فهرست مطالب

دانشکده دندانپزشکی مشهد - سال چهل و سوم شماره 3 (پیاپی 110، پاییز 1398)
  • سال چهل و سوم شماره 3 (پیاپی 110، پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • نرگس آریا، فاطمه رنجبر*، سودابه محمدی، امیرمحمد کیهان صفحات 217-226
    مقدمه
    کلسیفیکاسیون های بافت نرم ناحیه سر گردن از یافته های شایعی هستند که برخی از آن ها با استفاده از رادیوگرافی پانورامیک قابل تشخیص اند. از آن جا که این کلسیفیکاسیون ها می توانند نشان دهنده ی مشکلات زمینه ای سیستمیک باشند، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی شیوع این کلسیفیکاسیون ها و ارتباط آن با سن و جنس افراد در شهر بوشهر انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه ی مقطعی توصیفی که در سال 1397 در بوشهر انجام گرفت، رادیوگرافی پانورامیک 1040 نفر مورد بررسی قرار گرفت. رادیوگرافی ها توسط یک دستگاه پانورامیک SUMSUNG مدل RAY SCANα-SC تهیه شده و چاپ فیلم ها به وسیله پرینتر Agfa health مدل Drystar انجام گرفت. بعد از بررسی رادیواپسیته موجود ، خصوصیات آنها شامل نوع، محل ، تعداد موارد یک طرفه یا دو طرفه بودن و سمت ابتلا ثبت شد.
    یافته ها
    تعداد موارد 130 کلسفیکاسیون مشاهده شد، با سطح اطمینان 95% (42/14% - 61/9%) شیوع کلسیفیکاسیون 5/12% بود. بیشترین نوع کلسفیکاسیون لیگامان استایلوهیوئید و کمترین آن سیالولیت بود. بیشترین فراوانی کلسیفیکاسیون در جنس مرد و در بازه ی سنی بیشتر از 40 سال بود. ارتباط شیوع کلسیفیکاسیون با سن (001/0P<) و جنس (023/0P=)  معنادار بود.
    نتیجه گیری
    کلسیفیکاسیون لیگامان استایلوهیوئید با 5/7% بیشترین شیوع را در میان کلسیفیکاسیون های بافت نرم ناحیه سر و گردن داشت. شیوع کلسیفیکاسیون بافت نرم ناحیه سر و گردن در این مطالعه با سن و جنس در ارتباط بود و در مردان با سن بالای 40 سال بیشتر دیده می شد.
    کلیدواژگان: رادیوگرافی پانورامیک، کلسیفیکاسیون بافت نرم، کلسیفیکاسیون لیگامان استایلوهیوئید
  • نفیسه اسدزاده عقدایی، فوژان قربانیان فرد، دلارام قائمی* صفحات 227-241
    مقدمه
    با توجه به استفاده از آلیاژ نیکل-کروم در رستوریشن های PFM (Porcelain Fused to Metal)  و نیاز به دمای بالا جهت پخت پرسلن، محتمل است ریزساختار آلیاژ، مقاومت به کروژن و میزان آزادسازی یون ها تغییرکند.هدف این مطالعه تعیین تاثیر پخت های مکرر پرسلن بر مقاومت به کروژن و خصوصیات سطحی دو نوع آلیاژ نیکل-کروم بود.
    مواد و روش ها
    از هریک از آلیاژهای نیکل-کروم فاقد برلیوم (Dam Cast) و حاوی برلیوم (Super Cast) 24عدد دیسک تهیه و براساس دفعات پخت پرسلن به چهار زیرگروه اول (بدون پخت)، دوم (چهار پخت) ، سوم (چهار پخت و یک پخت اصلاحی) و چهارم (چهار پخت و دو پخت اصلاحی) تقسیم شد. با دستگاه پتانسیواستات الکتروشیمیایی، مقاومت به کروژن اندازه گیری شد. نمونه ها 30 روز در بزاق مصنوعی فوزایاما با pH 5 و دمای°C 37 قرار گرفتند و با روش ICP-AES آزادسازی یونها اندازه گیری شد. بررسی سطح با میکروسکوپ نوری متالورژیک و الکترونی روبشی انجام گردید.آنالیز داده ها در نرم افزار SPSS با سطح معناداری 05/0 صورت گرفت.
    یافته ها
    امپدانس دو آلیاژ با افزایش تعداد پخت ها به صورت معناداری کاهش یافت. پخت های اصلاحی(زیرگروه سوم و چهارم) باعث کاهش معناداری در امپدانس و مقاومت به کروژن در آلیاژSuper Cast نسبت به نمونه های پخت پرسلن گردید اما در آلیاژ Dam Cast  این کاهش معنادار نبود. میزان یون های آزاد شده در هر دو آلیاژ با افزایش تعداد پخت به صورت معناداری افزایش یافت؛ اما میان دو آلیاژ تفاوت، معنادار نبود. غلظت یون های آزاد شده آلیاژ Super Cast بیشتر از Dam Cast بود. با بررسی میکروسکوپی، نواحی کروژن بیشتری در سطح آلیاژ Super Cast مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    پخت های مکرر تاثیر کمتری بر مقاومت به کروژن آلیاژ فاقد برلیوم Dam Cast نسبت به آلیاژ دارای برلیوم Super Cast داشته است.
