فهرست مطالب

  • سال سی و نهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • الهام زارعی، سید علی اصغر فتحی*، مهدی حسن پور، علی گلی زاده صفحات 1-15

    کرم ساقه خوار اروپایی ذرت، Hübner Ostrinia nubilalis یکی از مهم ترین آفات ذرت است. در این تحقیق تاثیر تک کشتی ذرت (C)، تک کشتی اسپرس (S) و کشت نواری ذرت و اسپرس در چهار نسبت ردیفی: 2C: 2S، 2C:4S، 2C:6S و 2C:8S بر تراکم کرم ساقه خوار اروپایی ذرت، تنوع و فراوانی دشمنان طبیعی آن و عملکرد هر دو محصول در مزرعه آزمایشی طی دو سال زراعی 1395 و 1396 بررسی شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که در کشت های نواری ذرت و اسپرس به خصوص در نسبت های 2C:6S و 2C:8S در مقایسه با تک کشتی ذرت تراکم تخم ها و لاروهای آفت کاهش معنی داری یافت. شاخص تنوع شانون (H´) برای ترکیب گونه ای شکارگرها در کشت های نواری به طور معنی داری بالاتر از تک کشتی ذرت بود. علاوه بر آن، درصد تخم ها و لاروهای پارازیته شده در کشت های نواری به خصوص 2C:6S و 2C:8S به طور معنی داری بیشتر از تک کشتی ذرت بود. همچنین، درصد گیاهان آلوده در کشت های نواری 2C:6S و 2C:8S به طور معنی داری کمتر از بقیه تیمارهای مورد مطالعه بود. از سوی دیگر، مقادیر بالای شاخص برابری زمین (LER) در کشت های نواری 2C:6S (16/1 در سال 1395 و 1/15 در سال 1396) و 2C:8S (1/17 در سال 1395 و 1/16 در سال 1396) مشاهده شد. بنابراین می توان جمع بندی کرد که کشت های نواری 2C:6S و 2C:8S برای استفاده در برنامه مدیریت تلفیقی کرم ساقه خوار اروپایی ذرت در مزارع مفید هستند.

    کلیدواژگان: جمعیت آفت، دشمنان طبیعی، عملکرد، غنای گونه ای، فراوانی گونه ای
  • محمدعظیم دهواری، علی احدیت، علی حسینی، آرمان آوند* صفحات 17-31

    سرخرطومی حنایی خرما، (Rhynchophorus ferrugineus (Olivier، مهمترین آفت نخیلات است. در این تحقیق اثر بازدارندگی  مواد استخراج شده از برگ های سه گیاه غیرمیزبان سرخرطومی حنایی خرما شامل اشورک (Eshvarak)، Rhazya stricta Decne. (Apocynaceae)، آنغوزه، (Ferula assa-foetida L. (Apiaceae و چریش،(Azadirachta indica A. Juss. (Meliaceae، و همچنین اثر سه ترکیب گیاهی آلفا-پینن، اوژنول و تیمول به روش انتخابی و با سه دز یک، 5 و 10 درصد روی تخمریزی آفت ارزیابی شد. برای این منظور در هر انتخاب به تفکیک، تعداد تخم های گذاشته شده در مدت 3 روز بر روی مغز درخت خرما (شاهد) با بستر تخمریزی آغشته به تیمار مقایسه شد. اثر تیمارهای مختلف با یکدیگر با استفاده از شاخص بازدارندگی تخمریزی  مقایسه شدند. نتایج نشان داد که تعداد تخم ها روی بسترهای تخمریزی تیمار شده،  به استثناء دز یک درصد عصاره های گیاه چریش و دز یک درصد اوژنول، به طور معنی داری کمتر از شاهد بود. کمترین تخمریزی پس از استفاده از دز 10 درصد تیمول (0/54±1/5) و دز 10 درصد عصاره برگ اشورک (0/66±1/6) مشاهده شد. از نظر شاخص بازدارندگی تخمریزی، ترکیب مستخرجه از گیاهان غیر میزبان و ترکیبات فرار گیاهی تفاوت معنی داری داشتند. آنغوزه با 6±33 درصد کمترین شاخص بازدارندگی تخمریزی را داشت که به طور معنی دار کمتر از شاخص بازدارندگی تخمریزی در تیمول و اشورک بود. بیشترین شاخص های بازدارندگی تخمریزی مربوط به دز 10 درصد تیمول (4/75±85/63درصد) و دز 10 درصد اشورک (7/70±83/32درصد) بود که تفاوت معنی داری نداشتند. می توان از تیمول برای پوشاندن زخم های روی تنه درختان خرما برای جلوگیری از تخمریزی سرخرطومی حنایی خرما و در نتیجه کاهش آلودگی های جدید توسط آفت استفاده نمود.

