فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نامه به سردبیر
  • آنه محمد قروی* صفحات 1-2
      Open access به دسترسی آزاد و دیجیتال منابع علمی گفته می شود و در اغلب موارد موانع کپی رایت و محدودکننده که در شیوه نشر سنتی برای کاربران و نویسندگان دیده می شود، رفع شده است. مزایای متعددی برای این شیوه مقالات میتوان عنوان کرد: 1. دسترسی آسان: اکثر مجلات هزینه های دسترسی به مقالات را به خواننده را تحمیل نمی کنند؛ بنابراین موانع هزینه های دسترسی به مجلات به شکل قابل ملاحظه ای کاهش یافته و یا کاملا حذف می شود. در اغلب موارد نویسندگان هزینه دسترسی خوانندگان این مجلات را متقبل می شوند و دسترسی مجلات به شدت افزایش می یابد، زیرا خوانندگان می توانند بدون در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی یا موقعیت جغرافیایی آن را دریافت کنند. 2. فوریت: نتایج تحقیقات علمی چاپ شده می تواند بلافاصله در دسترس همه افراد جامعه ای که به اینترنت دسترسی دارند فارغ از بعد جفرافیایی و مکانی قرار گیرد. 3. محرک تحقیقات: انتشار سریع نتایج، نه تنها تحقیقات مشابه را ترغیب می کند، بلکه باعث می شود که محققان به سمت تحقیقات جدیدی که به عنوان یک نتیجه، گزارش شده بود سوق پیدا کنند؛ علاوه بر این تحقیقات بین رشته ای بیشتر صورت می گیرد. 4. تاثیر و استناد مقالات در سایر تحقیقات: مقالات چاپ شده به شکل Open access در کوتاه مدت نسبت به نشر سنتی تاثیر بسیار بیشتری در مجلات دیگر نشان می دهند و باعث استناد بیشتر مقالات می گردد.
  • مقاله پژوهشی
  • سحرباخرد، بهروز یحیایی*، پرستو پورعلی صفحات 3-10
     
    مقدمه
    با توجه به اهمیت استفاده از نانو ذرات طلا در زمینه تشخیص و درمان بیماری ها، بدست آوردن نانوذراتی که دارای سازگاری بیشتری با بدن باشند، از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به نوین بودن سنتز بیولوژیک نانوذرات طلا برخلاف سایر روش ها، هنوز اطلاعات چندانی از فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک این ذرات در اختیار نیست؛ بنابراین، مطالعه اخیر بر روی ارزیابی اثرات احتمالی نانوذرات طلای تولید شده به روش زیستی بر روی کبد موش صحرایی صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    نانوذرات بدست آمده بر روی 15 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار مورد مطالعه قرار گرفتند. بدین منظور ابتدا موش های صحرایی به 3 گروه تقسیم شدند و پس از دو مرحله تزریق نانوذرات به روش داخل صفاقی، تشریح شده و کبد آن ها بعد از طی مراحل آماده سازی، بوسیله میکروسکوپ نوری مطالعه گردید. نمونه خون موش های صحرایی نیز جهت بررسی های بیوشیمیایی به آزمایشگاه ارسال و مورد مطالعه قرار گرفت.
    نتایج
    بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر دیده شد در هر دو گروه دریافت کننده نانوذرات با دوز سمی و غیر سمی، سلول های هپاتوسیتی دارای تغییرات واکوئولار بودند. علاوه بر این در گروه دریافت کننده دوز سمی فضاهای سینوزوییدی دارای اتساع و پرخونی اندکی نیز بود.
    نتیجه گیری
    به طور کل نانوذرات طلای بیولوژیک دارای خواص سمیت سلولی اندکی بر بافت کبد بوده، که این سمیت وابسته به دوز نانوذرات می باشد.
    کلیدواژگان: نانو ذرات بیولوژیک، موش صحرایی، کبد، باکتری Bacillus cereus
  • ابوالفضل جعفری ثالث* صفحات 11-16
     
