فهرست مطالب

ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی - سال پانزدهم شماره 55 (تابستان 1398)
  • سال پانزدهم شماره 55 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مسعود آلگونه جونقانی* صفحات 13-48
    رنه ژرار، با اتخاذ رویکردی انتقادی نسبت به دیدگاه های مردم شناختی فریزر و اشتروس و در ضمن تعلق خاطر به مکتب روان کاوی فرویدی یا همان روان کاوی متاخر فرانسوی، مبحثی را در باب تاریخ و فرهنگ مطرح می کند که آمیزه بدیعی از نقد ادبی، اسطوره شناسی، روان کاوی و دین پژوهی است. او با طرح این موضوع که در هر اسطوره ای می توان ردپای خشونتی واقعی را یافت که در گذر زمان تبدل یافته و تغییر چهره داده است، در نهایت به نوعی نظام اسطوره شناختی اهمریستی روی می آورد که به موجب آن، خشونت های عینی تاریخی، برسازنده آیین ها و اسطوره های اقوام تلقی می شوند. به این ترتیب، با خوانش متون، قرائن و نشانه هایی را احصاء می کند که دال بر وجود میل محاکاتی در ساخت وجودی و روانی بشر و استمرار فراشد قربانی و بلاگردان در بنیادهای فرهنگی اقوام است. بر این اساس، مقاله پیش رو می کوشد با رویکردی تحلیلی انتقادی ضمن بررسی خاستگاه های نظری اندیشه ژرار، استدلال های وی را در این باره بررسی و تحلیل کند. در این پژوهش نگارنده با تاکید بر جایگاه نظری ژرار مبنی بر قول به عدم اصالت آگاهی، موضع ضد دکارتی او را نسبت به سوژه، محل تامل می‎داند و معتقد است آنچه ژرار به مثابه ساختار بنیادی فرهنگ مطرح می کند، از نوعی ناخودآگاهی کور و لجام گسیخته پیروی می کند که مبتنی بر نفی جایگاه خودآگاه و خودکار بودگی میل است.
    کلیدواژگان: رنه ژرار، اسطوره شناسی، نقد ادبی، میل محاکاتی، نظام قربانی
  • حسین اعتمادی، ناهده فوزی*، مهرداد آقایی صفحات 49-80
    عشق و عرفان رابطه بسیار نزدیکی با هم دارند، که در ادبیات عربی و فارسی شاعران زیادی به این دو مقوله پرداخته اند. عارفانه های بیاتی و سپهری بیانگر رویکرد عرفانی آن ها در اشعارشان است. با بررسی در اشعار این دو شاعر، رنگ و بوی عرفان شرقی و اسلامی به خوبی هویداست، و نشان دهنده آن است که هر دو از عرفان شرقی و اسلامی متاثر بوده اند. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، به کشف مضامین مشترک عرفانی موجود بین اشعار این دو شاعر همچون: نگاه نوین، تکثرگرایی دینی، آرمان شهر، بشارت دهنده، زیستن در حال و مرگ، بپردازد و با بررسی تجلی عرفان شرقی و اسلامی در اشعار آن ها نگاه تازه ای از این دو شاعر را ارائه دهد.
    کلیدواژگان: عرفان، عشق، ادبیات تطبیقی، عبدالوهاب البیاتی، سهراب سپهری
  • رحمان برزگر*، بهمن نزهت، فاطمه مدرسی صفحات 81-106
    در این پژوهش ارتباط سه واژه آفتاب، خورشید و شمس بر مبنای واژه گزینی در بن مایه های عرفانی مورد بررسی قرار گرفته است. کاربرد واژه ها در غزلیات به دو صورت بررسی می شود: مواردی برای تصویر سازی و مواردی برای توصیف شمس تبریزی. مولوی در تصویر سازی همانند دیگر شاعران از واژه آفتاب استفاده کرده است، اما در توصیف شمس تبریزی با آگاهی به پیشینه اساطیری و دینی واژه خورشید، ابتدا با بینش عرفانی، آن را با واژه شمس آمیخته و با تاویل هرمنوتیکی، واژه شمس را از حد نشانه به کلمه رسانده و توانسته با دو واژه خورشید و آفتاب، همسان و به عنوان یک بن مایه یا اصطلاح عرفانی ثبت نماید. با همسانی شمس با خورشید تمام ویژگی های اساطیری و عرفانی واژه خورشید در شمس ظاهر شده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده است، همان گونه که خورشید پرستی در اسطوره دیده می شود مولوی نیز به شمس پرستی پرداخته و شمس را به عنوان خدای اساطیر نگریسته و با فنا در شمس به جست وجوی خویشتن خویش در فرآیند فردیت رسیده است؛ این مقوله با روان شناسی یونگ قابل تفسیر می باشد، در این تفسیر شمس بهانه ای برای رسیدن مولانا به خداوند است.
