فهرست مطالب

مطالعات علوم اجتماعی ایران - سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 40، بهار 1393)
  • سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 40، بهار 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/02/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سلماز مرادنژاد، مهدی خلفخانی * صفحات 1-17
    تاکید این نوشتار، بررسی تاثیرات نفت بر امنیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران از سال 1368 تا 1390 می باشد. نفت اهمیت زیادی در اقتصاد ایران هم به لحاظ جایگاه آن در تولید ناخالص داخلی کشور و هم به لحاظ سهم درآمدهای نفتی در بودجه دولت و نیز منابع ارزی کشور دارد. آن چه اکثر کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند، این است که افزایش درآمدهای نفتی منجربه افزایش سرمایه گذاری ملی می شود. این نتیجه در واقع مشکل اساسی اقتصاد ایران است که همان وابستگی به درآمدهای نفتی است. آن چه روشن است، این نکته است که درآمدهای نفتی به خودی خود عامل عقب ماندگی نیست و دلیل اصلی این امر اتکای بیش از اندازه به ارز حاصل از صادرات نفت و نبودن برنامه ریزی صحیح و اصولی برای این سرمایه ملی است. بطور دقیق این پژوهش ریشه های آسیب پذیری و تقویت امنیت اقتصادی ناشی از درآمدهای نفتی را تجزیه و تحلیل خواهد کرد. براین اساس بایستی توجه داشت دولت برخوردار از درآمدهای هنگفت نفت، به طور خودکار معمار معیشت عمومی و مصلحت ملی می گردد و به جای مدیریت کارآمد، به توزیع اقتدارآمیز ثروت می پردازد. این مشی دولتی تبعات متعددی از قبیل شکاف طبقاتی، افزایش توقعات و گسترش تبعیض را موجب می شود.
    کلیدواژگان: نفت، امنیت، امنیت اقتصادی، رانت، ایران
  • الهام تمجیدتاش، مجتبی مجلل چوبقلو * صفحات 18-32
    در این مقاله، برنامه درسی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران و کشور ژاپن از بعد تربیت شهروندی به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته و برای نیل به این هدف، از روش توصیفی تحلیلی (اسنادی) استفاده شده است. در همین راستا ابتدا برنامه درسی تربیت شهروندی براساس مبانی نظری موجود تبیین شده، سپس بر همان اساس وضعیت عناصر برنامه درسی تربیت شهروندی در مقطع ابتدایی دو کشور ایران و ژاپن مقایسه گردیده و سعی شده است به سوال های زیر پاسخ داده شود: برنامه درسی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران و ژاپن در حوزه ی تربیت شهروندی چه اهدافی را دنبال می کند؟
    برنامه درسی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران و ژاپن در حوزه تربیت شهروندی چه محتوایی را انتقال می دهد؟
    در برنامه درسی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران و ژاپن در حوزه ی تربیت شهروندی از چه روش های یاددهی یادگیری بهره گرفته می شود؟
    در برنامه درسی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران و ژاپن از کدام شیوه های ارزشیابی آموزشی در سنجش رفتارهای شهروندی استفاده می شود؟
    آیا در برنامه درسی تربیت شهروندی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران و ژاپن تفاوت هایی وجود دارد؟
    نقاط ضعف برنامه درسی تربیت شهروندی در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران چیست؟
    پس از پاسخ دادن به سوال های فوق الذکر، جهت بهتر شدن وضع موجود فرایند تربیت شهروندی در برنامه درسی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران، مطابق اسناد و مدارک علمی موجود، پیشنهادهایی ارائه شده است.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، تربیت شهروندی، مقطع ابتدایی، جمهوری اسلامی ایران، ژاپن
  • نیر پیر اهری، حامد بلوکانی، مهدی خلفخانی * صفحات 33-48
    پژوهش حاضر تحلیلی جامعه شناختی از موانع استقرار نهادهای جامعه محور در ایران بین سال های(13841357) است، از نظر نگارندگان این مقاله استقرار نهادهای جامعه محور در ساختارهای اجتماعی و سیاسی ریشه دارند. در این پژوهش سعی شده است با رویکرد تاریخی عوامل اجتماعی استقرار و تداوم فعالیت های سازمان های اجتماع محور پرداخته شود. چارچوب نظری این پژوهش تلفیقی از نظریات؛ فرانسیس فوکویاما، هانا آرنت و ویلیام کورنهاوزر، یورگن هابرماس، ساموئل هانتینگتون، آلموند و وربا و چارلز تیلور است و براساس چارچوب نظری اتخاذ شده مدل نظری تحقیق به دست آمده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. از نظر روش شناسی این تحقیق کیفی و تاریخی است. روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش اسنادی و کتابخانه ای می باشد و داده هایی درباره طبقه متوسط، جامعه توده ای، نهادمندی سازمانی، نوع اقتدارگرایی و ادغام گرایی نهادها، جمع آوری شده و با روش تاریخی مورد تحلیل قرار گرفتند و مشخص گردید که ساختارهای اجتماعی و ساختارهای سیاسی از موانع استقرار نهادهای جامعه محور در ایران بین سال های(13841357) بوده اند.
