فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال یازدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال یازدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • خدیجه نقی پورفر، ناصر جدیدی* صفحات 1-17
    مانند بسیاری از اساطیر ایرانی، فریدون نیز این قابلیت را دارد که در متون ودایی پیگیری شود؛ اما پس از جست وجو در این متون، تفاوت هایی میان نقش های فریدون در متون ودایی و میانه ایرانی دیده می شود. تاریخ ایران بسیار کهن تر از استقرار آریایی ها در این فلات است؛ پس این امکان وجود دارد که ریشه هایی از این اساطیر را به صورت موجود در متون میانه، در تمدن های پیش از آریایی ایران نیز پیگیری کرد که تمدن ایلامی یکی از این تمدن هاست. عناصر فرهنگی و تمدنی ایلام باستان را همواره می توان در ارتباط تنگاتنگ با تمدن میان رودان دانست؛ ازاین رو در تمدن ایلام، ایزدان میان رودانی فراوانی وجود داشته اند که البته با کارکرد خاص خود، در ایلام پذیرفته می شدند. ائا/انکی (ایزد آب میان رودانی) از آن جمله است؛ البته باتوجه به استل اونتش نپیرش چنین به نظر می آید که در ایلام نقش های او به طور کامل به ایزد نپیرش نسبت داده شده است؛ اما به هر حال با آنکه نپیرش صورتی ایلامی از ائاست، برای شناخت بهتر نقش های ایزد آب ایلامی ناچار باید به اسطوره ائای میان رودانی مراجعه کرد. با بررسی در اسطوره ائا نکاتی دیده می شود که به نظر می آید ممکن است فریدون را صورت آریایی این اسطوره میان رودانی و سپس ایلامی دانست. این مقاله برآن است به روش کتابخانه ای و برپایه اسناد موجود، چگونگی ارتباط میان اسطوره فریدون و ایزد آب را در تمدن ایلام، باتوجه به پیشینه میان رودانی آن، بررسی کند.
    کلیدواژگان: ائا، آپسو، گرز گاوسر، فریدون، ایلام
  • میثم صاحب، علی اکبر کجباف*، مرتضی دهقان نژاد صفحات 19-34
    ایرانیان در طول تاریخ، به طور متناوب با قحطی و بحران ارزاق روبه رو بوده اند. در طول سالیان متمادی، عوامل متعددی بر بحران ارزاق تاثیر گذاشته است که در نگرشی کلی می توان این عوامل را به دو دسته عوامل طبیعی و عوامل انسانی تقسیم کرد که عامل انسانی در دو دسته داخلی و خارجی جای می گیرد. وضعیت شبه استعماری و سیاست اقتصادی خاصی که روسیه و به ویژه بریتانیا از ابتدای دوره قاجاریه بر ایران تحمیل کردند، کمبود ارزاق و گرانی و قحطی را تشدید کرد. تداوم چنین وضعی به بحران ارزاق و قحطی عمومی در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه منجر شد و هزاران نفر جان خود را از دست دادند. سیاست های اقتصادی انگلستان که پیش از جنگ جهانی اول با بستن قراردادهایی در ایران به اجرا درآمده بود، در اواخر جنگ جهانی اول بر وخامت اقتصادی و بحران ارزاق عمومی افزود. در اسناد، ارزاق عمومی بیشتر با عناوین غله و نان آمده است. در این ایام، بریتانیا بیشترین حضور نظامی را در ایران داشت و در بحران، نقش مستقیم و غیرمستقیم ایفا کرد. در این جستار با روشی تحلیلی توصیفی و با تاکید بر اسناد، تلاش شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود که زمینه های بروز بحران ارزاق توسط بریتانیا چه بود و این بحران را چه نیروهایی مدیریت می کردند. فرض ما بر این مبنا استوار است که قراردادهایی همچون میرجوار، نفت، 1907 و 1915 زمینه بحران ارزاق توسط بریتانیا را در ایران فراهم کرد. بر این اساس انگلیسی ها با کمک نیروهای مختلفی همچون کنسول بریتانیا، بانک شاهنشاهی، پودراتچی ها و تعامل با برخی از ملاکان حاکم و تجار موجب پیاده شدن مقدمه واجب سیاستشان، یعنی تهیه ارزاق برای نیروهای نظامی خود شدند. به این ترتیب باید گفت بریتانیا برای تامین منافع خود، در مدیریت بحران ارزاق نقش مهمی داشت.