    کلیدواژگان: ترکیبات فرار گیاهی، بازدارنده تخمریزی، اشورک، تیمول، درخت خرما
  • مسعود لطیفیان*، بهار راد صفحات 33-45
    این تحقیق به منظور ارزیابی روش رهاسازی اشباعی جدایه مناسب قارچ Metarhizium anisopliae در کنترل میکروبی سوسک شاخدار خرما انجام شد. برای این منظور از یک طرح آشیانه ای استفاده شد. آشیان ها  شامل رهاسازی حداقل، متوسط و حداکثر بود که به ترتیب در آن ها از تعداد 1، 2 و 4 تله در هر هکتار استفاده شد. رهاسازی ها به صورت روزانه و به مدت سه هفته ادامه داشت. نتایج نشان داد که بین کارایی قارچ  M. anisopliae در حالات مختلف رهاسازی اشباعی براساس مقایسه 5 صفت آسیب دم برگ، آسیب دم خوشه، تعداد لارو و حشره کامل سالم و بیمار تفاوت معنی دار در سطح احتمال یک درصد وجود دارد.  بالاترین کارایی کنترل میکروبی سوسک شاخ دار خرما در کاهش جمعیت لارو، حشره کامل و آسیب به دم برگ و دم خوشه در شرایط رهاسازی حداکثر بود، به طوری که در هر 2 سال انجام بررسی، کارایی کنترل حدود 90 درصد بود. استقرار و انتشار  قارچ M. anisopliae در شرایط رهاسازی حداکثر بالاتر از سایر روش های رهاسازی بود. در این تیمار از زمان رهاسازی تا 45 روز پس از آن، شاخص رشد قارچ روند افزایشی داشته است.  نتایج این پروژه نشان داد که روش رهاسازی حداکثر علاوه بر کارایی بالای کنترل، از نظر اقتصادی، زیست محیطی و پایداری از شرایط مناسبی برخوردار بوده است.
    کلیدواژگان: سوسک شاخدار خرما، قارچ Metarhizium anisopliae، رهاسازی تلقیحی
  • مهدی حسن پور*، علی گلی زاده، زهرا عابدی صفحات 47-66

    زنبور انگل واره ی Habrobracon hebetor Say، یکی از انگل واره های خارجی مهم مرحله ی لاروی بسیاری از آفات بال پولک دار می باشد. در این تحقیق، تاثیر ذخیره سازی حشرات کامل در دمای 1±4 درجه ی سلسیوس در مدت زمان های مختلف شامل 10، 20 و 30 روز به همراه تیمار شاهد (بدون ذخیره سازی) روی زادآوری، درصد تفریخ تخم و واکنش تابعی وابسته به سن این انگل واره در مدت زمان 10 روز روی لاروهای سن آخر بید آرد، (Anagasta kuehniella (Zelle مورد بررسی قرار گرفت. لاروها در تراکم های 2، 4، 8، 16، 32، 64 و 128 به صورت جداگانه در اختیار زنبورهای انگل واره قرار داده شدند. آزمایش در شرایط دمایی 1±27 درجه ی سلسیوس، رطوبت نسبی 5±60 درصد و دوره ی نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شد. تعداد لاروهای فلج شده توسط هر زنبور ماده و تعداد تخم های گذاشته شده و تفریخ شده به مدت 10 روز به صورت روزانه در هر یک از تراکم ها و تیمارها ثبت شد. نتایج نشان داد که نوع واکنش تابعی در همه ی تیمارها و در تمام 10 روز آزمایش از نوع دوم می باشد. بیش ترین و کم ترین نرخ حمله به ترتیب در روز دهم تیمار شاهد (0129/0± 0816/0 بر ساعت) و روز ششم تیمار 30 روز ذخیره سازی (0/0083± 0/0474 بر ساعت) تخمین زده شد. بیش ترین و کم ترین زمان دستیابی به ترتیب در روز هشتم تیمار 30 روز ذخیره سازی  (1/1217±1/5849 ساعت) و روز اول تیمار شاهد (0/0176± 0/3155 ساعت) محاسبه شد. کم ترین مقدار زادآوری، تفریخ تخم زنبور و درصد لاروهای فلج شده ی میزبان در تیمار 30 روز ذخیره سازی به دست آمد.