    کلیدواژگان: پخت پرسلن، آلیاژ نیکل-کروم، یون برلیوم، مقاومت به کروژن
  • علی امیری، علیرضا عرب سلغار*، رضا مهرابی صفحات 242-252
    مقدمه
    آلیاژ های حافظه دار به دلیل سازگاری بالا با بدن، مقاومت به خوردگی مناسب و خواص مکانیکی منحصربه فرد جایگاه ویژه ای در پزشکی و دندانپزشکی به خود اختصاص داده اند. هدف از این انجام این مطالعه، بررسی اثر استفاده از ایمپلنت های دندانی ساخته شده از آلیاژهای حافظه دار بر روی توزیع تنش در ایمپلنت و استخوان فک بود.
    مواد و روش ها
    یک ایمپلنت دندانی تحت اثر نیروهای عمودی و عرضی قرار گرفت و نتایج با استفاده از روش های المان محدود استخراج گردید. بدین منظور یک نمونه از ایمپلنت های دندانی موجود به همراه بخشی از استخوان فک در نرم افزار آباکوس شبیه سازی شد و به صورت استاتیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. درنهایت میزان تنش موجود در ایمپلنت با سایر ایمپلنت های موجود که از مواد معمولی ساخته شده اند مقایسه گردید.
    یافته ها
      مقادیر تنش در ایمپلنت در حالتی که ایمپلنت حافظه دار مورد استفاده قرار می گیرد، نسبت به زمانی که ایمپلنت نیکل- تیتانیوم استفاده شده بود، کمتر بود. همچنین، در نقاطی که تحت تاثیر نیرو و تنش بیشتری قرار داشتند، مقادیر تنش انتقال یافته از ایمپلنت نایتینول  نسبت به ایمپلنت نیکل- تیتانیوم به استخوان فک کمتر بود.
    کلیدواژگان: ایمپلنت حافظه دار، تحلیل تنش، المان محدود، کیفیت استخوان
  • سیدعلی بنی هاشم راد، مجید رضا مختاری*، مریم نیک اندیش، محمد صولتی، محمدحسین صادقی صفحات 253-262
    مقدمه
    فراورده های آنتی میکروبیال به شکل دهانشویه تاثیر چشمگیری در کاهش پلاک و التهاب لثه دارند و می توانند به پیشگیری و درمان مکانیکال مشکلات پریودنتال کمک کنند. کلرهگزیدین به عنوان استاندارد طلایی آنها، عوارض جانبی شناخته شده ای دارد و در نتیجه جایگزین هایی برای آن معرفی شده اند. در این مطالعه به بررسی اثربخشی دهانشویه کورکومین، یک دهانشویه گیاهی بر پایه زردچوبه، بر روی التهاب مزمن لثه و مقایسه آن با کلرهگزیدین پرداخته شده است.
    مواد و روش ها
    سی بیمار مبتلا به ژنژیویت مزمن ژنرالیزه وارد این مطالعه شدند. بیماران به صورت تصادفی به 3 گروه 10 تایی تقسیم شدند و تمام آنها تحت درمان جرم گیری و تسطیح ریشه (SRP) قرار گرفتند. بیماران گروه اول، دهانشویه کلرهگزیدین، گروه دوم، دهانشویه کورکومین و گروه سوم دارونما دریافت کردند. شاخص لثه (GI)، شاخص پلاک (PI)، خونریزی حین پروبینگ (BOP) و عمق پاکت (PD) قبل از درمان و یک، دو، سه و چهار هفته بعد از درمان اندازه گیری شدند و تغییرات شاخص ها آنالیز شد. سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در هر سه گروه، پارامترهای بالینی نسبت به قبل از درمان بهبودی را نشان می دادند؛ اما در مقایسه با گروه دارو نما (گروه سوم)، هر دو گروه کلرهگزیدین و کورکومین به طور معناداری نتایج بهتری نشان دادند (001/0P<). در مقایسه ی گروه کلرهگزیدین و کورکومین، شاخص های GI و BOP تفاوت چشمگیری نداشتند؛ اما شاخص های PI و PD در گروه کورکومین به طور معناداری بهتر بودند (001/0P<).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که کورکومین به عنوان یک دهانشویه ضد التهاب با کلرهگزیدین قابل مقایسه است و در بعضی جهات بهبودی بیشتری حاصل می کند. بنابراین، کورکومین می تواند به عنوان یک درمان موثر در کنار درمانهای مکانیکال پریودنتال در نظر گرفته شود.
