فهرست مطالب

تحقیقات علوم رفتاری - سال شانزدهم شماره 4 (1397)
  • سال شانزدهم شماره 4 (1397)
  • 1397
  • تاریخ انتشار: 1398/03/19
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مومنی شهرکی، عابدی، فرامرزی، مختار ملک پور* صفحات 418-428
    زمینه و هدف
    نارساخوانی رایج ترین نوعاتوانی یادگیری است که به تاخیر و نارسایی در توانایی خواندن مربوط و با نارسایی زیاد در پیدایش مهارت های شناخت واژگان و فهم مطالب خوانده شده مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخلات عصب روان شناختی (Neuropsychological intervention) و روش دیویس (Davis method) بر مهارت های زبانی (واج شناسی، معنی شناسی، نحو) دانش آموزان نارساخوان (Dyslexic students) بود.
    مواد و روش ها
    طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر نارسا خوان پایه اول و دوم ابتدایی (سن 7 تا 9 سال) شهر اصفهان بود، که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش نیز شامل 45 دانش آموز نارساخوان (15 نفر در هر یک از گروه های عصب روان شناختی، دیویس و کنترل) بود که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون تشخیص اختلال خواندن بر اساس پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، آزمون عملکرد خواندن محقق ساخته، آزمون هوش Raven کودکان و آزمون رشد زبان (Test Of Language Development یا TOLD) بود. داده ها با نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) تحلیل شدند.
    یافته ها
    تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون خواندن گروه های آزمایشی و کنترل تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0≥p). نتایج مقایسه های زوجی نیز نشان داد که نمرات پس آزمون گروه عصب روان شناختیبه طور معناداری نسبت به روش دیویس کارآمدتر بود (001/0 ≥p).
    نتیجه گیری
    زبان نقش مهمی در درک و بیان افراد ایفا می کند زیرا زبان دارای پایه های عصب روان شناختی متعددی است. برخی از مهارت های عصب روان شناختی شامل توجه، حافظه و کارکردهای اجرایی پیش درآمد زبان دریافتی هستند؛ بنابراین یکی از گام های اساسی برای اکتساب زبان، مهارت های عصب روان شناختی است.
    کلیدواژگان: مهارت های زبانی، واج شناسی، معنی شناسی، دانش آموزان، نحو، نارساخوانی
  • فاطمه کشوری*، لطف آبادی، ایمانی، حبیبی صفحات 429-439
    زمینه و هدف
    چگونگی تخصیص منابع در طول رشد و عوامل انگیزشی آن به ویژه در کودکی یافته های مهمی پیرامون رشد عدالت در اختیار روانشناسان رشد قرار می دهد. در حدود 4 سالگی، تفکر کودک درباره خود و دیگران ابعاد مختلفی پیدا کرده و درک اجتماعی اش افزایش می یابد. در این زمان، کودک قادر است درباره چگونگی و میزان تقسیم کردن منابع و دارایی هایش با دیگران تصمیم بگیرد. در طول رشد در نظر گرفتن نفع شخصی یا برقراری عدالت به هنگام تخصیص منابع اهمیت پیدا می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی رشد رفتار تخصیص منابع در دختران و پسران 4 تا 6 سال در موقعیت های برابر سودمند و برابر ناسودمند بود.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به روش توصیفی همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 4 تا 6 ساله مهدکودک های چهار منطقه مختلف از تهران در سال 1396-1395 بود. سی وچهار کودک 4 ساله (17 دختر)، 36 کودک 5 ساله (18 دختر)، 32 کودک 6 ساله (16 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای خوشه ایدر مطالعه شرکت کردند. از کودکان خواسته شد که در تکلیف تخصیص منابع در موقعیت های هزینه بر سودمند، هزینه بر ناسودمند و بدون هزینه سودمند منابع را با کودک دیگر تقسیم کنند.
    یافته ها
    با استفاده از روش همبستگی پیرسون مشخص شد که با افزایش سن از 4 تا 6 سالگی، میزان تخصیص منابع ثابت باقی می ماند. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که کودکان در موقعیت نابرابر ناسودمند بیشتر از موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را تخصیص می دهند (05/0p<). همچنین، کودکان 4 ساله بیشتر از دو گروه دیگر در موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را به دیگری تخصیص دادند (05/0p<). درنهایت، دختران 6 ساله بیشتر از پسران هم سال خود تخصیص منابع کردند.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انگیزه اصلی در میزان تخصیص منابع در دوران 4 تا 6 سالگی در موقعیت های نابرابر ناسودمند و سودمند نفع شخصی بوده و این اثر در کودکان 4 ساله بیشتر از کودکان 5 و 6 ساله است. همچنین مفهوم برابری و عدالت در بازه سنی 4 تا 6 سالگی به هنگام تخصیص منابع هنوز رشد پیدا نکرده است.
    کلیدواژگان: تخصیص منابع، نابرابری ناسودمند، نابرابری سودمند، کودکان، رشد
  • خیاط، کرایی، یوسف علی عطاری* صفحات 440-452
    زمینه و هدف
    >خیانت (Infidelity) یکی از دردناک ترین تجارب روابط زناشویی است. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش تعدیل گر تعهد مذهبی (Religious commitment) در رابطه بین سبک های دلبستگی (Attachment styles) و طرح واره های ناسازگار (Maladaptive schemas) با گرایش به خیانت (Tendency to infidelity) انجام شد.
    مواد و روش ها
    </strong>این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. روش نمونه گیری به صورت در دسترس (125 زن متاهل و 125 مرد متاهل) بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های شیوه های رفتاری (Behavioral Systems Questionnaire یا BSQ)، فرم کوتاه طرح واره های ناسازگار اولیه (Early Maladaptive Schemas Questionnaire- Short Form یا EMSQ-SF)، تعهد مذهبی (Religious Commitment Questionnaire یا RCQ) و مسائل رابطه ای (Questionnaire Relation Issues یا RIQ) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج این پژوهش نشان داد تعهد مذهبی در رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با گرایش به خیانت اثر تعدیل گر دارد (05/0>p) ولی این عامل تعدیل گر سایر روابط بین سبک های دلبستگی و حوزه های طرح واره های ناسازگار با گرایش به خیانت نبود (05/0<p).
    نتیجه گیری
    تعهد مذهبی می تواند رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با گرایش به خیانت را تعدیل و همچنین برای کاهش این گرایش موثر باشد.
