فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 2 (پیاپی 19، پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/02
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مصطفی ازکیا، حسین میرزایی، حامد اکبری* صفحات 221-244
    مدیریت ریسک و ریسک پذیری در توسعه یافتگی بنگاه های تولیدی از اهمیت بالایی برخوردار است. در این تحقیق به بررسی پدیده «ریسک کسب و کار» در بنگاه های کوچک و متوسط حاضر در خوشه صنعتی کفش مستقر در منطقه 12 شهر تهران پرداختیم. این مطالعه از روش نظریه مبنایی استفاده کرده است، داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه جمع آوری شده و سپس بر طبق روش نظریه مبنایی، در سه مرحله کدگذاری و تحلیل شدند. یافته های این تحقیق نشان داد بروز ریسک در بنگاه های کوچک و متوسط علل زیادی دارد که می توان این علل را در سه دسته ناکارآمدی نهادی، اتلاف منابع و ناهماهنگی عرضه و تقاضا قرار داد. همچنین تولیدکنندگان در مواجهه با ریسک های کسب و کار سه نوع راهبرد اتخاذ می کنند که عبارت اند از: مدیریت منابع، مدیریت بازار و مدیریت مبادله. این راهبردها برای بنگاه های تولیدی سه نوع پیامد دارد: فردی، سازمانی و تولیدی. یافته اصلی این تحقیق، تعیین نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در مدیریت ریسک در بنگاه های کوچک و متوسط است.
    کلیدواژگان: ریسک، ریسک پذیری، بنگاه های کوچک و متوسط، توسعه محلی، خوشه صنعتی
  • رشید احمدرش* صفحات 245-268
    مقاله حاضرتلاشی است کیفی برای تحلیل جامعه شناختی عوامل زمینه ساز، علی و مداخله گر برسازنده و نیز راهبردها و پیامدهای خواسته و ناخواسته مرتبط با پدیده و دال مرکزی مقاله یعنی "توسعه ناپایدار و بدقواره مناطق مرزی غرب کشور". روش مقاله کیفی بوده و از فن مصاحبه فردی و گروهی با مرزنشینان به عنوان کنشگران اصلی، نخبگان و برخی کارگزاران محلی توسعه، برای گردآوری داده ها استفاده شده، برای تحلیل داده ها نیز، از روش نظریه زمینه ای استفاده شده است. یافته ها نشان می دهدکه عوامل برسازنده پدیده "ناپایداری و بدقوارگی" توسعه در مناطق مرزی غرب کشور را می توان "ناپایداری معیشت مرزنشینان" د انست. کولبری و مسائل مرتبط با آن، تنها بخشی از نمود ظاهری معیشت ناپایدار مرزنشینان است. این امر در موارد دیگری نیز خود را نشان می دهد: نرخ ترک تحصیل فرزندان، مهاجرت درون و برون استانی، شیوع نمونه هایی از مبادلات و معاملات تجاری ریسکی در جامعه مورد مطالعه پیامدهای مختلف شرایط ناپایدار توسعه در مناطق مرزی مورد مطالعه، مقوم یکدیگر بوده اند، چنانچه ناپایداری معیشت، ارتباط مستقیمی با گسترش فقر، افزایش نرخ بیکاری و اشتغال کاذب دارد و در همان حال علت، معلول و مقوم پدیده توسعه ناپایدار و بدقواره است. مقوله هسته پژوهش با توجه به دیگر مقولات، تحت عنوان "توسعه ناپایدار و بدقواره" در مناطق مرزی غرب کشور صورت بندی شده است.
