فهرست مطالب

پژوهشهای روستایی - سال دهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال دهم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • صبا امیری*، نادر نادری، یوسف محمدی فر صفحات 172-185
    هر فعالیت اقتصادی که در محل سکونت افراد و با بکارگیری امکانات خانه راه اندازی گردد، به نحوی که منجر به ایجاد جریان درآمدی شود، کسب وکار خانگی نام دارد. در این راستا، پژوهش حاضر به مفهوم پردازی چالش های کسب وکارهای خانگی در روستاهای استان کرمانشاه پرداخته است. این پژوهش بر اساس روش کیفی «نظریه داده بنیاد» از طریق نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی و مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند با 19 نفر از فعالان حوزه کسب وکار خانگی، خبرگان حوزه های مختلف دولتی، دانشگاهی و بخش خصوصی انجام شده است. قابلیت اعتبار مصاحبه ها با روش های مثلث سازی و خودبازبینی پژوهشگران تایید شد. به جهت تحلیل داده ها از رهیافت نظام مند و کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. به اختصار، نتایج حاصل از یافته های این مطالعه نشان داد که چالش های کسب وکارهای خانگی در روستاهای استان کرمانشاه، متاثر از عوامل گوناگونی است که در شرایط علی، مداخله ای و زمینه ای قابل طبقه بندی بوده و پیامدهای مختلف شامل بی انگیزگی فعالان، ایجاد مانع روانی برای تازه واردین، افزایش مهاجرت از شهر به روستا و کاهش توان رقابتی کسب وکارها نیز برای آن قابل طرح هستند.
    کلیدواژگان: مفهوم پردازی، چالش، کسب وکار خانگی، روستا، نظریه داده بنیاد
  • مجید غلامی، فرحناز رستمی* صفحات 186-199

    پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثرات دوگانگی جغرافیایی بازار کار در مناطق روستایی شهرستان هرسین و با بهره گیری از پارادایم کیفی انجام شد. تحلیل محتوای داده های گردآوری شده از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با 20 نفر از افرادی که از بازار کار اولیه به بازار کار ثانویه منتقل شده بودند، نشان داد که مشکلات جسمی و روحی، کاهش آزادی فردی، مشکلات رفاهی و مالی، مشکلات خانوادگی، مهاجرت و رها شدن امور روستا، تحلیل رفتار و فرهنگ اجتماعی، کاهش ارتباطات اجتماعی، مشکلات شخصی و خانوادگی، مشکلات مالی و کمبود پس انداز و مشکلات حفاظتی از چالش های دوگانگی جغرافیایی بازار کار در شهرستان هرسین به شمار می روند. این در حالی است که دوگانگی جغرافیایی بازار کار در منطقه موردمطالعه آثار و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی مثبتی را نیز به دنبال داشته است.

    کلیدواژگان: دوگانگی جغرافیایی، بازار کار اولیه، بازار کار ثانویه، شهرستان هرسین
  • حمدالله سجاسی قیداری*، حمید شایان، علی واعظ طبسی صفحات 200-213

    مسئولیت پذیری اجتماعی ابزاری است برای بحث تعهداتی که یک شرکت باید نسبت به جامعه خود داشته باشد. در این راستا پژوهش حاضر سنجش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت هایی که در زمینه کشاورزی کارآفرین محسوب می شوند در 6 بعد اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی، زیست محیطی، قانونی و بشردوستانه را مدنظر قرار داده است. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی و تحلیلی است که با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و میدانی از 10 شرکت کارآفرینی روستایی که در زمینه کشاورزی، در شهرستان های کاشمر و بردسکن و خلیل آباد فعالیت دارند اطلاعات گردآوری و با استفاده از نرم افزار SPSS، Expert Choice و مدل ویکور فازی مورد تحلیل قرارگرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین اکثر شاخص های مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت های موردمطالعه همبستگی زیادی وجود دارد و همچنین در بین شرکت های کارآفرینی موردنظر، دو شرکت فخر ترشیز با Q به دست آمده 256/0 و شرکت کشت و صنعت پیشرو صالح کاشمر با Q به دست آمده 078/0 با تمهیدات خاصی که در بحث اشتغال زایی، استاندارد و کیفیت محصول، بسته بندی مناسب، بازاریابی دقیق، نگاه زیست محیطی، انجام داده اند بالاترین رتبه ها و شرکت تعاونی خشکبار ارمغان بردسکن با Q به دست آمده 1، شرکت فرآورده های غذایی نگین یاقوت توس با Q به دست آمده 700/0 پایین ترین رتبه ها خود اختصاص داده اند.

