فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد - سال بیست و ششم شماره 9 (آذر 1397)
  • سال بیست و ششم شماره 9 (آذر 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بابک تمیزی فر* ، سید محمد جواد سجادی ، وحید سبقت اللهی صفحات 740-749
    مقدمه
    سیروز صفراوی اولیه یک بیماری مزمن کلستاتیک کبدی است که با التهاب و تخریب پیش رونده و غیرچرکی مجاری صفراوی کوچک و نیز اتو آنتی بادی برعلیه mitochondrial self Antigens مشخص می شود. شیوع سیروز صفراوی اولیه در جامعه غربی بیش از سایر مناطق جهان است. هدف از این مطالعه شناسایی تمام بیماران مبتلا به سیروز صفراوی اولیه در شهرستان اصفهان و توصیف خصوصیات اپیدمیولوژیک و دموگرافیک آن ها می باشد.
    روش بررسی
    طرح فوق یک مطالعه به روش توصیفی مقطعی از سال 88 تا 96 و از طریق تکمیل پرسش نامه و رویت پرونده بیماران و تماس تلفنی با بیماران بستری شده قبلی اجراشد. نمونه گیری به صورت سرشماری از تمام بیماران دارای تاییدیه پاتولوژیک بیماری و معیارهای ورود انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار. SPSS Version 16 استفاده شد و 05/0> P value قابل قبول است. جهت مقایسه متغیرهای بالینی و جمعیت شناسی (demographic and clinical) در بین گروه های مورد مطالعه از تست های Chi-square test for categorical variables و آمار های توصیفی استفاده شد.
    نتایج
    در این بررسی، 44 بیمار مبتلا به سیروز صفراوی اولیه شناسایی شدند که با توجه به جمعیت 2243249 نفری اصفهان، شیوع این بیماری در اصفهان 96/1 در صدهزار نفر برآورد می شود. از میان این 44 نفر،33 نفر (76 %) سیروز صفراوی اولیه خالص و 11 نفر (24%) سندرم overlap داشتند (سیروز صفراوی اولیه + هپاتیت اتوایمیون).
    نتیجه گیری
    در بازه زمانی 9 ساله اخیر میزان شیوع سیروز صفراوی اولیه در اصفهان نسبت به کشورهای اروپایی و آمریکایی بسیار کمتر بوده و مشابه شیوع آن در ویکتوریای استرالیا می باشد. اکثر بیماران در زمان تشخیص علامت دار بوده که این نسبت با یافته های سایرین متفاوت می باشد.
    کلیدواژگان: سیروز صفراوی اولیه، اپیدمیولوژی، دموگرافی، شیوع
  • علی ایمانی ، محمد رضا دین محمدی ، وحیده کریمی ، فاطمه مرادی* ، ایوب پزشکی صفحات 750-758
    مقدمه
    نارسایی مزمن کلیوی تاثیرات جدی بر کیفیت زندگی بیماران دارد، امروزه انسان ها نه تنها تمایل به افزایش عمر دارند بلکه خواستار بهبود و پیشرفت کیفیت زندگی نیز هستند. شاید به توان با روش های کم هزینه، کم عارضه و آسان مانند سرد کردن مایع دیالیز، کیفیت زندگی این بیماران را بهبود بخشید.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی Clinical trial بود که به صورت تصادفی، متقاطع و دو سوکور انجام شد. 42 بیمار همودیالیزی به دو گروه 20 و 22 نفری تقسیم شدند. سپس گروه اول به مدت چهار هفته همودیالیز استاندارد (مایع c°37) و به طور هم زمان گروه دوم، همودیالیز سرد (مایع c°35) دریافت کردند، در چهار هفته دوم نوع همودیالیز گروه ها عوض شد. در این مدت کیفیت زندگی سه بار، قبل از انجام مطالعه، بعد از اتمام چهار هفته اول و دوم با استفاده از پرسش نامه کوتاه 36 سوالی کیفیت زندگی (SF-36) Short Form-36 summary scale بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از SPSS22 و آزمون های آماری من ویتنی و فریدمن در سطح معنی داری 05/0P< استفاده شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد که 2/45 % از نمونه ها مرد و 8/54 % زن بودند. بعد از چهار هفته اول، میانگین کیفیت زندگی در مرحله سرد و استاندارد به ترتیب، 45/73 و 30/44 و بعد از چهار هفته دوم، به ترتیب، 83/79 و 51/48 بود. این بدین معنی است که همودیالیز سرد به طور معنی داری کیفیت زندگی مبتنی بر سلامت را بهبود بخشیده است (001/0P<).