    کلیدواژگان: تعهد مذهبی، خیانت، سبک های دلبستگی، طرح واره های ناسازگار
  • فولادوند، محمد علی نادی*، عابدی، سجادیان صفحات 453-465
    زمینه و هدف
    اختلال نافرمانی مقابله ای (Oppositional Defiant Disorder یا ODD)، اختلالی تدریجی و مزمن است که تقریبا همیشه در روابط بین فردی و عملکردی تحصیلی کوک تداخل ایجاد می کند. آموزش والدگری یکی از روش های مداخله موثر در ODD است که در آن والدین می آموزند چگونه با فرزند خود رفتار نمایند. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش والدگری کازدین (Kazdin method for parenting) بر روابط والد-کودک (Parent-child relationships) در دانش آموزان مبتلا به ODD انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 90 روزه بود. از بین دانش آموزان مبتلا به ODD بر اساس کسب نمره بالاتر از نقطه برش در سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (Child Behavior Checklist یا CBCL) و مصاحبه بالینی انجام شده توسط مشاور مدرسه، تعداد 30 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش برنامه والد گری Kazdin >را طی 12 جلسه به مدت 90 دقیقه دریافت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه رابطه والد-کودک (Child-Parent Relationship Scale یا CPRS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
    یافته ها
    برنامه آموزش والدگری Kazdin منجر به افزایش معنی دار تعامل والد- کودک در خرده مقیاس های نزدیکی و رابطه کلی مثبت و کاهش تعارض و وابستگی در کودکان مبتلا به ODD شد (001/0>p).
    نتیجه گیری
    برنامه آموزش والدگری Kazdin موجب افزایش روابط والد- کودک در کودکان مبتلا به ODD شد. بر اساس نتایج حاضر آموزش والدین به شیوه کازدین می تواند روش کارآمدی در بهبود روابط والد-کودک در بین دانش آموزان مبتلا به ODD باشد.
    کلیدواژگان: اختلال نافرمانی مقابله ای، تعارض، فرزندپروری، نزدیکی، وابستگی
  • افروز افشاری* صفحات 466-475
    زمینه و هدف
    یکی از چالش های مهم بیماران مبتلا به بیماری های مزمن، تبعیت از درمان است. عوامل متعددی بر تبعیت درمانی موثر است. مطالعه حاضر باهدف پیش بینی تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت بر اساس خود شفقت ورزی، تنظیم هیجانی و بهزیستی معنوی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 210 بیمار مبتلا به دیابت بود که به روش نمونه گیری در دسترس از بین مراجعه کنندگان به کلینیک های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس های تبعیت درمانی (General Adherence Scale یا GAS)، دشواری در تنظیم هیجان (Difficulties in Emotion Regulation Scale یا DERS)، خود شفقت ورزی (Self-Compassion Scale یا SCS) و بهزیستی معنوی (Spiritual Well-Being Scale با SWB) پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 تحلیل شد.
    یافته ها
    تحلیل رگرسیون خطی چندگانه به روش گام به گام نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان و خود شفقت ورزی به طور معنا داری تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت را پیش بینی می کنند، اما بهزیستی معنوی در این مدل معنادار نبود
    .نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه اکثر مبتلایان دیابتی دارای سطح تبعیت از درمان متوسط بودند. با توجه به شیوع و اهمیت بالای دیابت، برنامه ریزی های دقیق تر جهت ارتقای مولفه های خود شفقت ورزی و تنظیم هیجان به عنوان عوامل مهم و تاثیرگذار در بهبود خود مراقبتی و تبعیت از درمان مبتلایان به دیابت نیاز است.
    کلیدواژگان: تبعیت درمانی، تنظیم هیجان، خود شفقت ورزی، دیابت، سلامت معنوی
  • منصور بیرامی*، هاشمی نصرت آباد، عتباتی صفحات 476-488
    زمینه و هدف
    حافظه کاری (Working memory) توجه روان شناسان تجربی و عصب شناسان را به خود جلب کرده است. افرادی که توجه می کنند افراد چگونه استدلال می کنند، حل مسئله می کنند، اهدافشان را دنبال می کنند، تصمیم می گیرند و به کنترل شناختی دست می یابند. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی حافظه ناآشکار به واسطه کلمات است و همچنین تلاشی برای گردآوری شواهدی در زمینه سرعت پاسخ در تکلیف تسهیل و تکلیف بازداری است.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی است.جامعه آماری موردبررسی شامل کلیه افراد جوان و میانسال راست دست، با حداقل سن 20 سال و بدون سابقه اختلال های روانی و عصب شناختی بود. در این پژوهش 30 نفر از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تکلیف تسهیل شامل جفت های نخستین هدف با شبه واژه بود. واژه و تکلیف بازداری نیز با دو واژه به لحاظ معنایی غیر مرتبط به فاصله 150 میلی ثانیه از هم نشان داده شدند. درواقع، ارزیابی سرعت پاسخ در آزمون معنایی بود که بر اساس ویژگی های این دو تکلیف تنظیم شده بود. میانگین مقدار در دو تکلیف با استفاده از روش آماری t- زوجی مقایسه گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میانگین سرعت پاسخ به اهداف در تکلیف تسهیل به طور متوسط 9/480 ± 7/4592 میلی ثانیه بیشتر از تکلیف بازداری بود (0001/0>p).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که بازنمایی های حافظه هدف به وسیله نخستین خنثی بیشتر از بازنمایی های حافظه هدف به وسیله نخستین نامرتبط است.
    کلیدواژگان: حافظه کاری، تکلیف بازداری، تکلیف تسهیل، سرعت پاسخ
  • میرحسین ادبیروزیری*، طهرانی زاده صفحات 489-498
    زمینه و هدف
    اختلال طیف اوتیسم (Autism Spectrum Disorders) در تمام نقاط دنیا رو به افزایش است به طوری که در سال 2018 در هر 59 نفر 1 نفر مبتلا به اوتیسم گزارش شده است. با توجه به اهمیت رفتار انطباقی برای کارکرد روزمره در خانه و مدرسه و نیز هزینه های اجتماعی و مراقبت در طول عمر این افراد، اهمیت تشخیص زودهنگام اوتیسم برجسته می شود و بدین وسیله بهبود رفتارشناختی، تطبیقی و کاهش شدت اوتیسم صورت می پذیرد.
    مواد و روش ها
    نمونه شامل 170 نفر متشکل از 100 کودک اوتیسم و 70 کودک سالم و شاداب بود. با استفاده از شبکه عصبی چندلایه پرسپترون، یک سیستم پشتیبانی از تصمیم بالینی برای پیش بینی اوتیسم بر اساس نشانه ها و علائم طراحی شد.
    یافته ها
    میانگین صحت شبکه عصبی طراحی شده پس از 10 بار اجرا 11/96 درصد بود. درنتیجه سیستم طراحی شده با دقت مناسبی می تواند دستیار و پشتیبان قابل اعتمادی برای متخصصین این حوزه در تشخیص کودکان اوتیسم از سالم باشد.
