فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مسعود ذاکر *، علی رضا بلند نظر، علی رضا محمدی صفحات 80-95
    در طی چند دهه اخیر خاصیت قارچ کشی عصاره و اسانس بسیاری از گیاهان برای مبارزه با بیماری های گیاهی از جمله عوامل ایجاد لکه برگی و پوسیدگی در محصولات کشاورزی مورد توجه محققان بسیاری از کشورها قرار گرفته است. تحقیقات فراوان نشان داده است که اسانس برخی از گیاهان که حاوی ترکیبات تیمول و کارواکرول می باشند، دارای خاصیت قارچ کشی مناسبی علیه طیف وسیعی از قارچ های عامل بیماری های گیاهی از جمله پوسیدگی خاکستری انگور می باشند. عامل پوسیدگی خاکستری انگور ((Botrytis cinereaدارای دامنه میزبانی وسیعی بوده و قادر است که در مزرعه و انبار خسارت شدیدی به این محصول وارد نماید. در این تحقیق تاثیر ضد قارچی اسانس آویشن شیرازی، مرزه، رازیانه، درمنه و رزماری در غلظت های 200، 400 و 600 پی پی ام بر رشد پرگنه، جوانه زنی و رشد لوله تندش اسپور قارچ B. cinerea در شرایط آزمایشگاه مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که اسانس های آویشن شیرازی، مرزه و رازیانه به ترتیب در غلظت های 200، 400 و 600 پی پی ام در مقایسه با شاهد در سطح آماری 1درصد به طور کامل (100%) از رشد پرگنه و جوانه زنی اسپور این قارچ جلوگیری نمودند در حالی که اسانس های درمنه و رزماری یا تاثیری جزیی داشتند یا بی تاثیر بودند. نتایج همچنین نشان داد که اسانس های آویشن شیرازی و مرزه که دارای ترکیبات تیمول و کارواکرول می باشند، خصوصا اسانس آویشن شیرازی که حاوی هر دو ترکیب ذکر شده می باشد، بهترین تاثیر بازدارندگی را در مقابل این قارچ از خود نشان دادند.
    کلیدواژگان: خاصیت قارچ کشی، اسانس، انگور، پوسید گی خاکستری
  • محمدرضا کرمی نژاد*، داریوش قنبری بیرگانی، رضا سخاوت، سیما قنیری بیرگانی صفحات 96-111
    به منظور بررسی اثر چند علف کش روی علف های هرز باقلا آزمایشی با 13 تیمار در سه تکرار طی سال های 1386 و 1387 در دزفول اجرا شد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: تریفلورالین (EC48%) به صورت پیش کاشت و مخلوط با خاک، ایمازتاپیر (SL 10%) به صورت پیش رویشی و پس رویشی، بنتازون (EC 48%) + هالوکسی فوپ آر متیل (EC 10. 8%) به صورت پس رویشی، پرومترین (WP 80%) به صورت پیش رویشی، پندی متالین (EC 33%) به صورت پیش رویشی، متری بوزین (WP 70%) به صورت پیش کاشت و پیش رویشی، آکسی فلورفن (EC 24%) به صورت پیش رویشی، شاهد با علف هرز و شاهد وجین دستی. نتایج نشان داد، علفکش های آکسی فلورفن 36/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار و بنتازون + هالوکسی فوپ آر متیل بترتیب به میزان 75/0 و 08/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار با 97 درصد کاهش تراکم مجموع علف های هرز موثرترین تیمارها بودند. هم چنین موفق ترین تیمارها به ترتیب بنتازون + هالوکسی فوپ آر متیل و ایمازتاپیر 075/0 کیلوگرم ماده موثره در هکتار با میانگین 97 درصد و 95 درصد کاهش وزن خشک مجموع علف های هرز شدند. کارآمدترین علف کش ها در افزایش عملکرد دانه باقلا بنتازون + هالوکسی فوپ آر متیل و پندی متالین 32/1 کیلوگرم ماده موثر در هکتار به ترتیب با 910/1 و 869/1 تن دانه در هکتار بودند. در مجموع برای کنترل علف های هرز در باقلا کاربرد هر یک از علف کش های ایمازتاپیر و بنتازون + هالوکسی فوپ آر متیل به صورت پس رویشی و اکسی فلورفن، پندی متالین و متری بوزین به صورت پیش رویشی و یا اعمال دو بار وجین دستی علف های هرز در طول فصل رویشی باقلا توصیه می شود.