    نتیجه گیری
    همودیالیز سرد می تواند کیفیت زندگی مبتنی بر سلامت را در بیماران همودیالیزی بهبود ببخشد.
    کلیدواژگان: همودیالیز، کیفیت زندگی، همودیالیز سرد، همودیالیز استاندارد
  • خلیل خاشعی ورنامخواستی ، لیلا روحی* ، سمیه رییسی صفحات 759-769
    مقدمه
    کارسینومای آناپلاستیک تیروئید (ATC) ، یکی از انواع بدخیمی های غده تیروئید است که در نتیجه درگیری سلول های آناپلاستیک این غده ایجاد می گردد. این نوع بدخیمی به شدت تهاجمی بوده و مبتلایان دارای پاسخ به درمان ضعیفی هستند. در این مطالعه اثر کورکومین بر میزان آپوپتوز و بیان ژن های p53 و PARP در رده سلولی کارسینومای آناپلاستیک تیروئید انسان (SW-1736) مورد بررسی قرار گرفت. کورکومین جزء اصلی و فعال موجود در ریزوم گیاه زرد چوبه (Curcuma longa) است که دارای اثرات آنتی اکسیدانی، ضد التهابی، ضد تکثیری و پروآپوپتوزی می باشد.
    روش بررسی
    مطالعه به صورت تجربی در مهر ماه 1395 در مرکز تحقیقات سلولی- تکوینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد انجام شد. سلول های رده SW-1736 با غلظت های مختلف کورکومین شامل 5/2، 5، 5/7 و 10 میکرومولار برای بررسی آپوپتوز و غلظت های 5/2، 5 و 10 میکروکولار برای بررسی بیان ژن های p53 و PARP ظرف مدت 24، 48 و 72 ساعت انکوبه شدند. سپس میزان وقوع آپوپتوز با استفاده از دستگاه فلوسیتومتری و کیت انکسین- پروپیدیوم یدید (Annexin-P1736) بهI)، میزان بیان ژن های p53 و PARP از طریق آنالیز داده های Real Time- PCR و آنالیز آماری با استفاده از آزمون ANOVA از طریق نرم افزار16 SPSS و هم چنین برنامه Excel مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که میزان القاء آپوپتوز در رده سلولی (SW-1736) با افزایش غلظت کورکومین به صورت وابسته به دوز و زمان افزایش می یابد. هم چنین تیمار با کورکومین سبب افزایش معنی داری در بیان ژن های p53 و PARP در برخی از گروه های آزمایشی نسبت به گروه کنترل گردید. (P=. 032)
    نتیجه گیری
    کورکومین از طریق القاء بیان ژن های دخیل در مسیر آپوپتوز اثر مهاری بر رشد، تکثیر و تهاجم سلول های سرطانی آناپلاستیک تیروئید دارد. لذا به نظر می رسد زمینه تحقیقاتی مناسبی برای بهره برداری از گیاه زردچوبه در کنترل و درمان کارسینومای آناپلاستیک تیروئید انسان وجود داشته باشد.
    کلیدواژگان: کورکومین، آپوپتوز، PARP، SW-1736، p53
  • ندا قضاوی ، ابراهیم رحیمی* ، زهرا اسفندیاری ، امیر شاکریان صفحات 770-783
    مقدمه
    تغذیه نامناسب یکی از دلایل ابتلا به بیماری های غیر واگیردار است. مصرف انواع شیرینی ها با محتوای اسیدهای چرب اشباع بالا، در ارتباط با افزایش ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی، کبد چرب غیرالکلی، مقاومت به انسولین و… است. این مطالعه با هدف گردآوری اطلاعاتی از انواع و میزان اسید های چرب اشباع در شیرینی های سنتی ایرانی انجام گرفته است.
