فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 117 (اردیبهشت 1398)
  • پیاپی 117 (اردیبهشت 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/16
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سودابه جولایی* صفحات 1-6
    اختلافات مربوط به موضوع حق نویسندگی یا Authorship، این روزها به طور فزاینده ای در فضای آکادمیک مطرح شده و مشکلات زیادی را برای پژوهشگران و همچنین شورای سردبیری نشریات علمی ایجاد کرده است. با توجه به افزایش تعداد دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی و فعالیت های پژوهشی متعاقب آن، همه روزه شاهد بگو مگوهای رسمی و غیر رسمی در مورد مبهم و ناعادلانه بودن تصمیم گیری های مربوط به اسامی نویسندگان و نارضایتی دانشجویان و اساتید در این زمینه هستیم. این نارضایتی ها، ضرورت وجود سیاست های روشن مبتنی بر عملکرد افراد در فرایند پژوهش و انتشار نتایج آن را بیش از پیش روشن می سازد. آگاهی در مورد این سیاست ها و کابرد آن ها در عمل، می تواند نقش موثری در پیشگیری از سوء استفاده های احتمالی و مدیریت اختلاف نظرهای رایج در خصوص حق نویسندگی داشته باشد.
    حق نویسندگی یک روش صحیح تخصیص مسئولیت و دادن اعتبار برای انجام یک کار فکری به افراد است. اعتباری که به یک فرد برای همکاری در انجام یک پژوهش اعطاء می شود و اهمیت آن در ایجاد شهرت و حمایت از ارتقاء آکادمیک برای فرد نویسنده و افزایش قدرت و اعتبار سازمان هایی است که فرد به آن وابسته است. 
    افراد به صورت های مختلفی اصول اخلاقی را در زمینه نویسندگی زیر پا می گذارند. گاه به صورت قرار دادن اسامی افرادی که نقشی در انجام کار نداشته و یا نقش بسیار کوچکی داشته اند و گاه با حذف اسامی افرادی که عملا بخشی از کار را به عهده داشته اند. پیشگیری از چنین اتفاقاتی همواره بهتر از مواجهه با آن پس از وقوع است.
    بسیاری از نهادها و سازمان های آکادمیک مثل دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی استانداردهایی را برای حق نویسندگی ایجاد کرده اند که اگر چه در اصول اساسی مشابه هستند، اما ممکن است در طول زمان و از یک رشته به یک رشته دیگر تا حدودی متفاوت باشند. انگیزه های گوناگونی ممکن است وسوسه عدول از این استانداردها و اصول اساسی را در افراد تقویت کند. مثلا پژوهشگران جوان ممکن است بر این باور باشند که قرار دادن اسامی اساتید ارشد در فهرست نویسندگان، می تواند به اعتبار مقاله و شانس پذیرش آن برای انتشار بیفزاید و یا عدول از قراردان نام افراد صاحب قدرت، موقعیت کاری آنان را در خطر قرار دهد. گاهی سرمایه گذاری برای افزایش فرصت های شغلی و تحقیقاتی و دریافت حمایت های مالی، ممکن است پژوهشگران را به افزودن اسامی افراد، بر خلاف استاندارد های نویسندگی تشویق کند.
    مسئولیت تصمیم گیری در خصوص دادن اعتبار نویسندگی در هنگام انتشار نتایج فعالیت های پژوهشی در نشریات، به عهده کسانی است که کار پژوهش را انجام داده اند. گاهی ممکن است در مورد نویسندگان محصول یک اثر فکری اختلاف نظر پیش بیاید که معمولا انجام کار را دچار اختلال می کند. پژوهشگران باید از اصول اعطای حق نویسندگی که معمولا در بخش راهنمای نویسندگان هر نشریه به آن اشاره می شود، آگاهی داشته و به آن عمل کنند. همچنین مستندات مربوط به کدهای اخلاقی در انتشارات لازم است همواره به عنوان منبعی قابل قبول مد نظر قرار گیرد. 
    یکی از نکات مهم برای پیشگیری از اختلاف نظرهای احتمالی این است که معیارهای نویسندگی توسط همه اعضای تیم پژوهش در مرحله اول تحقیق مورد توافق قرار گیرد. در صورت امکان، توصیه می شود که سوابق کتبی مربوط به تصمیم گیری درباره نویسندگی توسط مسئول تیم حفظ و در صورت لزوم با توجه به نقش و مشارکت افراد در طول تحقیق با همفکری اعضای تیم بازنگری شود.
    دانشکده پزشکی هاروارد ضمن اشاره به تفاوت های سطحی، اصول اساسی نویسندگی را شامل موارد زیر می داند:

    داشتن سهم قابل توجه و مستقیم در انجام کار از توسعه ی مفهوم، تا طراحی، تجزیه و تحلیل و/ تفسیر داده ها
    مشوق و هدایت گری فکری برای ایده اولیه و حمایت در تداوم کار. (لازم به ذکر است که حمایت مالی شامل معیارهای نویسندگی نمی باشد).
    در تحقیقاتی که توسط تیم های تخصصی انجام می شود، مشارکت و مسئولیت فردی ممکن است به جنبه های خاصی از کار محدود شود، اما همه افراد بایستی در نوشتن مقاله و طرح و تایید نسخه نهایی آن مشارکت داشته باشند.
    نویسنده مسئول، حتی اگر درک عمیقی از هر بخش تخصصی کار ندارد، باید درک و اشراف کامل نسبت به کلیت کار داشته باشد.
    نویسنده مسئول باید اطمینان حاصل کند که همه ی نویسندگان استانداردهای اساسی نویسندگی را دارا هستند و توضیحات مختصر از مشارکت آنان را در روند کار بصورت مکتوب برای ارائه به سردبیر داشته باشد.