    مقدمه
    بیماری انسدادی ریوی مزمن(Chronic obstructive pulmonary disease) شایع ترین عامل مرگ و معلولیت ناشی از بیماری های ریوی است که در بروز آن عوامل میکروبی نقش بسزایی دارد. با توجه به نقش عفونت کلامیدیا پنومونیه (Chlamydia pneumonia) در راه اندازی و پیش برد بیماری انسداد ریوی مزمن، این مطالعه با هدف بررسی میزان آنتی بادی سرم علیه عفونت کلامیدیا پنومونیه در بیماران مبتلا به انسداد ریوی مزمن در بیمارستان های شهر تبریز در سال 1396صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی-مقطعی تعداد 200 بیمار مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی شرکت داشتند. تیترهای آنتی بادی کلامیدیا پنومونیه به روش الایزا (ELISA) تعیین گردید و آنالیز آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری T-TEST انجام شد.
    نتایج
    میانگین آنتی بادی IgG برابر 94/73 درصد و میانگین آنتی بادی IgM برابر 955/0 درصد بود. هیچ ارتباطی بین جنس با سطح آنتی بادی، سیگاری بودن افراد، گرفتگی عروق کرونری و میزان آنتی بادی ضدعفونت کلامیدیا پنومونیه مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده اگرچه بین عفونت کلامیدیا پنومونیه و بیماری انسداد ریوی مزمن ارتباط معنی داری مشاهده نشد ولی بدلیل اهمیت بیشتر کلامیدیا پنومونیه به عنوان یک پاتوژن مسبب نسبت به سایر عوامل ایجادکننده پیشنهاد می گردد از روش های اختصاصی تر از جمله تعیین حضور ژنوم باکتری در دو گروه مورد و کنترل استفاده شود.
    کلیدواژگان: بیماری انسدادی مزمن ریوی، کلامیدیا پنومونیه، آنتی بادی
  • خالد محمدزاده سلامت* صفحات 17-26
    مقدمه
    اثرات ضد دیابتی گیاه گزنه و فعالیت های ورزشی اثبات شده است؛ اما اثرات همزمان این دو نوع روش درمانی در بیماران دیابتی با سوال مواجه است، لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر عصاره گیاه گزنه و تمرین استقامتی بر غلظت پروتئین واکنشی-C (CRP)، گلوکز، وزن و تغییرات بافت های پانکراس،کبد وقلب رت های دیابتی بود.
    مواد و روش ها
    در یک مطالعه تجربی هفتاد سر موش صحرایی نژاد ویستار (وزن 52/18±35/227 گرم) بصورت کاملا تصادفی در هفت گروه برابر شامل: 1-کنترل سالم 2-کنترل دیابتی 3- دیابتی همراه با عصاره گزنه 4- دیابتی همراه با متفورمین 5- دیابتی همراه با تمرین 6- دیابتی همراه با گزنه+تمرین 7- دیابتی همراه با متفورمین +تمرین تقسیم شدند. دیابت باتزریق داخل صفاقی استرپتوزتوسین (STZ) در گروه های دیابتی و درمانی به غیر از گروه کنترل سالم، القاء شد. تمرین شنا به مدت چهارهفته، و هر هفته 5 روز، در داخلاستخر مخصوص انجام گردید. درپایان دوره تیمار، موش ها بی هوش شده و نمونه خون جهت اندازه گیری گلوکز و CRP و همچنین نمونه بافت های پانکراس، کبد و قلب جهت مطالعات هیستوپاتولوژی جمع آوری گردید. اطلاعات بدست آمده از گروه ها با روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح خطای 05/0 مقایسه گردید.
    نتایج
    پس از دوره تیمار ، غلظت گلوکز گروه های تیمار در مقایسه با گروه کنترل دیابتی کاهش معناداری داشت، که بیشترین کاهش در گروه های گزنه + تمرین و گروه متفورمین دیده شد (P<0.001). همچنینCRP تنها در گروه گزنه + تمرین نسبت به گروه کنترل دیابتی تفاوت معناداری داشت (P<0.05). تصاویر میکروسکوپ نوری حاکی از آسیب کمتر و بهبود بافت های کبد، پانکراس و قلب گروه های تیمار، بویژه گروه گزنه + تمرین بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که مصرف عصاره آبی گیاه گزنه و تمرین ورزشی باعث کاهش گلوکز و التهاب و نیز کاهش آسیب های بافتی موش های دیابتی می شود.
    کلیدواژگان: دیابت، التهاب، تمرین هوازی، عصاره آبی گیاه گزنه
  • داود افشار* صفحات 27-31
     