    کلیدواژگان: ایمازتاپیر، بنتازون، متری بوزین، هالوکسی فوپ آر - متیل، اکسی فلورفن، پندی متالین، پرومترین، تریفلورالین
  • فاطمه یاراحمدی *، علی رجب پور صفحات 112-125
    در این مطالعه تاثیر اصلاح pH آب در کارایی چهار حشره کش اکسی دیمتون متیل (EC 25%) ، دیازینون (EC 60%) ، استامی پرید (WP 20%) و ایمیداکلوپرید (SC 35%) روی جمعیت شته سیاه باقلا در شرایط مزرعه ای در طول دو سال زراعی در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. غلظت های 100، 50 و 25 درصد غلظت توصیه شده ی مزرعه ای هر کدام از حشره کش ها توسط آب معمولی و آب اصلاح شده با محلول کاهنده pH لونسول تهیه شد. درصد مرگ و میر تصحیح شده شته ها در 24 ساعت بعد از تیمار (برای ارزیابی اثرات کوتاه مدت) و تعداد تجمعی شته ها در طول تاریخ های مختلف پس از سم پاشی در تیمارهای مختلف (برای مطالعه اثرات دراز مدت اصلاح آب) در هرسال زراعی محاسبه و مورد تحلیل واریانس قرار گرفت. اصلاح آب هیچ تاثیر معنی داری در سمیت کوتاه مدت حشره کش های مورد آزمایش نداشت. با اصلاح آب، اکسی دیمتون متیل، دیازینون و ایمیداکلوپرید جمعیت شته A. fabaeرا در کاربرد 50 درصد غلظت مزرعه ای به ترتیب موجب کاهش 5/99-9/99، 5/98-7/99 و 1/98-6/99 درصدی تعداد تجمعی شته ها شد که با غلظت 100 درصد مزرعه ای اختلاف معنی داری نداشت. دوام باقی مانده این آفت کش ها تا پایان نمونه برداری (6 هفته در مقابل 1 تا دو هفته در مقایسه با 1-2 هفته در استفاده از آب بدون اصلاح) ادامه داشت. ولی در تیمار استامی پراید با آب اصلاح شده تعداد تجمعی شته در غلظت های 50 درصد به ترتیب برای سال های اول و دوم 103 و 2345 شته و در غلظت 25 درصد مزرعه ای 15732 و 22679 شته بودکه به صورت معنی داری بیشتر از تیمارهای مشابه با آب معمولی (453 و 805 شته در 50 درصد غلظت مزرعه ای و 76 و 36 شته در 25 درصد غلظت مزرعه ای به ترتیب در سال های زراعی اول و دوم) بود.
    کلیدواژگان: شته سیاه باقلا، pH آب، حشره کش های فسفره، نئونیکوتینوئیدها
  • محمدرضا لک*، حسین بیات صفحات 126-139
    یکی از مشکلات مهم در تولید و پرورش انواع گل های زینتی حضور علف های هرز است که باعث کاهش عملکرد کمی و کیفی گل می شود. آزمایش های مزرعه ای به منظور بررسی تاثیر علف کش های مختلف بر کنترل علف های هرز مزارع گلایول و زنبق طی سال 91-1390 در ایستگاه تحقیقات گل و گیاهان زینتی محلات انجام شد. علف کش های مورد بررسی شامل تریفلوسولفورون متیل (DF 50%) به میزان 40 گرم در هکتار؛ اکسی فلورفن (EC 24%) به میزان 75/0 و 2 لیتر در هکتار؛ آیوکسینیل (EC 22. 