فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 32، بهار 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/02/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • داود ابراهیم پور صفحات 1-15

    بر اساس نظریه جرج هربرت مید تصور هر فرد از خود با آن که به نظر امری فردی می آید شکل گیری خود در افراد، اجتماعی است و بدون وجود انعکاسی از دیگری تعمیم یافته، خود اجتماعی افراد و برداشت روشنی از خود، در آنان شکل نخواهد گرفت. از طرف دیگر نهادهای اجتماعی نیز در شکل دادن به این تصورات و انعکاس ها سهم مهمی دارند و با توجه به میزان تسلط این نهادها بر فرایند معنایابی کنش های اجتماعی و میزان سنتی یا مدرن عمل کردن این نهادها از نظر این که تا چه حد به کنش های فردی و انتخاب های آزادانه افراد اجازه بروز و ظهور بدهند، انواع متفاوتی از هویت های اجتماعی می تواند در افراد جامعه شکل بگیرد که می توان آن را در یک پیوستار که در یک طرف آن هویت های اجتماعی مبتنی بر منابع سنتی قرار دارند و در طرف دیگر هویت های اجتماعی مبتنی بر منابع مدرن، ملاحظه کرد. بنابراین نهادها و ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، دین، آموزش و رسانه ها و... همگی در شکل گیری هویت اجتماعی موثر بوده و می توان گفت که در یک دیالکتیک بین «خود» فرد و «جامعه»، هویت اجتماعی افراد امکان ظهور پیدا می کند. بر اساس نتایج تحقیق از نظر هویت اجتماعی تفاوت معنی داری بین دانشجویان متعلق به طبقه های اجتماعی مورد بررسی (پایین، متوسط، متوسط رو به بالا و بالا) وجود نداشته و میانگین نمره هویت اجتماعی دانشجویان متعلق به این طبقه های اجتماعی نزدیک به هم می باشد بر این اساس می توان نتیجه گرفت که تحصیل در دانشگاه و قرار گرفتن در محیط علمی و فرهنگی از درجه تفاوت آنان در ابعاد مختلف مربوط به منابع هویت یابی کاسته و افکار و عقاید و ایستارهای مشابهی در آنان به وجود آورده و از نظر هویت اجتماعی و تاثیرپذیری از عناصر و مولفه های اثرگذار بر آن همسانی های بیشتری در میان دانشجویان ایجاد می کند. بر اساس نتایج تحقیق در همه ابعاد چهارگانه دین داری، بین دانشجویان متعلق به طبقه های اجتماعی چهارگانه مورد بررسی تفاوت معنی داری وجود دارد. در همه ابعاد اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی دین داری، دانشجویان متعلق به طبقه اجتماعی پایین در رده اول، دانشجویان متعلق به طبقه اجتماعی متوسط در رده دوم و دانشجویان متعلق به طبقه اجتماعی متوسط رو به بالا در رده دوره سوم و دانشجویان متعلق به طبقه اجتماعی بالا در رده دوم چهارم قرار گرفته اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که به موازات بهبود اوضاع اقتصادی- اجتماعی افراد و تعلق آنان به طبقات بالاتر اجتماعی از میانگین نمره دین داری آنان در همه ابعاد چهارگانه اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی کاسته شده و میزان دین داری کلی آنان کاهش می یابد. تفاوت معنی داری بین دانشجویان رشته های تحصیلی مختلف از نظر نوع هویت هویت اجتماعی وجود نداشته و تحصیل در رشته های مختلف موجب تفاوت در میزان سنتی یا مدرن بودن هویت اجتماعی آنان ندارد. تفاوت معنی داری بین دانشجویان رشته های تحصیلی مختلف از نظر میزان دین داری در ابعاد چهارگانه آن وجود نداشته و تحصیل دانشجویان در رشته های مختلف موجب برجسته شدن نوع خاصی از دین داری نزد آنان نمی گردد.