    کلیدواژگان: دهانشویه، ژنژیویت مزمن، کورکومین
  • گلسا سادات تیموری، حسن مومنی*، مسعود فیض بخش، علیرضا صدیقی صفحات 263-270
    مقدمه
     جراحی ارتوگناتیک از روش های مطمئن در درمان بدشکلی های فکی- صورتی است که در کیفیت زندگی و جنبه های روان شناختی بیماران موثر می باشد. هدف از این مطالعه تاثیر جراحی ارتوگناتیک بر حیطه های مختلف سلامت فرد یعنی جنبه اجتماعی، زیبایی سیستم دندانی-صورتی، عملکرد دهانی و آگاهی از زیبایی دهانی - صورتی بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی - تحلیلی، 75 فرد 18 تا 35 سال از هر دو جنس کهبه دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد خوراسگان مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. 30 نفر از آنها برای روابط فکی کلاس III، تحت درمان جراحی قرار گرفته بودند و حداقل 6 ماه از زمان جراحی آنها گذشته بود. 30 فرد فاقد ناهنجاری دندانی-صورتی و 15 نفر از افراد کلاس IIIدرمان نشده نیز انتخاب شدند. سپس پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با وضعیت ارتوگناتیک در اختیار آنها قرار گرفت. این پرسشنامه شامل سوالاتی در چهار حیطه جنبه اجتماعی، زیبایی سیستم دندانی-صورتی، عملکرد دهانی و آگاهی از زیبایی دهانی-صورتی بود. داده ها با استفاده از آزمون کای اسکوئر، آزمون آنالیز واریانس یکطرفه، آزمون تعقیبی LSD و ضریب همبستگی پیرسونتجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین نمره کل کیفیت زندگی (02/0P=) و حیطه های زیبایی دندانی-صورتی (003/0P=)، عملکرد دهانی (04/0P=) و جنبه اجتماعی (03/0P=) بین سه گروه اختلاف معنادار داشت؛ اما میانگین نمره کیفیت زندگی در حیطه آگاهی از زیبایی دندانی-صورتی بین سه گروه تفاوت معنادار نداشت (81/0P=). میانگین نمره کیفیت زندگی در حیطه زیبایی دندانی-صورتی در دو گروه بدون ناهنجاری و دارای ناهنجاری جراحی شده تقریبا یکسان بوده و در گروه دارای ناهنجاری جراحی نشده از دو گروه دیگر کمتر بود.
    نتیجه گیری
    کیفیت زندگی بیماران دارای ناهنجاری دندانی-صورتی (کلاس III) بعد از جراحی ارتوگناتیک به سطح گروه کنترل (افراد بدون ناهنجاری دندانی-صورتی) و بالاتر از گروه دارای ناهنجاری کلاس III درمان نشده رسید.این تفاوت در حیطه های اجتماعی و عملکرد دهانی از سایر حیطه ها بیشتر و در حیطه آگاهی از زیبایی دندانی-صورتی کمتر از سایر موارد بود.
    کلیدواژگان: جراحی ارتوگناتیک، کیفیت زندگی، مال اکلوژن کلاس III، بد شکلی دندانی-صورتی
  • علیرضا دانش کاظمی، عبدالرحیم داوری، منیره صدوقی* صفحات 271-278
    مقدمه
    حساسیت دندانی، یکی از رایج ترین عوارض درمان های بلیچینگ می باشد. عوامل حساسیت زدای مختلفی برای تسکین علائم به کار برده شده اند. اخیرا استفاده از نانوبیومتریال ها برای انسداد توبول های عاجی جهت درمان حساسیت ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف از مطالعه کنونی بررسی اثر هیدروژن پراکساید 40% با و بدون نانوهیدروکسی آپاتیت و نانوبیواکتیوگلاس بر انسداد توبول های عاجی سطحی بود. 
    مواد و روش ها
    با حذف مینای سرویکالی 60 دندان پرمولر سالم، سطح صاف عاج ایجاد شد. نمونه ها با ابعاد یکسان تهیه و بطور تصادفی در سه گروه مساوی تقسیم گردید.گروه 1: ماده بلیچینگ هیدروژن پراکساید40%، گروه 2: ترکیب ماده بلیچینگ و نانوهیدروکسی آپاتیت2% وزنی، گروه3: ترکیب ماده بلیچینگ و نانوبیواکتیوگلاس7/5% وزنی. بلیچینگبه صورت سه دوره زمانی 15دقیقه ای در دو جلسه با فاصله یک هفته انجام شد. بررسی انسداد توبولهای عاجی با استفاده از تصاویر SEM و امتیازدهی بر اساس شاخص Hullsmannصورت گرفت. بررسی داده ها بوسیله آزمون کروسکال-والیس و آزمون مقایسه های چندگانه دان انجام شد. سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    برخلاف گروه 1 ، در گروه 2 و 3 انسداد توبول های عاجی رخ داد. اما تفاوت معنی داری در بسته شدن  توبول های عاجی بین گروه های 2 و 3 وجود نداشت. اما گروه 1 با هر دو گروه 2 و 3 تفاوت معنی داری داشت. (001/0P<)
    نتیجه گیری
    افزودن نانوهیدروکسی آپاتیت و نانوبیواکتیوگلاس به هیدروژن پراکساید سبب انسداد توبول های عاجی پس از بلیچینگ شده و می تواند درمان موفقی جهت کاهش حساسیت های پس از بلیچینگ با هیدروژن پراکساید باشد.