    کلیدواژگان: بحران ارزاق، بریتانیا، غله، قحطی
  • مهران اسماعیلی* صفحات 35-49
    در ابتدای دوران اسلامی، یثرب از سکونتگاه های عمده منطقه حجاز بود. به علت مهاجرت پیامبر(ص) به آنجا و شکل گیری حکومت پیامبر در آن سرزمین و همچنین نزول بخش درخور توجهی از پیام های الهی در یثرب، این سکونتگاه اهمیت چشمگیری داشت. این مقاله بر آن است دریابد مستشرقان تا چه اندازه موفق شده اند به واقعیت تاریخی یثرب/مدینه نزدیک شوند و همچنین تصورشان از محدوده یثرب/مدینه چگونه است. برای پاسخ به این مسئله ابتدا آرای خاورشناسان درباره یثرب/مدینه مرور می شود؛ سپس نتایج مطالعه های خاورشناسی با آخرین دستاوردهای پژوهشگران مسلمان، در حوزه تاریخ محلی مدینه، مقایسه خواهد شد تا میزان مطابقت آنها با یکدیگر مشخص شود. از سوی دیگر، به علت محاصره بودن سکونتگاه مدینه در میان دشت گدازه های یثرب، برای تعیین مساحت این سکونتگاه از سامانه GIS استفاده خواهد شد. نتایج نشان می دهند باوجود پژوهش های متعدد مدینه شناختی، خاورشناسان بر سر محدوده آن به توافق نرسیده ‏اند. خاورشناسان الگوی «دولت شهر مدینه» ولهاوزن (J.Wellhausen) را دنبال نکردند. الگوی «شهرک مدینه» که فرانتس بوهل (F.Buhl) در آغاز سده بیست میلادی/چهاردهم هجری و نیز هری مانت (H.Munt) در پایان آن مطرح کرد توجیه کافی نداشت. وات (W.Watt) بین تعبیر «واحه» و «شهرک» در تردید ماند و لکر (M.Lecker) الگوی «شهرک‏های خوشه ای» را دنبال کرد. درنهایت، شولر (M.Scholler) بدون اینکه برای سکونتگاه یثرب الگویی ارائه کند یا نامی بر آن نهد، برای نخستین بار مساحت یثرب/مدینه را معادل «چندین مایل مربع» دانست که چندان صائب نبود. نقشه های بازسازی شده خاورشناسان نیز به طور معمول گویای الگوی «شهرک» بودند و مساحت اندک مدینه را به 25 هکتار تقلیل می دادند؛ در حالی که مطالعه های انجام شده روی سکونتگاه‏های طوایف اوس و خزرج نشان می داد مساحت این منطقه بالغ بر چهار هزار هکتار بوده است.
    کلیدواژگان: خاورشناسان، یثرب، مدینه، جغرافیای تاریخی، صدر اسلام
  • سید مسعود سید بنکدار* صفحات 51-63

    صنعت قالی بافی شهر اصفهان در دوره های مختلف فرازوفرودهای گوناگونی را تجربه کرده است؛ به ویژه پس از سقوط دولت صفوی و با تاثیرپذیرفتن از ناآرامی های پس از آن، این صنعت در سراشیبی رکود قرار گرفت. در اواخر دوره قاجار و پس از پایان جنگ جهانی اول، به واسطه وضعیت اقتصادی کشور، بر مشکلات صنعت فرش اصفهان افزوده شد. با شروع دوره رضاشاه، بخشی از این مشکلات به این دوره منتقل شد. استفاده از رنگ جوهری و فراموش شدن طرح های اصیل گذشته، همچنان کیفیت و اصالت فرش اصفهان را در مخاطره انداخته بود. در کنار این مسائل، مشکلات معیشتی و بهداشتی بافندگان فرش نیز پابرجا بود.
    پژوهش پیش رو به دنبال پاسخ این پرسش است که وضعیت تولید فرش شهر اصفهان در دوره رضاشاه چگونه بود و دولت برای بهبود و ارتقای تولید فرش اصفهان چه اقداماتی انجام داد. فرضیه این پژوهش آن است که باتوجه به مشکلات فراوان پیش روی این حرفه، اقدامات صورت گرفته ناکافی و غیراصولی بود.
    براساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، مشخص می شود باوجود اقداماتی که برای رفع مشکلات موجود در وضعیت تولید قالی شهر اصفهان انجام شد، به واسطه کم اطلاعی دست اندرکاران این صنعت و نبود برنامه ریزی های دقیق و سیاست گذاری های درازمدت، این فعالیت ها چندان ثمربخش نشد؛ درنتیجه، مشکلات همچنان برجای ماند.روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است و از منابع کتابخانه ای و اسناد و مدارک آرشیوی استفاده شده است. در این روش پس از جمع آوری اطلاعات کافی، یافته ها سازماندهی و سپس تجزیه وتحلیل می شوند.

    کلیدواژگان: فرش، اصفهان، رضاشاه، رنگ جوهری
  • جهانبخش ثواقب*، پرستو مظفری صفحات 65-91
    مقارن سده دوازدهم قمری/هیجدهم میلادی، در تلاقی دو امپراتوری عثمانی و ایران، حکومت های محلی بابان و اردلان قرار گرفته بودند. برخلاف وابستگی سیاسی بنی اردلان به دولت مرکزی ایران، حکمرانان بابان مطیع امپراتوری عثمانی بودند. این دو حکومت محلی به واسطه قرب هم جواری و ریشه های قومی و مذهبی و عقیدتی، وجه های مشترکی داشتند. با وجود این پیوستگی ها، آنها در نقش نمایندگان دولت مرکزی، در مرزهای غربی با هم رقابت می کردند. بخشی از این رقابت ها اختلافات ارضی و سیاسی آنها بود. حکام بابان و اردلان در دوره های حاکمیت سیاسی شان، برای دستیابی به اهداف خود، همواره با هم کشمکش هایی داشتند و بارها قلمرو یکدیگر را آماج تهاجم می کردند. در این پژوهش، با هدف بررسی تحرک های سیاسی و نظامی حکام بابان در کردستان ایران، به شیوه توصیفی تحلیلی، پیامدهای این اقدامات تبیین شده است؛ همچنین درباره چگونگی عملکرد حکومت مرکزی ایران در برابر حوادث پیش آمده توضیح داده شده است. یافته پژوهش نشان می دهد روابط بین دو خاندان بابان و اردلان، همیشه در حمایت از منافع حکومت مرکزی و متبوع خود نبوده و گاه اختلافات داخلی خود حکام محلی و نیز اختلافات آنان با مرکز، بر روابط این دو خاندان تاثیر گذاشته است؛ همچنین پیرو سیاست های خارجی، دولت های مرکزی در امور آنها دخالت می کردند.
    کلیدواژگان: بابان، اردلان، کردستان ایران، صفویه، افشاریه، زندیه، عثمانی
  • محسن مومنی* صفحات 93-109
    سلطان عبدالرشیدبن محمود یکی از سلاطین غزنوی است که در سال 441ق/1050م در غزنه بر اریکه قدرت تکیه زد؛ اما از آنجا که برای اداره قلمرو امپراتوری غزنوی قدرت لازم را نداشت، در مدت زمان اندکی با بحران و مشکلات عدیده ای مواجه شد و پس از دو سال، با شورش طغرل کافرنعمت، دوران حکومت او به پایان رسید. نگارنده در این جستار می کوشد تا حد امکان از زوایای تاریک قتل عبدالرشید بن محمود به دست غلام سپهسالارش، به نام طغرل، پرده برگیرد. در منابع و پژوهش های دوران غزنوی از طغرل با نام هایی همچون کافرنعمت، مخذول و غاصب یاد شده است؛ اما ماهیت اصلی این غلام سپهسالار همچنان پوشیده مانده و در هاله ای از ابهام فرو رفته است؛ همچنین علت های شورش او علیه ولی نعمتش نیز روشن نشده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای در پی یافتن پاسخ هایی مناسب برای این پرسش هاست که طغرل غلام کدام سلطان غزنوی بوده است؛ همچنین حکومت طغرل چند سال طول کشیده است. یافته های پژوهش حاکی از این نکته است که برخلاف تصور برخی از منابع، طغرل غلام سلطان محمود بوده و بعدها در دوران جانشینان سلطان مسعود هم در دربار غزنویان حضور داشته است. افزون بر این، براساس داده های تاریخی، دوران حکومت او بیش از آن مدتی است که منابع ذکر کرده اند.