    نتیجه گیری
    میانگین سن تشخیص اوتیسم در 4 سال و 4 ماهگی (52 ماهگی) است به طوری که با جنسیت، نژاد و قومیت تفاوت معنی داری نمی کند. بنابراین طراحی سیستم پشتیبانی تصمیم بالینی در این مطالعه برای رنج سنی 3 تا 6 سال می تواند به عنوان یک ابزار غربالگری مهم، ضروری و قابل اعتماد به منظور جلوگیری از تاخیر در تشخیص و مداخله زودهنگام مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اختلال طیف اوتیسم، سیستم پشتیبانی، شبکه عصبی مصنوعی
  • حسین عبدی*، قاسمی، عرب عامری، غزالیان صفحات 499-507
    زمینه و هدف
    امروزه در درمان اختلال کم توجهی- بیش فعالی (Attention Deficit Hyperactivity Disorder یا ADHD) از داروها با دوزهای متفاوتی استفاده می شود. اخیرا درمان های غیر دارویی مانند فعالیت بدنی نیز مدنظر قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی اثر تمرینات استقامتی و مصرف متیل فنیدیت بر علائم رفتاری رت های نر مبتلا به ADHD بود.
    مواد و روش ها
    روش تحقیق از نوع تجربی بود. آزمودنی ها در ابتدا شامل 40 سر موش صحرایی نژاد Wistar با دامنه سنی 4 تا 6 هفته بودند که به دو گروه کنترل 7 سر و گروه تزریق L-NAME 33 سر به طور تصادفی ساده تقسیم شدند. گروه تزریق L-NAME در سن 8 تا 12 هفتگی (میانگین و انحراف استاندارد وزنی 379/8±70/181 گرم) به یک گروه پنج تایی نمونه برداری خونی و 4 گروه هفت تایی شامل گروه ADHD، گروه ADHD + تمرین استقامتی، گروه ADHD + مصرف متیل فنیدیت، گروه ADHD + تمرین استقامتی+ مصرف متیل فنیدیت تقسیم شدند. از آزمون Open field جهت تشخیص بیش فعالی و از تردمیل 5 بانده جهت تمرینات استقامتی استفاده شد. 10 میلی گرم L-NAME به مدت 8 هفته و 6 روز در هفته به ازای وزن هر رت به صورت زیر صفاقی جهت ابتلا به اختلال کم توجهی- بیش فعالی رت ها تزریق شد. آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) و نیتریت اکساید (NO) جهت تشخیص پرفشارخونی رت ها بعد از تزریق L-NAME مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. موش های صحرایی 30 دقیقه در هر روز (5 روز در هفته)، برای مدت 28 روز به تمرین دویدن پرداختند. از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تعداد ایستادن های گروه کنترل نسبت به تمامی گروه ها بیشتر و تعداد مربع های طی شده کمتر بود (001/0≥ p). تعداد مربع های طی شده گروه ADHD نسبت به تمامی گروه ها بیشتر و تعداد ایستادن ها کمتر بود (001/0≥ p). بین تعداد مربع های طی شده و تعداد ایستادن ها گروه+ ADHD تمرینات استقامتی با گروه ADHD +مصرف متیل فنیدیت و همچنین گروه + ADHD مصرف متیل فنیدیت + تمرینات استقامتی تفاوت معنی داری وجود نداشت (001/0≤ p).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که تمرینات استقامتی و مصرف متیل فنیدیت بر علائم رفتاری الگوی حیوانی مبتلا به ADHD تاثیر داشته و می توان توصیه نمود که از فعالیت های بدنی به عنوان روش موثری جهت جایگزینی مصرف متیل فنیدیت استفاده نمود.
    کلیدواژگان: اختلال کم توجهی- بیش فعالی، تمرین استقامتی، متیل فنیدیت
  • شیرین حاجی آدینه*، مظفری پور صفحات 508-516
    زمینه و هدف
    رویکرد درمانی یکپارچه یک رویکرد شناختی رفتاری متمرکز بر هیجان است. هدف اصلی آن فرآیندهای هیجانی است و برای اختلالاتی با مولفه های هیجانی قوی قابل اجرا است. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر تنظیم هیجان بر راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی (Cognitive emotion regulation strategies) و ناگویی هیجانی (Alexithymia) در بیماران مبتلا به نارسایی عروق کرونر قلب (Coronary Heart Disease یا </CHD) بود.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به CHD مراجعه کننده به مرکز قلب تهران در بین ماه های خرداد تا مرداد 1395 بود. از این تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (Toronto Alexithymia Scale یا TAS-20) و پرسشنامه راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) و همچنین به کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 صورت گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که مداخله مبتنی بر تنظیم هیجان بر راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی مثبت (19/11=F، 004/0>p) و منفی (83/7=F، 02/0>p) و همچنین ناگویی هیجانی (87/10=F، 006/0>p) در بیماران مبتلا به CHD تاثیرگذار است.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان دهنده اثربخشی مداخله مبتنی بر تنظیم هیجان برگرفته از روش درمانی یکپارچه بر راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی و ناگویی هیجانی بیماران مبتلا به CHD است. نتایج پژوهش حاضر می تواند به پژوهش گران و درمانگران حیطه ناگویی هیجانی در زمینه عوامل تاثیرگذار بر آن در بیماران مبتلا به CHD کمک کننده باشد.
    کلیدواژگان: بیماری عروق کرونر قلب، راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی، ناگویی هیجانی
  • حجه فروش، الهام فروزنده*، میر حسینی، عابدی صفحات 517-527
    زمینه و هدف
    اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (Attention Deficit Hyperactivity Disorder یا ADHD) یکی از اختلالات شایع روان پزشکی است که باعث آسیب تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی نوروفیدبک (Neurofeedback) و ترکیب نوروفیدبک و آموزش والدگری بارکلی (Barklyparental training) بر ابعاد توجه و ادراک دیداری کودکان مبتلا به ADHD بود.
    مواد و روش ها
    </strong>این مطالعه یک کار آزمایی بالینی با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ده هفته ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مبتلا به ADHD شهر اصفهان در مقطع دبستان در سال تحصیلی 97-1396 بود. تعداد 42 نفر از بین مراجعه کنندگان به کلینیک آموزش وپرورش اصفهان به همراه مادرانشان به شیوه هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی و با نسبت های مساوی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. همه کودکان با آزمون عملکرد پیوسته دیداری/شنیداری (Integrative Visual and Auditory Performance Test یا IVT) در سه مرحله، مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (Repeated measures ANOVA) مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد در مراحل پس آزمون و پیگیری بین دو گروه آزمایش در نمرات هوشیاری دیداری (96/0≥p)، کانون توجه دیداری (76/0≥p)، زمان واکنش دیداری (87/0≥p) و ادراک دیداری (42/0≥p) تفاوت معناداری وجود ندارد، اما در هر دو گروه آزمایش نسبت به گروه گواه افزایش معناداری در نمرات ابعاد توجه و ادراک دیداری مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    نوروفیدبک و ترکیب نوروفیدبک و آموزش والدگری بارکلی تاثیر یکسانی در افزایش ابعاد توجه و ادراک دیداری کودکان مبتلا به ADHD دارند.