    کلیدواژگان: هیدروژن پراکساید، نانوهیدروکسی آپاتیت، نانوبیواکتیوگلاس، حساسیت دندانی، بلیچینگ
  • فاطمه رضیان، حسن عزیزی، فاطمه شاکری، سینا حقانی فر، نرجس هوشیاری* صفحات 279-286
    مقدمه
    پرمولرهای مندیبل به دلیل تنوع در شکل و تعداد کانال ها از سخت ترین دندان ها برای درمان ریشه هستند. به همین دلیل بیشترین شکست درمان اندو مربوط به این دندان ها است. در این مطالعه تعداد کانال های پرمولر های مندیبل و مورفولوژی آن ها در جمعیت شهر های شمال ایران بررسی شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، از آرشیو تصاویر توموگرافی اشعه مخروطی کامپیوتری (CBCT) بیمارانی که جهت مقاصد تشخیصی درمانی به یک مرکز خصوصی رادیولوژی فک و صورت مراجعه نموده بودند، استفاده شد. در مجموع 280 پرمولر اول مندیبل (111مرد و 169 زن) و 248 پرمولر دوم مندیبل (95 مرد و 154 زن) مورد بررسی قرار گرفتند.ورود داده ها در نرم افزار SPSS با ویرایش 16 انجام گرفت و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از درصد فراوانی و آزمون کای دو ارایه شد. سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    از بین پرمولرهای اول مندیبل که در جمعیت مردان و زنان مورد بررسی قرار گرفتند، دندان ها یا تک ریشه یا دو ریشه بودند که پرمولرهای تک ریشه بیشترین میزان شیوع را داشتند (7/95). در مورد پرمولرهای دوم مندیبل نیز تک ریشه، دو ریشه و یا سه ریشه بودند که شیوع  پره مولرهای دوم تک ریشه نیز بیشتر بود (6/97). از نظر تعداد کانال ها هم اکثر پره مولرها تک کانال و تایپ I بودند. در بین پره مولرهای اول مندیبل، تایپ های IIIو VIو VIIدیده نشد و نادرترین تایپ دیده شده تایپ VIIIورتوچی بود. در بین پره مولرهای دوم مندیبل، تایپ های IVو VIو VIIدیده نشد و کمیاب ترین تایپ ها مربوط به تایپ IIو VIIIورتوچی بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس این مطالعه پرمولرهای اول و دوم مندیبل در جمعیت زنان و مردان بیشتر تک ریشه و تک کانال بودند و از نظر طبقه بندی ورتوچی بیشترین شیوع مربوط به تایپ I بود.
    کلیدواژگان: پره مولر مندیبل، مورفولوژی کانال، توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی
  • جواد سرآبادانی، مهدی دهقانی تفتی، علی لبافچی*، عبدالله جوان رشید صفحات 287-294
    مقدمه
    هدف این مطالعه، بررسی نرم افزار آموزشی Moodle mobile با قابلیت اجرا روی سیستم عامل اندروید و ios برای ارتقای آگاهی دانشجویان درباره کاربردهای لیزر در دندانپزشکی بوده است.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، تعداد 59 دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد از دانشجویان سال 5 و 6 که با لیزر آشنایی نداشتند و در نیم سال اول تحصیل95-96 واحد درسی بیماری های  دهان عملی1 و 2  را انتخاب کرده بودند وارد مطالعه شدند. پس از برگزاری پیش آزمون و بررسی اطلاعات پایه دانشجویان از کاربرد لیزر در دندانپزشکی، نرم افزار Moodle mobile در طول یک نیم سال تحصیلی به دانشجویان گروه آزمایش معرفی و چگونگی استفاده از آن در یک کارگاه عملی در ابتدای ترم آموزش داده شد.  همچنین گروه کنترل به وسیله ی کتابچه آموزش دیدند. در هر دو گروه پیش از آغاز مطالعه و پس از اتمام آموزش، میزان آگاهی و اطلاعات دانشجویان از کاربرد های لیزر در دندانپزشکی ارزیابی شد و نتایج آن به وسیله ی آزمون های آماری بررسی شد. نتایج آن به وسیله ی آزمون آماری مک نمار، تی جفت شده و من ویتنی با نرم افزار SPSS بررسی شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات دانشجویانی که بوسیله کتابچه آموزش دیده بودند، از 3/7 به 9/13 در زمان پس از آموزش رسیده بود که این میزان اختلاف، از نظر آماری معنی دار بود (001/0P<). میانگین نمرات دانشجویانی که بوسیله نرم افزار آموزش دیده بودند، از 8/7 در قبل از آموزش به 6/16 در بعد از آموزش رسیده بود که این میزان اختلاف، نیز از نظر آماری معنی دار بود (001/0P<). میانگین نمرات بعد از آموزش در گروه نرم افزار 6/16 و در گروه کتابچه 9/13 بود که این میزان اختلاف، از نظر آماری معنی دار بود  (001/0P<).
    نتیجه گیری
    به طور کلی بر اساس نتایج این مطالعه مشخص شد هر دو روش آموزشی کتابچه و نرم افزار آموزشی باعث ارتقای آگاهی و افزایش معلومات کاربرد لیزر در دندانپزشکی می شود، اما نرم افزار آموزشی بطور معنی داری نسبت به کتابچه موثر تر واقع می شود.
    کلیدواژگان: اپلیکشن موبایل، گوشی هوشمند، آموزش، یادگیری، دندانپزشکی، دانشجو
  • مژگان کاظمیان، میترا موحدی، فاطمه موحد* صفحات 295-303
    مقدمه
    موتورسواران در معرض صدمه به صورت، گردن و سر هستند. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر استفاده یا عدم استفاده از کلاه ایمنی بر الگوهای مختلف شکستگی صورت بود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک مطالعه مقطعی _توصیفی بود. جامعه مورد مطالعه شامل 127 نفر از موتورسواران آسیب دیده مراجعه کننده به بیمارستان شهید باهنر کرمان در شش ماه اول سال 1396 بودکه با روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. متغیرهای دموگرافیک شامل سن و جنس بود و متغیرهای کلینیکی نظیر نوع شکستگی بر اساس منفرد و متعدد بودن، محل شکستگی در فک پایین و ناحیه میانی صورت در چک لیست مطالعه ثبت شد.