    تعیین ترتیب نویسندگان ممکن است در کشورها، سازمان ها و گروه های تحقیقاتی مختلف، به شیوه های متفاوتی صورت گیرد. یکی از روش های متداول تعیین ترتیب نویسندگان، بر اساس سهمی است که هر یک در انجام کار داشته اند و این که چه کسی رهبری کار تحقیق و نگارش مقاله را به عهده داشته است. در برخی موارد با تجربه ترین افراد به عنوان نویسنده آخر و مسئول در نظر گرفته می شوند و گاهی هم اسامی ممکن است به ترتیب حروف الفبا ذکر شود. معمولا انتخاب بر اساس نقش و مسئولیت افراد در پژوهش و سپس در نگارش مقاله، متداول تر از دیگر روش هاست. به این ترتیب انتظار می رود که نویسنده اول، بیشترین نقش را در انجام کار داشته باشد.
    گاهی اوقات اسامی افرادی در فهرست نویسندگان قرار می گیرد که هیچ نقشی در انجام کار نداشته اند. این افراد ممکن است رئیس دپارتمان یا افرادی با نفوذ و قدرت باشند. از سوی دیگر ممکن است شما اسامی دوستی را به فهرست خود اضافه کنید با این امید که او نیز چنین کاری را برای شما انجام دهد. به این افراد "نویسنده افتخاری" گفته می شود و افزودن اسامی آنان با اصول اخلاق نشر در تضاد است.
    کمیته بین المللی سردبیران نشریات پزشکی(International Committee of Medical Journals Editors /ICMJE) در سال 2018 توصیه هایی را برای انجام، گزارش، ویرایش و انتشار فعالیت های علمی در نشریات پزشکی توصیه کرده است که بر اساس آن نویسندگی چهار شرط اساسی دارد:•  داشتن سهم قابل توجه در طراحی، گردآوری، یا تجزیه و تحلیل و یا تفسیر داده ها
    •  تهیه پیش نویس مقاله و یا مرور و نقد دقیق محتوای فکری آن
    •  مرور و تایید نسخه نهایی مقاله پیش از انتشار
    •  توافق برای پاسخگویی به تمام جنبه های کار و حصول اطمینان از این که سئوالات مربوط به صحت و یا یکپارچگی هر بخش از کار، مناسب مورد بررسی و حل و فصل قرار می گیرند.
    هریک از افراد در فهرست اسامی نویسندگان، علاوه بر پاسخگویی در مورد بخش هایی از کار که شخصا انجام داده است، باید قادر به تشخیص نقش سایر نویسندگان باشد. همچنین افرادی که به انجام پروژه و یا تدوین مقاله کمک کرده اند، اما مشارکت آنها به اندازه ای نبوده که در فهرست نویسندگان قرار گیرند، باید در قسمت قدردانی از آن ها تشکر شود.
    موارد یاد شده یک راهنمای عمومی است و ممکن است رشته ها یا نشریات مختلف، استانداردهای گوناگونی را در حوزه خود اعمال کنند. مثلا برخی نشریات تاکید دارند که تمام کسانی که در فهرست نویسندگان قرار دارند حتما دارای تمام چهار معیار ICMJE برای نویسندگی باشند. نویسنده مسئول مسئولیت شناسایی افرادی که با این معیارها مطابقت دارند را بر عهده دارد. برقراری ارتباط با مجله در هنگام ارسال مقاله، بررسی سهم و نحوه مشارکت افراد در کار پژوهشی و حصول اطمینان از انجام تمام الزامات اداری مجله، نظیر ارائه جزئیات صحیح مربوط به نویسندگان، مجوز کمیته اخلاق، مدارک ثبت کارآزمایی و فرم های مربوط به تعارض منافع از دیگر وظایف نویسنده مسئول می باشد. نویسنده مسئول همچنین دریافت کننده نظرات داوران و نسخه نهایی برای تایید نویسندگان نیز می باشد. اگر چه این وظایف ممکن است بر اساس توافق قبلی به یک یا چند همکار اختصاص داده شود.
    نویسنده مسئول مقاله باید قبل از شروع کار مشخص گردد و هنگامی که یک گروه بزرگ با چندین نویسنده یک کار پژوهشی را انجام داده است، به طور ایده آل گروه باید تصمیم بگیرند که چه کسی قرار است در فهرست نویسندگان باشد. همه اعضای گروه که قرار است در فهرست نویسندگان قرار گیرند لازم است که تمام چهار معیار نویسندگی از جمله مرور و تایید نسخه نهایی مقاله را داشته باشند و بتوانند مسئولیت کلی کار و مسئولیت دقت و صحت کار دیگر نویسندگان گروه را به عهده بگیرند.
    در هر حال هنگامی که در میان نویسندگان با اختلاف نظر مواجه می شویم، لازم است حتما به دستورالعمل کمیته اخلاق نشر و یا توصیه های سردبیران نشریات پزشکی و دیگر دستورالعمل های موجود در این زمینه مراجعه شود. اما قبل از هرچیز ایجاد و تقویت یک فرهنگ اخلاقی در زمینه انتشارات موضوعی کلیدی است که انتظار می رود که اساتید به نوبه خود این موضوع را مدنظر قرار داده و به عنوان یک الگو در این زمینه فرهنگ سازی کنند. صحبت در مورد این موضوع از ابتدای کار و تصمیم گیری درباره آن قبل از شروع نگارش هر مقاله می تواند در پیشگیری از اختلاف نظرهای بعدی بسیار موثر واقع شود.
