فهرست مطالب

جنگل ایران - سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فاطمه موسوی*، احسان عبدی، عباس قلندرزاده، باریس مجنونیان، حسین علی بهرامی صفحات 151-164

    به طور کلی در کشورهای در حال توسعه مثل ایران، به دلیل نیاز به صرف زمان و هزینه های زیاد تحقیقات و روش های آزمایشگاهی متعارف، مطالعات مکانیک خاک به صورت محدود انجام می گیرد یا اصلا انجام نمی گیرد؛ کمبود اطلاعات در این زمینه ممکن است در نهایت سبب آسیب دیدگی سازه شود. امروزه روش های نوین مانند طیف سنجی زمینی در حال توسعه اند که می توانند این مشکل را تا حد زیادی برطرف کنند. طیف سنجی زمینی روشی غیرمخرب، سریع و ارزان است، ولی تا کنون تحقیقی در زمینه استفاده از این روش در برآورد ویژگی های مکانیک خاک در ایران انجام نگرفته است. در این پژوهش حدود آتربرگ خاک (حد روانی، حد خمیری، حد انقباض و شاخص خمیری) با استفاده از طیف سنج زمینی برآورد شد. به این منظور 45 نمونه خاک از سری نم خانه جنگل خیرود جمع آوری شد و آزمایش های حدود آتربرگ انجام گرفت و سپس با استفاده از طیف سنج زمینی VNIR اندازه گیری طیفی نیز صورت پذیرفت و از روش PLSR (Partial Least Square Regression) برای پیش بینی حدود آتربرگ خاک در دو حالت طیف خام و مشتق اول طیف استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل سازی PLSR برای پارامترهای حد روانی و شاخص خمیری در حالت طیف خام و مشتق اول کاملا مناسب است و برای حد خمیری قابل قبول و برای حد انقباض غیر قابل قبول و ضعیف است؛ بنابراین از طیف سنجی می توان به عنوان روشی سریع، ارزان و با دقت قابل قبول برای پیش بینی حدود آتربرگ خاک استفاده کرد.

    کلیدواژگان: حدود آتربرگ خاک، طیف سنجی زمینی، مشتق اول، PLSR
  • عارف حسابی، سید جلیل علوی*، امید اسماعیل زاده صفحات 165-177
    درک سازوکارهای زیربنایی برای تجدید حیات گونه های درختی و همچنین اثر متقابل مثبت و منفی بین گونه های درختی و تجدید حیات می تواند اثربخشی مدیریت جنگل و فعالیت های احیایی را بهبود بخشد. گونه سرخدار از گونه های بومی جنگل های هیرکانی است که به دلایل متعدد از جمله نبود تجدید حیات رو به زوال رفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط درون گونه ای درختان بالغ سرخدار و تجدید حیات آنها در ذخیره گاه افراتخته در استان گلستان انجام گرفت. پس از جنگل گردشی، عرصه ای به مساحت حدود 2 هکتار انتخاب شد و موقعیت مکانی همه درختان و تجدید حیات سرخدار در آنها به روش فاصله-آزیموت با استفاده از دستگاه TP360B ثبت شد. در مجموع 417 درخت سرخدار و 59 تجدید حیات در منطقه تحقیق ثبت شد. حداقل و حداکثر قطر درختان سرخدار به ترتیب 6 و 124 سانتی متر بود. نتایج تابع تک متغیره O-ring نشان داد که الگوی پراکنش درختان سرخدار کاملا تصادفی و الگوی پراکنش تجدید حیات نیز تا فاصله 5 متری کپه ای و بعد از آن تصادفی است. نتایج تابع دومتغیره O-ring نیز نشان داد که رقابت شدید و برهمکنش منفی (دفع) بین درخت بالغ سرخدار و تجدید حیات آن وجود دارد. به نظر می رسد تراکم درختان بالغ در جنگل و سایه اندازی زیاد در طول سال توسط سرخدارهای بالغ با نبود تجدید حیات در این ذخیره گاه ارتباط مستقیم دارد. همچنین آللوپاتی درختان مادری سرخدار می تواند بر تراکم نهال ها و نونهال ها در زیر تاج درختان مادری تاثیر منفی داشته باشد. نواحی خارج سایه درختان بالغ گونه سرخدار به احتمال زیاد نمایانگر مکان های بهینه برای تجدید حیات است. از این رو برای حفاظت توده های موجود سرخدار، فعالیت های مدیریتی روی تجدید حیات باید در این نواحی تمرکز یابد.
    کلیدواژگان: الگوی مکانی، آماره O-ring، تجدید حیات، رقابت، سرخدار
  • معصومه مظاهری، مسعود بازگیر* صفحات 179-194

