فهرست مطالب

برنامه ریزی توسعه کالبدی - پیاپی 13 (بهار 1398)
  • پیاپی 13 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسین حاتمی نژاد*، مسعود مدانلوجویباری، کورش اخوان حیدری صفحات 11-23
    زیست پذیری شهری گفتمانی نیرومند را در توسعه‏ی شهری و طراحی شهری بازتاب می‏دهد که در پیشینه‏ی برنامه‏ریزی شهری رواج پیدا کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل شاخص‏ های منتخب زیست پذیری کالبدی در مناطق کلان شهر اهواز صورت گرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی و داده ‏ها و اطلاعات به دو روش کتابخانه ‏ای و پیمایشی جمع ‏آوری شده است. در تجزیه وتحلیل داده‏ ها از مدل هایTopsis ،Vikor، Sar و روش ترکیبی (ادغام)، بهره گرفته شد. نتایج نشان می‏دهد، منطقه 2 در رتبه اول ، منطقه 1 در رتبه 2 ، منطقه 6 در رتبه 3 ، منطقه 3 در رتبه 4، منطقه 8  در رتبه 5، منطقه 7 در رتبه 6 و منطقه 4 در رتبه آخر (نامطلوب ترین) قرارگرفته است. در کل، مناطق هفتگانه این شهر از حیث سطح زیست پذیری کالبدی در شاخص های کیفیت مسکن، زیرساخت، تحرک شهری و شکل شهری متفاوت است، به طوری که به لحاظ سطح مطلوبیت زیست پذیری کالبدی تنها مناطق 2و 1 در سطح مطلوبیت کامل و مناطق 8،3،6 و4 نامطلوب‏ترین مناطق زیست پذیری کالبدی مشخص شد. ارائه راهکارهای چون بازآفرینی بافت فرسوده شهری، توسعه حمل و نقل ارزان و توسعه زیرساخت و دسترسی، بهبود ساخت و ساز گام موثری در مسیر زیست‏ پذیری کالبدی است.
    کلیدواژگان: زیست پذیری، شاخص ‏های کالبدی، کلان شهر اهواز
  • علی رضا بهراد، پرویز اکبری، ملیحه احمدی صفحات 25-38
    طرح مسکن مهر با هدف خانه دار کردن دهک های پایین جامعه در دولت نهم مطرح شده است که ابعاد کیفی- کالبدی آن از دو زاویه قابل بررسی است؛ اول، کالبد مسکن به عنوان یک واحد مسکونی، دوم رابطه کالبدی مسکن با محیط مسکونی خود که به نوعی شاخص اجتماعی بوده و نقش و جایگاه مسکن در توسعه شهر مطرح می کند. با توجه به اهمیت مقوله مسکن و به خصوص مسکن مهر شهر کرمان نیاز است؛ مولفه های مسکن با کیفیت از نظر کالبدی جمع بندی شود تا به عنوان الگویی در ساخت و سازها و ارزیابی مسکن مهر مورد استفاده قرار گیرد. هدف این پژوهش تعیین مولفه های کیفی مسکن مهر از نظر شاخص های کالبدی مسکن سعی در پاسخ به این سوال که مولفه های تاثیرگذار بر کیفیت کالبدی مسکن مهر کدام هستند. هدف این پژوهش توسعه ای-کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، تحلیلی- توصیفی است و از نتایج دو مدل AHP و TOPSIS برای تحلیل استفاده شده است. دراین پژوهش شش مولفه اصلی: شکل و الگوی مسکن، استحکام و ایمنی مسکن، کیفیت محیطی، دسترسی، زیرساخت، کاربری زمین» در نظر گرفته شده است، که در دو موقعیت آلترناتیو «کالبدی و کیفی» مختلف بر مبنای میزان اهمیت نسبی مورد بررسی قرار گرفته اند. تجزیه و تحلیل نتایج پژوهش نشان می دهد، با توجه به زیر معیارها مورد بررسی معیار شکل و الگوی مسکن و در ماتریس بی مقیاس کاربری زمین بیشترین اهمیت می باشد و در نهایت مقایسه نتایج وزن نهایی نشان دهند برتری نتایج آلترناتیو کیفی است.
