فهرست مطالب

پژوهش های فلسفی - کلامی - سال بیستم شماره 4 (پیاپی 78، زمستان 1397)
  • سال بیستم شماره 4 (پیاپی 78، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/21
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ام هانی جراحی، رضا اکبری * صفحات 6-22
    موزه شفاعت در سنت اسلامی به معنای درخواست شخص برای آمرزش دیگری است و در سنت مسیحی علاوه بر آمرزش، مواردی همچون اعطای خیر به دیگری را نیز شامل می شود. استاد مرتضی مطهری و ونسن برومر پذیرش شفاعت را، با اشکال برتر بودن رحمت شفیع نسبت به رحمت خداوند و مقید شدن خیرخواهی خداوند، مواجه می دانند. مطهری پاسخ این اشکال را در گرو توجه به سلسله وار بودن نظام جهان و اعطای خیرات به موجودات در قالب نظامی طولی می داند. شفاعت علت ایجادی آمرزش نیست، بلکه صرفا علت اعدادی برای اعطای آمرزش از سوی خداوند است. برومر برای پاسخ به اشکال، اذن خداوند برای مشارکت انسان در خیررسانی به دیگران را در قالب دعا مطرح می کند. از نگاه برومر، خداوند عالم را به گونه ای قرار داده است که انسان از طریق دعا، ضمن برقراری رابطه ای عاشقانه با خداوند، می تواند در برآورده کردن دعا نیز مشارکتی فعالانه با قدرت الهی داشته باشد. به این ترتیب، مطهری و برومر با پاسخ های خود، شفاعت و مطلق بودن خیرخواهی خداوند را سازگار می دانند. در نگاه هر دو، عالم دارای نظامی است که در آن انسان ها می توانند با اذن الهی در رساندن خیر به دیگران، نقش ایفا کنند.
    کلیدواژگان: شفاعت، دعا، خیرخواهی الهی، مرتضی مطهری، ونسن برومر
  • عین الله خادمی، علیرضا عربی * صفحات 24-46
    دیدگاه های شیخ احمد بن زین الدین احسائی جدال هایی پر دامنه در عرصه پاره ای از مباحث فکری برانگیخته است . «هورقلیا» یکی از واژه های کلیدی نظام فکری شیخ احمد احسائی است که در آثار متفکران پیش از او - از جمله شیخ اشراق - نیز به کار رفته است . ضمن توجه به پیشینه پژوهش ، با بررسی اجمالی هورقلیا در لغت و اصطلاح خاص احسائی ، نشان داده شده که مراد احسائی از هورقلیا در موارد گوناگونی از آثارش همان عالم برزخ و مثال است . افزون بر این ، گاهی هورقلیا در معنایی خاص تر ، بر افلاک عالم برزخ (عالم مثال)، اطلاق شده است . همچنین ضمن بررسی دو اطلاق رایج تر هورقلیا در آثار گوناگون احسائی و تبیین بیشتر خصوصیات هورقلیا تلاش شده است تا با استخراج ویژگی های آن ، نسبتش با عالم مثال و برزخ ، روشن تر و تفاوت دیدگاه های احسائی با متفکران و به ویژه ، فیلسوفان پیش از وی تا حدودی آشکار شود . از جمله این که اگر هورقلیا ، برزخ میان مجردات و مادیات دانسته شده ، مراد شیخ احسائی از تجرد در این جا با مصطلح رایج فلسفی آن متفاوت است و مقصودش از مجردات در این جا عقول نیست و برزخ میان عالم نفوس و عالم اجسام مراد است .
