فهرست مطالب

جغرافیا - پیاپی 60 (بهار 1398)
  • پیاپی 60 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • زهرا رنجبرباروق، عزت الله قنواتی، علی احمدآبادی، موسی کمانرودی کجوری صفحه 1
    هرگونه برنامه ی آمایشی در سطح زمین انجام گرفته و تغییر و تحولات لندفرم های سطحی و حتی زیر زمینی را در پی خواهد داشت. در این راستا ضرورت دارد با توجه به اهمیت لندفرم های زمینی جایگاه آنها در مدل های آمایش سرزمین مورد توجه قرار گیرد. بنابراین با توجه به اینکه دانش ژئومورفولوژی به مطالعه ی اشکال و فرآیندهای سطح زمین می پردازد لازم است برای ارزیابی توان محیطی ، ویژگی ها و فرآیندهای موثر بر لندفرم ها مورد توجه قرار گیرد. در این پژوهش روش های ارزیابی توان محیطی در آمایش سرزمین ایران از دیدگاه ژئومورفولوژی مورد تحلیل قرارگرفته است. بررسی روش ها با توجه به معیارهای مورد استفاده در هر روش نشان داد که در روش تحلیل سیستم ارضی، معیارهای آب و هوا، گسل، آب زیرزمینی و مخاطرات محیطی در نظر گرفته نشده و همچنین در روش طرح جامع منابع طبیعی نیز توجهی به مخاطرات محیطی نشده و تنها دو کاربری حفاظت و مرتع داری تعیین شدهاند. در روش سیستمی نیز با توجه به اینکه کارشناسان تخصص های متفاوتی دارند، تمامی اجزاء یک سیستم را مورد توجه قرار نمی دهد. مدل های توسعه شهری، روستایی و صنعتی مک هارگ و مخدوم، دید کل گرا به طبیعت دارند. بنابراین مدل ارزیابی توان محیطی جدیدی براساس تلفیق روش های موجود و با توجه به دیدگاه ژئومورفولوژی ارائه گردید تا ارزیابی توان محیطی بر اساس واحدهای پایه لندفرم انجام شود و نتایح حاصل از آن با واقعیت زمین انطباق بیشتری داشته باشد. این مدل شامل ارزیابی توان اکولوژیک و ارزیابی توان مخاطرات محیطی است. در ارزیابی توان اکولوژیک، زیرمعیارهای جهت باد غالب، انحنای دامنه ، آب های سطحی و زیرزمینی اضافه گردید. همچنین در معیار شکل زمین، تقسیم بندی متفاوتی از لندفرم ها به منظور توسعه شهری ارائه گردید و ارزیابی توان مخاطرات محیطی نیز شامل ارزیابی پتانسیل سیلاب، زمین لغزش و زلزله خیزی است.
    کلیدواژگان: ارزیابی توان محیطی، آمایش سرزمین، لندفرم، ژئومورفولوژی
  • محمود احمدی، عباسعلی داداشی رودباری صفحه 2
    نقش دما و اهمیت دگرگونی آن باعث شده است که طی چند دهه اخیر توجه جدی به این پدیده آب وهوایی شود. روند رو به رشد دما در برخی از مناطق ایران و پیامدهای احتمالی آن منجر به نگرانی جدی برای پژوهشگران و برنامه ریزان شده است.هدف از این پژوهش دگرگونی مکانی روند دمای ایران طی چهار دهه اخیر می باشد. برای ارزیابی این روند از پایگاه داده مرکز پیش بینی میان مدت هواسپهر اروپایی (ECMWF) نسخه ERA Interim طی دوره زمانی 1979 - 2015 میلادی با تفکیک مکانی 125/0×125/0 درجه قوسی برای هر ماه با 9966 یاخته استفاده شد. و جهت آشکارسازی روند دما از دو روش ناپارامتریک Mann-Kendall و Sen’s Slope بهره گرفته شد. نتایج نشان داد ، چهار ماه فوریه، مارس، می و اکتبر روند دمایی یک جهته (افزایشی) را تجربه کرده اند. بیشینه متوسط آهنگ روند افزایشی کشور مربوط به فصل زمستان و کمینه آن متعلق به فصل پاییز بوده است. در تمامی ماه های سال مناطقی از کشور که بین مدار 30 تا 35 درجه شمالی قرار داشته اند بیشینه روند معنادار افزایشی را تجربه کرده اند. قلمرو مناطق سرد و معتدل کشور بیش از سایر مناطق دستخوش افزایش روند دما بوده اند. همچنین روند منفی جنوب شرق و جنوب (سواحل بوشهر) ایران ناشی از چهار دلیل: 1- دگرگونی خرد آب وهواشناسی محل؛ 2- افزایش هواویزهای هواسپهری؛ 3- بخارآب قابل بارش و 4- ابرها و دامنه دگرگونی دما، هستند. بیشینه متوسط شیب دمایی کشور با 11/0 درجه سانتی گراد مربوط به ماه فوریه و کمینه آن نیز به با 002/0 درجه سانتی گراد در ماه نوامبر اتفاق افتاده است. به طورکلی زمستان های ایران در حال گرم تر شدن است و این امر یک خطر جدی برای کانون های برف گیر کشور تلقی خواهد شد.
