فهرست مطالب

آیین حکمت - پیاپی 40 (تابستان 1398)
  • پیاپی 40 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • قاسم ترخان* صفحات 7-30

    بر اساس دیدگاه اندیشمندان اسلامی، انسان موجودی فطرتمند است؛ به این معنا که جنبه ثابتی دارد که دین الهی با آن هماهنگ بوده، بر اساس آن نازل شده است. ازاین‏رو، فطرت به آفرینش ویژه انسان اشاره دارد که در سه بعد شناختی، گرایشی و توانشی قابل دسته بندی است. پذیرش مسئله فطرت به عنوان یکی از مهم‏ترین پیش فرض های انسان شناختی در علوم انسانی اسلامی، آثار فراوانی از خود به جای می گذارد.  نوشتار حاضر تلاش کرده است برایند این مبنا را از حیث معرفت شناختی بررسی کند. اینکه فطرت می تواند چونان منبعی برای معرفت و معیاری برای توجیه و سنجش آن، و تنها راه حل چالش نسبیت در علوم توصیفی و هنجاری به شمار آید، از جمله دستاوردهای پژوهش حاضر تلقی می شود.

    کلیدواژگان: فطرت، خداشناسی، ارزش های اخلاقی، روش علوم انسانی، نسبیت، معیار عام توجیه
  • مرتضی حبیبی سی سرا* صفحات 31-56

    یکی از شاخصه های اصلی دوره پساتجدد، رشد روزافزون معنویت خواهی و به دنبال آن، شکل گیری جنبش های نوپدید معنویت گراست، اما ارائه معنویت های نوپدید با مولفه هایی که برای آن تعریف شده است به‏ویژه تاکید بر انسان مداری و عرفی گروی صلاحیت و نیز توانایی مدعیان این معنویت ها را در پاسخ به نیاز معنویت خواهی انسان، با تردید های جدی مواجه ساخته است. سوال اصلی این است که: معنویت های دوره پساتجدد با کدامین برهان عقلی یا نقلی، مدعی پاسخ به نیاز معنوی انسان معاصرند؟ نوشتار حاضر درصدد است با واکاوی مولفه های معنویت های دوره پست مدرن و مقایسه آن با مولفه های معنویت اسلامی، عیار راستی مدعیات این نوع معنویت ها را با سنجه معنویت اسلامی بسنجد. روش به کار گرفته شده در این پژوهش، کتابخانه ای است که در آن با استفاده از دو عنصر توصیف و تحلیل به این نتیجه دسته یافته که معنویت اسلامی قادر به ارائه نسخه ای جایگزین برای این نوع معنویت هاست؛ معنویتی که به دلیل سرچشمه گرفتن از وحی و برخورداری از پشتوانه مستحکم عقل، افزون بر جلب اعتماد پیروان خود، ثمربخش بودن اجرای دستورالعمل های خود را تضمین می کند.

    کلیدواژگان: معنویت اسلامی، مولفه ها، پساتجدد
  • علی حقی، مریم زارعی صفحات 57-72

    یکی از گزاره‏های بسیار مورد توجه در فلسفه اسلامی، به‏ویژه در بحث طبیعیات، بحث مکان و به تبع آن بحث خلا است؛ به‏طوری‏که همواره این پرسش، ذهن را مشغول می‏کند که: آیا خلا و ملا وجود دارند؟ و اگر وجود دارند، آنها غیر از مکان هستند یا منطوی در مکان شده‏اند؟ این مقاله درصدد است به این پرسش‏ها پاسخ دهد: اولا، خصوصیات و ویژگی هریک چگونه است؟ ثانیا، وجود و عدم وجود آنها، با کدام ادله عقلی قابل اثبات است؟ همواره دو تلقی از مکان وجود داشته است: یکی اینکه مکان، سطح خارجی جسم است و دیگر اینکه مکان، ابعاد سه‏گانه طول، عمق و عرض فضایی را داراست که جسم در آن واقع می‏شود. اما این پرسش مطرح است که: آیا جسم دارای ابعاد سه‏گانه است؟ اگر هست، مکانی که ابعاد سه‏گانه دارد، آیا جمیع ابعاد جسم را من جمیع الجهات دربرمی گیرد؟ به عبارت دیگر، آیا جسم من جمیع الجهات در مکان قرار دارد یا بعدی از ابعادش در بعدی از ابعاد مکان قرار می گیرد؟ اغلب فیلسوفان اسلامی، خلا را انکار می کنند، ولی برخی دیگر درصدد اثبات آن هستند. این مقاله از نوع تحقیقات بنیادی بوده، روش پاسخ گویی به پرسش های آن، تحلیلی توصیفی است. همچنین شیوه گرد آوری اطلاعات به صورت اسنادی و گزارش‏های علمی بوده است. نتیجه این پژوهش آن است که ابن‏سینا مکان را سطح خارجی جسم محوی یا سطح داخلی جسم حاوی به شمار می‏آورد و در هر حال این مکان چیزی جز متمکن نیست که یا حاوی و یا محوی است. بنابراین، وی نمی تواند خلا را به عنوان محیطی که از هرگونه ماده خالی باشد، بپذیرد. ابن سینا بطلان خلا را بر سه اصل استوار ساخته است: 1. فاقد ابعاد بودن خلا؛ 2. فرض بی نهایت بودن آن؛ 3. اثبات بطلان حرکت در محیط لایتناهی.