    کلیدواژگان: اختلال نقص توجه-بیش فعالی، نوروفیدبک، ادراک، توجه، والدین
  • حیدری، سالار فرامرزی*، عابدی، قمرانی، یاراحمدیان صفحات 528-538
    زمینه و هدف
    نارساخوانی (Dyslexia) علاوه بر مشکلات تحصیلی، تاثیرات مختلفی بر وضعیت روان شناختی دانش آموزان دارد. با توجه به این موضوع، پژوهش حاضر باهدف تدوین برنامه جامع برای بهبود خواندن (Reading mprovement Comprehensive Program یا RICP) و اثربخشی آن بر موفقیت و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد نابرابر بود. برای انتخاب نمونه، از بین دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی شهر اصفهان که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. ابزار پژوهش مقیاس هوش وکسلر برای کودکان (Wechsler Intelligence Scale for Children یا WISC)، آزمون جامع تشخیص نارساخوانی (Dyslexia Comprehensive Diagnostic Test یا DCDT)، مقیاس تاب آوری تحصیلی (Academic Resilience Scale یا ARS) و مقیاس موفقیت تحصیلی (Academic Success Scale یا ASS) بود. برنامه RIC طی 16 هفته فقط به دانش آموزان گروه آزمایش ارائه گردید. محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج بیانگر آن بود که RICP بر تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان تاثیر معنی داری دارد (001/0=p).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که RICP از طریق توجه به مفهوم سازی های جدید در حوزه نارساخوانی و نیز هیجان ابرازشده مراقبان اصلی، تاب آوری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: خواندن، تاب آوری تحصیلی، نارساخوانی، موفقیت تحصیلی
  • کریمی، کیومرث فرحبخش*، سلیمی بجستانی، معتمدی صفحات 539-548
    زمینه و هدف
    پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین نظریه ذهن (Theory of mind) با سبک های دلبستگی (Attachment styles) اضطرابی و اجتنابی در نوجوانان دختر صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    </strong>این پژوهش بر اساس روش توصیفی-همبستگی بود. دویست و هشتاد نفر از نوجوانان 13-12 سال و 14 تا 17 ساله به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. دو گروه شرکت کننده به پرسشنامه های ذهن خوانی از روی تصاویر چشم ها (Reading the <Mind in the Eyes Test یا RMET-R) و تجارب روابط نزدیک-ساختارهای رابطه (Experiences in Close Relationships- Relationship Structures یا ECR-RS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل شد.
    یافته ها
    بین دقت نظریه ذهن در نوجوانان کم سن تر (13-12 سال) و سبک دلبستگی ازنظر اضطراب با مادر، پدر، دوست و اضطراب کل رابطه معنی دار وجود داشت (01/0>p). تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که اضطراب با پدر، مادر و دوست به ترتیب 096/0، 003/0 و 001/0 از واریانس نظریه ذهن را به طور معنی داری پیش بینی می کند (01/0>p). رابطه معنی دار در گروه نوجوانان بزرگتر مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    به منظور درک بهتر رابطه بین دلبستگی نوجوانان و نظریه ذهن ضرورت دارد که عوامل مشترک آن ها در نظر گرفته شود و بین انواع مختلف دلبستگی ناایمن به خصوص بین اضطراب و اجتناب تمایز قائل در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: اجتناب، اضطراب، ذهنی سازی، سبک دلبستگی
  • امیری، کریم عسگری مبارکه*، عریضی صفحات 549-561
    زمینه و هدف
    بیماری دیابت (Diabetes disease) یکی از شایع ترین بیماری های مزمن و همچنین بزرگ ترین مشکل بهداشتی در همه کشورها است. مهم ترین راهبرد کنترل بیماری های مزمن رفتارهای مراقبت از خود است. هدف این مطالعه مقایسه تاثیر آموزش مدیریت تعاملی دیابت (Interactive Diabetes Management Training یا IDMT) و آموزش ایمن سازی در مقابل استرس (Stress Inoculation Training یا SIT) بر خود مراقبتی بیماران دیابتی نوع دو بود.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 2450 نفر از بیماران دیابتی درمانگاه ام البنین اصفهان بود که از میان آن ها 39 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. گروه ها پرسشنامه خود مراقبتی بیماران دیابتی (Summary of Diabetes Self-Care Activities یا SDSCA) را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. گروه آزمایش یک SIT و گروه آزمایش دو IDMT را طی 6 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی و گروهی دریافت کردند، اما گروه کنترل این آموزش ها را دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) و به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد IDMT و SIT بر خود مراقبتی بیماران دیابتی موثر هستند. هر دو آموزش باعث افزایش خود مراقبتی شرکت کنندگان شدند، اما تفاوت معناداری بین تاثیر دو روش مداخله وجود نداشت (05/0>p).
    نتیجه گیری
     علاوه بر SIT، IDMT نیز می تواند به عنوان یک روش مداخله مفید برای افزایش میزان خود مراقبتی بیماران دیابتی به کار رود.
    کلیدواژگان: آموزش ایمن سازی در مقابل استرس، آموزش مدیریت تعاملی دیابت، دیابت، خودمراقبتی
  • زارعی، محسن گل پرور*، مهداد صفحات 562-572
    زمینه و هدف
    درد ناشی از آسیب های مفصلی و دوره غیرقابل پیش بینی بیماری هموفیلی (Hemophilic disease) باعث ایجاد مشکلاتی در ابعاد مختلف زندگی بیماران ازجمله عزت نفس و رضایت از زندگی می گردد. بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر موفقیت شغلی بیماران هموفیلی بر عزت نفس (Self-esteem) و رضایت از زندگی (Life satisfaction) این بیماران انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی و دارای طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترلو دوره پیگیری بود. از 600 بیمار هموفیلی شهر اصفهان در سال 1396، 40 بیمار به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل گمارش شدند. دو پرسشنامه عزت نفس (State Self-Esteem Scale یا SSES) و پرسشنامه رضایت از زندگی (Satisfaction WithLife Scale یا SWLS) برای سنجش متغیرهای پژوهش در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد استفاده قرار گرفت. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه دو ساعته تحت آموزش مبتنی بر موفقیت شغلی بیماران هموفیلی و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. با احتساب ریزش و ملاک های خروج از پژوهش درنهایت تعداد نمونه به دو گروه 16 نفری کاهش یافت. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (Repeated measuresANOVA) تحلیل شد.
    یافته ها
    تایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در عزت نفس و رضایت از زندگی در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p).
