فهرست مطالب

سیاست علم و فناوری - سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 41، بهار 1398)
  • سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 41، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مریم سادات قریشی خوراسگانی صفحه 0
    سردبیر مهمان: نگاه به دانشگاه از منظر کارآفرینی تقاضای روزافزون اجتماعی، کمبود و محدودیت منابع، گسترش سریع مرزهای دانش بشری و به تبع آن، دانایی محور شدن کلیه فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ظهور پرقدرت رقبای دانشگاهی حقیقی و مجازی در کنار افزایش انتظارات اجتماعی و ضرورت پاسخگویی دانشگاه ها به این انتظارات، موجب شده که مدیران، برنامه ریزان و سیاست گذاران آموزش عالی بیش از پیش به خلاقیت و نوآوری در تامین و تخصیص بهینه منابع مالی و برنامه ریزی های دقیق تر و متناسب با نیازهای محیطی و درونی دانشگاه روی آورند. ایجاد و توسعه مفهوم «دانشگاه کارآفرین» به عنوان یکی از ضرورت ها و راهکارهای اساسی در پاسخگویی به شرایط فوق بوده است. دانشگاه کارآفرین به عنوان یک نهاد علمی، پژوهشی و تخصصی، ضمن پرداختن به کارکردهای سنتی و مرسوم خود، به مفاهیم، الزامات و ویژگی های کارآفرینی در تمامی فعالیت ها توجهی ویژه می نماید. در قرن بیست ویکم رسالت دانشگاه، تربیت نیروی انسانی و نسل آینده ای متعهد، مبتکر و کارآفرین است و بنابراین ایجاد تفکر کارآفرینی و ورود به کسب وکار در میان دانش آموختگان دانشگاهی - که با توجه به دانش و مهارت شان، امکان ایجاد کسب وکار به صورت فردی و یا گروهی در رشته تخصصی خود را دارند - باعث می شود که آنها با بهره گیری از استعدادهای بالقوه خود، افرادی خلاق، نوآور و کارآفرین شوند و خود را باور نمایند. این خودباوری نه تنها منجر به تسلط و موفقیت آنها در زندگی شخصی شان می شود بلکه بسیاری از ناهنجاری های فکری و روانی که امروز با آن دست به گریبان هستند را نیز کاهش داده و باعث می شود آنها به جایگاه واقعی خود دست یابند. به منظور استفاده بهینه از توانایی های دانش آموختگان و دستیابی به توسعه اقتصادی، سیاست مداران با کمک اقتصاددانان و برنامه ریزان به دنبال ارائه الگویی هستند که نقش کارآفرینی در توسعه همه جانبه به ویژه توسعه اقتصادی را تقویت نمایند. کشورهای پیشرفته صنعتی به نقش کارآفرینان در توسعه اقتصادی پی برده و در ادامه این مسیر به دنبال توسعه و ترویج فرهنگ کارآفرینی از طریق سیاست های حمایتی مناسب در تقویت ویژگی های کارآفرینانه و بقاء روحیه کارآفرینی هستند. امروزه در عرصه جهانی، دانشگاه های کارآفرین، منشاء تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و نقش آنها به عنوان موتور توسعه اقتصادی و صنعتی، محرک و مشوق سرمایه گذاری، عامل ایجاد اشتغال، گزینه اصلی انتقال فناوری و نیز عامل رفع خلل و تنگناهای بازار، امری بدیهی است. چرخ های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت درمی آیند و از این رو، پرورش نیروهای خلاق و نوآور، یکی از مباحث مهم در سطح صنعت، خدمات و دانشگاه ها است. بر اساس آنچه در خصوص ضرورت و اهمیت مسئله کارآفرینی و دانشگاه کارآفرین گفته شد فصلنامه سیاست علم و فناوری اقدام به فراخوان مقاله در خصوص «سیاست گذاری های ارتقاء دانشگاه به دانشگاه کارآفرین» نمود که پس از داوری مقالات واصله، شش مقاله پذیرش شد: مقاله «آموزش عالی و اشتغال در دانشگاه پس از انقلاب اسلامی» که به بررسی میزان اشتغال زایی آموزش عالی پس از انقلاب اسلامی پرداخته و روند و تاثیرگذاری آموزش عالی را بر اشتغال دانش آموختگان و به طور کلی بر اشتغال در جامعه بیان می کند. با توجه به اهمیت ارتباط دانشگاه و صنعت در کارآفرینی دانشگاه ها، در مقالات «بررسی ارتباط عوامل موثر بر تمایل به تجاری سازی