    کلیدواژگان: آفتاب، اسطوره، خورشید، شمس، غزلیات شمس
  • حسن حیدری*، مژگان صادق پور مبارکه صفحات 107-140
    زندگی آدمی با اسطوره و آیین عجین شده است؛ اشتراک در مفاهیمی چون رنج، شادی، جنگ، صلح، عشق و سایر عواطف، روزنه ای به سوی یک حس مشترک می گشاید که دلیلی برای روی آوردن انسان های تنها، به جمع می شود و به اسطوره و آیین آن ها معنا می بخشد. خون، بخشی از وجود زیستی آدمی و حیات سیال اوست که از پیکر فرد فراتر رفته، به میان افراد رسیده، بخشی از حس مشترک آدمیان را تشکیل داده و به نوبه خود منشا بسیاری از اسطوره ها و آیین های کهن در زندگی فردی و اجتماعی بشر شده است. اسطوره خون در میان ملت های مختلف به صورت های گوناگون نمود یافته است. در میان اقوام ایرانی، اسطوره های مربوط به آن متنوع است که بخشی از آن ها در پیکر حماسه ملی ایران بروز و ظهور پیدا کرده است. ریختن خون و نوشیدن آن از جمله موارد تلفیق آیین و اسطوره است که در شاهنامه دیده می شود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی تطبیقی همراه با شواهدی از فرهنگ های مختلف به بررسی اسطوره خون و کارکردهای آیینی آن، با توجه به داستان های شاهنامه پرداخته است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که این اسطوره عمدتا به صورت های بلاگردانی، دفع شر، کین خواهی، سوگواری، حیات و نیروی دوباره، کارکردی آیینی یافته است.
    کلیدواژگان: اسطوره خون، باروری، بلاگردانی، شست وشو در خون، نوشیدن خون
  • مریم رضایی اول، ابراهیم استاجی* صفحات 141-166
    شاهنامه فردوسی اثری گران سنگ در ادب حماسی ایران و مجموعه ای از فرهنگ ها و باورهای قوم ایرانی از دورترین زمان ها تا دوره فردوسی است. در شاهنامه همچنان که فردوسی به ظاهر روایت گر داستان شاهان و پهلوانان ایرانی از دوران اساطیری تا تاریخی است، با مجموعه ای از باورها، فرهنگ ها و آیین های مختلف نیز روبه رو هستیم که نقش آفرین آن ها، پهلوانان، شاهان، عناصر مختلف طبیعی و جانوران هستند. فیل از جمله این جانوران است که در قسمت های مختلف شاهنامه دیده می شود؛ از آنجا که همه بن مایه های اسطوره ای حماسی و آیینی مرتبط با این حیوان در شاهنامهذکر نشده است، برای رسیدن به جامعیتی کلی درباره این حیوان ناگزیر در کنار شاهنامه به بررسی دیگر منظومه های حماسی ایران که پس از شاهنامه و متاثر از آن سروده شده اند نیز پرداخته ایم. در این پژوهش نویسندگان با رویکرد تحلیلی تطبیقی به بررسی بن مایه های مرتبط با فیل در شاهنامهو ده منظومه حماسی (بانوگشسب نامه، برزونامه، بهمن نامه، جهانگیرنامه، سام نامه، شهریارنامه، فرامرزنامه، کک کوهزاد، کوش نامه و گرشاسپ نامه) پرداخته و مهم ترین بن مایه های مرتبط با این حیوان را استخراج، طبقه بندی و تحلیل نموده اند. از مهم ترین این بن مایه ها می توان به: اهورایی اهریمنی بودن، توتم فیل، فیل اوژنی پهلوان، پیکرینگی به سیمای فیل، حضور در سپاه، نقش آن در بازی ها، تعبیر خواب و... اشاره کرد.