    روش بررسی
    در کل 369 نمونه (با بسته بندی و بدون بسته بندی) از 23 نوع از شیرینی های سنتی ایرانی به طور تصادفی از برندها و فروشگاه های مختلف شهر اصفهان خریداری و محتوای اسید چرب اشباع آن ها با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی اندازه گیری شد.
    نتایج
    میانگین کل اسید چرب اشباع تمام نمونه ها برابر با 6/38% در چربی کل بود. بالاترین میزان آن در شیرینی لوز (4/92%) و کمترین میزان آن در نان خرمایی و کیک یزدی (کمتر از 20%) اندازه گیری شد. بیشتر نمونه ها (5/80%) دارای میزان 50-20% از اسیدچرب اشباع بودند. اسیدهای چرب اشباع 16:0C، 18:0 C و 20:0C در تمامی نمونه ها یافت شدند و 16:0C بیشترین میانگین کل اسیدچرب اشباع را دارا بود (9/25%). برچسب گذاری برخی فرآورده های شیرینی با کاهش محتوای اسید چرب اشباع آن ها در ارتباط بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به بالا بودن میزان اسید چرب اشباع در برخی از انواع شیرینی های پرمصرف ایرانی، اجباری کردن برچسب گذاری شیرینی های سنتی به منظور افزایش آگاهی مصرف کننده از محتوای چربی های جامد و هم چنین آگاه سازی مصرف کننده از اثرات مضر این چربی ها بر سلامت بدن، می تواند در پیشگیری از بروز بیماری های مختلف ازجمله بیماری های قلبی- عروقی کار آمد باشد.
    کلیدواژگان: اسید های چرب اشباع، شیرینی سنتی، بیماری های قلبی عروقی، کروماتوگرافی گازی
  • نورالدین عبدی قوشبلاغ ، اکرم آستانی ، محمدحسین زارع* صفحات 784-795
    مقدمه
    نانوذرات سریم اکساید (CONPs) به عنوان ماده حفاظت کننده پرتویی در برابر پرتوهای یونیزان، کاتالیزور و لایه عایق بر روی سلیکون کاربرد دارند. هدف از این مطالعه بهبود توزیع نانوذرات سریم اکساید در محیط آبی دیونیزه با استفاده از سورفکتانت آنیونی سدیم دودسیل سولفات (SDS) می باشد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر از نوع مقطعی- توصیفی است. ابعاد، تصاویر و ترکیب شیمیایی نانوسریا با استفاده از میکرسکوپ الکترونی روبشی (SEM) به دست آمد. طیف جذبی فرابنفش- مرئی سوسپانسیون نانوسریا در حضور مواد فعال سطحی سدیم دودسیل سولفات و تویین 20 خوانش و طول موج ماکزیمم جذب تعیین شد. میانگین غلظت پایدار سوسپانسیون نانوسریا با درصدهای وزنی متفاوت از سدیم دو دسیل سولفات با استفاده از منحنی استاندارد تعیین شد.
    نتایج
    مطابق تصاویر میکروسکوپ الکترونی گرفته شده در این مطالعه، شکل نانوسریا کروی بود که متشکل از سریم با درصد وزنی 9/97 و اکسید با درصد وزنی 1/2 بود. ابعاد نانوذرات 3/29 نانومتر تعیین شد. بیش ترین جذب UV/VIS نانوسریا در طول موج 318 نانومتر ثبت شد. میانگین غلظت پایدار سوسپانسیون نانوسریا با wt45/0% از SDS افزایش معنی داری نسبت به حضور wt05/0%، wt15/0% و wt25/0% از SDS داشت (001/0P-Value˂). افزایش 5 ساعتی زمان سونیکاسیون، میانگین غلظت پایدار سوسپانسیون نانوسریا را نسبت به طور معنی دار افزایش داد
    نتیجه گیری
    برای افزایش پایداری توزیع نانو سریا می توان از سورفکتانت آنیونی SDS با درصد وزنی بهینه 45/0 استفاده کرد. هم چنین افزایش زمان سونیکاسیون به مدت 5 ساعت می تواند جایگزین بهتری نسبت به افزایش درصد وزنی سورفکتانت آنیونی SDS برای دستیابی به توزیع پایدار باشد.