    کلیدواژگان: خلا، ملا، ابعاد سه گانه فضایی، حیز، ابن سینا
  • مهدی حمیدی پارسا* صفحات 73-96

    تصوف شیخ احمد غزالی، تصوفی عاشقانه است که در آن، حسن و عشق از عناصر اصلی سلوک شمرده می‏ شوند. حسن از پی تجلی و عشق از پی دیدن حسن می آید. با دیدن حسن، شور عاشقانه حادث می شود؛ پس عشق همواره پس از تجلی حسن است. در این مقاله ابتدا عشق و حسن را از منظر غزالی توضیح داده، سپس چند ویژگی اصلی آنها را در رابطه با هم بررسی کرده ‏ایم که عبارت ‏اند از: برای انسان بودن عشق، کرشمه حسن و کرشمه معشوقی، اشتقاق عاشق از عشق و اشتقاق معشوق از تجلی حسن، و تشکیکی بودن حسن و عشق. در نهایت به بحث هنر از نگاه غزالی پرداخته ‏ایم. او هنر را با تشبیه مرتبط می داند. هنرمند حسن را می بیند و آن را در اثرش می نمایاند؛ پس هنرمند از آنجا که حسن بین است، عاشق است و از آنجا که حسن را می نمایاند، اهل تشبیه است. در پایان به هنر مطلوب از دید غزالی می پردازیم؛ هنری که از بیخودی هنرمند برخاسته است و دراصطلاح آن را «هنر بی هنری» می نامند.

    کلیدواژگان: احمد غزالی، حسن، عشق، هنر، تجلی، تشبیه
  • سعید رسالتی، عزالدین رضا نژاد صفحات 97-130

    نصوص دال بر امامت ائمه اثنی عشر(ع) به حدی در منابع شیعه فراوانی دارد که به‏آسانی می توان بر آن ادعای تواتر کرد. برخی از این نصوص در منابع اهل سنت نیز یافت می شود. «فیصل نور» از نویسندگان معاصر وهابی، منکر تمامی نصوص امامت شده و به زعم خود در کتاب الامامه و النص این مسئله را از منابع شیعه به اثبات رسانده است. او در بخشی از این کتاب که به امام حسن مجتبی(ع) اختصاص یافته است، جریان صلح آن حضرت را با معاویه و همچنین سخنانی را که از آن حضرت در این زمینه نقل شده است، دلیل شایستگی معاویه در مسئله حکومت دانسته، آن را در تعارض با نصوص امامت می داند و پس از انکار امامت حضرت مجتبی(ع)، به این نتیجه می رسد که هیچ نصی درباره امامت امامان اثنی عشری وجود ندارد. این مقاله با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی، درصدد نقد این دیدگاه برآمده، با تحلیل روایات مورد استناد فیصل نور و نیز اثبات وجود نصوص امامت در سخنان امام مجتبی(ع) اثبات می کند که صلح آن حضرت با معاویه، به دلایلی همچون عدم همراهی یاران آن حضرت و اموری دیگر بوده است و بدین وسیله، توهم تعارض آن با سخنان آن حضرت در نصوص امامت دفع خواهد شد.