    کلیدواژگان: تجارت غیر رسمی، تجارب زیسته مرزنشینی، توسعه ناپایدار، مرز
  • حسین دانش مهر*، عثمان هدایت صفحات 267-290
    هدف پژوهش حاضر، روایت ذی نفعان از فروپاشی سرمایه اجتماعی در میان تعاونی های تولید روستایی استان کردستان می باشد. بر همین اساس با استفاده از نظرات کلمن، پاتنام، بوردیو بعنوان متفکران برجسته حوزه سرمایه اجتماعی و ناهاپیت و گوشال اندیشمندان حوزه نهادی و سازمانی این مفهوم، درصد تبیین چهارچوب مفهومی سرمایه اجتماعی جهت پاسخ به سوالات و اهداف تحقیق برآمدیم. این نظریه پردازان، بر ارتباطات و پیوندهای اجتماعی در جامعه و سازمان ها تاکید نموده و به سرمایه اجتماعی خصلتی جمعی و فرا فردی می دهند. با توجه به گزاره بنیادین تحقیق، پژوهش در سنت کیفی انجام شده و برای تولید داده از روش های مشاهده مشارکتی، مصاحبه عمیق و بحث گروهی استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل روایت مضمونی، سود جسته ایم. نمونه گیری از نوع نمونه گیری هدفمند، نظری و نمونه گیری با حداکثر تنوع بوده است. بر این اساس و بنا بر قاعده اشباع نظری، 9 بحث گروهی و 43 مصاحبه عمیق ساخت یافته با مدیران عامل تعاونی ها، اعضای هیئت مدیره و اعضاء تعاونی های تولید نه گانه مورد مطالعه، صورت گرفت. در مجموع داده های تولید شده در قالب 65 مفهوم اولیه، 4 مقوله عمده و یک هسته مرکزی کدگذاری و تحلیل شده اند. مقوله های عمده استخراج شده از روایت ها عبارتند از؛ افول اعتماد به تعاونی، مشارکت نامطلوب، بی تفاوتی اجتماعی و عدم اثربخشی سازمانی و کاهش همبستگی اجتماعی. یافته های برآمده از تحلیل روایت ذی نفعان تعاونی های تولید روستایی نشان می دهد که سرمایه اجتماعی در میان این تشکل های مردم نهاد، نه تنها دچار فرسایش شده، بلکه در دوره اخیر بدلیل عدم حمایت های دولت، دخالت های سازمان تعاون روستایی در فرآیند و انتخاب ارکان تعاونی بویژه مدیرعامل، قوانین و چارچوب های انعطاف ناپذیر، کلیشه ای شدن واژه تعاونی، تجربه های ناموفق مشابه، بهم ریختن نظم اجتماعی روستایی، ظهور مدیریت های جدید در اداره امور عمومی روستا، نهادهای موازی و مدعی امور تعاونی و عدم شفافیت در مسائل مالی و مدیریتی این تعاونی ها، سرمایه اجتماعی در میان ذی نفعان و ارکان تعاونی دچار افول و فروپاشی شده است. این امر ماهیت وجودی تعاونی های تولید در مناطق روستایی مورد مطالعه را دگرگون ساخته و امر مشارکت ستیزی و بی اعتمادی در میان روستاییان را تقویت نموده است.
    کلیدواژگان: تحلیل روایت مضمونی، تعاونی تولید روستایی، فروپاشی سرمایه اجتماعی، استان کردستان
  • محمد علی محمدی قره قانی، رسول لوایی آدریانی*، ایرج قاسمی صفحات 291-312
    جابجایی از جمله پدیده هایی است که در حوزه سکونتگاهی مورد بحث قرار می گیرد. چنین پدیده ای اغلب در اثر بروز عوامل طبیعی یا انسانی در مناطق روستایی به اجرا در می آید. بی شک جابجایی سکونتگاهی که مشتمل بر تغییر مکان یک جمعیت از نقطه ای به نقطه ای دیگر است، پیامدهای مطلوب و نامطلوبی را به دنبال دارد که جوانب مختلف زندگی گروه هدف را تحت الشعاع قرار می دهد. بر این اساس، شناسایی پیامدهای ناشی از فرایندهای جابجایی نقش مهمی در مدیریت این فرایندها دارد. در این زمینه، هدف اصلی تحقیق حاضر تحلیل پیامدهای ناشی از جابجایی سکونتگاهی در روستای گرازی از توابع شهرستان باخرز در استان خراسان رضوی بود. این مطالعه با رهیافتی کیفی و به شیوه قوم نگاری انتقادی انجام شد. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر آن دسته از اهالی روستای گرازی بود که تجربه مشترک جابجایی سکونتگاهی داشتند. به منظور جمع آوری داده ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. اشباع نظری به عنوان معیار تعیین حجم نمونه مورد نظر قرار گرفت. داده های این پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده مشارکتی جمع آوری شدند. نتایج تحقیق نشان داد پیامدهای ناشی از جابجایی سکونتگاهی در روستای گرازی مشتمل بر سه بعد فیزیکی- کالبدی، اجتماعی و اقتصادی است. بی توجهی به بسترهای اجتماعی و کالبدی روستای پیشین سبب بروز پیامدهای نامطلوب اجتماعی و تغییر ساختارهای شغلی شده است. پیامدهای نامطلوب کالبدی زمینه ساز پیامدهای اجتماعی، نظیر تعارضات اقشار اجتماعی و پیامدهای اقتصادی، نظیر افزایش بدهکاری ها، شده است.
