فهرست مطالب

غرب شناسی بنیادی - سال نهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال نهم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهدی بهنیافر * صفحات 1-24
    این مقاله به تاثیر اندیشه دکارت در باب حیوانات و نظریه موسوم به ماشین جانوری او بر رفتارهای زیست محیطی دوره مدرن می پردازد. ابتدا هشت فقره قابل انتساب به اندیشه دکارت در باب حیوانات (ماشین بودن، رفتار خودکار، اندیشه، زبان، خودآگاهی، آگاهی، احساس و حیات) ارزیابی شده اند. سپس سه آموزه کلیدی وحدت و یکپارچگی، بی مرتبه گی تکوینی و همین طور کنشگری غیرنفسانی به عنوان آموزه های اساسی قابل استخراج از اندیشه دکارت در باب حیوانات، طبیعت و حتی بدن انسانی پیشنهاد شده اند. در اینجا نشان داده ایم که این سه آموزه، اعم از آنکه دکارتی خوانده شوند یا نه، حضور و تاثیر عمیقی در رفتارهای بعضا مخرب انسان دوره مدرن با طبیعت بر جای گذاشته اند و مهم تر از آن، تغییر نگرش و توجه او در باب برخی مفاهیم مانند «طبیعت» را رقم زده اند و آن را به مفاهیم و تعاریف انسان مدار و خودخواهانه تری فروکاسته اند. در انتها به این نکته پرداخته ایم که یکی از دلایل این رخداد، اجمال هستی شناختی ای است که محرک آن نه فقط سودای احکام یقینی در باب عالم بلکه دانش تجربی محدود دکارتی است و گذار از آن اجمال به تفصیل هستی شناختی، شرط برون رفت از این رویکرد و رفتار دکارتی با حیوانات و طبیعت است.
    کلیدواژگان: دکارت، ماشین جانوری، اندیشه، امتداد، طبیعت، هستی شناسی
  • بهنام جودی، مجید توسلی رکن آبادی*، حسن آب نیکی، علی اشرف نظری صفحات 25-50
    در نیمه ی نخست سده ی بیستم، سرخوردگی هایی بسیار به جهت فروپاشی ارزش های مسیحی و همچنین ایده آل پیشرفت در اروپا بروز کرد که موجب بازاندیشی و جدال نظری درباره ی ماهیت و بنیان های دوران جدید و نسبت آن با قرون وسطای مسیحی شد. این تلاش ها قضیه ای را در کانون بحث ها قرار داد که با عنوان «دنیوی شدن» شناخته می شود. ازهمین رو، درباره ی نسبت دوران جدید با قرون وسطا دو مبنای «گسست و پیوست» مطرح گردیده است که ذیل قضیه ی دنیوی شدن، نظریه های «دنیوی شدن آخرت اندیشی» و «دنیوی شدن از راه آخرت اندیشی» شکل گرفته اند. کارل لویت و هانس بلومنبرگ نمایندگان بارز این دو نظریه اند که جدال نظری ایشان در این خصوص واجد اهمیت بسیار است. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های متفاوت در خصوص فرایند «دنیوی شدن» در اروپا با تاکید بر مواضع کارل لویت و هانس بلومنبرگ، ارائه و زمینه ی پژوهش های آتی درباره ی اندیشه ی ایشان را فراهم آورد.
    کلیدواژگان: مدرنیته، هانس بلومنبرگ، کارل لویت، قضیه ی دنیوی شدن، تداوم، گسست
  • حمیدرضا حاجی قاسم*، مسعود سلامی صفحات 51-69
    دوران روشنگری از حیث مسائل سیاسی دوران پرتنشی است. در عرصه نظر شاهد تحولات بنیادین و در تعامل با آن در عرصه های اجتماعی با موضع گیری های سیاسی رادیکال و محافطه کار مواجه هستیم.  اخیرا تحقیقات، روشنگری و متفکرانش را ازحیث سیاسی از این دو منظر مورد بررسی قرار می دهد، نگرشی که از تفکرات مارگارت سی. جیکوب آغاز و با نوشته های جاناتان ایزرایل در مرکز توجه قرار می گیرد. شیلر در  اثری که پس از انقلاب فرانسه به رشته تحریر در می آورد، در اثر فلسفی خود  در باب تربیت زیبایی شناختی انسان در رشته ای از نامه ها، به وضوح موضع گیری سیاسی دارد. آنگونه که می توان از گفته های لوکاچ برداشت کرد، این نامه ها حکایت از نظرات محافظه کارانه شیلر دارند. آیا واقعا با شیلری مواجه هستیم که پس از انقلاب فرانسه خواستار حفظ شرایط موجود است؟ این تحقیق نشان خواهد داد که تعبیر لوکاچ از نامه های تربیت زیبایی شناختی جای تامل دارد و اندیشه‎های شیلر را می توان به موضع گیری سیاسی رادیکال نسبت داد.