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که می توان از بسته آموزشی ارتقاء موفقیت شغلی به منظور بهبود عزت نفس و رضایت از زندگی بیماران هموفیلی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: عزت نفس، موفقیت، بیماران هموفیلی
  • حبیبی، قهرمانی، رضا باقریان سرارودی* صفحات 573-599
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر مسائل مربوط به سلامت روان دانشجویان توجه زیادی را در جوامع علمی به خود معطوف نموده است و پژوهش های بسیاری باهدف ارتقاء سلامت روان جمعیت دانشجویی صورت گرفته یا در حال انجام است. افسردگی (Depression) و رفتارهای خودکشی (Suicide behaviors) ازجمله مشکلات شایع سلامت روان در دانشجویان به شمار می روند. آمارها نشان می دهند این دو مشکل در ارتباط با یکدیگر هزینه های جسمانی، روانی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی فراوانی را بر کل جامعه وارد می کنند. ازاین رو پژوهش حاضر ضمن نگاهی گذرا به مسائل سلامت روان دانشجویان، به بررسی ابعاد شیوع شناختی، عوامل، نشانه ها، پیامدها و مباحث پیشگیری و درمان دو اختلال افسردگی و رفتارهای خودکشی در جامعه دانشجویی پرداخته است.
    یافته ها
    مرور پژوهش های گذشته نشان می دهد افسردگی (10 تا 85 درصد) و خودکشی (افکار خودکشی از 2/6 تا 7/42 درصد و نرخ اقدام به خودکشی 8/1 تا 5/3 درصد) از شایع ترین مشکلات سلامت روان دانشجویان بوده و روندی افزایشی را در جمعیت دانشجویان طی می کنند. علاوه بر این یافته ها نشان می دهند علی رغم شیوع بالای این مشکلات، شناسایی، پیشگیری و مداخلات مربوط به افسردگی و خودکشی در دانشجویان از موفقیت چندانی برخوردار نبوده است. مهم ترین دلایل این امر نمای بالینی متنوع و متفاوت افسردگی در دانشجویان، عوامل استرس زای خاص دوران دانشجویی، حیطه های خاصی از عملکرد دانشجویان که تحت تاثیر افسردگی قرار می گیرند و خودداری دانشجویان از گرفتن کمک حرفه ای است. همچنین برنامه های مدیریت سلامت روان در دانشگاه ها از یکپارچگی و دقت لازم برای کنترل این دو مشکل رایج دانشجویان برخوردار نمی باشند.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش حاضر لازم است در برنامه های مدیریت و ارتقا سلامت روان توجه ویژه ای به افسردگی و خودکشی دانشجویان شود و ارزیابی های جامع و منسجمی در حوزه های ارزیابی، تشخیص به موقع و صحیح، پیشگیری و درمان این مشکلات به عمل آید.
    کلیدواژگان: افسردگی، چالش ها، دانشجویان، سلامت روان، رفتارهای خودکشی
  • عندلیب، محمد رضاعابدی*، نشاط دوست، آقایی صفحات 600-608
    زمینه و هدف
    بررسی های اخیر پیرامون اختلالات افسردگی (Depression disorders) محدودیت ها و نارسایی هایی را در زمینه شفقت به خود (Self-compassion) در این بیماران نشان داده است.من ازاین رو هدف این پژوهش شناسایی ضعف های مطالعات قبلی باهدف ارائه الگوی تحلیلی آسیب شناسی افسردگی با محوریت شفقت به خود در بیماران افسرده ایرانی است.
    مواد و روش ها
    مقاله حاضر به روش فراتحلیل (Meta-analysis) بر روی پژوهش های قبلی انجام شد. تحلیل مطالعات پیشین مرتبط با این اختلالات با استفاده از پایگاه هایی مانند Science Direct و Civilica انجام شد. مهم ترین شاخص های مرتبط با شفقت به خود برای بیماران افسرده درنهایت از 12 پژوهش استخراج شد.
    یافته ها
    پس از جستجو و ارزیابی کیفی مطالعات ایرانی و خارجی، تحلیل نهایی بر روی 12 مقاله انجام گرفت. تحلیل مقالات مرتبط با تاثیر شفقت به خود بر افسردگی و عوامل واسطه ای آن نشان داد افسردگی رابطه تنگاتنگی با هیجانات دارد. در اکثر پژوهش های انجام شده در این زمینه این مورد حائز اهمیت است.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر نشان داد می توان با سبب شناسی در سه حیطه مهم هیجانات شامل امنیت هیجانی، تنظیم هیجانی و ابراز هیجانی به پیشگیری و درمان افسردگی از طریق شفقت به خود کمک نمود.
    کلیدواژگان: افسردگی، شفقت به خود، تنظیم هیجان، امنیت هیجانی، ابراز هیجانی
|
  • Farzaneh Momeni Shahraki, Mokhtar Malekpour, Ahmad Abedi, Salar Faramarzi Pages 418-428
    Aim and Background
    As one of the most common learning disabilities, dyslexia is associated with a delayed reading ability and characterized by a considerable failure in the development of vocabulary recognition skills and reading comprehension.The purpose of the study was to compare the efficiency of neuropsychological and Davis method interventions on reading performance of dyslexic students of first and second grade elementary in Esfahan city.The research was experimental with pre-test, post-test, follow up and control group design. Methods and Materials: The study population included all the dyslexic students of first and second grade elementary in the school year 2015-2016 in Esfahan city. The sample included 45 dyslexic students who were selected by cluster random sampling and were divided into three groups so that 15 of them were treated with neuropsychological methods, 15 of them with Davis method and there was no intervention on the rest of them. The research tools included reading disorder diagnosis test based on Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition (DSM-5), teacher-made reading performance test, Raven's intelligence test for children and Test Of Language Development (TOLD). After the interventions, the reading test and reading performance test were conducted and the data were analyzed by SPSS software and multivariate covariance analysis.
    Findings
    The results showed that there was a significant difference between the post-test average scores of experimental groups and the control group in the reading test (p≤0.001). The results of paired comparison also showed that the post-test average scores of neuropsychological group are greater than Davis group’s scores in the Language Coordinate (p≤0.001).
    Conclusions
    That as language has many neuropsychological bases, it can play an important role in one's reception and expressionSome neuropsychological skills such as attention, memory and executive functions, etc are the preconditions of the receptive language and, hence, neuropsychological skills are the essential steps in the acquisition of language.
    Keywords: Dyslexia, Language arts, Phonology, Semantic, Students, Syntax
  • Fatemeh Keshvari, Hossein Lotfabadi, Saied Imani, Mojtaba Habibi Pages 429-439
    Aim and Background
    How to allocate resources during development and its underlying motives provide developmental psychologists with understanding about fairness development. By age 4, children's social understanding of self and others is increased. This allows children to decide how to allocating resources towards others. As child develops considering fairness or self-interest concerns matters during allocating resources. This study aimed to examine resource allocation development in 4-6-year-old children in advantageous inequality and disadvantageous inequality conditions. Methods and Materials: This was a correlational study with the population of all 4-6-year-olds from kindergartens in 4 region of Tehran in years 1395-1396. One hundred and two participants aged 4 (n=34, 17 girls), 5 (n=36, 18 girls) and 6 (n=32, 16 girls) were selected through a clustered sampling. Participants were asked to distribute resources in with cost-advantageous/disadvantageous and without cost-advantageous conditions.