    کلیدواژگان: شرکت های کارآفرینی کشاورزی، کارآفرینی روستایی، مسئولیت پذیری اجتماعی، ویکور فازی
  • مسلم سواری*، عباس عبدشاهی صفحات 214-229
    هدف کلی این پژوهش، واکاوی نقش سرمایه اجتماعی در بهبود تاب آوری خانوارهای روستایی در شرایط خشکسالی بود. جامعه آماری تحقیق شامل سرپرست خانوارهای‏ روستایی کشاورزان کوچک مقیاس در روستاهای شهرستان دیواندره بود (N=10099). با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران حجم نمونه 184 نفر به دست آمد که برای افزایش اعتبار یافته‏ها، تعداد 200 پرسشنامه بین اعضای جامعه آماری توزیع گردید که درنهایت 195 پرسشنامه تکمیل و عودت داده شد. روش نمونه‏گیری، تصادفی طبقه‏ای (بخش های مختلف به عنوان طبقه در نظر گرفته شد) با انتساب متناسب بود. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ تایید شد (α>0.7). تجزیه وتحلیل داده‏ها با ‏استفاده از نرم‏افزار SPSSwin18 و Lisrel8.54 انجام شد. نتایج نشان داد که خانوارهای موردمطالعه ازنظر وضعیت سرمایه اجتماعی در وضعیت مطلوبی قرار دارند اما ازنظر وضعیت تاب آوری در وضعیت مناسبی نیستند. همچنین، نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین تمامی ابعاد سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، مشارکت و اقدام جمعی، انسجام اجتماعی و عضویت در گروه ها) خانوارهای موردمطالعه و تاب آوری آنان رابطه مثبت و معنی‏داری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج مدل سازی معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که ابعاد سرمایه اجتماعی با ضریب تبیین 81 درصد (90/γ=0 , 81/t=17) اثر مثبت و معنی‏داری بر تاب آوری خانوارهای موردبررسی دارد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، تاب آوری، مخاطرات طبیعی، خشکسالی، شهرستان دیواندره
  • سعید رضا اکبریان*، مهدی رمضان زاده لسبویی صفحات 230-243

    تاب آوری رویکردی مثبت به مقوله خشکسالی است که در سال های اخیر بیشتر به جای آسیب پذیری در مطالعات مدیریت بلایای طبیعی مورد توجه قرار گرفته است. هدف مقاله حاضر تحلیل وضعیت تاب آوری کشاورزان ساکن در دهستان رونیز (شهرستان استهبان) و شناسایی عوامل موثر بر میزان تاب آوری آنان است که در سال های اخیر در برابر این مخاطره قرار گرفته اند. تحقیق حاضر از نوع هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی تحلیلی است. اطلاعات و داده های مورد نیاز در این پژوهش بر مبنای دو روش اسنادی و میدانی (پرسشنامه) جمع آوری شده است. واحد تحلیل پژوهش، کشاورزان ساکن در محدوده مورد مطالعه هستند که با استفاده از روش کوکران تعداد 230 کشاورز به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. همچنین داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری T تک نمونه ای، روش رگرسیون و ضریب همبستگی تجزیه - تحلیل شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در فرآیند تاب آوری کشاورزان سرپرست خانوار از بین دو عامل کلیدی سرمایه اجتماعی و اقتصادی، عوامل اقتصادی تاثیر بیشتری در میزان تاب آوری در برابر خشکسالی دارد. همچنین نتایج نشان از آن دارد که سرمایه اجتماعی بالاتر به تاب آوری قوی تر در برابر خشکسالی منجر می شود.