    کلیدواژگان: روند دما، پایگاه ECMWF، روش Mann-Kendall، روش Sen’s Slope، ایران
  • زهرا حجازی زاده، علیرضا کربلایی، عبدالرضا کاشکی، سید محمد حسینی * صفحات 5-20
    امروزه ارتباط اقلیم معماری در طراحی جهت سازه های ساختمانی و تابش انرژی خورشید کاملا مشهود است. لذا بهینه سازی جهت این سازه ها در دوره ی گرم و سرد سال سبب کاهش مصرف انرژی و افزایش بهره وری می گردد. در این راستا، پژوهش حاضر سعی دارد ضمن واکاوی شرایط تابشی در همدان، جهت بهینه ساختمان در مواقع گرم با کمترین دریافت انرژی و در مواقع سرد با بیشترین انرژی خورشیدی شناسایی شود. برای نیل به این هدف و محاسبه ی شدت تابش خورشیدی بر سطوح قائم ساختمان ها در همدان از برنامه نویسی در نرم افزار Excel و روش محاسباتی کسینوس استیونسون محاسبه و برای تفکیک دوره های سرد و گرم از نمودار محاسب دمای موثراستفاده شد. نتایج نشان داد که موقعیت ویژه جغرافیایی همدان شامل قرارگیری آن در نیمه ی غربی کشور، سردسیر بودن و همجواری آن با رشته کوه زاگرس- الوند سبب شده است که در اغلب ماه های سال(مگر در تابستان و میانه ی روز)، نیاز به انرژی خورشیدی بالا باشد. همچنین نتایج حاکی از این است که مناسب ترین جهت برای نمای ساختمان های یک طرفه جهت جنوب با انحراف 15 درجه ای به سمت شرق و غرب است. برای ساختمان های دوطرفه جهت شمال- جنوب ایده آلترین جهت است زیرا 6/18درصد انرژی تابیده شده خورشید مربوط به دوره ی گرم سال و 4/81 درصد انرژی مربوط به دوره سرد سال است. در ساختمان های چهارطرفه به ویژه مجتمع های طبقاتی و آپارتمانی نیز امتداد 75+، 105- ، 165+ و15- بهترین جهات است. در این جهات، 5/29 درصد از انرژی خورشیدی مربوط به دوره ی گرم سال و 5/70 درصد انرژی به دوره سرد سال تعلق دارد.
    کلیدواژگان: اقلیم معماری، تابش خورشید، جهت ساختمان، کسینوس استیونسون، همدان
  • لقمان زمانی، عبدالرضا رحمانی فضلی، عباس سعیدی * صفحات 21-32
    توسعه یکپارچه به مفهوم یکجانگری به ارتباط منطقی فضایی- زمانی بین بخشها در برنامه ریزی های محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی است که قاعدتا بر مشارکت فعال مردمی و مدیریت واحد ناحیه ای تاکید می ورزد. افزون بر این، توجه لازم به تعامل اثرگذار عرصه های روستایی و شهری در این چارچوب پیوسته مورد تاکید است، زیرا در غیر این صورت، آنچه اتفاق افتد، نه به نفع مراکز روستایی و نه یاور کانونهای شهری خواهد بود. نظام فضایی ناحیه سروآباد، با وجود قابلیت های برجسته، به دلیل فقدان ناهماهنگی ساختاری- کارکردی اقتصادی و برنامه ریزی مناسب و یکجانگر، از اهداف توسعه مطلوب و یکپارچه روستایی- شهری دور مانده است.