    کلیدواژگان: حق نویسندگی، راهنما، پژوهش
  • فریده باستانی*، پروانه بیگی بروجنی صفحات 7-21
    زمینه و هدف
    بیماری دیابت با شیوع حدود 5/4 میلیون نفر در ایران، دارای ماهیت مزمن پیشرونده به همراه عوارض طولانی مدت است که به دنبال به کارگیری نادرست مهارت های مقابله ای ناشی از تاثیر عامل روانشناختی احساس پیری باعث افت سلامتی می شود. پژوهش حاضر به منظور تعیین ارتباط احساس پیری با استقلال عملکردی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو در مرکز دیابت شهرستان بروجن انجام گردید.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی به روش غیراحتمالی در دسترس بر روی 123 سالمند 60 تا 74 سال مبتلا به دیابت در شهرستان بروجن انجام شد. بعد از اخذ رضایت نامه کتبی، پرسشنامه  Barthelجهت ارزیابی استقلال عملکردی و Brief Ageing Perceptions Questionnaire B-APQ)) برای بررسی احساس پیری (ادراک از سالمندی) به صورت مصاحبه حضوری در مدت زمان 20 دقیقه تکمیل شد.
    یافته ها
    یافته ها در پژوهش حاضر نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمره کل احساس پیری در سالمندان مورد مطالعه 5/7 ± 21/58 بود که نشان از احساس نامطلوب از پدیده سالمندی داشت که بعد ادراک منفی از پیری 1/16 درصد را شامل می شد. میانگین نمره استقلال عملکردی سالمندان مورد پژوهش 8/4 ± 71/95 بود که 8/52 درصد شرکت کنندگان دارای وابستگی جزئی و کمترین تعداد (4/11%) دارای وابستگی متوسط بودند. نتایج مطالعه ارتباط آماری معنی دار و معکوس بین نمره کل استقلال عملکردی و نمره کل احساس پیری (001/0P<، 37/0-r=) را نشان داد.
    نتیجه گیری کلی
    با توجه به نتایج این مطالعه که ارتباط معنی دار و معکوسی را بین ادراک از سالمندی و استقلال عملکردی در گروه مورد مطالعه نشان داد، شناخت و آگاهی از این گونه عوامل روانشناختی و ظرفیت و استقلال عملکردی در گروه های سنی متفاوت می تواند به سیاست گذاری مرتبط با سلامت جامع سالمندان و طراحی برنامه های پیشگیرانه به عنوان مراقبت های کل نگر و انجام مداخلات آموزشی و مشاوره ای بیانجامد. بنابراین پیشنهاد می گردد با توانمندسازی سالمندان و افزایش استقلال عملکردی در آنان، ادراک این گروه سنی را از سالمندی بهبود بخشید. برای کاهش احساس منفی از سالمندی می توان با راهکارهایی همچون آموزش و مشاوره های توانمندسازی، احساس مثبت از سالخوردگی را در آنان تقویت نمود و آنان را در راستای ارتقاء سلامت و استقلال عملکردی پیش برد.
    کلیدواژگان: احساس پیری، استقلال عملکردی، سالمند، دیابت
  • ندا دو دانگه، معصومه خیرخواه*، جمیله ابوالقاسمی، فراز مجاب، فاطمه فرشاد صفحات 23-30
    زمینه و هدف
    قارچ کاندیدا مسئول90-50 درصد عفونت های دستگاه تناسلی زنان است. مقاومت ایجاد شده در برابر داروهای آزول، ضرورت تحقیق داروهایی جدید در درمان عفونت های واژینال را مطرح نمود. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر کرم واژینال شیرین بیان با کلوتریمازول برعلائم ولوواژینیت قارچی انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه یک کارآزمایی بالینی سه سوکوراست که بر روی 60 زن مبتلا به واژینیت قارچی انجام شد. معیار ورود داشتن دو علامت از علائم ولوواژینیت قارچی (خارش، سوزش، ترشح سفید پنیری، درد حین مقاربت و سوزش ادرار) و اسمیر واژینال مثبت بود. واجدین شرایط پس از اخذ رضایت نامه آگاهانه با انتخاب یکی از کارت های A، B به یکی از گروه ها تخصیص داده می شدند. بیماران هر شب یک اپلیکاتور از کرم واژینال کلوتریمازول یا شیرین بیان را که در تیوب های 50 میلی گرمی مشابه که از قبل با حروف A، B توسط داروساز مشخص شده بود، استعمال می کردند. ابزار گردآوری اطلاعات فرم ثبت اطلاعات جمعیت شناختی و باروری، چک لیست مشاهدات بالینی و فرم ثبت نتایج اسمیر واژینال بود. پس از تکمیل دوره درمان هفت روزه مجددا در درمانگاه زنان، از نمونه های پژوهش معاینه و اسمیر واژینال انجام می شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 16 و با آزمون های آماری کای دو، مک نمار و روش معادلات برآوردگر تعمیم یافته تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج اسمیر واژینال و بهبود علائم ترشح، درد حین مقاربت، سوزش و تحریک در گروه های تحت درمان با کلوتریمازول و شیرین بیان مشابه بود، بهبود علائم خارش و سوزش ادرار در گروه کلوتریمازول بهتر از شیرین بیان بود.
    نتیجه گیری کلی: کرم واژینال شیرین بیان می تواند به عنوان نوعی درمان جانبی در کنار درمان های اصلی در زنانی که تمایل به استفاده از داروهای گیاهی دارند به کار برده شود. لذا می توان تجویز آن را به ماماها و متخصصین زنان توصیه نمود.