    کلیدواژگان: نانوذرات سریم اکساید (CONPs)، سدیم دودسیل سولفات (SDS)، میکرسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، طیف جذبی
  • فریبا بنی طالبی دهکردی ، سمیه رئیسی* صفحات 796-805
    مقدمه
    مالتیپل اسکلروزیس (MS) یک اختلال التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی می باشد. اتیولوژی مسبب MS به طور کامل مشخص نشده است و در عین حال بعضی اختلالات نورولوژیکی وجود دارند که دارای تظاهرات فنوتیپی مشابه با MS می باشند. بنابراین، یک روش تشخیصی مطمئن و در دسترس برای تشخیص افتراقی ضروری می باشد. استفاده از بیومارکرهای جدید برای تشخیص سریعتر و انتخاب درمان موثرتر یکی از دغدغه های اصلی در این زمینه می باشد. تعدادی از مطالعات اثر miR-140-5p بر روی تکوین سلول های T را نشان داده اند. بنابراین برای تعیین نقش آن در MS، این مطالعه برای بررسی سطح بیان آن در نمونه های MS و ارتباط آن با فاکتورهای بالینی هدایت شده است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی سطح بیان miR-140-5p 40 نمونه بیمار MS و 40 فرد کنترل سالم توسط روش qPCR مورد بررسی قرار گرفت. به دنبال استخراج RNA تام، بررسی بیان توسط پرایمرهای اختصاصی miRNA به صورت ساقه- حلقه انجام شده و سپس آنالیز آماری برای مشخص شدن معناداری صورت گرفت. در مرحله بعدی ارتباط فاکتورهای بالینی با میزان بیان miRNA توسط نرم افزار spss16و آنالیز های آماری test T و ANOVA سنجیده شد.
    نتایج
    نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که میزان میانگین بیان نسبی miR-140-5p در نمونه های بیمار نسبت به نمونه های سالم با کاهش بیان همراه بوده است (001/0>P).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه، کاهش بیان miR-140-5p در بیماری MS با پاتوژنز بیماری همراه می باشد، به صورتی که کاهش در بیان آن با افزایش ناتوانی همراه است. اگرچه بررسی های بیشتر در این مورد که miRNA به عنوان بیومارکر تشخیصی و یا هدف درمانی باشد نیاز است.
    کلیدواژگان: مالتیپل اسکلروزیس، miR-140-5p، qPCR، بیومارکر
  • شبنم جهانی زاده ، دکتر اعظم مرجانی* ، دکتر فاطمه یزدیان ، دکتر میثم امیدی صفحات 806-819
    مقدمه
    از عمده ترین دلایل پوسیدگی دندان، افزایش فعالیت میکروبی در حفره دهانی است. باکتری استرپتوکوکوس موتانس عامل اصلی ایجاد پوسیدگی است. هدف از مطالعه اخیر بارگذاری کارکامین طبیعی در فرمولاسیون بهینه نانوکامپوزیت کیتوزان-نشاسته-مونت موریلونیت و بررسی اثر ضد باکتری آن بر کاهش تشکیل بیوفیلم در مدل دندانی است.
    روش بررسی
    پژوهش حاصل از نوع مطالعه تجربی می باشد. نانوکامپوزیت زیستی کیتوزان- نشاسته- مونت موریلونیت بارگذاری شده با کارکامین با روش ترسیب و ژل سازی یونی تهیه شد و اثر ضدمیکروبی آن بررسی گردید. شاخص های فیزیکوشیمیایی و خصوصیات ساختاری نانوکامپوزیت از منظر بازده درون گیری، پروفایل رهایش دارو، سایز نانوکامپوزیت، پتانسیل زتا، مورفولوژی سطح و طیف FTIR تعیین گردید.