    کلیدواژگان: بررسی اصطلاح «هورقلیا» در منظومه فکری شیخ احمد احسائی
  • حسین عصاران قمی *، عسگر دیرباز صفحات 48-68
    در این مقاله قصد داریم تا جایگاه تعقل و اندیشیدن درباب مسائل ایمانی را از دیدگاه علامه طباطبایی و گابریل مارسل بکاویم . جایگاه و کارکرد عقل در مسائل ایمانی همواره مورد توجه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است و نقشی سرنوشت ساز در تعیین مسیر الهیات داشته است . علامه طباطبایی و گابریل مارسل نیز توجه ویژه ای به مسائل ایمانی و تعقل و جایگاه آن در مورد این مسائل داشته اند . مارسل، در مواجهه با پیچیدگی های مسائل ایمانی به نقد نوع اندیشیدن در مورد این مسائل می پردازد و نوع جدیدی از اندیشیدن را مطرح می کند که جزئی و شخصی است و برای درک حقایق ایمانی کارساز است . از نظر مارسل، تفاوت میان مسائل ایمانی و منطقی ماهوی است و اندیشه انتزاعی ویژه مسائل منطقی است ، اما علامه طباطبایی با مستقل دانستن عقل در درک حقایق ، قلمرو این اندیشه را بسیار گسترده تعریف می کند؛ به طوری که اندیشه ایمانی ذیل اندیشه عقلی قرار می گیرد . ایشان با ذاتی و قطعی دانستن حجیت عقل ، منزلت عقل را بسیار والا برمی شمارند و بر خلاف مارسل ، قائل اند که تفاوت مذهب و فلسفه ، روشی است و این دو هدف مشترکی را دنبال می کنند که همان درک حقایق است . روش این مقاله ، بیان دیدگاه این دو فیلسوف، در این زمینه و سپس مقایسه آنها با یک دیگر است .
    کلیدواژگان: علامه طباطبایی، گابریل مارسل، عقل، تعقل، اندیشیدن، اندیشه اولیه، اندیشه ثانویه
  • امیرعباس علیزمانی، حبیب مظاهری * صفحات 70-89
    اروین یالوم معتقد است که تنهایی یک حد مرزی و رنج وجودی است که با انسان تنیده شده است . انسان ، تنها به دنیا می آید ، تنها از دنیا می رود و خودش به تنهایی مسئول آفرینش ماهیت خویش است؛ نه این که در این عالم مددکاری ندارد ، بلکه هیچ پناهگاهی نیز برای او وجود ندارد و ناخواسته در این عالم پرتاب شده است . جلال الدین محمد بلخی (مولوی) نیز از رنج تنهایی یاد می کند ، اما از سنخ تنهایی تلخ یالومی نیست ، بلکه تنهایی در قالب فراق از اصل خویش است ، دلهره اش نه به خاطر بی پناهگاهی ، بلکه به سبب بی اویی و غربت در عالم است که برایش دردناک و رنج آور شده است . در اندیشه یالوم ، رنج تنهایی راه حلی ندارد و مسئله ای وجودی است که انسان باید آن را بپذیرد و تنها می تواند آن را تسکین دهد ، اما مولوی با خدا بودن را رافع رنج فراق و تنهایی می داند . نویسنده امیدوار است با ارائه این تحقیق ، از رنج تنهایی با رویکردی معناجویانه بکاهد . در همین راستا ، در ابتدا به ترسیم وجوه رنج تنهایی اشاره کرده و در پایان ، به بیان راهکارهای رهایی از این رنج تنهایی می پردازد .
    کلیدواژگان: رنج وجودی، تنهایی، فراق، پرتاب شدگی، معنا
  • معصومه سادات ساری عارفی *، جهانگیر مسعودی صفحات 92-110
    این نوشتار به بررسی نقش نیت در ارزش اخلاقی - از منظر ملاصدرا - می پردازد . بر این اساس ، چند فرض در رابطه با نقش نیت در ارزش اخلاقی - از منظر ملاصدرا - مطرح می شود . این فروض به این صورت ، تحلیل می شوند که آیا نیت از منظر ملاصدرا ، در ارزش دهی به فعل اخلاقی نقش دارد؟ بر فرض که ملاصدرا این نقش را پذیرفته باشد ، آیا این نقش را می توان به فاعل اخلاقی هم تعمیم داد؟ آیا دیدگاه او نقش یک جانبه وبه عبارتی یک سویه نیت در ارزش دهی به فعل و فاعل اخلاقی است؟ یا این که می توان بر اساس مبانی فلسفی و عبارات ملاصدرا ، تبیین های متفاوت و در عین حال ، متقابلی از ارزش دهی در نسبت فعل ، فاعل و نیت اخلاقی مطرح کرد؟ نگارنده ، در مقام پاسخ به این پرسش ها ، ابتدا به تحلیل چیستی نیت و ارزش از منظر ملاصدرا می پردازد . سپس به تحلیل نقش نیت در چهار مرحله ، بر اساس عبارات صدرالمتالهین شیرازی ، پرداخته می شود . نهایتا، نظر مختار ، تاثیر متقابل و مستمر نیت ، فعل و فاعل اخلاقی در ارزش دهی به یکدیگر در سطوح متفاوت است .
