. Also, cognitive emotion regulation strategies has a direct effect on maternal sense of competency. Based on the findings of the study, it can be concluded that the cognitive emotion regulation strategies in the relationship between parental self-efficacy of mothers and maternal sense of competency is a mediator.
    Keywords: maternal sense of competency, parental self-efficacy, cognitive emotion regulation strategies, mother
  • Shirin Soltani, Mehdi Ghasemi , Mohammad Badsar* Pages 16-38
    Nowadays one of the most important criteria for assessing the degree of development of a country is the level of women's employment. Therefore, more attention to women's employment leads to better use of this potential capacity in society. This study has been conducted with the aim of investigation factors influencing rural women's self-employment. The population of this study was including rural women in Zanjan Province that 200 of them were selected by using cluster sampling method (only 188 questionnaires were usable). A questionnaire was used to collect the data. Data analysis was performed by using SPSS20 and AMOS20 software. The collected data was analyzed using structural equation modeling multivariate technique. The results based on direct structural model with Bayesian estimation method showed that economic conditions, social conditions and education and extension courses had a significant direct effect on rural women's self-employment. Also, the result based on the mediation structural model showed that self-esteem and risk taking variables had a partial mediation on the relationship between economic conditions and social conditions with rural women's self-employment, and risk taking variable had a full mediation on the relationship between extension and educational courses with rural women's self-employment. Generally availability of economic and social conditions and conducting appropriate educational and extension programs along with strengthening individual capabilities such as self-esteem and risk-taking can be the basis for self-employment development among rural women.
    Keywords: Rural women, Self-employment, Self-esteem, Risk taking, Zanjan Province
  • Valiollah Rostamalizadeh, Reza habibi , fariba parvinian* Pages 39-72
    Since women have been the main target of any demographic policies, this study explains the modern lifestyle of women and its effects on their low fertility. Anthony Giddens views lifestyle as a spectrum of functions, attitudes, behaviors, insights, tastes and everyday activities and integrates it with motivational theories, especially the second-demographic transition with an individual-level analysis approach to present the model.This study is an applied one in terms of goal, and is descriptive in terms of its data collection method. This study examines the fundamental elements of women’s lifestyle including insights, attitudes, behavior and the status of current actors in society with individual level analysis approach. The statistic population of this research includes 400 Qazvinian women aged between 15 to 45 and the data is obtained through a questionnaire. Findings show that women’s modern lifestyle encourages women toward striving for self-realization which is in contradiction with child bearing. Hence, women try to basically change inequalities to their own satisfaction. As the findings indicate, the greatest impact of women’s low tendency toward child bearing is felt in two elements of lifestyle attitude and socio-political changes. By utilizing methods for changing insight, attitude and behavior and strive for strengthening women’s legal and social status, one can bring women to accompany new demographic policies of the country.
    Keywords: lifestyle, childbearing practice, women of Qazvin, fertility, modernity
  • Mansoreh zarean , Ommolbanin Chaboki* Pages 73-96
    This study examines social and family factors affecting on women's attitudes toward divorce in the city of Qom; with the goal of suggestions to control some of the factors influencing the propensity of women to divorce. The high rate of divorce in this religious city, emphasizes to examine this phenomenon. This survey study is descriptive – analytic. Sample population consists of 400 women which were selected through multi-stage cluster sampling technique and responded to the researcher - made questionnaire. For data analysis, SPSS 22 was used. The findings indicate that there are meaningful relationship between independent variables (Women perspective to family functions, Women adherence to moral- religious values, The discrepancy between the spouses, Families' couples gap, Support networks, The use of cyberspace, Women expectations of wife, There divorcee relatives and acquaintances) and dependent variable (Women positive attitude toward divorce). The results of Stepwise Regression analysis also show 4 variables (Women expectations of wife, There divorcee relatives and acquaintances, The use of cyberspace, The discrepancy between the spouses), predict 32/2% of the changes in dependent variable (Women positive attitude toward divorce).