    امروزه یکی از نگرانی های مهم جهان، تغییر جنگل ها و مراتع به اراضی کشاورزی است که نتیجه آن کاهش کیفیت خاک و تغییر آب وهوای جهانی است. یکی از شاخص های کیفیت و سلامت خاک، ارزیابی فعالیت و برآورد زیست توده میکروبی خاک است که این ویژگی در مدت زمان کوتاه به اعمال مدیریت در اکوسیستم های مختلف واکنش نشان می دهد. پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر اقلیم و کاربری های جنگل، مرتع و کشاورزی بر زیست توده و فعالیت های میکروبی خاک در سال 1395 در استان ایلام انجام گرفت. تاثیر اقلیم با انتخاب دو منطقه ایوان با اقلیمی نیمه مرطوب و گنجوان با اقلیمی نیمه خشک اعمال شد. در هر منطقه، سه کاربری شامل جنگل، مرتع و کشاورزی در نظر گرفته شد. پس از بررسی های میدانی در کاربری های مختلف، پنج نمونه خاک از عمق های 10-0 و 30-10 سانتی متری به صورت تصادفی برداشت شد. در آزمایشگاه مقدار کربن آلی و نیز خصوصیات میکروبی خاک نظیر کربن و نیتروژن زیست توده میکروبی، تنفس پایه و برانگیخته اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار کربن آلی و تنفس پایه در ایوان با کاربری جنگل به دست آمد که به ترتیب 42/54و 20/72درصد بیشتر از گنجوان بود. کاربری کشاورزی در هر دو اقلیم، کمترین مقدار این صفات را به خود اختصاص داد. با افزایش عمق خاک، مقدار کربن آلی، تنفس پایه و تنفس برانگیخته در کاربری های مختلف کاهش یافت. مقدار نیتروژن و کربن زیست توده میکروبی در کاربری جنگل و مرتع در اقلیم ایوان بیشتر از اقلیم گنجوان بود. بیشترین زیست توده میکروبی کربن (813 میلی گرم در گرم خاک) در کاربری جنگل در عمق سطحی (10-0 سانتی متری) به دست آمد و با افزایش عمق خاک، مقدار کربن زیست توده میکروبی کاهش یافت. مقدار بهره متابولیکی در عمق تحتانی (30-10 سانتی متری) بیشتر از عمق سطحی (10-0 سانتی متری) بود، به طوری که بیشترین بهره متابولیکی (179/0 درصد) در عمق تحتانی (30-10 سانتی متری) با کاربری زراعی مشاهده شد و کمترین مقدار آن (0/087 درصد) در عمق سطحی (10-0 سانتی متری) خاک با کاربری جنگل به دست آمد. به طور کلی براساس نتایج، با تغییر کاربری از جنگل به اراضی زراعی در اقلیم های خشک، کربن آلی، زیست توده و فعالیت میکروبی خاک کاهش می یابد. بنابراین، مدیریت صحیح کاربری اراضی که مهم ترین آن جلوگیری از تغییر کاربری در مناطق نیمه خشک و نیمه مرطوب است می تواند تاثیر مهمی در بهبود کیفیت و سلامت خاک داشته باشد.

    کلیدواژگان: آب و هوا، استان ایلام، جنگل، شاخص های میکروبی، مرتع
  • فرهاد جهان پور، ضیاالدین باده یان*، جواد سوسنی صفحات 195-205

    یکی از مهم ترین راهکارهای شناخته شده در کاهش کربن اتمسفر، ترسیب کربن توسط درختان است. پژوهش حاضر در باغ کشاورزی شهرستان خرم آباد انجام گرفت. با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی و در هر واحد آزمایشی تعداد سه درخت پنج ساله انتخاب و در دو گروه و در مجموع 12 رقم صنوبر در سه تکرار انتخاب شدند. برای مقایسه میانگین و انتخاب تیمار یا تیمارهای برتر هر گروه از داده ها از آزمون چند دامنه دانکن و برای مقایسه نتایج دو گروه نیز از روش T مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که در هر دو گروه کلن (تاج باز و بسته) صنوبر از نظر میزان رویش و مقدار ترسیب کربن اختلاف معنی دار در سطح 1 درصد وجود دارد. به طوری که در گروه تاج بسته رقم  P.nigra 42.53با مقدار 2/6714 متر مکعب رویش و ترسیب سالانه 8/2460 کیلوگرم (حدود 2/5تن) کربن در هکتار بیشترین کارکرد را به خود اختصاص دادند و در گروه تاج باز کلن P. X. pacher با 3/0618 متر مکعب رویش و با ترسیب 1978/909کیلوگرم (حدود 2 تن) کربن در هکتار بیشترین بازدهی را داشتند. همچنین با اینکه گروه صنوبرهای تاج باز رویش بیشتری نسبت به گروه تاج بسته داشتند، از نظر ترسیب کربن بین دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده نشد که دلیل آن را شاید بتوان کمتر بودن چگالی درختان تاج باز دانست. تحقیقات بیشتری درباره ترسیب کربن گونه های مختلف درختی و جنگلکاری با گونه های تند رشد با پتانسیل زیاد ذخیره کربن در زمینه کمک به کنترل دی اکسید کربن جو توصیه می شود.