دانش در دانشگاه» و «ارائه یک الگوی تصمیم گیری برای توسعه تعاملات صنعتی دانشگاه در شرایط تنوع سازوکارها و همکاران» سعی شده به بررسی تاثیر متغیرهای توانمندسازی روان شناختی، خودکارآمدی، سیاست دانشگاه، سرمایه اجتماعی، کنترل رفتار ادراک شده و همچنین نگرش به تجاری سازی بر تمایل به تجاری سازی دانش مورد بررسی قرار گرفته و اینکه مهم ترین و بهترین سازوکاری که برای ارتباط دانشگاه و صنعت می توان به کار گرفت خدمات و قراردادهای تحقیقاتی است. با توجه به اهمیت و لزوم تبدیل دانشگاه ها به دانشگاه های کارآفرین، مقاله بعدی با عنوان «طراحی الگوی شایستگی مبتنی بر کارآفرینی آموزشی» به عوامل موفقیت و شایستگی کارآفرین آموزشی پرداخته و عواملی از جمله مدیریت یادگیری، توسعه منابع انسانی، سیاست گذاری و مدیریت حرفه ای کسب وکار آموزشی و نیز یادگیری را در موفقیت یک کارآفرین آموزشی را مهم برشمرده است. اما در کنار اهمیت و ضرورت کارآفرینی و دانشگاه کارآفرین، نیاز است که به پتانسیل ها و عوامل بازدارنده پیش روی تبدیل دانشگاه به دانشگاه کارآفرین نیز پرداخته شود که این مهم در مقاله دیگری با عنوان «واکاوی پتانسیل ها و عوامل بازدارنده فراروی دانشگاه رازی در راستای تبدیل شدن به دانشگاه کارآفرین» مورد تامل و واکاوی قرار گرفته است. در مقاله اخیر، هفت عامل به عنوان پتانسیل (درونی و بیرونی) و 17 عامل به عنوان عوامل بازدارنده شناسایی شده است. به نظر می رسد حرکت به سمت دانشگاه های کارآفرین، گزینه ای ناگزیر برای دانشگاه های فعلی باشد و عدم اعتناء به این دگردیسی، پیامدهایی را در پی خواهد داشت که در مقاله پایانی با عنوان «پیامدهای بی توجهی به تبدیل دانشگاه ها به دانشگاه های کارآفرین» مورد اشاره قرار گرفته است. بر این اساس، نمی توان منفعلانه در انتظار تغییرات نشست و باید در جهت دگرگونی شرایط موجود کوشید. فرآیند کارآفرینی با شکل گیری یک اندیشه آغاز می شود و با انتخاب راهکارهای مناسب، تامین منابع و غلبه بر موانع به اجرا درمی آید. انتظار می رود دانشگاه ها عزم خود برای تبدیل شدن به دانشگاه کارآفرین را جزم کرده و پرچم دار این حرکت مهم و موثر در توسعه همه جانبه کشور شوند. مریم سادات قریشی خوراسگانی عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا (س)
  • سعید صفری، بهاره آروین*، کوثر کریمی پور صفحات 1-14
    گسترش کمی آموزش عالی در کشورمان و همچنین در دنیا که از آن تحت عنوان توده ای و جهانی شدن آموزش عالی نام برده می شود، ابهامات فراوان و مسائل جدی به همراه آورده است. یکی از این ابهامات را می توان این گونه مطرح نمود که اساسا چه منطقی می تواند توجیه کننده روند به شدت افزایشی آموزش عالی در کشورمان در مقایسه با روندهای جهانی و منطقه ای باشد. سوالی که در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل ثانویه و داده های سرشماری آمار و نفوس مسکن در ادوار بعد از انقلاب و در چارچوب نظریه سرمایه انسانی و نظریات مرتبط با آن همچون توانمندسازی فارغ التحصیلان دانشگاهی درزمینه ی شغلی و کارکردهای تولیدی آموزش، به آن پرداخته ایم. یافته های این پژوهش نشان دهنده این امر است که در نسبت میان روند افزایشی فارغ التحصیلان دانشگاهی و سرانه اشتغال آنان، نمی توان از روند یکسانی در سال های مختلف بعد از انقلاب اسلامی و در میان دو جنس نام برد. به نحوی که در فاصله 75-1365 نظریه سرمایه انسانی می تواند تبیین کننده گسترش آموزش عالی در کشورمان باشد، اما در سال های بعد از 1375 این نظریه، به خصوص در مورد زنان، نمی تواند به پرسش چرایی گسترش آموزش عالی پاسخ قانع کننده ای بدهد و منطق عدم ارتباط گسترش آموزش عالی و اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی در مورد زنان و مردان دانشگاهی متفاوت است.