    کلیدواژگان: نیت، اراده، ملاصدرا، ارزش اخلاقی، عمل، علم
  • ابوالفضل محمودی * صفحات 112-129
    دین جینی از ادیان کهن هندی است که بیش از بیست و پنج قرن پیشینه دارد و به اصطلاح از ادیان ناستیکه و یا غیر ارتدوکس هندی شمرده می شود . مسئله روح که در این مکتب از آن به عنوان جیوه یاد می شود از مفاهیم مهم این دین به حساب می آید و یکی از دو مقوله اصلی هستی شناختی و نیز یکی از موضوعات اصلی فلسفه جینی و نخستین آنهاست . جین ها اصل وجود روح را امری شهودی می دانند ، با این همه، دلایلی نیز بر وجود آن اقامه کرده اند . در این مکتب، روح با آن که مادی شمرده نمی شود، دارای بعد بوده و متناسب با بدن قبض و بسط می یابد . ارواح بی شمار هستند و همه موجودات و حتی عناصر دارای روح بوده که متناسب با بدنی که در آن می زیند، دارای یک تا شش حس ادراکی هستند. روح در حالت ناب و خالص خود دارای آگاهی و شهود بی منتها ، بهجت و سرور بی منتها و کمال مطلق است و علم و آگاهی نه صفت که ذات و سرشت آن است ، اما این گوهر نورانی در نتیجه برخی اعمال و احساسات با «کرمه» -که ماده ای لطیف است - پوشیده می شود و این آغاز اسارت انسان است . هدف یک سالک جینی پیراستن روح از این قشرهای کرمه ای است که «لشیا» خوانده می شود و این مهم با ریاضت و در طول زندگی های متوالی میسر می شود . هدف این نوشتار، تبیین مسئله روح در دین جینی است که به روش توصیفی۔ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای معتبر به شیوه اسنادی سامان یافته و نشان می دهد که آموزه روح در جینیزم تفاوت قابل ملاحظه ای با دیگر ادیان هندی دارد.
    کلیدواژگان: جیوه، روح، نفس، لشیا، جینیزم، کرمه
  • محمدحسین زاده * صفحات 132-145
    اراده یکی از ارکان اصلی افعال اختیاری انسان است که تبیین حقیقت آن در تبیین ، تفسیر و تاویل کنش های انسانی نقش مهمی ایفا می کند . ملاصدرا دیدگاه خود درباره حقیقت اراده انسان را در مواضع متعددی از آثارش بیان کرده است ، اما بیان او پراکنده ، نامنظم و گاه آمیخته با دیدگاه دیگران است . این مقاله با روش نقل و جمع آوری عبارات ، تحلیل عقلی آن ها و ارائه استدلال برهانی ، حقیقت اراده انسان را در دستگاه فلسفی ملاصدرا تبیین کرده است و نشان داده که چگونه تغییر مبانی در فلسفه ملاصدرا به ارائه تبیین جدیدی از اراده انسان انجامیده است . در این مقاله این نتیجه به دست آمده که از نظر ملاصدرا اراده از یک هویت وجودی سریانی «مادی۔ مجرد» برخوردار است و آن چه از آن به «اجماع نفس» و «تصمیم جازم» تعبیر می شود ، صرفا یکی از مراتب مجرد این هویت سریانی است . همچنین این مقاله به این نتیجه دست یافته که با توجه به مبانی ملاصدرا و به موجب یک استدلال برهانی ، شایسته و بایسته است تا بخشی از دیدگاه ملاصدرا اصلاح شود؛ به طوری که اجماع نفسانی هویتی مادی داشته باشد .