    کلیدواژگان: بلایای طبیعی، مخاطرات، خشکسالی، تاب آوری، دهستان رونیز
  • جواد میکانیکی، مرتضی اسمعیل نژاد، محمد اکبرپور* صفحات 244-257

    رفتار مخاطرات طبیعی در طی زمان منجر به تخریب بنیان های طبیعی و انسان ساخت نقاط روستایی می گردد. تحلیل فضایی مخاطرات و ارتباط آن با محیط انسان ساخت می تواند درک فضایی ما را نسبت به روابط فضایی تبیین کند.  شهرستان های بیرجند و خوسف یکی از مناطق ناپایدار جمعیتی طی دو دهه اخیر بوده اند. مخاطرات محیطی مانند خشکسالی، بحران آب و ریزگردها پیشران ناپایداری این روستاها شده و  باعث تخلیه جمعیت روستایی در این منطقه گشته اند. این پژوهش با رویکردی کاربردی به ارزیابی مخاطرات محیطی محدوده موردمطالعه پرداخته و نقش آن ها را در ناپایداری روستاهای منطقه بررسی نموده است. برای انجام این پژوهش نخست به ایجاد پایگاه داده ای مهم ترین مخاطرات محیطی (خشکسالی، زلزله، یخبندان، گردوغبار، شوری و سختی آب) در محیط جی.آی.اس صورت گرفت و با استفاده از روش های وزن دهی فازی نقشه نهایی مخاطرات محدوده تهیه و نقاط داغ و سرد آن شناسایی و الگوهای خطر آشکار شد. سپس پایگاه جمعیتی 540 روستای منطقه برای شش دوره سرشماری (1395-1355) با استفاده از نظرسنجی درباره شدت، فراوانی مخاطرات و میزان تاب آوری روستایی با تهیه پرسشنامه تخصصی ویژگی های مخاطرات محیطی منطقه واکاوی گردید. نتایج نشان می دهد که 250 روستا دارای رشد جمعیتی صفر و منفی می باشند. مناطق جنوبی و شمالی منطقه دارای شدت آسیب پذیری بالایی هستند. همچنین 47 درصد از منطقه در پهنه خطرپذیری شدید قرار دارند که مشتمل بر67 سکونتگاه است در این پهنه واقع گردیده اند.