    کلیدواژگان: امام مجتبی(ع)، فیصل نور، نصوص امامت، تعارض، عوامل صلح، معاویه
  • یارعلی کرد فیروزجایی، غلامرضا عظیمی راویز صفحات 131-152

    مبحث علت و معلول یکی از مباحث مهم و دیرینه فلسفه است که در طول تاریخ، تطور معنایی قابل ملاحظه ای پیدا کرده، سرانجام در حکمت صدرایی به بحث رابط و مستقل انجامیده است. نزد ملاصدرا وجود رابط با وجود رابطی تفاوت دارد، ولی اینکه آیا قبل از ملاصدرا کسی توانسته است با گذر از وجود رابطی به وجود رابط نزدیک شود یا تنها او توانسته در وجودشناسی تحول پدید آورد، مسئلهای است که در این مقاله با مراجعه به آثار ابن سینا مورد بررسی قرار می‏گیرد. نظر به اینکه باور به وجود رابطی معلول با فطرت توحیدی سازگار نیست، نمیتوان قبول کرد ژرفاندیشی مانند ابن سینا که با برداشتن گامهای اولیه لازم، در تعالی فلسفه ملاصدرا نقش موثر داشته است، در وجود رابطی متوقف شده باشد. توجه ابن سینا به ذاتی بودن وابستگی و نیازمندی برای موجود نیازمند، شاهد بر آن است که ایشان به رابط دانستن معلول نزدیک شده بود. این تحقیق با روش تحلیلی توصیفی صورت گرفته است و نتیجهای که از آن به دست میآید، آن است که ابن سینا زمینه ورود به وجود رابط را فراهم کرده است.

    کلیدواژگان: ابن سینا، ملاصدرا، وجود مستقل، وجود رابطی، وجود رابط
  • محمدکاظم علمی سولا*، علی بیک محمدلو صفحات 153-174

    این پژوهش درصدد است با اشاره به جایگاه بنیادین «تعریف» در اندیشه سقراط و ارسطو، به این پرسش پاسخ دهد که: ویژگی و مولفه های تعریف از نظر این دو فیلسوف چیست؟ ازآنجاکه این تحقیق، پژوهشی بنیادی است، این مقاله با روش استناد به منابع اصلی دو فیلسوف در راستای پاسخ بدین پرسش اساسی، ویژگی و مولفه های آن را بررسی می‏ کند. بدین منظور، ابتدا بارزترین ویژگی تعریف را که همان «کلیت» آن است، مورد بحث قرار داده، سپس مولفه های تعریف را از دیدگاه این دو اندیشمند تحقیق و بررسی می کند. نهایتا نظر آن دو متفکر درباره اینکه کدام یک از علل چهارگانه باید بنیاد تعریف قرار گیرد، مورد ارزیابی قرار گرفته، ضمن تحقیق در مغایرت دیدگاه های سقراط در رساله های گوناگون افلاطون، اختلاف نظر او با ارسطو مورد پژوهش و نقادی قرار گرفته است

    کلیدواژگان: تعریف، کلیت، علل اربعه، سقراط، ارسطو
  • محمدرضا محمدعلیزاده* صفحات 175-198

    خدای سبحان در قرآن کریم، رسالت پیامبر اکرم(ص) را تلاوت آیات، تعلیم کتاب و حکمت، و تزکیه نفوس معرفی می‎کند. جامع همه این رسالت‎ها، رسالت دعوت به سوی خداست. قرآن کریم با بیان این رسالت جامع، روش‎های آن، یعنی حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن را بیان کرده است. خدای سبحان شیوه‎های گوناگون دعوت را به رسول خدا(ص) آموخته و خود نیز در تبیین و تفهیم معارف قرآنی، آنها را به کار گرفته است. در این پژوهش، با اذعان به وجود استدلال عقلی به لحاظ صورت و ماده در قرآن، به بررسی برخی از الگوهای صوری استدلال در قرآن، یعنی الگوی قیاسی می‎پردازیم. بررسی تمام صورت های استدلال، مانند صورت مصرح و مضمر، صورت بسیط و مرکب، صورت قیاس، استقراء و تمثیل و بررسی تفصیلی تمام صورت های قیاسی، یعنی اقترانی حملی و شرطی و استثنایی اتصالی و انفصالی، و همچنین بررسی روش برهان، خطابه و جدل در قرآن، نیازمند پژوهش‏های متعدد و مستقل است و در این تحقیق مختصر نمی‏گنجد. به همین دلیل در این پژوهش، به‏اختصار به بررسی برخی از صورت‏های استدلال، یعنی صورت قیاسی می‏پردازیم و سایر مباحث را به پژوهش‏های دیگر واگذار می‏کنیم.