    کلیدواژگان: زنبور انگل واره، ذخیره سازی سرمایی، برهم کنش انگل واره-میزبان، زادآوری
  • اعظم میکانی*، سعید محرمی پور، وحید محمدی صفحات 67-79

    اثر عصاره متانولی برگRosmarinus officinalis  روی لارو سن سوم کرم غوزه پنبه (Helicoverpa armigera (Hübner مورد مطالعه قرار گرفت. LC50 و LC20 آن به ترتیب برابر 12347و 5138 پی پی ام تخمین زده شد. 100 میکرولیتر از عصاره رزماری (با غلظتppm  5138) به 9/0 گرم غذای مصنوعی اضافه شد. پس از 72 ساعت، کارایی تبدیل غذای خورده شده (ECI) ، کارایی تبدیل غذای هضم شده (ECD) ، نرخ مصرف نسبی (RCR) و نرخ رشد نسبی (RGR) کاهش یافت ولی میزان  شاخص تقریبی هضم شوندگی غذا (AD) اضافه شد. علاوه بر این میزان فعالیت آنزیم های آلفا آمیلاز، پروتئاز و لیپاز نیز در لارو سن سوم  H. armigera کاهش نشان داد. قرار دادن معده میانی در بافر محتوی نوروپپتید فعال کننده قلب سخت پوستان (CCAP) میزان فعالیت آنزیم لیپاز را افزایش داد. تغذیه از غذای مصنوعی حاوی عصاره رزماری میزان نوروپپتید فعال کننده قلب سخت پوستان را در مغز، همولنف و معده میانی کاهش داد. نتایج نشان داد، تغذیه از ماده غذایی حاوی عصاره رزماری، مانع آزاد سازی CCAP در معده میانی و مغز می شود که این موضوع به نوبه خود منجر به کاهش میزان فعالیت آنزیم های آلفا آمیلاز، پروتئاز و لیپاز شد.

    کلیدواژگان: کرم غوزه پنبه، رزماری، نوروپپتید فعال کننده قلب سخت پوستان، آنزیم های گوارشی
  • سعید محرمی پور*، مریم معصومی، مهدی عیاری صفحات 81-92
    در این پژوهش اثر کنه کشی روغن و عصاره ی متانولی بذر منداب Eruca sativa (Miller) (Brassicaceae) روی کنه Tetranychus urticae (Red form)(Acari:Tetranychidae)در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت. تلفات کنه های بالغ بعد از 24 ساعت ارزیابی و مقادیر LC50 روغن و عصاره محاسبه شد. این مقادیر برای روغن و عصاره ی متانولی بذر منداب به ترتیب 3062 و 5674 میلی گرم بر لیتر به دست آمد. اندازه گیری میزان ایزوتیوسیانات روغن و عصاره متانولی بذر منداب با روش کروماتوگرافی مایع با کارآیی بالا (HPLC) نشان داد که میزان ایزوتیوسیانات اروسین در روغن منداب نسبت به عصاره متانولی آن بالاتر می باشد. همچنین آنالیز اسیدهای چرب روغن بذر منداب با استفاده از کروماتوگرافی گازی (GC) وجود 12 نوع اسید چرب را در روغن نشان داد که سطح اسید های چرب آراشیدونیک، اولئیک و گاما لینولنیک در آن بالا بود. با توجه به پایین بودن میزان ایزوتیوسیانات اروسین و اسیدهای چرب در عصاره متانولی بذر منداب می توان علت کنه کشی بیشتر روغن منداب را به نوع و مقدار ایزوتیوسیانات و اسیدهای چرب آن نسبت داد. بنابراین یافته های ما نشان داد که حضور فیتوکمیکال های فعال در روغن E. sativa نقش مهمی در اثر بخشی آن علیه کنه T. urticae  دارد.
    کلیدواژگان: روغن منداب، ایزوتیوسیانات، اسید چرب، کنه کش
  • زهرا محمدی، آرش راسخ*، مهدی اسفندیاری، فرحان کچیلی، جان پاول صفحات 93-109