    یافته ها
    از 127 بیمار، 8/72% مرد و 2/27% زن بودند و 81 نفر به دنبال تروما به فک بالا و پایین دچار شکستگی شده بودند. 6/25% موتورسواران از کلاه ایمنی استفاده کرده بودند. بیشترین فراوانی گروه سنی مربوط به 40 تا 50 سال با فراوانی 8/24% بود. از بین بیماران 4/44% شکستگی منفرد و 6/55% شکستگی متعدد داشتند و از بین شکستگی های مندیبل، بیشترین فراوانی مربوط به تنه مندیبل (3/26%) و کمترین فراوانی مربوط به کرونوئید بود. بیشترین فراوانی در شکستگی های ناحیه میانی صورت، لفورت I با 4/31% و سپس لفورت II با 8/23% و لفورت III با 3/16% فراوانی بود و کمترین شیوع شکستگی در ناحیه ریم اربیت با 5/2% فراوانی بود.بین استفاده از کلاه ایمنی و محل آناتومیک شکستگی در فک پایین ارتباط معناداری وجود نداشت ولی در شکستگی های ناحیه میانی صورت ارتباط معنی داری با استفاده از کلاه ایمنی وجود داشت.
    نتیجه گیری
    کلاه ایمنی استاندارد تقریبا در اکثر شکستگی های ناحیه صورت، نقش مطلوب حفاظتی داشت. از بررسی یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت که استفاده از کلاه ایمنی استاندارد می تواند از شکستگی های ناحیه میانی صورت جلوگیری کند.
    کلیدواژگان: شکستگی، موتور سیکلت، کلاه ایمنی
  • نازنین کامیاب، محمود شیخ فتح الهی، معصومه عدالت، زهره موردویی* صفحات 304-311
    مقدمه
    سیستم آنتی اکسیدان از مهم ترین مکانیسم های دفاعی بزاق علیه رادیکال های آزاد است. یکی از مهم ترین عوامل آنتی اکسیدانی، ویتامین C است که در درمان و جلوگیری از استرس اکسیداتیو موثر می باشد. با توجه به تاثیر عوامل محیطی، ژنتیکی و تغذیه ای بر تعادل بین تولید و دفع رادیکال های آزاد، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر ویتامین C بر ظرفیت تام آنتی اکسیدانی بزاق در افراد غیرسیگاری انجام شد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده بود که بر روی 60 فرد سالم غیرسیگاری مراجعه کننده به کلینیک دندان پزشکی رفسنجان در سال 1396 انجام شد. پس از تقسیم تصادفی افراد به سه گروه، به گروه اول و دوم به ترتیب 1000 و 500 میلی گرم قرص جوشان ویتامین C، به مدت سه هفته داده شد. گروه سوم هیچ گونه مکمل ویتامین C دریافت نکرد. ظرفیت آنتی اکسیدانی تام بزاق، قبل و سه هفته پس از مداخله، به وسیله کیت سنجش آنتی اکسیدان و دستگاه ELISA Reader اندازه گیری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی دانکن استفاده شد.
    یافته ها
    آزمون مقایسات چندگانه دانکن نشان داد که میانگین تغییرات (افزایش) ظرفیت آنتی اکسیدانی تام بزاق در گروه دریافت کننده 500 و 1000 میلی گرم ویتامین C دارای اختلاف معنی دار نبود (05/0<P). در حالی که میانگین تغییرات ظرفیت آنتی اکسیدانی تام بزاق در گروه کنترل به طور معنی داری کمتر از گروه دریافت کننده ویتامین C بود (001/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که استفاده از ویتامین  Cبه عنوان یک عامل آنتی اکسیدان، باعث افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام بزاق می شود.
    کلیدواژگان: ویتامین C، غیر سیگاری، ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، بزاق
|
  • Narges Arya, Fatemeh Ranjbar *, Sudabeh Mohamadi, Amir Mohammad Keyhan Pages 217-226
    Introduction
    Soft tissue calcifications seen in the head and neck region are common findings sometimes detectable using panoramic radiographs. Regarding this, this study was carried out to determine the prevalence of these calcifications and their relationship with age and sex in Bushehr since these calcifications could be indicative of underlying systemic disorders,
    Material and Methods
    In this cross-sectional study which was conducted in Bushehr in2018, a total number of 1040 panoramic radiographs were evaluated. The radiographs were obtained using a SAMSUNG digital panorex x-ray machine (RAY SCANα-SC model) and printed using an Agfa health printer (Drystar model). After the evaluation of radiopacities, such details as type, position, number, unilateral or bilateral status, and the site of involvement were recorded.
    Results
    A total of 130 calcifications were recorded of 1040 subjects. The prevalence of calcification was 12/5% with 95% confidence interval (9/61%-14/42%). The most prevalent calcification observed was calcified stylohyoid ligament, and the least prevalent was sialolith. In addition, a higher number of calcification was observed in males with the age of > 40 years old. The prevalence of calcification in various age groups (P<0.001) and sex (P=0.023) was significantly different.
    Conclusion
    Sylohyoid ligament calcification was the most prevalent soft tissue calcifications of head and neck region, with a prevalence of 7/5%. Moreover, prevalence of calcifications of soft tissues of head and neck was revealed to be associated with age and sex. In addition, higher frequency of these calcifications was observed in males > 40 years old.