    کلیدواژگان: نهادهای جامعه محور، ساختار اجتماعی، ساختار سیاسی، جامعه مدنی
  • رشید جعفرپور کلوری، غلامرضا خواجه سروی * صفحات 49-77
    مشارکت سیاسی به عنوان یکی از ابعاد مهم فرهنگ سیاسی مورد توجه جامعه شناسان سیاسی بوده است. طبعا این مفهوم در کشورهای مختلف به گونه های مختلفی درک شده است. اما آن چه که به عنوان فصل مشترک همه این برداشت ها، مشارکت سیاسی در انتخابات و نیز کیفیت و نحوه برگزاری آن در این کشورها بوده است. کشور ایران نیز با این پدیده پس از انقلاب مشروطه درگیر بوده است و توسعه سیاسی کشور نیز همیشه تابعی از کیفیت و میزان برگزاری انتخابات بوده است. در دوران حاکمیت پهلوی دوم دوره های متعدد برگزاری انتخابات و مشارکت سیاسی داشته ایم. با پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر در حاکمیت سیاسی به نظر می رسد میزان مشارکت سیاسی افزایش پیدا کرده است. نوشتار در پی پاسخ به این سوال اساسی است که «نحوه و میزان مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی نسبت به دوره پهلوی دوم چه تغییر و تحولی داشته است؟». فرض بر این است که در زمینه مشارکت سیاسی ، دوره جمهوری اسلامی با توجه به ماهیت، ساختار و عملکرد سه دهه نسبت به دوره پهلوی دوم رشد و تحول جدی داشته ایم به طوری که از آن می توان به عنوان گذر از «فرهنگ سیاسی تبعی» به «فرهنگ سیاسی مشارکتی» یاد کرد. استفاده از الگوی نظری فرهنگ سیاسی آلموند و همکارانش و نیز روش تطبیق تاریخی جهت تحلیل مشارکت سیاسی در دو مقطع زمانی اصلی ترین رویکرد پژوهشی در این مقاله است.
    کلیدواژگان: مشارکت سیاسی، پهلوی دوم، جمهوری اسلامی، فرهنگ سیاسی، انتخابات
  • فیروز راد، جواد شیخی * صفحات 78-91
    مقاله حاضر درصدد بررسی و تحلیل این سوال اصلی است که ماهیت، علل وقوع و پیامدهای جنبش مشروطیت ایران چه بوده است؟ در همین راستا، از تئوری التهاب اجتماعی نیل اسملسر بهره گرفتیم و به علاوه، روند جنبش مشروطیت را براساس این تئوری مورد بررسی قرار دادیم. تجزیه و تحلیل داده هایی که با روش جامعه شناسی تاریخی و با استفاده از فن اسنادی گردآوری شده، موید آن است که جنبش مشروطیت ایران در یک بستر دیالکتیک، برخاسته از شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زمان خود و در ادامه تاثیر مدرنیته و اندیشه بیداری در کشورهای مشرق زمین، با رویکردی غالبا ضد استبدادی و نیل به ترقی و پیشرفت به وجود آمد. این جنبش در واقع نوعی رفتار جمعی بود که از التهاب ساختی اجتماعی نشات گرفت و نیروهای اجتماعی دخیل در آن را در جهت تغییر نظم (هنجار) موجود سوق داد. بنابراین براساس طبقه بندی اسملسر، جنبش مشروطیت ایران احتمالا در حوزه جنبش معطوف به هنجار قرار می گیرد. هرچند این جنبش توانست در جنبه آرمانی خود به محدود کردن قدرت مطلقه، تدوین قانون اساسی و برقراری مجلس بینجامد، لیکن در مقام عمل نتوانست تغییرات عمیقی در جامعه بیافریند؛ به گونه ای که در اوج سرشت تراژیک خود، به ظهور استبداد رضاشاهی ختم گردید.
    کلیدواژگان: مشروطیت، جنبش اجتماعی، رفتار جمعی، التهاب اجتماعی
  • صمد رسول زاده اقدم، علیرضا طاهری * صفحات 92-111
    در این پژوهش، هدف نگارنده آن است که علل توسعه نیافتگی ایران را در دوره ی قاجار مورد بررسی قرار دهد. این تحقیق به روش تاریخی انجام شده است. توسعه نیافتگی وضعیتی است که به علت ناهماهنگی بین عوامل اقتصادی و تکنولوژی کابردی امکان استفاده ی همزمان از سرمایه و نیروی کار در جامعه میسر نیست. و کشور توسعه نیافته کشوری است که از نظر استانداردها و شاخص های توسعه در سطح پایینی قرار دارد. بدین لحاظ کشور ما در دوره ی قاجار ویژگی های کشور توسعه نیافته را داشت. بررسی عوامل توسعه نیافتگی در قالب تلفیقی از سه نظریه ی توسعه نیافتگی، یعنی استبداد شرقی، نظام جهانی و وابستگی انجام گرفته است. در تحقیق حاضر، نقش ساختارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در توسعه نیافتگی مورد بررسی قرار گرفته است و عوامل موثر بر توسعه نیافتگی ایران در دوره ی قاجار عبارتند از: 1 کمبود بارندگی و دسترسی نداشتن به آب کافی؛ 2 تجارت نابرابر بین تجار داخلی و خارجی خصوصا تجار روس و انگلیس با تجار ایرانی؛ 3 ناامنی و غارت دسترنج مردم؛ 4 وجود فرهنگ عشیره ای؛ 5 فروش حکومت ایالات، مناصب و زمین های دولتی؛ 6 مشکلات زیرساختی در فرهنگ سنتی ایران؛ 7 اندیشه های تصوف؛ 8 وجود نداشتن و اجرا نشدن قانون؛ 9 روابط بین المللی؛         10 ساختار نظام سلطنت.
