فهرست مطالب

انوار معرفت - سال هفتم شماره 2 (پیاپی 13، پاییز و زمستان 1396)
  • سال هفتم شماره 2 (پیاپی 13، پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسن رمضانی، وحید واحدجوان صفحات 5-16

    از منظر متکلمان و فلاسفه اسلامی، خداوند متعال همه ما سوی الله را خلق و ایجاد کرده است و مخلوقات، حقیقتا موجودند و انکار کثرات و موجودیت مخلوقات، انکار بدیهیات است. از سوی دیگر، عارفان اسلامی با توجه به نظریه وحدت شخصی وجود، معتقدند مخلوقات، وجود حقیقی ندارند. آنها به مخلوقات، عنوان مظهر و نمود داده اند. در برخی از آثار عرفانی، از مخلوقات به عدم تعبیر شده و برخی از عارفان، واژه های خیال، وهم و اعتبار را برای کثرات و مخلوقات به کار برده اند.
    پژوهش حاضر می کوشد به تحلیل عارفان و حکمای متاله درباره وجود یا عدم بودن مخلوقات و موجودات بپردازد و به این سوال یا اشکال پاسخ دهد که اگر مظهر و نمود عرفانی، وجود یا عدم نباشد، ارتفاع نقیضان رخ می دهد که امر باطلی است؛ اگر وجود باشد، با سخن عارفان نمی سازد که می گویند نمود، وجود نیست؛ و اگر عدم باشد، انکار بدیهی رخ می دهد و مستلزم عدم خالقیت خداوند و نفی مخلوقات است.
    در این مقاله روشن شده است که نزد عارفان، کثرات و مخلوقات از اساس نفی نمی شوند و گرچه بنابر نظریه وحدت شخصی وجود، به کثرات و مخلوقات، وجود حقیقی گفته نمی شود، اما این همه مسئله نیست؛ عرفا معتقدند که کثرات و مخلوقات، بالوجود، موجودند؛ یعنی مظاهر و آیات فی نفسه معدوم و بالوجود موجودند؛ از این رو، با وجود نبودن مظهر و نمود، نه ارتفاع نقیضان رخ می دهد، نه انکار بدیهی اتفاق می‎افتد و نه این مسئله مستلزم انکار خالقیت خداوند متعال است.

    کلیدواژگان: وجود، عدم، خلق، مظهر، نمود، وحدت وجود، عرفان اسلامی
  • مهدی بابایی المشیری صفحات 17-32

    عقل قوه ای از قوای نفس ناطقه است. عقل از آن نظر که قوه فکر را به کار می گیرد و از طریق آن علم و معرفت کسب می کند، محدود است؛ اما عقل از آن نظر که دارای خاصیت قبول است، حدی ندارد و از این حیث، هیچ امری ورای طور عقل محسوب نمی شود. دو احتمال در تفسیر طور ورای عقل قابل طرح است: «ما یحیله العقل» و «ما لایناله العقل»، که هر دوی آنها دارای نقص است. ابن عربی عنصر اساسی در علوم فوق طور عقل را به لحاظ روش، یافت شهودی و قلبی آنها دانسته است که با افاضه و تجلی حق تعالی صورت می گیرد؛ اما به لحاظ محتوا، ممکن است برخی از انواع آن توسط عقل از راه استدلال فکری هم قابل حصول باشد.