    Findings
    Results showed that children more allocated resources in with cost disadvantageous condition as compared to other conditions (p<0.05). Across age groups, 4-year-old children significantly shared more resources in disadvantageous condition (p<0.05). 6-year-old girls allocated more resources when compared to boys.
    Conclusions
    Our findings suggest that self-interest seems to be the main motives in allocating resource of 4-6-year-old children in advantageous and disadvantageous conditions. In addition, during 4-6-years of old children do not use fairness consideration in their decisions about resources
    Keywords: Advantageous Inequality, Development, Disadvantageous Inequality, Resource Allocation, Preschoolers
  • Ebrahim Khayat, Yousefali Attari, Amin Koraei Pages 440-452
    Aim and Background
    Infidelity is one of the most painful experiences of marital relationships. Therefore, the present study aimed to investigate the role of moderating religious commitment in the relationship between attachment styles and maladaptive schemas with tendency to infidelity. Methods and Materials: This research was descriptive. Sampling method was available (125 married and 125 married men). For collecting data, Behavioral Systems Questionnaire (BSQ), Early Maladaptive Schemas Questionnaire- Short Form (EMSQ-SF), Religious Commitment Questionnaire (RCQ), and Relation Issues Questionnaire (RIQ) were used.
    Findings
    The results of this study showed that religious commitment has a moderating effect on the relationship between avoidant attachment style and tendency to infidelity (p<0.05). However, this factor does not mediate other relationships between attachment styles and areas of maladaptive schemas with tendency to infidelity (p<0.05).
    Conclusions
    Religious commitment can mediate the relationship between the avoidant attachment style and the tendency to infidelity and reduce this tendency.
    Keywords: Attachment styles, Maladaptive schemas, Infidelity, Religious commitment
  • Maryam Fooladvand, Mohammad Ali Nadi, Ahmad Abedi, Ilnaz Sajjadian Pages 453-465
    Aim and Background
    Oppositional Defiant Disorder (ODD) is a gradual and chronic one always interacting with Cook’s interpersonal relationships and academic performance. Parenting is one of the effective methods for ODD, in which parents learn how to treat their children. The present study aimed to investigate the effectiveness of the Kazdin method for parenting on parent-child relationships among the students with ODD. Methods and Materials: The study employed a quasi-experimental research with a pretest-posttest as well as 90-day follow-up and control group design. Of the students with ODD, based on the score above the cut-off point in the Achenbach Child Behavior Checklist (CBCL) and clinical interview by school’s consultant 30 students were selected and randomly divided into two experimental and control groups (each group contained 15 participants). The experimental group received the Kazdin method for parenting for twelve 90-minute sessions. The participants answered to Child-Parent Relationship Scale (CPRS) in three stages: pre-test, post-test and follow-up. The data were analyzed by repeated measures ANOVA.
    Findings
    The Kazdin method for parenting training significantly increased the parent-child relationships in the subscales of proximity, the general positive relationship, the reduction of conflict, and dependence in children with ODD (p<0.001).
    Conclusions
    The Kazdin method for parenting training has increased the parent-child relationships in children with ODD. According to the results of this study, the Kazdin method for parenting can be an effective way to improve parent-child relationships among students with ODD
    Keywords: Attachment, Conflict, Parenting, Oppositional defiant disorder
  • Afrooz Afshari Pages 466-475
    Aim and Background
    One of the most important challenges for chronic disease is treatment adherence. Many factors are affected on adherence. This study focuses on emotion regulation, self-compassion and spiritual wellbeing as predictors of treatment adherence in diabetic patients. Methods and Materials: This was a descriptive and correlational study. The sample consist of 210 diabetic patients whom selected by convenient sampling method in clinics of Shahid Beheshti university hospitals. Participants responded to General Adherence Scale (GAS), Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS), Self-Compassion Scales (SCS) and Spiritual Well-Being Scale (SWB). Collected data were analyzed via SPSS 21 software and by linear multiple regression method.
    Findings
    Results of stepwise multiple regression analysis showed that difficulty in emotion regulation and self-compassion are significantly predicted treatment adherence of diabetic patients. But spiritual wellbeing was not significant in regression model.
    Conclusions
    The results of this study showed that most of diabetic patients have moderate levels of treatment adherence. By considering the importance and high prevalence of diabetes, enhancing self-compassion and emotional regulation skills as effective factors in self-care and treatment adherence of diabetic patients, should come under scruti
    Keywords: Diabetes, Emotional regulation, Self-compassion, Spiritual wellbeing, Treatment adherence
  • Mansor Bayrami, Toraj Hashemi Nosratabad, Mariam Atabati Pages 476-488
    Aim and Background
    Working Memory (WM) has attracted the attention of experimental psychologists and neurologists. Those who pay attention to how people argue, solve problems, pursue their goals, make decisions and achieve cognitive control. The purpose of this study is to evaluate the subtle memory by means of words. In this regard, this research is an attempt to gather evidence of the speed of response in facilitating tasks and inhibition tasks. Methods and Materials: The present study is a descriptive-correlational study. The statistical population of the study was all young and middle-aged people with a minimum age of 20 years without any history of mental and neurological disorders. In this research, 30 people were selected through targeted sampling. The facilitator's homework included the first pair of pseudo-word targets. The term inhibition was also indicated by two words in terms of meaning unrelated to the distance of 150 milliseconds. In fact, the response rate was evaluated in a semantic test based on the characteristics of these two assignments. The mean value in two assignments was compared using t- paired t-test.
    Findings
    The results indicated that the mean response rate to goals in the facilitated task was 4592.7± 480.9 millisecond more than the inhibition task (p<0.0001).
    Conclusions
    It seems that target memory representations by the first neutralization of the target memory representations are unrelated to the first one.
    Keywords: Working memory, Inhibition task, Facilitation task, Response rate
  • Amirhossein Dabirvaziri, Maryam Tehranizadeh Pages 489-498
    Aim and Background
    The autism spectrum disorder is increasing in all parts of the world, so that in 2018, one in every 59 people with autism is reported. Given the importance of adaptive behavior in everyday life at home and at school, as well as social costs and care during their lives, the importance of early diagnosis in autism is highlighted, thereby improving cognitive, adaptive behavior and reducing the severity of autism. Methods and Materials: The sample consists of 170 children, 100 autistic children and 70 healthy and juvenile children. Using a perception multi-layer neural network, a clinical decision support system was designed to predict autism based on signs and symptoms.
    Findings
    The average accuracy of the neural network design was 96.11% after performing 10, as a result of a carefully designed system; it could be a reliable assistant and supporter of this area for the diagnosis of autistic children.