    کلیدواژگان: اراده انسان، اجماع نفس، اصالت وجود، هویت سریانی، ملاصدرا
  • سیدعلی طاهری خرم آبادی * صفحات 148-163
    از زمان دکارت و طرح استدلال های شکاکانه، دانش به جهان خارج یکی از دغدغه های فیلسوفان معرفت شناس غرب بوده است . این پرسش در فلسفه اسلامی سنتی مسئله نبوده است و در دوران اخیر و پس از آشنایی فیلسوفان مسلمان با فلسفه جدید غرب، برخی فیلسوفان اسلامی متاخر برای پاسخ به «شکاکیت درباره جهان فیزیکی»، در صدد اثبات وجود جهان مادی برآمده اند . تاملات آنها درباره موضوع به دو راهبرد متافیزیکی منتهی شده و آنها یا از راه توسل به «اصل علیت» و یا از راه «ضرورت مطابقت ادراک های حسی با اشیای فیزیکی» بر وجود جهان خارج استدلال کرده اند . این مقاله نشان می دهد که هیچ کدام از این استدلال ها نمی توانند مدعاهایشان را اثبات کنند . به علاوه حتی اگر استدلال های ایشان در اثبات نتیجه مورد نظر موفق باشند ، استدلال معروف و قوی «از راه جهل» به نفع شکاکیت در برابر این استدلال ها مقاوم است .
    کلیدواژگان: شئ فیزیکی، ادراک حسی، علیت، مطابقت ضروری، استدلال از راه جهل
  • طیبه توسلی * صفحات 166-187
    کثرت گرایی فرهنگی ، عمدتا ، در آمریکای شمالی و اروپا ظهور و گسترش یافته است و به تبع ، دیگر کشورهای جهان نیز - به درجاتی - از آن تاثیر پذیرفته اند . مهم ترین مسئله ای که این تحقیق در صدد بررسی آن است ، «کثرت گرایی فرهنگی و تاثیر آن بر نظام های تربیتی» است . روش تحقیق ، در بخش های اولیه ، توصیف و تحلیل مفاهیم اصلی ، مانند فرهنگ ، کثرت گرایی ، کثرت گرایی فرهنگی و وحدت گرایی فرهنگی است و در بخش های بعدی ، بررسی تاثیر کثرت گرایی فرهنگی بر نظام های تربیتی است که از طریق تحلیل ، تفسیر و استنتاج مباحث انجام می شود . نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که دو عامل اصلی سبب کثرت گرایی فرهنگی می شوند: نخست پدیده مهاجرت که تنوع قومی را به وجود می آورد؛ این پدیده آثار مختلفی بر نظام های تربیتی دارد که نمونه ای از آن ظهور «تعلیم و تربیت چند فرهنگی» در برخی از جوامع امروزی است . عامل دیگر ، کثرت دانش ها ، اندیشه ها ، گرایش ها و سلیقه هاست که پدیده ای پساساختارگرا و پسا مدرنیستی است . اگر این نوع تکثر گرایی به رشد علمی و فرهنگی بیانجامد ، سودمند است ، اما اگر به فرد گرایی منجر شود و پایه های وحدت فرهنگی و وحدت رویه در اتحاذ تصمیم ها و فعالیت ها را متزلزل کند ، به نفع عملکردهای علمی و فرهنگی - از جمله تعلیم و تربیت - نیست .
    کلیدواژگان: کثرت گرایی فرهنگی، نظام های آموزشی، فردگرایی، آموزش و پرورش چند فرهنگی
  • احمد مرتاضی * صفحات 190-204
    در امور اعتقادی چون مقتضی ، یعنی تمامیت ارکان استصحاب ، موجود بوده و مانع نیز مفقود است ، اصل امکان جریان استصحاب در آنها جای تردید ندارد، بلکه اطلاق ادله آن ، اعمال قلبی را نیز شامل می شود . با وجود این ، برخی با تمسک به ادله ای همچون عینیت یا توقف اعتقاد بر یقین ، انصراف ادله استصحاب از اعمال جوانحی و نیز الزام شرعی به کسب یقین وجدانی نسبت به اعتقادیات ، امکان جریان استصحاب در امور اعتقادی را به طور مطلق ، منکر شده اند . در مقابل ، عده ای نیز ضمن تقسیم امور اعتقادی به دو دسته نیازمند یقین وجدانی و نیازمند صرف التزام قلبی؛ معتقدند که در عقاید قسم دوم ، هم استصحاب موضوعی و هم استصحاب حکمی جریان دارد، اما در گزاره های اعتقادی قسم اول ، تنها استصحاب حکمی ، امکان جریان دارد . تحقیق حاضر نشان می دهد که چون اعتقاد ، یک امر وجدانی است ، شک در نفس اعتقاد با مراجعه به وجدان ، زائل می گردد و جریان استصحاب در خود اعتقاد ، کاملا بی معناست . در احکام اعتقادی نیز چون هیچ یک از این نوع احکام ، غایت زمانی ندارد، در مقام اثبات ، شک در بقاء و جریان استصحاب در آنها ، امکان وقوعی ندارد ؛ هرچند جریان استصحاب در خصوص معتقدات ، یعنی مسائل و موضوعات اعتقادی ، هم امکان عقلی دارد و هم امکان وقوعی .