    کلیدواژگان: ولوواژینیت، کاندیدا، شیرین بیان، کلوتریمازول
  • فریبا نصیری زیبا، مریم ساعتی*، حمید حقانی صفحات 31-44
    زمینه و هدف
    بیماران دارای استومی گوارشی دوره هایی از تنش های روانی و جسمی از جمله اختلال در خودکارآمدی را تجربه می کنند. تصور می شود عواملی مانند هوش هیجانی می توانند با خودکارآمدی در بیماران، مرتبط باشند. این مطالعه با هدف تعیین همبستگی هوش هیجانی با خودکارآمدی در بیماران دارای استومی گوارشی انجام شده است.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی بود که با همکاری 155 نمونه (79 مرد، 76 زن) بیمار دارای استومی گوارشی (کلستومی و ایلئوستومی) که در سال 1397 به بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران و انجمن استومی ایران مراجعه نمودند انجام یافت. روش نمونه گیری به شیوه در دسترس بود. ابزار پژوهش شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه خودکارآمدی استومی و پرسشنامه هوش هیجانی Schutte بود. تجزیه تجلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی، آزمون ANOVA و تی مستقل انجام شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی مثبت و معنی داری بین هوش هیجانی و خودکارآمدی وجود داشت (001/0>0=P) (49/0 r=). هرچند که بین هوش هیجانی با مشخصات جمعیت شناختی بیماران رابطه ی معنی داری یافت نشد. اما بین خودکارآمدی با مشخصات جمعیت شناختی بیماران در بعد وضعیت تاهل ارتباط معنی داری وجود داشت (03/0=P)، بدین صورت که بیماران متاهل از سطح خودکارآمدی بالاتری برخوردار بودند.
    نتیجه گیری کلی
     بیمارانی که هوش هیجانی بالاتری داشتند از سطوح خودکارآمدی بالاتری نیز برخوردار بودند، توصیه می شود با برنامه ریزی و اجرای مداخلات آموزشی در زمینه ی هوش هیجانی، قدمی مثبت در جهت افزایش خودکارآمدی این بیماران برداشته شود.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، خودکارآمدی، استومی گوارشی، استوما
  • سیده سعیده موسوی، سیده بتول حسن پور ازغدی* صفحات 45-57
    زمینه و هدف
    شناخت ویژگی های عاطفی، اجتماعی و سلامت روان زنان نابارور می تواند در جهت کمک به کیفیت زندگی آنان کمک کننده باشد. در این راستا یکی از مسایل مهم برای تسریع این امر، تعیین بهزیستی روانشناختی است. هدف از رائه این مقاله مروری جامع بر پژوهش های انجام شده درباره بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در سراسر ایران است.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه مروری است. به منظور یافتن مطالعات مرتبط در زنان نابارور ایرانی، جستجو از طریق پایگاه های اطلاعاتی معتبر فارسی زبان شامل: بانک اطلاعات نشریات کشور و پایگاه های مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایران و پایگاه های انگلیسی زبان شامل: Google Scholar, EMBASE, Web of Science, MEDLINE, Pub Med, Science Direct, Scopus با ترکیبی از کلید واژه های: Infertil”, infertility, well-being, “psychological well-being”, ‘Iran’ “women که معادل فارسی آن ها به ترتیب زنان نابارور، ناباروری، بهزیستی و بهزیستی روانشناختی و ایران می باشد بدون محدودیت زمانی انجام شد. از مجموع 24 مقاله بدست آمده بعد از بررسی دقیق، 12 مقاله که به طور مستقیم در مورد بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در ایران بود، در این مطالعه وارد شدند.
    یافته ها
    با توجه به مرور متون مربوطه، بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در سالهای اخیر نسبت به گذشته افزایش یافته و در شهر های بزرگ با قومیت های مختلف به ویژه فارس زبان، میانگین بهزیستی روانشناختی نسبت به شهرهای کوچک بیشتر است، در صورتی که مداخلات آموزشی و مشاوره ای که به شکل های مختلف بر روی بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در ایران انجام شده، همه سبب بهبود بهزیستی روانشناختی آنان شده است.
    نتیجه گیری کلی
     گرچه بهزیستی روانشناختی زنان نابارور ایرانی در مطالعات اخیر افزایش یافته است، ولی با توجه به این که بعضی متغیرهای دموگرافیک بر میزان بهزیستی روانشناختی اثر می گذارند و بیشتر پژوهش های انجام یافته در ایران ارتباط بین متغیرهای دموگرافیک را با بهزیستی روانشناختی در نظر نگرفته است، به نظر می رسد، نیاز به مطالعه ای توصیفی با حجم نمونه بالا است که بتواند اثر بعضی متغیرهای دموگرافیک مثل تحصیلات، قومیت و محل سکونت را بر متغیر بهزیستی روانشناختی بررسی کند.
    کلیدواژگان: بهزیستی روانشناختی، زنان نابارورر، ایران، مقاله مروری
  • مریم قربان زاده، سپیده غلامی، آزاده سارانی، فائزه بادلی، فاطمه نسیمی* صفحات 58-68
    زمینه و اهداف
    خطاهای دارویی یکی از مشکلات عمده در امر بهداشت و درمان در جهان است که سالانه سبب مرگ و میر و عوارض جسمی و روحی فراوانی در بیماران، خانواده ها و جامعه می شود. از آنجا که پرستاران یکی از اعضای کلیدی در امر مراقبت مستقیم از بیماران می باشند، این مطالعه با هدف تعیین شیوع، موانع گزارش دهی و عوامل موثر بر بروز خطاهای دارویی از دیدگاه پرستاران انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بر روی 140 پرستار شاغل در بیمارستان های آموزشی شهر بجنورد در سال 1396انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای چهار قسمتی شامل اطلاعات جمعیت شناختی، ارزیابی نوع خطاهای دارویی، علل گزارش نکردن آن ها و عوامل موثر بر بروز آن ها بود. جهت تجزیه و تحلیل داده‎ها از آمار توصیفی و تحلیلی و نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده گردید.
    مهم ترین دلایل اشتباهات دارویی به ترتیب شامل عوامل مربوط به بخش (69/0 ± 40/3)، عوامل مدیریت پرستاری (91/0 ± 31/3) و عوامل مربوط به پرستار (78/0 ± 16/3) بود و عوامل فرایند گزارش دهی مهم ترین علت عدم گزارش دهی بیان شد. همچنین بین متغیرهای جمعیت شناختی پرستاران با خطاهای دارویی، پروتکل های دارویی، عوامل مربوط به پرستار، عوامل مربوط به بخش، ترس از عواقب گزارش دهی، عوامل فرایند گزارش دهی و ترس از عوامل مدیریتی رابطه معنی داری وجود داشت.