    کلیدواژگان: قرآن، اقترانی حملی، اقترانی شرطی، استثنایی اتصالی، استثنایی انفصالی
  • حسین غفاری، محمداسحاق عارفی، محمدمهدی کمالی صفحات 199-222
    عقل انسانی از دیدگاه اسلام از جایگاه والایی برخوردار است؛ تا آنجا که رسول باطنی شمرده شده، سعادت و شقاوت آدمی را در گرو پیروی و عدم پیروی از آن دانسته‏اند. اما اینکه حقیقت عقل مزبور چه بوده، جایگاه آن در کشف معارف دینی چیست، مسئله‏ای است که از دیرباز تا کنون مورد توجه دانشمندان دینی است و دیدگاه‏های گوناگونی دراین‏باره پدید آمده است. یکی از دیدگاه‏هایی که در این مسئله به وجود آمده، ‏این است که عقل انسانی، نیرویی است که به دفائنی و سطحی یا الهی و ابزاری (فلسفی) یا عمقی و سطحی تقسیم می‏شود و آنچه در کشف معارف دینی نقش دارد، عقل دفائنی، الهی و عمقی است، نه عقل سطحی، ابزاری و فلسفی. در این نوشتار با روشی تحلیلی توصیفی به بررسی و نقد این نظریه پرداخته، آشکار کرده‏ایم که دیدگاه یادشده قابل دفاع نیست و اشکالات متعددی در پی دارد.
    کلیدواژگان: عقل انسانی، عقل دفائنی، عقل سطوحی، عقل الهی، عقل فلسفی
  • محمدحسین وفائیان، احد فرامرز قراملکی صفحات 223-246

    قوه خیال در فلسفه ابن‏ سینا و تابعان وی، «خزانه» صوری معرفی می‏شود که جزئی است و به وسیله حس مشترک ادراک شده است. در مقابل، صدرالمتالهین در مقام تعریف قوه خیال، دو دیدگاه متفاوت ولی منسجم و منطقی را ارائه کرده که با تحلیل روش ‏شناختی وی در مباحث نفس، قابل استنتاج و توصیف است. مسئله اساسی پژوهش جاری، توصیف نظریه واقعی صدرالمتالهین در مسئله چیستی خیال و سپس مقایسه آن با دیدگاه رایج مشائیان، به منظور کشف نقاط اشتراک و افتراق حقیقی این دو دیدگاه است. یافته اصلی که بر اساس روش تحلیلی منطقی و با تکیه بر روی‏ آورد تحلیل گزاره‏ای و سیستمی عبارات صدرالمتالهین در دو مقام «تبیین مبانی شناخت قوه خیال» و «ارائه کارکردهای این قوه» به دست آمده است، حاکی از اتخاذ دو رویکرد از سوی صدرالمتالهین در تعریف قوه خیال است. وی در ابتدای مباحث نفس ‏شناسی و قوای آن، تابع دیدگاه مشهور مشائیان است. پس از آن و در فرایندی تعالی‏ گونه و با ابتنا بر امکان تشکیک در قوای نفس، دیدگاه دیگری را در بازشناسی قوه خیال ارائه می‏دهد. صدرالمتالهین خیال را به‏ مثابه نفس حیوانی و فصل حقیقی انسان در مرتبه حیوانیت معرفی نموده که خود، مبتنی بر قوه ‏انگاری هریک از مراتب سه‏گانه نفس انسانی در نظام فلسفی وی است.

    کلیدواژگان: صدرالمتالهین، انسان‏ شناسی، قوای نفس، خیال، نفس حیوانی
|
  • Ghasem Tarkhan* Pages 7-30
  • Morteza Habibi Sisara* Pages 31-56

    One of the main characteristics of the post-modern period is the increasing growth of human desire for spirituality and, then, the appearance of new spiritualist movements, but new forms of spirituality with their defined components, in particular the emphasis on humanism and secularism, have put the competence of the supporters of these forms of spirituality exposed to serious doubt. The main question is: what may be taken as the foundations for the claims of postmodern supporters in the field of spirituality as being satisfying human needs? This paper seeks to assess the claims of this type of spirituality in comparison with the components of Islamic spirituality. The method used in this research is a library-based method which led to the fact that Islamic spirituality would be an alternative version for this type of spirituality; the spirituality that originating from revelation and supported by reason, in addition to attracting the trust of its followers, ensures the effectiveness of the implementation of its instructions.