    مقدمه
    یکی از عناصر حیاتی برای باکتری های بیماری زا آهن می باشد. برخی از باکتری ها پروتئین هایی تحت عنوان سیدروفور تولید می کنند که به علت تمایل بالا، آهن را از گلیکوپروتئین هایی مثل ترانسفرین و لاکتوفرین جذب می کنند. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی توانایی تولید سیدروفور در استرپتوکوکوس پنومونیه با روش کروم آزورول S می باشد.
    مواد و روش ها
    برای بررسی تولید سیدروفور از روش کروم آزورول S استفاده شد و تائید تولید سیدروفور با بررسی میزان جذب در طول موج 630 نانومتر انجام گردید. باسیلوس سوبتیلیس سوش استاندارد ATCC 11778 بعنوان کنترل مثبت استفاده شد.
    نتایج
    میزان جذب نوری برای باکتری باسیلوس سوبتیلیس که بعنوان کنترل مثبت بود 016/0- و برای باکتری پنوموکک 043/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد پنوموکک فاقد توانایی تولید سیدروفور است لذا به احتمال زیاد این باکتری از سایر روش های جذب آهن مثل جذب آهن از لاکتوفرین، ترانسفرین، هم و فریتین استفاده می کند.
    کلیدواژگان: استرپتوکوکوس پنومونیه، سیدروفور، کروم آزورول S
  • غلام حسن واعظی *، مهناز مصری پور علویجه، مهدی خاکساری، ویدا حجتی صفحات 32-46
    مقدمه

    مت آمفتامین (METH) یک محرک قوی دستگاه عصبی مرکزی می باشد که عملکرد نوروترنسمیترهای خاصی در مغز را تقلید می کند و باعث آزادسازی دوپامین و سروتونین و افزایش مقدار گلوتامات در مغز می شود. سوء مصرف آن باعث اختلالات حرکتی می شود و هیچ دارویی برای درمان وجود ندارد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر بربرین بر اختلالات شناختی- حرکتی ناشی از اعتیاد متامفتامین در موش صحرایی صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه، 30 سر موش صحرایی نژاد ویستار انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه مساوی تقسیم شدند که شامل: شاهد، دارای اعتیاد به مت آمفتامین، دارای اعتیاد به مت آمفتامین که در دوره سه هفته ای خروج، بربرین هیدروکلراید را (mg/kg/day100) دریافت کردند. دو گروه اعتیادی، مت آمفتامین را برای دو هفته تا دوز (mg/kg/day12) دریافت کرده بودند. سپس در پایان سه هفته ترک با آزمون های رفتاری مازy و ماز آبی موریس مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    نتایج

    دو هفته اعتیاد به مت آمفتامین، اختلال عملکرد شناختی- حرکتی در موش ها ایجاد کرد و درمان سه هفته ای با بربرین هیدروکلراید سبب افزایش معنی داری در ماز y از جهت درصد ورود به بازوی ناشناخته و درصد تناوب حرکت نسبت به گروه فاقد درمان (05/0 p <) گردید. همچنین این گروه افزایش معنی داری در میزان تحرک و درصد زمان و فرکانس حرکت موش ها در محدوده سکو در روز پروب در ماز آبی موریس نسبت به گروه فاقد درمان نشان داد (05/0 p <).

    نتیجه گیری

    تجویز بربرین هیدروکلرید به مدت 3 هفته در دوره ترک، باعث بهبود اختلال عملکرد شناختی- حرکتی در معتادان متامفتامین می شود.

    کلیدواژگان: اعتیاد، مت آمفتامین، اختلالات شناختی-حرکتی، یادگیری و حافظه فضایی
  • حسن اصیلیان* صفحات 46-54
    مقدمه

    به دلیل رشد سریع صنایع، تماس های شغلی با ترکیبات آلی فرار روز به روز در حال افزایش است که به جهت داشتن اثرات سوء بر روی انسان می بایست جهت کنترل آنها اقدام نمود. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان ظرفیت جذب زایلن در دو نوع جاذب دیاتومیت دارای نانو ذرات دی اکسید روی و بدون آن می باشد.

    مواد و روش ها

    بعد از اصلاح شیمیایی و حرارتی دیاتومیت توسط هیدروکلریک اسید 1 مولار آزمایشات جذب بر روی دو نوع دیاتومیت تثبیت شده با نانو ذرات دی اکسید روی و بدون نانو ذرات انجام شد. ایزوترم های جذب برای بررسی ظرفیت جذب زایلن و مطابقت داشتن آنها با الگوی آیوپاک مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز داده ها با دستگاه phocheck tiger انجام گرفت.

