فهرست مطالب

تازه های علوم شناختی - سال بیست و یکم شماره 1 (پیاپی 81، بهار 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 1 (پیاپی 81، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/05
  • تعداد عناوین: 8
|
  • صهبا رضائیان، سیدکمال خرازی، احسان جمالی، ابوالقاسم نادری صفحات 1-20
    مقدمه

    تصمیم گیری یکی از مهم ترین مباحث علوم شناختی و مدیریت است. در بیشتر الگوهای تصمیم گیری، مولفه های شناختی از جمله باورها، ارزش ها و اعتقادات -که در تصمیم گیری نقش تعیین کننده دارند- نادیده گرفته شده است. این پژوهش با هدف احصاء مولفه های شناختی تاثیرگذار بر تصمیم گیری و تدوین الگوی مفهومی تصمیم گیری با رویکرد شناختی انجام شد.

     روش تحقیق:

    در این مطالعه، از روش تحلیل محتوای استقرایی استفاده شد. جامعه تحقیق، کلیه منابع منتشرشده در زمینه علوم شناختی و تصمیم گیری در فاصله سال های 1950-2017 میلادی در قالب مقاله، گزارش پژوهشی و کتاب به زبان فارسی و انگلیسی بود. با به کارگیری روش نمونه گیری نظری، داده های مورد نیاز گردآوری و تحلیل قرار شد. فرایند نمونه گیری تا زمانی ادامه یافت که اشباع نظری مقوله ها حاصل شد.

    یافته ها

    مولفه های شناختی مورد اشاره در 72 مقاله تخصصی منتشره در مجله های معتبر، 20 دانشنامه ها، 6 فصل کتاب، 4  گزارش پژوهشی و 7 کتاب، گردآوری شد. تحلیل نهایی داده ها در فرایند رفت وبرگشتی سه مرحله ای مفهوم پردازی، مقوله پردازی، و نظریه پردازی به استنتاج مجموعه ای مرتبط از مفاهیم، مقوله ها و زیرمقوله ها منجر شد. 

    نتیجه

    حاصل این تحقیق، استنتاج 8 مقوله شناختی موثر در تصمیم گیری بود که ارکان الگوی شناختی تصمیم گیری را تشکیل می دهند.

    کلیدواژگان: تصمیم گیری، علوم شناختی، عقلانیت محدود
  • حسن غرایاق زندی، مهدی ملازاده، مرتضی ولایی، زهره صادقی نیا صفحات 21-28
    مقدمه

    هدف این پژوهش، بررسی تاثیر خود گفتاری بر پاسخ های روان شناختی و فیزیولوژیک اضطراب رقابتی تکواندوکاران نخبه است.

    روش

    33  تکواندوکار نخبه مرد به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه کنترل(16 نفر) و آزمایش(14 نفر) تقسیم شدند. در پیش آزمون(رقابت اول) مولفه​ های شناختی اضطراب رقابتی(اضطراب شناختی، اعتمادبه نفس و اضطراب جسمانی) و مولفه فیزیولوژیکی کورتیزول بزاقی هر دو گروه اندازه گیری شد. گروه آزمایش، 10 جلسه تمرین خود گفتاری و گروه کنترل، تنها تمرین بدنی انجام دادند. پس از مداخله خود گفتاری، پس​آزمون(رقابت دوم) گرفته شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره، استفاده شد. یافته​ها: نتایج نشان داد، اضطراب شناختی و جسمانی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، کاهش و اعتماد​به​نفس، افزایش یافت. میزان کورتیزول بزاقی نسبت به گروه کنترل در پس​آزمون، کاهش معنادار داشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود از خودگفتاری برای کاهش مولفه های شناختی و فیزیولوژیکی اضطراب رقابتی استفاده شود.