    نور به عنوان یک عامل محیطی، ویژگی های زیستی، فیزیولوژیکی و رفتاری حشرات را تحت تاثیر قرار می دهد. در مطالعه حاضر میزان شکارگری کفشدوزکHippodamia variegata  و همچنین میزان پارازیتیسم زنبور Lysiphlebus fabarum  روی شته جالیز Aphis gossypii، در شرایط تاریکی و روشنایی ارزیابی شد. بدین منظور جمعیت هم سن از مراحل مختلف رشدی کفشدوزک و زنبورهای ماده تهیه و به طور جداگانه به پوره های سن سوم میزبان (20 پوره برای لارو سن دوم کفشدوزک و زنبور ماده؛ 30 پوره برای سایر مراحل رشدی کفشدوزک) مستقر روی یک برگ خیار، معرفی شدند. نتایج نشان داد که فعالیت شکارگری لاروهای سن دوم متاثر از شرایط روشنایی و تاریکی نبود، در حالی که تعداد شته های کشته شده (مجموع شته های نیمه و کامل خورده شده) توسط لاروهای سن چهارم، افراد بالغ نر و ماده کفشدوزک در شرایط روشنایی به طور معنی داری بیشتر از تاریکی بود. در شرایط تاریکی، نرخ مصرف ناتمام طعمه (نسبت شته های نیمه خورده شده به شته های کشته شده) در لاروهای سن چهارم به طور معنی داری بیشتر از لاروهای سن دوم بود. افراد بالغ ماده در شرایط تاریکی در مقایسه با روشنایی به طور معنی داری نسبت بیشتری از طعمه ها را به صورت ناتمام مصرف نمودند. همچنین در هر دو شرایط نوری، این نرخ در افراد بالغ ماده بیشتر از نر بود. زنبورهای پارازیتوئید در شرایط تاریکی شته های کمتری را پارازیته کردند. با توجه به کارایی به نسبت بالای کفشدوزک در شرایط تاریکی، می توان گفت که کاربرد همزمان زنبور و کفشدوزک، امکان فعالیت توام آن ها را طی روز فراهم نموده و از سوی دیگر روند کاهش جمعیت آفت با فعالیت شکارگر در طول شب نیز ادامه می یابد.

    کلیدواژگان: خیار، کنترل زیستی، نرخ مصرف ناتمام طعمه، Aphis gossypii
|
  • Elham Zarei, Seyed Ali Asghar Fathi *, Mahdi Hassanpour, ALI Golizadeh Pages 1-15

    The European corn borer, Ostrinia nubilalis Hübner, is one of the most important pests of corn. In this study, the influences of corn monoculture (C), sainfoin monoculture (S) and strip-intercropping of corn with sainfoin in the four row ratios: 2C:2S, 2C:4S, 2C:6S and 2C:8S were evaluated on the population density of the European corn borer, diversity and abundance of its natural enemies and yield of both crops in an experimental field during 2016 and 2017. Our results indicated that the densities of eggs and larvae of this pest decreased significantly in the intercrops especially in 2C: 6S and 2C: 8S compared with corn monoculture. The Shannon diversity index (H´) for predators in the intercrops was significantly greater than that in the corn monoculture. Moreover, the percentage of parasitized eggs and larvae were higher in the intercrops, especially in 2C:6S and 2C:8S, compared with the corn monoculture. Furthermore, the percentage of infested plants was also lower in 2C:6S and 2C:8S compared with the other treatments. On the other hand, high values of land equivalent ratio were found in 2C:6S (1.16 in 2016 and 1.15 in 2017) and 2C:8S (1.17 in 2016 and 1.16 in 2017). Therefore, it could be concluded that 2C:6S and 2C:8S intercrops are useful in integrated management of the European corn borer in the field.