    کلیدواژگان: فرهنگ حق محور، رادیکالیسم، محافظه کاری، تربیت، اخلاق، جمهوریخواهی
  • فاطمه ساکی*، علی کرباسی زاده اصفهانی، علی زارعی (پیمان) صفحات 71-87
    مقاله ی حاضر نشان می دهد که چگونه میشل فوکو در آثار پایانی خود با رجوع به برخی آموزه های روشنگری به هنر آفرینش خویشتن روی می آورد. بازاندیشی مفاهیم اساسی روشنگری در فوکوی متاخر با درک تازه ای از کانت و سوژه همراه است. با جای دادن نظریه های زیبایی شناسی مرتبط با نفس در متن تفکر روشنگری، فوکو نشان می دهد که نه تنها او ارزش های روشنگری را نادیده نمی گیرد، بلکه به بازسازی برخی از این مفاهیم می پردازد. بازتاب چنین نگرشی خود را در اخلاق به معنای رابطه با خویشتن نشان می دهد. صورتبندی چنین اخلاقی به مدد پژوهش های فوکو در مورد اخلاقیات در یونان و روم از یک طرف، و رجوع به آموزه های نیچه و شارل بودلر از طرف دیگر ممکن می شود. اخلاقیات در جهان باستان در پی ارائه ی شیوه ای برای پرورش خلاقیت افراد است که آنها را ابتدا با اکنون خویش و سپس با خویشتن خویش مواجه کند تا فرد بتواند به گونه ای دیگر بیاندیشید، زندگی خود را دگرگون کند و خود را بیافریند. بودلر نیز مدرن بودن را خلاقیت و پویایی معنا می کند و معتقد است زندگی انسان نیز باید مانند اثر هنری با خلق خویشتن و تغییر همراه باشد. در این مقاله در صدد هستیم به بررسی خودآفرینی و زیست زیبا بپردازیم.
    کلیدواژگان: کانت، روشنگری، فوکو، بودلر، زیبایی شناسی خود، خودآفرینی
  • صدرالدین طاهری*، الهه شمس نجف آبادی صفحات 89-113
    تاریخ زنجیره ای بدون گسست است که سیال از عصری به عصر دیگر گذر می کند. در این گذار پارادیم های غالب و نیز برآیند تلاش های هنری وابسته به آنها تغییر می کنند. هنر برآمده از این فرایند دیالکتیکی، همبستگی آشکاری با تحولات فلسفی، علمی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی عصر در آستانه ظهور دارد. این پژوهش در پی بررسی رویارویی پارادایم ها در اندیشه غرب پس از رنسانس و پی جویی تاثیر این جدال بر شکل گیری مکتب های هنری است. هنر رنسانس با رویکرد انسان خدای گونه نابغه، در برابر محوریت خدای متجسد بیزانسی قیام می کند. در همین دوره  فاصله هنر شمال و جنوب آلپ به اندازه تفاوت در ساختار سیاسی اقتصادی این دو سامان است. هنرمند باروک نخستین گام ها را برای استقلال خود بر می دارد. هنر نوکلاسیک اندیشه های عصر روشنگری را در راستای اهداف انقلاب به کار می گیرد. رومانتیک ها در اعتراض به انقلابیون نسل پیش به تصویرگران سرکش و بی قرار طبیعت بدل می شوند. رئالیست ها فریاد طبقه فرودست را در هنرشان بازتاب می دهند و امپرسیونیست ها با عطش به نوآوری و ساختارشکنی این رویکردهای سنتی را به چالش می گیرند تا خود آغازگر ستیزه ای بی پایان برای روند پرشتاب تغییرات مداوم باشند.
    کلیدواژگان: تاریخ هنر غرب، رویارویی دیالکتیکی، پارادایم های هنری، نشانه شناسی
  • صدیقه میرزایی*، علی مرادخانی صفحات 115-138
    از جمله مباحث مطرح در تفکر هردر، ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم را در مقابل نگاه جهان وطنی روشنگری قرار می دهند که بر اساس آن، همه ی انسان ها تحت حاکمیت عقل، باید به شیوه ی معینی، جنبه های مختلف زیست خود را تنظیم کنند. در مقابل این نگاه روشنگری، ناسیونالیسم مورد حمایت متفکرانی قرار گرفت که عمدتا در جریان رمانتیسیسم جای داشتند. ناسیونالیسم در پی احیا و به رسمیت شناختن واحدهای اجتماعی ای بود که تحت حاکمیت قدرتمند واحد، از تسلط بر سرنوشت خویش محروم می شدند. گرچه تلقی هردر از ناسیونالیسم با معنای سیاسی آن تعارضی ندارد لیک مقاله بر آن است که تلقی اواز ناسیونالیسم، فرهنگی است. این مقاله در صدد طرح و بیان این معناست.