    Keywords: panoramic radiograph, Soft tissue calcifications, Calcified stylohyoid ligament, Soft tissue radiopacity
  • Nafiseh Asadzadeh Aghdaee, Foojan Ghorbanian Fard, Delaram Ghaemi * Pages 227-241
    Introduction
    Regarding the use of nickel-chromium (Ni-Cr) alloy in porcelain-fused to metal-restorations and the need for high temperature for porcelain firing, there are probable alterations in the microstructure of the alloy, the corrosion resistance, and the rate of ion release. The aim of the present study was to evaluate the effect of multiple firings on the corrosion resistance and surface characteristics of two Ni-Cr alloys.
    Materials and Methods
    In total, 24 discs were made from each Ni-Cr alloys without beryllium (Dam Cast) and with beryllium (Super Cast). They were then assigned into four subgroups based on the number of firings: (1) without firing, (2) four times firing, (3) four times firing and a correctional firing, and (4) four times firing and two correctional firings. The corrosion resistance was evaluated using an electrochemical potentiostat device. The ions release was measured after immersing samples in Fusayama artificial saliva (pH of 5, at 37 ◦c) for 30 days by ICP-AES technique. The surface of the alloys was evaluated with a metallurgical light microscope and scanning electron microscope. Data were analyzed in SPSS software .P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    According to the results, the impedance of both alloys decreased significantly with increasing the frequency of firings. A significant decrease was observed in the impedance and corrosion resistance of Super Cast alloy using correctional firings (the third and fourth firings), compared to Porcelain firing samples. However, no significant decrease was observed in Dam Cast. In addition, the number of released ions was significantly increased with an increase in the number of firings in both alloys. Nevertheless, there was no difference between the alloys regarding the released ions. The concentration of released ions was higher in Super Cast alloy, compared to that in DAM Cast.  Increased levels of corrosion were observed on the surface of Super Cast alloys using a microscopic evaluation.
    Conclusion
    Multiple firings had lower effects on the corrosion resistance of Dam Cast alloy without beryllium, compared to Super Cast alloy with beryllium.
    Keywords: Beryllium ion, Corrosion resistance, Nickel-chromium alloy, Porcelain firing
  • Ali Amiri, Alireza Arab Solghar *, Reza Mehrabi Pages 242-252
    Introduction
    Shape-memory alloys (SMAs) hold a prominent place in medical and dental applications due to their high compatibility with the body, corrosion resistance and, unique mechanical properties. The aim of this study was to assess the influence of SMA dental implants on the stress distribution of the implants and bone.
    Materials and Methods
    A dental implant was subjected to axial and transverse forces and the results were extracted using finite element methods. To this end, a sample of an existing dental implant with a section of the bone was simulated using Abaqus software and analyzed statistically. Finally, the magnitude of stress in the SMA implant was compared with that of the implant made of common materials.
    Conclusion
    The magnitude of stress in the SMA implant was lower, compared to that of nickel-titanium implant. Moreover, the nitinol implant at the points which were under higher force and stress showed lower levels of the transformed values of stress to the jaw bone, compared to the nickel-titanium implant.
    Keywords: Shape-memory implant, Stress analysis, Finite Element, Bone quality
  • Seyed Ali Banihashem Rad, Majid Reza Mokhtari *, Maryam Nikandish, Mohammad Solati, Mohammad Hossein Sadeghi Pages 253-262
    Introduction
    Antimicrobial products in form of mouthwash have an impressive effect on reducing plaque formation and gingivitis. These agents may aid in mechanical prevention and control of periodontal diseases. Chlorhexidine as the gold standard among these solutions has well-known side effects leading to introduction of some alternatives. With this background in mind, this study aimed to evaluate the efficacy of nanocurcumin mouthwash, a herbal mouthwash based on turmeric, on the treatment of chronic gingivitis. Moreover, the impact of this solution was compared with chlorhexidine.
    Materials and Methods
    Thirty patients with generalized chronic gingivitis were included in the study. The participants were randomly divided into three groups of ten each. All the patients underwent scaling and root planning. In group one, two, and three, the patients were treated with chlorhexidine mouthwash, nanocurcumin mouthwash, and placebo, respectively. Gingival indices (GI), plaque indices (PI), bleeding on probing (BOP), and probing depth (PD) were all recorded pre-treatment, in addition to one, two, three, and four weeks post-treatment. The changes in GI, PI, BOP, and PD were analyzed.
    Results
    According to our findings, the clinical parameters showed improvement in all the three groups, compared to the baselines. When compared to the placebo group, both chlorhexidine and nanocurcumin groups were found to have significantly better outcomes (P<0.001). However, when comparing the chlorhexidine and curcumin groups, the differences regarding GI and BOP were not revealed to be statistically significant. The PI and PD were shown to have significantly better results in the post-treatment evaluations of the nanocurcumin group (P<0.001).
    Conclusion
    The present study indicates that nanocurcumin is comparable to chlorhexidine as an anti-inflammatory mouthwash and results in higher improvements concerning some aspects. Therefore, nanocurcumin can be considered as an effective adjunct to mechanical periodontal therapy.