    مقاله حاضر در ارتباط با ناحیه سروآباد (شامل دو شهر سروآباد و اورامان تخت و روستاهای ناحیه) با توجه به رویکرد توسعه یکپارچه روستایی- شهری و با تکیه بر مطالعات میدانی و پیمایشی، بر اساس پژوهشی همه جانبه، به دنبال شناخت و تحلیل محدودیتهای توسعه روستایی- شهری این ناحیه بوده است. نتایج حاصله نشان می دهد، گرچه بین شاخص های اجتماعی- فرهنگی و کالبدی- فضایی، ارتباط مستقیم و معناداری ملاحظه می شود، متغییرهای ایمنی، اقتصادی- تولیدی و طبیعی- اکولوژیک، بترتیب از کمترین ارتباط و متغییر جریانهای فضایی با نشانه های توسعه یکپارچه، از ارتباطی متوسط برخوردار است؛ در نتیجه، توسعه یکپارچه روستایی- شهری، آنطور که انتظار می رود، تحقق نیافته است.
    کلیدواژگان: محدودیتهای توسعه، توسعه یکپارچه روستایی- شهری، نظام فضایی، ناحیه سروآباد
  • فرزانه عقبایی، پرویز کردوانی، علیرضا استعلاجی * صفحات 33-46
    چکیده
    پژوهش حاضر با هدف تبیین قابلیت های کارآفرینی در منطقه روستایی سبلان نگارش یافته و در این راستا، به مطالعه ابعاد و شاخصه های توسعه پایدار مناطق روستایی، کارآفرینی و اصول و روش های آن در روستاهای منطقه پرداخته و در نهایت، با توجه به قابلیت های ایجاد اشتغال و کارآفرینی موجود در منطقه سبلان، راهکارهای بهینه به منظور کارآفرینی در این منطقه، توسعه اقتصادی و توسعه پایدار آن را ارائه می دهد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی بوده و به لحاظ روش انجام از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. در گردآوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. در نهایت، داده های خام با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون تک متغیره در نرم افزار spss22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که مناطق روستایی سبلان از قابلیت های کارآفرینی متعددی برخوردارند که عبارت است از قابلیت های گردشگری در زمینه اکوتوریسم، توریسم مذهبی و توریسم ورزشی؛ قابلیت جغرافیای پزشکی در زمینه کشت گیاهان دارویی، عسل درمانی و آب درمانی؛ منابع معدنی از قبیل کانی های فلزی، غیر فلزی و مصالح ساختمانی.
    واژگان کلیدی: کارآفرینی، توسعه پایدار، مناطق روستایی
    کلیدواژگان: کارآفرینی، توسعه پایدار، مناطق روستایی
  • سمیه سادات سجادی، زینب کرکه آبادی، عباس ارغان * صفحات 138-149
    این پژوهش به بررسی دو موضوع مهم ردپای جغرافیایی و توسعه پایدار شهری در لایه های مدیریت و برنامه ریزی شهری می پردازد. جمع آوری و گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای ، میدانی و پرسشنامه استفاده شده است. این تحقیق با روش توصیفی ، تبیینی و از طریق مدل جای پای جغرافیا(ردپای اکولوژیکی) برای تعیین توسعه پایدار جامعه شهری در منطقه13انجام گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که جای پای اکولوژیکی منطقه معادل 1.913هکتار به ازای هر نفر در سال می باشد،این بدان معناست که این منطقه 1.376برابر بیش از سهم خود ظرفیت اکولوژیکی قابل تحمل را به خود اختصاص داده و نتایج این تحقیق موید این مطلب است که منطقه 13 برای برآوردن نیازهای خویش برای توسعه پایدار به مناطق دیگر تهران نیازمند بوده و از سوی دیگر الگوهای توسعه منطقه بنا بر محاسبات صورت گرفته از طریق ضرایب جینی و آنتروپی نسبی شانون تا حدودی پراکنده بوده و نابرابری و عدم تعادل در توزیع جمعیت نیز در نواحی چندگانه آن مشهود است.