    Keywords: Islamic spirituality, Components, Postmodernism
  • Ali Haqqi, Maryam Zarei Pages 57-72

    One problem attracted the minds of many philosophers in Islamic philosophy is that of place and, following it, vacuum. The question: do vacuum and fullness exist? and given their existence, are they something other than place or are they included in it? In the paper, has been intended to answer: what may be known as the particularities of them? How may one prove their existence? There have always been two perceptions of the place: one taking place as the outer surface of a body, and the other as being of three dimensions of length, depth, and width in which the body is situated. this question, however, arises: Is a body of three dimensions? If so, does the place which is of three dimensions include all dimensions of the body thoroughly? In other words, is a body thoroughly situated in its place or each of its dimension is situated in one dimension of the place? Most Muslim philosophers have negated vacuum; some of them, however, have sought to prove it. As concluded in this fundamental research with an analytical and descriptive method, Avicenna has viewed the place as being the outer surface of the contained or the inner surface of the containing body and in any case, place may not be other than the placed, mutumakkin, that is, the contained or the containing. He, therefore, cannot accept the vacuum as an environment free of any material. Ibn Sina has based the falsity of vacuum of on three principles: 1. the vacuum`s lacking of dimension; 2. The assumption of its infiniteness; 3. Proving the falsity of movement in an infinite environment.

    Keywords: Vacuum, Fullness, Three Spatial Dimensions, Hayyiz, Ibn Sina
  • Mahdi Hamidi Parsa* Pages 73-96

    The Sufism of Sheikh Ahmad Ghazali is a love-based mysticism in which virtue and love are considered as the main elements of a mystical journey. Virtue follows manifestation, tajalli, and love follows virtue. A mystic, having seen virtue, attain the love-based passion. Love, therefore, always follows the manifestation of virtue. In this article, first, we have explained love and virtue as viewed by Ghazzali and, then, we have examined some of their main features in relation to one another as: love`s state of being for mankind, inviting glance of virtue and that of being loved, derivation of lover and loved from love and manifestation of virtue respectively and gradual state of virtue and love. Finally, we have discussed art as viewed by Ghazali. He relates art with simile. An artist sees virtue and represents it in his work; an artist, therefore, as sees virtue, is lover and as represents virtue is of simile. In the end, we speak Ghazali's desirable art; the one coming from the selflessness of the artist, and is technically called "artless art".

    Keywords: Ahmad Ghazali, virtue, Love, Art, manifestation, Simile
  • Sa`Id Resalati, Ezzoddin Rezanejad Pages 97-130

    There are plenty of nusus, clear original texts, proving Imamate of the twelve Imams of Imamiyyeh in Shiite sources so that one may easily claim tavator. Some of these texts are also found in Sunni sources. Faisal Noor, one contemporary Wahhabi writers, has denied all the clear texts proving Imamate and, in his Al-Imamah wa n-Nass, and has attempted to prove his claim on the basis of Shi'a sources. In some part of his work, dedicated to Imam Hassan Mojtaba (as), he considers Imam`s peace with Mu'awiyah as well as Imam`s words on the peace as a proof for Mu'awiyah`s merit of government and against the texts of Imamate. Having denied the Imamate of Imam Hassan Mujtaba (AS), he concludes that there may not be found any clear text proving the imamate of the twelve Imams. This paper, using descriptive and analytical method, attempts to criticize this view, by analyzing the traditions referred to by Faisal Noor and also to prove the existence of the texts of Imamate in the words of Imam Mujtaba (AS). As has been shown in the paper, Imam`s peace with Mu'awiya may not be taken as a proof for Mu'awiyah`s merit to government; the peace has been due to the lack of companionship of his followers with him and due to other reasons. In this way, the illusion of Faisal Noor`s claim of conflict with the words of the Prophet has been made to be in vain.

    Keywords: Faisal Noor, Clear Texts of Imamate, Conflict, Imam Mojtaba (a), Peace Agents, Muawiyah
  • Yarali Kord Firuzjayi, Gholamreza Azimi Raviz Pages 131-152

    The topic of cause and effect is one of the important and longstanding issues of philosophy that has been subject to considerable semantic change over the course of history and eventually led to an independent and interactive discussion in Sadra's philosophy. As viewed by Mulla Sadra, wujudi rabit differs from wujudi rabiti; but the problem that whether philosophers before Mulla Sadra have found it out or not, is an issue which is examined in the paper based on Avicenna`s works. With regard to the fact that belief in the effect`s wujudi rabiti is not compatible with monotheistic nature, it may not be acceptable that a deep philosopher like Ibn Sina, having been of essential effect in appearance of Mulla Sadra's philosophy, has stopped in the level of wujudi rabiti. Ibn Sina's attention to the inherent need of contingent being shows that he has approached idea of effect`s wujudi rabit. This research with a descriptive and analytical method has proved the claim clear