    Keywords: Chronic gingivitis, Dental scaling, Mouthwash
  • Golsa Sadat Teymouri, Hasan Momeni *, Masoud Feyzbakhsh, Alireza Sedighi Pages 263-270
    Introduction
    Orthognathic surgery is one of the safe methods for treating dentofacial abnormalities that is effective in a patient’s quality of life and psychological aspects. The aim of this study was to compare the effect of orthognathic surgery on the quality of life of patients with class III deformity treated by orthognathic surgery with patients without dentofacial deformity and nontreated class III patients. Materials &
    Methods
    In this descriptive-analytic study, 75 individuals aged 18 to 35 years from both genders who referred to Dental Faculty of Islamic Azad University, Isfahan branch, Isfahan, Iran, were chosen. Thirty subjects had undergone the surgery for class III malocclusion, and at least 6 months passed from their surgery. Thirty individuals with no dentofacial deformity and fifteen untreated patients with class III malocclusion were selected. Then the orthognathic quality of life questionnaires were provided for the patients, and the results were compared. The questionnaire included four aspects of social, dentofacial esthetics, oral function, and awareness of dentofacial aesthetics. The data were analyzed using the Chi-square test, one-way analysis of variance, least significant difference follow-up test, and Pearson correlation coefficient.
    Results
    The mean scores of total quality of life (P=0.02), dentofacial esthetics (P=0.003), oral function (P=0.04), and social domain were significantly different among the three groups; but there was no significant difference between the mean scores of quality of life in awareness of dentofacial aesthetics among the three groups (P=0.81). The mean score of quality of life in the awareness of dentofacial aesthetics domain was the same in the group of treated class III individuals and the group with no dentofacial deformity. Moreover, it was lower in nontreated class III cases.  
    Conclusion
    The quality of life of the patients with class III malocclusion after orthognathic surgery improved, compared to the level of the control group (with no dentofacial deformities), and it was greater than that of the untreated class III group. This difference was greater in oral function and social domains and lower in the awareness of dentofacial aesthetics domain.
    Keywords: Orthognathic Surgery, Quality of life, class III malocclusion, Dentofacial deformity
  • Alireza Daneshkazemi, Abdolrahim Davari, Monireh Sadoughi * Pages 271-278
    Introduction
    Dental sensitivity is one of the most common complications of bleaching treatments. Several sensitization agents have been used to relieve symptoms. Recently, the use of nanobiomaterials has been considered for dentinal tubular occlusion to treat sensitivities. The purpose of this study was to investigate the effect of 40% hydrogen peroxide with and without nano-hydroxyapatite and nano-bioactive glass on the dentinal tubular occlusion.
    Materials and Methods
    By removing the cervical enamel of 60 healthy premolar teeth, a flat surface of the dentin was created. The samples were prepared with the same dimensions and randomly divided into three equal groups, including group 1) 40% hydrogen peroxide bleaching material, group 2) combination of bleaching material and nano-hydroxyapatite 2% by weight, and group 3) combination of bleaching material and nano-bioactive glass, 7.5% by weight. Bleaching was performed in three periods of 15 min in two sessions with a one-week interval. Dentinal tubular occlusion was investigated using scanning electron microscope images, and scoring was based on the Hulsmann index. The data were analyzed by the Kruskal-Wallis test and Dunn's multiple comparison test. The significance level was considered 0.05. But group 1 was significantly different from both groups 2 and 3 (P<0.001).
    Results
    In contrast to group 1, the occlusion of dentinal tubules occurred in groups 2 and 3. However, there was no significant difference in the closure of dentinal tubules between groups 2 and 3 (P=0.01). There was a significant difference between the group 1 and group 2 and 3 (P<0.001).
    Conclusion
    Adding nano-hydroxyapatite and nano-bioactive glass to hydrogen peroxide causes the occlusion of dentinal tubules after bleaching, and it can be a successful treatment to reduce post-bleaching sensitivities with hydrogen peroxide.
    Keywords: Hydrogen peroxide, Nano-hydroxyapatite, Nano-bioactive glass, Dental sensitivity, Bleaching
  • Fatemeh Razian, Hasan Azizi, Fateme Shakeri, Sina Haghanifar, Narjes Hoshyari * Pages 279-286
    Introduction
    Mandibular premolars are considered the most difficult of all teeth for endodontic treatment due to variation in the shape and the number of canals. For this reason, endodontic treatments showed the most failure rates. In this study, the number and morphology of canals of the mandibular premolar are investigated in northern cities in Iran.
    Materials and methods
    This cross-sectional study investigated the archived cone beam computed tomography images of patients who referred for diagnostic purposes to private centers of maxillofacial radiology. In total, 280 mandibular first premolars from 111 males and 169 females and 248 mandibular second premolars from 95 males and 154 females were investigated in this study. Data were analyzed in SPSS software (Version 2016) through descriptive statistics using frequency distribution and Chi-square test. Level of significant considered 0.05.
    Result
    Mandibular first premolars in males and females had one or two roots. One root premolars were the most prevalent of mandibular premolars (95.7%). Similarly, mandibular second premolars had one or two or three roots and one root premolars were the more prevalent of mandibular second premolars (97.6%). In terms of the number of canals, the majority of premolars had a single canal and were of type I. Among mandibular first premolars, types III, IV, and VII were not seen and Vertucci type VIII was the rarest.  Out of mandibular second premolars types IV, VI, and VII were not observed, and Vertucci types II and IIIV were the rarest.