    Conclusions
    The mean age of diagnosis of autism is 4 years and 4 months (52 months), which does not significantly differ with gender, race, and ethnicity. Therefore, the design of the clinical decision support system in this study for a range of 3 to 6 years old can be used as an important, necessary and reliable screening tool to prevent delay in early diagnosis and intervention
    Keywords: Artificial neural network, Autism spectrum disorder, Support system
  • Hassan Abdi, Abdollah Ghasemi, Elahe Arab, Ameri, Farshad Ghazalian Pages 499-507
    Aim and Background
    Today different doses of drugs are used in the treatment of Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD). Non-medical treatments such as physical activity have recently been considered. The purpose of this study was to investigate the effects of endurance training along with methylphenidate consumption on Behavioral symptoms in male rats with ADHD. Methods and Materials: A laboratory research method was used. The subjects were 40 Wistar rats (mean and standard deviation of 181.78 ± 8.39 g) and aged 8-12 weeks. A 5-member group (mean and standard deviation of 182.6 ± 51.6 g) were randomly selected for sampling and blood sampling, and 35 rats (mean and standard deviation of 181.66 ± 8.09 g) to 5 Group 7 (control group and 4 groups of attention deficit hyperactivity disorder: methylphenidate use, endurance training, methylphenidate use and endurance training, without methylphenidate and no endurance training). 10 mg L-NAME for 8 weeks and 6 days per week for each rat was injected sub peritoneally for the attention deficit-hyperactivity disorder in rats. Angiotensin converting enzyme (ACE) and nitrite oxide (NO) were used to detect hypertension in rats after L-NAME injection. The open field test for over-active detection, and 5-band treadmill for endurance training of rats were used. The balance test was taken before and after 4 weeks of training. The drug group received 2 mg of methylphenidate daily per kg of body weight orally. The rats ran for 28 days each day (5 days a week) for 28 days. The practice load for training groups included running at speeds of 2 to 8 m / min for 30 minutes. Descriptive statistics were used to determine mean, mean, standard deviation, drawing tables and charts. For normalization of the distribution of dependent variables from the Kolmogorov-Smirnov and one-way variance for intra-group variation.
    Findings
    The results showed that the number of stands in the control group was higher than in all other groups and the number of traveled squares was less (p<0.001). The number of stands in the ADHD group was lower than in all other groups and the number of traveled squares was higher (p<0.001). There was no significant difference between the number of stands and the number of traveled squares in the ADHD group + Endurance exercises with ADHD + methylphenidate and also the ADHD group + methylphenidate + endurance training (p<0.001).
    Conclusions
    It seems that endurance training and methylphenidate consumption affect the behavioral patterns of the animal model of ADHD and it can be recommended that physical activity be used as an effective method to replace the use of methylphenidate.
    Keywords: Attention Deficit Hyperactivity Disorder, Endurance training, Methylphenidate
  • Shirin Hajiadineh, Ali Mozafaripoor Pages 508-516
    Aim and Background
    An integrated therapeutic approach, which is a cognitive behavioral approach focused on emotion and whose main purpose is emotional processes, and is applicable to disorders that have strong emotional components. The aim of this study was to investigate the effectiveness of emotional regulation-based intervention on cognitive emotion regulation strategies and alexithymia in patients with Coronary Heart Disease (CHD). Methods and Materials: The method of this study was a clinical trial. The statistical population of this study included all patients with CHD referred to the heart center of Tehran between June and August. Of these, 30 volunteers were randomly divided into two experimental and control groups. To collect data, the Toronto Alexithymia Scale (TAS-20) and the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) were used. Data were analyzed using descriptive statistics and multivariate covariance analysis (MANCOVA) using SPSS software version 22.
    Findings
    Results shows that emotional regulation intervention was effective on positive cognitive emotional regulation (F=11.19, P<004), negative cognitive emotional regulation (F=7.83, P<0.02), and alexithymia (F=10.87, P<0.006) in patients with CHD.
    Conclusions
    This study showed that emotion regulation intervention based on integrated treatment method was effective on cognitive emotional regulation strategies and alexithymia in patients with CHD. The results of this study can be helpful researcher and therapists' alexithymia in the field of factors influencing it in patients with CHD.
    Keywords: Alexithymia, Cognitive-emotional regulation, Coronary artery disease
  • Elaheh Hajehforoush, Elham Foroozandeh, Hamid Mirhosseini, Ahmad Abedi Pages 517-527
    Aim and Background
    Attention Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) is one of the most common psychiatric disorder that causes educational, social and family problems. The main aim of present study was to compare the efficacy of neurofeedback and neurofeedback along with Barkly parental training on visual attention dimensions and comprehension of children with ADHD. Methods and Materials: This study was an experimental study with two experiment and one sham control groups in three stages of pre- post and ten weeks follow up tests. The population included all elementary ADHD boys in Isfahan city in academic year 2017-2018. Among those who attended in education and training clinic, forty-two were selected along with their mothers by purposive sampling. There were assigned in two experiment and one control groups randomly. All the participants were assessed in three stages by continues visual and auditory performance test (IVA). Data were analyzed by repeated measure ANOVA analysis.
    Findings
    The results showed that there were no significant difference between two experiment groups in visual vigilance (p≤0.96), focus (p≤0.76), speed (p≤0.87) and visual comprehension (p≤0.42) in post-test and follow up stages; but in compare to control group visual attention dimensions and comprehension increased significantly in both experiment groups.
    Conclusions
    Neurofeedback training and neurofeedback along with Barkly parental training equally increase visual attention dimension and comprehension in ADHD children.
    Keywords: Attention, Attention Deficit Hyperactivity Disorder, Comprehension, Parents, Neurofeedback
  • Khodabakhsh Heidari, Salar Faramarzi, Ahmad Abedi, Amir Ghamarani, Ahmad Yarmohamadiyan Pages 528-538
    Aim and Background
    Dyslexia has many effects on students' psychological status in addition to academic problems. Regarding this issue, the present study aimed to develop a Reading Improvement Comprehensive Program (RICP) and its effectiveness on the academic success and resilience of students with dyslexia. Methods and Materials: This study was a semi-experimental design with pre-test, post-test and follow-up with unequal control group. For sample selection, 30 students were selected from among dyslexic students in Isfahan who had inclusion criteria and were randomly divided into two groups. The Wechsler Intelligence Scale for Children (WISC), the Dyslexia Comprehensive Diagnostic Test (DCDT), the Academic Success Scale (ASS) and the Academic Resilience Scale (ARS) were used. The RICP for 16 weeks was provided only to students in the experimental group. Statistical calculations were performed using SPSS software.
    Findings
    The results indicated that the RICP had a significant effect on students' academic success and academic resilience (p= 0.001).