    کلیدواژگان: فیل، شاهنامه، بن مایه های اسطوره ای حماسی، منظومه های حماسی، ادبیات حماسی ایران
  • اکبر شاملو*، ابراهیم واشقانی فراهانی، رامین خداکرمی صفحات 167-193
    از رایج ترین شیوه های بررسی اساطیر، تحلیل روان کاوانه آن هاست. کارل گوستاو یونگ، واضع نظریه روان شناسی شخصیت، با مطرح ساختن مقوله کهن الگوها دریچه ای تازه، رو به دنیای نقد و تحلیل اساطیر گشود. یونگ برای هر شخص، ناخودآگاه فردی و جمعی را در نظر می گیرد. از نظر او ناخودآگاه فردی بر لایه ای عمیق تر فطری بنا شده که ناخودآگاه جمعی یا کهن الگو نامیده می شود. بروز و ظهور کهن الگو در آثار هنری به خصوص ادبیات و اسطوره ها برجسته تر است. این پدیده در شاهنامه که از نامورترین اسناد اساطیری و حماسی ایرانی به شمار می رود، قابل توجه است. کهن الگوهایی چون عبور از موانع و مشکلات، پهلوان آزمون، نقش برجسته قهرمان (پهلوان)، مادرمثالی، سایه، آنیما، آنیموس و... از کهن الگوهای برجسته شاهنامه هستند. در هفت خوان رستم بسیاری از این کهن الگوها دیده می شوند؛ همچنین مطابق نظریه یونگ می توان مراحل هفت خوان را نوعی گذر از «من» و رسیدن به «خود» در جهت شکل گیری «فردانیت روانی فرد» دانست. این مسیر جز با یاری قهرمان (رستم) و گذر از سایه ممکن نیست. در واقع در این مسیر کیکاووس که نماد انسان است، در مسیر حرکت از «من» به «خود» (فردانیت فرد) از یاری های رستم (قهرمان) بهره مند می شود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه روان شناسی یونگ، کهن الگویی داستان هفت خوان رستم را بررسی می کند.
    کلیدواژگان: رستم، هفت خوان، کهن الگو، فردانیت، سایه
  • معصومه مهدوی، سید بابک فرزانه*، لیلا قاسمی حاجی آبادی صفحات 195-226
    باززایی، بازآفرینی و دگردیسی اسطوره، از شیوه های استفاده شاعران معاصر از اسطوره است؛ بدین معنا که شاعران، متناسب با مقتضیات زمانه و مضامین مد نظر خویش، به تغییر در جزء یا اجزایی از یک اسطوره و دخل و تصرف در آن می پردازند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، ضمن نشان دادن اسطوره های دگردیسی شده و شیوه های این دگردیسی در اشعار سیاب، به بررسی زمینه ها و اهدافی می پردازد که موجب دگرگونی اسطوره ها در سروده های این شاعر شده اند. با توجه به پیشگامی سیاب در شعر آزاد عرب و بهره گیری فراوان او از اسطوره ها، این بررسی می تواند علاوه بر نمایاندن جنبه های جدیدی از رویکرد شاعری سیاب، بخش مهمی از شیوه ها و دلایل دگردیسی اسطوره ها را در شعر معاصر عرب نشان دهد. نتایج این پژوهش دخل و تصرف سیاب در اسطوره ها، انواع گوناگون اسطوره ها، اعم از ملی، یونانی و دینی بودن آن ها را نشان می دهد؛ همچنین افزودن عناصری به اصل اسطوره، تغییر ماهیت و کارکرد شخصیت های اسطوره ای و نیز تغییر در اجزای مختلف اسطوره به ویژه در پایان بندی آن، از عمده ترین شیوه های دگردیسی اسطوره ها در سروده های سیاب است. انطباق هرچه بیشتر اسطوره ها با وضعیت عصر حاضر، اندیشه ها و اغراض شاعر و نیازهای سیاسی اجتماعی را نیز باید از مهم ترین اهداف سیاب در دگردیسی اسطوره ها دانست.