    کلیدواژگان: مسکن مهر، مولفه های کیفی، کالبدی، کرمان، TOPSIS-AHP
  • حسین ایمانی جاجرمی *، انور محمدی، سعدیه صالحی صفحات 39-55
    طرح اعتبارات بهسازی و نوسازی مساکن روستایی توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در سطح روستاهای کشور از سال 1384 به اجرا درآمد. تا ابتدای سال 1391 مجموعا 246 نفر در سطح روستاهای دهستان دولت آباد پایان کار دریافت نموده‏اند اما، این طرح بدون ارزیابی اثرات اجتماعی به اجرا درآمد. در نتیجه پیامدهای مثبت و منفی را به همراه داشت که برخی از آنها از قبل پیش‏بینی نشده بود. در تحقیق حاضر از روش کیفی جهت ارزیابی اثرات اجتماعی این طرح در دوره زمانی سال های 1384 تا 1390 استفاده شده است. جهت گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساخت یافته و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش نظریه مبنایی استفاده شده است . همچنین از روش نمونه‏گیری نظری و هدفمند استفاده و حجم نمونه که حاصل اشباع نظری بود 22 نفر می‏باشد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ساخت نظریه مبنایی، سه مرحله کدگذاری (باز، محوری، و انتخابی) انجام شد. نتایج تحقیق در قالب مدلی که شامل شرایط (علی، مداخله‏ای، زمینه‏ای)، راهبردها و کنش/ کنش متقابل و پیامدهاست ارائه شده است. یافته های تحقیق نشان می‏دهد که علیرغم برخی پیامدهای مثبت، این طرح دارای تبعات و کارکردهای منفی پیش‏بینی نشده‏ای همچون طرد سالخوردگان، تغییر معیشت، مهاجرت بوده است که اگر از قبل ارزیابی اثرات اجتماعی طرح صورت می‏گرفت، پیشگیری یا کاهش این اثرات ممکن بود.
    کلیدواژگان: مسکن روستایی، طرح بهسازی، ارزیابی اثرات اجتماعی
  • فرهاد جوان، حسن افراخته *، وحید ریاحی صفحات 57-70
    در قرن حاضر،گردشگری به عنوان فعالیت پررونق و دامنه ‏دار، در فضاهای روستایی دارای اثرات متنابهی است. از ویژگی‏ های خاص نظام اثرات گردشگری بویژه در فضاهای روستایی این است که دامنه ‏ی اثرگذاری متنوعی از قبیل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نهادی و محیط زیستی دارد و همچنین بسته به موقعیت‏ های مکانی گوناگون، می تواند شدت و جهت تغییرات و تحولات متفاوتی داشته باشد. از این رو تحقیق حاضر باهدف تحلیل فضایی اثرات گردشگری در سکونتگاه های روستایی شهرستان رضوانشهر تدوین شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. در این تحقیق جامعه آماری، سکونتگاه های روستایی شهرستان رضوانشهر است. در این مطالعه تحلیل ساخت و سازهای انسانی در سکونتگاه‏ های روستایی با بهره گیری از داده‏ های سنجش از دور مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از الگوریتم حداکثر احتمال با دو کاربری و GIS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد، گردشگری روستایی در ناحیه رضوانشهر دارای تنوع و تفاوت در شدت اثرات بر حسب واحدهای مکانی بوده است. به گونه‏ای که، اثرات کالبدی گردشگری(خانه‏ های دوم، واحدهای خدماتی، تغییرات کابری اراضی و قیمت زمین) در محدوده‏ ی ساحلی، شدت بیشتری نسبت به کانون‏ های روستایی در محدوده دشتی و کوهپایه ‏ای دارد.