    کلیدواژگان: ارقام مختلف صنوبر، ترسیب کربن، جنگلکاری، خرم آباد، رویش
  • سمیه همایون فر، رقیه ذوالفقاری*، پیام فیاض صفحات 207-219

    در این تحقیق به منظور درک بهتر سازوکارهای فیزیولوژیک تحمل به سرما در طی فرایند سخت واره شدن در دو گونه بنه و کلخونگ دو مجموعه آزمایش اجرا شد. در آزمایش اول، برای سخت واره شدن، نهال ها در دو مرحله و هر مرحله به مدت دو هفته با دمای روز، شب و دوره نوری متفاوت قرار گرفتند و سپس مشخصه های کلروفیل و فلورسانس کلروفیل اندازه گیری شد. در آزمایش دوم، اندام ساقه و برگ نهال ها تحت سه تیمار دمایی (4+ (کنترل)، 20- درجه سانتی گراد به مدت یک و دو ساعت) قرار گرفتند و نرخ نشت الکترولیت و محتوای نسبی آب در آنها اندازه گیری شد. نتایج آزمایش اول مشخص کرد که در طی سخت واره شدن به سرما مقدار کاهندگی فتوشیمیایی (46 درصد) و سرعت انتقال الکترون (44 درصد) کاهش یافت، اما در نهال های بنه 30 درصد بیشتر از گلخونک بود. در آزمایش دوم آشکار شد که محتوای نسبی آب و نرخ نشت الکترولیت برگ (8 درصد و 11 درصد) در طی سازگاری به سرما افزایش یافت. همچنین نرخ نشت الکترولیت ساقه با کاهش دما تنها در گونه کلخونگ افزایش یافت (44 درصد). در واقع گونه بنه با کاهش محتوای نسبی آب در طی سخت واره شدن توانست عملکرد فتوسیستم II را حفظ کند و مقاومت بیشتری به سرما نشان دهد. نتایج این تحقیق نشان داد که با اندازه گیری مشخصه های فلورسانس کلروفیل می توان گونه ها یا ژنوتیپ های مقاوم به سرما را شناسایی کرد.

    کلیدواژگان: سخت واره شدن، زاگرس، فلورسانس کلروفیل، نرخ نشت الکترولیت
  • سپیده سادات ابراهیمی، حسن پوربابایی*، کامبیز پورطهماسی صفحات 221-238
    هدف این تحقیق بررسی تجدید حیات طبیعی و ارزیابی تغییرات رویش شعاعی درختان در دو منطقه بهره برداری شده و بهره برداری نشده از رویشگاه های راش شرقی از سال 1340 تا 1395 است. در هر منطقه، 50 قطعه نمونه دایره ای با ابعاد 1000 متر مربع به طور تصادفی- سیستماتیک پیاده و تجدید حیات در دایره هایی هم مرکز با ابعاد 10 و 20 متر مربع (به ترتیب برای بررسی نونهال و نهال) در مرکز هر قطعه نمونه اصلی بررسی و 160 نمونه رویشی از درختان با استفاده از مته سال سنج جمع آوری شد. نتایج در توده بهره برداری شده نشان داد که رژیم های آشفتگی طبیعی و انسانی به ایجاد تغییراتی در الگوهای توزیع قطری، سنی، رویش شعاعی و استقرار تجدید حیات درختان منجر شده است. در منطقه بهره برداری نشده، نهال های راش و نونهال های ممرز و پلت بیشترین تعداد در هکتار را داشتند، اما در منطقه بهره برداری شده، نونهال های راش و ممرز غالب بودند. در منطقه بهره برداری نشده، از مجموع 324 درخت استقراریافته، بیشترین تعداد به دهه 1360-1350 تعلق داشت؛ اما در منطقه بهره برداری شده، از مجموع 262 پایه درخت استقرار یافته، بیشترین فراوانی به دهه 1350-1340 اختصاص داشت. رویش شعاعی درختان در منطقه بهره برداری شده در مقایسه با منطقه بهره برداری نشده، تغییرات بیشتری را در طول زمان نشان داد و بیشترین فراوانی تغییرات ناگهانی شناسایی شده به دسته حد واسط تعلق داشت. از این رو، این رویشگاه ها باید با هدف بازگشت به ترکیب و ساختار تاریخی خود، حفظ تجدید حیات طبیعی و پرورش مطلوب توده در آینده فعالانه مدیریت شوند.
    کلیدواژگان: تاج پوشش، رویش شعاعی، زادآوری طبیعی، ساختار سنی، گاهشناسی درختی
  • مجتبی امیری*، محسن مصطفی، محمد رحیمی صفحات 239-254