    کلیدواژگان: هویت اجتماعی، دینداری، مدرن بودن، هویت اجتماعی
  • ربابه پورجبلی، پیمان نصیرآذر صفحات 17-35

    این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ی میزان تعلقات قومی خانواده های دو شهر بیله سوار و اردبیل انجام شده است، همچنین سوال های اصلی در این پژوهش عبارتنداز: آیا تفاوتی در میزان تعلقات قومی در بین خانواده های بیله سوار و اردبیل وجود دارد؟ خانواده های کدام شهر از میزان تعلقات بالای برخوردارند؟ عوامل تاثیرگذار بر میزان تعلقات قومی خانواده ها در بیله سوار و اردبیل کدامند؟بر همین اساس برای دستیابی به سوالات و اهداف تحقیق پس از مطالعه نظریه های مربوط به قومیت و عواملی که باعث تغییر و تحول در قوم و گروه های قومی می شوند با استفاده از نظریه ژئوپلتیک رندل کالینز و نظریه پارسونز چهارچوب نظری تنظیم گردید.سپس باتوجه به چهارچوب نظری فرضیه اصلی تحقیق تدوین گردید که این فرضیات عبارتند از 1-  بین قرار گرفتن در مرز جغرافیایی (جمهوری آذربایجان)و میزان تعلقات قومی خانواده های شهر بیله سوار و اردبیل تفاوت معنی داری وجود دارد.2- بین استفاده از رسانه کشور همسایه جمهوری آذربایجان  و میزان تعلقات قومی خانواده های شهر بیله سوار و اردبیل تفاوت معنی داری وجود دارددر این تحقیق که به روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه صورت گرفت تاثیر متغیرهای مستقل چون مرز جغرافیایی با جمهوری آذربایجان، میزان استفاده از رسانه جمهوری آذربایجان، جنسیت، تاهل، پایگاه اجتماعی اقتصادی، سن و تعلقات قومی خانواده های بیله سوار و اردبیل به عنوان متغیر وابسته بررسی شد. واحد تحلیل خانواده های بیله سوار و اردبیل و واحد مشاهده جوانان 40-25 ساله می باشد. نمونه ی تحقیق شامل  242 نفر برای بیله سوار و 246 نفر برای اردبیلمی باشد که با استفاده از فرمول کوکران بدست آمد، و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند.با توجه به نتایج به دست آمده همه متغیرها تفاوت و رابطه ی معنی داری با متغیر مستقل تعلقات قومی داشتند بر طبق همین نتایج میزان تعلقات و دلبستگی قومی خانواده های بیله سوار بیشتر از خانواده های اردبیل بود. با وجود قرارگیری بیله سوار در مرز و برخورداری نامحدود از شبکه های جمهوری آذربایجان میزان تعلقات قومی خانواده های این شهر به نسبت خانواده های اردبیل بالا است. در بین متغیرها متغیر پایگاه اجتماعی اقتصادی رابطه ی معنی دار ولی معکوس با تعلقات قومی داشت.

    کلیدواژگان: تعلقات قومی، قومیت، مرز جغرافیایی، رسانه، پایگاه اجتماعی اقتصادی
  • فیروز راد صفحات 36-54

    هویت یکی از مفاهیم اساسی در علوم انسانی و بویژه علوم اجتماعی است که تحولات آن بعد از مدرنیته حوزه های مختلف زندگی فردی و جمعی را تحت تاثیر قرار داده است. در واقع می توان آن را یکی از چالش های اساسی دنیای مدرن دانست که هزینه های جدی و گاه ویرانگری  بر حیات اجتماعی انسان در بیش از دویست سال اخیر وارد کرده است. نگاهی اجمالی به نظریه های راجع به هویت بطور عام و هویت قومی بطور خاص در این تحقیق امکان قرار گرفتن در فضایی که ابعاد این پدیده را روشنتر نماید بوجود می آورد، تنویر این تصویر در بخش نظری این پژوهش صورت گرفتهو در بخش کمی ارتباط برخی عوامل اجتماعی چون جنسیت، تاهل، رشته تحصیلی، میزان دینداری، میزان احساس تبعیض، میزان انسجام اجتماعی، پایگاه اجتماعی، سطح عضویت در شبکه های اجتماعی، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی با میزان گرایش به هویت قومی مورد مطالعه قرار گرفته است. این مطالعه از نوع پیمایشی بوده که بر روی حجم نمونه 356 نفری در بین دانشجویان بومی دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد انجام پذیرفته است.نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین میزان گرایش به هویت قومی و متغیرهای انسجام اجتماعی، پایگاه اجتماعی، دینداری، عضویت در شبکه های اجتماعی، احساس تبعیض و جنسیت رابطه معنی دار وجود دارد و بین متغیر ملاک و متغیرهای وضعیت تاهل، رشته تحصیلی و میزان استفاده از رسانه های جمعی چنین ارتباطی مشاهده نمی شود.