    کلیدواژگان: اضطراب شناختی، اعتمادبه​نفس، خودگفتاری، کورتیزول بزاقی
  • ناهید صفری سیدآبادی، سارا معتمد صفحات 29-44
    مقدمه

    سیستم شناسایی چهره، یک سیستم بیومتریک است که با استفاده از روش های هوشمند اتوماتیک، هویت انسان را بر اساس ویژگی های فیزیولوژیکی تشخیص می دهد و تایید می کند. هدف از این پژوهش، بهره گیری از مدل HMAX بهبود یافته برای بازشناسی چهره است. HMAX مدل بایولوژیکی الهام گرفته از سیستم بینایی انسان است.  در این مقاله برای بهبود عملکرد مدل HMAX از اتوماتای یادگیر، بهره گرفته شده است.  اتوماتا، دارای پارامترهای آزاد الفا و بتا است،  قدرت پیشگویی در محیط های غیر قطعی را دارد و برای بالا بردن نرخ بازشناسی چهره انسان،  به کار می آید.

    روش

    ورودی مدل پیشنهادی، دیتا با استاندارد FEI، شامل تصاویر 200 فرد اهل برزیل است. پس از خواندن تصاویر با دستورات نرم افزار MATLAB، تصاویر خوانده شده وارد مرحله استخراج ویژگی می شود. استخراج ویژگی با فیلترهای مدل HMAX انجام می شود. برای محاسبه نرخ بازشناسی چهره، ویژگی های استخراج شده با مدل HMAX، دسته بندی می شود. پارامترهای مدل HMAX، با اتوماتای یادگیر تعیین می شود. HMAX، مدل سلسله مراتبی با ساختار چهار لایه ایC2  ,S2 , C1 ,S1  برای تشخیص ویژگی های ریز تصاویر است. به دلیل نمایش کارایی مدل پیشنهادی، مدل HMAX بهبود یافته با مدل رقیب الگوریتم Genetic، مقایسه شده است.

    یافته ها

    نتایج تحلیل دیتا ست، نرخ بازشناسی چهره را 08/94 درصد نشان داده است.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این پژوهش مدل HMAX بهبود یافته، نرخ بازشناسی چهره را با دقت بالاتری نسبت به الگوریتم Genetic، نشان داد.

    کلیدواژگان: مدل سلسله مراتبی HMAX، بیومتریک، تشخیص چهره، یادگیری اتومات
  • فریبا کریمی، مریم نزاکت الحسینی، شیلا صفوی صفحات 45-58
    مقدمه

    تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر نوع بازخورد بر یادگیری تکلیف تیراندازی با تفنگ بادی در افراد با ظرفیت حافظه کاری بالا و پایین انجام شد.

    روش

    پژوهش از نوع نیمه تجربی، روی40 دانشجو (میانگین سنی5/2±65/20) دانشگاه اصفهان انجام شد. آزمودنی ها بر اساس نمره نمایه حافظه به دو گروه نمایه حافظه کاری بالا و پایین تقسیم شدند. تکلیف آزمودنی ها، تیراندازی با تفنگ بود. ابزارهای تحقیق آزمون فراخنای ارقام وکسلر بزرگسالان و نرم افزار اسکت بود که به ترتیب برای سنجش نمایه حافظه کاری و ارائه بازخورد حاصل از اجرا استفاده شد. در مرحله اکتساب، هر یک از آزمودنی ها، سه بلوک 10 کوششی را تمرین و بازخورد حاصل از نتیجه و اجرا دریافت کردند. در مراحل یادداری فوری و تاخیری یک بلوک 10 کوششی را اجرا کردند.

    یافته ها

    داده ها با استفاده از روش آماری واریانس با اندازه گیری های تکراری و واریانس دو طرفه تجزیه و تحلیل شد.

    نتیجه گیری

    نتایج مرحله اکتساب نشان داد، میانگین امتیاز شلیک گروه های ظرفیت حافظه کاری بالا و بازخورد حاصل از نتیجه به طور معناداری بیشتر از گروه های حافظه کاری پایین و بازخورد حاصل از اجرا بود. در مرحله یادداری فوری و تاخیری در گروه حافظه ی بالا، میانگین امتیاز شرکت کنندگان با بازخورد حاصل از اجرا  به طور معناداری بیشتر از میانگین امتیاز شرکت کنندگان با بازخورد حاصل از نتیجه و در گروه حافظه ی پایین، میانگین امتیاز شرکت کنندگان با بازخورد حاصل از نتیجه به طور معناداری بیشتر از میانگین امتیاز شرکت کنندگان با بازخورد حاصل از اجرا بود. بنابراین به نظر می رسد ظرفیت حافظه کاری افراد می تواند بر یادگیری تکالیف حرکتی در طی ارائه بازخورد اثرگذار باشد.