    با توجه به اثرهای متقابل گونه های درختی و عوامل محیطی بر یکدیگر، توصیف و تحلیل تیپ های جنگلی ضروری به نظر می رسد. هدف تحقیق حاضر تهیه نقشه تیپ های جنگلی با استفاده از روش های پارامتریک و ناپارامتریک است. برای این منظور سری هشت طرح جنگلداری زیارت استان گلستان به مساحت 3388 هکتار در نظر گرفته شد. سپس مشخصات تمام درختان زنده سرپا شامل گونه، قطر برابرسینه (سانتی متر) بیشتر از 12/5 سانتی متر و ارتفاع کامل (متر) در قطعات نمونه دایره ای 1000 متر مربعی با استفاده از روش آماربرداری منظم- تصادفی به ابعاد 200×150 متر اندازه گیری و ثبت شد. تعداد کل قطعات نمونه 556 بود. سپس با توجه به درصد آمیختگی درختان در هر قطعه نمونه تیپ های جنگلی مشخص شد. در نهایت با استفاده از پارامترهای فیزیوگرافی (ارتفاع ازسطح دریا، شیب و جهت دامنه) و اقلیمی (میانگین بارندگی، تبخیر و دمای سالیانه) با روش های پارامتریک (رگرسیون لجستیک) و ناپارامتریک (شبکه عصبی)، نقشه تیپ های جنگلی مشخص شد. نتایج نشان داد که در الگوریتم های رگرسیون لجستیک و شبکه عصبی مصنوعی بیشترین مساحت منطقه به ترتیب مربوط به تیپ های راش- ممرز به همراه انجیلی (23/32درصد) و تیپ راش - ممرز (24/69درصد) است. در هر دو روش، عامل ارتفاع به عنوان عامل فیزیوگرافی و عامل بارندگی به عنوان عامل اقلیمی دارای تاثیر بیشتری در پراکنش تیپ های گیاهی بودند. هر دو الگوریتم رگرسیون لجستیک و شبکه عصبی مصنوعی نتایج مقبولی را با توجه به محدودیت متغیرهای ورودی و پیچیدگی اکوسیستم جنگل ارائه دادند، اما در کل روش شبکه عصبی دارای برتری نسبی به رگرسیون لجستیک بود، اما استفاده از هر دو الگوریتم در مطالعات پراکنش تیپ های جنگلی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: رگرسیون لجسیتک، شبکه عصبی، عوامل اقلیمی، عوامل فیزیوگرافی
  • اعظم ابراهیمی، مصطفی مرادی*، رضا بصیری، جواد میرزایی، اکبر قاسمی صفحات 255-267

    هدف این پژوهش، تعیین خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک و بررسی وضعیت زادآوری درختان کهور ایرانی در استان های بوشهر و هرمزگان و نیز تعیین مهم ترین خصوصیات خاکی موثر در پراکنش درختان و استقرار نهال های کهور ایرانی است. برای این پژوهش چهار رویشگاه طبیعی خالص کهور ایرانی با نام های چاه مبارک، نخل غانم، امانی و بهده در استان های بوشهر و هرمزگان انتخاب شدند. در هر رویشگاه پنج قطعه نمونه 25×25 متری به صورت تصادفی پیاده و نمونه های خاک در این قطعات نمونه از عمق های 5-0 و 20-6 سانتی متری جمع آوری شد. همه زادآوری موجود در قطعات نمونه بر اساس طبقات ارتفاعی (نونهال، نهال: کمتر از 10 سانتی متر ارتفاع، 25-11، 50-26، 75-51، 100-76، 130-101، 200-131 و بلندتر از 200 سانتی متر ارتفاع) شمارش شدند. داده های به دست آمده در زمینه خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک و همچنین زادآوری در طبقات مختلف با استفاده از تجزیه واریانس یکطرفه ارزیابی شد. نتایج نشان داد که در عمق 5-0 سانتی متری مقدار آهک در منطقه های امانی و بهده به ترتیب 57/28و 80/6درصد بود، درحالی که در منطقه های چاه مبارک و نخل غانم آهک وجود نداشت. بیشترین و کمترین مقدار هدایت الکتریکی نیز به ترتیب در منطقه های چاه مبارک (ds/m 5/58) و بهده (ds/m 1/28) مشاهده شد. در عمق 20-6 سانتی متری بیشترین مقدار آهک در منطقه بهده (77/7 درصد) و سپس امانی (55/4درصد) مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار ماده آلی (1/24 درصد) و نیتروژن (0/12 درصد) در منطقه نخل غانم مشاهده شد. نتایج حاصل از زادآوری نشان داد که زادآوری در طبقات بررسی شده دارای تفاوت معنی داری در سطح 1 درصد در بین مناطق بررسی شده بود. همچنین مناطق نخل غانم، امانی، بهده و چاه مبارک به ترتیب دارای 3814، 1491، 2813 و 3088 زادآوری در هکتارند. در مناطق امانی و بهده هیچ تجدید حیاتی در طبقه ارتفاعی بالاتر از 200 سانتی متر مشاهده نشد. براساس نتایج، مهم ترین عوامل موثر در پراکنش کهور ایرانی به ترتیب سیلت، شن، پتاسیم و رس است. همچنین نیتروژن عامل مهمی در استقرار زادآوری درختان کهور ایرانی است، درحالی که آهک و هدایت الکتریکی تاثیر منفی بر زادآوری درختان کهور ایرانی دارند که باید در زمینه جنگل کاری این گونه مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: استان بوشهر، تجدید حیات، نخل غانم، نیاز رویشگاهی، نیتروژن
  • سارا وکیلی، وحید حسینی*، کیومرث محمدی صفحات 269-280