5%) به میزان 3 لیتر در هکتار؛ پاراکوات (SL 20%) به میزان 3 لیتر در هکتار؛ اکسادیازون (SL 12%) به میزان 3 لیتر در هکتار؛ دیورون (WP 80%) به میزان 2 کیلو گرم در هکتار؛ آترازین (WP 80%) به میزان 1 و 5/1 کیلو گرم در هکتار؛ پندی متالین (EC 33%) به میزان 3 لیتر در هکتار؛ ایمازتاپیر (SL 10%) به میزان 75/0 لیتر در هکتار و نیکوسولفورون (SC 4%) به میزان 2 لیتر در هکتار بود. نتایج نمونه برداری از کرت های آزمایشی نشان داد علف های هرز مهم در مزرعه گلایول شامل پیچک صحرایی (Convolvulus arvensis) ، علف شور (Salsola kali) و تاج خروس (Amaranthus retroflexus) و در مزرعه زنبق شامل خاکشیر (Sisymbrium irio) ، جو وحشی (Hordeum spontaneum) و چشم گربه ای (Nonnea persica) بود. گیاهسوزی ناشی از مصرف علف کش های مختلف در زنبق ناچیز یا بدون تاثیر بود. در کشت گلایول علف کش آیوکسینیل باعث گیاهسوزی در حاشیه برگ های این گیاه گردید. موثرترین تیمارها شامل آترازین پیش رویشی 5/1 کیلوگرم در هکتار، آترازین 1 کیلوگرم در هکتار و یک بار وجین دستی قبل از گل دهی با بیش از 90 درصد کاهش و علف کش دیورون با بیش از 80 درصد کاهش در تعداد و وزن خشک علف های هرز در کشت های گلایول و زنبق بود. تاثیر علف کش اکسی فلورفن در کنترل علف های هرز کشت های گلایول و زنبق نسبتا خوب و کمتر از علف کش های آترازین و دیورون بود.
    کلیدواژگان: آترازین، اکسی فلورفن، تریفلوسولفورون، دیورون، گل های شاخه بریده
  • سید سعید مدرس نجف آبادی *، مهدی مین باشی صفحات 140-153
    به منظور بررسی کارایی علف کش سولفوسولفورون (آپیروس® (WG75% بر کنترل گل جالیز مصری و عملکرد گوجه فرنگی (رقم سانسید) ، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تیمار شامل سه مقدار از علف کش (20، 30 و 40 گرم در هکتار) و شاهد، با چهار تکرار در سه منطقه مختلف از استان هرمزگان (مزارع یک هکتاری واقع در خمیر، میناب و رودان) به طور جداگانه در سال 1394 اجرا گردید. عملیات سم پاشی در سه نوبت 30، 40 و 50 روز پس از انتقال نشاءهای گوجه فرنگی به زمین اصلی انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس مرکب داده ها نشان داد، اثر مکان، اثر تیمار و اثر متقابل آن ها، بر تراکم و زیست توده علف هرز گل جالیز و زیست توده و عملکرد گوجه فرنگی، در سطح 1% دارای اختلاف معنی دار می باشند. مقایسه میانگین داده ها نشان داد که افزایش مقدار علف کش، باعث کاهش تراکم و زیست توده علف هرز گل جالیز و افزایش عملکرد میوه و زیست توده در گوجه فرنگی شده است و برهمین اساس مقدار 30 گرم در هکتار از علف کش سولفوسولفورون، به عنوان بهترین غلظت در کنترل گل جالیز در مزارع گوجه فرنگی معرفی می گردد. بطوری که میزان تراکم گل جالیز در این تیمار در سه منطقه خمیر، میناب و رودان به ترتیب 25/4، 60/2 و 73/3 گل جالیز در متر مربع و میزان زیست توده گل جالیز به ترتیب 75/43، 75/32 و 04/53 گرم در واحد سطح ثبت گردید که نسبت به تیمار شاهد کاملا معنی دار می باشند. همچنین در این غلظت و در مناطق مذکور، میزان زیست توده گوجه فرنگی به ترتیب 212/79، 703/64 و 605/65 تن در هکتار و میزان عملکرد گوجه فرنگی به ترتیب 977/92، 468/78 و 375/79 تن در هکتار ثبت گردید، که نسبت به سایر تیمارها بالاترین مقدار می باشد.
