فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 4 (پیاپی 50، زمستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/11/14
  • تعداد عناوین: 13
|
  • سیما اسعدی، اسماعیل فاتحی فر *، رسول علی اشرفی پور، محمد رستگاری صفحات 1-7
    کلانشهر تهران از نظر آلودگی هوا در رده ی بالایی قرار گرفته است و این امتیاز منفی، سلامتی ساکنان این منطقه را تهدید می کند. ترکیبات آلی فرار و به خصوص بتکس ها، گروه بزرگی از آلاینده های هوا هستند که نقش بحرانی در شیمی اتمسفر شهر تهران بازی می کنند. بنزن، مهم ترین ترکیب این آلاینده ها بوده و موجب بروز سرطان خون و بیماری های مرتبط با آن می شود. ترکیبات آلی فرار بایستی در مکان های مختلف شهری شناسایی و سنجش شوند، تا بتوان آن ها را کنترل کرد. برای سنجش مقدار آلاینده های ترکیبات آلی فرار در هوای شهر تهران، 32 ایستگاه شامل مناطق مسکونی، ترافیکی، صنعتی و شاهد انتخاب شدند و با استفاده از دستگاه پرتابل، اندازه گیری شدند. این اندازه گیری ها در دو مرحله (مرداد و شهریور 1391 و نیز بهمن و اسفند 1391) انجام شدند. میانگین غلظت ترکیبات آلی فرار، در مرحله اول و دوم، در محیط شهری به ترتیب 14/3 پی پی بی و 65/3 پی پی بی می باشد. طبق نتایج تحلیل مکانی ترکیبات آلی فرار با استفاده از نرم افزار آرک ویو، انتشار این آلاینده ها در حجم بالا از صنایعی مانند پالایشگاه اتفاق می افتد. پس به این ترتیب در شهر تهران، نقاطی که مقدار ترکیبات آلی فرار بالاست، شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: آلودگی هوای تهران، ترکیبات آلی فرار، تحلیل مکرانی ، نرم افزار Arcview
  • مهدی رجبی *، میلاد بیرانوند صفحات 9-15
    طوفان های گرد و غباری که اغلب در مناطق خشک و نیمه خشک جهان روی می دهند حجم زیادی از ذرات معلق را با خود حمل می کنند و از این رو به عنوان یکی از مهمترین معضلات زیست محیطی در مقیاس های منطقه ای و بین المللی تلقی می گردند. این تحقیق به ارزیابی مقادیر فلزات سنگین در ذرات گرد و غبار ته نشین شده در شهرهای سنندج، خیر آباد و اندیمشک در غرب ایران می پردازد. نمونه برداری ذرات گرد و غبیار از 03 خرداد 1091 بمدت یکسال در بازه های زمانی 13 روزه و به طیور همزمان در سه ایستگاه مذکور با استفاده از روش Gauge Deposit Method صورت گرفت و اندازه گیری فلزات Fe و Mn با استفاده از جذب اتمی به روش شعله و Ni, Cr, Cd, Pb, Ag, As, Cu, Zn به روش کوره گرافیکی انجام شد. سپس سطح آلودگی فلزات سنگین با استفاده از Index Enrichment و (Igeo) Geo-Accumulation Index شاخص های Factor (EF) ارزیابی گردید. نتایج شاخص های Igeo و EF میزان آلودگی Ag و Cu را بیش از دیگر فلزات سنگین در گرد و غبار هر سه ایستگاه ارزیابی کرد. علی رغم کمتر بودن میانگین میزان گرد و غبار باریده در ایستگاه سنندج، غلظت فلزات سنگین در ذرات گرد و غبار این ایستگاه در مقایسه با ایستگاه های دیگر بطور نسبی بیشتر بود. بیشترین گرد و غبار باریده بر واحد سطح در ایستگاه اندیمشیک، سپس ایسیتگاه خر آباد و نهایتا ایستگاه سینندج بدسیت آمید. یمن آنکیه حیداک ر و حداقل میزان گرد و غبار باریده بر سه ایستگاه به ترتیب در اردیبهشت و بهمن ثبت شد.