    نتایج
    میانگین اندازه ذرات در نانوکامپوزیت بهینه شده برابر با 9/35 نانومتر، پتانسیل زتا 2/37 میلی ولت و میزان بارگذاری %91 به دست آمد. بیشترین میزان رهایش دارو برای این نانوسامانه حدود %80 به دست آمد که نشان دهنده کنترل رهایش دارو در حضور مونت موریلونیت در مقایسه با نانوکامپوزیت فاقد مونت موریلونیت می باشد. در بررسی های FTIR پیک جذبی مشخصه کارکامین، نشاسته، کیتوزان و مونت موریلونیت در نانوکامپوزیت مشاهده شد که نشان دهنده اختلاط مونت موریلونیت وکارکامین در نانوکامپوزیت می باشد. در نهایت، فعالیت ضدمیکروبی نانوکامپوزیت زیستی کیتوزان- نشاسته- مونت موریلونیت در برابر استرپتوکوکوس موتانس بررسی شد.
    نتیجه گیری
    نانوکامپوزیت حاوی کارکامین با برخورداری از ویژگی های مناسب فیزیکوشیمیایی، افزایش پایداری دارو و کنترل خوب رهایش، در ممانعت از تشکیل بیوفیلم در مدل دندان بسیار موثر است که دلیل آن بهبود در ثبات کارکامین کپسوله شده و افزایش حلالیت آبی آن می باشد.
    کلیدواژگان: استرپتوکوکوس موتانس، نانوکامپوزیت پلی ساکاریدی، کارکامین، ژل سازی یونی، پوسیدگی دندان
  • مبینا ابراهیمیان ، بهروز یحیایی* ، صاحبعلی منافی صفحات 820-831
    مقدمه
    سلولز پلیمری طبیعی با قابلیت ترمیم زخم می باشد که می توان خاصیت ترمیم زخم آن را با ترکیب نمودن با برخی از عصاره های گیاهی بهبود بخشید. هدف از این مطالعه بررسی تولید سلولز باکتریال حاوی عصاره گیاه زنجبیل و ارزیابی اثرات التیام بخشی آن بر زخم های جلدی موش صحرایی می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی، ابتدا Gluconacetobacter xylinus در محیط کشت هیسترین- اسکرام در شرایط ایستا کشت داده شد و هم چنین جوشانده گیاه Zingiber officinale تهیه شد. سپس تست Microculture Tetrazolium Test (MTT) برای بررسی میزان سمیت سلولی جوشانده گیاه Zingiber officinale انجام شد و در نهایت مراحل روند التیام بخشی بر روی زخم های جلدی موش صحرایی در روزهای مختلف درمان مورد بررسی قرار گرفت.
    نتایج
    نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که لایه سلولز تولیدی محکم، بدون شکستگی و با 005/7 =pH بوده است که دارای قدرت ترمیم زخم 80% می باشد. عصاره گیاه Zingiber officinale در تست MTT دارای سمیت برای سلول ها بود که این سمیت برای سلول های سرطانی و غیرسرطانی یکسان بوده است. جهت ترمیم زخم از غلظت غیرسمی عصاره گیاه استفاده شد و هم چنین نتایج ترمیم زخم نشان داد که سلولز و عصاره Zingiber officinale می توانند به عنوان دارویی مناسب برای ترمیم زخم ها استفاده شوند.
    نتیجه گیری
    گونه Gluconacetobacter xylinus در التیام و بهبود زخم موثر بوده و هم چنین گیاه زنجبیل در درمان زخم های باز اثر معجزه آسایی دارد.
    کلیدواژگان: سلولز، التیام زخم، Gluconacetobacter xylinus، Zingiber officinale
|
  • Babak Tamizi far*, Sayed mohamad javad Sajadi , Vahid Sebghatollahi Pages 740-749
    Introdution
    Primary biliary cirrhosis is a chronic cholestatic disease of the liver, characterized by the inflammation plus progressive and non-purulent destruction of the small biliary ducts, and the presence of auto antibodies against mitochondrial self-antigens. It seems that the prevalence of PBC in the western world is more than other parts of the world. This study aimed to identify all the patients with PBC in Isfahan and describe their epidemiological and demographic characteristics.