    کلیدواژگان: پیامد جابجایی، جابجایی سکونتگاهی، قوم نگاری انتقادی، روستای گرازی
  • محمود آروین، امین فرجی*، مهسا قانع صفحات 313-336
    هدف این پژوهش، ارزیابی ابعاد و شاخص های موثر بر سرزندگی پیاده راه فرهنگی رشت از دیدگاه استفاده کنندگان می باشد. روش این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نوع انجام توصیفی- پیمایشی است. ابعاد و شاخص های سنجش سرزندگی با استفاده از مطالعات کتابخانه و تحقیقات پیشین انتخاب گردید سپس با استفاده از پرسشنامه اقدام به گردآوری نظرات شهروندان شد. جامعه آماری در این تحقیق نامحدود بوده که با استفاده از روش بررسی جامعه نامحدود، حجم نمونه در این تحقیق 233 نفر انتخاب گردید. روش تحلیل، استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم در نرم افزار لیزرل است. نتایج نشان می دهد که در بعد کالبدی، شاخص های جذابیت و راحتی بیشترین ضریب را دارند و بعد از آن ها، شاخص های ایمنی، خوانایی و دسترسی قرارگرفته اند. در بعد اجتماعی شاخص جامعیت، شاخص تعاملات، شاخص امنیت و شاخص عدالت به ترتیب بیشترین تاثیر را دارند و شاخص های کیفیت، تراکم فعالیت ها و تنوع فعالیت ها به ترتیب بیشترین تاثیر را در بعد فعالیت دارند. بر مبنای عوامل به دست آمده می توان گفت، طراحی شهری انسان محور و رهایی از اغتشاش بصری و نیز اختصاص مبلمان های مناسب جهت سکون و نظاره فضا به عنوان یک حلقه مفقوده در برنامه ریزی فضاهای عمومی به خصوص پیاده راه ها است.
    کلیدواژگان: فضای شهری، پیاده راه، سرزندگی، تحلیل عاملی تاییدی، رشت
  • صدیقه پاک مهر، مسعود یزدان پناه، مسعود برادران* صفحات 337-356
    تغییرات آب و هوایی تهدیدی برای امنیت آب، منابع آبی و دسترسی به آب هاست و از این رو یکی از تهدیدات عمده بخش کشاورزی تلقی می شود. کشاورزان توانایی متفاوتی برای اجرای استراتژی های سازگاری دارند و هزینه های مالی و غیر مالی بر رفتار انسان تاثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل محدودکننده موثر بر رفتار سازگاری کشاورزان شهرستان شوشتر در مواجهه با تغییرات آب و هوایی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کشاورزان شهرستان شوشتر بودند که 251 نفر از آن ها بر اساس جدول بارتلت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه مورد مطالعه از روش نمونه گیری تصادفی متناسب بهره گرفته شد. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخت بود که روایی صوری آن توسط متخصصان تایید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد (73/0-43/0). نتایج نشان داد متغیرهای خطر درک شده و خودکارآمدی تاثیر مستقیم، مثبت و معنا داری بر حفاظت از خود داشته اند. همچنین حفاظت از خود، تاثیر مستقیم مثبت و معنا داری بر متغیر رفتار سازگاری داشت. می توان استدلال کرد متغیرهای درک خطر و خودکارآمدی تاثیر غیر مستقیم معنا داری نیز بر رفتار سازگاری کشاورزان دارند. در مجموع مدل پیشنهادی تحقیق توانسته است 35 درصد از تغییر پذیری متغیر رفتار سازگاری را تبیین کند. بر اساس یافته ها افزایش آگاهی و اطلاعات کشاورزان در زمینه شدت خطرات و آسیب های کم آبی، روش های سازگاری به منظور آشنایی با سهولت اجرای روش ها و در نتیجه افزایش خودکارآمدی افراد می تواند بروز رفتار سازگاری را بهبود بخشد. .