    کلیدواژگان: ذرات معلیق، Index Accumulation-Geo ، Index Factor Enrichment ، فلزات سنگین
  • مجتبی رفیعیان *، علی اکبر تقوایی، مریم مروت نیا صفحات 17-26
    امروزه از مسائل اساسی شهرها و فضاهای شهری عدم کارایی و افول کیفی آنهاست. تا پیش از صنعتی شدن، اصول برنامه ریزی شهرهای سنتی برپایه ارزش های ساکنان شهر و در پی هویت بخشی به بافت شهر بود. به تدریج با عدم حفظ تعادل متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، نوعی گسست کالبدی و فرهنگی و اجتماعی در سطح محلات شهری ایجاد گردید، که منجر به ناکارآمدی آنها و کاهش رضایتمندی ساکنان شد. هدف از این مقاله، بررسی مولفه های اثرگذار در مطلوبیت سکونتی در شهرهای سنتی خودرو در مقایسه با شهرهای جدید و مقایسه تطبیقی میزان مطلوبیت سکونتی در این دو شهر می باشد. جهت دستیابی به این امر، از روش معادلات ساختاری که ترکیبی از دو رویکرد تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر می باشد، استفاده شده است. پس از بررسی داده ها از طریق آزمون T مطلوبیت سکونتی در شهر هشتگرد با اختلاف معناداری بیشتر از شهر جدید هشتگرد بوده است. ضرایب استاندارد مدل تحلیلی پژوهش نشان از بیشترین تاثیرپذیری مطلوبیت سکونتی از مولفه اجتماعی در مقایسه با مولفه کالبدی در دوشهر دارد، میزان اهمیت مولفه کالبدی در شهر جدید با ارتباط 60 درصدی بیشتر از شهر قدیم با میزان ارتباط 50 درصدی می باشد. علاوه بر آن پژوهش نشان داده است که با افزایش مدت اقامت ساکنان در شهر رضایتمندی ساکنان افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: رضایت مندی سکونتی، مدل معادلات ساختاری، شهر هشتگرد، شهر جدید هشتگرد
  • سید مهدی حسینی فرد *، هادی قربانی، مصطفی آقازاده، مجتبی حسینی فرد صفحات 27-36
    هدف از این پژوهش سنتز نانو ذرات دی اکسید منگنز (MnO2) و تعیین کارآیی آن در حذف سرب از محلول های آبی بود. به این منظور نانو ذرات دی اکسیدمنگنز به روش الکتروشیمیایی کاتدی سنتز گردید و تاثیر پارامترهایpH، زمان تماس، مقادیر جاذب و اثر غلظت اولیه بر فرآیند جذب سرب در سیستم ناپیوسته مورد بررسی قرار گرفت. ایزوترم های جذب لانگمیر و فرندلیچ و همچنین سینتیک های جذب سرب بر روی جاذب نانو ذرات دی اکسید منگنز بر اساس مدل های هو و همکاران و لاگرگرن بررسی شد. جهت مشخصه یابی و بررسی مورفولوژیکی نانو ذرات دی اکسید منگنز (MnO2) از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) ، دستگاه پراش نگار اشعه ایکس (XRD) و طیف سنج مادون قرمز (FTIR) استفاده گردید. تصاویر تولیدی با میکروسکوپ الکترونی روبشی نشان داد که اندازه این ذرات 30 تا 50 نانومتر است. نتایج نشان داد که با افزایش pH محلول آبی از 3 تا 6، درصد و ظرفیت جذب سرب افزایش می یابد، به طوری که در pH برابر با 6 میزان جذب به حداکثر خود رسید ولی در pH برابر 7 کاهش یافت. لذا pH بهینه برای حذف سرب با استفاده از نانو ذرات دی اکسید منگنز برابر با 6 بدست آمد. افزایش زمان تماس باعث افزایش راندمان حذف شد. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت یونهای سرب ظرفیت جذب افزایش ولی راندمان جذب کاهش می یابد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از نانوذرات دی اکسیدمنگنز به عنوان یک روش مناسب باپتانسیل بالا درحذف سرب از محلولهای آبی است.
    کلیدواژگان: پالایش سرب، نانو ذرات، دی اکسید منگنز، الکتروشیمیایی، محلول های آبی
  • فاطمه رجب نیا، سید حسین هاشمی *، ریحانه رسول زاده، سعید صوفی زاده صفحات 37-42
    پساب صنعت نساجی یکی از آلودهترین پسابهای صنعتی است. تاکنون روش های مختلفی برای تصفیه این نوع پساب به کار رفته است. در این میان ازن به دلیل اکسیدکنندگی قو ی و حمله به باندها ی دوگانه مولکول های رنگ می تواند برای تصفیه این نوع پساب به کار رود. هدف از این پژوهش تعیین pH و زمان بهینه برای حذف آلاینده های پساب صنعت نساجی است. در این تحقیق آزمایشات داخل یک راکتور 2/4 لیتری با mg 341/ 1393 ازن ورودی انجام گرفت. کارایی حذف رنگ و COD 1 با استفاده از روش ازن زنی در pH 5 و 9 و زمان ها ی مختلف بررسی شد. نتایج نشان داد که بهترین کارایی روش ازن زنی در 9= pH و زمان 99 دقیقه است. تحت شرایط بهینه میزان حذف COD 6/21 درصد و میزان کاهش رنگ به ترتیب برابر بود با 56/22 ،63/33 و 36/99 درصد. از آنجاکه قدرت معدنی کردن ازن کم است و کاربرد آن به تنهایی و برای رسیدن به سطح مطلوب تصفیه، از لحاظ اقتصادی به صرفه نیست، پیشنهاد می شود که این روش در ترکیب با روش های دیگر استفاده شود.
    کلیدواژگان: پساب صنعت نساجی، تصفیه، ازن زنی، pH
  • صادق صالحی *، احمد بخارایی، ژیلا احمدی صفحات 43-52
    امروزه افزایش جمعیت، زندگی مدرن و تغییر الگوهای مصرف منجرر بره تولید روزانه حجم قابل توجهی پسماند میشوند و کمبود زمین به منظور دفن بهداشتی پسماند و ماندگاری طولانی مدت برخی از انواع پسماند مانند شیشه، پلاستیک و…، تاثیرات نامطلوب زیست محیطی (آلودگی های خاک، آب و هوا) در پی خواهند داشت. بنابراین، مدیریت پسماندها به ویژه پسماندهای خانگی از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از راهکارهای مناسب در این زمینر تفکیک پسماندهای خانگی است. شهرداری تهران نیز در سال های اخیر تلاش کرده است تا شهروندان را نسبت به این امر ترغیب کند. تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش آموزش و دانش تفکیک پسماند در مدیریت پسماندهای خانگی در منطقه 8 شهرداری تهران در سال 1394 انجام شد. 400 نفر از شهروندان این منطقه به صورت نمونه گیری سهمیه ای= تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و تحلیل آن با استفاده از نرم افزار spss انجام شد. نتایج نشان می دهد دانش شهروندان نسبت به انواع پسماند در سطح بالایی بود اما مشارکت شهروندان در سطح متوسطی قرار داشت. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که بین آموزش تفکیک پسماند، زمان آموزش و دانش نسبت به تفکیک پسماند با رفتار تفکیک پسماند رابطه مستقیم و مثبت وجود دارد. بین متغیرهای جمعیتی سن، جنس، تحصیلات و رفتار تفکیک پسماند رابطه آماری معنی داری به دست نیامد. به طور کلی نتایج تحقیق حاضر ضمن تایید تجربی تاثیر آموزش بر رفتار تفکیک پسماند توسط شهروندان، ضرورت توجه به سایر عوامل اجتماعی و فرهنگی را نیز مطرح می کند. به عبارت دیگر، عامل آموزش و ارتقا سطح دانش به تنهایی نمی توانند منجر به تفکیک پسماند شوند و باید در کنار سایر عوامل موثر در رفتار تفکیک پسماند بررسی شوند.