    کلیدواژگان: ناپایداری، تحلیل فضایی، مخاطرات، آسیب پذیری، خوسف و بیرجند
  • ناصر شفیعی ثابت*، سوگند خاکسار صفحات 258-275
    توجه به مقوله سرمایه اجتماعی در مدیریت منابع محیطی توسط مردم و مشارکت در برنامه های مختلف توسعه به مثابه یکی از عناصر مهم مدیریت و توسعه روستایی است؛ که در رفع مشکلات اجتماعی اقتصادی و توزیع بهینه خدمات و امکانات، به منظور افزایش رفاه و آسایش روستاییان موثر است. بااین وجود، اهمیت و جایگاه سرمایه اجتماعی و مشارکت روستاییان به درستی تشخیص داده نشده است. بدین ترتیب، ایفای نقش مردم و مشارکت آن ها در جهت تسریع فرآیند توسعه آن چنان که باید موردتوجه قرار نگرفته است. بر این شالوده، این پژوهش رابطه بین بهبود سرمایه اجتماعی روستاییان و مشارکت آن ها در برنامه های توسعه روستایی با نقش میانجی اثرات محیطی اکولوژیک، فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی ادراک شده از اجرای برنامه ها و طرح ها توسط روستاییان در روستاهای استان تهران را آشکار می سازد. یافته های پژوهش حاضر که به روش توصیفی پیمایشی و مبتنی بر ابزار پرسشنامه در 400 خانوار نمونه و در 33 روستای نمونه انجام شد، بیانگر تاثیر مثبت سرمایه اجتماعی بر مشارکت روستاییان در برنامه های توسعه روستایی است؛ به سخن دیگر با بهبود آگاهی اجتماعی، اعتماد اجتماعی و شبکه های اجتماعی نسبت به اجرای برنامه ها و طرح های اجتماعی اقتصادی توسط مدیریت محلی، مشارکت روستاییان در اجرای طرح ها و شراکت در فعالیت های اجتماعی و سرمایه گذاری اقتصادی در روستاها افزایش یافته که درنتیجه موجب بهبود میانگین ابعاد توسعه پایدار روستایی شده است.
    کلیدواژگان: برنامه های توسعه روستایی، سرمایه اجتماعی، اعتماد، مشارکت روستاییان، توسعه پایدار
  • عباس امینی* صفحات 276-293
    عمقی سازی، به معنای افزایش بهره وری زمین و فزونی عملکرد در اثر کنش های انسانی است. باوجود چالش بالقوه ناپایداری کاربری زمین، عمقی سازی رویکرد اصلی توسعه کشاورزی و پاسخ به نیازهای فزاینده غذایی بشر و نیز سنجه ای برای تحلیل کارایی کشاورزی است. مطالعه حاضر به ارزیابی و تحلیل عمقی شدن کشت لوبیا در منطقه روستایی خرمدشت شهرستان خمین می پردازد. نمونه آماری، 183 بهره بردار لوبیاکار منطقه بوده و داده های موردنیاز با عملیات میدانی گردآوری شد. روایی ابزار گردآوری، محتوایی و پایایی آن با انجام مطالعه مقدماتی و آزمون های آماری، ارزیابی و تایید شد. مقیاس سازی برای سنجش عمقی شدن، براساس مولفه های تخصصی شدن کشت، اندازه نسبی سطح بهره برداری، سطح بهره وری، ضریب مکانیزاسیون و فشردگی دوره آیش، با رویکرد تحلیل عاملی و ترکیب خطی وزنی نرمال انجام شد. بر اساس یافته ها، باوجود سطح بالای زیرکشت لوبیا در منطقه، میزان عمقی شدن در نزدیک به 98 درصد از بهره برداری ها کمتر از حد متوسط و تنها در بین 2/2 درصد از بهره برداران بیش ازحد متوسط بوده است. گرچه به لحاظ فنی و در مقایسه با بهره برداری های عمقی تر، امکان دستیابی به فشردگی بیشتر در آینده برای نظام های کمتر عمقی آسان تر است، اما عمقی شدن کمتر کاربری زمین لزوما به معنی توسعه و افزایش معنی دار عملکرد در آینده نیست. در همین رابطه، تحلیل تفاوت های کاربری زمین بین سطوح مختلف عمقی شدن در رابطه با متغیرهای مختلف نشان داد درحالی که عمقی شدن به واگرایی شدید عملکرد و راندمان اقتصادی در بین بهره برداری های منطقه موردمطالعه انجامیده، ضعف سیاست گذاری و مدیریت کلان کشاورزی در این زمینه نیازمند درنگ و برنامه ریزی های سنجیده ای در آینده است.
    کلیدواژگان: عمقی شدن، کاربری اراضی کشاورزی، بهره برداری های روستایی، کشت لوبیا، خمین
  • بهروز قرنی آرانی*، امان الله طارمی، اصغر نوروزی صفحات 294-309

    در این مقاله عوامل موثر بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی به باغ ویلا در دهستان های براآن جنوبی و کرارج شهرستان اصفهان بررسی شده است. با تکمیل پرسشنامه از 184 نمونه تصادفی از میان 426 نفر کشاورز در پنج روستای منتخب، نتایج نشان داد در میان عوامل «مکانی-فضایی» (محیطی، اقتصادی و اجتماعی) بیشترین تاثیر را عوامل محیطی (از جمله کم آبی) داشته است. عوامل اجتماعی (از جمله رواج ساخت خانه های دوم و افزایش تقاضا و رونق بازار اراضی) و اقتصادی (از جمله بالا بودن هزینه نهاده های کشاورزی) در رتبه های بعدی قرار گرفت. بررسی عوامل «مدیریتی» نشان داد دخالت سازمان های دولتی در بازار کشاورزی، عامل موثر تغییر کاربری اراضی بوده است. از دیدگاه کارشناسان، (30 کارشناس موردبررسی) که به روش گلوله برفی انتخاب شدند پرسشگری شد. نتایج نشان داد در میان عوامل «مکانی - فضایی»، بیشترین تاثیر را عوامل اجتماعی و کمترین تاثیر را عوامل اقتصادی بر تغییر کاربری اراضی داشته است. در میان عوامل اجتماعی بیشترین تاثیر را خرید اراضی و ساخت خانه های دوم توسط شهرنشینان، در میان عوامل محیطی بیشترین تاثیر را بسته شدن آب زاینده رود، در میان عوامل اقتصادی بیشترین تاثیر را درآمد بالاتر کاربری های گردشگری، و در میان عوامل «مدیریتی» بیشترین تاثیر را ضعف نظارت و فساد اداری برخی کارکنان نهادهای دولتی داشته است. درمجموع کشاورزان برای ادامه فعالیت کشاورزی تمایل کمی نشان می دهند و این احتمال تقویت می شود که ازطریق تغییر کاربری اراضی به سمت فعالیت های پربازده تر و کم مشغله تر کشیده شوند.