    کلیدواژگان: هویت قومی، عوامل اجتماعی، دینداری، احساس تبعیض، انسجام اجتماعی
  • باقر ساروخانی صفحات 56-81

    هدف این مقاله، بررسی رابطه ی بین نحوه گذران فراغت و هویت مدرن جوانان شهر تهران است. چارچوب نظری این پژوهش، تئوری کنش متقابل نمادین و نظریه گیدنز است. جامعه مورد مطالعه، کلیه جوانان 15 تا 29 ساله شهر تهران بوده که تعداد 407 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده و پس از بررسی اعتبار و روایی پرسشنامه، با روش پیمایشی، اطلاعات لازم جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تعداد هفت فرضیه مورد بررسی قرار گرفته و نتایج زیر به دست آمد:فراغت مجازی و فراغت ماهواره محور رابطه ی مثبت و مستقیم با هویت مدرن داشته است. فراغت مذهبی با هویت مدرن رابطه منفی و معکوس داشته است. بین فراغت فرهنگی، فراغت عامیانه، فراغت ورزشی، جنسیت، وضعیت تاهل، تحصیلات و سن با هویت مدرن رابطه ی معناداری وجود ندارد. بین منطقه سکونت و شغل با هویت مدرن رابطه معناداری وجود دارد. مجموع این متغیرها 62 درصد از تغییرات هویت مدرن جوانان را تبیین می کنند.هدف این مقاله، بررسی رابطه ی بین نحوه گذران فراغت و هویت مدرن جوانان شهر تهران است. چارچوب نظری این پژوهش، تئوری کنش متقابل نمادین و نظریه گیدنز است. جامعه مورد مطالعه، کلیه جوانان 15 تا 29 ساله شهر تهران بوده که تعداد 407 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده و پس از بررسی اعتبار و روایی پرسشنامه، با روش پیمایشی، اطلاعات لازم جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تعداد هفت فرضیه مورد بررسی قرار گرفته و نتایج زیر به دست آمد:فراغت مجازی و فراغت ماهواره محور رابطه ی مثبت و مستقیم با هویت مدرن داشته است. فراغت مذهبی با هویت مدرن رابطه منفی و معکوس داشته است. بین فراغت فرهنگی، فراغت عامیانه، فراغت ورزشی، جنسیت، وضعیت تاهل، تحصیلات و سن با هویت مدرن رابطه ی معناداری وجود ندارد. بین منطقه سکونت و شغل با هویت مدرن رابطه معناداری وجود دارد. مجموع این متغیرها 62 درصد از تغییرات هویت مدرن جوانان را تبیین می کنند.هدف این مقاله، بررسی رابطه ی بین نحوه گذران فراغت و هویت مدرن جوانان شهر تهران است. چارچوب نظری این پژوهش، تئوری کنش متقابل نمادین و نظریه گیدنز است. جامعه مورد مطالعه، کلیه جوانان 15 تا 29 ساله شهر تهران بوده که تعداد 407 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شده و پس از بررسی اعتبار و روایی پرسشنامه، با روش پیمایشی، اطلاعات لازم جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تعداد هفت فرضیه مورد بررسی قرار گرفته و نتایج زیر به دست آمد:فراغت مجازی و فراغت ماهواره محور رابطه ی مثبت و مستقیم با هویت مدرن داشته است. فراغت مذهبی با هویت مدرن رابطه منفی و معکوس داشته است. بین فراغت فرهنگی، فراغت عامیانه، فراغت ورزشی، جنسیت، وضعیت تاهل، تحصیلات و سن با هویت مدرن رابطه ی معناداری وجود ندارد. بین منطقه سکونت و شغل با هویت مدرن رابطه معناداری وجود دارد. مجموع این متغیرها 62 درصد از تغییرات هویت مدرن جوانان را تبیین می کنند.

    کلیدواژگان: هویت مدرن، اوقات فراغت، فراغت مجازی، فراغت فرهنگی، فراغت عامیانه، فراغت ورزشی، فراغت مذهبی
  • بهرام سرمست، یوسف خورشیدی صفحات 83-96