    کلیدواژگان: حافظه کاری، بازخورد حاصل از نتیجه، بازخورد حاصل از اجرا، تیراندازی
  • سیما منصوری، فرهنگ مظفر، محسن فیضی، حسن عشایری صفحات 59-74
    مقدمه

    در این مطالعه، تاثیرات سه مولفه رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح بر مبتلایان به دمانس از نوع آلزهایمر با رویکرد عصب روان شناختی، بررسی شد. هدف، پاسخگویی به نیازهای محیطی مبتلایان به آلزهایمر، کاهش اختلالات شناختی، رفتاری و بهبود عملکرد های روزمره است.  بررسی رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح در یکپارچه سازی یا ادغام تفسیر ها در محیط درمانی بر اساس پیشینه ذهنی و اطلاعات شناختی این بیماران، اهمیت بسیار دارد

    روش

    تحلیل محتوای کیفی بر مبنای مرور ادبیات پژوهش های مرتبط با متدولوژی مداخله ای و با چک لیست ارزیابی(Down and Black) و واجد شرایط شناخته شده، انجام شده است. 

    یافته ها

    تحلیل محتوای رنگ و نور هرکدام در 4 طبقه، نوع و بافت مصالح در دو طبقه دسته بندی شده است.  

    نتایج

    تحلیل یکپارچه بر تاثیر نوع و دمای رنگ، تاثیر نور طبیعی و مصنوعی به عنوان مولفه های غیر دارویی بهبودی بخش، دلالت می کند. بافت مصالح بیش از آنکه بر وضعیت فیزیولوژی مبتلایان تاثیر داشته باشد، نقش مهمی در ادراک مطلوب یا نامطلوب ذهنی و بصری دارد. تاثیر هم افزایی رنگ، شدت نور و بافت مصالح، می تواند ادراک معنایی محیط برای مبتلایان به دمانس و آلزهایمر را افزایش دهد.

    کلیدواژگان: رنگ، نور، بافت مصالح، اثر بخشی غیر دارویی، دمانس، آلزهایمر
  • فهیمه جعفری سجزی، طاهره الهی، جواد صالحی صفحات 75-86
    مقدمه

    ابرازهای چهره ای هیجان ها یکی از مهمترین ابزارها برای قضاوت درباره قابلیت اعتماد همنوعان و در نتیجه برقراری ارتباطات اجتماعی می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سوگیری قضاوت افراد با اضطراب اجتماعی بالا و پایین نسبت به جلوه های پویای هیجان های مختلف چهره ای در درجات شدت مختلف انجام شد.

    روش

    60 نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان بر اساس نمراتشان در پرسشنامه های اضطراب اجتماعی لیبوویتز(LSAS-SR) و ترس از ارزیابی منفی(BFNE) در سطوح بالا و پایین اضطراب اجتماعی انتخاب شدند و آزمون سوگیری قضاوت نسبت به قابلیت اعتماد جلوه های پویای هیجان های چهره ای را انجام دادند. داده ها با آزمون تحلیل واریانس مختلط تحلیل گردید.

    یافته ها

    آزمودنی های با سطوح بالای اضطراب اجتماعی سوگیری قضاوت بیشتری از آزمودنی های با سطوح پایین اضطراب اجتماعی نشان دادند و همه جلوه های هیجان را غیرقابل اعتمادتر ارزیابی کردند. آستانه شروع قضاوت غیرقابل اعتماد بودن چهره ها در این گروه نسبت به گروه اضطراب پایین در شدت های پایین تر ابراز هیجان بود. آستانه سوگیری قضاوت در هیجان های خشم و نفرت در گروه اضطراب اجتماعی بالا از شدت صفر(حالت خنثی) آغاز و با افزایش شدت هیجان، سوگیری هم بیشتر شد. در گروه اضطراب پایین آستانه شروع سوگیری از شدت هیجان 40 % بود.