    کلیدواژگان: تغییر کاربری اراضی کشاورزی روستایی، باغ ویلا، اصفهان
  • فلورا مختاری، توحید حاتمی خانقاهی*، بهرام گسیلی صفحات 310-327
    هدف پژوهش حاضر ارزیابی تحلیلی شناسه های حرارتی مصالح مصرف شده در جداره های خارجی خانه های بومی واقع در مناطق روستایی اقلیم کوهپایه ای استان مازندران است. لذا نمونه هایی به روش نمونه گیری تصادفی ساده در پهنه موردمطالعه تعیین و جزییات 30 نمونه از جداره های خارجی خانه های بومی با قدمت 60 تا 80 سال و با مساحت زیربنای 40 تا 60 مترمربع در روستاهای محدوده پژوهش برداشت شده است. در ادامه مشخصات مصالح مصرفی در جداره های متداول را بر اساس استاندارد طراحی محیطی (CIBSE) و اطلاعات مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن استخراج کرده و شناسه های حرارتی هشت گانه هرکدام از جداره ها بر اساس لایه های مصرفی آن ها با استفاده از برنامه طراحی شده در محیط نرم افزار EXCEL محاسبه گردید. همچنین تمامی انواع جداره ها بر پایه هرکدام از شناسه های حرارتی هشت گانه در قالب نمودارهای میله ای مقایسه و درنهایت با توجه به اولویت بندی میزان اهمیت هرکدام از شناسه های حرارتی، قیاس جداره ها بر اساس کم ترین و بیش ترین میزان اتلاف انرژی حرارتی انجام شد. به عنوان نتیجه از میان انواع جداره های موجود، جداره خشت خام ازنظر گرمای ویژه حجمی، ضریب کاهش و زمان تاخیر، کارایی بالایی داشته و در موارد دیگر کارایی متوسطی را از خود نشان داده و درمجموع مناسب ترین نوع جداره از منظر موضوع این پژوهش (شناسه های حرارتی هشت گانه) است.
    کلیدواژگان: آسایش حرارتی، دیوارهای خارجی، شناسه های حرارتی، ابنیه بومی، مازندران
  • سید محمد میرتقیان رودسری، محمدامین خراسانی* صفحات 328-359
    پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی پژوهش های گردشگری در فصلنامه پژوهش های روستایی انجام پذیرفت. روش پژوهش به لحاظ ماهیت، کیفی، ازنظر هدف و نوع، کاربردی و با رویکرد تحلیل محتوای اسناد بود. جامعه آماری پژوهش، مقاله های حوزه گردشگری در فصلنامه پژوهش های روستایی به تعداد 38 مورد بود که با استفاده از رویکرد تمام شماری تمامی مقالات در تحلیل شرکت داده شدند. برای تعیین شاخص های تحلیل محتوا، در ابتدا، با مطالعه پژوهش های پیشین، مدلی یکپارچه ارائه و سپس بر اساس آن، 38 مقاله موجود در حوزه گردشگری، ارزیابی گردید. ابعاد کلان مدل در تحلیل محتوا شامل ابعاد شناختاری، ساختاری، عملکردی و استنادی بود. روایی و پایایی از طریق روایی فهرست کنترل و پایایی مصحح تایید گردید. از دو بسته نرم افزاری iMindMap9 و SPSS25 در فرآیند تحلیل استفاده شد. نتایج تحقیق در غالب شناسایی آسیب ها و چالش های پژوهش های گردشگری در فصلنامه پژوهش های روستایی با توجه به ابعاد مدل تحلیل محتوا گزارش شد و مبتنی بر آن ها، راهکارهای لازم پیشنهاد و ارائه گردید.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی، تحلیل محتوا، فصلنامه پژوهش های روستایی، مقالات گردشگری، ایران
|
  • Saba Amiri *, Nader Naderi, Yosef Yousef Mohammadi Far Pages 172-185
    Every income-generating business set up at home and done by means of the tools and facilities at hand is referred to as a home-based business. The present research was conducted to determine the challenges of home-based businesses in the villages of Kermanshah Province. The research is based on the qualitative method of "Grounded Theory", judgment and snowball sampling procedure, and in-depth semi-structured interviews with 19 activists in home-based businesses as well as experts from various fields of government, academia and the private sector. The validity of interviews was confirmed by triangulation and researcher’s review methods. For the data analysis, a systematic approach and a three-step open, axial, and selective coding technique were used. The results of the study showed that the development of home-based businesses in the study area is faced with various challenges that can be categorized into causative, interfering and contextual types. The major consequences of these challenging conditions include demotivation of activists, creation of psychological barriers for newcomers, increase in rural-urban- migration, and reduction in business competitiveness.
    Keywords: Conceptualization, Challenge, Home-based business, Village, Grounded Theory
  • Majid Gholami, Farahnaz Rostami * Pages 186-199