    کلیدواژگان: مدیریت پسماند، آموزش شهروندان، دانش شهروندان ، شهرداری تهران
  • مهدی پناهی *، سید حسن میرهاشمی صفحات 53-58
    امروزه با توجه به خشکسالی های اخیر و گرمایش زمین مدل سازی و پیش بینی پارامترهای اقلیمی امری اجتناب ناپذیر به نظر م یرسد که در میان روش های موجود استفاده از الگوریتم های داده کاوی در پییش بینی عناصر اقلیمی کاربرد وسیعی پیدا کرده است، لذا در این پژوهش دو الگوریتم داده کاویCART و CHAID درپیش بینی دمای هوای ایستگاه سینوپتیک اراک مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های هواشناسی شامل متوسط ساعات آفتابی، دمای نقطه شبنم، درصد رطوبت نسیبی، سرعت باد، کمبود فشار بخار اشباع طی دوره چهل وشش ساله (2335-1993) مورد استفاده قرار گرفته شد. پس از معرفی داده های هواشناسی به صورت متوسط ماهانه به عنوان متغییرهای ورودی و متوسط دمای ماهانه ماه بعد به عنوان متغییرهای خروجی ی بیه دو الگیوریتم میذکور، 2 الگوریتم ها توسط دو شاخص آمیاری ریریه همبسیتگی (R (و متوسیط مطلق خطا (MAE) مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس دو شاخص آماری مدل درختی CHAID با مقدار 915. 0 = R و 77. 2 = MAE عملکرد بهتری در پیش بینی دمای متوسط ماه بعد نسبت به الگیوریتم CART داشته است.
    کلیدواژگان: پیش بینی، مدل درختی، CART، CHAID، دمای متوسط ماهانه، ایستگاه سینوپتیک اراک
  • احمدرضا محرابیان *، راضیه غفوری، علی موذنی صفحات 59-73
    تهدیدهای گسترده علیه بیوسفر جهانی و کمبود بودجه های حفاظتی، شیوه های کارامدتری را جهت اجرای طرح های حفاظتی بنا نهاده است. رویکرد جامع نگر به تنوع زیستی رویکرد رویکرد حفاظت اکوسیستم محور را تقویت نموده است. حوضه آبریز تالاب میقان اراک بواسطه اهمیت اکوسیستمی و تهدیدهای گسترده زیست محیطی به عنوان یک نمونه مناسب جهت این ارزیابی انتخاب گردیده است. در حوضه آبریز تالاب میقان شرایط اکوتونی ناشی از تغییر تدریجی رویشگاه های هالوفیت به رویشگاه های غیر هالوفیت، رویشگاه های کویری به کوهستانی و رویشگاه های خشکی به رویشگاه های تالابی و نیز حضور رویشگاه های متباین، تنوع گونه ها، ریختارها و اجتماعات گیاهی، تنوع بالای جانوری، پتانسیل ایجاد تالاب بین المللی و قابلیت ایجاد منطقه مهم پرندگان، وجود منطقه شکار ممنوع از اهمیت اکولوژیکی و اکوتوریستی زیادی برخوردار شده است. به علاوه عدم وجود رودهای دائمی، خشکسالی، برداشت بی رویه آب های زیر زمینی ، تغییر شیب هیدرولوژیکی، کاهش کیفت آب های زیر زمینی، آلودگی های شیمیایی و میکروبی، برداشت املاح و عدم وجود مطالعات آمایش سرزمینی و سبب چالش ها و آسیب جدی در مدیریت و حفاظت تالاب شده است. بنابراین ارزیابی و تدوین اطلاعات پایه این منطقه و اجرای برنامه های مدیریتی نقش مهمی در حفاظت تالاب خواهد داشت.