    نتیجه گیری

    سوگیری قضاوت نسبت به نشانه های ظریف هیجان های چهره ای و عدم اعتماد به این نشانه ها در روابط اجتماعی در افراد دارای سطوح بالای اضطراب اجتماعی، یکی از عوامل مهم در سبب شناسی و تداوم اختلال آنها است. استفاده از روش های مداخله ای برای کاهش سوگیری قضاوت و افزایش اعتماد به دیگران درتعاملات اجتماعی درکاهش علائم اضطرابی و تسریع روند درمان این افراد موثر خواهد بود.

    کلیدواژگان: اضطراب اجتماعی، سوگیری قضاوت، قابلیت اعتماد، جلوه های هیجان چهره ای
  • مجتبیب رفیعیان، محمد قضائی، رضا قاضی صفحات 87-104
    مقدمه

    در آغاز قرن بیست و یکم، جهانی شدن به عنوان یکی از مهم ترین بحث های علمی جامعه بشری سبب شد تا شهرها در فضای رقابتی شدید برای کسب منافع اقتصادی قرار بگیرند. برای حضور موثر در این رقابت، شهرها باید دارای برندهایی به عنوان پارادایم جدید بازاریابی شهری باشند و به جذب سرمایه بپردازند. یکی از راه های شناسایی این برندها، بهره مندی از تصاویر ذهنی ساکنین شهر است.

    روش

    پژوهش حاضر که از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش کیفی است، درصدد است با استفاده از تصویر ذهنی فعلی شهروندان "دنا"ی شهر مشهد و مولفه های قابل برند شدن آن به عنوان دومین کلان شهر مذهبی جهان را شناسایی کند و با شناسایی قسمت های فراموش شده آن راهکارهایی برای استفاده از حداکثر توان شهر ارائه کند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند از شهروندان مشهد که در انتها تعداد آنها به 400 نفر رسید و توزیع آنها در مناطق 13گانه نیز رعایت شد، خواسته شد تا تصویر ذهنی خود را از شهر مشهد ترسیم و پنج نقطه از به یادماندنی ترین نقاط شهر را به ترتیب اولویت ذکر کنند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد، مهم ترین عناصر یا برندهای شهر مشهد حرم رضوی، پارک ملت، میدان شهدا، کوهسنگی و وکیل‎ آباد است. دنای شهر عمدتا به فضای اطراف حرم رضوی و مسیرهای منتهی به آن محدود شده است. درصد قابل توجهی از محدوده هویتی و قدیمی شهر نظیر بولوار شهید قرنی، فردوسی، معلم و عبدالمطلب به عنوان فضاهای گمشده در تصورات ذهنی شهروندان و دنای شهر جایگاه مناسب نداشت. در صورت برندسازی آنها می توان منافع اقتصادی بسیار برای شهر و شهروندان ایجاد کرد.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد استفاده از ادراک و تصورات ذهنی ساکنین از شهر، نقش موثر در شناسایی فضاهای گمشده و ایجاد برندسازی در عرصه ملی و فراملی دارد که باید به صورت ویژه مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: برندسازی، رقابت پذیری، تصویر ذهنی، دنا، مشهد
  • کاظم برزگر بفرویی، سمیرا فرزین، مریم زارع صفحات 105-116
    مقدمه

    تفکر انتقادی به ارزیابی و موشکافی آگاهانه اطلاعات برای رسیدن به قضاوت صحیح اطلاق می شود. یکی از مهم ترین عوامل پیش بین این متغیر که در پژوهش حاضر نیز مورد بررسی قرار گرفته است، فراشناخت می باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش راهبردهای فراشناختی خواندن(کلی، حمایتی و حل مسئله) در پیش بینی تفکر انتقادی دانشجومعلمان شهر شیراز در سال تحصیلی 96-1395 است.