    نتیجه گیری کلی
     با توجه به این که بسیاری از خطاهای دارویی مرتبط با عوامل درون بخش و مدیریتی می باشد، مدیران پرستاری باید بر اصلاح فرایندهای موثر بر خطاهای دارویی و گزارش دهی آن ها، تاکید بیشتری داشته و به دنبال راهکارهای کنترل وکاهش این خطاها باشند.
    کلیدواژگان: خطاهای دارویی، پرستاران، سیستم های گزارش دهی
  • لیلا اسماعیل پور، عزت جعفرجلال* صفحات 69-79
    زمینه و هدف
    با توجه به ماهیت بیماری و وضعیت مددجویانی که تحت درمان هستند، در بخش های روانپزشکی فشار، تنش و استرس بیشتر از سایر بخش ها است که این امر ممکن است سلامت عمومی پرستاران در همه ابعاد را به خطر اندازد. این موضوع می تواند کیفیت زندگی کاری پرستاران راتحت تاثیر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط کیفیت زندگی کاری با سلامت عمومی پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی مراکز آموزشی درمانی دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران انجام گرفته است.
    روش بررسی
    این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است که در آن 200 نفر از پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی مراکز آموزشی و درمانی دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران که با روش نمونه گیری طبقه ای با تخصیص نسبتی انتخاب شدند، شرکت داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل  Quality of Work Life QuestionnaireوGeneral Health Questionnaire  بود. در تجزیه و تحلیل آماری از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل و آنالیز واریانساز طریق نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین نمره کیفیت زندگی کاری کسب شده پرستاران مورد پژوهش در سطح متوسط و میانگین نمره کسب شده در سلامت عمومی آنان در سطح خوب به دست آمد. کیفیت زندگی کاری به طور کلی با سلامت عمومی در دو حیطه علائم اضطرابی و اختلال خواب (026/0P=) و علائم افسردگی (041/0P=) همبستگی معنی دار آماری معکوس داشتند یعنی با افزایش کیفیت زندگی کاری نمره سلامت عمومی در حیطه علائم اضطرابی و اختلال خواب.و علائم افسردگی.یافت که نشاندهنده بهبود سلامت عمومی در دو بعد ذکر شده می باشد.
    نتیجه گیری کلی
    کیفیت زندگی کاری می تواند سلامت عمومی پرستاران بخش های روانپزشکی را در ابعاد علائم اضطرابی و اختلال خواب و علائم افسردگی تحت تاثیر قرار دهد. به کارگیری سیاست هایی جهت ارتقاء شرایط کار و بهبود کیفیت زندگی کاری پرستاران می تواند اثرات مطلوبی بر سلامت عمومی آنان در بخش های روانپزشکی داشته باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی کاری، سلامت عمومی، پرستار، بخش روانپزشکی
  • ریحانه نیک نژاد، محمد اکبری، مریم باقری، مریم هاشمی، فاطمه قائدی حیدری، اکرم اعرابی* صفحات 80-90
    زمینه و هدف
    ایمنی بیمار یکی از اجزای مهم در کیفیت مراقبت های بهداشتی محسوب می شود. یکی از مشکلات اصلی ارائه دهندگان خدمات بهداشتی در ارتقاء کیفیت مراقبت ها، نگرش های غیرایمن کارکنان است که با بروز خطاها و حوادث بیمارستانی ارتباط نزدیکی دارد. از طرف دیگر، توسعه مطلوب ایمنی بیماران بدون ایجاد نگرش ایمن در تسهیلات بهداشتی و درمانی امکان پذیر نیست. هدف از مطالعه حاضر تعیین نگرش مراقبین سلامت به ایمنی بیمار در اتاق عمل بیمارستان های آموزشی منتخب شهر اصفهان می باشد.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه مقطعی ازنوع توصیفی- تحلیلی است که در سال 1397 بر روی 217 نفر از مراقبین سلامت شاغل دراتاق عمل بیمارستان های آموزشی منتخب شهر اصفهان با روش نمونه گیری سهمیه ای انجام گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد نگرش ایمنی (SAQ) جمع آوری شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 18 و با روش های آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی مستقل و همبستگی پیرسون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین نمره کل نگرش ایمنی مراقبین سلامت 06/59 با انحراف معیار 84/11 از 100 به دست آمد. بالاترین نمره مربوط به بعد شناخت استرس با میانگین 93/79 با انحراف معیار 46/17 و کمترین نمره مربوط به بعد شرایط کاری با میانگین 01/48 با انحراف معیار 07/18 بود. بر این اساس، 3/49 درصد افراد مورد نظر، نمره نگرش خود نسبت به ایمنی بیمار را بسیار خوب و عالی توصیف کردند. اگرچه 7/50 درصد آن ها نیز این نمره ایمنی را متوسط تا ضعیف ذکر کردند.
    نتیجه گیری کلی
     با توجه به نتایج، میانگین نگرش ایمنی در میان همه کارکنان اتاق عمل ایده آل به نظر نمی رسد. اهتمام مدیران و کارکنان بیمارستان ها در انجام برنامه های مداخلاتی موثر در جهت ارتقای فرهنگ و نگرش ایمنی در میان کارکنان اتاق عمل ضروری می باشد
    کلیدواژگان: نگرش، ایمنی بیمار، اتاق عمل، مراقبین سلامت
|
  • S Joolaee* Pages 1-6
    Nowadays, the issue of Authorship has increasingly expanded in the academic world and has resulted in a lot of problems for scholars and the editorial board of scientific Journals. Given the increasing number of postgraduate students and subsequent research activities, every day we witness the formal and informal arguments on the ambiguity and unfairness of decisions regarding authors' names and the dissatisfaction of students and professors in this regard. These discontents make it clearer that there is an urgent need for the policies that address the road map for researchers. Knowing about these policies and their practical application can play an effective role in preventing potential misuse and managing common disputes over authorship.