    Keywords: divorce attitude women Qom
  • tahereh hasoomi, fatemeh nooshinfard*, Molukosadat Hoseini Beheshti, fahimeh babalhavaeji, nadjla hariri Pages 97-132
    The purpose of this study is to identify social concepts of the Holy Quran with emphasis on the sociology of women, family and marriage in order to provide a successful Quranic family model.The research approach is of a mixed type (quantitative and qualitative) and is purposeful, applied, as well as in terms of method, descriptive-analytical and theoretical basis. The research field is the social verses of the Holy Quran with the subject of women, marriage and family then 398 verses were selected and the verses translated into Excel software.The analysis of verses was done using open and axial coding and the main categories were categorized in three categories: family, marriage, and woman. The statistical population of the study included experts in Quranic sciences and sociology that was selected by snowball.The findings of the study showed that from the analysis of Quranic verses in the subject, 30 core categories, 302 concepts and 691 codes were obtained, respectively, in the family section with 14 categories of topics, 78 concepts and 300 codes, in the marriage section, 8 categories, 64 categories Concept and 111 codes, and in women with 9 categories of topics, 160 concepts and 280 codes Most of the code obtained in the family section was obtained which in essence the presentation of the conceptual model of the present research emphasizes the same issue. Another result from the analysis of verses showed that the most verses in the subject of women with 206 verses, in the subject of the family with 145 verses And in the subject of marriage you have 47 verses In this study, the apparent and hidden coherence of Quranic verses on the importance of the family institution in social progress in Islamic societies. Utilizing the Quranic model of a successful family can contribute to this goal.
    Keywords: Holy Quran, family, marriage, woman, conceptual model
  • Abdol Reza Navah , Sara Heydari Nejad* Pages 133-152
    This study aimed to Identification of effective factors on violence against women in Ahvaz city. The data of this study is to survey using self-report questionnaire of a sample size of 200 married women referred to the judiciary the real cause of violence against them by their spouse were collected by sampling. Assumptions through Pearson correlation coefficient, independent t-test and multivariate regression were tested. Its validity was assessed through validity and reliability through Cronbach's alpha coefficient was calculated. The coefficients obtained for the variables are 0.65, which can be concluded that the research tool was a reliable and reliable instrument. The results showed that the acceptance of male authority in the family, gender socialization, authority and male domination, addiction husband, male and family involvement, lack of social support in violence against women, a significant relationship was observed. Therefore, the greater the acceptance of male authority in the family, the gendered socialization of women, the authority and domination of the man in the family, the involvement of men and women around the community and the lack of social protection of women, violence against them also increases. Also, violence against women among women with addicted husbands has more than women with unmarried husbands, of the independent variables, the highest share was observed in the rate of violence against women, acceptance of male authority (β = 0.387), husband's interference with (β = 0.373), authority and male domination (β= 0.241), Lack of social protection with (β=0.224) and gender socialization with (β=0.223).
    Keywords: male family involvement, gender socialization, violence against women
  • Mohammad Sadegh Mahdavi, Seyyed Mohammad Seyyed Mirzaee , Elham Dindar* Pages 153-176
    The present study was attempt to investigate the relationship between life skills and emotional divorce. In this research, the method of collecting data is descriptive and survey research and it used correlation in order to show the relationship between variables such as life skills and emotional divorce. The participants of the study involved all married people of Shiraz. Sample size were 384 citizenships of shiraz using Cochran formula who were selected from 10 regions of this city based on multistage cluster sampling. The researcher used two types of questionnaires. The former was Maryam Eskafi's emotional divorce questionnaire and the latter was couple's life skills questionnaire according to the World Health Organization's Life Skills Index. The researcher used Pearson correlation coefficient tests and multiple regression coefficient and data analysis was administered with SPSS software (version 22). The Results of Pearson Correlation Coefficient indicated that there was a negative and significant relationship between life skills and its dimensions with emotional divorce and vice versa. Also, the results of regression analysis revealed 77.7 percent of the variations of emotional divorce were related to the life skills which showed important role and influence of life skills to explain emotional divorce. Among the dimensions of life skills, Problem solving skills, effective communication and empathy were the most effective types to predict emotional divorce
    Keywords: divorce, emotional divorce, life skills
  • marziye Sharifi, fateme bahrami, rezvan jazayeri, Ozra Etemadi , mariam sadat fatehizade* Pages 177-196
    Considering the negative effects of interpersonal dependency on marital quality of couples, current study conducted to investigate effect of Mindfulness-integrated transactional analysis therapy on marital quality of women with interpersonal dependency. In the study a single case study with multiple baselines was used for different subjects. The study’s statistical community included all of women with interpersonal dependency that referred to counseling centers in Falavarjan city because of marital problems. The study sample consisted of three women with high interpersonal dependency that were selected by purposive sampling using Interpersonal dependency inventory (IDI; Hirschfeld et al., 1977) and diagnostic interviews. The intervention included 14 sessions (90-120 minutes each) based on Mindfulness-integrated transactional analysis therapy. Marital adjustment was measured by the Revised Dyadic Adjustment Scale (RDAS; Busby et al., 1995) at baseline (3-5 times), during Intervention (4 times), and follow up (3 times) sessions. Analysis was conducted by visual analysis and descriptive statistics. The results of Trending, Stability, Maximum percentage of Improvement, Effect size, and Percentage of Non-Overlapping Data, indicated that Mindfulness-integrated transactional analysis therapy has been effective on marital quality of all three women participated in the research. Overall, the results suggest that Mindfulness-integrated transactional analysis therapy can be used by Specialists to enhance marital quality of dependent women.