    کلیدواژگان: جاپای، جغرافیا، بوم، شناسی، توسعه، پایدار، آنتروپی، شانون
  • سکینه الیانی، سعید کامیابی * صفحات 184-201
    اکوتوریسم یا گردشگری طبیعت، نوعی گردشگری پایدار است که با مشارکت گردانندگان بومی و بهره گیری از پتانسیل های طبیعی گردشگری میسر می شود. ماسال به لحاظ برخورداری از امکانات و تسهیلات در مقایسه با سایر شهرستان های استان گیلان، توسعه نیافته است درواقع نوعی روستا شهر محسوب می شود که با برنامه ریزی مناسب و درست، می توان زمینه توسعه همه جانبه آن را فراهم آورد، ولی پیش از آن شناخت و معرفی توان ها و قابلیت های این شهرستان ضروری است. از اینرو هدف از این پژوهش امکان سنجی توسعه اکوتوریسم شهرستان ماسال با تاکید بر نقش اقلیم با ایجاد فرصت های اشتغالزایی شهر و روستای آن می باشد، در واقع در این پژوهش در پی رسیدن به پاسخی مناسب و مطلوب برای این سئوال های تحقیق است:1 آیا می توان گفت اصلی ترین دلیل اشتغال زایی در شهرستان و روستاهای تابعه ماسال جاذبه های توریستی و آب و هوا و اقلیم منطقه است؟2 آیا بین میزان جاذبه های طبیعی و اقلیم شناسی شهرستان ماسال و جذب توریست در این منطقه رابطه ای وجود دارد؟پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و روش تحقیق توصیفی ،آماری(آمار استنباطی) از نوع همبستگی می باشد. روش گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی است. ضمن آنکه واحد تحلیل در این پژوهش فرد و جامعه آماری کلیه کارشناسان و خبرگان و شاغلین حوزه گردشگری شهر و توابع روستایی ماسال بوده (حدودا 150 نفر) و بدلیل محدود بودن جامعه آماری سرشماری صورت گرفته است. داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه پس از کدگذاری و انتقال به نرم افزار رایانه ای 19 SPSS ، تجزیه و تحلیل گردید. برای آزمون فرضیات، از آزمون های خی دوی تک متغیره، تحلیل عاملی و آزمون فریدمن شده است. نتایج این تحقیق بیانگر این مطلب است که بین جاذبه های توریستی شهرستان ماسال و میزان اشتغال زایی افراد در این شهرستان، بین میزان تاثیرگذاری اقلیم و جذب توریسم در شهرستان ماسال و بین میزان تحصیلات شاغلین شهرستان ماسال و جذب توریسم رابطه معنادار است
    کلیدواژگان: اکوتوریسم، اقلیم، ماسال، اشتغال زایی، روستا شهر
  • میثم طولابی نژاد، مصطفی کرمپور، سعیده عینی * صفحات 202-214
    جهت پایش خشکسالی از مقادیر روزانه میانگین دمای هوا و مجموع بارش ایستگاه پارس آباد طی دوره آماری 1961-2016 به منظور اجرای شاخص SPI در سه بازه 1، 3 و 6 ماهه و همچنین تصاویر ماهواره لندست TM به منظور اجرای شاخص خشکسالی NDVI استفاده گردید. برای بخش پیش بینی نیز از مدل CanESM2 تحت سناریوی انتشار RCP4.5 از سری پنجم سناریوهای انتشار بهره گرفته شد که برای این منظور از متغیرهای پیش بینی کننده NCEP-NCAR 1961-2005 استفاده گردید. با توجه به اجرای شاخص های خشکسالی (SPI و NDVI) و پیش بینی مقادیر دما و بارش ایستگاه پارس آباد(مدل CanESM2 تحت سناریوی RCP4.5)، مشخص گردید که وضعیت رشد مرتع در شرایط کنونی طی مراحل گلدهی و بذردهی برخی از گونه های مهم مرتعی حوضه آبخیز قوری چای نامطلوب می باشد این مهم از طریق نمودار آمبروترمیک ایستگاه پارس آباد مغان و همچنین شاخص خشکسالی SPI 1 ماهه طی دوره آماری 1375- 1395 بدست آمد اما براساس پیش بینی مقادیر دما و بارش که با استفاده مدل CanESM2 از سری مدل های گزارش پنچم اخذ گردید، این شرایط طی سال های آینده (1385- 1477) خشک تر بوده و دوره رشد پوشش مرتعی از 6 ماه به 3 ماه کاهش می یابدکه این امر با توجه به اهمییت بالای مراتع به عنوان ذخایر طبیعی، نیاز به اجرای طرح های مدیریتی و آبخیزداری در منطقه مورد مطالعه را دارد.