    لاشبرگ گیاهان و خاکستر حاصل از سوختن آنها از عوامل موثر بر عناصر غذایی خاک هستند. زمان و شدت آتش ممکن است بر ویژگی های خاکستر و خاک تحتانی اثرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مشخصه های فیزیکی و شیمیایی خاکستر حاصل از حرارت دادن لاشبرگ گونه مازودار (Quercus infectoria Oliv.) در دماهای مختلف در شرایط آزمایشگاهی انجام گرفت. به منظور جمع آوری لاشبرگ از سطح خاک، جنگل های بخش خاوومیرآباد شهرستان مریوان انتخاب شد و نمونه ها در زیر تاج هشت پایه درخت مازودار از کف جنگل جمع آوری شدند. درختان روی یک ترانسکت در راستای خطوط میزان با فواصل 30 متری انتخاب شدند. پس از آسیاب کردن لاشبرگ ها، نمونه ها در چهار تیمار (لاشبرگ و سه تیمار حرارت داده شده در دماهای 200، 400 و 600 درجه سانتی گراد) تهیه شدند. نتایج نشان داد که رنگ خاکستر در تیمارهای دمایی 200، 400 و 600 درجه سانتی گراد به ترتیب، قهوه ای تیره، خاکستری و خاکستری روشن است. مقدار pH، هدایت الکتریکی، فسفر، کلسیم، پتاسیم و منیزیم با افزایش دما به طور معنی داری در لاشبرگ های حرارت داده شده افزایش پیدا کرد، در حالی که درصد کربن آلی و نیتروژن کل با افزایش دما ابتدا افزایش و سپس کاهش یافت. کاهش غلظت عناصر غذایی در خاکستر حاصل از لاشبرگ گونه مازودار به ترتیب N>C>P>K>Mg>Ca بود. در نهایت نتیجه گرفته شد که با افزایش درجه حرارت تا حد چشم گیری در دسترس بودن عناصر غذایی در خاکستر لاشبرگ مازودار تحت تاثیر قرار گرفت و دماهای مختلف اثرهای متفاوتی بر مقدار عناصر غذایی و رنگ خاکستر داشتند.

    کلیدواژگان: آتش سوزی، بقایای گیاهی، زاگرس، عناصر غذایی
  • سامان مرادویسی، محمد عواطفی *، تقی شامخی صفحات 281-296

    تعاونی ها تنها نهاد رسمی و پذیرفته شده برای عملیاتی شدن مدیریت منابع طبیعی تجدیدشونده با مشارکت مردم هستند. در سال های اخیر تعاونی های احیا و بهره برداری جنگل در شمال کشور با مشکلات متعددی روبه رو شده اند، به صورتی که تعدادی از آنها در معرض تعطیلی یا انحلال قرار گرفته اند. پژوهش حاضر به بررسی مشکلات و موانع فعالیت سه تعاونی جنگلداری نارون، لیل و امیرالمومنین در حوزه اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان در دو زمینه مدیریتی و اجرایی پرداخته است. برای این پژوهش از روش تحقیق کیفی و نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه تحقیق 28 نفر از مدیران عامل، اعضای هیات مدیره، کارشناسان منابع طبیعی و سازمان تعاون روستایی بودند و برای جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه استفاده شد. نتایج نشان داد که ناهنجاری های مدیریتی، مدیریت ناکارامد و آموزش ضعیف و ضعف در دانش تخصصی مدیران تعاونی ها از مهم ترین مشکلات و موانع مدیریتی و ضعف های اجرایی و نبود تجهیزات مناسب و منابع مالی، ضعف های مدیریت در برنامه های اجرایی و ضعف در ارائه آموزش و توانمندسازی کادر اجرایی از مهم ترین مشکلات و موانع اجرایی فعالیت تعاونی های احیا و بهره برداری جنگل بوده است. یافته های تحقیق مبین آن است که وضعیت فعلی تعاونی ها به وجود مشکلات در سطحی فراتر از اعضا و مسائل درون سازمانی برمی گردد که حل آنها از توان تعاونی خارج است.

    کلیدواژگان: تعاونی احیا و بهره برداری جنگل، عوامل بازدارنده، کدگذاری و طبقه بندی
|
  • Fatemeh Mousavi *, Ehsan Abdi, Abbas Ghalandarzadeh, Hosseinali Bahrami, Baris Majnounian Pages 151-164

    Generally in developing countries such as Iran, the studies in soil mechanics are rarely done or even not conducted due to high cost and time of research and conventional laboratory methods, so the lack of information in this field can damage the construction. Today new approaches such as field spectroscopy are being developed in order to dissolve many of these issues, which is a
    non-destructive, fast and inexpensive method. Spectrometry is a non-destructive, fast and inexpensive method that has not been applied in estimation of mechanical properties of forest soils in Iran yet. In this study, we estimated the Atterberg limits of soil (Liquid limit, Plastic limit, Plasticity index, and Shrinkage limit) by field spectroscopy. For this purpose, 45 soil samples were collected from Kheyrood forest (NAMKHANE district) to do Atterberg Limits and VNIR. Partial Least Square Regression (PLSR) was used to predict the Atterberg limits in both the raw spectra and the first derivative of the spectrum. The results showed that PLSR modeling for the parameters of Liquid Limit and Plasticity Limit in the raw and first derivative is very suitable and for Plastic Limit and Shrinkage Limit is weak and not acceptable. Therefore spectroscopy can be used as a fast, inexpensively and accurately acceptable method for predicting the Atterberg limits.