    کلیدواژگان: عقل، ورای طور عقل، قلب، شهود، فکر
  • حسین مظفری صفحات 33-48

    «تاویل» یا تفسیر باطنی قرآن کریم از جمله اموری است که ظرافت و اهمیت ویژه ای دارد و هرگونه سهل انگاری و بی دقتی در رعایت ضوابط و قواعد آن می تواند افراد و جوامع را در برداشت از کتاب الهی به انحراف بکشاند. این نوشتار به منظور جلوگیری از هر گونه افراط و تفریط در امر تاویل قرآن کریم و شفاف سازی هر چه بیشتر این مسئله، به روش «توصیفی – تحلیلی» و با استفاده از کلمات اهل معرفت، به سه ضابطه مهم برای تاویل اشاره کرده و ضمن تثبیت نظر ایشان، به نقد و بررسی نظر مخالفان آنان، اعم از اخباریان، برخی از فیلسوفان و متکلمان و همچنین باطن گرایان پرداخته است. حاصل مطلب آن است که معانی تاویلی و باطنی قرآن کریم نباید با ظاهر قرآن کریم مخالف باشد، بلکه باید با آنها تناسب داشته و نیز با قواعد دینی و عقل منور نیز مخالفتی نداشته باشد.

    کلیدواژگان: ضوابط، تاویل عرفانی، قرآن کریم، عارفان مسلمان
  • داریوش رجبی، احمد سعیدی صفحات 49-63

    در یک تقسیم کلی، مباحث عرفان نظری به دو بخش «توحید» و «موحد» تقسیم می شود. بخش دوم به بررسی حقیقت انسان کامل، رابطه او با حق تعالی، و جایگاه او در هستی می پردازد. یکی از مسائل مهم بخش دوم، که در حل و فهم مسائل دیگر نیز نقش چشم گیری دارد، مسئله «سریان انسان کامل در مراتب عالم» است. تبیین  این مسئله مهم عرفانی علاوه بر اینکه به فهم روشن تر حقیقت انسان کامل و جایگاه او در چینش نظام هستی کمک قابل توجهی می کند، دستاوردهای علمی دیگری نیز دارد. درک روشن تر و فهم بهتر «علم انسان کامل به حقایق اعیان و اسما»، «قدرت تصرف تکوینی انسان کامل در عالم و تدبیر امور خلق»، «وساطت انسان کامل در رسیدن فیض حق به اعیان و اسما»، «انتساب افعال و صفات سایر مراتب عالم به انسان کامل» و «سبب بودن انسان کامل برای بقای عالم» از مهم ترین استلزامات و دستاوردهای تبیین مسئله سریان انسان کامل در عوالم است که این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی آنها را تبیین کرده است.

    کلیدواژگان: انسان کامل، سریان، علم، تدبیر، فیض
  • مرتضی زاده بامری صفحات 65-78

    از جمله حقایقی که در قرآن کریم مطرح شده و اندیشمندان بسیاری درباره آن اظهار نظر کرده اند «عرش» و «کرسی» است. علامه طباطبائی یکی از اندیشمندانی است که با تلفیقی از روش «عقلی» و «نقلی» به تبیین آن پرداخته است. از منظر ایشان، «عرش» و «کرسی»، حقیقت واحدی است که به حسب اجمال و تفصیل و بطون و ظهور، به دو مرتبه تقسیم و از هم جدا می شوند؛ به گونه ای که اجمال آنچه در عرش است به تفصیل در کرسی ظهور پیدا می کند. این دو حقیقت موجوداتی مجرد و از حقایق عالم عقل به شمار می روند و دو مرتبه از مراتب علم فعلی حق تعالی هستند. صور و تمثال تمام موجودات در عرش و کرسی وجود دارد و تدبیر امور عالم و زمام جمیع حوادث و اسباب آنها به عرش منتهی می گردد. عرش و کرسی در دنیا و آخرت حاملانی دارند. برای این دو حقیقت در شریعت، اوصاف گوناگون و نام های متفاوتی نیز ذکر شده است.