    کلیدواژگان: گردشگری، خانه ‏های دوم، اماکن گردشگری، تحول کالبدی، ناحیه رضوان شهر
  • هاشم داداش پور *، مجتبی رفیعیان، نریمان جهان زاد صفحات 71-82
    در زمینه کاربری اراضی سه دیدگاه دیدگاه اقتصاد-محور، دیدگاه عدالت-محور و دیدگاه توسعه ی پایدار وجود دارد. در چند دهه ی اخیر رویکرد توسعه ی پایدار به پارادایمی غالب در اندیشه ی برنامه ریزی کاربری اراضی منجر شده است. برنامه ریزی کاربری زمین، از این منظر، بهره گیری عقلایی از زمین است که بر محور حفاظت از محیط زیست گام بر می دارد. در  منطقه ی کلانشهری مشهد طی سال های اخیر، رشد بی رویه ی سکونتگاه های شهری منجر به تخریب اراضی کشاورزی و زوال مراتع شده است. بنابراین در این مقاله تلاش شد، ابتدا الگوی بهینه ی کاربری اراضی با رویکرد اکولوژیک تعیین و سپس نتایج آن با وضعیت کاربری موجود مقایسه شود. برای این منظور، از روش پیشنهادی مخدوم بهره گرفته شد و داده ها با مدل AHP در محیط ArcGis9.3 پردازش شدند. به طوریکه دوازده معیار طبیعی انتخاب شدند و بر اساس جدول نه کمیتی ساعتی، بصورت دو به دو به آنها وزن داده شد. سپس بر اساس این معیارها، دوازده نقشه ی تناسب اراضی تولید شد. در نهایت با استفاده از هم پوشانی ریاضی، لایه ها با یکدیگر تلفیق شده و الگوی بهینه ی نهایی تدوین شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت کاربری اراضی موجود با الگوی بهینه تطابق ندارد که می تواند منجر به پدید آمدن خسارات جبران ناپذیر زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی شود. از این‏رو، ضروری است که متولیان برنامه ریزی نسبت به کنترل رشد و مدیریت توسعه ی شهری در مجموعه ی شهری مشهد تمهیداتی بیندیشند.
    کلیدواژگان: کاربری اراضی، الگوی بهینه، توان اکولوژیک، مجموعه شهری مشهد
  • سیدمهدی موسی کاظمی *، زینب فراجی چنذاب صفحات 83-97
    فضای سبز شهری، از جمله کاربری هایی است که توزیع و پراکنش آن در سطح شهر اهمیت زیادی دارد. شهر اردبیل از جمله شهرهایی است که از توزیع مناسب فضای سبزندارد ، به طوری که سرانه اختصاص یافته برای هر نفر 3/7 مترمربع است و این رقم اختلاف آشکاری با شاخص های تعیین شده از سوی محیط زیست سازمان ملل متحد(20 تا 25 مترمربع برای هر نفر) دارد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تحلیل 44 محله شهر اردبیل با توجه به 11 شاخص انتخاب شده طبق نظر کارشناسان، از نظر برخورداری از فضای سبز انجام شده است. رویکرد حاکم بر پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع کاربردی است. اطلاعات مورد نیاز از سازمان پارک ها و فضای سبز شهر اردبیل(1394) و برداشت میدانی بدست آمده سپس با بهره گیری از مدل های تصمیم گیری چند معیاره (تاپسیس، ویکور، الکتر و ساو) و تلفیق نتایج با روش کپلند به رتبه بندی 44 محله شهر اردبیل از لحاظ میزان برخورداری از فضای سبز شهری انجام شده است. با توجه به نتایج به دست آمده، رتبه بندی محلات در چهار سطح (برخوردار، نیمه برخوردار، محروم و بسیار محروم) رتبه بندی شده است. با توجه به اینکه 7 محله در سطح شهر اردبیل فاقد هرگونه فضای سبز بودند و بیشتر محلات شهر اردبیل از نظر برخورداری در سطح محروم قرار دارند می توان گفت پراکنش فضای سبز شهری در سطح شهر اردبیل نامتوازن و نامتعادل است.