    Keywords: Field spectroscopy, Atterberg limits of soil, PLSR, First derivative
  • Aref Hesabi, Jalil Alavi *, Omid Esmailzadeh Pages 165-177
    Understanding the underlying mechanisms for tree species regeneration, as well as the positive and negative interaction between tree species and regeneration can improve the effectiveness of forest management and restoration activities. English yew, as one of the rare and valuable native species in Hyrcanian forests, Iran, has declined over the past several decades for many reasons such as lack of regeneration in existing populations. This research aims at studying the spatial pattern of English yew regeneration and its interaction with adult trees. For this purpose, the location of all English yew trees and its regeneration was recorded using TP360 device and distance-azimuth method in the Afratakhteh Forest Reserve, Golestan province. Totally, 417 English yew trees and 59 regenerations were recorded in the research area. The minimum and maximum diameter of the English yew trees was 6 and 124 cm, respectively. The results of the univariate analysis O-ring function showed that the spatial pattern of English yew trees is completely random and spatial pattern of regeneration were clustered in < 5 m, and then it is random. The results of the bivariate O-ring function showed that there is strong competition and negative interaction between the yew tree and its regeneration. It seems the density of the mother trees in the forest and a large shadow over the length of the year by yew trees is linked directly to the absence of regeneration in this forest reserve. Also allelopathic influence of parent yew trees could negatively impact on seedling density beneath a conspecific canopy. The areas out of existing English yew canopies are most likely to represent optimal sites for regeneration. Therefore, in order to protect the existing English yew stands, management activities on regeneration should focus on these areas.
    Keywords: Competition, O-ring, Regeneration, Spatial Pattern, Taxus baccata
  • Masume Mazaheri, Masoud Bazgir * Pages 179-194

    Today, one of the major concerns in the world and Iran is land use change from forests and pastures to agricultural lands which causes soil quality mitigation and global climate change. One of the indicators of soil quality and health is the evaluation of microbial activity and the estimation of microbial biomass of the soil, which in a short time responding to management practices in different ecosystems. This research was conducted to study the effect of climate and forest, pasture and agricultural land uses on soil microbial activities and biomass in Ilam province in 2016. The impact of climate was considered with selection of two regions including Ayvan, with semi-humid climate and Ganjavan, with semi-arid climate. Three land uses including forest, pasture and agricultural land were investigated in each region. After field studies in the land uses, five soil samples were randomly taken from 0-10 and 10-30 cm depths. In laboratory, soil microbial properties including microbial biomass carbon and nitrogen, basal respiration and substrate induced respiration as well as soil organic carbon were measured. The results showed that the highest organic carbon and basal respiration were obtained in the Ayvan climate with forest ecosystem to be 42.54 and 20.72 percent, respectively. Agriculture land use in both climates had the least amount of these properties. Organic carbon, base respiration and substrate induced respiration decreased in different land use with increasing soil depth. The microbial biomass carbon and nitrogen in forest and rangeland land use in Ayvan climate were higher than Ganjun climate. The highest microbial biomass carbon (813 mg g-1 soil) was obtained in forest land use at topsoil (0-10 cm). Soil microbial biomass decreased with increasing soil depth. Soil metabolic coefficient in subsoil (10-30 cm) was higher than topsoil (0-10 cm), and the highest metabolic coefficient of soil (0.179 percent) was observed in subsoil (10-30 cm) with agricultural land use. The lowest metabolic coefficient (0.087 percent) was observed in the soil surface (0-10 cm) with forest land use. In general, the results showed that in dry climate, by changing the land use from forests to pasture and agronomy land in dry climate decreased organic carbon and soil microbial activity. Therefore, correct land management in semi-humid and semi-arid regions can play an important role in improving soil quality and health.

    Keywords: Climate, Ilam province, Forest, Microbial indices, Pasture
  • Jahanpour Farhad, Ziaedin Badehian *, Javad Soosani Pages 195-205

    Carbon sequestration through trees is one of the most important strategies to mitigate the carbon emission. The present study was conducted in Khorramabad Agricultural Orchard as randomized complete block design. In each experimental unit, three five-year-old trees were investigated in two groups and 12 poplar colonies or cultivars in three replications. Duncan multiple range test was used to find the mean comparison of the treatments and T test was applied to observe the differences between two groups. The results showed that there is a significant difference in the increment rate and amount of carbon sequestration in the two poplar groups (P<0.01). P. nigra 42.53 revealed the maximum increment in the closed crown group to be 2.6714 m3, and also the highest annual sequestration as 2460.8 kg/ha. In open crown group, the highest increment and carbon sequestration were observed in P.X Pacher to be3.0618 m3 and 1987.909 kg/ha, respectively. Additionally, the open crown group had a higher increment rate compared to the closed crown group. However, there was no significant difference between the two groups in terms of the amount of carbon sequestration. It can be interpreted that the density of open crown group is less than the closed crown one. According to our findings, further studies on carbon sequestration of various tree species and afforestation with fast-growing species with high carbon storage potential is recommended to control the concentration of CO2 in the atmosphere.