    نتایج

    بوسیله آنالیز BET مشخص شد که جاذب دیاتومیت دارای نانو ذرات نسبت به جاذب دیاتومیت بدون آن مساحت سطح ویژه کمتری دارد. تستSEM و آنالیز EDX حاکی از این است که ذرات ZnO بر روی جاذب تثبیت شده اند. میزان ظرفبت جذب زایلن بعد از اصلاح با نانو ذرات از 1.64 به 2.6 میلی گرم به گرم افزایش داشت و زمان نقطه شکست بعد از اصلاح با نانو ذرات از 18 به 14 دقیقه کاهش یافت.

    نتیجه گیری

    اصلاح دیاتومیت با نانو ذرات Zno باعث افزایش میزان ظرفیت جذب شده و به عنوان کاتالیستی مناسب جهت حذف آلاینده های آلی فرار پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: ترکیبات آلی فرار، جاذب دیاتومیت، ظرفیت جذب زایلن، نانوذرات اکسید روی
  • مسلم جعفری ثانی* صفحات 55-61
    مقدمه

    کادمیوم یک فلز سنگین بسیار سمی است که با القای استرس اکسیدایتو در کبد افراد اثرات سمی از خود بجا میگذارد. هدف از مطالعه حاضر کاهش اثرات سمیت کبدی ناشی از مواجهه با کادمیوم با استفاده از عصاره هیدرو الکلی گیاه کاکوتی بود.

    مواد و روش ها

    این پژوهش یک مطالعه مداخله ای – تجربی بود که در آن تعداد 30 سر موش صحرایی در شش گروه (5 موش) به مدت 5روز هر 24 ساعت یک بار مورد تزریق داخل صفاقی کادمیوم 300 میکرومولار به میزان ml/Kg 2 وزن بدن قرار گرفتند. پس از تزریق پنجم؛ تیمار موشها با استفاده عصاره کاکوتی در دوزهای 100و 300 و 600 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به مدت یک ماه هفته ای یک بار، انجام شد. سپس موشها کشته شده، کبد آنها استخراج و میزان پروتئین، گلوتاتیون، مالون دی آلدهید، مقادیر SOD و شکست ژنوم در آن بررسی شد. نتایج با استفاده از آزمون های آماری آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شدند و سطح معنی داری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.

    نتایج

    در گروه کادمیوم در مقایسه با کنترل افزایش فعالیت آنزیم های کبدی، و کاهش مقادیر گلوتاتیون (p<0.05) کاهش فعالیت سوپراکسید دیسموتاز (p<0.001) گلوتاتیون ردوکتاز (p<0.003) و گلوتاتیون پراکسیداز (p<0.005) و افزایش مقادیر مالون دی الدهید (p<0.001) مشاهده شد. در گروه های تحت تیمار با عصاره هیدروالکلی کاکوتی کاهش فعالیت آنزیم های کبدی، افزایش مقادیر گلوتاتیون (p<0.05)، سوپراکسید دیسموتاز (p<0.001) و کاهش مقادیر مالون دی الدهید (p<0.001) در مقایسه با گروه کادمیوم مشاهده شد.

    نتیجه گیری

    عصاره هیدروالکلی کاکوتی با افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی و تقویت سیستم دفاع آنتی اکسیدانی منجر به کاهش اثرات سمی ناشی از تجمع کادمیوم در کبد موش صحرایی شد.

    کلیدواژگان: کادمیوم، کاکوتی، آنتی اکسیدان، استرس اکسیداتیو، سمیت کبدی
|
  • Anneh Mohammad Gharravi Pages 1-2
  • Behrooz Yahyaei * Pages 3-10
     
    Introduction
    Due to the importance of using nanoparticles in the diseases treatment and diagnosing, it is important to obtain nanoparticles that are more compatible with the body. Because, the biological synthesis of gold nanoparticles is new and novel filed, there is little information on the pharmacokinetics and pharmacodynamics of these particles. Therefore, the present study was conducted to evaluate the possible effects of biological nanoparticles on rat liver.
    Methods
    The nanoparticles were examined on 15 male Wistar rats. For this purpose, the rats were first divided into 3 groups and after two stages of injection of the nanoparticles by intraperitoneal method, their liver was studied by optical microscope. Blood samples from rats collected for biochemical studies.
    Results
    According to the results of the study, in both groups receiving toxic and non-toxic nanoparticles, hepatocyte cells had varicose veins. Additionally, in the recipient group, the doses of sinusoid have a slight distension and hyperemia.
    Conclusion
    Nanoparticles of biological gold have a low toxicity effect on liver tissue in dose dependent manner.
    Keywords: Biological Gold nanoaprticles, rat, liver, Bacillus cereus.
  • Abolfazl Jafari, Sales* Pages 11-16
     
