فهرست مطالب

پژوهشنامه ادبیات تعلیمی - پیاپی 39 (پاییز 1397)
  • پیاپی 39 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رحمان مشتاق مهر*، احمد گلی، فاطمه معنوی صفحات 1-28
    ادبیات تعلیمی یکی از انواع کهن ادب فارسی است که علاوه بر ارتباط گسترده ای که با دیگر انواع ادبی از جمله حماسه، غنا، عرفان و طنز دارد، با دانش هایی چون علوم سیاسی، اجتماعی و علم کلام نیز پیوند مستمر و گاه مستقیم دارد؛ ازاین رو با توجه به اهمیت گفتمان های مختلف اجتماعی در شکل گیری ایدئولوژی حاکم بر جوامع و تجلی آن در نحوه تفکر اقشار گوناگون جامعه، در این تحقیق، قصد بر آن است که با واکاوی ریشه های اجتماعی، سیاسی و کلامی مضامین اندرزی از دوره سلجوقی تا تیموری، درک روشن تری از چگونگی شکل گیری مضمون های تعلیمی در شعر این دوره، که برخی از آن ها تا دوره مورد بحث سابقه ند اشته‎اند، ارائه شود و علل شکل گیری آن ها تبیین گردد. البته در پژوهش حاضر از مضامین عام تعلیمی، که در تمام ادوار ادب فارسی نمونه های زیادی دارند، صرف نظر شده و تنها به بیان تعالیمی پرداخته شده است که ارتباط مستقیمی با شرایط اجتماعی و اندیشه های کلامی دارند.
    کلیدواژگان: ادبیات تعلیمی، حکومت های استبدادی، علم کلام، عرفان و تصوف، طنز
  • حمیدرضا شایگان فر*، علی فرداد صفحات 29-55
    مقوله تاثیرپذیری و تاثیرگذاری علما و دانشمندان در بیان افکار و عقاید آن ها، یکی از موضوعاتی همیشگی مدنظر و مطالعه پژوهشگران بوده است. در این مقاله نیز تاثیرپذیری مولانا جلال الدین محمد بلخی از امام محمد غزالی در باب برخی مسائل تربیتی از قبیل «تربیت تدریجی و خودشناس» با تکیه بر کتاب های کیمیای سعادت و احیاء علوم الدین غزالی، و مثنوی معنوی و دیوان کبیر مولانا، مورد نظر قرار گرفته است. از آنجایی که غزالی و مولانا به لحاظ تاریخی وحوادث زندگی با یکدیگر قرابت دارند، در بحث تعلیم و تربیت و اصولی که این دو عارف بلندپایه به آن ها اشاره کرده اند، تاثیرپذیری مولانا از غزالی در باب مسائل تربیتی و تعلیمی درخور بررسی است. این نوشتار با روش تحلیل محتوا می کوشد تا به این سوال، یعنی اثرپذیری مولانا در اظهار اندیشه ها و افکار خود از ابوحامد غزالی پاسخ دهد. این تحقیق نشان می دهد که مولوی در رعایت تشویق و تنبیه، ایجاد انگیزه، نظرداشت تفاوت های شخصیتی، غور در بعد باطنی، مهیا کردن شرایط توبه و توکل و دوری از گناه، از غزالی تاثیر فراوان پذیرفته است تا جایی که می توان برخی آراء مولانا را ترجمان افکار غزالی دانست.
    کلیدواژگان: غزالی، مولوی، تعلیم و تربیت، خودشناسی و تربیت تدریجی
  • عبدالرضا مدرس زاده*، معصومه پورسید صفحات 56-96
    درون مایه و هدف اصلی سفرنامه ها انتقال تجربیات، دیده ها و شنیده های نویسنده است. نویسندگان کوشیده اند تفاوت های فرهنگی و مظاهر مختلف تمدن های هر ملت را در آثار خود نشان دهند. هرچند هدف آن ها بازتاب آموزه های اخلاقی و ایجاد اثری تعلیمی نیست، در پویش ناشناخته ها، عادات و اخلاق مردم را انعکاس می دهند. هدف مقاله حاضر یافتن آموزه های تعلیمی در سفرنامه هایی چون سفرنامه ناصرخسرو، اولین سفرنامه منثور نوشته شده در قرن پنجم، سفرنامه نزاری قهستانی از اولین سفرنامه های منظوم که اواخر قرن هفتم در قالب مثنوی سروده شد و بیشتر اثری تعلیمی است تا سفرنامه ای، و خسی در میقات جلال آل احمد، به عنوان نمونه ای از سفرنامه های معاصر، انتخاب شد که مشحون از نکات اخلاقی اجتماعی است. مبانی اخلاقی و اندرزی هر سه آن ها برجسته گردید. معیار گزینش این سه اثر آن بوده است که توجه خوانندگان به همه انواع سفرنامه ها جلب شود؛ زیرا غالب تصور بر آن است که سفرنامه ها فقط به شکل نثر نگارش یافته اند. نکته دیگر آنکه بزرگانی که به دلیل آثاری خاص مشهورند، اثرهایی هم دارند که می تواند در دیگر انواع ادبی بدرخشد. مهم ترین هدف، یافتن و معرفی ادیبانی است که آثار سفرنامه ای دارند. نتیجه پژوهش نشان می دهد تاکنون بخش بسیاری از سفرنامه ها از منظر ادب تعلیمی نادیده گرفته شده اند. به طور کلی، این آثار مصادیقی از ادبیات تعلیمی به شمار می روند. دستاورد بعدی آنکه ناصرخسرو بیشتر بر نکات اخلاقی در اجتماع تاکید دارد و نزاری بر رعایت اخلاق فردی؛ اما آل احمد اصلاح عقاید مذهبی را موجب تغییر در رفتار می داند.