    کلیدواژگان: تالاب میقان، اکوسیستم، تهدیدها، حفاظت، مدیریت
  • صدیقه عطرکار روشن *، زهرا فتحی صفحات 75-83
    اگرچه مدت هاست بشر متوجه اهمیت محیط زیست به عنوان بستر توسعه پایدار در زندگی خود شده، اما تهدیدات زیست محیطی در فرایند توسعه کشورها یک واقعیت انکارناپذیر است. از طرفی، بی توجهی به عوامل موثر بر توسعه پایدار، می تواند، پیامدهای جبران ناپذیری را برای جوامع بشری در برداشته باشد در این راستا، با توجه به نقش آموزش در پیشگیری از تخریب محیط زیست، هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش بر رشد تولید و انتشار CO2 به عنوان شاخص کیفیت محیط زیست طی دوره ی 1992 تا 2112 در کشورهای منتخب خاورمیانه است دراین تحقیق برای آزمون فرضیه ها، مدل اقتصاد سنجی پنل پویا به روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) برای ایران و 11 کشور منتخب منطقه منا (کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا) به کار گرفته شده است نتایج حاصل از تخمین مدل، حاکی از تاثیر مثبت و معنی دار متغییر آموزش (متوسط سال های مدرسه رفتن) با ضریب 0. 12 بر بهبود کیفیت محیط زیست و کاهش رشد آلودگی هوا در طول دوره مورد بررسی در کشورهای فوق است. علاوه بر این، یافتته ها نشان می دهند که بین نهادهای سیاسی و کاهش رشد جمعیت با کاهش رشد آلودگی هوا رابطه مستقلی وجود دارد به عبارت دیگر، با افزایش سطح آموزش در کشورهای در حال توسعه به طور اعم، و با افزایش متوسط سال های تحصیل در مدرسه، نسبت به کل جمعیت به طور اخص، از شدت رشد آلودگی هوا کاسته می شود از این رو، می توان با افزایش سرمایه گذاری در این بخش به کاهش انتشار CO2 در کشورهای منا کمک کرد.
    کلیدواژگان: رشد انتشار CO2 ، آموزش، پنل پویا، گشتاورهای تعمی یافته، GMM ، کشورهای منا
  • مینا رضایی، سیده فرخ حسینی شکرابی *، مهدی ورسه ای، عبدالله سمیعی بیرق صفحات 85-96
    فاضلاب های رنگی صنایع نساجی به ویژه ترکیبات آزو معمولا حاوی مواد سمی و پایدار در محیط زیست هستند. بنابراین بررسی کارایی روش های متعدد در حذف آن ها ضروری است. ترکیب رنگی Acid red 37 از نظر ساختار در گروه رنگ های منو آزو قرار دارد که در حال حاضر در صنایع نساجی کاربرد وسیعی یافته است. هدف از این تحقیق بهینه سازی عوامل موثر و مقایسه روش های الکتروفنتون و الکتروکواگولاسیون در حذف Acid Red 37 است. در این تحقیق فاضلاب مورد آزمایش از نوع سنتزی و رنگ Acid Red 37 تهیه و در مقیاس پایلوت انجام شد. پارامترهای موثر مانند غلظت، pH، دانسیته جریان الکتریکی و دما بر کارایی هر دو فرایند مورد بررسی قرار گرفت و درنهایت مقادیر بهینه هریک از پارامترها و میزان انرژی مصرفی در راندمان 90 درصد تعیین شد. درنهایت جهت بررسی تجزیه آلاینده و ترکیبات تولیدی، آنالیز GC-Mass صورت گرفت. شرایط بهینه جهت حذف آلاینده در روش الکتروفنتون شامل 3= pH، مدت زمان واکنش min160، دانسیته جریان الکتریکی معادل mA/cm230 در غلظت mg/L 50 با میزان انرژی مصرفی KWh/Kg Dye removal 8/142 بود. در روش الکتروکواگولاسیون 7pH = ، مدت زمان واکنش min120، دانسیته جریان الکتریکی معادل mA/cm230 در غلظت mg/L 150 با میزان انرژی مصرفی KWh/Kg Dye removal 2/130 بود. نتایج حاصل نشان داد که هر دو روش قابلیت حذف Acid red 37 را دارند اما روش الکتروکواگولاسیون نسبت به الکتروفنتون راندمان بالاتری دارد و می تواند به عنوان گزینه برتر معرفی شود.
    کلیدواژگان: نساجی، 37 Acid red ، الکتروفنتون، الکتروکواگوال سیون، .GC-Mass
  • اردوان زرندیان *، احمد رضا یاوری، حمیدرضا جعفری، حمید امیرنژاد صفحات 97-111
    سنجش کمیت و پیش بینی اثرات تغییر در خدمات آبی اکوسیستم به واسطه اقدامات انسانی یکی از موضوعات پیچیده در ارزیابی های محیط زیستی است که میتواند از طریق کاربست مدل های دینامیک و فضایی خدمات اکوسیستمی تسهیل گردد. این مقاله چگونگی کاربرد مدل WW PSS را برای محاسبه تعادل و خدمات آبی اکوسیستم در شرایط پایه و سنجش اثرات تغییر در پوشش جنگلی بر کمیت و کیفیت این خدمات در شرایط سناریو، در لندسکیپ جنگلی سرولات و جواهر دشت مورد بررسی قرار می دهد. نتایج حاصل از اجرای مدل نشان داد که سطح تحت پوشش جنگلی متراکم در لندسکیپ مورد مطالعه طی 13 سال اخیر 29% کاهش و پوشش جنگلی نیمه متراکم و ضعیف به ترتیب 14% و 15% افزایش یافته است. سپس اثرات این تغییرات ساختاری بر خدمات آبی مورد سنجش قرار گرفت که نشان دهنده کاهش توان لندسکیپ مورد مطالعه در ایجاد تعادل آبی به میزان میانگین 5/1 میلیمتر در سال و افزایش رواناب به مقدار 12197528 متر مکعب در سال ناشی از کاهش تبخیر و تعرق به واسطه قطع درختان جنگلی است. در گام نهایی پیامدهای مهم محیط زیستی ناشی از تغییرات در خدمات مذکور، با استفاده از مدل اندازه گیری شد که نتایج حاکی از افزایش میانگین فرسایش خاک به میزان 57/0 میلیمتر در سال و تشدید پتانسیل توزیع آلاینده های آبی در محدوده مورد بررسی بود.