    Keywords: Pest population, natural enemies, yield, Species richness, species abundance
  • Mohammad Azim Dehvari, Arman Avand, Ali Ahadiyat, Ali Hosseini Gharalari* Pages 17-31

    The red palm weevil, Rhynchophorus ferrugineus (Olivier) is the most destructive pest of palm trees. In this research, the anti-ovipositon effect of the leaf extracts of 3 plant species, including Rhazya stricta Decne. (Apocynacea), Ferula assa-foetida L. (Apiaceae) and Azadirachta indica A. Juss. (Meliaceae), together with three plant volatile compounds, including alpha-pinene, eugenol and thymol, were studied on red palm weevil in a choice test. Each leaf extract and volatile compounds were used in 3 doses (1, 5 and 10%). The number of eggs laid by red palm weevil on the treated tissues were compared to that on untreated date core (as control) during 3 days. Anti-oviposition index (AOI) was used to evaluate the effects of different treatments. The results indicated that the number of eggs on treated palm tissues were significantly lower compared with the untreated ones, except when the tissue was treated with 1% of eugenol or 1% of A. indica. The least number of eggs was observed on tissues treated with 10% of thymol (1.5±0.54) and 10% of R. stricta (1.6±0.66). Also significant differences were found among the AOIs of the tested deterrents. The least AOI was seen for F. assa-foetida (33±6) significantly less than those of thymol and R. stricta. The most AOIs were for 10% of thymol (85.63±4.75%) and 10% of R. stricta (83.32±7.70%). These results suggest that thymol, can be used, as oviposition deterrence, for treating wounds produced on palm trunks, to prevent the new infestations by the red palm weevil.

    Keywords: plant volatiles, anti-oviposition, Rhazya stricta, Thymol, Date palm
  • Masoud Latifian *, Bahar Rad Pages 33-45
    This research was conducted to evaluate of inoculated release methods on appropriate isolate of Metarhizium anisopliae for microbial control of the date palm horned beetle (DPHB) Oryctes elegans. Nesting experimental method was used in this study. The nests were includes: minimum, average and maximum inoculate release which used 1, 2 and 4 traps per hectare accordingly, and this daily releasing was continued for three weeks. The results showed; there are significant different at 1 percent level between the efficiency of M. anisopliae in different inoculate releasing methods according theses parameters: Petiole and Bunch injured, number of healthy and infected larvae and adult. The maximum releasing method had highest microbial control on decreasing of DPHB population (larva and adult), also Petiole and Bunch damage. This efficiency was assessed about 90 percent in two years study. Establishment and distribution of M. anisopliae in maximum inoculate release method was higher than other treatments. In this treatment, fungal growth increased from releasing date to 45 days. The results showed that maximum inoculate releasing method, not only had the highest efficiency in control, but also it was suitable considering economical, environmental and sustainability aspects.
    Keywords: Date Palm horned beetle, fungus, Metarhizium anisopliae, inoculate release
  • Mahdi Hassanpour *, Ali Golizadeh, Zahra Abedi Pages 47-66

    Habrobracon hebetor Say is one of the most important ectoparasitoids of the larval stage of many lepidopterous pests. In this study, the effect of different cold storage duration (at 4±1°C) including 0 (Control), 10, 20 and 30 day were evaluated on fecundity, percentage of egg hatch as well as age-specific functional response of H. hebetor to last instar of Anagasta kuehniella (Zeller) for 10 day. Different densities of 2, 4, 8, 16, 32, 64 and 128 of the host were offered separately to the parasitoidsat 27±1 °C, 65±5% RH and a photoperiod of 16: 8 (L: D) h. The numbers of paralyzed larvae, produced and hatched eggs in each host density and treatment were recorded daily. The results revealed a type II functional response for all treatments. The highest and lowest values of attack rates were estimated in 10th day of control treatment (0.0816±0.0129 h-1) and 6th day of 30 day storage treatment (0.0474±0.0083 h-1), respectively. The highest and lowest handling time was observed in eighth day of 30 day storage treatment (1.5849±0.1217 h) and in first day of control treatment (0.3155±0.0176 h), respectively. The lowest values of fecundity and egg hatch of the parasitoid as well as percentage of paralyzed host larvae were obtained in 30 day storage treatment.