    Conclusions
    It can be stated that the RICP improves the academic success and resilience of students through consideration of new conceptualizations in the field of dyslexia as well as the expressed emotion by primary
    Keywords: Academic resilience, Academic success, Dyslexia, Reading
  • Fariba Karimi, Kiomars Farahbakhsh, Hossein Salimi Bijestani, Abdollah Motamedi Pages 539-548
    Aim and Background
    The purpose of this study was to investigate the relationship between theory of mind and attachment styles in terms of anxiety and avoidance in adolescent girls. Methods and Materials: The research method was descriptive correlational. A total of 280 adolescents aged 12-13 and 14-17 years old were randomly selected. Participants responded to two questionnaires on Reading the Mind in the Eyes Test (RMET-R) and the Experiences in Close Relationships–Relationship Structures (ECR-RS). Data were analyzed by Pearson correlation and stepwise regression. SPSS software was used for this purpose.
    Findings
    In this study, there was a significant relationship between the accuracy of theory of mind in adolescents (12-13 years old) with attachment style in terms of anxiety with mother, father, friend and anxiety (p<0.001). Stepwise regression analysis showed that anxiety with father, mother and friend was 0.96, 0.003, and 0.001. Predicted the variance of theory of mind (p<0.001, p<0.01). No significant relationship was found in the larger adolescent group.
    Conclusions
    In order to better understand the relationship between adolescent attachment and theory of mind, it is necessary to consider common factors and distinguish between different types of unsecured attachment, especially between anxiety and avoidance.
    Keywords: Anxiety, Attachment style Avoidance, Mentalization, Theory of mind
  • Mohammad Amiri, Karim Asgari Mobareke, Seyed Hamid Reza Oreyzi Pages 549-561
    Aim and Background
    Diabetes mellitus is one of the most common chronic diseases and is one of the biggest health problems in all countries. The most important strategy for controlling chronic patients is self-care behaviors. The purpose of this study was to compare the effect of Interactive Diabetes Management Training (IDMT) and Stress Inoculation Training (SIT) on self-care in type II diabetic patients.
    Methods and Materials
    This was a semi-experimental research and the population of this study included 2450 diabetic patients in Isfahan's Um Al-Benin Clinic, 39 of whom were selected through a convenient sampling method and randomly assigned to two groups of control and one control group. Groups Summary of Diabetes Self-Care Activities (SDSCA) for diabetic patients completed before and after education. Experimental group one, (SIT), and two groups of (IDMT) training received a weekly and group-based 90-minute training session. But the control group did not receive these training. The research findings were analyzed using Multivariate Analysis of Covariance (MANCOVA) and SPSS-19 software.
    Findings
    IDMT and SIT were effective in diabetic patient’s self-care and both training increased self-care for participants. But there was no significant difference between the two methods of intervention (p ≤.319).
    Conclusions
    SIT and IDMT can be used as an effective interventional method for increasing self-care in diabetic patients.
    Keywords: Stress inoculation training, Interactive diabetes management training, Diabetes type II, Self-care
  • Majid Zarei, Mohsen Golparvar, Ali Mahdad Pages 562-572
    Aim and Background
    The pain caused by joint damage and the unpredictable period of hemophilic disease causes problems in various aspects of the life of patients, including self-esteem and life satisfaction. Therefore, the aim of this study was investigate the effect of educational package based on job success on self-esteem and life satisfaction in hemophilic patients. Methods and Materials: This is a semi-experimental study with pre-test and post-test design with control group and follow-up period. In order to carry out the research, from 600 hemophiliac patients in Isfahan city in 2017, 40 patients were selected based on criteria of entry and exit and assigned them randomly in two groups of experimental and control group. Two questionnaires of State Self-Esteem Scale (SSES) and Satisfaction With Life Scale (SWLS) were used to measure the variables of the research in the pretest, post-test and follow-up phases. The experimental group received 11 sessions of 2 hours under the educational package based on job success for hemophilic patients and the control group did not receive any training. Finally, the number of samples was reduced to two groups of 16 people, considering the drop and the criteria for leaving the study. The data were analyzed with the use of repeated measure ANOVA.
    Findings
    The results showed that there is a significant difference between the experimental and control groups in self-esteem and life satisfaction in the post-test and follow-up evaluation (p<0.05).
    Conclusions
    It is possible to use a training package to improve occupational success in order to improve self-esteem and life satisfaction in hemophilic patients.
    Keywords: Hemophilia, Self-esteem, Success
  • Mojtaba Habibi, Reza Bagherian Sararoudi, Susan Ghahremani Pages 573-599
    Aim and Background
    In recent years, university students' mental health issues have attracted much attention in scientific societies, and many studies have been carried out to improve the mental health of the student population. Depression and suicidal behaviors are among the common problems of mental health in university students. Evidence shows that these problems, in combination with each other, carry a large amount of physical, psychological, social, political and economic costs to the society. Therefore, the present study aimed to investigate the issues of prevalence, pathology, diagnosis, consequences, prevention and treatment of depressive disorder and suicidal behaviors in this society.
    Findings
    Review of past research has shown that depression (10-85%) and suicide (suicidal thoughts ranging from 2.6 to 42.7% and suicide rates of 1.8 to 3.5%) are among the most common mental health problems of university students. In addition, the findings show that, despite the high prevalence of these problems, the identification, prevention and intervention of depression and suicide among students have not been successful. The most important reasons are the diverse and varied clinical presentation of students' depression, student's special stresses, certain areas of student performance that are affected by depression, and rejecting professional assistance. Also, mental health management programs at universities do not have the integrity and precision necessary to control these problems.
    Conclusions
    Considering these cases, it is necessary to pay special attention to depression and suicide in the mental health management programs and to provide comprehensive and coherent evaluations in the areas of diagnosis, prevention and treatment of these problems.
    Keywords: Challenges, Depression, Health, Students, Suicidal Behaviors
  • Sima Andalib, Mohammad Reza Abedi, Hamid Taher Neshatdoost, Asghar Aghaei Pages 600-608
    Aim and Background
    Recent studies on depression disorders have shown constraints and deficiencies in self-compassion of these patients. Therefore, in this study, we identify the weaknesses of previous studies with the aim of providing an analytical pattern of pathology of depression focusing on self-compassion for depressed Iranian patients. Methods and Materials: The present paper is based on the meta-analysis of previous works and papers. Accordingly, by analyzing the previous studies related to the disorders from databases such as Science Direct and Civilica, we extracted the most important indicators related to self-compassion for depressed patients out of 12 articles.
    Findings
    After qualitative and quantitative evaluation of Iranian and foreign studies, final synthesis was ultimately done on the 12 articles. The synthesis of articles related to the effect of self-compassion on depression and its intermediary factors showed that depression is closely related to emotions and that is of great importance in most of the studies conducted in this area.
    Conclusions
    It is possible to prevent and treat depression through self-compassion by pathology in three critical areas of emotion, including emotion regulation, emotional security and expressing emotion
    Keywords: Depression, Emotional expression, Emotion regulation, Self-compassion, Emotional security