    کلیدواژگان: سفرنامه، ادبیات تعلیمی، ناصرخسرو، نزاری قهستانی، آل احمد
  • رویین تن فرهمند*، لیدا صباحی گراغانی صفحات 97-127
    ادب تعلیمی یکی از اغراض بنیادی سخن، و هدف آن آموزش اخلاق، تهذیب نفس و مهارت های زندگی است. این گونه ادبی، از دیرباز در ادب فارسی حضوری برجسته داشته و در غزل فارسی نیز از موضوعات پربسامد بوده است. غزل حافظ سرشار از مضامین اندرزگونه است. حافظ از اشارات اندرزی غافل نمی ماند و با بهره گیری از شیوه های خاص روایت، پردازش صحنه و انتخاب شخصیت مناسب، اندرزهای ترغیبی و تحذیری اش را با بهترین شیوه های فصاحت و بلاغت، با مخاطب در میان می گذارد. حافظ با آگاهی از میراث تعلیمی گذشته ادب فارسی و عربی و شناخت این گونه ادبی، از شیوه های خاص برای بیان اندرزهایش بهره می گیرد. حافظ، بنا بر اقتضای کلام، از صحنه پردازی، شخصیت گزینی و چگونگی لحن بیان و دیگر شیوه های روایت، برای انتقال اندرز بهره می برد. در این پژوهش، به پیشینه ادب تعلیمی در گذشته ادب فارسی، چگونگی اندرزگزاری، شان و جایگاه اندرزگزاران، شیوه های انتقال اندرز، خاستگاه و سرچشمه اندرزهای حافظ و بسامد موضوعی اشعار حکمی شاعر، اشاره شده است. حافظ از داستان های شاهنامه و شخصیت های آن، قصص اسلامی، امثال، کلیله ودمنه و قابوس نامه، برای پردازش اندرزهایش بهره می برد. کاربرد عنصر طنز در پاره ای از اندرزهای حافظ، شیوه ای بلاغی برای مبارزه با ریاکاران است. حافظ در برابر مفتی زمان ناشنیده پند است؛ اما فتوای پیر مغان را به گوش دل می شنود. در این پژوهش، به شیوه های اندرزگزاری حافظ از زبان سوم شخص، پیران، اندرزهای طنزآمیز و مقابله با طبقات ریاکار و اندرزپذیری از پیر مغان اشاره شده و بسامد موضوعی اندرزهای حافظ به صورت نمودار نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: ادب تعلیمی، حافظ، اندرز، اندرزگزاران، شیوه های اندرز
  • ساسان زندمقدم*، مهدی نوریان صفحات 128-156
    سال هاست که وجود و چگونگی ساختار مثنوی معنوی محل بحث است. اگر مثنوی از نوع ادب تعلیمی باشد، ساختار آن همان طرح درسی مثنوی است. نیز بر اساس ماهیت رمزی متون عرفانی می بایست بازخوانی آن در گرو بازگشایی رمزهای زبان عرفانی مولوی از طریق تتبع آن ها در آثاری از باشد که تقدم زمانی بر مثنوی داشته اند؛ زیرا در تعلیم، معلم ناگزیر از رعایت عهدهای ذهنی و و روش های بیانی است که از ابتدا برگزیده است. در این پژوهش برای آزمودن صحت این فرضیه، دو بیت متوالی تمثیلی نخستین حکایت مثنوی، داستان معروف «شاه و کنیزک»، و ارتباط آن ها با یکدیگر و با کل داستان، نمونه قرار گرفت. با تکیه بر ابیات و جملاتی از آثار منظوم و منثور مولوی که پیش از مثنوی تصنیف شده اند و نیز تکیه بر ابیات خود مثنوی، خوانش دو بیت مورد بررسی قرار گرفت و با شروح دیگر مقابله شد و این نتایج حاصل شد: نخست اینکه دو بیت مورد پژوهش، موقوف المعانی و مصداق صنعت ادبی براعت استهلال و لذا مبین مضمون نخستین داستان مثنوی هستند. دیگر اینکه مضمون دو بیت شناخت امر اولی از امر ثانوی است. دو دیگر اینکه چون هدف غایی سلوک مولوی بر اساس نی نامه، بازگشت به اصل است، مضمون داستان نخست آشکار می کند که راه بازگشت به اصل در سلوک روحانی مولوی مبتنی بر شناخت است. بر اساس این یافته ها می توان گفت که برای یافتن ساختار مثنوی به عنوان اثری از ادب تعلیمی صوفیانه، خوانش روشمند آثار متقدم مولوی مبتنی بر رمزگشایی و کشف زبان عرفانی او شرط اساسی است.