    کلیدواژگان: سیاب، اسطوره، دگردیسی، بازآفرینی تلفیقی، مضامین سیاسی اجتماعی
  • فرشته ناصری* صفحات 227-258
    از آنجا که شعر آیینه تمام نمای روحیات شاعر است تحقیق در رنگ های به کار رفته در آن نیز می تواند به عنوان ابزاری مهم در شناسایی واکنش ها و رفتارهای وی قلمداد گردد. تجربه شهودی شاعران عارف که بر زبانی نمادین استوار است با استفاده از عنصر رنگ و واژه های تداعی گر آن بهتر بیان می شود. جستار پیش رو با هدف روان شناسی رنگ در  مصیبت نامه عطار و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، در تلاش است به بازخوانی جدیدی از این اثر با استناد به الگوی روان شناسی ماکس لوشر، بپردازد. نتایج نشان از آن دارد که گروه بندی رنگ های مصیبت نامه به ترتیب اولویت از چپ به راست عبارت اند از: (-6-0=5=1×2×4+3+7) لوشر معتقد است که چنین اولویت بندی از طرف سالک دلالت بر آن دارد که وی از هبوط آدمی و جدایی از عالم معنا رنج می برد، (+3+7) اما همچنان امیدوار است که از طریق تلاش برای قرب الهی وضعیت بهتری به دست آورد و بر بسیاری از محدودیت های عالم خاکی فایق آید. (×2×4) در این مسیر، هیچ محیطی برایش آرام بخش نیست. بنابراین، تفکراتش را از گوش نامحرمان پنهان می نماید و تنها برای افراد بسیار نزدیک بیان می کند. (=5=1) سالک در این اثر با دوری از نابسامانی ها، به دنبال فرصتی برای بهبود کیفیات روحی خویش است تا از این طریق ارزش و اعتبار گذشته اش در عالم علوی را به دست آورد. (-6-0)
    کلیدواژگان: روان شناسی رنگ، ماکس لوشر، مصیبت نامه، عطار، رفتارشناسی
  • عیسی نجفی*، قدرت الله علیرضایی صفحات 259-292
    یکی از معماهایی که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول کرده، مساله خواب بوده است. این امر بر بسیاری از علوم چون ادیان، اساطیر، روان شناسی، ادبیات، عرفان و تصوف تاثیر گذاشته است. عرفا و متصوفه از خواب به عنوان منبع الهام، برای حل بسیاری از مسائل خود استفاده می کردند و برای آن ارزش زیادی قائل بودند. عطار در تذکره الاولیا بسیاری از خواب های مشایخ و اولیا را بدون هیچ تردید و تزلزلی نقل کرده است. به دلیل اهمیت موضوع خواب از گذشته تعریف و تقسیم بندی هایی برای آن ذکر شده است، مانند: خواب های صادقه، صالحه و... . در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نخست خواب های نقل شده در تذکره الاولیا را از لحاظ کمی و موضوع مطرح در آن ها یا شخصیت های اصلی آن ها تقسیم بندی و در پایان ارتباط خواب های تعریف شده را با واقعیات زندگی شخصیت ها مورد بررسی و تطبیق قرار می گیرد. نتیجه پژوهش آن است که بسیاری از خواب ها ریشه در زندگی واقعی مشایخ و عرفا داشته و همچنین هدف مشایخ از تعریف و بیان خواب ها و تاثیرگذاری آن ها به این دلیل بوده که خواب جزئی از نبوت و پیامی از فراسوی عالم ماده تلقی می شده است.