    کلیدواژگان: سامانه پشتیبان سیاست گذاری، مدل سازی، کاربری زمین ، اثرات، خدمات آبی اکوسیستم
  • هادی ویسی *، علی علی پور، فاطمه دریجانی صفحات 113-124
    این تحقیق با هدف تحلیل اثرات برنامه های IPM/FFS بر دستاوردهای مختلف از نظردست اندرکاران مختلف شامل جوامع کشاورزان، افراد دولتی در سطح ملی و محلی و محققانی که از این برنامه های حمایت می کنند انجام شد. این تحقیق از نظر استفاده از دیدگاهی جامعه شناختی برای تبیین کارکرد تقویتی و تجمعی ارزیابی اثرات برنامه های IPM/FFS منحصر بفرد است و در این رابطه از رهیافت های سرمایه های جمعی و مدیریت سازگاری بهره برده است. در این تحقیق جمعا 86 نفر به عنوان برنمونه از دست اندرکاران برنامه های IPM/FFS انتخاب شدند. تحلیل به مولفه های اصلی برای تعیین عوامل اثر برنامه های IPM/FFS استفاده گردید و چند عامل شامل ارتقای رفاه اجتماعی، بهبود سلامت ایمنی مزرعه، توسعه مهارت های اجتماعی (رهبری) و فنی، مدیریت ریسک و بازاریابی، بهبود کیفیت تولید و همچنین گسترش توانمندهای تجربی کشاورزان و استقرار مدیریت اکولوژیک سازگار تبیین شدند. بر اساس کارکرد تقویت کنندگی و تجمعی اثرات برنامه های IPM/FFS این گونه نتیجه گیری شد که این برنامه های با تشویق یادگیری اجتماعی از طریق توسعه مهارت های رهبری و اجتماعی و فنی سبب تقویت سرمایه انسانی و سیاسی شده اند، که این مهارت ها نیز به نوبه خود سبب ارتقای سرمایه های مالی و اجتماعی از طریق گسترش دامنه فعالیت های محلی، روابط و خط مشی های مرتبط با بهبود مدیریت اگرواکوسیستم شده اند (سرمایه طبیعی). سرانجام بر اساس کارکرد تجمعی و تقویتی اثرات برنامه های IPM/FFS به ویژه برای دستیابی به اهداف بلندمدت، رهیافت مدیریت سازگاری پیشنهاد گردید تا با استفاده از رهیافت های مشارکتی بر اثرات توسعه ای تاکید شود.
    کلیدواژگان: S-IPM ، اثرات، کارکرد تقویتی و تجمعی، سرمایه های جمعی، کشاورزی، رهیافت های مشارکتی
  • کتایون ورشوساز *، جانت زنگنه، نغمه مبرقعی دینان، صدیقه موسوی پور صفحات 125-136
    در بسیاری از محیط های شغلی، خطاهای انسانی به دلیل منتهی شدن به حوادث ناگوار از اهمیت بسزایی برخوردار است. به همین علت جهت پیشگیری و کاهش پیامدهای ناشی از خطاهای انسانی ، شناسایی و علت یابی آنها ضروری است. هدف از انجام این مطالعه شناسایی، ارزیابی و مدیریت ریسک خطاها ی انسانی در واحدهای تقویت فشار گاز و نمک زدایی مارون بود. پس از ارزیابی بخش های مختلف اتاق کنترل واحد های نمک زدایی و تقویت فشار از منظر ایمنی و بهداشتی به منظور شناسایی خطرات و عوامل بالقوه آسیب رسان انسانی (وظایف بحرانی) ، از روش مشاهده ، مصاحبه و بازدید استفاده شد. در این تحقیق جهت تجزیه و تحلیل وظایف بحرانی واحد های نمک زدایی و تقویت فشار از روش آنالیز سلسله مراتبی وظایف استفاده شد. سپس خطرات و عوامل بالقوه آسیب رسان انسانی با توجه به احتمال وقوع و شدت اثر ارزیابی و طبقه بندی گردیدند. در فرآیند ارزیابی ریسک از روش هازوپ انسانی بهره گیری شد. نتایج بدست آمده از محاسبه ریسک برگه های کار هازوپ انسانی واحدهای مارون حاکی از آن است که عدم انجام وظیفه شغلی با درصد (33/88 %) ، به عنوان مهم ترین وظیفه شغلی و خطاهای انسانی با بالاترین درصد 66/41 % مهمترین علل بروز خطاهای شرکت مارون شناخته شد. پیامد خطاهای انسانی نیز به سه دسته پیامد اقتصادی با بالاترین درصد 96/44 % ، پیامد مدیریتی با میزان 55/32 % و پیامد زیست محیطی با کمترین درصد 48/22 % محاسبه گردید. روش هازوپ انسانی می تواند جهت محدود نمودن فرصت ها برای رخداد خطای انسانی و کاهش شدت عواقب چنین خطاهایی از طریق تغییراتی در آموزش، طراحی، سامانه های ایمنی و دستورالعمل ها که در نتیجه آن قدرت تحمل خطا در طراحی ها و یا عملیات بیشتر شود، مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: هازوپ انسانی، تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی وظایف ، اتاق کنترل ، خطای انسانی، نفت و گاز مارون
|
  • Sima Asadi, Esmail Fatehifar*, Rasoul Ali Ashrafipour, Mohammad Rastgari Pages 1-7
    Tehran suffers from high levels of air pollution which is negative point for human health. Volatile organic compounds, especially BTEX, are the main air pollutants that play a critical role in atmospheric chemistry of Tehran. Benzene is one of these and causes blood cancer and related diseases. In order to control volatile organic compounds, they should be monitored. To measure the amount of pollutants of VOC in the air of Tehran using mobile instruments, 32 stations were selected, including residential areas, areas of heavy traffic, industrial and controlled areas. The measurements were made over two stages (June and September 2010 and March 2011) and the VOC average concentrations at the first and second stages were 3.14 ppb and 3.67 ppb in the urban area, respectively. The results showed that pollutant emissions in high volume are emitted from refineries and oil storage, as demonstrated by location analysis of volatile organic compounds performed with Arcview software in the stations. According to such location analysis of VOCs, emission of VOCs occurred from refineries in huge quantities and some hotspots with high concentration of VOCs were seen.