    مطالعه رابطه سرمایه فرهنگی با هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه پسر شهر تبریز هدف اصلی پژوهش بوده ، جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان متوسطه پسر شهر تبریز در سال تحصیلی90-89می باشد .که با روش نمونه گیری تصادفی تعداد400نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق از طریق فرمول کوکران  انتخاب شدند .روش تحقیق پیمایشی ، وابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه بوده  ، در این تحقیق جهت تحلیل یافته ها از آمار توصیفی مثل فراوانی ، درصد فراوانی ،میانگین ، انحراف معیار ، پراگندگی وآمار استنباطی همچون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند گانه استفاده گردید .هویت اجتماعی در ابعاد ملی ودینی با استفاده از دیدگاه کنش متقابل نمادی وسرمایه فرهنگی با استفاده از نظریه بوردیو  از سه بخش تجسم یافته ، عینیت یافته ،ونهادی شده تشکیل می شود .شامل دانشها ، مهارت ها وهنرهایی است که دانش آموزان آن را از طریق آموزش و زمینه های فرهنگی به دست می آورد.نتایج بدست آمده نشان می دهد که برای شکل گیری هویت اجتماعی ،وجود ابعاد سه گانه سرمایه فرهنگی در کنار هم موثر هستند ولی از نگاه دانش آموزان بعد نهادی سرمایه فرهنگی نقش بیشتری در شکل گیری هویت اجتماعی آنها دارد .با توجه به نتایج به دست آمده بین سرمایه فرهنگی وهویت اجتماعی در ابعاد ملی ودینی رابطه  معنادار و مثبت وجود دارد.

    کلیدواژگان: سرمایه فرهنگی، هویت اجتماعی، هویت، هویت ملی، هویت دینی
  • اکبر عطادخت، محمد بابامیری، داود قاسمی، مولود کی خسروانی صفحات 98-112
    مواد و روش ها

    جامعه آماری این تحقیق را دانشجویان دختر دانشگاه های علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان تشکیل می دادند که از این میان تعداد 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدندو به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. در این پژوهش از دو بعد پرسشنامه شخصیتی نئو یعنی روان رنجورخویی و برونگرایی جهت سنجش ویژگی های شخصیتی آزمودنی ها استفاده شده است. عوامل اجتماعی که در این پژوهش به عنوان متغیر مستقل مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتاست از:مدیریت بدن، دینداری، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و مصرف رسانه.

    یافته ها

    یافته های پژوهش حاکی از این بود که رابطه ی متغیر های مدیریت بدن، دین داری و تصور از بدن با نگرش نسبت به جراحی زیبایی معنادار استهمچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پیش بین 15% از واریانس نگرش نسبت به جراحی زیبایی را تبیین  می کنند و متغیر مدیریت بدن بهترین پیش بین این نگرش ها بود.

    نتیجه گیری

    با شناخت متغیرهای پیش بین نگرش مثبت نسبت به عمل های جراحی زیبایی می توان راه کارهایی را در جهت کاهش گرایش به سمت عمل های جراحی زیبایی پیشنهاد نمود.

    کلیدواژگان: جراحی زیبایی‏، ویژگی های شخصیتی، مدیریت بدن، تصور از بدن
  • سروش فتحی، اعظم شیرین بیان صفحات 114-130

    خانواده به عنوان کانون اصلی تعامل طبیعی بین نسلی، ضمن فراهم ساختن رابطه تعاملی بین نسلی، محل تفاوت ها و تعارض های نسلی نیز هست. سرمایه ی اجتماعی شامل شبکه ها،هنجارها یا پیوندها و اعتماد اجتماعی است که همکاریو هماهنگی برای منافع متقابل را آسان می سازد..سرمایه ی اجتماعی در گروه های مدنی ،دینی،خانوادگی،شبکه  اجتماعی غیر رسمی دوستان و خویشاوندان،داوطلب شدن ،از خود گذشتگی و اعتماد نهفته است.هنجارهای اعتماد و همکاری در بین شبکه ها، منابع اصلی سرمایه اند.بنابراین  سرمایه اجتماعی یکی از عناصر بنیادین تعامل اجتماعی است، که موجب ارتقای همکاری اعضای آن جامعه شده و کاهش سرمایه ی اجتماعی منجر به شکاف بین نسل ها  می شود. هدف کلی پژوهش شناخت سرمایه اجتماعی و تاثیر آن بر شکاف ارزشی بین(والدین و فرزندان) می باشد. چارچوب نظری پژوهش ترکیب دیدگاه ها و نظریه های سرمایه اجتماعی در زمینه خرد و کلان(گیدنز ، بوردیو و اینگلهارت) را شامل می شود. استدلال اصلی مقاله بر این است خانواده هایی که دارای سرمایه ی اجتماعی بیشتری هستند شکاف ارزشی(یعنی تفاوت در باورها و ارزش ها و اعمال و رفتار) بین والدین و فرزندان کمتر است و خانواده هایی که سرمایه اجتماعی کمتری دارند شکاف ارزشی بین والدین و فرزندان بیشتر است. روش پژوهش اسنادی و پیمایش است و از ابزار پرسشنامه محقق ساخته و فیش برداری برای جمع آوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است.  با توجه به گستردگی جامعه پژوهش،  حجم نمونه ای به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای - تصادفی از فرزندان و والدین شامل(215نفر) فرزندان و(215 نفر) والدین آنها(پدر و مادر) شهر گرمسار انتخاب شده است . جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمارهای توصیفی و استنباطی متناسب با نوع متغیرها و    فرضیه ها بهره جسته ایم. یافته های پژوهش حاکی آز آن است که با اطمینان 95/0 سرمایه ی اجتماعی بر شکاف ارزشی اثر معناداری می گذارد، به طوری که هرچقدر سرمایه ی اجتماعی خانواده ها بالا می رود شکاف ارزشی بین والدین و فرزندان کمتر می شود.