    روش

    234 نفر از دانشجومعلمان(180 دختر و  54 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه های راهبردهای فراشناختی خواندن "مختاری" و "ریچارد"(2002) و تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب(CCTST) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی "پیرسون" و "رگرسیون" چندگانه تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    بین راهبردهای فراشناختی کلی، حمایتی و حل مسئله با تفکر انتقادی، رابطه معنا دار وجود دارد. ضرایب رگرسیون چند متغیری نشان داد، راهبرد فراشناختی کلی، نقشی در پیش بینی تفکر انتقادی ندارد.  راهبردهای فراشناختی حمایتی و حل مسئله می تواند تفکر انتقادی را پیش بینی کند. حدود 17 درصد از واریانس تفکر انتقادی از راه راهبردهای فراشناختی حمایتی و حل مسئله تبیین می شود. بر اساس یافته های پژوهش، راهبردهای فراشناختی حمایتی و حل مسئله در پیش بینی تفکر انتقادی نقش دارد. عواملی چون رشته تحصیلی، شرایط آموزشی متفاوت دانشجویان پیش از ورود به دانشگاه و بافت فرهنگی مختلف دانشجویان در این پژوهش لحاظ نشد. شاید علت معنادار نشدن ضریب بتا برای راهبرد کلی باشد.

    نتیجه گیری

    لازم است برای آموزش انواع راهبردهای فراشناختی حمایتی و حل مسئله به دانشجومعلمان برنامه ریزی شود.

    کلیدواژگان: راهبردهای فراشناختی، خواندن، تفکر انتقادی، دانشجومعلمان
|
  • Sahba Rezaian*, Seyed Kamal Kharrazi, Ehsan Jamali, Abolghasem Naderi Pages 1-20
    Introduction

    Decision making is the most important aspect of both cognitive sciences and management. In most decision making models, cognitive components of decision making such as worldview, values and beliefs of the individual--which have a determinant role--are ignored. The goal of this study was to identify the cognitive components of decision making and develop a conceptual cognitive model.

    Method

    To this end, content analysis method was carried out, and the relevant literature published between 1950-2018 in English and Persian articles, research reports, and books were reviewed until theoretical saturation of cognitive categories was reached. The cognitive components of decision making as reflected in 72 articles, 3 book chapters, 4 research reports, and 7 books were collected and analyzed in three cycles of iterative bottom-up processes of conceptualization, categorization and theorization which resulted in an interrelated set of concepts, categories and sub-categories.

    Results

    The cognitive components of decision making as reflected in 72 articles, 6 book chapters, 4 research reports, and 7 books were collected and analyzed in three cycles of iterative bottom-up processes of conceptualization, categorization and theorization which resulted to an interrelated set of concepts, categories and sub-categories.

    Conclusion

    The finding of the study was a set of eight cognitive categories effective in decision making. These categories which constitute the building blocks of a cognitive decision making model are described in the article in detail.

    Keywords: decision making, cognitive science, bounded rationality
  • Hassan Garayagh Zandi*, Mahdi Mollazadeh, Morteza Valaei, Zohreh Sadeghaei Pages 21-28
    Introduction

    The purpose of this study was to investigate the effect of self-talk on psychological and physiological responses of competitive anxiety of elite taekwondo athletes.

    Method

    For this purpose, 33 male elite taekwondo athletes were selected and randomly divided into two groups: control (n = 16) and experiment (n = 14). In the pre-test (first competition), the cognitive components of competitive anxiety (cognitive anxiety, confidence and physical anxiety) and the physiological component of salivary cortisol were measured in both groups. The experimental group performed10 sessions of self-talk exercises and the control group had only physical exercises, and after the intervention, the post-test (second competition) was taken. One-variable covariance analysis was used to analyze the data.

    Results

    The results showed that cognitive and physical anxiety decreased in the experimental group compared to the control group, and self-confidence increased. Also, salivary cortisol levels decreased significantly in the post-test compared to the pre-test in experimental group.

    Conclusion

    Based on the findings of this study, it is suggested to use self-talk to reduce the cognitive and physiological components of competitive anxiety.

    Keywords: Cognitive anxiety, Self-confidence, Self-talk, Salivary Cortisol
  • Nahid Safari Seyyedabadi, Sara Motamed Pages 29-44
    Introduction

    The Face Detection System is a biometric system which applies smart automatic methods to detect and/or verify a person’s identity based on physiological features. The current study aims to use the improved HMAX model for face recognition. HMAX is a biological model inspired by the human vision system. Hence, to improve the function of HMAX model we used learning automata as it has free parameters of Alpha and Beta. Learning automata is able to predict in uncertain environments and is applied to increase the rate of human face recognition. 