    Keywords: Tehran Air Pollution, Volatile Organic Compounds, Location Analysis, Arcview Software
  • Mahdi Rajabi *, Milad Biranvand Pages 9-15
    Dust storms often occur in arid and semiarid regions of the world and carry a huge quantity of materials; hence, they are recognized as one of the most important environmental issues on regional and international scales. This study aimed to evaluate the heavy metal content of dust-fall particles in the cities of Sanandaj, Khorramabad and Andimeshk in western Iran. Sampling the dust-fall particles was conducted every 10 days from 20 June 2012 over one year simultaneously in these three stations using the Deposit Gauge Method and the concentration of metals was measured using Flame Atomic Absorption Spectroscopy for Fe and Mn and Furnace Atomic Absorption Spectroscopy for Zn, Cu, As, Ag, Pb, Cd, Cr, Ni . Pollution levels for the heavy metals were then evaluated using the Geo-Accumulation Index (Igeo) and Index Enrichment Factor (EF). The results obtained for the Igeo index and EF index demonstrated that levels of Ag and Cu pollution among the dust-fall particles from the three stations were higher than for other heavy metals, while concentrations of other heavy metals were not evaluated as contaminant. Although the mean of dust-fall particles on area unit in Sanandaj station was less than Khorramabad and Andimeshk, heavy metal concentrations among the sampled dust-fall particles was relatively higher. The highest amount of dust falling on a unit area was obtained from Andimesh station, more than at the Khorramabad station and, lastly, the Sanandaj station. Moreover, the maximum and minimum levels of dustfall descending on the three stations were obtained in May and January respectively.
    Keywords: Dust Fall Particles, Accumulation Index, EnrichmentFactor Index, Heavy Metals
  • Mojtaba Rafieian*, Ali Akbar Taghvaei, Maryam Morovvatnia Pages 17-26
    A fundamental problem in cities,urban areas is the declining quality of their efficiency. Before industrialization,urban growth, urban planning principles were based on traditional values,the identity of the residential texture of the city. As with the lack of balance between the economic, social,environmental variables, cultural,socio-structural breaks in typical urban neighborhoods were created, which has led to inefficiency,a reduction in satisfaction in utilities for residents. This article aims to compare the factors affecting the residential desirability of a spontaneously growing town or new town,a comparative analysis on the residential desirability of these towns. The methodology is based on a structural equation modeling,combination of the two approaches, namely factor analysis,path analysis. The results of the T-test show a significant difference in the two cities' residential desirability,the superiority of Hashtgerd in this case. A standardized coefficients analytical model shows the most desirable residential influence of social factors in comparison with the physical components of these towns. With the importance of the physical components in a new town at 60%, the relation is more than in the old town at 50%. The history of settlement in the city had a direct correlation to the level of residential satisfaction.
    Keywords: Residential Satisfaction, Structural Equation Modeling, Hashtgerd City, Hashtgerd New City
  • Mehdi Hosseinifard*, Hadi Ghorbani, MustafaAghazadeh, Mojtaba Hosseinifard Pages 27-36
    The objectives of this research were to synthesize manganese dioxide nanoparticles and determine their efficiency in the removal of lead from aqueous solutions. Consequently, manganese dioxide nanoparticles were synthesized by the cathode electrochemical deposition method and the effect of pH, contact time, lead concentration and quantity of nanoparticles on lead removal efficiency were investigated through the batch system. A scanning Electron Microscope (SEM), XRD and FTIR were used to characterize the synthesized manganese dioxide nanoparticles. SEM results showed that the diameter of the particles is 30-50 nm and the results also showed that the optimum pH value for adsorption was 6. The adsorption capacity increased and the adsorption efficiency decreased with increasing concentration of lead ions and by reducing the amount of adsorbent. In a study of the adsorption isotherm, experimental data from the Langmuir model to follow. The data obtained in this study showed that the absorption of lead absorption kinetics model obeys the model of Hu and colleagues. The overall results of this study showed that the use of manganese dioxide nanoparticles was a suitable method with high potential for the removal of lead from aqueous solutions.
    Keywords: Removal of Lead, Manganese Dioxide Nanoparticles, Electrochemical Synthesis, Aqueous Solutions
  • Fatemeh Rajab Nia, Seyed Hossein Hashemi*, ReihanehRasoolzadeh, Saeed Soofizadeh Pages 37-42
    Wastewater from the textile industry is one of the most polluted industrial effluents. Many different methods have been used for treatment of this type of effluents. Since ozone is a powerful oxidizing agent and attacks the double bonds of the dye molecules, it can be efficiently used for treatment of this type of wastewater. The present study aims to determine the optimum running time and pH for removal of pollutants from the effluent. In the present research, experiments were carried out in a 4.2 l reactor with a 1393.431 mg inlet ozone. Colour and COD removal efficiencies were measured at different time periods and at pH values of 5 and 9. Results show that using the ozonation method under the optimum condition of a pH value of 9 and a running time 90 minutes reduced chemical oxygen demand (COD) by 21.6% and colour by 82.56% (Pt-Co scale), 73.63% (at 400 nm wavelength) and 90.76% (at 575 nm wavelength). Since the use of ozone alone to achieve the desired level of treatment is not cost effective, it is recommended to use this method in combination with other methods.