    Introduction
    Chronic obstructive pulmonary disease (COPD) is the most common cause of death and disability due to pulmonary disease, in Which microbial agents has a significant role. Regarding the role of Chlamydia pneumonia infection in the initiation and development of COPD, this study aimed to evaluate the serum antibody level against C.pneumonia infection in patients with COPD in Tabriz hospitals in 2017.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, 200 patients with COPD participated. Anti C.pneumoniae titers were determined by ELISA method. Statistical analysis was performed using SPSS software and T-test.
    Results
    The mean IgG antibody was 73.94% and the mean IgM antibody was 0.955%. There was no association between sex with antibody level, smoker status, coronary artery stenosis, and anti-infectious antibodies to C.pneumoniae.
    Conclusion
    According to the results, although there was no significant correlation between C.pneumonia infection and COPD, However, due to the importance of C.pneumoniae as a causative pathogen, it is recommended to use more specific methods, such as determining the presence of the bacterial genome in the case and control groups.
    Keywords: Chronic obstructive pulmonary disease, Chlamydia pneumonia, Antibody
  • Khalid Mohammadzadeh Salamat* Pages 17-26
     
    Introduction
    The anti-diabetic effects of nettle and exercise training have been proven, but the simultaneous effects of these two types of treatment in diabetic patients had controversy. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of the of nettle extract and endurance training on serum C-Reactive Protein (CRP), blood glucose, Weight and the pancreatic, liver and heart tissue changes of diabetic rats.
    Methods
    In an experimental study, seventy male Wistar rats (weight =227.35 ± 18.52 g) were randomly divided into seven equal groups including; 1- healthy control 2- diabetic control 3- diabetic with nettle extract 4- diabetic with metformin 5- diabetic with training 6- diabetic with training + nettle 7- diabetic with training + metformin. Diabets was induced by intraperitoneal streptozotocin (STZ) injection in diabetic and therapeutic groups other than the healthy control group. Swimming training was performed for four weeks, 5 days a week, inside an animal training pool. At the end of the treatment, the mice were anesthetized and blood samples were taken to measure glucose and CRP and also samples of pancreatic, liver and heart tissue were collected for histopathologic studies.
    Results
    After the treatment, glucose concentration decreased the significantly in the treatment groups compared to the diabetic control group, in which the highest reduction was seen in nettle + training and metformin group (P <0.001). Also, CRP was significantly decreased the nettle + training in compared to diabetic control group (P <0.05). Photomicrographic evaluation showed less damage and more improvement in liver, pancreas and heart tissues of treatment groups, especially the nettle + training group.
    Conclusion
    The results showed that the use of the nettle extract and exercise training can reduce glucose and inflammation and also can reduce the tissue damage of diabetic rats.
    Keywords: Diabetes, Inflammation, Endurance training, Extract of nettle
  • Davoud Afshar* Pages 27-31
     
    Introduction
    Iron is one of the vital elements for pathogenic bacteria. Some bacteria produce proteins called siderophore, which have high affinity to bind iron and absorb it from many glycoproteins such as transferrin and lactoferrin. The aim of the present study was to investigate the ability of siderophore production in Streptococcus pneumoniae using the chrome azurol S(CAS) method.
    Methods
    The production of siderophore was measured by chrome azurol S method. Sediment of tested bacteria was added into microtube containing CAS solution and then incubated at 25C for 2h. The optical densities (OD) of samples were measured at 630 nm. Bacillus subtilis ATCC 11778 was used as a positive control for siderophore production.
    Results
    The OD rate for S. pneumoniae and B. subtilis was 0.043 and -0.016, respectively.
    Conclusion
    According to results, it seems that S. pneumoniae is not able to produce siderophore. Therefore, it is possible that the bacterium absorbs iron from other iron sources such as lactoferrin, transferrin and ferritin.  
    Keywords: Streptococcus pneumonia, siderophore, Chrome azurol S (CAS)
  • Gholam Hasan Vaezi*, Mahnaz Mesripour Alavijeh, Mehdi Khaksari, Vida Hojati Pages 32-46

     

    Introduction

    Meth-amphetamine (METH) is a potent stimulant of the central nervous system that imitates the function of certain neurotransmitters in the brain, releasing dopamine and serotonin and increasing the amount of glutamate in the brain a buse causes movement disorders and there is no medication for treatment. The aim of this study was to evaluate the effect of berberic on cognitive and motor disorders induced by methamphetamine addiction in rats.  