    کلیدواژگان: کاربری فضای سبز، تحلیل فضایی، مدل های تصمیم گیری چندمعیاره، اردبیل
  • فرهاد عزیزپور *، جواد علی بیگی صفحات 99-115
    در حال حاضر یکی از مهم ترین چالش های فراروی کشورهای در حال توسعه، نداشتن درک درست و دقیق از پیامدهای احتمالی اجرای طرح ها و پروژه های توسعه است. بنابراین ارزشیابی اثرات راهبرد جابجایی و اسکان مجدد در نواحی روستایی، ضرورتی انکارناپذیر است. هدف از این پژوهش ارزشیابی اثرات اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی- فضایی راهبرد اسکان مجدد بر روستاهای لرینی علیا و سفلی است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز آن به روش اسنادی و میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری شامل شامل 129 سرپرست خانوار بودند که با استفاده از روش کوکران، 84 خانوار  به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده آزمون t به وسیله نرم افزار spss  مورد تحلیل قرار گرفته است. سوالات تحقیق این است که نگرش روستاییان نسبت به اجرای سیاست اسکان مجدد سکونتگاه های روستاهای مورد مطالعه (میزان ضرورت جابجایی و میزان رضایت از جابجایی) چیست و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است؟ نتایج نشان می دهد که روستاییان میزان ضرورت جابجایی را با میانگین 27/4 (خیلی زیاد) و میزان رضایت از جابجایی را با میانگین 88/3 (زیاد) ارزشیابی نمودند. همچنین، بیشترین اثرات اسکان مجدد بر روستاها در مولفه های کالبدی- فضایی با میانگین 08/4 (در حد زیاد)، زیست محیطی با میانگین 70/3 (زیاد)، اجتماعی با میانگین 43/3 (زیاد) و اقتصادی با میانگین 93/2 (متوسط) بوده است که چارچوب نظری تحقیق را تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: ارزشیابی، راهبرد اسکان مجدد، عمران روستایی، لرنی علیا و سفلی
  • یوسف درویشی* صفحات 117-131
    فضاهای باز واقع در محلات مرکزی شهرها می تواند از مهمترین فضاهای قابل برنامه ریزی از منظر پدافند غیر عامل باشد، زیرا، این فضاها به دلیل عدم مالکیت خصوصی و تعلق آن به عموم ساکنان و یا ارگان‏ های عمومی می تواند در مواقع بحرانی به منظور اهدافی مانند امداد رسانی، اسکان موقت و مانند آن نقش بسیار مهمی در کاهش آسیب پذیری ‏ها داشته باشد.بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی محدودیت‏ ها و توانایی فضاهای باز در منطقه 1 تبریز از نظر چگونگی ترکیب توده و فضا، از منظر پدافند غیر عامل می‏پردازد. به همین منظور در این پژوهش برای پهنه بندی فضاهای مختلف بر مبنای آسیب پذیری و نیز تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای مرتبط مانند10  ARC GISو  Auto cadو نرم افزار  Excel استفاده شده است.نتایج و یافته‏ های پژوهش بیانگر آن است که بیشتر محلات قدیمی منطقه 1 تبریز از دیدگاه پدافند غیر عامل آسیب‏ پذیری بوده و همچنین نحوه ی ساختار فضاهای باز در محدوده مورد مطالعه بر پایه چگونگی ترکیب توده و فضا، بیش از 7/11 درصد از  سطح منطقه را برای مواقع بحرانی نامناسب نشان می‏دهد.
    کلیدواژگان: فضا باز، پدافند غیر عامل، بحران، فضاهای امن، منطقه 1 تبریز
|
  • Hossein Hataminejad *, Masoud Modanlou Jouybari, Kourosh Akhavan Hadari Pages 11-23
    Urban livability in urban development and urban design reflects the strong discourse-that is prevalent in urban planning. This study aimed to analyze the livability of the physical parameters of Ahvaz have taken place in metropolitan areas. This type of research is applied and the method is analytic. Data and information were collected in two ways library and survey. The data analysis models Topsis, Vikor, Sar and combination (merger) was used.The results show that reg 2 is ranked first, reg1 in rank 2, reg 6 in rank 3, region 3 in rank 4, reg 8 in rank 5, reg 7 in rank 6 and finally reg 4 in the last rank (unfavorable). In general, the seventh regions of this city differ in terms of the level of physical habitat in the indicators of the quality of housing, infrastructure, urban mobility and urban form. In terms of the level of utility of physical viability, only areas 2 and 1 were at the level of complete desirability and areas 8,3,4,6 and 4 were the most undesirable areas of physical livability.