    Keywords: Wastewater, Textile Industry, Treatment, Ozonation, pH
  • Sadegh Salehi*, Ahmad Bokharaei , Jila Ahmadi Pages 43-52
    Today, population growth, modern life and changing patterns of consumption have led to the production of significant quantities of waste daily and lack of land for disposal of waste and the long-term residues of certain types of waste such as glass and plastic, leading to undesirable environmental effects (pollution of soil, water and air). So, waste management is important, especially for household waste and one of the solutions for this is the separation of household waste. Tehran Municipality has attempted to encourage its citizens towards waste separation over recent years. This study was aimed at investigating the role of training and knowledge in the management of residual household waste in District 8 of Tehran Municipality during 2015. Four hundred of residents of this district were selected by employing a quota-random sampling method and the information required was gathered through questionnaires. Analysis was conducted using SPSS software. The results showed the level of respondents’ knowledge about waste was high, but that citizen participation was at a medium level. The results of tests the hypotheses showed, statistically, there was a positive and direct relationship between training, the amount of training and knowledge about waste with waste separation behavior. No significant relationship was found between the demographic variables of age, sex, education and income on waste separation behavior. In general, the results of this study support empirically the effect of training on waste separation behavior by citizens and also presented the need to pay attention to other social and cultural factors. In other words, factors of training and improving knowledge cannot lead to the separation of waste alone and a comprehensive study should be undertaken alongside other factors influencing the behavior related to waste separation.
    Keywords: Waste Management, Training, Citizens, Knowledge, Tehran Municipality
  • Mehdi Panahi* , Seyyed Hassan Mirhashemi Pages 53-58
    Due to recent droughts and global warming, in the modeling and prediction of climatic parameters it seems inevitable that the approach of using data mining algorithms to predict climatic elements has been widely used .Therefore, in this study the use of the CARD and CHAID data mining algorithms to predict the air temperature at Arak synoptic stations was evaluated. The data provided are the average monthly data from the Arak weather station, including: “sunshine hours”, “dew point”, “relative humidity”, “average wind speed” and “saturation vapor pressure deficit” over a forty-six-year period from 1960 to 2005. The output variable used was “average temperature months later” on a monthly basis. After introducing the weather data as a monthly mean to the algorithm as an input variable of air temperature months later. Then to the CART and CHAID algorithms were evaluated using correlation coefficient (R2) and mean absolute error (MAE). According to the two statistical indices, the CHIAD Tree model has a better function by R2 =0.915 and MAE= 2.77 in forecasting the monthly average temperature for the months later.
    Keywords: Assessment, Tree Model, CART, CHAID, Average Temperature Months, Synoptic Station of Arak
  • Ahmadreza Mehrabian*, Razieh Ghafoori , Ali Moazeni Pages 59-73
    Due to extensive threat factors facing the global biosphere as well as a lack of adequate conservation funds, we need to develop more efficient methods of conservation management in accordance with a comprehensive vision of biodiversity and that reinforces ecosystem-based actions. Meyghan Wetland which shows high ecosystem values as well a wide range of threat factors was selected as a case study. As a transitional zone as well being diverse habitats, the wetland has covered a wide range of diverse plants and animals in the aforementioned area. Due to its natural potential for establishing an Important Bird Area (IBA) as well as designation as an international wetland, the importance of this area from the ecological and ecotourism point of view has increased. Moreover, the absence of the permanent streams, drought events, overharvesting of the underground waters, changes in the hydrologic gradient, decline in the water quality, the influence of chemical pollution, erosion as well as the lack of any appropriate program for land use planning has created several environmental challenges in the aforementioned region. Therefore, compilation and assessment of the basic ecological data, accompanied by an appropriate management plan, can be effective for the management of this wetland.
    Keywords: Meyghan Wetland, Ecosystem, Threats, Conservation, Management
  • Sedigheh Atrkar Roshan*, Zahra Fathi Pages 75-83
    It is a long time that human being have paid attention to the importance of environmental issues, nevertheless, the environmental threats are part of a development process that may not be denied. Inattention to the effective criteria of sustainable development can cause irreversible costs for various societies. Based upon the role of education in the prevention of environmental degradation, the purpose of this research is to study the effect of education in production and emission of greenhouse gas of carbon dioxide during the period of 1992 to 2012. For hypotheses testing of the research, the Dynamic Panel Data (DPD) through the Generalized Moments Method (GMM) has been used for 12 selected countries including Iran in Middle East and North African Countries (MENA region. The findings of this study indicate, the positive and significant impact of the education variable on the improvement of environmental quality and reduction of air pollution. Besides, the results show that there is a direct relation between the political agencies and the lessening of population growth to the decline of air pollution. With the raise of the average schooling in total population, the growth of air pollution is declined. As a consequence, increasing investment in education and the average schooling can lead to lessen CO2 emission in selected MENA countries including Iran.