    کلیدواژگان: هردر، ناسیونالیسم، فرهنگ، جهان وطنی، ناسیونالیسم فرهنگی
  • نیره سادات میرموسی صفحات 139-164
    هایدگر در کتاب وجود و زمان برگسن را به دلیل طرح مفهوم دیرند و تلاش برای غلبه بر مفهوم سنتی زمان می ستاید. اما او ادعا می کند که تلاش او به شکست منجر شده است. زیرا معنای دیرند به عنوان "توالی کیفی حالات آگاهی" همچنان با مولفه های زمان سنتی همچون توالی درگیر است. هایدگر در کتاب مسائل بنیادین پدیدارشناسی نیز برگسن را به بدفهمی اندیشه ارسطو درباره زمان متهم می کند. به نظر او این بدفهمی سبب شده است که برگسن زمان سنتی (ارسطویی) را مکان بداند. در این مقاله پس از بررسی معنای زمانمندی اصیل نتیجه می گیریم که نقدهای هایدگر به دیرند بجا و درست بوده است. به عقیده هایدگر دیرند زمانمندی اصیل نیست. زیرا زمان اصیل در پیوند با وجود فهمیده می شود، که در تعریف دیرند این عامل نادیده گرفته شده است. زمان به معنای زمانمندی وجود دازاین است. با تحلیل وجود دازاین به مثابه پروا نمی توان زمان را موجودی پیش دستی دانست. بلکه زمانمندی دازاین چیزی جز فرایند زمانمندسازی نیست. زمانمند سازی شرط امکان هر دو معنای زمان -دیرند و زمان سنتی- است.
    کلیدواژگان: زمانمندی اصیل، دیرند، زمانمندسازی، هایدگر، برگسن
|
  • Mahdi Behniafar * Pages 1-24
    This paper is a study and the philosophical critique of the concept of "bête machine" theory with the human environmental behaviors in Modern ages, and our question is what precisely does Cartesian mean the modern and contemporary man's behaviors with animals and the environment? We have first studied and evaluated precisely Cartesian propositions about animals and examined the ability of the theory to cover the whole material nature, including the human body. The doctrine of unity and integrity, the doctrine of Genesis Classlessness and the doctrine of non-thinking activism are three basic doctrines that can be deduced from Descartes' thought. Then we have discussed that the way of defining the environment in the modern ages and some humanistic behaviors in modern and pseudo-modern societies with nature and animals is fully compatible with these three Cartesian doctrines and does not consider any natural and inherent right for inhuman vital organisms. Finally, we have argued that Descartes' ability to extract the moral and legal system governing human behavior with animals and nature can be interpreted in two ways: 1. This perspective is sufficient to extract these Systems; 2. This view is certain, but to extract these systems is inadequate, and as a result, we need to advance and develop our knowledge in metaphysics or in science in order to establish a moral and legal system for dealing with animals and nature. Then, with the advent of the second interpretation, we believe that the mere consistency of these Descartes' principles with this kind of modern moral and legal norms is not a good reason to call the behavior of modern humans to animals and nature as Cartesian. In Descartes's view, progress in science is a necessary condition for the establishment of morality; new sciences and sciences such as animal and natural physiology can be considered as such.
    Keywords: Descartes, bête machine, Thought, Extension, Nature, Ontology
  • Behnam Joodi, Majid Tavasoli Roknabadi *, Hassan Abniki, Ali Ashraf Nazari Pages 25-50
    The first half of the twentieth century, the disappointments emerged due to the collapse of Christian values as well as the ideal of progress in Europe, which led to a rethinking of the foundations of the Modern age and its relation to the Christian Middle ages. These efforts put the issue at the core of the debate, known as 'Secularization'. About the relation of the Modern age and the Middle ages through the secularization, there are two bases: 'Continuity and Discontinuity', and two important theories about it are theories that, in opposition to each other, the Modern age is 'Secularization of Eschatology' or 'Secularization by Eschatology'. The prominent representatives of these two theories are Karl Löwith and Hans Blumenberg. Accordingly, in this article, by categorizing different positions on the secularization category, we identify Löwith and Blumenberg's positions within this category, then, analyze the arguments of Löwith and Blumenberg.