    کلیدواژگان: پایش، پیش بینی، خشکسالی، مدل CanESM2، مرتع
|
  • ezatolah ghanavati *, ali ahmadabadi, mosa kamanrodi kajori, Zahra Ranjbar Barogh Page 1
    Any land use program will be carried out at the ground level and will result in changes in landfill, surface and even underground landforms. In this regard, it is necessary to pay attention to the importance of landfills and landforms in their role in land application models., considering that geomorphologic knowledge studies the forms and processes of the Earth, it is necessary to consider the characteristics and processes affecting landforms in order to environmental Capability assessment in the land use planning In this research, the methods of environmental Capability assessment in land use planning of used in Iran from the geomorphology viewpoint have been investigated and analyzed. Investigating the methods according to the criteria used in each method showed that in the Land System Approch, the criteria of climate, fault, groundwater and environmental hazards are not considered, and also in the Natural Resources Master Plan, attention to environmental hazards And only two protection and grassland of land use are defined.In a system analysis, given that experts have different specializations, they do not take into account all the components of a system The Urban, Rural, and Industrial Development Model of McHarg and Makhdoum have a general view of nature. Therefore, the new environmental Capability assessment model was proposed based on the integration of existing methods and according to the geomorphology viewpoint, in order to evaluate the environmental Capability assessment based on the base units of the landform, and the resulting results would be more consistent with the Earth's realities. This model includes assessing ecological capability and assessing the environmental hazards. In assessing ecological capability, sub-criteria for dominant winds, slope curvature, surface water and underground water were added. Also, in the land parcel standard, a different classification of landforms for urban development was presented, and environmental risk assessment included flood potential assessment, landslide and seismicity.
    Keywords: environmental Capability assessment, land use planning, landform, geomorphology
  • Mahmood Ahmadi *, Abbasali Dadashi Rodbari Page 2
    The role of temperature and the importance of its transformation has led to a serious attention to this climate over the last few decades. The rising temperature in some regions of Iran and its possible implications have led to serious concerns for researchers and planners. The aim of this study is to determine the spatial transformation of Iran's temperature over the past four decades. In order to evaluate this trend, the ERA Interim European Centre for Medium-Range Weather Forecasts (ECMWF) database was used during the 1979-2015 period with a spatial resolution of 12566 × 125/0 ° arc per month with 9966 cells. Non-parametric Mann-Kendall and Sen's Slope methods were used to reveal the temperature trend. The results showed that four months of February, March, May and October experienced a one-way (incremental) temperature trend. The highest average of the country's seasonal increase was due to the winter season and its minimum was fall season. In all months of the year, the regions of the country that were between 30 to 35 degrees north have experienced the most significant incremental trend. The cold and temperate regions of the country have been experiencing higher temperatures than other areas. Also, the negative trend of south-east and south (Bushehr coastal areas) of Iran is due to four reasons: 1. Mineralization of the climate of the area; 2. Increased airborne weather conditions; 3. Precipitation vapor; and 4. Clouds and range of temperature changes. The maximum average temperature gradient of the country was at 11.1 ° C in February, and its minimum level was as high as 0.002 ° C in November. In general, Iran's winters are getting warmer, and this will be considered a serious threat to the country's flood victims.