    Keywords: Ibn Sina, Mulla Sadra, independent existence, Wujudi Rabiti, Wujudi Rabit
  • Mohammadkazem Elmi Soola*, Ali Beik Mohammadloo Pages 153-174

    This research seeks to answer the question with reference to the fundamental position of definition in Socrates and Aristotle's thought: what are the characteristics and components of the definition for these two philosophers? As the research is a fundamental one, this paper examines the features and components of this essay by referring to the main sources of the two philosophers in response to this fundamental question. Therefore, at first, the authors bring into consideration the most prominent feature of a logical definition, that is "generality", and, then, examines the components of the definition as viewed by the two thinkers. Ultimately, the two thinkers` views on the fundamental component of definition among the four causes have been studied. And finally, with regard to the Socrates` differences of words in Plato`s various dialogues, his disagreement with Aristotle has been surveyed and criticized.

    Keywords: Definition, Generality, Four Causes, Socrates, Aristotle
  • Mohammadreza Mohammadali Zadeh* Pages 175-198

    In the Holy Quran, God, the Glory, introduces the Prophet`s mission as reciting the verses, teaching the Book and wisdom, and as purifying human souls from sins. What may be taken as the being included in all these missions lies in inviting people to God. The Holy Qur'an, having expressed this fundamental mission, introduced its methods, namely wisdom, good preaching, and best controversy. God, the Glory, has taught the Prophet (s) various ways of invitation Prophet, and He Himself has employed them in explaining and teaching Qur'anic teachings. In this research, acknowledging the existence of rational reasoning in terms of form and matter in the Qur'an, we seek to examine some formal patterns of reasoning in the Quran, that is, the syllogistic model. Examining all forms of reasoning, such as explicit and implicit forms, simple and compound form, the form of syllogism, induction and analogy, and detailed study of all the syllogistic forms as well as surveying the method of demonstration, rhetoric and topic in the Qur'an requires numerous and independent researches, and is not included in this brief study. For this reason, in this study, we will briefly examine some forms of reasoning, that is, the syllogistic forms, and leaves other topics.

    Keywords: Qur'an, Categorical Conjunctive, Categorical conditional, Exceptional Conjunctive, Exceptional Distinctive
  • Hosein Ghaffari, Mohammad Eshaq Arefi, Mohammad Mahdi Kamali Pages 199-222
    In Islamic teachings, human intellect has known to be of such a high status as inner hujjaht and following or opposing it one may attain happiness or misery respectively. As for its essence and its place in perceiving religious teachings, it has long been considered by religious scholars and various views have emerged in this regard. One of the points raised in this issue is that human reason is a force dividable into deep and superficial or divine and instrumental (philosophical) of which only deep or divine intellect has to do with perceiving religious teachings. In this paper, through a descriptive and analytical method, we examine and critique this theory, we have revealed that the viewpoint is not defensible and causes many objections.
    Keywords: Human Intellect, Dafaini Reason, Superficial Reason, Divine Intellect, Philosophical Intellect
  • Mohammadhosein Vafaiyan, Ahad Faramarz Qaramaleki Pages 223-246

    The faculty of imagination in the philosophy of Avicenna and his followers is known as a mental capacity for preserving particular forms perceived by common sense. Sadr ul-Mutuallihin, yet, when defining the faculty of imagination, has given two various, but interconnected and logical, views, that are inferential from and describable on his methodological analysis in the field of human soul. The basic issue of the current research is to describe Sadra`s final view of the what-ness of the human soul and to compare it with that of peripatetic philosophers. The main finding, being achieved in a logical and analytical method and relying on the propositional and systematic analysis of the statements of Sadr al-Mutuallihin in two positions of "explaining the foundations of the knowledge of the faculty" and "giving the Functions of the faculty," has shown the validity of the claim. At first, he thought as the well-known peripatetic and, then, relying on the gradation of the mental faculty gave another view on which the faculty of imagination is known as the animate soul and as the very logical particularity of human being in animate level, which is based on power-regarded state of the three levels of the human soul in his philosophical system.

    Keywords: Sadr al-Muta`llīhin, anthropology, Powers of Mind, Imagination, Animate Soul