    Keywords: Co2 Emission, Education, Dynamic Panel Data, GMM, MENA Countries
  • Mina Rezaei, Farokh Hosseini Shekarabi *, Mehdi Varsei , Abdoullah Samiee Bayragh Pages 85-96
    Wastewater from the textile industry, especially that containing azocompounds, often contains toxic materials that persist in theenvironment. Therefore, it is necessary to evaluate the performanceof various methods for their removal. Acid red 37 combinationsrepresent a single structure in the azo dyes which have already beenwidely used in the textile industry. The purpose this study is theoptimization of effective factors,investigation performance ofthe electrofenton,electrocoagulation methods in syntheticwastewater for Acid Red 37 dye removal from aqueous solutions.In this study, synthetic wastewater was formed from Acid Red 37dye,pilot Scale,the concentration, pH, electrical density andtemperature parameters were investigated. Ultimately the optimumconditions were determined as well as the amount of energyconsumption at 90 percent efficiency. To investigate the pollutantdegradation GC-Mass was used,the results show that bothmethods had the ability to remove Acid Red 37. Electrocoagulationwas found to be more efficient than the electrofenton method,respectively, the optimum conditions for removal by theelectrofenton,electrocoagulation methods were pH,3,time,120 min, density- 30 mA.cm2, concentration,50 mg,L,consumption energy 142.8 KWh,Kg Dye,pH,7 time,120 min,density- 30 mA.cm2, concentration,150 mg,L, consumption energy130.2 KWh,Kg Dye. These results show that the electrocoagulationmethod was better than electrofenton with its high ability forremoval Acid Red 37.
    Keywords: Textile, Acid Red 37, Electrofenton, Electrocoagulation, GC-Mass
  • Ardavan Zarandian *, Ahmad Reza Yavari, Hamid Reza Jafari, Hamid Amirnejad Pages 97-111
    Quantifying,anticipation of the impacts of changes in water-related services caused by human activities is a complicated aspect of environmental assessment which can be facilitated by the application of dynamic,spatial models of ecosystem services. This paper aims to examine the application of the WW PSS model in the Sarvelat,Javaherdasht forested landscape in order to calculate the water balance,water- related services of the ecosystem in a baseline condition and, then, to measure the impacts of changes in natural forest cover on the services' quantity,quality based on a scenario developed. The result of running the model indicates that the surfaces covered with dense forest have decreased by 29% in recent 13 years, but the semi-dense,poor forest covers have increased by 14%,15%, respectively. Then, the impacts of such structural changes on water services were measured,this showed an overall decrease in water balance of 1.5 mm,yr,an increase in runoff of 12,197,528 m3,yr which is caused by a reduction in evapotranspiration due to cutting forest trees. In the final stage, the environmental consequences of changes in ecosystem services were quantified by the model which depicts an increase in soil erosion of 0.57 mm,yr on average,exacerbation of the potential of water contaminate distribution across the study landscape.
    Keywords: Policy Support System, Modeling, Land Use, Impacts, Water-Related Services
  • Hadi Veisi*, Ali Alipour, Fatemeh Darijani Pages 113-124
    This study was conducted in order to analyze the impacts of IPM/ FFS programs on various outcomes by a broad range of stakeholders - including farming communities, local and national governments, and researchers - who are supporting such programs in Iran. This study is unique in that it uses an impact evaluation with a sociological perspective to explore the trigger and accumulation function of the effects of IPM/FFS programs in conformity with the community capital and adaptive management approaches. A total of 86 IPM/FFS stockholders were sampled. The principal component analysis was used to identify the impact factors of IPM/FFS programs and explore several factors, including the enhancement of social welfare, the improvement of farm health and safety, technical and social (leadership) skills development, risk management and marketing, improvement of production quality as well as expansion of farmers’ experiential abilities, and the establishment of adaptive ecological management. According to the trigger and accumulation function of the effects of IPM/FFS programs, it was concluded that the IPM/FFS stimulated social learning and that it strengthened human and political capital by developing technical, social and leadership skills, which apparently prompted social and financial capital through expanding the range of local activities, relationships and policies related to improved agro-ecosystem management (natural capital). Finally, based on the trigger and accumulation function of the effects of IPM/FFS programs, in particular for providing longterm effects, an adaptive management approach was recommended to emphasis on developmental impacts through a participatory approach.
    Keywords: IPM - FFS, Impacts, Trigger, Accumulation Function, Community Capital, Agriculture, Participatory Approach
  • Katayoon Varshosaz*, Janet Zangheneh, Naghmeh Mobarghaee, Sedigheh Mousavipour Pages 125-136
    In many work environments, human errors are of great importance, since they result in adverse events. Therefore, in order to prevent or reduce the consequences of human errors, it is necessary to identify the cause interpolation. The aim of this study is to identify, assess and manage the risks of human errors in the desalting unit and compression station at Maroon. After assessing different parts of the control room in the desalting unit in terms of health and safety, in order to identify risks and potential damage to human factors (critical tasks), the method of Walking & Talking Through was used. To analyze the critical tasks in the desalting unit and compression station, Hierarchical Task Analysis (HTA) was applied and, then, the risks and potential human damage were evaluated and classified in view of the probability of occurrence and intensity of effects. The Human Hazop method was used in the process of risk assessment and the results of the risk calculation work sheet for the Maroon units indicate that the most important reasons behind errors in this company are as follows: (a) not performing job tasks (88.33%) as the most important job tasks, and (b) human errors with the highest percentage of 41.66%. The consequences of human errors can be classified into three categories: (1) economic consequences (44.96%), (2) management consequences (32.55%) and (3) environmental consequences (22.48%). The Human Hazop method can be used for eliminating human errors and also for reducing the intensity of their consequences, by altering education, design and safety systems and instructions which, in turn, increases the tolerance of errors in designs or operations.
    Keywords: Human Hazop Method, Hierarchical Task Analysis Method, Control Room, Human Error , Oil & Gas Industry, Maroon