    Methods
    The current study was a historical (retrospective) cohort investigation, which conducted between 2009 and 2017. We conducted this study by filling out questionnaires and obtaining the patients’ records and making telephone calls with previously admitted patients. Sampling was done as a census of all patients according to the study inclusion criteria. To analyze the data. SPSS software Version 16 was used and P-value <.05 was acceptable. Chi-square test for categorical variables and descriptive statistics were used to compare the demographic and clinical variables among the studied groups.
    Results
    In this study, 44 patients with primary biliary cirrhosis were identified. According to the population of 2243249 people in Isfahan, the prevalence of this disease in Isfahan was 1.96 per 100,000 people. Out of these 44 individuals, 29 (76%) displayed pure primary biliary cirrhosis, and 11 people (24%) had overlap syndrome (Primary biliary cirrhosis + autoimmune hepatitis).
    Conclusion
    Within the last nine years, the prevalence of primary biliary cirrhosis in Isfahan has been much lower than in European and American countries and is approximately the same as in Australia. In the present study, most primary biliary cirrhosis patients (95%) were symptomatic at the time of the diagnosis. These rsults are different from the other studies
    Keywords: Primary biliary cirrhosis, Epidemiology, Demography, Prevalence
  • Ali Imani , Mohammad Reza Din mohammadi , Vahide Karimi , Fatemeh Moradi*, Ayoub Pezeshki Pages 750-758
    Introdution
    Chronic kidney failure has a serious effect on the patients' quality of life. Nowadays, humans are not only inclined to live longer, but also they are demanding improvements in quality of life. it may be possible to improve the quality of life of those patients by low cost, easy and A little bit of a complication methods such as dialysis fluid cooling .
    Methods
    This study was a clinical trial that randomized, crossover and double-blind. 42 hemodialysis patients were divided into two groups: 20 and 22 patients. Then, the first group received standard hemodialysis (37°c) for four weeks and simultaneously the second group received cold hemodialysis (35°c). In the second four weeks, the type of hemodialysis was changed. During this time, quality of life was assessed three times, before the study, after the completion of the first four weeks and second four weeks with using a short questionnaire of 36 quality of life questions (SF-36). For statistical analysis SPSS22 and Mann-Whitney and Friedman statistical tests were used at the significant level of P <0.05.
    Results
    The results showed that 45.2% of the samples were male and 54.8% were female.. After the first four weeks, the average quality of life in the cold and standard stage was 73.45 and 44.30, and after the second four weeks was 79.83 and 48.51, respectively. This means that cold hemodialysis significantly has improved quality of life based on health (P <0.001).
    Conclusion
    Cold hemodialysis can improve the quality of life based on health in hemodialysis patients.
    Keywords: Hemodialysis, Quality of life, Cool Hemodialysis, standard hemodialysis.
  • Khalil Khashei varnamkhasti , Leila Rouhi*, Somayeh Reiisi Pages 759-769
    Introdution
    Anaplastic thyroid carcinoma (ATC) is a type of thyroid gland malignancy that originates from the anaplastic cells of this gland. This kind of malignancy is highly invasive and patients have a poor response to treatment. In this study, the effect of curcumin on apoptosis and p53 and PARP genes expression of the human anaplastic thyroid carcinoma cell line (SW-1736) examined. Curcumin is a major active ingredient in the rhizome of a Curcuma longa that has anti-oxidant, anti-inflammatory and pro-apoptosis effects.
    Methods
    The experimental study was carried out in October, 2016 at the Cellular and Developmental Research Center of Islamic Azad University, Shahrekord Branch.SW-1736 cells with different concentrations of curcumin (2.5, 5, 7.5 and 10 μM) to examine apoptosis and 2.5, 5 and 10 μM concentrations to examine the expression of genes P53 and PARP were incubated for 24, 48 and 72 hours. Then, apoptosis was analyzed by flow- cytometry using an Annexin V-FITC/PI kit and the expression of p53 and PARP genes were analyzed by Real Time PCR.
    Results
    The results of this study indicated that with increasing concentration of curcumin in dose and time dependent manner, induction of apoptosis in this cell line increased. Also, treatment with curcumin increased the expression of p53 and PARP genes in some experimental groups compared to the control group. (P=.032)
    Conclusion
    Curcumin has an inhibitory effect on the growth, proliferation and invasion of anaplastic thyroid cancer cells through induction of genes involved in apoptosis process. Therefore, it seems that there is a good research field for the use of Curcuma longa in the control and treatment of human anaplastic thyroid carcinoma.