    Method

    In this study used the standard FEI dataset as the input of the proposed model which incorporates 200 photos of Brazilian people. When the photos are read by the MATLAB software commands, they enter the phase of feature extract which is done through HMAX model filters. To measure the rate of face detection, all the extracted characteristics are categorized. The HMAX model parameters are determined through learning automata. HMAX is a hierarchical model with a four-layered system of C2,S2,C1,S1 for recognizing the fine features of photos. Moreover, we compared the improved HMAX model with the Genetic algorithm to demonstrate the efficiency of the proposed model.

    results

    The results of dataset analyses show a 94.08 percent of face detection.

    Conclusion

    So, we conclude that the face detection rate in the improved HMAX is more than the Genetic algorithm.

    Keywords: hierarchical HMAX model, Biometric face detection, learning automa
  • Fariba Karimi, Maryam Nezakat, Alhosseini*, Shila Safavi Pages 45-58
    Introduction

    The purpose of the present study was to investigate the effects of the type of feedback on learning a shooting task in high- and low-working memory individuals.

    Method

    A quasi-experimental research was conducted on 40 students of the University of Isfahan with a mean age of 20.65 years (SD = 2.5) who were selected through convenience sampling and were assigned to high- and low-working memory groups based on memory quotient scores. The task required participants to shoot with an air rifle and then they were provided with knowledge of the result and performance. Wechler digit span adults test and Scatt Shooter software were used to collect the data, evaluate working memory quotient, and knowledge of performance respectively. All participants performed 30 trials during the practice phase, and 10 trials during the immediate and delayed retention phases.

    Results

    Repeated measures analysis of variance and two-way analysis of variance were used to analyze the collected data.

    Conclusion

    The analyses demonstrated that during acquisition phase, high-working memory and knowledge of results groups’ shooting mean scores were significantly higher than the low-working memory and knowledge or performance groups. Moreover, in the immediate and delayed retention phases, shooting mean scores were significantly higher for high-working memory groups with knowledge of performance results, but not for the knowledge of results groups. In addition, shooting mean scores were significantly higher for low-working memory groups with knowledge of results, but not for the knowledge of performance groups. Therefore, it seems that working memory capacity may have an effect on learning motor task during feedback presentation.

    Keywords: Working memory, Knowledge of results, Knowledge of performance, shooting
  • Sima Mansoori, Farhang Mozaffar, Mohsen FaiziProfessor of Landscape, Hassan Ashayeri* Pages 59-74
    Introduction

    This interdisciplinary article is conducted to investigate the effects of the three (four???) components of color, illumination, type, and texture of environmental materials on people with dementia of Alzheimer's type with a neuropsychological approach.

    Aim

    The aim of this article is to respond to the environmental needs of these patients to reduce cognitive impairment, behavioral disorders and improve their daily living activities.

    Methodology

    is conducted by inductive qualitative content analysis method based on narrative review from 1970 to 2017. Down and Black checklist for quality assessment is used to include interventional research.

    Results

    while color and illumination are classified into four categories, type and texture of environmental materials are categorized into two groups.

    Conclusion

    cross-case analysis and comparative analysis showed that type, color, temperature, and illumination have non-pharmacological treatment on people with dementia and Alzheimer disease. Also, type and texture of environmental materials have an important role in their desired and / or undesirable mental and visual perception, rather than on their physiological state. The synergistic effect of color, illumination, type and texture of environmental materials can enhance the semantic environmental perception for people with dementia and Alzheimer's.

    Keywords: color, light, texture of environmental material, Non-pharmacologic, dementia, Alzheimer
  • Fahimeh Jafari Sejzi, Tahereh Elahi*, Javad Salehi Pages 75-86
    Introduction

    Facial expressions of emotions are one of the most important tools for trustworthiness judgment among fellowmen, leading to stabilized social interactions. The goal of the current research was to compare judgment bias of individuals with high and low social anxiety relative to various dynamic facial expressions of emotions in different emotional intensity levels.

    Method

    sixty students of Zanjan University were selected and assigned to high and low social anxiety groups based on their scores on the Liebowitz Social Anxiety Scale and the Brief Fear of Negative Evaluation (BFNE) scale, and performed the task of Biased Judgment relative to dynamic facial emotional expressions. Data were analyzed using the mixed analysis of variance.