    The main purpose of this study was to analysis the impact of geographic labor market dichotomy on rural regions in Harsin County by using a qualitative research method. Content analysis was performed through a descriptive-analytical technique. The data were gathered by semi-structured interviews with 20 key participators that had transferred from a primary labor market to a secondary labor market. It was shown that; physical and psychological problems, reduction of individual freedom, welfare and financial problems, family problems, migration and going away from rural affairs, behavioral and social culture degradation, reduction of social communication, personal and domestic problems, financial problems, lack of saving, and security problems are the main challenges posed by the geographical dichotomy of the labor market in the county of Harsin. However, the geographical dichotomy of the labor market in the study area has positive economic, social, cultural and individual impacts too.

    Keywords: Geographical dichotomy, Primary labor market, Secondary labor market, Harsin County
  • Hamdollah Sojasi Gheidari *, Hamid Shayan, Ali Vaez Tabasi Pages 200-213

    Social responsibility is a tool for discussing the obligations that a company must fulfil for its society. In this regard, the present study evaluates the social responsibility of entrepreneurship companies from economic, ethical, social, environmental, legal and humanitarian points of view. The research method is descriptive and analytical. The data were collected from 10 rural entrepreneurship companies in the villages of Kashmar, Bardaskan and Khalil Abad using library studies, the SPSS software and the Fuzzy Vikor model. The results of the research indicated strong correlations among the majority of the social responsibility indicators of the studied companies. Of the companies involved in the entrepreneurship, Armaghan cooperative company with Q = 1, and Negin Yaghoot Food Products Company with Q = 0/7 scored the lowest ranks, but Fakhr Tarshiz with Q = 0.256 and the leading cultivating company of Saleh Kashmar with Q = 0.078 obtained the highest ranks.

    Keywords: Agricultural entrepreneourship corporations, Rural entrepreneourship, Social responsibility, Fuzzy Vikor
  • Moslem Savari *, Abas Abdeshahi Pages 214-229
    The main purpose of this study was to analyze the role of social capital to improve the resilience of rural households in drought conditions. The statistical population of this study included all of the headmen in small-scale farming households of the county of Divandarreh (N = 10099) in Kurdistan Province. Using Cochran's sampling formula, 184 people were selected as the sample, but, to increase the credibility of the findings, 200 people were selected. A questionnaire was distributed among them. Totally, 195 questionnaires were completed and analyzed. The sampling was done by the stratified random sampling method with proportional assignment. The main data collection tool of the research was a questionnaire whose validity was confirmed by a panel of experts. Its reliability was also confirmed by the Cronbach's alpha coefficient (α> 0.7). The data analysis was done by the SPSS version 18 and the Lisre l8.54 software programs. The results showed that the studied households are in a favorable situation in terms of social capital status, but they are not in a good condition in terms of resilience. The correlational analysis indicated positive and significant relationships between all the dimensions of the studied households’ social capital (i.e. social trust, participation and collective action, social cohesion and membership in groups) and their resilience. In addition, the results of structural equation modeling showed that the dimensions of social capital with the determining coefficient of 0.81 (γ = 0.90, t = 17.81) had positive and significant effects on the resilience of the households.
    Keywords: Social Capital, Resilience, Natural hazards, Drought, Divandarreh County
  • Saeed Reza Akbarian Ronizi *, Mehdi Ramezanzadeh Lasboyee Pages 230-243