    کلیدواژگان: مثنوی معنوی، رمز و ادبیات تعلیمی، براعت استهلال، مضمون حکایت نخستین مثنوی، ساختار مثنوی
  • حسین صدقی*، فاطمه مهربانی ممدوح صفحات 157-193
    ادبیات تعلیمی کهن ترین نوع ادبی در ایران است که از زیرشاخه هایی چون پند و اندرز، زهد و اخلاقیات تشکیل شده و پیوندی ناگسستنی با اخلاق دارد و هم خود را در راستای پرورش قوای روحی و تربیت نفس انسانی به کار می گیرد. بخش وسیعی از ادبیات تعلیمی را اندرزنامه ها تشکیل می دهند که غالبا به صورت نثر و با نگرشی اخلاقی به منظور تعلیم شیوه های کشورداری و همچنین بهبود زندگی فردی و اجتماعی نگاشته شده اند. در نوشتار حاضر، برجسته ترین متون تعلیمی نثر فارسی که در فاصله قرون پنجم تا هفتم، به شکل اندرزنامه های سیاسی نگاشته شده اند، با رویکردی اخلاقی و با نیم نگاهی به اخلاق اسلامی مورد واکاوی قرار گرفت و نشان داده شد که مواردی چون تاکید بر نابرابری، جبرگرایی و اعتقاد به بخت و تقدیر، تعصبات نکوهیده عقیدتی و مذهبی، تحقیر زن، پرداختن به آداب و فواید می خواری، عشق ورزی های حرام، تایید و توصیه تلویحی برخی رذایل اخلاقی، ناپاکی زبان و رعایت نکردن عفت کلام، از بدآموزی های این نوع متون تعلیمی هستند و عامل اصلی وجود آن ها ساختار طبقاتی و استبدادی است و سایر عوامل مانند محتوای متون تعلیمی، آمیختگی جریان های فکری، واقع بینی نویسندگان و جهت گیری های آنان در ارتباط با عامل اصلی در پیدایش این بدآموزی ها موثر بوده اند.
    کلیدواژگان: رذایل اخلاقی، بدآموزی، اندرزنامه های سیاسی، نظام طبقاتی، استبداد
  • مریم محمدزاده* صفحات 194-220
    انتقام که امروزه نوعی ناهنجاری اخلاقی و عدالت بدوی به شمار می رود، از جمله پندارهای حاکم بر آثار حماسی است که در ایلیاد و اودیسه هومر، همانند حلقه های ارتباطی، حوادث را منطقی و پیوسته کرده و در هر سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی شاهنامه، امری بسیار مهم و واجد قداست تلقی شده است. با توجه به اینکه یکی از بهترین روش های تبیین هر مسئله ای، مقایسه آن با نمونه ای هم شان و هم جنس است، نوشتار حاضر با هدف بررسی رویکرد اقلیم های حماسه ساز ایران و یونان در خصوص انتقام، اقسام انتقام و انگیزه های شکل گیری آن را در حماسه های مذکور بررسی کرده تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا انتقام از بن مایه های شاخص آثار حماسی و اصل اساسی و قابل احترام بوده است؟ یافته های تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، نشان می دهد که انتقام های مقدس در این آثار، انتقام هایی اجتماعی هستند که در غیاب هنجارهای قانون رسمی کشور، در قالب قصاص و مجازات خطاکاران به وقوع پیوسته است. این انتقام ها که صورت ابتدایی کیفر و مجازات عمومی به شمار می روند، در شاهنامه، بیشترین و در اودیسه، کمترین فراوانی را دارند و به دلیل برخورداری از جنبه تادیبی و تامینی، ضمن جلوگیری از گسترش فساد و ناامنی در جامعه، ضامن اجرای عدالت و حیات افراد بوده اند.
    کلیدواژگان: انتقام، اودیسه، ایلیاد، شاهنامه، فردوسی، هومر