    کلیدواژگان: عطار، خواب و رویا، تذکره الاولیا، عرفان و تصوف، مشایخ و اولیا
  • سهیلا نمازعلیزاده، اشرف سادات موسوی لر* صفحات 293-311
    اندیشمندان حوزه عرفان ایرانی همواره نظرات گوناگونی را در باب مفهوم عشق ابراز داشته اند که بیانگر اهمیت مقام عشق در تعالیم و آموزه های اندیشه دینی ایرانی است. احمد غزالی (520-452 ه.ق) با خلق آثار عرفانی خویش، تحولاتی چشمگیری در باب سرشت عشق پدید آورده است و در سوانح العشاق که نخسین اثر وی در ساحت عشق و به زبان فارسی است، تعابیر و تفسیرهای بدیعی از حکایت دلدادگی لیلی و مجنون ارائه نموده است. از آنجایی که داستان عشق لیلی و مجنون ریشه در عشق عذری ادب عرب دارد، این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، با هدف شناخت مراحل استحاله عشق عذری لیلی و مجنون در نگرش احمد غزالی شکل گرفته و تلاش شده به این پرسش پاسخ دهد، در یک مطالعه تطبیقی، وجوه افتراق و اشتراک میان عشق لیلی و مجنون در نگرش احمد غزالی با عشق عذری عرب چگونه تفسیر می شوند؟ بر اساس نتایج بدست آمده، عشق عفیفانه، ناسوتی، دردآور، کشنده و بی فرجام عذری با مبانی نظری ناب عاشقانه و عارفانه احمد غزالی مبتنی بر اتحاد رابطه عاشق و معشوق با عشق؛ به عشقی پسندیده، لاهوتی، خوشایند و امیدبخش استحاله یافته و عاملی مهم برای استکمال وجودی انسان می شود.
    کلیدواژگان: لیلی و مجنون، عشق عذری، احمد غزالی، سوانح العشاق، ادب عرب
|
  • Masood Algooneh Junqani * Pages 13-48
    René Girard takes a critical approach to the James George Frazer and Claude Lévi-Strauss anthropological views. He belongs to the Freudian psychoanalytic school and the late French psychoanalysis. Girard has proposed a view about history and culture that is a novel mixture of literary criticism, mythology, psychoanalysis and religious studies. He puts forward the idea that in every myth it can be found the trace of a real violence that has changed over time; he turns to a Euhemeristic  mythological point of view which holds that objective historical violence is a constitutive component of rituals and myths of different tribes. By reading texts, he identifies symbolic signs that indicate to mimetic desire in human’s ontological and psychological structure as well as victimary process and scapegoat mechanism in the cultural foundations of different ethnic groups. Accordingly, the present article attempts to consider the origins of Girard's ideas and his arguments by using analytical-critical method. The author of the paper puts an emphasis on Girard's irrationalist points of view and criticizes his anti-Cartesian views about the "subject". Also, what he proposes as the foundation of human culture follows a blind and wild unconsciousness which is based on denial of self-conscious position of desire.
    Keywords: René Girard, Mythology, Literary Vriticism, Mimetic Desire, Scapegoat Mechanism
  • Hosain Etemādi, Nāheda Fawzi *, Mehrdād Āghāee Pages 49-80
    Love and mysticism have a very close relationship with each other and in Arabic and Persian literature many poets have dealt with them. The mystical poems of Abd al-Wahhab Al-Bayati and Sohrab Sepehri represent their mystical approaches. The study of the poetry of these two poets shows that both of them are influenced by Oriental and Islamic mysticism. By employing descriptive-analytical method, the present article attempts to study the common themes, such as religious modern point of view, religious pluralism, Utopia, preaching the good news, life and death, in the poems of these two poets.
    Keywords: Abd al-Wahhab Al-Bayati, Sohrab Sepehri, Comparative Literature, Mysticism, Love
  • Rahmān Barzgar *, Bahman Nozhat, Fātemeh Modarresi Pages 81-106
    In the present article the attempt is made to consider the relationship between three terms of "aftab", "khorshid" and "shams" (all three mean "sun") in Divan Shams based on mystical motifs. Jalāl al-Din Rūmi uses these terms in two ways. First, he uses them for illustration. Second, with these words, he describes the character of Shams Tabrizi. For illustration, Rūmi, like other poets, points to the term "aftab". He is aware of the mythological and religious background of the words "khorshid" and "aftab", so for describing the character of Shams Tabrizi, first, he combines these two words with the word "shams" and then converts the word "shams" from sign to word by hermeneutic interpretation. In this way, he can record two terms "aftab", "khorshid" as mystical motifs. "Shams" is identical with "khorshid", and thus all the mythological and mystical features of "khorshid" appear in "shams". By using descriptive-analytical method, the present study has concluded that Rumi has dealt with worship of Shams Tabrizi and regards him as the god of mythology and searches for "self" in the process of individuality by annihilation in him. All of this process can be interpreted by Jung's psychology. According to this interpretation, Shams Tabrizi is a means to reach God.