    کلیدواژگان: تغییرات آب و هوایی، کم آبی، سازگاری، کشاورزان، شوشتر
  • حسین ایمانی جاجرمی، عظیم لک* صفحات 357-382
    مقاله حاضر مطالعه انواع کنش های واگرا میان مهاجرین و ساکنین بومی روستاهای همجوار الیگودرز است. کنش های واگرا  آن دسته از کنش هایی اجتماعی هستند که معطوف به درون گروه اند، از تعامل با بیرون گروه یا گروه های دیگر تا حد ممکن اجتناب دارند و مانع اعتماد اجتماعی، همیاری، هم کنشی و همکاری با آن ها می شوند. مساله اصلی تحقیق این بود که چرا با وجود گذشت نزدیک به سه دهه از مهاجرت روستاییان دوردست و  اسکان آنها در روستاهای همجوار الیگودرز، همچنان کنش های واگرا و گاه نزاع های محلی در این روستاهای اتفاق می افتند. پس از مطالعات اکتشافی، از نظریه تحلیلی کنش  برای تحلیل یافته ها  استفاده شد. روش پژوهش، مطالعه موردی  از نوع تطبیقی-نظری بود می توان آن را از جمله روش های ترکیبی دانست. یافته های پژوهش نشان می دهند اگر چه زمینه قومی عامل اصلی در شکل گیری کنش های واگرا است اما ضعف تعامل و تبادل در فضاهای مختلف کنش باعث شده است تا کنش های همگرا بعد از سال های  متمادی شکل نگیرد و در روند توسعه اجتماع محلی اختلال ایجاد شود. منظور از توسعه اجتماع محلی این است که کنش های واگرایانه تنافری از بین رفته و زمینه برای کنش های همگرایانه در سطح اجتماع محلی فراهم شود. مهمترین پیشنهاد پژوهش تاکید بر سازوکارهایی است که از سوی سازمان های محلی، مدیریت عمومی، مردم و نخبگان انجام می گیرد تا ابعاد همدلی، همباوری، همگامی و همکاری که منجر به بسط کنش های متداخل در روستاهای مورد مطالعه می شود توسعه پیدا کند.
    کلیدواژگان: کنش های واگرا، نظریه عمومی کنش، اجتماع محلی، مهاجرت، توسعه محلی
|
  • Mostafa Azkia, Hosein Mirzai, Hamed Akbari * Pages 221-244
    Risk management and risk-taking play a key role in development of local enterprises. In this study we investigate the “Risk of Business” among small and medium-sized enterprises located in 12th region of Tehran. We applied grounded theory method in this research and used interview technique for data gathering. We analyzed raw data in three steps on the basis of grounded theory scheme. Our findings show that risk has multiple causes and we can categorize them in three groups named: institutional inefficiency, resource devastation and finally, incompatibility of supply and demand. People who work in the enterprises have three strategies towards risk of business. These strategies are: resource management, market management and eventually, exchange management. The so-called strategies have three consequences at individual, organizational and production levels. The main finding of this research is to depict the role of social and cultural factors in risk management in small and medium-sized enterprises.