    کلیدواژگان: نظریه سرمایه انسانی، گسترش آموزش عالی، اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی، بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی
  • بیژن رضایی*، ایوب پژوهان صفحات 15-31
    روبکرد دانشگاه کارآفرین به عنوان نسل سوم دانشگاه ها، برای توصیف دانشگاه هایی به کار می رود که از راهبردهای مختلف علمی برای مشارکت در توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه و تقویت اکوسیستم کارآفرینی استفاده می کنند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی قابلیت ها و عوامل بازدارنده فراروی دانشگاه رازی در راستای تبدیل شدن به دانشگاه کارآفرین انجام پذیرفته است. این پژوهش از نوع کیفی، به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش اکتشافی و از نوع نظریه پردازی داده بنیاد است. جامعه مورد مطالعه را اعضای هیات علمی دانشگاه رازی تشکیل داده است و روش نمونه گیری مورد استفاده، هدفمند و از نوع گلوله برفی است. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق گردآوری و مصاحبه با 12 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه رازی انجام شده. روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل محتوا بوده است. به منظور تایید روایی، از دیدگاه های خبرگان و متخصصان مدیریت و کارآفرینی استفاده شده است. پایایی پژوهش نیز با استفاده از فرمول پایایی هولستی محاسبه و 92/0 به دست می آید. براساس یافته های پژوهش، 7 عامل به عنوان پتانسیل (درونی و بیرونی) و 17 عامل، به عنوان عوامل بازدارنده (درونی و بیرونی) فراروی دانشگاه رازی در راستای تبدیل شدن به دانشگاه کارآفرین، استخراج شده اند. در پایان الگوی پیشنهادی دانشگاه کارآفرین برای دانشگاه رازی، احصاء و ارائه می گردد.
    کلیدواژگان: دانشگاه کارآفرین، آموزش عالی، پتانسیلها، عوامل بازدارنده
  • امیر ذاکری*، مهسا شمس الهی، علیرضا غفار ی مقدم، میرسامان پیشوایی صفحات 33-50
    ارتباط دانشگاه با صنعت زمینه لازم را برای تبدیل دانشگاه به دانشگاه کارآفرین فراهم می آورد که این امر مستلزم شناخت صحیح از بازیگران حوزه صنعت و نیز سازوکارهای تعامل و انتقال دانش با آن ها می باشد. تنوع سازوکارهای تعاملی دانشگاه با صنعت و نیز تعدد بازیگرانی که یک دانشگاه می تواند با آن ها همکاری داشته باشد، لزوم اولویت بندی گزینه های تعامل دانشگاه با بازیگران خارج از آن را نشان می دهد. در این مقاله، الگویی برای شناسایی مهم ترین اولویت های همکاری از منظر دانشگاه ارائه شده است تا بتوان با شناخت اولویت ها، برنامه ریزی و زمینه سازی لازم برای توسعه تعاملات صنعتی، دانشگاه را سامان داد. در این الگو، نخست فهرست هایی از همکاران/بازیگران بالقوه و نیز سازوکارهای همکاری دانشگاه با صنعت شناسایی می شود که ترکیب آن ها گزینه های بالقوه تعاملات دانشگاه را ایجاد خواهد کرد، سپس فهرستی از معیارهای موثر بر توسعه تعاملات صنعتی دانشگاه استخراج شده و با بهره گیری از ابزار دلفی و نظرات خبرگان، گزینه های کارآمد از میان گزینه های بالقوه، شناسایی می گردد و در نهایت، به منظور اولویت بندی این گزینه ها از تلفیق دو روش تصمیم گیری چندمعیاره دیماتل و ویکور استفاده می شود. استفاده از این الگو در ارزیابی تعاملات صنعتی دانشگاه علم و صنعت ایران نشان می دهد «خدمات و قراردادهای تحقیقاتی» مهم ترین سازوکار ارتباطی است و استفاده از آن در تعامل با «شرکت های صنعتی و خدماتی» و پس از آن «سازمان های دولتی و عمومی» به عنوان همکاران دانشگاه، دو گزینه برتر جهت برقراری تعاملات خارجی محسوب می شوند. همچنین تاسیس شرکت های زایشی و مراکز تحقیقاتی مشترک نیز در رده دوم سازوکارهای مهم قرار دارد.