    Methods

    In this study, 30 Wistar rats were selected and randomly divided into three equal groups: control, methamphetamine addiction and methamphetamine addiction, with Berberine Hydrochloride (100 mg / kg / day) during the three-week period of withdrawal. Two groups received free methamphetamine solutions for two weeks (up to 12 mg/kg). Then, at the and of three weeks of drug withdrawal was evaluated with behavioral Y maze test and Morris water maze (MWM). Finally, for one week, two bottles of one water and one methamphetamine were provided to all groups to assess the rate of relapse of the rats in the use of methamphetamine.

    Results

    Two weeks of methamphetamine addiction caused cognitive-motor function impairment in rat and three weeks treatment with Berberine Hydrochloride significantly increased the percentage of entry into the unknown arm and alternation percentage versus the untreated group in y maze (P <0.05). Also, this group showed a significant increase in percentage of distance and time and frequency of motion to the platform on the probe day in Morris water maze compared to the non-treated group (P <0.05). The results showed that Berberine-treated addicted groups (100 mg/kg/day) has significant improvement rather than addicted groups in y maze task and Morris water maze (MWM) task during withdrawal and decreased relapse rates in rats.  

    Conclusion

    Berberine Hydrochloride administration for 3 weeks improves cognition and Motor Function impairment in methamphetamine addiction.

    Keywords: Addiction, methamphetamine, Cognitive, Motor Function Impairments, Spatial learning, memory
  • Hasan Asilian* Pages 46-54
    Introduction

    Rapid growth of industries-has led to increase in occupational exposures to volatile organic compounds, so because of having adverse effects on humans, controlling of these compounds are essential. The aim of study was to compare the xylene adsorption capacity in two types of diatomite adsorbent with and without zinc oxide nanoparticles …..  

    Methods

    After chemical and thermal modifying the diatomite by 1 M hydrochloric acid, absorption experiments were performed on two types of diatomite with nanoparticles zinc dioxide and without nanoparticles. Adsorption isotherms were investigated to evaluate the xylene adsorption capacity and to match them with the IUPAC model. Data analysis was performed by phocheck tiger device

    Results

    By the BET analysis, it was found that diatomite with nanoparticle had less Special surface area than diatomite without it. SEM and EDX analysis indicate that ZnO particles are immobilized on the adsorbent. Xylene absorption capacity after modifying with nanoparticles increased from 1.64 to 2.6 mg / g, and breakthrough time after modification with nanoparticles decreased from 18 to 14 minutes.  

    Conclusion

    The modification of diatomite with ZnO nanoparticles increases the absorbance capacity and it can be used as an appropriate catalyst for the removal of volatile organic pollutants.  

    Keywords: volatile organic compounds, diatomite adsorbent, xylene capacity, zinc oxide nanoparticles
  • Moslem Jafari Sani* Pages 55-61
    Introduction and Purpose

    Cadmium is a very toxic heavy metal that can be toxic by inducing oxidative stress in the liver. The aim of this study was to reduce the effects of liver toxicity due to exposure to cadmium using hydrocarbon extract of Zatariatenuior plants.

    Methods

    This study was an experiment-inteventional study in which 30 rats were injected intraperitoneally with 300 μM cadmium in 5 ml rats in 5 groups (5 mice) at a dose of 2 ml / kg body weight for 5 days. After the fifth injection, the treatment of the rats was performed using a Zataria extract at doses of 100, 300 and 600 mg / kg body weight for one month. Then, the liver was extracted and the amount of protein, glutathione, malondialdehyde, SOD and the genome failure was examined. The results were analyzed using ANOVA and the significance level was less than 0.05.

    Results

    Liver toxicity was associated with increased activity of liver enzymes, increased oxidative stress due to reduction of glutathione levels (p <0.05) and supercapacity dismutase (p <0.001) and increased levels of malondialdehyde (p <0.001) glutathione reductase (p <0.003) and glutathione peroxidase (p <0.005) in cadmium group compared to controls. In groups treated with hydroalcoholic extract of Zataria, reduction of liver toxicity decreased with decreased activity of liver enzymes, decreased oxidative stress due to increased levels of glutathione (p <0.05), superoxide dismutase (p <0.001) and decreased levels of malondialdehyde (p < 0.001) compared to the cadmium group.

    Conclusion

    Hydroalcoholic extract of zataria increased the antioxidant capacity by strengthening the antioxidant defense system, reducing the toxic effects of cadmium accumulation in rat liver.

    Keywords: cadmium, Zataria, antioxidant, oxidative stress, liver toxicity