    کلیدواژگان: سولفوسولفورون، سولفونیل اوره، گل جالیز، گوجه فرنگی، هرمزگان
  • حسین خباز جلفایی *، فرخنده امتی، کاووس کشاورز، عباس داوودی صفحات 154-164
    بیماری سفیدک پودری یکی از بیماری های مهم انگور است که هر ساله در بسیاری از نقاط ایران خسارت زیاد کمی و کیفی به این محصول وارد می نماید. در بررسی حاضر کارایی قارچ کش ایمینوکتادین تریس (آلبسیلات) (بلکیوت®WP 40%) در مقایسه با قارچ کش های رایج شامل پنکونازول (توپاس®EW 20%) ، سولفور (کومولوس اسWP 80%®) ، گل گوگرد (گوگرد میکرونیزه) در کنترل بیماری سفیدک پودری انگور مورد آزمایش قرار گرفت. آزمایش در استان های سمنان (شاهرود) ، کهگیلویه و بویراحمد (یاسوج) و قزوین در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 8 تیمار و هر تیمار شامل 4 تکرار اجرا شد. تیمارها شامل بلکیوت 5/0، 75/0 و یک در هزار، توپاس 125/0 در هزار، کومولوس اس 3 در هزار، گل گوگرد (گوگرد میکرونیزه) 60 تا 90 کیلوگرم در هکتار (بر اساس مرحله اول، دوم یا سوم سم پاشی) و شاهدها (بدون هر گونه عملیات و آب پاشی) بودند. سم پاشی ها در سه نوبت (نوبت اول: قبل از تورم جوانه ها، نوبت دوم: بعد از ریزش گلبرگ ها و تشکیل میوه و نوبت سوم: دو تا سه هفته پس از سم پاشی نوبت دوم که مصادف با ظاهر شدن غوره های ترش بود انجام شد. درصد وقوع بیماری و درصد شدت بیماری در هر سه استان محاسبه و تجزیه واریانس انجام گرفت. مقایسه میانگین های درصد وقوع بیماری و درصد شدت بیماری با آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح احتمال پنج درصد انجام شد. نتایج نشان داد که تیمارهای قارچ کش با هر دوتیمار شاهد اختلاف معنی دار دارند. در ضمن، بررسی نتایج هر سه استان به طور کل نشان داد که قارچ کش بلکیوت با دوزهای 75/0 و 1 در هزار همچنین قارچ کش توپاس 125/0 در هزار از کارایی مطلوب و بهتر از سایر تیمارها در کنترل شدت و وقوع بیماری برخوردار بودند.
    کلیدواژگان: کنترل شیمیایی، سفیدک سطحی، تاک، ایمینوکتادین تریس (آلبسیلات)
  • فهیمه ورشو، بابک حیدری علی زاده*، حسین فرازمند، علی اولیایی ترشیازی، محمد سیرجانی صفحات 165-177
    کرم گلوگاه انار، Ectomyeloisceratoniae Zeller، مهم ترین آفت باغ های انار در ایران و سایر کشورهای تولید کنننده این میوه است که سالانه خسارت زیادی به محصول انار وارد میکند. این آفت قلمرو خود را به قاره های جدید جهان توسعه داده است و آفت اصلی خرما در ایالات متحده محسوب می گردد. ولی این آفت در ایران تاکنون از روی خرما گزارش نشده ولی مهم ترین و اقتصادی ترین آفت انار است. با توجه به عدم کارایی مبارزه شیمیایی و سایر روش های مبارزه، استفاده از روش های بیولوژیک از جمله فرومون ها می تواند مفید می باشد. فرمون های حشرات به ویژه فرمون های جنسی از دیدگاه ردیابی جمعیت حشرات، تخمین زمان ظهور حشرات کامل، آگاهی از تراکم نسبی جمعیت آفات و کاربرد آن ها در کنترل آفات جایگاه ویژه ای دارند. فرومون های جنسی می توانند برای کنترل این آفت به صورت غیرمستقیم (پیش آگاهی) و یا به صورت مستقیم (اختلال در جفت گیری و جلب کردن و کشتن) به کار گرفته شوند، در همین راستا شناسایی اجزاء فرومون حشره در بهبود روش مبارزه رفتاری موثر می باشد. در این تحقیق فرومون جنسی در جمعیت های بومیE. Ceratoniae از مناطق مختلف استان های خراسان و سمنان شناسایی گردید. روش شناسایی شامل استخراج فرومون بوسیله روش ریز استخراج با فاز جامد (SPME) بود و شناسایی ترکیبات استخراج شده با دستگاه گاز کروماتوگرافی – طیف سنج جرمی (GC/MS) انجام شد. در نمونه تزریق شده به دستگاه، ترکیب اصلی فرومون، (Z, E) -9, 11, 13-tetradecatrienal) ، با جرم 206 و ترکیب دوم، (Z, E) -9, 11-tetradecadienal، با جرم 208 و ترکیب سوم، (9-(Z) -tetradecenal) (Z) -9- 210 به وسیله سیستم استخراج به وسیله فیبر SPME مشخص شد.