    Conclusion
    According to the results, mandibular first and second premolars in females and males are more single rooted and have a single canal. Regarding the Vertucci classification, the most prevalent type was type I.
    Keywords: Cone beam computed tomography, Mandibular premolars, Root canal morphology
  • Javad Sarabadani, Mahdi Dehghani Tafti, Ali Labafchi *, Abdollah Javan Rashid Pages 287-294
    Introduction
    This study aimed to investigate Moodle mobile educational application, which can be run in Android and ios operating systems for improving knowledge regarding laser applications among the students of dentistry.
    Materials and Methods
    A total of 59 subjects were selected from the dentistry students of first academic semester in Mashhad University of Medical Sciences, Iran who chose the course of practical oral diseases. The participants were divided into two groups. First, the pretest was conducted and the basic knowledge of the students regarding laser application in dentistry was evaluated. Next, Moodle mobile software was introduced during a half of a semester to the students of the test group and they learned how to work with it in a workshop held at the beginning of the semester. Afterwards, Moodle mobile was installed on their mobile phones. On the other hand, the participants in the control group were trained by booklet. In both groups, the knowledge of the students in terms of the application of laser in dentistry was evaluated pre- and post-intervention. All the data were analyzed by McNemar test, paired t-test, and Mann-Whitney U test using SPSS software version 19 (SPSS Inc., Chicago, IL).
    Results
    The mean scores of the students trained by the booklet changed from 7.3 pretest to 13.9 post-intervention, which was statistically significant (P<0.001). Furthermore, the mean scores of students trained by software increased from 7.8 pre-intervention to 16.6 post-intervention. The latter alteration was found to be statistically significant (P<0.001). The post-intervention mean scores in the software and booklet groups were 16.6 and 13.9, respectively. The difference between these mean scores was statistically significant (P<0.001).
    Conclusion
    According to the results of this study, both software and booklet training methods elevated the knowledge of dentistry students concerning the application of lasers in dentistry. However, the educational software was revealed to be significantly more effective than the booklet.
    Keywords: Dentistry, Education, Health Occupations, Learning, Mobile Applications, Smartphone, Students
  • Mojgan Kazemian, Mitra Movahhedi, Fatemeh Movahhed * Pages 295-303
    Introduction
    Motorcyclists are prone to face, neck, and head injuries. The aim of this study was to evaluate the effect of using or not using helmet on the different patterns of facial fractures.
    Materials and Methods
    This descriptive cross sectional study was performed on the study population consisting of 127 traumatic motorcyclists referring to Shahid Bahonar Hospital, Kerman, Iran during the first six months of 2017. The subjects were selected by convenience sampling method. The demographic variables, including age and gender, in addition to the clinical variables, such as the type of fracture (single or multiple), fracture site in the mandible and midface were recorded in the study checklist.
    Results
    Out of 127 patients, 72.8% were male and 27.2% were female. It was revealed that 81 cases had fractures due to trauma to the maxilla and mandible. Moreover, 25.6% of the patients used helmet. The most frequent age group was 40-49.9 years with the frequency of 24.8%. Among the subjects, 44.4% and 55.6% of the motorcyclists had single and multiple fractures, respectively. The highest frequency in the mandibular fractures belonged to the body of mandible (26.3%), and the lowest frequency was related to coronoid of mandible (1.3%). The most frequent cases of fractures in the midface were Le Fort 1, Le Fort 2, and Le Fort 3 with the frequencies of 31.4%, 23.8%, and 16.3%, respectively. On the other hand, the least frequent fractures were seen in the orbital rim region (2.5%). There was no significant correlation between wearing helmet and the anatomical location of the maxilla fractures. However, wearing helmet was found to have a significant correlation with midface fractures.
    Conclusions
    According to our results, the standard helmet had an optimal protective role in almost all facial fractures.
    Keywords: Fracture, Motorcycle, helmet
  • Nazanin Kamyab, Mahmood Sheikh Fathollahi, Masoumeh Edalat, Zohreh Mordouei * Pages 304-311
    Introduction
    Antioxidant system is one of the most important protective mechanisms of saliva against free radicals. One of the most important antioxidant agents is vitamin C, which is effective in the treatment and prevention of oxidative stress. With regard to the effect of environmental, genetic, and nutritional factors on the balance between the production and expulsion of free radicals, the present study aimed to determine the effect of vitamin C on salivary total antioxidant capacity (TAC) in non-smokers.
    Materials and Methods
    This randomized clinical trial was conducted on 60 healthy non-smokers referring to the Dental Clinic of Rafsanjan, Kerman, Iran, in 2017. After random division of the participants into three groups, the first and second groups were given 1000 and 500 milligrams of vitamin C effervescent tablet for 3 weeks, respectively. The third group did not receive any vitamin C supplements. The salivary TAC was measured before and after the intervention using an antioxidant kit and an ELISA reader. Data were analyzed using the paired t-test, one-way ANOVA followed by Duncan's post hoc test.
    Results
    Duncan's multiple comparisons test indicated that the mean changes (increase) in salivary TAC of the receiving groups of 500 and 1000 milligrams of vitamin C were not significantly different (P>0.05). However, the mean changes in salivary TAC in the control group were significantly lower than those receiving 500 and 1000 milligrams of vitamin C (P<0.001).
    Conclusion
    The results of this study showed that the use of vitamin C as an antioxidant agent increases the salivary TAC.