    کلیدواژگان: امور اعتقادی ، استصحاب ، یقین تعبدی، استصحاب عقائد ، استصحاب کتابی
|
  • Um Hani Jarrahi, Reza Akbari * Pages 6-22
    The teaching of mediation in Islamic tradition refers to a person requesting forgiveness of another and in the Christian tradition apart from forgiveness includes the bestowal of goodness to another as well. Motahhari and Brümmer consider the acceptance of mediation to be faced with the problem of superiority of the mediator’s mercy as compared to God’s mercy and the limitedness of God’s benevolence. Motahhari believes the answer to this problem to be in the attention to the hierarchy in the world’s system and the bestowal of good to creation in the form of a linear system; mediation is not the existential cause for forgiveness but rather the preparatory cause for the bestowal of forgiveness from God. As a reply to this problem, Brümmer addresses God’s permission for man’s participation in spreading good to others in the form of prayers. According to Brümmer, God has made the world such that through prayers – while establishing a loving relationship with God – man can also have an active participation with God’s power in the acceptance of prayer. In this way, Motahhari and Brümmer with their answers consider mediation and God’s absolute benevolence to be consistent with one another. According to both, the world has an order in which man can play a role in spreading good to others with God’s permission.
    Keywords: mediation, prayer, Divine benevolence, Motahhari, Brümmer
  • Aynullah Khademi, Alireza Arabi * Pages 24-46
    The views of Shaykh Ahmad bin Zaynuddin Ahsai have raised extensive debates regarding some intellectual discussions. One of the keywords of his intellectual system is the term “Hurqalya” which has also been used among the scholars before Shaykh Ahsai like for example, Shaykh Ishraq. While addressing the historical background of the research, the writer indicates Ahsai’s meaning of “Hurqalya” in different instances in his works through a brief study of the term both in lexicological terms as well as in the specific context of Shaykh Ahsai and shows that it indicates the Imaginal world and the world of Ideas. Apart from this, sometimes the word is used in more a more specific meaning to indicate the cosmos of the Imaginal world. Similarly, while studying these two common uses of the term “hurqalya” in different works of Ahsai and explaining its characteristics in more detail, the writer strives to extract its characteristics in order to clarify its relation to the Imaginal world and to show the differences between Shaykh Ahsai’s views in comparison to other scholars, particularly with the philosophers before him.
    Keywords: Shaykh Ahmad Ahsai, Hurqalya, Imaginal world, world of Ideas
  • Hossein Assaran Qommi *, Asgar Dirbaz Pages 48-68
    In this article we strive to study the position of intellection and thinking in belief-related issues according to Alamah Tabatabai and Gabriel Marcel. The position and function of the intellect in belief-related issues has always been a point of focus of intellectuals and philosophers and has had a decisive role in determining the path of theology. Allamah Tabatabai and Marcel have also given special attention to belief-related issues and intellection and its position regarding these issues. Marcel criticizes the type of intellection regarding belief-related issues when encountering the complexity of these issues and presents a new way of thinking which is specific and personal and is instrumental in understanding belief-related realities. According to Marcel, there is an essential difference between belief-related issues and logical issues and abstract thinking is particular to logical issues; but Allamah presents the domain of this thinking to be much more extensive by considering the intellect to be independent in understanding realities, so that belief-related thinking comes under intellectual thinking. He considers the position of intellect to be very high by considering the authority of the intellect to be essential and definitive and in contrast to Marcel, he believes that the difference between religious denomination and philosophy is a method and they both seek a shared goal which is understanding realities. The path followed in this article is to first explain the views of both philosophers regarding the topic and then comparing them with each other.