    Keywords: Modernity, Karl Löwith, Hans Blumenberg, Secularization category, Continuity, Discontinuity
  • Hamidreza Hajighsem *, Masoud Salami Pages 51-69
    Enlightenment era is in terms of political issues a time of tensions. In theoretical domain we are witness to fundamental changes and in it’s interact in social domains we are confronted with radical and conservative political stances. Recently, research focuses on Enlightenment and its thinkers from this point of view, which was inaugurated by the ideas of Margaret C. Jacob and became with the works of Jonathan Israel in the center of attention. Schiller takes definitely a political stance in his philosophical work entitled On the Aesthetic Education of Man that was authored after the French Revolution. Lukács argues that these letters show Schiller’s conservative ideas. Are we confronted with a Schiller, who seeks to keep the status quo after the French Revolution? This essay allows a skeptical view of Lukacs’ conception of the aesthetic education and shows that aesthetic education is based on radical ideas.
    Keywords: Right Based Culture, Radicalism, Conservatism, Education, Ethics, and Republicanism
  • Fateme Saki *, Ali Karbasizade, Ali Zarei (Peyman) Pages 71-87
    The present study shows that how Michel Foucault is inclined to the art of self-invention in his final works through referring to some enlightenment doctrines. Reviewing basic concepts of enlightenment in late Foucault's works is along with a new understanding on the part of Kant and Subject. By placing aesthetic theories regarding to the self in the text of enlightenment thinking, Foucault shows that not only he doesn't ignore enlightenment values (on the contrary to his previous works), but also addresses restructuring some of these concepts. Such enlightenment reflects itself in that ethics implying rapport à soi. The formation of such ethics is possible with the help of Foucault's research regarding ethics in Greece and Rome from the one hand, and referring to Nietzsche as well as Charles Baudelaire's doctrines from the other. The ethics in ancient world is seeking to offer a method to nurture creativity, which faces them with their presence at first, and then the self in order to think in another way and change their life; i.e, to create themselves. Baudelaire, too, interprets being modern as creativity and dynamicity and believes that the person's life should be concomitant to self- invention and change like an artistic work. Our objective in the present study is to investigate an aspect of Foucault is thinking that has less been attended to which is invention and beautiful living.
    Keywords: Kant, Enlightenment, Foucault, Baudelaire, Aesthetics of Existence, Self- invention
  • Sadreddin Taheri *, Elaheh Shams Najafabadi Pages 89-113
    History is a chain without breaks, which shift flowingly from an era to another. A paradigm shift is a fundamental change in the basic concepts and experimental practices of a scientific discipline. Institution of art will rearrange, when a paradigm shift occures as result of a dialectical encounter. Thus art world coordinate itself with philosophical, political, economical and social aspects of the emerging era. This essay is trying to persue paradigm shifts in the western thought from Renaissance to beginning of Modernism, and their impacts in formation of art schools. Renaissance art rose with emblem of genius godlike man, to supersession pivotal position of god in the art of Middle Ages. Baroque artists took the first steps to be independent. Neoclassic art used ideas of the Enlightenment to serve the french revolution. Romantics became rebellious and restless illustrators of nature. Realists reflected protests of the downstream in their works, and Impressionists challenged these traditional approaches to be the pioneers of an endless conflict named Modernism.
    Keywords: Western Art History, Dialectical Encounter, Art Paradigms, Semiotics
  • Sedighe Mirzaie *, Ali Moradkhani Pages 115-138
    One of the main issues in Herder's thinking is nationalism. It puts nationalism in conflict with attitude of Cosmopolitanism of Enlightenment; according to that, all human beings, under the rule of reason, must regulate their various aspects in a certain way. In contrast to this view of Enlightenment, nationalism was supported by thinkers who were dominant in the movement of Romanticism. Nationalism sought to revive and recognize the social units that, over centuries, under the rule of a single unit, were deprived of their sovereignty. But, although Herder's thinking is not in conflict with the political aspect of nationalism, his conception of nationalism can be considered a largely cultural nationalism, rather than a political one. This article intends to articulate this idea.
    Keywords: Herder, Nationalism, Culture, Cosmopolitanism, Cultural Nationalism
  • Nayerehsadat Mirmousa Pages 139-164
    In Being and Time, Heidegger acknowledges Bergson as a pivotal thinker with respect to time and praises his attempt to overcome the traditional concept of time. But he claims that Bergson’s way of doing so ultimately fails. Because the concept of duration as “qualitative succession of conscious states” is still involved with the components of traditional time like succession. In The Basic Problems of Phenomenology, he argues that Bergson misunderstands Aristotle’s account of time in ways that lead to the view that Aristotle reduces time to space. In this article, I have considered Heidegger’s critiques, and have concluded that these critiques seem to be correct. According to Heidegger, the duration is not original Temporality. The original time is understood with respect to Being, which is neglected in the definition of duration. Time is a temporality of the existence of Dasein. By analyzing the existence of Dasein as a care, time cannot be present-at-hand. the temporality of Dasein is nothing but a process that temporalizes itself. The temporalizing is the condition of both meanings of time; traditional time and duration.
    Keywords: Original Temporality, Duration, Temporalizing, Heidegger, Bergson