    Resilience is a positive approach to the issue of drought. In recent years, this term has been used mainly instead of vulnerability in natural disasters management studies. The present research aims at the status of farmers’ resilience in Roniz rural district, Estahban County, and the factors affecting it during years of drought. The study is an applied type conducted through a descriptive-analytical method. The required data were collected using library and field (questionnaire) procedures. The study sample consisted of 230 farmers selected through the Cochran method. The data were analyzed using one-sample t-test as well as regression and correlation coefficient analytic techniques. As the results showed, of the two parameters in focus, namely social capital and a set of economic factors, the latter has a greater effect on farmers’ resilience and, therefore, their survival against natural disasters particularly drought. The results also suggest that the more social capital, the more resilience can be expected against drought.

    Keywords: Natural disasters, Hazards, Drought, Resilience, Roniz district
  • Javad Mikaniniki, Moretza Esmaeilnezhad, Mohammad Akbarpour * Pages 244-257

    Natural hazards over time lead to the destruction of natural and human infrastructures in rural areas. The spatial analysis of hazards and their relation to the man-made environment can explain our perception of space in spatial relationships. This research first seeks to discover the natural hazards in the study area and then identify the villages that are unstable in the face of natural disasters. The study was carried out in two steps. First, a database was created of the most important environmental hazards (i.e. drought, earthquake, frost, dust, salinity and water hardness) in the GIS environment. Through the fuzzy weighing method, the final map of the hazards in the area was plotted, its hot and cold spots were identified, and the risk patterns were detected. Then, the population base of 540 villages in the region was analyzed for six census periods (1977-1987-1997-2007-2012-2017). This was done by collecting data on the severity, frequency of hazards and the level of rural resilience. The data collection tool was a specific questionnaire on the environmental hazards of the region. The results show that 250 villages have a zero or negative population growth. The southern and northern regions are severely vulnerable. Also, through a combination of the hazard sets, 47% of the area was found to be in a high-risk zone, which includes 67 villages.

    Keywords: Instability, Spatial analysis, Hazard, Vulnerability, Khosf, Birjand
  • Naser Shafie Sabet *, Sogand Khaksar Pages 258-275
    Paying attention to social capital in the management of environmental resources by people and participation in various development programs are the important elements of rural management and development. These elements can solve socioeconomic problems and optimally distribute services and facilities to increase welfare and comfort. However, the importance of social capital and participation of villagers is not properly recognized. In this regard, the role of the people and their participation in accelerating development processes is not taken into consideration. This research aims at the relationship between the improvement of the social capital of villagers and their participation in sustainable rural development on one hand and the environmental, physical, economic and cultural mediating roles of villagers perceived through the implementation of programs and plans in Tehran Province. The study is of a descriptive-survey type conducted with a questionnaire as the data collection tool. The research sample consisted of 400 households in 33 villages. The results indicated the positive effect of social capital on villagers’ participation in rural development programs. In other words, through the improvement of social awareness, social trust and social networks in connection to the implementation of community-based programs and projects by local managers, it is possible to enhance the participation of villagers in projects, social activities, and investment in rural areas. This, in turn, leads to improved sustainable development of villages.
    Keywords: Rural development plans, Social Capital, Trust, Participation, Sustainable Development
  • Abbas Amini * Pages 276-293
    Land use intensification refers to the increase of land productivity and yield through human activities. Despite the potential challenge of unsustainability, land use intensification is the main approach of de-veloping agriculture and meeting the increasing food demand. It also serves as a measure for the eval-uation of agricultural efficiency. This study is an attempt to evaluate and analyze the intensification of legume cultivation in Khorramdasht rural areas of Khomain County. The statistical sample of the study consisted of 183 stakeholders, and the data were gathered primarily via field work with a question-naire whose validity was confirmed formally and its reliability was statistically assessed with a pretest. Land use intensity, as the main variable, was quantitatively operationalized and measured based on a normalized weighted linear combination of the components, specialized cropping, proportioned mean farm area, productivity level, machinery coefficient and fallow period intensity. The relative weights were calculated through factor analysis followed by the normalization of the first component’s factor loadings. Despite the large area under legume cultivation, the results revealed that nearly 98 percent of the farms are intensified below the average level while only 2.2 percent are above it. The increment of land-use intensity is technically easier to achieve in systems that are currently at a low intensifica-tion levels, but low land-use intensities do not necessarily imply strong development and yield in-crease in the future. In this regard, the process of land use intensification has led to a marked diver-gence of the economic performance in the study area. At the same time, poor agricultural policies and management practices call for more attention and deliberate planning procedures in the future.
    Keywords: Intensification, Agricultural land use, Rural farming systems, Legume cultivation, Khomain
  • Behruz Gharani Arani *, Amanallah Taromi, Asghar Norouzi Pages 294-309