    کلیدواژگان: شب پره کرم گلوگاه انار، فرومون، ریز استخراج با فاز جامد، SPME
|
  • Masoud Zaker *, Alireza Boulan Nazar, Alireza Mohammadi Pages 80-95
    During the last several decades the efficacy of plant extracts and essential oils in controlling plant diseases specially those of leaf spots and fruit rots have raised the interest of many researchers worldwide. Several findings have approved the antifungal potential of plant products containing Thymol and Carvacrol compounds against a wide range of plant fungal diseases including grape gray rot. Botrytis cinerea, the causal agent of grape gray rot has a wide host range and can cause severe loss in the field and during storage. In this study the antifungal efficacy of five essential oils, ie: Wild marjoram, Savory, Fennel, Wormwood and Rosemary were evaluated at three concentrations 200, 400 and 600 ppm on mycelia growth, spore germination and germ tube elongation of B. cinerea under laboratory conditions. Results indicate that Wild marjoram, Savory and Fennel at 200, 400 and 600 ppm could completely (100%) inhibit the mycelia growth as well as spore germination of this fungus respectively, while Wormwood and Rosemary had either very little or no effect on this fungus . Results also approve that Wild marjoram and Savory essential oils which contain Thymol and Carvacrol compounds, specially the first one containing both the compounds showed the highest antifungal activity against B. cinerea.
    Keywords: Antifungal potential, essential oils, grape, gray rot
  • Mohammad reza Karami nejad*, D. Ghanbari Birgani, R. Sekhavat, S. Ghanbari Birgani Pages 96-111
    In order to evaluate the effects of some herbicides on weed control and seed yield of broadbean an experiment was conducted in 2008 and 2009 at agricultural research center of Safi Abad of Dezful, I. R. Iran. The experiment was conducted in randomized complete block desigh with 13 treatments and three replications. Treatments included pre-plant application of trifluralin (EC 48%) at 1 kg ai/ha, pre-emergence and post-emergence application of imazethapyr (SL 10%) at 2 - 4 leaf stage of weeds at 0.04 and 0.075 kg ai/ha respectively, mixture of bentazon (EC 48%) + Halloxy fop R- methyl (EC 10.8%) at (0.75 + 0.08) kg ai/ha at 2 - 4 leaf stage of weeds, pre-emergence application of prometryn (WP 80%) at 0.8 kg ai/ha, pre-emergence application of pendimethalin (EC 33%) at 0.99 and 1.32 kg ai/ha, pre-plant application of metribuzin (WP 70%) at 0.35 and 0.52 kg ai/ha, pre-emergence application of metribuzin (WP 70%) at 0.35 and 0.52 kg ai/ha, weed free check and pre-emergence application of oxyfluorfen (EC 24%) at 0.36 kg ai/ha. Compared with the weedy check, on average, the sequence of the most to the least effective herbicide treatments on total weed control was recorded as oxyfluorfen> bentazon> metribuzin pre at 0.35 and 0.52 kg ai/ha > pendimethalin at 0.99 kg ai/ha > metribuzin PPI at 0.52 kg ai/ha. Compared with the weedy check, on average, the sequence of the most to the least effective herbicide treatments on yield increase was recorded as bentazon> pendimethalin at 1.32 kg ai/ha > oxyfluorfen> imazethapyr post > pendimethalin at 0.99 kg ai/ha, metribuzin pre at 0.35 kg ai/ha > metribuzin pre at 0.52 kg ai/ha. According to this experiment for weed control and seed yield increase of broadbean, application of each of the following herbicides at the above mentioned stage and rate are recommended: post-emergence application of imazethapyr at 0.075 kg ai/ha and mixture of bentazon + Halloxy fop R- methyl or pre-emergence application of pendimethalin, oxyfluorfen and metribuzin and also two handweedings throughout the growing season of broadbean.