    Keywords: Shams, Aftab, Khorshid, Shams Tabrizi, Divan Shams
  • Hasan Heidary *, Mozhgān Sādeghpour Mobārakeh Pages 107-140
    Old rituals are associated with mythology, which means that man has lived with myth from the beginning. Human beings have common concepts such as suffering, happiness, war, peace, love and other emotions that open to a common sense and bring together single people; so they give meaning to myths and rituals. Blood is a part of human biological existence and his/her stream of life that goes beyond the body, becomes a common concept among humans and is the source of many myths and ancient rituals in the personal and social life of mankind. The myth of blood is manifested among various nations in various forms. Among Iranian people, the myth has many faces which some of them, such as shedding blood and drinking it, are appeared in Shāhnāmeh, the national Iranian epic. By using an analytical-comparative approach and based on evidence from other cultures, the present essay attempts to study the myth of blood and its ritual functions in the stories of Shāhnāmeh. The result of the research shows that the myth has a ritual function in forms of scapegoating, repelling evil, seeking revenge, mourning and Anew life.
    Keywords: The Myth of Blood, Fertility, Scapegoating, Washing in the Blood, Drinking Blood
  • Maryam Rezāii Avval, Ebrāhim Estāji * Pages 141-166
    Shāhnāmeh of Ferdowsi, as the valuable work of epic literature, shows collection of cultures and beliefs of Iranian people from the farthest times to the era of Ferdowsi. In this book, Ferdowsi narrates the story of Iranian kings and heroes from mythological to historical times; it is a collection of beliefs, cultures and rituals that kings, heroes, natural elements and animals are its actors. Elephant is among these actors. All the epic, mythological and ritual motifs related to elephant are not mentioned in Shāhnāmeh, so in order to achieve a comprehensive overview of the animal, inevitably, other Persian epic books, written after Shāhnāmeh and affected by it, should be studied. By using comparative-analytical approach, the authors of the present article try to extract, classify and analyze the motifs of elephant and its related themes in Shāhnāmeh and other ten epics including Bānūgoshasp-nāmeh, Borzu-nāmeh, Bahman-nāmeh, Jahāngir-nāmeh, Sāmnameh, Shahriyār-nāmeh, Farāmarz-nāmeh, Kok koohzād, Kūsh-nāmeh, and Garshāsp-nāmeh.  The most important motifs include: Ahurian-Ahrimanian motifs, elephant totem, killing elephant by hero, metamorphosis to elephant, presence of elephant in army, its role in games, interpretation of dreams and so on.
    Keywords: Elephant, Shāhnāmeh, Mythological-Epic Motifs, Epics, Iranian Epic Literature
  • Akbar Shāmloo *, Ebrāhim Vāsheghāni Farāhāni, Rāmin Khodākarami Pages 167-193
    One of the most common methods of studying mythology is the psychological analysis of myths. Carl Gustav Jung, the founder of personality psychology, opened a new window in criticism and analysis of myths by introducing archetypes. According to Jung, everyone has a personal and a collective unconscious. He believes that the personal unconscious is built on a deeper innate layer that is called collective unconscious or archetype. The manifestation of archetype is more prominent in the works of art, especially literature and myths. This issue can be seen in Shāhnāmeh which is one of the most famous Iranian mythological and epic texts. Shadow, anima, animus, hero and mother are the prominent archetypes of Shāhnāmeh.  We can find many of these archetypes in the story of the Seven Labors of Rostam (Haft Khan-e Rostam). Based on Jung's theory, it can be considered the stages of the Labors a kind of passing from "ego" to reach "self" in order to achieve "psychological individuation". And this is not possible except with the help of the hero (Rostam) and the passing of the shadow. In fact, Kai Kāvus, as the symbol of man, benefits from the help of Rostam (hero) and passes from "ego" to "self" (psychological individuation). By employing comparative-analytical method and based on Jung's psychological theory the present article attempts to examine the story of the Seven Labors of Rostam (Haft Khan-e Rostam) as an archetype.