    Authorship is a proper method of assigning responsibility and giving credit for doing intellectual work to individuals. The credit is given to an individual to collaborate on research and its importance in fostering reputation and support for academic promotion for the author and increasing the strength and credibility of the affiliated organizations.
    Individuals violate ethical principles in authorship in a variety of ways; sometimes by placing names of people who did not have a role in doing research or played a very small role, and sometimes by removing the names of people who have been involved in a part of the research. Preventing such events is always better than confronting it after the occurrence.
    Many academic institutions and organizations, such as universities and research institutes, have developed standards for authorship, although they are similar in basic principles, may vary somewhat over time and from one discipline to another. Various motivations may reinforce the temptation to violate these standards and fundamental principles in individuals. For example, young researchers may believe that putting senior faculty names in the list of authors can increase the credibility of the paper and the chance of accepting it for publication, or not placing the names of people who own power, would endanger their job position. Sometimes, investment in expanding job and research opportunities and receiving financial support may encourage researchers to add people's names, conflicting with the authorship standards.
    The responsibility for deciding to give authorship credit when publishing the results of research activities in journals is to those who have conducted the research. Sometimes there may be disagreements about the authors of the product of an intellectual effect, which usually interfere with the work. Researchers need to be aware of and apply the principles of authorship, which usually referred to in the section of author’s guideline in each journal. As well, the documentation of ethical codes in publications should always be considered an acceptable source.
    One of the important points to prevent possible disagreements is that the authorship criteria are agreed upon by all members of the research team in the first phase of the research. Whenever possible, it is recommended that written records of authorship decisions be maintained by the team leader and, if necessary, revised by the team members according to the role and participation of individuals during the research.
    Harvard Medical Schoo considers the basic principles of authorship as:

    Having a significant and direct contribution to the work from conceptual development to design, analysis, and/ interpretation of data.
    Motivating and guiding intellectually for the basic idea and supporting the continuity of work. (It should be noted that financial support does not include the criteria for authorship).
    In research conducted by specialized teams, individual engagement and responsibility may be limited to certain aspects of work, but everyone should be involved in writing the article and finalizing its final version. 
    The corresponding author, even if does not have a deep understanding of any specialized part of the work, must have a complete understanding of the overall work.
    The corresponding author should ensure that all authors have the basic standards of authorship, and she/he should have a written brief description of their participation in the research process to provide the editor.


    The order of authors may be determined in different ways in different countries, organizations, and research groups. One of the common ways to determine the order of the authors is based on each author’s contribution, and who has been the leader of the research and writing of the article. In some cases, the most experienced person is considered the last author and correspondence, and sometimes the names may be mentioned in alphabetical order. Usually, selection based on the roles and responsibilities of people in the research, and then in writing the article, is more common than other methods. In this way, it is expected that the first author will have the greatest role in doing the work.
    Sometimes the names of people are on the list of authors who have not played any role in the work. These people may be in the role of head of the department or influential people. On the other hand, you may add your friends’ names to your list, hoping that he will do the same for you. These people are called "honorary authors," and adding their names is conflicting with the principles of publication ethics.
    The International Committee of Medical Journals Editors (ICMJE) in 2018 made recommendations for conducting, reporting, editing, and disseminating scientific works in medical journals, according to which authorship has four essential requirements:

    Having a significant contribution to designing, collecting, analyzing or interpreting data
    Preparing the draft of a paper or accurately reviewing and criticizing its intellectual content
    Reviewing and approving the final version of the article before its publication
    Agreeing to address all aspects of work and ensuring that questions about the accuracy or integrity of each part of work are appropriately considered and resolved.


    Each person on the list of authors, in addition to taking responsibility for the parts of the work that has personally done, must be able to recognize the roles of other authors. Also, those who have contributed to the performance of the project, or compilation of the article, but their participation was not so much that they can be on the authors’ list, should be appreciated in the acknowledgment section.
    The above items are a general guide, and different disciplines or journals may apply different standards in their field. For example, some journals emphasize that all those designated as authors must meet all four ICMJE criteria for authorship. The corresponding author is responsible for identifying the individuals who meet these criteria. Other responsibilities of the corresponding author include communicating with the journal when submitting a manuscript, determining the contribution of individuals to the research work, and ensuring the fulfillment of all the administrative requirements of the journal, such as providing correct details of authors, ethics committee approvals, trial registration records and the form of conflict of interest. The corresponding author also receives comments from the reviewers and the final version of the paper for approval by the authors. However, these tasks may be assigned to one or more colleagues by prior agreement.
    The corresponding author must be identified before the start of the work, and when a large team with several authors have conducted a research, the team should ideally decide who is going to be in the author's list. All members of the team that are supposed to be in the list of authors need to meet all four criteria for authorship, including the review and approval of the final version of the paper, and be able to assume overall responsibility of the work and responsibility for the accuracy of the work of other authors in the team. However, when there are disagreements among authors, it is imperative to follow the instructions of the Publication Ethics Committee or the recommendations of the editors of medical journals and other guidelines in this area. But first and foremost, developing and strengthening of an ethical culture in the field of publications is a key issue that professors are expected to take into account and act as a role model in their academic role with both their students and colleagues. Speaking about this issue from the beginning of the work and making a decision about it before writing an article, can be very effective in preventing future disagreements.
    Keywords: Authorship, Guidelin, Research
  • F Bastani*, P Beigi Boroujeni Pages 7-21
    Background & Aims
    Diabetes mellitus (DM) affects 4.5 million individuals in Iran. DM has a chronic, progressive nature and is associated with long-term complications, which adversely affect health due to the adoption of improper coping mechanisms, stemming from the psychological factor of ageing perception. The present study aimed to determine the correlation between the perception of aging and functional independence in the elderly patients with DM admitted to the diabetes center in Boroujen, Iran.