    Results

    Participants by high levels of social anxiety showed more judgment bias than those by low levels of social anxiety group, and evaluated all of emotional expressions as more untrustworthiness. The faces’ untrustworthiness judgment threshold began at lower intensity in this group, relative to low social anxiety group. The threshold of judgment bias at angry and disgusted emotions in high social anxiety group began at zero intensity (neutral expression) and the bias was enhanced with increasing emotional intensity, but in low social anxiety group. This bias threshold began at 40% intensity.

    Conclusion

    Biased judgment in relation to subtle facial emotions cues and distrust to these cues are among the important factors in etiology and continuation of social anxiety disorder. Therefore, using intervention methods for biased judgment reduction and increment trust to others in social interaction will have effects in anxiety symptoms reduction and quick treatment process.

    Keywords: Social anxiety, Judgment bias, Trustworthiness, Facial expressions of emotion
  • Mojtaba Rafian, Mohammad Ghazaie*, Reza Ghazi Pages 87-104

     

    Introduction

    At the beginning of the 21st century, globalisation, as one of the most important scientific debates, has led to the competition of cities to gain economic profit. To be successful in this competition, cities should have some brands which are considered a new paradigm in urban marketing for attracting capital investment. One of the ways which can be used for identifying these brands is taking advantage of the city residents’ mental images.

    Method

    Current study aims to identify the principal components of the Mashhad city, the second most significant religious metropolitan area of ​​the world, through a qualitative approach and using mental images. Through identifying the forgotten districts of the city, some solutions are provided to maximise the use of current potentials. For this purpose, 400 Mashhad residents were reached through targeted sampling and were asked to draw their mental images and mention five most significant and memorable places of the city.

    Results

    Findings show that the most important elements or brands of the Mashhad city are the Razavi Holy Shrine, Mellat Park, Shohada Square, as well as Kouhsangi and Vakil Abad. Also, it is understood that for many residents, Mashhad is mainly limited to the surrounding area of Razavi Holy Shrine or routes leading to it. Furthermore, some important places and routes like Shahid Gharani, Ferdowsi, Moalem and Abdulmutallab Boulevard are found as the forgotten areas and, consequently, incapable of benefiting the city and being attracted by its residents unless they are taken into consideration.

    Conclusion

    The results indicate that the use of the residents’ perceptions of the city has a beneficial role in identifying the unnoticed areas of the city as well as creating branding in the national and transnational areas which need particular attention.

    Keywords: Branding, Competitiveness, Mental Image, Mashhad
  • Kazem Barzegarbafrouee*, Samira Farzin, Maryam Zare Pages 105-116

    Critical thinking refers to an informed and deliberate assessment of information to arrive at the correct judgment. Metacognition is one of the most important predictors of this variable that has been studied in this research. Therefore, the aim of this study was to investigate the role of meta-cognitive reading strategies (general, support, and problem-solving) in predicting Shiraz students-teachers′ critical thinking in the academic year of 2016-2017.

    Method

    234 students (180 girls and 54 boys) were selected through random cluster sampling and they completed California critical thinking questionnaire (Form B, 1990) and meta-cognitive reading strategies of  Mokhtari & Richard(2002). Then, the data were analyzed using Pearson correlation coefficient and multiple regression.

    Results

    Findings indicated that there is a meaningful relationship between general, support and problem-solving meta-cognitive strategies with critical thinking. Also, multiple regression coefficients showed that global meta-cognitive strategy has no role in predicting critical thinking, but support and  problem solving meta-cognitive strategies can predict critical thinking, and about 17 percent of the variance of critical thinking is explained through support and problem-solving meta-cognitive strategies. As the field of study, the different educational backgrounds of students before entering university and the different cultural context among the students are not included in this research, such factors could be  the reason why  the beta coefficient for the global strategy is not meaningful. 

    Conclusion

    According to the results of this research, support and problem-solving meta-cognitive reading strategies play role in prediction of critical thinking. Therefore, it is necessary to plan for teaching students-teachers the types of support and problem-solving meta-cognitive strategies.

    Keywords: Metacognitive Strategies, Reading, Critical Thinking, Students-Teachers