    Keywords: Carbon sequestration, growth rate, Forestation, Poplar colonies, Khorramabad
  • Somayeh Homayoonfar, R. Zolfaghari *, Payam Fayyaz Pages 207-219

    Among the different species of Pistacia genus, P. atlantica is more distributed in cold area than P. khinjuk. In this study, in order to illustrate the physiological mechanisms of cold tolerance under acclimation phenomenon, two experiments were established. First experiment was conducted to induction of acclimation on seedlings at two stages and each stage was done for two weeks with different photoperiods. Then chlorophyll and florescence's chlorophyll was measured. For second experiment, leaves and stems of seedlings were exposed to three levels of temperature, +4°C (control), -20°C in one hour and -20°C in two hours. For this purpose, we measure relative water content (RWC) and electrolyte leakage (EL). Results of first experiment showed that 44% electron transport rate and 46% photochemical quenching was significantly reduced. This reduction in P. atlantica was grater by 30% compared to P. khinjuk. Second experiment results revealed that leaf RWC and EL increased during cold acclimation to be 8 and 11%, respectively. In addition, stem EL increased only in P. khinjuk (44%). In fact, P. atlantica due to decreasing of RWC during acclimation was able to maintain the photosystem efficiency and showed more resistance to cold stress. According to our findings, we can identify cold-resistant species or genotypes by measuring the florescence's chlorophyll.

    Keywords: chlorophyll fluorescence, Electrolyte leakage, Hardening, Zagros
  • Sepide Sadat Ebrahimi, Hassan Pourbabaei *, Kambiz Pourtahmasi Pages 221-238
    This study was carried out in the oriental beech communities in order to investigate the natural regeneration and assessment of radial growth trend from 1960 to 2016. In each area, 50 1000-m2 circular plots were established based on a random-systematic method. Regeneration was sampled on two concentric circles with an area of 20 and 10 m2 of the sample plot center (for seedling and sapling, respectively). Then, 160 core samples were taken from selective trees by increment. The results of harvested stand indicated that natural and human disturbances regimes lead to change in the diameter distribution, age distribution, radial growth pattern and establishment of tree's regeneration. In the unharvestedarea, sapling of F.orientalis and seedling of Carpinus betulus and Acer velutinum had the highest density. Whereas, the seedlings of F.orientalis and C.betulus were dominate in the harvested stand. During the studied period, 324 tree species were established in the unharvested area and the highest frequency of tree recruitment was belonged to 1970-1980 decades. However, in the harvested stand, 262 tree species were established and the greatest frequency was recoreded from 1960 to 1970 years. The radial growth of trees in the harvested area showed the higher variations during the studied period and the highest frequency of release events was belonged to moderate releases. Therefore, this stand should be managed in order to return their historical composition and structure, maintaining natural regeneration and the optimal development of stand for future.
    Keywords: Dendrochronology, Canopy cover, Radial growth, Natural regeneration, Age structure
  • Mojtaba Amiri *, Mohsen Mostafa, Mohammad Rahimi Pages 239-254

    Due to the interaction of Tree species and its environment, descriptions and analysis of forest types are necessary. The aim of present study was to evaluate modeling distribution of forest types using parametric and nonparametric algorithm. Current research was carried out in Ziarat forestry plan, Golestan province, Iran. 556 samples were taken to measure the quantitative parameters of trees including tree height, diameter at the breast height and type of species via Systematic- Randomize pattern with 150×200 m. After that, the forest types have been determined according to frequency of species. Subsequently, the map of forest types have been produced using Physiographic factors (elevation, slope and aspect), Climate factor (rain fall, evaporating and temperature) via Parametric algorithm (Logistic Regression (LR)), Nonparametric algorithm (Artificial Neural Network (ANN)). The results showed that based LR and ANN, the largest area of forest type was observed in Fageto - Carpinetum with Parrotia persica (23.32%) followed by Fageto –Carpinetum (24.69%). In both methods, the elevation and rainfall events have been recognized as impotent factors. Regarding the limitation of input data and complexity of forest ecosystem, the result of LR and ANN are acceptable. Generally, ANN was more effective compared to LR. However, both algorithms are recommended in distribution mapping of forest type.