    Materials & Methods
    This cross-sectional study was conducted on 123 elderly patients with DM (age range: 60-74 years), who were selected via non-probability sampling in Boroujen, Iran. After obtaining written informed consent, data were collected using Barthel functional independence scale and brief ageing perception questionnaire (B-APQ) via face-to-face interviews with the subjects (20 minutes) to complete the questionnaires.
    Results
    The mean total score of ageing perception in the patients was 58.21±7.5, which indicated the unfavorable perception of ageing, encompassing 16.1% of the dimension of negative perception of aging. In addition, the mean total score of functional independence was 95.71±4.8, indicating that 52.8% of the subjects had slight dependence, while the lowest number of the patients (11.4%) had moderate dependence. The obtained results of the study indicated an inverse, significant correlation between the total scores of functional independence and perception of aging (P≤0.001; r=-0.76).
    Conclusion
    According to the results, which demonstrated the inverse, significant correlation of the perception of aging and functional independence in the patients, it seems that the awareness of the influential psychological factors in the health and functional capacity and independence of various age groups could help policymakers to adopt preventive strategies for comprehensive geriatric healthcare as a form of holistic care, which in turn results in the implementation of educational and counseling interventions. Therefore, it is recommended that the perception of ageing be enhanced in the elderly through the empowerment of these individuals and increasing their functional independence. Some of the suggested approaches to the reduction of the negative perception of ageing include empowerment education and counseling in order to enhance the positive perception of ageing, thereby helping the elderly in functional independence and health promotion.
    Keywords: Perception of Ageing, Functional Independence, Elderly, Diabetes
  • N Dodangeh, M Kheirkhah*, J Abolghasemi, F Mojab, F Farshad Pages 23-30
    Background & Aims
    Candidiasis accounts for 50-90% of vaginal infections in women. Resistance to azole drugs has prompted research into new drugs for the treatment of vaginal infections. The present study aimed to compare the effects of Glycyrrhiza Glabra vaginal cream and clotrimazole on the symptoms of fungal vulvovaginitis.
    Materials & Methods
    This triple-blind clinical trial was conducted on 60 women with candida vaginitis. The inclusion criteria were the presence of two symptoms of fungal vulvovaginitis (itching, burning, discharge, dyspareunia, and dysuria) and positive vaginal smear. After obtaining informed consent, eligible subjects chose the cards A or B and were assigned to each study group. The patients used an applicator containing clotrimazole or Glycyrrhiza Glabra vaginal cream every night, which were prepared in identical tubes (50 mg) and labeled A or B by a pharmacist. Data were collected using demographic and fertility forms, a checklist of clinical observations, and a record of the results of vaginal smear. After completing the treatment period for seven days, the subjects referred to the gynecological clinic again for examination and vaginal smears. Data analysis was performed in SPSS version 16 using Chi-square, McNemar's test, and generalized estimating equation.
    Results
    The results of vaginal smear and improved symptoms of vulvovaginitis (discharge, dyspareunia, irritation, and irritation) were similar in clotrimazole and Glycyrrhiza Glabra groups, while the improvement of the symptoms of itching and burning was more significant in the clotrimazole group compared to the Glycyrrhiza glabra group.
    Conclusion
    According to the results, Glycyrrhiza Glabra vaginal cream could be used as an adjunct therapy to major treatments in the women who are willing to use herbal medication. Therefore, it should be recommended to midwives and gynecologists.
    Keywords: Vulvovaginitis, Candida, Glycyrrhiza glabra, Clotrimazole
  • F Nasiri Ziba, M Saati*, H Haghani Pages 31-44
    Background & Aims
    Patients with intestinal stoma experience periods of psychological and physical disorders, including disturbances in self-efficacy. It is presumed that factors such as emotional intelligence could be associated with self-efficacy in these patients. The present study aimed to determine the correlation between emotional intelligence and self-efficacy in patients with intestinal stoma.
    Materials & Methods
    This descriptive-correlational study was conducted on 155 patients (79 men and 76 women) with intestinal stoma (colostomy and ileostomy) referring to the selected hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences and Iranian Ostomy Association in 2018. The patients were selected via convenience sampling. Data were collected using a demographic questionnaire, ostomy self-efficacy questionnaire, and Schutte self-report emotional intelligence test. Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive and inferential statistics, including the analysis of variance (ANOVA) and independent t-test.
    Results
    The results of Pearson's correlation-coefficient indicated a positive, significant correlation between emotional intelligence and self-efficacy (P<0.001; r=0.49). However, no significant associations were observed between demographic variables and emotional intelligence. On the other hand, self-efficacy was significantly correlated with the marital status of the patients (P=0.03), so that the married patients had higher self-efficacy compared to the single patients.
    Conclusion
    According to the results, the patients with higher emotional intelligence had higher self-efficacy. Therefore, it is recommended that proper planning and educational interventions be implemented regarding emotional intelligence in order to enhance self-efficacy in patients with intestinal stoma.
    Keywords: Emotional Intelligence, Self-efficacy, Intestinal Stoma, Ostomy
  • SS Mousavi, SB Hasanpoor Azghady* Pages 45-57
    Background & Aims
    Recognition of the emotional, social, and mental health of infertile women could contribute to their quality of life. The assessment of psychological wellbeing is considered to be essential in this regard. The present study aimed to provide a comprehensive review of the research focused on the psychological wellbeing of infertile women in Iran.
    Materials & Methods
    This review study was conducted to find the studies regarding Iranian infertile women via searching in Persian databases (MagIran, SID, and IranMedex) and English databases (Google Scholar, Web of Science, EMBASE, Medline, PubMed, ScienceDirect, and Scopus) using a combination of Persian keywords, including infertile, infertility, wellbeing, psychological wellbeing, and Iran with no time limitation. In total, 24 related articles were retrieved, 12 of which were specifically focused on the psychological wellbeing of infertile women in Iran and further reviewed.