    کلیدواژگان: غزنویان، عبدالرشید، طغرل کافرنعمت، سلجوقیان
|
  • Khadijeh Naghipourfar, Naser Jadidi * Pages 1-17
    Fereydūn, like many Iranian myths, could be followed up in Vedic texts. But, after searching these texts, there are differences between the roles of Fereydun in the Vedic and Middle Iranian texts. As Iran has older history than the Aryan establishment on this plateau, it is therefore possible to follow the roots of this mythology as existing in the middle texts, in pre-Aryan civilizations in Iran, like Elamite civilization. The cultural and civilization elements of the ancient Elam can be closely linked to the Middle Eastern civilization. Therefore, Elam had abundant Mesopotamian deities who, of course, were accepted by their special function in Elam. Ea/Enki was one of them. But with regard to Untash-Napirisha, it seems that in Elam, his roles are fully attributed to Napirisha. But anyway, Napirisha is the Elamite form of Ea. In order to better understand the Elamite water deity role, it is necessary to refer to the myth of the Mesopotamian Ea. By examining the myths of Ea, there are points that seem to suggest that Fereydūn could be known as the Aryan form of this Mesopotamian and Elamite myth. This article uses a library method based on existing documents and seeks to find out the relationship between the myth of Fereydūn and the water deity in Elamite civilization, due to its Mesopotamian background.
    Keywords: Ea, Aps?, Ox-headed Mace, Fereyd?n, Elam
  • Meysam Saheb, Ali Akbar Kajbaf *, Morteza Dehghannejad Pages 19-34
    Iranians have frequently faced with famine and crisis of food throughout the history. Over the years, several factors have influenced the crisis of food which, in a general attitude, can be divided into natural and human factors (internal and external). From the beginning of Qajar period, such a crisis with quasi-colonial conditions and a special political economy imposed on Iran by Russia and especially Britain led to severe shortage of grocery, inflation and famine. The continuation of such conditions at the end of Nasir-ed-Din Shah reign led to the crisis of grocery and general famine and caused the deaths of thousands of people. The British political economy imposed on Iran through some treaties prior to World War I intensified economic deterioration and crisis of public grocery (cereal) in the late World War which has been referred with cereal and bread titles in more documents. During this period, Britain had the most military presence in Iran and played a direct and indirect role in the crisis. Using analytical-descriptive method with emphasis on documents, this essay indicates that contracts such as Mirjavar, oil, 1907 and 1915 provided the setting of establishment of general food crisis by Britain. Through various forces such as the Consul of Britain, the Royal Bank, Poodratchiha and interacting with the ruling landlords and merchants, Britain implemented an obligatory introduction of politics to prepare food for its armies. So, Britain played a significant role in managing the crisis of food to their benefit.
    Keywords: Food, Britain, Food Crisis, Grain, Famine
  • Mehran Esmaeili * Pages 35-49
    Yathrib was one of the main settlements in the Hijaz region in early Islam, and it was of great importance because the Prophet migrated from Mecca to Yathrib and founded his state there and many Quranic verses has received in its environment. The question is to what extent were orientalists able to approach the historical geographical reality of the Yathrib and how we could evaluate their views on the border of Yathrib? To answer this question, the orientalist views are presented first, then the results of the other studies are compared with them, in order to identify the errors found in the Oriental studies. On the other hand, due to the siege of Yathrib in the center of lava field area, the GIS will be used to measure the area of the settlement. The results show that, despite numerous studies on Yathrib, orientalists have not reached agreement on its scope. The orientalists did not follow the model of the city state suggested by Wellhausen. The model of the town settlement, presented by Frants Buhl at the beginning of the 20st century and Harry Munt in the end, was not justified enough. Watt remained in doubt between the oasis and the town, and Lacker spoke of the pattern of cluster towns. Ultimately, Marco Schöller did not provide the Yathrib settlement model, but he was the first to measure the Yatrabi area:"a few square miles", but it was not helpful. On the other hand, the reconstructed maps also shows pattern of town considering its area as a limited region reduced to 25 hectares. While studies on the settlements of the Aws and Khazraj sub-trebes show that the area they were live was more than 4000 hectares.