    Keywords: Temperature trends, ECMWF database, Mann-Kendall, Sen's Slope, Iran
  • zahra hedjazizadeh, Alireza Karbalaei, abdolreza kashki, Seyed Mohammd Hoseini * Pages 5-20
    Today, the relationship between architectural climate and design for building structures and solar radiation is quite evident. Therefore, optimization of these structures during the warm and cold years will reduce energy consumption and increase productivity. In this regard, the present study tries to investigate the radiation conditions in Hamedan to optimize the building in hot weather with the lowest energy intake and in cold weather with the highest solar energy. In order to achieve this goal and calculating the solar radiation intensity on the vertical surfaces of buildings in Hamedan, using Excel software, the computational method was calculated by Cisco Stevenson, and the effective temperature calculations were used to distinguish between cold and hot periods. The results showed that the special geographical position of Hamedan, including its placement in the western half of the country, its coldness and its proximity to the Zagros-Alvand mountain range, has caused the need for energy in most months of the year (except in the summer and middle of the day) The sun is high. Also, the results indicate that the most suitable direction for the view of one-way buildings is to the south with a deviation of 15 degrees eastward and west. For the two-way buildings, the north-south direction is the ideal direction, because 18.6% of the sun's energy is related to the warm year and 81.4% of the cold year's energy. In four-sided buildings, especially class and apartment complexes, there are +75, 105, +165 and -15 best ones. In this regard, 29.5 percent of the solar energy is related to the warm year and 70.5 percent of the energy to the cold season
    Keywords: Architecture Climate, Sunlight, Building Direction, Cosine Stevenson, Hamedan
  • loghman zamani, Abaas Saidi *, Abdolreza Rahmani Fazli Pages 21-32
    Integrated development, in the sense of comprehensive approach to the logical integrity of spatial-temporal connections between sectors in environmental, economic, social, and physical planning procedures, emphasizes in fect, on the active participation of the people and unified management of areas. In addition, it focuses on the effective interaction between rural and urban areas, as otherwise it would be neither in favor of rural centers nor supporting urban centers. So, despite its outstanding capabilities, the Sarwabad’s spatial system was unable to achieve the goals of a desirable and integrated rural-urban development, lacking unified structural-functional planning.
    This article deals with the Sarwabad Area (including two cities of Sarwabad and Oraman-Takht and villages of the area). With regard to the integrated approach to rural-urban development, based on a comprehensive empirical field research, the paper has pursued the analysis and definition of the constraints of rural-urban development.
    The results show that, although there is a direct and significant relation between socio-cultural and physical-spatial indices, the security, economic and physical-ecological variables have the lowest correlation and the spatial flows have a medium link with the characteristics of integrated development.
    Therefore, As a result, integrated rural-urban development, as expected, has not been materialized.
    Keywords: Development Obstacles, Rural-Urban Integrated Development, Spatial System, Sarwabad Area
  • Parviz Kardavani, Farzane Oghbaei, Alireza Estelaji * Pages 33-46
    The purpose of this research is to explain the entrepreneurial capabilities in the rural area of Sabalan. In this regard, we study the dimensions and characteristics of sustainable development of rural areas, entrepreneurship and its principles and methods in the villages of the region. Finally, considering the capabilities Creating employment and entrepreneurship in the Sabalan region offers optimal solutions for entrepreneurship in the region, economic development and sustainable development. This research is in terms of its purpose and is descriptive-analytic in terms of its method. Data collection was done using library and field methods (questionnaire). Finally, raw data was analyzed by one-way ANOVA, Spearman correlation coefficient and univariate regression analysis using SPSS22 software. The results of the research indicate that Sabalan rural areas have several entrepreneurial capabilities that include tourism capabilities in the field of ecotourism, religious tourism and sports tourism; the medical geology capabilities of medicinal plants, therapeutic honey and hydrotherapy; mineral resources Such as metal minerals, non-metallic materials and construction materials.