    Keywords: Mindfulness-integrated transactional analysis therapy, marital quality, Interpersonal dependency, dependent women
  • nesa kazemi, ziba hamidi, abdulzahra naami , mohammadnabi salehi* Pages 197-216
    Women Applicants for the Divorce Faced with Infidelity often react with distress, emotional exhaustion, and emotional exhaustion. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of holographic re-treatment on affective control and difficulty in emotion regulating of Women Applicants for the Divorce Faced with Infidelity.The present study was a pre-test and post-test semi experimental design with control group. Among all divorced women who referred to the emergency medical center of this city in Ilam city district in 2017, 30 people who had been confronted by wife's betrayal were selected by random sampling method and were randomly selected. They were assigned to intervention and control groups (each group was 15).The instruments used in this study were Mississippi PTSD scale, emotional control questionnaire (Williams & Chambles), difficulty in emotions regulation (Graz and Romer), and holographic re-treatment treatment package (Katz, 2005). Data were analyzed using SPSS-21 software and descriptive statistics and covariance analysis.The results of multivariate covariance analysis indicated that holographic reprocessing had a significant effect on affective control and difficulty in emotion regulating of Women Applicants for the Divorce Faced with Infidelity )F=1307/30 , p<0/000). The results of one-variable covariance test showed that there was a significant difference between two groups in affective control )F=2318/32 , p<0/000) and difficulty in emotion regulation (P <0.000, F = 173/02) There is. Holographic reprocessing treatment increases affective control and Recovery of difficulty in emotion regulationg in the Women Applicants for the Divorce Faced with Infidelity. During the treatment, the damaging memories are targeted. By turning to the traumatic scene and scene regeneration of the scene, evacuation and release of the emotional blockade of traumatic memories can be made.
    Keywords: holographic reprocessing, affective control, difficulty in emotion regulation, Women Applicants for the Divorce, Infidelity
  • narges pirozi, meysam farokhi* Pages 217-234
    This research has been designed and developed to understand the extent and the way women participate and participate in mosques in the mosques of Pakdasht city. In this regard, with 30 women of Pakdasht mosques who were purposefully selected from 6 mosques from all of the mosques in the city of Pakdasht (with different geographical perspectives), an in-depth interview was conducted that the data from this interview They were analyzed using thematic analysis. The findings revealed that Pakistani women expressed their presence in participating in mosque activities between 2 and more than 6 hours a week. This participation in various affairs results in a total participation of cultural, political and social participation in the mosque. Cultural involvement includes activities such as participation in Qur'anic activities, teaching of sentences and ethics, interpreting classes, celebrations and denials, celebrations and religious ceremonies, etc. Social participation includes activities such as participation in family and social counseling, reflection Political-ideological speeches to solve problems of neighbors and people and political participation include discussions such as attending Basij meetings. Political participation at the lowest level and social participation was at the highest level of activity. In the sense that most women were referred to as social interactions from the presence of mosque activities. Nevertheless, cultural participation was more diverse among these activities.