    Keywords: Curcumin, Apoptosis, SW-1736, p53, PARP
  • Neda Ghazavi , Ebrahim Rahimi*, Zahra Esfandiari , Amir Shakarian Pages 770-783
    Introdution
    The inappropriate nutrition is one of the reasons for non-communicable diseases. Consumption of a variety of sweets with high saturated fatty acids content is associated with an increased risk of cardiovascular disease, non-alcoholic fatty liver, insulin resistance, and so on. This study was conducted with the aim of collecting information on the types and amount of saturated fatty acids in Iranian traditional sweets.
    Methods
    A total of 369 samples (packed and unpacked) from 23 types of Iranian traditional sweets were randomly purchased from different brands in Isfahan supermarkets and their saturated fatty acid content was measured by gas chromatography.
    Results
    The total average of the saturated fatty acid content of all samples was 38.6% in total fat. The highest amount was found in Loz (92.4%) and the lowest content was measured in Nan-khormai and cake Yazdi (less than 20%). Most of the samples (80.5%) had 20-50% of saturated fatty acids. Saturated fatty acids of C16:0, C18:0 and C20:0 were found in all samples and C16:0 had the highest total mean of saturated fatty acid (25.9%). The labeling of some sweet products was associated with reduction in their saturated fatty acid content.
    Conclusion
    Considering the high level of saturated fatty acids in some types of Iranian high consumption sweets, mandatory labeling of traditional sweets in order to enhance the consumer's awareness of the solid fats content as well as the consumer's awareness of the harmful effects of these fats on the body health can be effective in preventing various diseases, including cardiovascular diseases.
    Keywords: Saturated fatty acids, Traditional sweet, Cardiovascular diseases, Gas chromatography
  • Nouraddin Abdi. G , Akram Astani , Mohammad hosein Zare * Pages 784-795
    Introdution
    Cerium oxide nanoparticles (CONPs or nanoceria) are used as radiation protection agent, a catalyst and an insulating layer on silicon substrates. The aim of this study was optimization of condition for cerium oxide nanoparticles dispersion with anionic surfactant sodium dodecyl sulfate (SDS) in deionized water.
    Methods
    This study was a cross-sectional descriptive. The dimensions, image and chemical composition of nanoceria were obtained using scanning electron microscopy (SEM). UV/VIS absorption spectrum of nanoceria suspension in the presence of SDS and Tween 20 surfactants were recorded and maximum absorption wavelength was determined.
    Results
    According to the SEM images taken in this study, the shape of a nanoceria was spherical, consisting of cerium with 97.9 wt% and oxide with 2.1 wt%. The dimensions of nanoparticles were determined 29.3 nm. UV/VIS maximum absorption was recorded at 318 nm. The mean sustained concentration of nanoceria suspension with 0.45 wt% of SDS had a significant increase than the presence of 0.05 wt%, 0.15 wt%, and 0.25 wt% of SDS (P-value = 0.001). An increase of 5 hours of sonication time resulted in a significant increase in the mean sustained concentration of nanoceria suspension (P-value = 0/000).
    Conclusion
    An anionic surfactant SDS with an optimum weight percentage of 0.45 can be used to increase the stability of the nanoceria distribution. Furthermore, increasing the sonication time for 5 hours can be a better alternative than increasing the weight percentage of anionic surfactant SDS to achieve a stable distribution.
    Keywords: Cerium Oxide Nanoparticles (CONPs), Sodium Dodecyl Sulfate (SDS), Scanning Electron Microscopy (SEM), Absorption Spectrum
  • Fariba Banitalebi , Somayeh Reiisi * Pages 796-805
    Introdution
    Multiple sclerosis (MS) is a chronic inflammatory disorder of the central nervous system. Nevertheless, the causal etiology of MS is not fully revealed and there are some neurological disorders that might have similar phenotypic manifestations with MS. Therefore, reliable and available diagnostic method is very necessary for differential diagnosis. The use of new biomarkers for faster diagnosis and selection of more efficient therapies is one of the main concerns in this area. Few studies have been conducted on the effects of miR-140-5p in T cell development. Therefore, to determine the role of this miRNA in MS, this study was directed to investigate the expression level in MS samples and its relationship with clinical factors.