    کلیدواژگان: عرش، کرسی، علم الهی، علامه طباطبائی
  • مسلم گریوانی، قاسم کاکایی صفحات 79-95

    سبک زندگی، یکی از موضوعات مهمی است که امروزه ذهن متفکران، به ویژه در دو عرصه روان شناسی و جامعه شناسی را به خود مصروف داشته است. این پدیده، در مجامع علمی جهان و ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است. از سوی دیگر، سبک زندگی عرفانی در طول تاریخ در عین جاذبه دار بودن برای مردم جهان، متهم به جامعه گریزی، بلکه زندگی ستیزی شده است.
    در این پژوهش، پس از تبیین مفهومی «عرفان» و «سبک زندگی» بر پایه نگرش های عرفانی مولوی (م672 ق) و آرای روان شناسی معاصر، به تحلیل رویکردهای مختلف عارفان به زندگی پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که سبک زندگی در اندیشه روان شناسان متاخر، به ویژه آلفرد آدلر (م1870م)، صرف رفتارهای بیرونی آدمی نیست، بلکه سبک زندگی نظام واره ای از نگرش و کنش است، طوری که هیچ چیز خارج و یا جدای از سبک زندگی نیست. این نگرش جامع به سبک زندگی، قرابت بیشتری با نگرش های عرفانی دارد. مولانا نیز در مواجه با مسئله های سبک زندگی، کنش را متاثر از نگرش معنوی دانسته، و در مواجهه با پدیده های زندگی، از الگوی «پذیرش و توسعه» تبعیت می کند: او نیازهای زیست این جهانی را می پذیرند، ولی معتقد است: از آنجا که انسان بزرگتر از این زندگی است، پس به زندگی برازنده او باید تن داد و آن «زندگی معنوی» است. این رویکرد به زندگی، می تواند برای انسان معاصر جذاب، دل پذیر و خردپذیر باشد.

    کلیدواژگان: زندگی، سبک زندگی، عرفان، آدلر، مولوی، مصرف، اوقات فراغت
|
  • Hasan Ramezani, Vahid Vahidjwan Pages 5-16

    From the viewpoint of theologians and Islamic philosophers, Allah Almighty is the creator of the universe, the creatures are truly existing, and the denial of the existence of the creatures is the denial of the truths. On the other hand, according to the theory of particular unity of existence, Islamic mystics believe that creatures have no real existence, but they are only a manifestation. Creatures have been described in some mystical works as non-existence, and some mystics have used the words of imagination, estimation and significance to refer to creatures. This paper analyzes the mystics and theologians' point of view towards the existential and non-existential nature of the creatures, and it answers the question whether  the negation of the existential and non-existential nature of the creatures in mysticism, which is void, leads to "the negation of two contradictories"; because, if the creatures are existing, it is against the mystics, who denies their existence, and if they are void it leads to denial of axiomatic; the denial of God's creativity and the negation of creatures. This paper shows that, although, according to the theory of the unity of existence, there is no true existence, the mystics do not deny the existence of creatures and the multiplicity. On the other hand, the mystics believe that, the creatures and the multiplicity are existing by existence. That is, although the manifestations are non-existence, they are existing by existence. Thus, in the lack of manifestation, neither the negation of two contradictories occurs, nor does the denial of axiomatic happens, nor does this issue leads to denial of the creativity of Allah Almighty. 

    Keywords: existence, non-existence, creation, manifestation, appearance, unity of existence, Islamic mysticism
  • Mahdi Babaei al, Mushiri Pages 17-32

    The reason is one of the faculties of the reasoning soul. In terms of applying the faculty of thought and through which knowledge is acquired, the reason is limited; but in terms of having the property of acceptance it is not limited, and in this sense, nothing is beyond the domain of beyond reason. There are two possibilities for the interpretation of the domain of beyond reason both of which are defective; "the things are rationally impossible" and "the things that are not intellectually understandable". In terms of method, Ibn Arabi has considered the basic element in the domain of beyond reason to be intuitive understanding, which is done through the Divine Effusion and Manifestation; but in terms of content, some of its types may also be acquired by reason through intellectual reasoning. 