    Keywords: Liveability, physical indexs, Ahvaz Metropolitan
  • Alireza behrad, Parviz akbari, Malihe Ahmadi Pages 25-38
    The Mehr housing plan was designed to house the lower decks of society in the ninth government. Qualitative-physical dimensions of housing can be investigated from two angles: first, the housing structure as a residential unit, the second is the physical relationship of housing with its residential environment which is a social indicator of the role and place of housing in urban development. Considering the importance of housing and especially Mehr housing, the city of Kerman is investigated and the quality housing components are summarized in order to be used as a model for construction and appraisal of Mehr housing. The purpose of this study is to determine the quality components of Mehr housing in terms of physical characteristics of housing. The question posed in the present study is: which components affect the quality of housing? Based on aim this research is developmental-applied which uses an analytical-descriptive method for data collection. Two models of AHP and TOPSIS have been used for data analysis. Based on their importance, the present study considers six main components in two different categories of "physical and qualitative" alternatives. The components are: housing pattern, housing strength and safety, environmental quality, accessibility, infrastructure, and land use. Analysis of the results indicated that the criterion of the shape and pattern of housing with land-use scale are the most important criteria. Finally, the comparison of the final weight results indicated that the results of qualitative alternative is superior to the other.
    Keywords: Mehr housing, qualitative components, physical component, Kerman, TOPSIS- AHP method
  • Hossein Imani Jajarmi*, Anvar Mohammadi, Saadiye Salehi Pages 39-55
    One of the important plans implemented by the Islamic Revolution's Housing Foundation in villages of Iran is the "Credits for Upgrading and Renovating of Rural Houses Plan". The plan was started since 2005. Villages of Dowlatabad district in Ravansar county were one of the targets for the mentioned plan. By the early 2012, a total number of 246 rural residents had received "the End of Work" certificate in Dowlatabad district. But the plan was implemented without any social impact's assessment. Therefore, it carried out both positive and negative consequences, some of which had not ever been foreseen. The present study applied a qualitative method for assessing the social impacts of such a project during 2005 to 2011. Semi-structured interview method was used for data collection and we applied the grounded theory method to analyze the information. We also used a theoretical and purposive sampling method with a sample size of 22, as the result of theoretical saturation. To analyze the information and construct the grounded theory, we completed three stages of coding (open, axial, and selective). The results of the research are presented in the form of a model that includes conditions (causative, interventional, background), strategies and actions / interactions and consequences. The results of the research indicated that despite some positive outcomes of the plan, it has had some negative consequences and unpredictable functions such as ignoring the elderly, change of livelihood, and migration. Such consequences would somehow be prevented or mitigated if a social impact assessment of the plan was already carried out.
    Keywords: Housing, rural housing, &quot, Credits for Upgrading, Renovating of Rural Housing Plan&quot, Dowlatabad rural district, social impact assessment, Grounded theory
  • Farhad javan, Hasan Afrakhteh*, Vahid Riahi Pages 57-70
    Tourism as a booming and rugged activity of the present century has a significant impact on rural areas. One of the special characteristics of the tourism effects system, especially in rural areas, is its various and wideness economic, social, cultural, political, institutional, and environmental effects. Such impacts, depending on different spatial situations, can vary in intensity and direction. The present research aims to spatial analysis of tourism effects in rural settlements of Rezvanshahr county. Based on aim, this research is an analytical descriptive study. The statistical sample is rural settlements of Rezvanshahr. The analysis of built environment in rural areas was done using remote sensing data. GIS and the maximum probability with two user's algorithm were used for data analysis. The results of the study showed that intensity of rural tourism effects in Rezvanshahr county is different according to various spatial units. Therefore, the physical effects of rural tourism (such as second homes, service units, land use changes, and land prices) in coastal areas are more intensive than those in plains and foothills areas.
    Keywords: Tourism, second homes, tourism places, physical transformation, Rezvanshahr county
  • Hashem Dadashpoor*, Mojtaba Refieian, Nariman Jahanzad Pages 71-82
    There exist three major approaches to land use: economic-oriented approach, an egalitarian approach, and sustainable development. In recent few decades, sustainable development theory and subsequently the ecological approach has become the dominant paradigm in the land use planning thought. In this approach, land use planning is a reasonable use of land which is based on the maintenance of green lands and environment generally. In Mashhad metropolitan area in recent years, the uncontrolled growth of urban settlements has led to the deterioration of agricultural lands and pastures. So, in this study, it is attempted firstly to determine an optimal ecological land-use pattern on the basis of the ecological approach. Secondly, the pattern was compared to the existing land-use situation. For this purpose, Makhdum’s method was applied and data were processed using the AHP model in ArcGIS 9.3. For this purpose, twelve natural criteria were chosen, and based on Saati’s table we assigned weights to them. Then, based on the mentioned twelve criteria, twelve suitability maps were generated. Finally, using mathematical overlaying, the layers were merged together and the final optimal pattern was introduced.  The results of the present study indicated that the existing land-use situation is not in accordance with the optimal land use pattern and this could lead to irreparable environmental, economic and sociological damages. Thus, it is necessary to remind that planning authorities should think about controlling the growth of the city and consider some arrangements for urban development and management of the region.