    کلیدواژگان: انتقال دانش، ارتباط دانشگاه و صنعت، دانشگاه کارآفرین، تصمیم گیری
  • مریم سادات قریشی خوراسگانی*، هدی سادات محسنی، فاطمه صباغ زاده صفحات 51-64
    تبدیل دانشگاه ها از دانشگاه نسل اول و نسل دوم به دانشگاه کارآفرین، نه تنها ضرورت است بلکه عدم توجه به این مسئله پیامدهای سوئی درپی خواهد داشت. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی پیامدهای بی توجهی به تبدیل دانشگاه ها به دانشگاه های کارآفرین انجام شده است. بدین منظور با روش نمونه گیری هدفمند، با 20 نفر از صاحب نظران و متخصصان آموزش عالی مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت. این پژوهش کیفی، از نوع رویکرد استقرایی، به لحاظ هدف کاربردی، ازنظر روش، توصیفی-اکتشافی است. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک استفاده و پیامدها استخراج شد. جهت اعتبارپذیری داده ها، از نظرات چند نفر از مصاحبه شونده ها و متخصصان رشته مدیریت آموزشی و آموزش عالی و برای تایید انتقال پذیری داده ها نیز، از روش بازآزمایی بهره گرفته شد. بر این اساس ضریب پایایی، معادل 9/0 درصد به دست آمد که بیانگر آن است که پژوهش از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار است. نتایج حاکی از آن است که درمجموع از 146 مورد کدگذاری؛ 73 کد مربوط به پیامدهای اجتماعی، 46 کد مربوط به پیامدهای اقتصادی، 5 کد مربوط به پیامدهای سیاسی، 3 کد مربوط به پیامدهای فرهنگی و 19 کد مربوط به پیامدهای بین المللی بی توجهی به تبدیل دانشگاه ها به دانشگاه های کارآفرین هستند. بدین ترتیب، حاصل کدگذاری ها، 5 مولفه اصلی و 19 مولفه فرعی بوده است.
    کلیدواژگان: دانشگاه کارآفرین، دانشگاه نسل سوم، پیامدها
  • محمدحسن صیف، سهیلا صفا، علی بیرانوند* صفحات 65-76
    مقاله حاضر با هدف ارائه مدل علی عوامل موثر برتجاری سازی تحقیقات دانشگاهی انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده های فنی و مهندسی دانشگاه شیراز می باشند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که جهت سنجش پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. در این پژوهش تاثیر متغیرهای توانمندسازی روان شناختی، خودکارآمدی، سیاست دانشگاه، سرمایه اجتماعی، کنترل رفتار ادراک شده، نگرش به تجاری سازی بر تمایل به تجاری سازی دانش مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بر اساس مقادیر ضریب همبستگی به دست آمده نشان می دهد که تمایل به تجاری سازی به طور مجزا با متغیرهای توانمندسازی روان شناختی، کنترل رفتار ادراک شده ، نگرش به تجاری سازی و سرمایه اجتماعی، رابطه معناداری دارد. همچنین تمایل به تجاری سازی با متغیر های خودکارآمدی و سیاست دانشگاه فاقد رابطه معنادار می باشد.