    Keywords: bentazon, halloxy fop R- methyl, trifluralin, imazethapyr, metribuzin, pendimethalin, prometryn, Oxyfluorfen
  • F. Yar Ahmadi *, A. Rajabpour Pages 112-125
    In this study, Effect of water pH correction on short and long term toxicities of four insecticides, oxydimethon methyl (EC 25%), diazinon (EC 60%), acetamiprid (WP 20%) and imidacloprid (SC 35%), were evaluated against population of A. fabae in compeletely randomised block design under field conditions during 2010-2013. Recommended Field concentrations (RFC) , 50 and 25% RFC of each insecticide were made by original and corrected water (by pH reducer solution of Lonsul®). Corrected mortality precentage of the aphid after 24 h and cumulative aphid days (CAD) during various sampling days after treatments were determined and analysed in both growing seasons to evaluate short and long term effects of water correction on the efficacy of the insecticides . Water pH modification had no significant effects on the insecticides short tem efficacie. By pH modification, oxydimethon methyl, diazinon and imidacloprid at 50% RFC caused 99.5-99.9, 98.5-99.7 and 98.1-99.6% reduction in A. fabae population wich were not significantly different from the insecticide application at 100% RFC. The pesticide residue persisted to the end of sampling period (6 weeks in pH modified water compared to 1-2 weeks in original water) , but in acetamiprid plots with pH modified water treatments, CAD at 50% RFC were 103 and 2345 aphids and at 25% RFC CAD were 1532 and 22679 aphids which were significantly higher than the same treatments with original water (453 and 805 aphid at 25% RFC and 76 and 36 aphids at 50% RFC) in the fisrt and seocond growing seasons, respectively.
    Keywords: Black bean aphid, pH of water, Organophosphate, Neonicotinoid insecticides
  • M. R. Lak *, H. Bayat Pages 126-139
    Weeds are one of the main pests of ornamental flower fields. To study the effects of various herbicides in weed control of gladiolus and iris fields, trials were carried out during 2011-2012 at Mahallat Ornamental Plants Research Center, Iran. Weed control treatments included triflusulfuron methyl (DF 50% ) 40 g/ha, oxyfluorfen (EC 24%) 2 and 0.75 l/ha, ioxynil (EC 22.5%) 3 l/ha, paraquat (SL 20%) 3 l/ha, oxadiazon (SL 12%) 3 l/ha, diuron (WP 80%) 2 kg/ha, atrazine (WP 80%) 1 and 1/5 kg/ha, pendimethalin (EC 33%) 3 l/ha, imazethapyr (SL 10%) 0.75 l/ha, nicosolfuron (SC 4%) 2 l/ha. The main weeds in gladiolus field were Convolvulus arvensis, Salsola kali and Amaranthus retroflexus and in iris field were Sisymbrium irio, Hordeum spontaneum and Nonnea persica. Crop injury resulting from the application of herbicides in iris was little or not at all. Use of ioxynil treatment caused phytotoxicity in gladiolus flower. The most effective herbicides in controlling weed density and dry weight in both gladiolus and iris fields were atrazine 1.5 kg/h and 1 kg/h with one hand weeding before flowering with 90% and diuron with 80% reduction in weed number and dry weight respectively. The effect of oxyfluorfen on weed control in gladiolus and iris cultivations was comparitively good but less than ioxynil and diuron treatments.
    Keywords: Atrazine, Cut flowers, Diuron, Oxyfluorfen, Triflosulfuron
  • S. Modares Najaf Abadi *, M. Min Bashi Pages 140-153
    In order to investigate the efficacy of sulfosulfuron (Apyros® WG75%) on the control of broomrape (Phelipanche aegyptiaca (Pers.) Pomel) and the tomato yield (sunseed cultivar), an experiment was carried out in a randomized complete block design with 4 treatments and 4 replications on tomato in three separate fields (Khamir, Minab and Roodan regions) in Hormozgan province in 2015. Treatments were sulfosulfuron at 20, 30 and 40 g/ha and control (weed check with broomrape). All herbicide treatments were used at 30, 40, 50 days after tomato transplanting in fields. The results of multivariate analysis of variance show significant differences on density and dry weight of broomrape and so on dry weight and yield of tomato due to the location and treatment effects and their interactions at 1% level. Mean comparison of data show that with increase in the concentration of sulfosulfuron there is a decrease in broomrape density and dry weight and an increase in tomato dry weight and yield. Accordingly, the sulfosulfuron at 30 g/ha was shown to be the best treatment because this value of sulfosulfuron had suitable controlling effects on P. aegyptiaca and had no side-effects on tomato plants. According to the results, with 30 g/ha of sulfosulfuron the broomrape density in Khamir, Minab and Roodan regionswere counted to be 4.25, 2.60 and 3.73 broomrape/m2 respectively. The dry weight of broomrape in three regions was registered as 43.75, 32.75 and 53.04 g/ m2, the tomato dry weight was registered as 79.212, 64.73 and 65.605 ton/ha and the tomato yield was registered as 92.977, 78.468 and 79.375 ton/ha, respectively.