    کلیدواژگان: شکاف ارزشی، سرمایه ی اجتماعی، خانواده، مدرنیته
  • حسین قدرتی، صمد عابدینی، طوبی شاه جهانی صفحات 133-152

    پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر گرایش به موسیقی در بین دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار انجام گرفته است. جهت تبیین عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر گرایش به موسیقی از نظریه بوردیو، وبلن و زیمل استفاده شده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و تکنیک پرسشنامه ای بر روی 385 نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار صورت گرفته است. روش نمونه گیری، خوشه ای چند مرحله ای بوده است. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین سن، میزان استفاده از رسانه ها، تجربه های فرهنگی، جامعه پذیری هنری در خانواده و میزان گرایش به موسیقی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. اما بین میزان تحصیلات و میزان درآمد خانواده با متغیر وابسته رابطه ای مشاهده نشد. به علاوه آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین میزان دینداری با میزان گرایش به موسیقی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. آزمون تفاوت میانگین ها نشان داد که بین جنس، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال با میزان گرایش به موسیقی تفاوت معناداری وجود ندارد. در تحلیل رگرسیون، پنج متغیر میزان استفاده از رسانه ها، تجربه فرهنگی، جامعه پذیری هنری در خانواده، میزان دینداری و سن وارد مدل رگرسیون شده و در مجموع 1/30 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند و ضریب بتای آن نشان داد که به استثنای متغیر میزان دینداری بقیه متغیرها رابطه مثبت و معناداری را با متغیر وابسته دارند و میزان دینداری رابطه معکوس و معناداری را با میزان گرایش به موسیقی دارد.

    کلیدواژگان: میزان گرایش به موسیقی، میزان استفاده از رسانه ها، تجربه های فرهنگی، جامعه پذیری هنری در خانواده، میزان درآمد خانواده، میزان تحصیلات، میزان دینداری. وضعیت اشتغال
  • مجیدرضا کریمی، جلیل عزیزی صفحات 153-174

    تعلق خاطر به فرهنگ و عناصر درونی آن در بسیاری از جوامع از جمله اقلام مهم هویت بخش می باشند.  این عامل به خصوص در عصر امروزی که انواع هجمه های فرهنگی، فرهنگ بومی و ملی عمده جوامع را تهید می کند می تواند بسیار مهم و موثر باشد. امروزه که تکنولوژی ها و دستگاه های ارتباطی مانند ماهواره و اینترنت توانسته اند، جامعه ی جهانی را به صورت دهکد ی جهانی در آوردند، شاهد هجوم انواع عناصر متضاد و متعارض فرهنگی به سوی جامعه ایرانی- اسلامی مان می باشیم که در وهله اول می تواند خطر بالقوه خطرناکی برای جوانان ما محسوب شود. این مقاله که نتیجه یک پژوهش تجربی در این زمینه می باشد، به دنبال پاسخگویی به سوالات زیر است.  آیا جوانان دانشجو در هویت فرهنگی شان و تعلق خاطر به آن دچار مشکل یا بحران می باشند یا خیر؟  چه عواملی با این فرایند مرتبط اند؟  و میزان اثر گذاری هر یک از عوامل بر این تعلق خاطر چه مقدار می باشد؟ بدین منظور 350 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی جهرم در سال تحصیلی 89-1388(در رشته ها و سالهای مختلف تحصیلی) بر اساس نمونه گیری به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده و مورد بررسی قرار گرفتند. روش جمع آوری اطلاعات، روش میدانی و تکنیک مورد استفاده تکنیک پیمایش با استفاده از ابزار مصاحبه و پرسشنامه می باشد. داده های جمع آوری شده در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی با استفاده از برنامه نرم افزاری SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    کلیدواژگان: هویت، هویت فرهنگی، رسانه های جمعی، مشارکت اجتماعی