    کلیدواژگان: تجاری سازی، نگرش به تجاری سازی، تمایل به تجاری سازی، سرمایه اجتماعی، توانمندسازی روان شناختی
  • عبدالعارف شجاعی*، محبوبه عارفی، کورش فتحی واجارگاه، غلامرضا شمس مورکانی صفحات 77-88
    مقاله حاضر با هدف طراحی الگوی شایستگی های برنامه درسی کارآفرین محور در مورد فارغ التحصیلان رشته علوم تربیتی تدوین شده است. این تحقیق از نوع تحقیقات آمیخته و کاربردی می باشد و جامعه آماری تحقیق را اساتید حوزه کارآفرینی و فعالان بخش کارآفرینی و دانشجویان رشته علوم تربیتی در سطح شهر تهران تشکیل می دهند که از کل جامعه، در بخش کیفی 23 نفر از اساتید و کارآفرینان و فارغ التحصیلان رشته علوم تربیتی برای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی، 125 نفر از  اساتید و کارآفرینان و فارغ التحصیلان رشته علوم تربیتی با استفاده از جدول مورگان به روش نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که در این پژوهش، متغیرهای سیاست گذاری و مدیریت حرفه ای کسب وکار آموزشی و یادگیری، مدیریت فناوری اطلاعات، تصمیم گیری و حل مسئله،  تعاملات و ارتباطات موثر ، مدیریت و رهبری و مدیریت یادگیری و توسعه منابع انسانی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر ساختار برنامه درسی مبتنی بر کارآفرینی در رشته علوم تربیتی دارد.
    کلیدواژگان: کارآفرینی، برنامه درسی، شایستگی های کارآفرینی، برنامه درسی کارآفرین محور، برنامه درسی آموزش عالی
|
  • Maryam Ghoraishi khorasgani Page 0
  • Saeed Safari, Bahare Arvin *, Kosar Karimipour Pages 1-14
    The quantitative expansion of higher education in Iran as well as the rest of the world, often referred to as massification and globalization of higher education, has raised many questions. A serious issue worthy of examination is the rationale which justifies the rapid expansion of higher education in Iran compared to regional and global trends. This paper deals with this question. The data analyzed in this study with secondary analysis method is based on census statistics in post-revolution period. The data has been analyzed within the framework of human capital theory and the relevant theories, such as graduate employability and educational production functions. The findings show that the relationship between rising numbers of graduates and per capita graduate employment in post-revolution Iran do not follow a single trend. Our analysis shows that for the period between 1986-1996, human capital theory can explain the development of higher education in Iran. But for the years after 1996, this theory is not capable of providing a satisfactory answer to the question of higher education development, especially among women. Our analysis also shows that the rationale behind the irrelevancy between development of higher education and employment differs among males and females.
    Keywords: human capital theory, expansion of higher education, employment of graduates, unemployment of graduates
  • Bijan Rzaee *, Ayoub Pazhouhan Pages 15-31
    The University of Entrepreneur's paradigm as the third generation of universities is used to describe the universities that use different scientific strategies to participate in the economic and social development of the region and to strengthen the entrepreneurship ecosystem. Therefore, the present study was conducted to analyse the potential and inhibitors of Razi University in order to become an Entrepreneur university. In terms of purpose, this research is an applied and methodology for collecting research data, is a qualitative method, and is a type of Grounded theory. The community was formed by faculty members of Razi University. The sampling method was purposeful and snowball type. Data were collected using semi-structured and deep interviews. Interview was conducted with 12 faculty members of Razi University. The method of data analysis was to analyze the content of the interviews. In order to validate the validity, the views of experts and management and entrepreneurship experts have been used. The reliability of the research was calculated using the Holsti PAO reliability formula (value 0.92). According to the research findings, there are seven factors as potential (internal and external) and 17 factors as inhibitors (internal and external) to Razi University in order to become an entrepreneurial university. In the end, the model proposed by the University of Entrepreneur for the Razi University was presented.