    Keywords: Allamah Tabatabai, Gabriel Marcel, intellect, intellection, thinking, initial thought, secondary thought
  • Amir Abbas Ali Zamani, Habib Mazaheri * Pages 70-89
    Irvin Yalom believes that loneliness is an existential boundary and pain which is inseparable from a human being. He comes into this world alone, leaves it alone and he alone is responsible for creating his own character; not only does he have no helper in this world, but there is no refuge for him either and he has been thrown into this world involuntarily. Jalal al-Din Muhammad Balkhi (Molavi) also discusses the pain of loneliness, but it is not Yalomi’s type of bitter loneliness; rather, it is in the form of loneliness from one’s origin; his anguish is not from not having a refuge, rather it is the separation from God and estrangement in the world that has brought him anguish and pain. In Yalom’s view, the pain of loneliness has no solution; it is an existential issue that man must accept and he can only soothe it. But Molavi considers being with God as elimination of the pain of separation and loneliness. By presenting this research, the writes hopes to decrease the weight of loneliness through a meaningful approach. For this purpose, the article will first point out the aspects of the pain of loneliness and ultimately, will present solutions for release from this pain.
    Keywords: existential pain, loneliness, separation, being thrown, meaning
  • Masouma Sadat Sari Arefi *, Jahangiri Masoud Pages 92-110
    This article seeks to study the role of intention in moral values according to Mulla Sandra. Based on this, several hypotheses in regards to this topic according to Mulla Sandra will be presented. These hypotheses will be analyzed in the following questions: according to Mulla Sandra, does intention play a role in the valuation of the moral act? Supposing that Mulla Sandra accepts that it does, can this role also extend to the moral agent? Does he believe in the one-dimensional, and in other words, the one-way role of intention in the valuation of the moral act and agent? Or, based on Mulla Sandra’s philosophical foundations and statements, can different yet alternate explanations be offered in regards to the valuation of the moral act, agent and intention? In keeping with these questions, the author first seeks to analyze the essence of intention and value according to Mulla Sandra and then to analyze the role of intention in four levels based on Mulla Sandra’s expressions. Ultimately, the chosen view is the mutual and continuous effect of moral intention, act and agent in valuation of each other albeit in different levels and dimensions.
    Keywords: intention, will, Mulla Sandra, moral value, act, knowledge
  • Abulfadh Mahmoodi * Pages 112-129
    Jainism is among the ancient Indian religions and has a history of more than twenty five centuries and is considered to be among the Nastika or non-orthodox Indian religions. The matter of the soul, which is referred to as the Jiva in this school of thought, is one of the important concepts of this religion and is one of the two principal categories of ontology and is also one of the main and primary subject of Jainism philosophy. Jainism considers the actual existence of the soul to be an intuitive matter; however, they have still presented arguments for its existence. In his school of thought, even though the soul is not believed to be material, it has dimensions and expands and contracts in accordance with the body. An infinite number of souls exist and all existents, even elements consist of a soul that has from one up to six perceptional senses in accordance to the body it lives in. In its pure state the soul possesses unlimited awareness and intuition, unlimited rapture and joy, and is absolute perfection and knowledge and awareness is not a characteristic but rather its essence; however, this illuminated essence is encompassed by karma – an extremely subtle matter, as a result of certain actions and feelings and this is the start of its imprisonment. The goal of a Jainism way – farer is to rid the soul of these layers of karma known as lesya and this is attained through asceticism and during the course of successive lives. The purpose of this article is to explain the soul in Jainism through utilizing a descriptive-analytical method and using authentic library resources and shows that teachings in regards to the soul in Jainism are decidedly different from that of other Indian religions.