    Keywords: Land-use, optimal pattern, ecological suitability, Mashhad metropolitan area
  • Seyyed Mahdi Mousakazemi*, Zeynab Farraji Chanzab Pages 83-97
    Urban green space is one of the land uses that its distribution across the city is crucially important. Ardabil can be considered as a city with an inappropriate distribution of green space. The allocated green space per capita in Ardabil is 7.3 square meters. This figure is quite far from the indices determined by the United Nations Environment Organization which considers 20 to 25 square meters for each person. The present study was aimed at analyzing 44 neighborhoods of Ardabil city based on 11 selected indicators of green space availability set by experts. Based on type, the present study is an applied research with a descriptive-analytical method. The required data was obtained from the parks and green space organization of Ardabil in 2015 as well as through a field study. Then, in order to rank all 44 neighborhoods of Ardabil city according to their existing green spaces we have applied the Copeland model to integrate several multi-criteria decision-making models including TOPSIS, VIKOR, ELECTERE, and SAW. As a result, all neighborhoods of Ardabil were grouped into four categories namely: enjoyed, semi-enjoyed, deprived, and very deprived. As seven neighborhoods of the city lacked any kinds of green space, and most of the other neighborhoods fall in the deprived category, it can be said that the distribution of urban green space in Ardabil is an unbalanced distribution.
    Keywords: Green space land use, spatial analysis, multi-criteria decision-making models, Ardabil
  • Farhad Azizpour*, Javad Alibeigi Pages 99-115
    One of the most important challenges of developing countries is a lack of precise vision on possible concequences of development programs and projects to be conducted. It necessitates the evaluation of impacts of relocating and resettlement strategies in rural areas. The present study was aimed at evaluation of economic, social, environmental, and physical-spatial concequences of resettlement strategy in two villages of Larini Olia and Larini Sofla in Sirvan county, Illam province. Based on type, the present study is a descriptive-analytical research. Required data were collected trough documentary and field methods. The statistical community included 129 households, of them 84 were selected by Chocran and random methods as a sample. Data analysis was done by T test in SPSS software. The questions posed by the present study include: what are the opinions of rural residents about executing the policy of rural resettlement? And, how do they evaluate its concequences bsed on the necessity of project and their satisfaction of such resettlements? The results indicated that the necessity of resettlement was evaluated by rural respondents as "very high" with a mean equals to 4.27, and their satisfaction of resettlement was "high" with a 3.88 mean figure. Moreover, the various impacts of resettlement on villages were ranked as follows: physical-spatial component with an average of 4.08 (as high), environmental component with an average of 3.70 (high), social component with 3.43 (high), and economic component with 2.93 as moderate rank respectively. The mentioned figures were used as a basis for the research theoretical framework.
    Keywords: evaluatio, relocation, resettlement, rural development, Larini Olya, Larini Sofla
  • Yousef Darvishi* Pages 117-131
    Open spaces located in central neighborhoods of cities can be considered as the most important programmable spaces from a non-operational defense perspective. Since such spaces belong to the public or the public bodies, they can, in times of crisis, be used for relief and temporary accommodation of damaged people. Accordingly, the present study aims to investigate and identify the limitations and possibilities of open spaces in district 1, Tabriz in terms of composition of masses and open spaces from the perspective of non-operating defense. For this purpose, various software applications are applied including: ArcGIS10, Auto cad, and Excel in order to zoning the spaces based on their different vulnerability levels and to analyze the data. The findings of the present research indicated that most old neighborhoods in district 1 Tabriz are vulnerable to the non-operating defense scale. Also, the structure of open spaces in the study area shows that more than 11.7% of the district is inappropriate spaces for the critical situations.
    Keywords: Open space, passive defense, crisis, safe spaces, district 1 Tabriz