    Keywords: Rostam, the Seven Labors of Rostam (Haft Khan-e Rostam), Archetype, Individuality, shadow
  • Masoomeh Mahdavi, Seid Babak Farzāneh *, Leilā Ghāsemi Hāji Ābādi Pages 195-226
    The recreation, regeneration and metamorphosis of myth can be seen in contemporary poetry; that is, the contemporary poets, based on temporal context and their themes, change the components of a myth and manipulate it. By using descriptive-analytical method, the present study tries to show the metamorphosis myths and methods of metamorphosis in the poems of Badr Shakir al-Sayyab and to consider the contexts that have led to the transformation of myths in his poems. Sayyab is a pioneer in contemporary Arab poetry, so the present research can show new approaches in his poems and, in addition, Illustrate the methods of transformation of myths in contemporary Arabic poetry. The results show that the main methods of metamorphosis of myths (Greek and Arabic) in the poems of Sayyab are as follows: adding elements to original myths, changing the nature and function of mythical characters and components of myths, especially at the endings of them. Also, the most important goals of Sayyab in the metamorphosis of myths include: the adaptation of myths to the modern age and political- social needs.
    Keywords: Badr Shakir al-Sayyab, Myth, Metamorphosis, Combined Recreation, Political-Social Themes
  • Fereshteh Nāsseri * Pages 227-258
    The poems of a poet reflect his/her various moods, so the colors used in his/her poems can lead the way in identifying the reactions and behaviors of the poet. The visionary experience of poet-mystics which is based on a symbolic language can be better expressed by using colors and its related terms. By using descriptive-analytical method and based on the Max Lüscher's psychology of colors, the present article attempts to re-read Musibat-Nāmeh, written by Attār of Nishapur. The results show that categorization of colors in Musibat-Nāmeh, from left to right, is as follows in order of preference:  (7+3+4×2×1=5=0-6-). According to Lüscher, such prioritization by the sālek (the holy traveler) implies that he/she suffers from separation from the Divine world (7+3+); but he/she hopes to achieve a better situation and to overcome many of the limitations of the material world (4×2×). In this way, he/she doesn't find any tranquilizing environment and hides his/her thoughts from strangers and shares them with close people (1=5=). According to Musibat-Nāmeh, the sālek looks for an opportunity to improve his/her spiritual states by purification of the soul. By this way, he/she can obtain his/her pervious dignity in the Divine world (0-6- ).
    Keywords: Psychology of Colors, Max Lüscher, Attār of Nishapur, Musibat-Nāmeh
  • Isā Najafi *, Qodratollāh Alireāzee Pages 259-292
    Dreaming is one of the puzzles that has preoccupied the mind of man from way back. It has been discussed in many fields such as religions, mythology, psychology, literature and mysticism. Dreams have been categorized into some types like veridical dream, sound dream and so on. As a source of inspiration, mystics and Sufis used dream to solve many of their problems and they had great value for it. Attar of Nishapur has narrated many dreams of Sufis and saints of God in his book, Tazkirat-al-Auliyā. By using descriptive-analytical method, the present article tries to consider the dreams narrated in this book. Also, the characters of the dreams, their subjects and their relationship with facts of life are considered. The results show that many of the dreams are rooted in real life of mystics and Sufis. They intended to express their dreams, because they were considered as part of the Prophecy and messages from the Divine world.
    Keywords: Tazkirat-al-Auliyā, Attar of Nishapur, Dreaming, Mysticism, Sufism, Saints of God
  • Soheilā Namāz Alizādeh, Asharf O Sādat Mousavilar * Pages 293-311
    The scholars in the field of mysticism have expressed a variety of ideas about the concept of love, which show the importance of it in Iranian religious thoughts. Ahmad Ghazali (452 -520 AH) created a dramatic change in the nature of love by writing mystical works. He presented a new interpretation of the story of Layla and Majnun's love in Sawāneh, his first work in the field of love in Persian language. In Arabic literature, Layla and Majnun love story is a kind of pure love (Ishq-e Azrā) or Platonic love. By using descriptive-analytical method, in the present article the attempt is made to consider the stages of the transformation of pure love of Layla and Majnun in Ahmad Ghazali's thoughts and to answer this question: In a comparative study, how do we interpret the similarities and differences between the Layla and Majnun love in Ahmed Ghazali's attitude and the pure love in Arabic literature? The results show that, based on Ghazali's romantic and mystical principles, virtuous, secular, painful, unending and pure love transforms to admirable, divine, pleasant and hopeful love and leads to perfection.
    Keywords: Layla, Majnun, Pure Love (Ishq-e Azrā), Ahmad Ghazali, Sawāneh