    Keywords: Participation, women, mosque, city of Pakdasht
  • zahra ghaderi, abbas gholtash, marziyeh ketabchi* Pages 235-252
    The main objective of this study was to compare the level of marital satisfaction and life expectancy between Hysterectomies and normal women.This is a causal-comparative study. The statistical population of patients group included all the women who qualified the study criteria and were admitted to Dena hospital in the city of Shiraz for hysterectomy operation in the period of 23rd of September 2014 to 20 of March 2015. The patient sample composed of 100 women who were selected from the patient statistical population with convenient sampling method. The statistical population of healthy group consisted of all the women in Shiraz who qualified the study criteria and never undergone hysterectomy operation. The healthy sample comprised of 100 healthy women from the above group, selected from the mothers of high school students in Shiraz with Multi-stage cluster sampling method. For data collection, two questionnaires were administered: 35-item Enrich Standardized Questionnaire of Marital Satisfaction short form (1989) and Hrs life expectancy Inventory (1999) .For statistical analysis, independent t-test and One-way ANOVA were used. The results show that there was not any significant relationship for marital satisfaction between healthy and patient groups however there was significant relationship for life expectancy between healthy and patient groups. In addition, there was not any significant difference between marital satisfaction sub-scales scores between the two groups.
    Keywords: life expectancy, marital satisfaction, hysterectomy
  • nazanin makvandi, kurosh zare , mahdi Nadaf* Pages 253-274
    Sexual harassment at work environment e is a destructive social phenomenon and has been infrequently studied among Iranian organizations. This study aimed to examine direct and indirect effects of sexual harassment and job stress on dysfunctional behavior of employees (including absenteeism and turnover) due to the mediating role of burnout. The present study was applied in terms of purpose and in terms of data collection method, is correlation–causal research and the sample size was determined with a statistical analysis of at least 273 and a cluster sampling method was used. A tool for measuring variables and collecting data was a questionnaire whose validity was confirmed by the experts and its reliability was verified by Cronbach's alpha. In order to analyze the data and to test hypothesis correlation quotient and structural equation modeling by SPSS and AMOS were used. The results showed that sexual harassment and occupational stress had a significant effect on the intention of turnover and absenteeism, both directly and indirectly through job burnout.
    Keywords: sexual harassment, job burnout, stress, turnover intention, absenteeism
  • Hosein Ghamarigivi, Ahmadreza kiani , Arezoo Mojarrad* Pages 275-290
    The purpose of this study was to survey Effectiveness of Bowen Systemic Consulting on forgiveness and marital burnout in maladaptive women. The method of research was Quasi-experimental and pretest – posttest with multi groups. The statistical population included all women who were referred to the Justice Department in Ardabil in order to divorce in 2016. The sample consisted of 30 non-compliant women (divorce applicant) were selected by available sampling method and random assigned to two groups, one experimental group and one control group (each group was 15). From questionnaires forgiveness (Rey, 1998) and marital burnout (Pines, 2004) was used to collect information. For experiment group, Bowen Systemic Consulting were held in 7 sessions in one and a half hours whereas control groups did not receive any training. For both of groups, pre-test and post-test were performed one week before and one week after counseling. The results of covariance analysis showed that Bowen Systemic Consulting significantly increased the amount of forgiveness and decreased marital burnout and its dimensions include physical exhaustion, emotional exhaustion, and mental exhaustion in maladaptive women (p>0/01). These results can be backed up to use Bowen Systemic Consulting method to reduce marital burnout and increase the amount of forgiveness in Incompatible women. In this way, in addition to preventing the collapse of the family foundation, it improved marital relations.
    Keywords: Bowen Systemic Consulting, forgiveness, marital burnout, incompatible women
  • Sayed Ali Siadat , Leila moghtadaie* Pages 291-316
    The present study aimed to explore the relationship between social capital and occupational hardiness of female managers in selected universities. The research method is descriptive and correlational. The statistical population is all female managers in selected universities and the sampling method was convenience. The sample size is 150 female managers in years 2012-2017 in selected universities. Data were collected using occupational hardiness questionnaire by Moreno James et al. (2014) and the revised social capital questionnaire by Moghtadaie (2011) whose reliability were 0.88 and 0.87 respectively. SPSS and PLS software were used to analyze the data. To analyze the model, "structural equation modeling" method has been used with partial least squares approach. The results showed that the conceptual model of research has desirable fit. Moreover the research findings indicated that there is a positive and significant relationship between social capital and occupational hardiness; that is, female managers' occupational hardiness will increase by the increase in their social capital. The findings of this study would help female managers to acquire the necessary knowledge in their job, which promotes their occupational hardiness.
    Keywords: social capital, occupational hardiness, female managers