    Keywords: Entrepreneurial university, Higher education, Potentials, inhibitors
  • Amir Zakery *, Mahsa Shamsollahi Shamsollahi, Alireza Ghafarimoghadam, Mir Saman Pishvaee Pages 33-50
    University industry collaboration provides a sound context for university to become an entrepreneurial university; good understanding about relevant industrial players and collaboration mechanisms is a prerequisite. The diversity of partners and mechanism of industrial cooperation which university may approach to play its role in the national innovation system, highlights the importance of prioritizing the partner-mechanism choices. This research suggests a method for recognizing the priorities of industrial cooperation from the university perspective which leads to focus the required planning and preparations. This method begins with identification of university-industry collaboration mechanisms, key players and selection criteria; after recognition of effective combinations of mechanism-partner as decision choices using Delphi, the choices would be prioritized using a combination of DEMATEL and VICOR decision making methods. Applying this method for evaluating the industrial communications of Iran University of Science and Technology, demonstrates that "research services and contracts" is the most important mechanism and "manufacturing and service companies" as well as "public and state organizations" are the main partners of the university. Further, "spin-offs" and "joint research centers" are in the second priority with considerable capacities to accelerate university's movement toward an entrepreneurial university.
    Keywords: knowledge transfer, university-industry interaction, Entrepreneurial university, decision-making
  • Maryam Sadat Ghoraishi Khorasgani *, Hoda Sadat Mohseni, Fatemeh Sabbaghzadeh Pages 51-64
    The transforming classic universities to the entrepreneurial university is necessary, when paying no attention to this, may have a lot of negative consequences. Therefore, the main objective of this study was exploring these consequences. This qualitative research, implied inductive approach and in terms of methodology it was a descriptive-exploratory research. To achieve the research goals of the study, a semi-structured interview was conducted with 20 higher education experts through a purposeful sampling when analyzing information was done by thematic technique. Trustworthiness the findings was measured by conducting additional interviews; transferability was confirmed by re-test technique; and the reliability coefficient was identified as 0.9%. Since the results of reliability coefficient varies between zero (no agreement) and one (full agreement), the coefficient indicates that the findings are highly trusted. The results showed that social consequences with 73 codes, economic impact with 46 codes, political implications with 5 codes, cultural implications with 3 codes and international outcomes of neglecting universities into entrepreneurial universities with 19 codes out of 146 codes in whole could describe the negative consequences of neglecting the transforming to entrepreneurial university. Thus, the results of the coding showed 5 main components and 19 sub-components.
    Keywords: Entrepreneurial university, transforming universities' generations, outcomes
  • Mohammadhassan Seif, Soheila Safa, Ali Biranvand * Pages 65-76
    The present research aims to propose a causal model for effective factors in commercialization of academic research. This research is an applied one in its purpose and a descriptive-correlational one in terms of the method. The research community includes 499 master students studying at engineering schools of Shiraz University. The data collection tool is a questionnaire for which Cronbach’s alpha has been utilized to measure its reliability. The effects of the variables such as psychological empowerment, self-efficacy, university policy, social capital, perceived behavioral control and attitude about commercialization have been analyzed on the intention of knowledge commercialization. Based on the values of correlational coefficient, the results indicate that intention of commercialization maintains a significant relationship separately with the psychological empowerment, perceived behavioral control and attitude about commercialization at 0.01 level and with the social capital at 0.05 level. On the other hand, the intention of commercialization lacks a significant relationship with the self-efficacy and university policy.
    Keywords: Commercialization, Intention to Commercialization, Social Capital, Psychological Empowerment
  • Abdol Aref Shojaei *, Mahboube Arefi, Kourosh Fathi Vajargah, Gholamreza Shams Morakani Pages 77-88
    The current paper aims at designing an entrepreneurship-based competency model in higher education (Case Study: Graduates in Educational Sciences). This isan applied, quantitative and qualitative research. The statistical population consists of the professors of the entrepreneurial field and the activists of the business sector and the students of the field of education at the Tehran. A sample  ofTwenty-two was selected in the qualitative section from teachers and graduates of education science and entrepreneurs using targeted sampling method. a sample of 125 was selected from teachers and graduates of education science and entrepreneurs usingMorgan's table and convenient sampling method. The results of factor analysis using PLS software showed that in this research, the variables of policymaking and management of business education and learning (β = 0.200), IT management (β = 0.200), decision making and problem solving (α = 0.215), interactions and effective communication (β = 0.203), management and leadership (β = 0.250) and learning management and human resources development (β = 0.198) have significant direct and positive effects on the structure of entrepreneurship-based curriculum in the field of educational science.
    Keywords: Entrepreneurship, Curriculum, Entrepreneurial Competencies, Entrepreneurial Curriculum, Higher Education Curriculum