    Keywords: Risk, Risk-taking, Small, Medium-sized Enterprises, Community Development, Industrial Cluster
  • Rashid Ahmadrash * Pages 245-268
    This article is a qualitative research for the sociological analysis of the contextual, causual and interventional conditions, as well as the unwanted and unwanted consequences and strategies of the phenomenon and central core of the article, namely, "unsustainable development of the border regions of the western country." The methodology of the paper which has been used for collecting data from individual and group interviews with the border dwellers as main actors, elites and some local development agents was qualitative. For data analysis, the grounded theory method has been used. The findings show that the consequences of various factors such as the formation of the field, the initial causative factors, interfering factors and some of the strategies that make up the phenomenon of "instability and degradation" of development in the western border regions of the country can be referred to as "instable Livelihoods of the Boundaries. Coolbari and related issues are only part of the seemingly unsustainable livelihood of the Boundaries. Examples include the rate of school dropout, internal and external migration, the prevalence of forms of exchange and risk trading transactions for example; distribution and sale or assistance in the transit of narcotic drugs, changing norms related to the family system, raising divorce rates And social damages, which are manifestly contradictory to the system and normative patterns of the most traditional society - marginalization in the cities and provincial centers, and so on. In fact, the various consequences of the unstable conditions of development in the studied border regions are mutually exclusive. For example, the unsustainability of livelihoods has a direct relation with the spread of poverty, rising unemployment, and false employment, and at the same time it is the cause and effect of the phenomenon of unsustainable development. The core of the research is formulated in relation to other issues under the title "unsustainabl and out- shaped development" in the western border regions of the country.
    Keywords: Border, Informal Trade, Life Experiences of Border Habitat, Unsustainable Development
  • Hossein Daneshmehr *, Osman Hedayat Pages 267-290
    The purpose of the present study is to analyse the narration of interest groups about social capital collapse among entrepreneurship of rural production in Kurdistan province. Based on this, using the theories of Coleman, Putnam Bourdieu as prominent thinkers in the field of social capital and inferiority, and Nahapiet and Ghoshal as prominent thinkers of institutional and organizational context of this concept, we have tried to explain the conceptual framework of social capital to answer the questions and research goals. These theorists emphasize the relationships and connections in society and organizations and give social capital a collective and transpersonal character. According to the fundamental proposition of research, research is conducted in qualitative tradition, and for data production, participatory observation, deep interview and group discussion have been used. In the analysis of data, we used the method of narrative analysis. Sampling was purposeful sampling, theoretical and sampling with maximum diversity. Accordingly, based on theoretical content saturation, 9 group discussions and 43 deep structured interviews were conducted with co-operative directors, board members and members of the nine production cooperatives. In total, data generated in the form of the first 65 primary concepts, four major categories and a central core are coded and analysed. Major categories derived from narratives include: decline in trust in cooperatives, undesirable participation, social indifference and organizational inefficiency, and reduction of social solidarity. The findings of the narrative analysis of the interest groups of rural production cooperatives show that social capital among these organizations in recent years has not only eroded but collapsed , due to lack of government support, the involvement of the rural cooperative organization in the process and the selection of cooperative bodies, especially the manager, the laws and rigid frameworks, similar unsuccessful experiences, the establishment of rural social order, the emergence of new administrations in the administration of rural public affairs, parallel institutions and co-operatives, and lack of transparency in the financial and management issues of these cooperatives and erosion of social capital among interest groups. This has altered the existential nature of production cooperatives in the rural areas studied, and has strengthened distrust and lack of participation among the villagers.