    کلیدواژگان: توسعه، توسعه نیافتگی، کشور توسعه نیافته، دوره ی قاجار
  • آرش رضادوست، سیف اله سیف اللهی * صفحات 112-126
    علوم سیاسی در کشورهای خاورمیانه رشته ای نوظهور تلقی می شود، به عبارت دیگر در این کشورها فرایند دگرگونی هنجاری در حوزه های ساختاری پیش از فضای آموزش انجام می گیرد. شاخص ها و تفاوت های آموزش علوم سیاسی در دو کشور خاورمیانه ای یعنی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عربی مصر به جهت یافتن نقاط قوت و نقاط ضعف وضعیت موجود موضوع این تحقیق می باشد به همین منظور وضعیت آموزش علوم سیاسی در کشورهای ایران و مصر، مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. فرضیه این تحقیق بر دو مبحث پایه ای زیر بنیان نهاده شده است: 1 متون درسی موجود در حوزه ی علوم سیاسی مصر بیشتر ناظر بر عمل گرایی و مولفه های ژئوپلتیکی استوار است. 2 متون درسی ایران در حوزه ی علوم سیاسی عمدتا ماهیتی نظری انتزاعی و ژئوکالچری داشته است. دستاوردهای این تحقیق نشان میدهد که کثرت دانشکده های مجموعه ی علوم سیاسی و تعدد دانشجویان رشته ی علوم سیاسی در ایران نظری (حفظی) بودن دروس علوم سیاسی، ناکارآمدی و غیر کاربردی بودن این رشته که عمدتا ماهیتی نظری و انتزاعی دارد و بکار نگرفتن فارغ التحصیلان این رشته در دستگاه دیپلماسی کشور منجر به بی اهمیتی و بیکاری فارغ التحصیلان رشته ی علوم سیاسی انجامیده است. هدف اصلی از تشکیل رشته ی علوم سیاسی، ارائه آموزش های لازم به کادر دیپلماتیک و سایر تصمیم گیرندگان سیاست های داخلی و خارجی کشورهاست. با توجه به دستاوردهای این تحقیق در کشور ما این رشته نتوانسته است جایگاه شایسته ای را کسب نماید و متخصصان این رشته کمتر در جایگاه شغلی خود مشغول به کار می باشند. با مراجعه به وزارت امور خارجه و بررسی کارکنان و مسوولین این وزارتخانه به عنوان یکی از عمده ترین جاهایی که مرتبط با رشته ی علوم سیاسی است هرچه بیشتر با مهجور ماندن و بی توجهی به این رشته در کشور ما آشنا خواهید شد و این از آسیب های علوم سیاسی می باشد در صورتی که در کشور مصر به جهت کمبود دانشکده های علوم سیاسی و دانشجویان این رشته، کاربردی بودن دروس سیاسی دانشگاه های مصر بازار کار برای فارغ التحصیلان این کشور در شغلی که تخصص آن را کسب نموده اند فراهم است.
    کلیدواژگان: علوم سیاسی، خاورمیانه و آموزش عالی
  • امیر خوشحال، صمد عابدینی * صفحات 127-145
    هدف ما از نگارش این مقاله آن است که با استفاده از روش تاریخی تطبیقی روشن سازیم که نخبگان ابزاری و فکری چه تاثیری بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران این دوران داشته و توده ها در کجای این تاثیرات بوده اند.
    در سیر تحولات اجتماعی جامعه ما با وجود حکومت استبدادی و ایلیاتی و عقب افتاده، نخبگان با نثار جان خود سبب تحولات عدیده ای در وضع موجود ایران شدند از جمله این تحولات عبارت بود از: پیدایش قانون و اداره جامعه بر حسب آن، تفکیک کردن قوا از همدیگر و آشنایی ملت با مفاهیمی چون آزادی، دموکراسی، پارلمانتاریسم، مساوات، و. . .
    جریان های غالب در طول 150 سال گذشته ایران، تجددگرایی، دینی و ناسیونالیسم ایرانی بوده است و برای تحقق آن گاه به جریان ملی و سنتی و گاه به جریان سلطنت و حکومت و گاه به جریان استعمار و گاه به جریان اسلامی روی می آوردند.
    کلیدواژگان: نخبگان، انقلاب مشروطیت، تحولات سیاسی اجتماعی، توده ها، دربار
|