    Keywords: logistic regression, Artificial Neural Network, Physiographic factors, Climate factor
  • M. Moradi *, Reza Basiri, Javad Mirzaei, Akbar Ghasemi, Azam Ebrahimi Pages 255-267

    The objectives of this study were to evaluate the soil physiochemical properties and regeneration of Prosopis cineraria in Bushehr and Hormozgan provinces, and to determine the most important soil factors effecting P. cineraria distribution and regeneration establishment. For this purpose, we selected four natural pure sites including Chah Mobarak, Nakhl Ghanem, Amani, and Bahdeh in Bushehr and Hormozgan provinces. In each site, five 25*25 m plots were randomly selected and soil samples were taken in each plot in two depths of 0-5 and 6-25 cm. Also, all of the regeneration in each plot, were counted and categorized based on their height (seedlings, <10, 11–25, 26–50, 51–75, 76–100, 101–130, 131–200 and >200 cm height). Collected soil physiochemical data and regeneration classes were subjected to one-way ANOVA. Result indicated that the highest and lowest amount of soil calcium carbonate belonged to the Amani (57.28%) and Bahdeh (80.6 %) sites, respectively. However, no calcium carbonate was observed in Chah Mobarak and Nakhl Ghanem sites. The maximum and minimum soil electrical conductivity belonged to the Chah Mobarak (5.58 ds/m) and Bahdeh (1.28 ds/m) sites at the depth 0-5 cm, respectively. Furthermore, the highest amount of calcium carbonate were recorded in Bahdeh (77.7 %) and Amani (55.4 %) at the depth of 6-20 cm. Soil Organic matter (1.24 %) and nitrogen (0.12 %) were greater in Nakhl Ghanem compared to other sites. Results of regeneration indicated that there are significant differences among the studied sites. Furthermore, Nakhl Ghanem, Amani, Bahdeh, and Chah Mobarak had 3814, 1491, 2813, and 3088 regeneration per ha. No regeneration was recorded in Amani and Bahdeh for >200 cm height class. Based on the results, the most important soil factor effecting P. cineraria distribution are silt followed by sand, potassium and clay. Moreover, nitrogen is an essential soil element in P. cineraria regeneration establishment. However, calcium carbonate and electrical conductivity had negative effects on P. cineraria regeneration and should be considered in plantation plans.

    Keywords: Nakhl Ghanem, nitrogen, Regeneration, Site demand, Bushehr Province
  • Vahid Hosseini *, Sara Vakili, Kyumars Mohammadi Pages 269-280

    Forest fire and leaf litter is one of the effective factors influencing soil nutrient. Fire intensity and duration can affect the properties of ash and surface soil. The aim of this study was to investigate the physio- chemical properties of ash after the heating of Aleppo oak (Quercus infectoria Oliv.) litter at various temperatures under laboratory conditions. In order to collect litter, Khavmire Abad district in Marivan forest was selected such that litter samples were taken under the crown of the 8 Aleppo oak trees. Trees were selected on a transect parallel to the contour lines, 30 m interval. Leaf litter has milled first and then the samples were prepared in four treatments (milled litter and three treatments heated at 200, 400 and 600 °C). The results showed that the color of ash was dark brown, gray and light gray in temperatures of 200, 400 and 600 °C, respectively. The amount of pH, EC, P, Ca, K and Mg increased significantly with increasing temperature, while OC and TN first increased until 200°C and then decreased significantly. The reduction of nutrient concentrations in the ash of Aleppo oak was: N> C> P> K> Mg> Ca. In sum, temperature can significantly affect the availability of nutrients in ash of Aleppo oak after heating. In addition, different temperatures had significant effects on the amount of nutrients and ash color.

    Keywords: nutrients, Residual plant, Wildfire, Zagros
  • Saman Moradvaisi, Mohammad A. Hemmat *, Taghi Shamekhi Pages 281-296

    Forestry Cooperatives are the only formal institutions in establishing participatory forestry management in Iran. Forest Restoration and Utilization Cooperatives established for forest management in the Caspian forests during 1980 and 1990 decades. These institutions have faced various issues recently, which lead to failure and dissolution. However, there is not enough analysis in these situations yet. The present study aimed to analyze the problems and obstacles and describe the most important factors on the executive and managerial components of the Narvan, Lil, and Amir-Almomenin Forestry Cooperatives of Restoration and Harvesting, located in the Guilan province. The methodology of the research is Strauss-Corbin based Grounded theory. 28 informants from managing directors, board of directors, Forests, Range and Watershed Organization and Rural Cooperative Organization experts were interviewed based on theoretical sampling. Semi-structured interviews were used to collect the data. The results showed management maladministration, inefficient management, poor training and weaknesses in the knowledge of cooperative managers are the main managerial barriers. In addition, poor implementation, lack of proper infrastructures, equipment and resources, management weaknesses in implementation, and weaknesses in providing training and empowerment of staff are the main drivers of executive obstacles. According to the findings, it can be concluded that the status of cooperatives is beyond the internal issues and members level. As shown in this study, there are many problems in the managerial and executive levels of forestry cooperatives that primarily must be solved in high level decision making among government organizations and then problems in the member level of cooperatives be assessed.

    Keywords: Caspian Area, Coding Procedure, Forest Utilization, Restoration Cooperative, Grounded theory