    Keywords: Orientalists, Yathrib, al-Medina, Historical Geography, Early Islam
  • Sayed Masoud Sayed Bonakdar * Pages 51-63

    The carpet industry in the city of Isfahan has experienced many different ups and downs during its formation, especially after the collapse of the Safavid Dynasty and, after being influenced by the subsequent unrest, the industry was in a downturn. At the end of the Qajar period and after the end of the First World War, due to the economic situation in the country, the problems of Isfahan carpet industry were added. With the beginning of the Reza Shah era, some of these problems were transferred to this period. Using ink color and forgetting the past original designs had endangered the quality and genuineness of the carpet of Isfahan. Along with these issues, livelihood and hygiene problems of carpet weavers still existed. This study is going to use references and historical documents in order to clarify the situation of Isfahan carpet in the first Pahlavi period and also and what the government did to improve and improve Isfahan carpet production. The hypothesis of this research is that due to many problems facing this profession, the actions were inadequate and unproductive. Based on the results of this research, it is clear that despite the measures taken to solve the problems in the production of carpet in Isfahan, these activities were not very fruitful due to the lack of knowledge of the people of this industry and the lack of precise planning and long-term policies. The methodology of this research is descriptive-analytical using library resources and archival documents. In this method, after gathering enough information, the findings are organized and then analyzed.

    Keywords: Carpet, Isfahan, Reza Shah, Ink Color
  • Jahanbakhsh Savagheb *, Parastoo Mozafari Pages 65-91
    The local governments of Ardalan and Baban were contemporary with the encounter of their respective empires of Iran and Ottoman in the 18th century. Unlike the BaniArdalans who were political dependents of the central government of Iran, the Baban rulers were the followers of the Ottoman Empire. These two local governments had many things in common since they were neighbors with the same ethnic, religious, and ideological backgrounds. However, there was intense rivalry between these two representatives of their respective central governments in the western borders of Iran. The rivalry stemmed in part from the border disputes, and in part, from their political dependency. Given the rivalry, and given that they had different goals, there were always tensions between the Baban and Ardalan rulers during their political sovereignty, and their territories were often attacked by the other side. The present study deals with the military and political movements of the Baban rulers against Iran's Kurdistan, and it explains, using a descriptive-analytical method, the consequences of these movements and the reactions of the central government of Iran to these events. Findings show that the relations between Ardalan and Baban did not always follow the interests of their respective central governments, and that sometimes the internal differences among the local rulers, in addition to the differences between the local rulers and the central government, could affect the relations between the two dynasties. Also, the central governments sometimes interfered in their internal affairs in line with their foreign policies.
    Keywords: Baban, Ardalan, Iran&#039, s Kurdistan, Safavid, Afsharid, Zandia, Ottoman
  • Mohsen Momeni * Pages 93-109
    Abdol Rashid ibn Mahmoud, in 441 AH, succeeded in relying on the throne as one of the Ghaznavid sultans. But, due to the lack of power and ability to govern the territory of the Emperor Ghaznavi, he soon faced a major crisis, and his rule ended after two years with the rebellion of Tughrul Usurper. The present study tries to call for the dark angles the assassination of Abdolrashid Mahmoud by his commander-in-chief (=Sepahsalar) servant, namely, Tughrul, who is variously nicknamed in the sources and studies of Ghaznavid era as the Denier of God’s blessings, The Forsaken, and the Usurper. The real character of this servant remains obscured. Moreover, the reasons for his uprising against his master have not been clarified. The present study is descriptive-analytical and, relying on library resources, tries to find appropriate answers for the research questions regarding the real Ghaznavid master of Tughrul, and his ruling years. The findings of the research show that Tughrul, contrary to the imagination of some sources, was the servant of Sultan Mahmoud, and later he was present at the time of Sultan Masoud's successors in the Ghaznavid court, and his ruling, based on historical data is more than what is usually mentioned sources.
    Keywords: Ghaznavids, Abdolrashid, Tughrul the Denier of God’s Blessings, Seljuq Dynasty