    Keywords: reason, the beyond reason, heart, intuition, thought
  • Hossein Mozaffari Pages 33-48

    Esoteric Interpretation of the holy Qur'an is an issue which is of great complexity and importance, and any negligence and inattention to the observance of its criteria and rules can distract individuals from the correct interpretation of the Divine Book. Using a descriptive-analytical method, this paper seeks to prevent going to extremes in the mystical interpretation of the holy Qur'an by shedding more light on the issue. Referring to the words of mystics, it mentions three important criteria for esoteric interpretation. It supports the mystics’ viewpoints and criticizes the views of their opponents, including Akhbaris, some philosophers, theologians, and esoterics. The result is that the esoteric and mystical meanings of the holy Qur'an should not be opposed to the surface meaning of the holy Qur'an, rather, they should be compatible with each other. Moreover, they must not disagree with religious rules and rationality.

    Keywords: criteria, mystical interpretation, the holy Quran, Muslim mystics
  • Dariush Rajabi, Ahmad Saeedi Pages 49-63

    In a general division, the topics of theoretical mysticism are divided into two parts, "Unity" and "Unitarian". The second part examines the truth of the perfect man, his relationship with the Truth, and his position in the universe. One of the important issues of the second part, which also plays a significant role in solving other problems, is the question of "the diffusion of the perfect man in the universe". In addition to realizing the truth of the perfect man, and his position in the universe, analyzing this important mystical issue also has other scientific achievements. Understanding "the knowledge of the perfect man to the individual essences and Names", "the genetic dominion of the perfect man over the universe, and directing the affairs of the people", "the mediation of the perfect man in transferring the grace of the Truth to the individual essences and Names", "assigning the actions and attributes of the other levels of the universe to the perfect man", and "the causation of the perfect man in the survival of the universe" are among the most important implications and achievements of analyzing the doctrine of "the diffusion of the perfect man in the universe", which has been explained in the paper through a descriptive-analytical method.

    Keywords: perfect man, diffusion, knowledge, direct, grace
  • Morteza Zadeh Bamery Pages 65-78

    Among the facts that have been mentioned in the Holy Quran, and have attracted the attention of many scholars is the Celestial "Throne" and "Chair". Allameh Tabataba'i is one of the thinkers who has explained these facts in the light of "reason" and "narrations". From his point of view, the Celestial "Throne" and "Chair" are a single truth, which is divided into two degrees in terms of "undifferentiation and "differentiation", and "non-manifestation" and "manifestation"; in a way that the conspectus of whatever is in the Throne is manifested in the Chair in a differentiated way. These two facts are abstract beings, and are among the realities of the realm of intelligence, and they are two levels of God's active knowledge. The forms and icons of all creatures are in the Throne and the Chair, and the control of the universe's affairs as well as the control of all incidents and their means lead to the Throne. The Throne and Chair in the world and the hereafter have some carriers. The various attributes and different names are also mentioned for these two truths in the law.

    Keywords: Throne, Chair, Divine Knowledge, Allameh Tabataba'i
  • Muslim Garivani, Ghasem Kakaei Pages 79-95

    Lifestyle is one of the important issues that has occupied the minds of thinkers in today's world, especially in the fields of psychology and sociology. This phenomenon is of great importance in the scientific communities of the world as well as Iran. On the other hand, despite the attraction of Islamic lifestyle, it has been accused of escaping society and even opposing the life over the course of history. Explaining the concept of "mysticism" and "lifestyle" based on Rumi's mystical attitudes (d. 672 AH) and the views of contemporary psychology, this research analyzes the different approaches of mystics towards the life. The findings show that, the lifestyle from the viewpoint of late psychologists, in particular Alfred Adler (1870 AD), is not just the human exterior behaviors, rather, the lifestyle is a system of attitudes and actions, so that nothing is outside or separate from the lifestyle. This comprehensive approach to the lifestyle is more closely associated with mystical attitudes. In dealing with the lifestyle issues, Rumi also believes that the human action is affected by his spiritual attitude, and in dealing with the phenomena of life, he follows the pattern of "acceptance and development": He accepts the needs of the material life, but he believes that, since man is beyond than this life, he must look for a superior life; that is "the spiritual life." This approach to the life, can be appealing, pleasant and persuasive to contemporary humans.

    Keywords: life, lifestyle, mysticism, Adler, Rumi, consumption, free time