    Methods
    In this study, expression level of miR-140-5p was evaluated in 40 MS patient and 40 health individual by using qPCR. Followed total RNA extraction, expression was investigated by miRNA specific primers by stem-loop method and then statistical analysis was accomplished to define the significance. In the next step, the correlation between clinical factors and miRNA expression was considered.
    Results
    The results of the present study showed that relative expression of miR-140-5pwas significantly decreased in MS patient compared with the control group (P<0.001).
    Conclusion
    As a result, miR-140-5p may contribute to MS disease, so that decrease in its expression is associated with increased disability. Further investigation can help to suggest this miRNA as diagnostic biomarkers or therapeutic targets in MS.
    Keywords: Multiple sclerosis, miR-140-5p, qPCR, biomarker
  • Shabnam Jahanizadeh , Azam Marjani Dr*, Fatemeh Yazdian Dr , Maysam Omidi Dr Pages 806-819
    Introdution
    One of the main reasons of dental caries is the increase in microbial activity in the oral cavity. Streptococcus mutans (S. mutans) is the main etiological agent in dental caries. The aim of this study was preparation and evaluation bio-nanocomposite Chitosan CS-St-MMT encapsulated with Curcumin fabricated by precipitation and ionic gelation method and antimicrobial effect was investigated.
    Methods
    The present study was an experimental one. Physiochemical characteristics and structural characterization of nanocomposite were evaluated by the from the perspective of in vitro efficiency, drug release profile, nanocomposite size, zeta potential, surface morphology and FTIR spectra.
    Results
    The optimal formulation nanocomposites had the average particles size of 35.9 nm and zeta potential 37.2 mV and Curcumin entrapment efficiency of 91%. The maximum release of the drug for this Nanosystem was about 80%, indicated the control of release in the presence of montmorillonite compared with the absence of montmorillonite nanocomposite. In FTIR studies, absorption peak was observed for curcumin, starch, chitosan and montmorillonite in nanocomposites, which indicated the mixing of montmorillonite and curcumin in nanocomposites. Finally, the antibacterial activity of bio nanocomposite against Streptococcus mutans was assessed.
    Conclusion
    Curcumin-loaded bio nanocomposite hindered the formation of biofilm on dental models very effectively, because of the improvement in the encapsulated curcumin stability and increased water solubility.
    Keywords: Streptococcus mutans, Polysaccharide nanocomposite, Curcumin, Ionic gelation, Dental caries
  • Mobina Ebrahimian , Behrooz Yahyaei*, Sahebali Manafi Pages 820-831
    Introdution
    Natural cellulose is a normal wound healing remedy that can improve the wound healing properties by combining with some herbal extracts. The aim of this study was to evaluate the production of bacterial cellulose containing Zingiber extract and to evaluate its healing effects in rat cutaneous wounds.
    Methods
    In this experimental study, Gluconacetobacter xylinus was first cultured in a hysterine-scrum culture medium under static conditions and aqueous extract of Zingiber officinale plant was prepared. Then, Microculture Tetrazolium Test (MTT) was performed to evaluate the cytotoxicity of the aqueous extract of Zingiber officinale, and finally the healing process was investigated on rat cutaneous ulcers in different days of treatment.
    Results
    The results of this study have shown that the cellulose layer was manufactured, tight, non-fracture and with pH = 7/005, which had the proper repair wound of 80%. The extract of the Zingiber officinale plant in the MTT test had toxicity to the cells, which has the same toxicity for cancerous and non-cancerous cells. For wound healing, the non-toxic concentration of the extract was used, and the results of the wound healing showed that cellulose and Zingiber officinale extract can be used as a suitable drug for wound healing.
    Conclusion
    Gluconacetobacter xylinus is effective in healing and wound, also the Zingiber officinale plant has a miraculous effect on open wounds.
    Keywords: Cellulose, Wound healing, Gluconacetobacter xylinus, Zingiber officinale