    Keywords: Rural Production Cooperative, Social Capital Collapse, Narrative Analysis, Social Trust, Kurdistan Province
  • Mohammad Ali Mohammadi Gharehghani, Rasool Lavaei Adaryani *, Iraj Ghasemi Pages 291-312
    Displacement is one of the phenomena which are considered in residential areas. Such phenomenon is often implemented after occurring the natural or human disasters. Undoubtedly, the residential displacement, which involves the displacement of a population from a location to another location, has a desirable and undesirable consequence, that affects the various aspects of the life of the target group. Accordingly, identifying the consequences of displacement processes plays an important role in managing these processes. In this regard, the main purpose of this study was to analyze the consequences of residential displacement in Gorazi village, located in Bakherz district in Khorasan Razavi province. This qualitative study employed the critical ethnographic methodology. The population of the study was consisted of the residents of Gorazi village who have experienced the residential displacement. Data were collected through purposive sampling to reach theoretical saturation. Individual semi-structured interviews technique and participant observation were employed to data collection. Generally, the results showed that the consequences of residential displacement in the Goriza village consisted of physical, social and economic dimensions. Ignore to the social and physical contexts of the former village, has caused the adverse social consequences and then has changed the job structures. In fact, the adverse consequences have caused social consequences, such as social conflictions, and economic consequences, such as increased debt levels.
    Keywords: Residential Displacement, Critical Ethnography, Displacement Consequences, Gorazi Village
  • Mahmood Arvin, Amin Faraji *, Mahsa Ghane Pages 313-336
    The purpose of this research is to evaluate the effective dimensions and indicators of Rasht walkway vitality from the perspective of users. This research method used in this study in terms of the subjectives is applied and in terms of type is descriptive-field survey. The dimensions and the indicators of vitality assessing have been selected base on library studies and literature review and then citizens' views have been gathered by questionnaire. Statistical population was unlimited and sample size had been chosen 233 individual by unlimited population method. Data analysis method was second step of confirmatory factor analysis in Lisrel software. Results indicate that in dimension of physical view, attractiveness and comfort ability indicators have the highest ratio, safety, readability and accessibility indicators have next place, respectively. In dimension of social view integrity, transaction, security and equity respectively, have the most impact and in dimension of activity, density and diversity of activities had the most impact.
    Keywords: Vitality, Lively Streets, Walkway, Confirmatory Factor Analysis, Rasht County
  • Sedigheh Pakmehr, Masoud Yazdanpanah, Masoud Baradaran * Pages 337-356
    Climate change is a threat to water security, water resources and access to water, and thus considered as one of the major threat to the agricultural sector. Farmers have different ability to implement adaptation strategies and that pecuniary and non-pecuniary costs affect human behavior. This study aimed to assess the factors influencing farmers’ adaptation to climate change in Shushtar County. The population of interest consisted of farmers in Shushtar County. According to Bartlett table, a total of 251 farmers were estimated as a sample size. Random sampling was used to draw a sample of farmers from the study area. Data were collected through personal interviews based on a structured questionnaire. The face validity of the questionnaire was confirmed by experts. The reliability of the main scales of the questionnaires was examined by Cronbach Alpha coefficients, which ranged from 0.43 to 0.73. The results showed that the variable of self-efficacy and risk perception have a direct and positive effect on the variable of adaptation behavior. The results showed that the variable of self-protection has a direct effect on the variable of adaptation behavior. The variables of risk perception and self-efficacy have an indirect effect on the variable of adaptation behavior. Collectively, the suggested model is capable predict 35 percent of the variability adaptation behavior.
    Keywords: climate change, water scarcity, Adaptation, Farmers, Shushtar County
  • Hossein Imani Jajarmi, Azim Lak * Pages 357-382
    The article studies different kinds of divergent actions (DAs) between immigrants and residents of neighboring villages in Aligudarz. DAs are in-groups actions and the people who believe them refuse to interact with people from other groups. They prevent social trust, cooperation and collaborations. The main question of the research is why after three decades of settling in the neighboring villages of Aligudarz, we still observe various local conflicts and divergent actions between local and migrants. After exploratory studies, we used analytic theory of action to answer the question. Research data indicated that ethnic background was the main factor for ethnic divergent actions, but interactions and exchanges in different action spheres were limited too. After three decades, therefore, convergent actions didn’t develop and there are obstacles for community development.  The most important recommendation of the paper for policy making is strengthening of those public mechanisms that enhance empathy, coordination and collaboration. They are requirements for development of local community.
    Keywords: Divergent Actions, Community, Emigration, General Theory of Action, Local Development