    Results
    According to the literature, the psychological wellbeing of infertile women has increased in recent years, and the average psychological wellbeing is reported to be higher in large cities with various ethnicities (especially Persian-speaking ethnicities) compared to smaller cities. In addition, the educational interventions and consultations that have been performed regarding the psychological wellbeing of infertile women using various methods in Iran have largely contributed to the improvement of this factor.
    Conclusion
    Although the psychological wellbeing of Iranian infertile women has been reported to increase in recent studies, the effects of some demographic variables on the psychological wellbeing of these women have not been adequately investigated in most of the studies in Iran. Therefore, it is recommended that the associations of various demographic characteristics and psychological wellbeing be further explored. It seems that descriptive studies on large sample sizes are required in order to assess the effects of some demographic variables (e.g., education level, ethnicity, and residence) on the psychological wellbeing of infertile women.
    Keywords: Psychological Wellbeing, Infertile Women, Iran, Review Study
  • M Ghorbanzadeh, S Gholami, A Sarani, F Badeli, F Nasimi* Pages 58-68
    Background & Aims
    Medication errors are major healthcare concerns across the world, which cause mortality and physical and psychological complications in patients, their families, and the community every year. Considering the key role of nurses in direct patient care, the present study aimed to investigate the prevalence, barriers to medication error reports, and influential factors in medication errors in the viewpoint of nurses.
    Materials & Methods
    This cross-sectional, descriptive-analytical study was conducted on 140 nurses employed in the teaching hospitals in Bojnurd, Iran in 2017. Data were collected using a questionnaire consisting of four sections, including the demographic data, evaluation of the type of medication errors, cause of not reporting medication errors, and their influential factors. Data analysis was performed in SPSS version 16.
    Results
    The most important causes of medication errors included ward-related factors (3.40±0.69), factors related to nursing management (3.31±0.91), and nurse-related factors (3.16±0.78). In addition, the most important cause of not reporting medication errors was the process of error reports. Significant associations were also observed between the demographic characteristics of the nurses, medication errors, medication protocols, nurse-related factors, ward-related factors, fear of the consequences of error reporting, factors related to the error report process, and fear of the managerial factors.
    Conclusion
    Considering that most medication errors were correlated with ward-related and managerial factors, nursing managers must focus on correcting the influential processes in medication errors and their reporting, simultaneously seeking strategies to control and mitigate these errors.
    Keywords: Medication Errors, Nurses, Reporting Systems
  • L Esmaeilpour, E Jafarjalal* Pages 69-79
    Background & Aims
    The level of tension and stress is comparatively higher in psychiatric units due to the nature of the disorders and conditions of the patients under treatment, which could threaten various aspects of the general health of psychiatric nurses. Furthermore, this issue could adversely affect the quality of work life in nurses. The present study aimed to investigate the association between the quality of work life and general health of the nurses in the psychiatric wards of the teaching hospitals affiliated to the medical universities in Tehran, Iran.
    Materials & Methods
    This descriptive-correlational study was conducted on 200 nurses engaged in the psychiatric wards of the teaching hospitals affiliated to the medical universities in Tehran. The participants were selected via stratified random sampling. Data were collected using the quality of work life questionnaire and general health questionnaire. Data analysis was performed in SPSS version 20 using descriptive and inferential statistics, including Pearson's correlation-coefficient, independent t-test, and the analysis of variance (ANOVA).
    Results
    The mean scores of the quality of work life and general health of the nurses were moderate and favorable, respectively. Significant inverse correlations were observed between the quality of work life and general health in the dimensions of anxiety and sleep disorders (P=0.026) and depressive symptoms (P=0.041), so that the increased quality of work life could reduce the scores of these dimensions of general health.
    Conclusion
    According to the results, the quality of work life could affect the general health of psychiatric nurses in terms of anxiety, depressive symptoms, and sleep disorders. Therefore, the adoption of effective policies to improve the quality of work life could positively influence the general health of the nurses employed in psychiatric wards.
    Keywords: Quality of Work Life, General Health, Nurse, Psychiatric Ward
  • R Niknejad, M Akbari, M Bagheri, M Hashemi, F Ghaedi Heidari, A Aarabi * Pages 80-90
    Background & Aims
    Patient safety is considered to be an inherent element of healthcare quality. Unsafe attitudes of healthcare employees are a major issue for healthcare providers in promoting the quality of care, which is closely correlated with the occurrence of hospital errors and incidents. On the other hand, development of optimal patient safety is not possible without establishing safety attitudes in healthcare facilities. The present study aimed to investigate the attitudes of healthcare providers toward patient safety in the operating room in the teaching hospitals in Isfahan, Iran.
    Materials & Methods
    This cross-sectional, descriptive-analytical study was conducted on 217 healthcare practitioners in the teaching hospitals in Isfahan, Iran in 2018. The research units were selected via quota sampling. Data were collected using the standard safety attitude questionnaire (SAQ). Data analysis was performed in SPSS version 18 using descriptive and inferential statistics (independent t-test and Pearson's correlation-coefficient).
    Results
    The mean score of the total safety attitude of the healthcare providers was 59.06±11.84 (total: 100). The highest score belonged to the dimension of stress recognition, with the mean score of 79.93±17.46, and the lowest score belonged to the dimension of working conditions, with the mean score of 48.01±18.07. Accordingly, 49.3% of the participants described their patient safety attitude to be good/excellent, while 50.7% described their attitude to be average/poor.
    Conclusion
    According to the results, the average safety attitude was not ideal in the operating room personnel. Therefore, it is recommended that hospital managers and staff attempt to implement effective interventions in order to promote the culture and attitude of patient safety in the operating room personnel.
    Keywords: Attitude, Patient Safety, Operating Room, Healthcare Providers