    Keywords: Jiva, soul, lesya, Jainism, karma
  • Muhammadh Hosseinzade * Pages 132-145
    Freewill is one of the main pillars of a human being’s voluntary actions and the explanation of its reality plays an important role in the description, commentary and interpretation of human actions. Mulla Sadra has mentioned his views regarding the reality of the human freewill in numerous places in his works; but his discussions are scattered, disordered and sometimes mixed with others views. This article explains Mulla Sadra’s view regarding the human free will in his philosophical system through citing and collecting the different expressions in relation to this topic from his works, analyzing them and presenting logical arguments for them; and the article shows how the changing of foundations in Mulla Sadra’s philosophy has resulted in an innovative explanation for the human freewill. The conclusion that has been drawn in this article is that according to Mulla Sadra freewill possesses a “material-immaterial” pervasive existential essence and that which is known as the decisive decision is only one of the immaterial levels of this pervasive essence; this article also concludes that based on Mulla Sandra’s foundations and due to a logical argument, it seems that a part of Mulla Sandra’s view can and should be amended; in a way that decisive decision can have a material essence.
    Keywords: human freewill, decisive decision, primacy of existence, pervasive essence, Mulla Sandra
  • Seyed Ali Taheri Khurramabadi * Pages 148-163
    Since Descartes and the presentation of Skeptical arguments, our knowledge of the external world is one of the concerns of Western epistemic philosophers. This concern was not an issue in traditional Islamic philosophy and in recent times and after the Muslim philosophers became acquainted with modern Western philosophy, some contemporary Islamic philosophers sought to prove the existence of the external world in response to “skepticism regarding the physical world”. Their reflections regarding this topic resulted in two metaphysical strategies: they proved the external world wither through the principal of causality or through “the necessity of conformity between sensory perceptions and physical objects”. This article shows that neither of these arguments can prove their claim; apart from this, even if their arguments were successful in proving the results, the strong and famous argument “from ignorance” which is in favor of Skepticism, is resistant against these arguments.
    Keywords: physical object, sensory perception, causality, necessary conformity, argument from ignorance
  • Tayyebeh Tavassoli * Pages 166-187
    Cultural Pluralism has mostly emerged and developed in North America and Europe and as a result, other countries have also been affected by it in different levels. The most important issue that this research strives to address is Cultural Pluralism and its effects on educational systems. In the initial parts, the method of research is a description and analysis of the principal concepts like culture, diversity, Cultural Pluralism and cultural unity and in the later parts which is the study of the effects of Cultural Pluralism on educational systems is through analysis, exegesis and deduction. The results that have been achieved through the research show that two main factors cause Cultural Pluralism: the first is the phenomena of migration that results in ethnic diversity; this phenomenon has various effects on educational systems, an example of which is the emergence of multi-cultural education and training in some of today's societies. The second factor is the diversity of sciences, thoughts, inclinations and tastes which is a post-modern and post-constructionist phenomenon. If this type of diversity leads to cultural and scientific growth it is beneficial; but if it results in individualism and shakes the foundations of cultural unity and unity of thought in decision making and activities, it is not in favor of cultural and scientific activities including education and training.
    Keywords: cultural pluralism, educational systems, individualism, multi-cultural education
  • Ahmad Mortazi * Pages 190-204
    In belief-related matters, because the necessity, i. e. all the pillars of the Principle of Presumption are present and there are no obstacles, there is no uncertainty regarding the principle feasibility of applying presumption concerning them; rather the absoluteness of its arguments also include actions of the heart. Regardless, some have negated the feasibility of applying presumption in belief-related issues by relying on proofs such as objectivity, or the reliability of belief on certitude, the inapplicability of the arguments for presumption on actions of the heart and also the legal necessity of attaining conscientious certainty regarding beliefs. In contrast, there are others who – while dividing belief-related issues into two types of those that require conscientious certitude and those that simply need commitment of the heart – believe that in the beliefs of the second type both thematic and edictive presumption applies but in case of the first type of beliefs only edictive presumption applies. The present research shows that because belief is a conscientious issue, doubt is belief itself is relieved by referring to the conscience and the application of presumption in belief itself is completely meaningless. There is also no possibility for the occurrence of doubt in the remaining and application of presumption in the belief-related rules in the subjective aspect because none of these types of rules have a temporal goal. But the application of the Principle of Presumption is both rationally as well as imminently possible in regards to beliefs, i. e. belief-related topics and issues .
    Keywords: belief-related matters, Principle of Presumption, devotional certainty, presumption of beliefs, textual presumption