    We have investigated the drivers of agricultural land use change to villa gardens in South Baraan and Kararaj rural districts in Isfahan County. Questionnaires were distributed among 184 farmers randomly selected from 426 in five selected villages. As the results showed, among spatial (i.e. environmental, economic, and social) drivers, environmental drivers (including dehydration) had the greatest impact. Social drivers, including the prevalence of constructing second homes and increasing demand in the land market, and economic drivers, including high agricultural inputs, were in the next ranks. The study of managerial drivers suggested that the interference of government in the agricultural market was a major driver in land use change. The same questionnaire was taken by 30 different land use experts selected by the snowball method. The results showed that, among locational-spatial drivers, social drivers had the greatest and economic drivers had the least impact on land use change. Also, among social drivers, the most effective factor was the purchase of land and construction of second homes. Among environmental drivers, the most effective factor was the cut-off of the Zayandehrud River. Of economic drivers, the most effective one was the higher income of tourism land use. Finally, the most effective management drivers were the poor monitoring, administrative corruption, and the ploy of some employees in government institutions. In the examined conditions, the farmers had little tendency to continue farming activities. This was strengthened by the shift of land use to more productive and less cumbersome activities.

    Keywords: Rural agricultural, Land use change, Villa garden, Isfahan
  • Flora Mokhtari, Tohid Hatami Khanghahi *, Bahram Gosili Pages 310-327
    This study aims to analyze the thermal properties of the external walls in the traditional indigenous buildings located in the foothills of Mazandaran Province. The buildings were selected through a simple random sampling method in the study area. Then, a sample of 30 external walls in those traditional dwellings was chosen. They were 60 to 80 years old with an area of 40 to 60 square meters each. The thermo-physical properties of the materials used in the walls were extracted from the Environmental Design Standard (CIBSE) and the Road, Housing and Development Research Center. Then, the octal thermal properties of the walls were calculated using a program that the authors designed by the EXCEL software. Also, based on their octal thermal properties, the walls were all compared in column charts. Eventually, according to the priority and significance of each thermal property, the comparison of the walls was done based on the least and the most energy loss. As the comparative analysis carried out in this study revealed, mud-brick walls have the highest efficiency in terms of Volumetric Specific Heat, Decrement Factor and Time Lag Associated with Decrement Factor. There is a moderate efficiency in other cases, and, in comparison with other external walls, mud-brick walls generally seem to be the most appropriate type of external wall in terms of the criteria in this research. According to the assertions of the permanent dwellers of the traditional indigenous buildings and their rate of satisfaction with the thermal comfort in those places under current climate conditions, mud-brick walls or any other wall with similar thermal properties can be the most appropriate type of external wall in the research area.
    Keywords: Thermal comfort, External walls, Thermal properties, Indigenous buildings, Mazandaran
  • Seyyed Mohammad Mirtaghian Rudsari, Mohammad Amin Khorasani * Pages 328-359
    This study adopts a pathological approach to aim at tourism research in the Rural Research Quarterly. It is a qualitative study in terms of nature and an applied one in terms of purpose. The research was conducted through the content analysis of 38 articles in the Quarterly Journal of Rural Studies. Initially, previous studies were reviewed and an integrated model was developed to determine the content analysis indicators. Then, the selected sample of articles written in the field of tourism was evaluated. The macro dimensions of the model in content analysis included identity, structure, function and citation. The validity and the reliability of the study were confirmed based on the validity of the check list and reliability of the editors. Two different software packages, iMindMap9 and SPSS25, were used in the analysis process. The causes of deviation and the challenges of tourism research were identified, and the results were reported according to the dimensions of the content analysis model. Finally, certain solutions were proposed on the basis of the findings.
    Keywords: pathology, Content analysis, Journal of Rural Research, Tourism studies, Iran