    Keywords: Sulfosulfuron, Sulfonylurea, Phelipanche, Tomato, Hormozgan
  • H. Khabaz Jolfaee*, F. Omati, K. Keshavarz, A. Davoudi Pages 154-164
    Powdery mildew disease caused by Erysiphe necatoris one of the most important diseases of vine that cause quality and quantity damage in many parts of Iran every year. In the present study, the efficacy of new fungicide, imonoctadin (Belkute® WP 40%) was compared with common fungicides including penconazole (Topas EW® 20%), sulfur (Kumulus-S® WP 80%), and sulfur powder for the control of Powdery mildew disease on grape. The experiment was carried out in Semnan (Shahrood), Kohkiloye and Boveirahmad (Yasuj) and Qazvin provinces in a Randomized Complete Block Design (RCBD) with 8 treatments and 4 replications. Treatments included Belkute at 0.5, 0.75 and 1 g/l, Topas 0.125 g/l, Kumulus –S 3 g/l, sulfur powder 60 – 90 kg per/ha. (According to the first, second and third stages of spraying) and controls (without any spraying and with water spraying). Treatments were applied at three stages (the first spraying time was before swelling buds, second one was after petal fall and the third one was 2-3 weeks after the second spraying, which coincided with the appearance of sour grapes). Percent disease incidence and Percent disease severity were measured and analyzed using SAS software in three provinces. Mean comparison of disease severity and disease incidence percentages were done by Duncan's multiple range test (α =5%). Results show significant differences between all the fungicide treatments and the controls. Belkute at 1and 0.75 g/l alone or in alternation with Topas 0.125 g/l had better controlling affects than the other treatments. Percent disease severity (PDS) in vines treated with Belkute 1and 0.75 g/l were 6.95 and 6.72% on leaves and 29.99 and 33.33% on fruits in Semnan Province, 10.40 and 2.45% on leaves and 3.30% on fruits in both treatments in Kohkiloye and Boveirahmad Province, 9.56 and 29.56% on leaves in Qazvin Province respectively. Also, percent disease incidence (PDI), were 30.50 and 37.50% on leaves and 70.00% on fruits in both treatments in Semnan Province, 7.75 and 10.50% on leaves and 10.00% on fruits in both treatments in Kohkiloye and Boveirahmad Province, 42.75 and 50.86% on leaves and 85.00 and 70.00% on fruits in Qazvin Province respectively.
    Keywords: Chemical control, Powdery mildew, Vine, Imonoctadin
  • F Varsho, B. Heidari Alizadeh *, H. Farazmand, A Oliaee Torshiazi, M Sirjani Pages 165-177
    Carob moth Ectomyelois ceratoniae Zeller is an important pest of pomegranate in Iran and expanded its range into many parts of the world. It is an important pest in the United States on date, in Iran, it is not founded on date, but it is a key pest of pome grates. Due to the inefficiency of chemical and other control methods for preventing carob moth’s damages on pomegranate, it is essential to use biological methods such as the use of pheromones for monitoring or attractant kill. For this reason, identification of sex pheromone and its components of carob moth is essential for biological control of this pest, and in this project the major sex pheromone (Z,E)-9,11,13-tetradecatrienal and others components of E. ceratoniae in different parts of north Khorasan and Semnan provinces were identified. The method was extraction of pheromone by SPME and identification by GC/mass. ‍Compounds, with masses 206 (Z,E)-9,11,13-tetradecatrienal), 208 ((Z,E)-9,11-tetradecadienal) and 210 (9-(Z)-tetradecenal) were obtained from the injected samples into Varian GC/mass.
    Keywords: pomegranate fruit moth, Ectomyelois ceratoniae, pheromone, SPME