    Keywords: Entrepreneurship, Sustainable Development, Rural Areas
    Keywords: Entrepreneurship, Sustainable Development, Rural Areas
  • Somayeh Sadat Sajjadi, abbas arghan *, Zaenab karkah Abadi Pages 138-149
    This study examines two important geographic footprint in layer management and sustainable urban development and urban planning.Methods of collecting and gathering information from the library, field work and questionnaires were used. This descriptive study, explain and through the geography footprint (ecological) for determining the safety of the urban population ) District 13 ( . The results show that the ecological footprint area of 1.913 hectares per person per year, This means that this area 1.376 times more than their share of ecologically sustainable capacity allocated The results of this study corroborates the notion that their needs for sustainable security in the region 13 to meet the needs of other regions is Tehran And the other regional development patterns, according to calculations by Gini coefficients of inequality and relative entropy and Shannon somewhat scattered and uneven distribution of population in urban areas it is evident.
    Keywords: The, trace, of, Geography, Ecology, Sustainable, security, development, entropy
  • Saeed Kamyabi *, Sakineh Aliyani Pages 184-201
    tourism or the tourism of nature is a kind of sustainable tourism that is possible with the participation of indigenous operators and the exploitation of natural tourism potential. Masal has not been developed in terms of facilities and facilities in comparison with other cities in the province of Gilan. In fact, it is a kind of village. With proper and proper planning, it can be the basis for its comprehensive development, but before It is necessary to recognize and introduce the capabilities and capabilities of this city. Therefore, the purpose of this study is the feasibility of the development of Ecotourism in Masal with an emphasis on the role of the climate with the creation of employment opportunities in the city and its villages. In fact, in this research, an attempt is made to find an appropriate and desirable answer to these research questions. : Is it possible to say that the main reason for employment in the city and villages of Masal is the tourist attraction and the climate and climate of the region? 2 Is there a correlation between the natural attractions and climatology of the city of Masal and the attraction of tourists in this region? The present research is a descriptive-analytic (inferential statistics) correlation method for the purpose of applied research. The method of data collection is in the form of library and field studies. In addition, the analytical unit in this research was the individual and the statistical population of all the experts and experts in the field of urban tourism and the rural functions of Masal (about 150 people) and due to the limited statistical population of the census. Collected data was analyzed by a questionnaire after encoding and transmitted to SPSS 19 computer software. To test the hypotheses, one-variable, one-way, one-way, one-way, and Friedman tests. The results of this research indicate that there is a significant relationship between the tourist attraction of Masal city and the employment rate of people in this city between the amount of climate impact and the attraction of tourism in Masal and between the education level of employed in Masal city and tourism attraction.
    Keywords: ecotourism, Climate, Masal, Occupation, Village City
  • saeide eini *, meysam toulabi nejad, Mostafa Karampoor Pages 202-214
    In order to famine exploring; temperature mean and daily data values , total of Pars abad station precipitation during 196-2016 statistical period for implementation of SPI Index were used in 1,3 and 6 months intervals and also TM Landset satellite images was applied for NDVI famine investigation. In anticipation part, CanESM2 was applied under RCP4.5 diffusion scenario in 5th series and also anticipating variables such as NCEP-NCAR 1961-2005 were applied. According to famine indices implementation (SPI and NDVI), temperature values anticipation and Pars abad station precipitation (CanESM2 model under RCP4.5 scenario), it was recognized that pasture growth situation in current conditions during flowering and seeding stages in some of main species of Ghouri chay aquiferous zone were improper. Mentioned main case was obtained through Pars abad Moghan station Ambrotermic curve and 1 month SPI famine index during 1375-1395 statistical periods, but, at the basis of anticipation temperature and precipitation values by using CanESM2 Model with 5th series model reports ; mentioned conditions will be drier during 1385-1477 and also pasture covering growth period will be reduced 6 months to 3 months. This case needs to management plans and aqueferous implementation in studied region as a natural reservoirs according to pasture high importance.
    Keywords: Exploring, Anticipation, Famine, CanEMS2 model, Pasture