    Keywords: Parasitoid wasp, Cold storage, parasitoid-host interaction, fecundity
  • Azam Mikani *, Saeid Moharramipour, Vahid Mohammadi Pages 67-79

    Efficacy of methanolic leaf extract of Rosmarinus officinalis on third instar larvae of cotton bollworm, Helicoverpa armigera (Hübner) was studied. The value of LC50 and LC20 were 5138 and 12347 ppm, respectively.  One hundred microliters of the Rosemary’s mehanolic extract at 5138 ppm was added to 0.9 gr artificial diet. Efficiency of digested food (ECD), efficiency of conversion of ingested food (ECI), relative consumption rate (RCR) and relative growth rate (RGR) were decreased after 72 h but approximate digestibility (AD) was increased. It also decreased α-amylase, protease and lipase activity in the midgut of third instar larvae of H. armigera. Incubation of dissected midgut with crustacean cardioactive peptide (CCAP) increased lipase activity. Feeding on artificial diet containing plant extract caused decreasing in CCAP level in the brain, hemolymph and midgut of the insect. The results showed feeding on diet containing rosemary’s extract inhibits release of CCAP in the midgut and brain that itself leads to reduction of α-amylase, lipase and protease activities.

    Keywords: Helicoverpa armigera, Rosmarinus officinalis, crustacean cardioactive peptide, Digestive enzymes
  • Saeid Moharramipour *, Maryam Masoumi, Mehdi Ayyari Pages 81-92
    In this study, contact toxicity of Eruca sativa (Miller) (Brassicaceae) oil and its methanolic extract were examined on the adult female of Tetranychus urticae (Red form)) (Tetranychidae) at five concentrations and three replications set at 25 ± 1°C, 65 ± 5% RH and 16: 8 h (light: dark). The mortality was evaluated 24 h after treatment. The LC50s of E. sativa oil and the methanol extract were 3062 and 5674 mg L-1, respectively. Measurement of erucin as the main isothiocyanate compound in the oil and methanolic seed extract using high performance liquid chromatography (HPLC) showed that the amount of erucin in the oil was higher than methanol extract. Also, analysis of fatty acids in the oil using gas chromatography (GC) showed that there were 12 types of fatty acids in oil, high level of arachidonic, oleic and Ƴ-linolenic acids. Due to the biological activity and phytochemical analysis, it can be concluded that the higher amount of erucin and fatty acids in the oil, caused the higher acaricidal activity of E. sativa oil compared to methanolic extract. Therefore, our findings showed that the presence of main active phytochemicals in the E. sativa oil plays a decisive role in its efficacy.
    Keywords: Eruca sativa oil, Isothiocyanate, Fatty acid, acaricid
  • Zahra Mohammadi, Arash Rasekh *, Mehdi Esfandiari, J.P. Michaud, Farhan Kocheili Pages 93-109

    Light, as an environmental factor, affects the biology, physiology and behavior of insects. In this study, the feeding behavior of Hippodamia variegata and parasitism rate of Lysiphlebus fabarum were studied under light and dark conditions. Synchronous cohorts of different growth stages of H. variegata and female parasitoid wasps were produced and then they were singly introduced into experimental arena containing third instar nymphs of Aphis gossypii (20 nymphs for second instar larvae and female wasp; 30 nymphs for other growth stages of ladybird beetle) on a cucumber leaf. The results revealed that, although light did not influence foraging behavior of second instar larvae of the ladybird beetle, the number of killed aphids was significantly higher for fourth instar larvae by female and male adults of H. variegata during foraging in the light condition in comparison with the dark condition. The ratio of partial prey consumption (No. of partially consumed aphids to No. of aphids killed) was significantly greater in fourth instar larvae than in second instar larvae in the dark condition. Female adults displayed significantly more partial consumption of prey in the dark relative to the light condition. Moreover, in both light and dark phases, this ratio was higher in female adults than in males. The results revealed that female wasps parasitized fewer A. gossypii nymphs in the dark than in the light. Based on the acceptable performance of H. variegata in the dark condition, it can be said that in addition to the benefits of simultaneous application of the parasitoid wasp and the ladybird beetle during the day, aphid population decline continues at night.

    Keywords: Aphis gossypii, biological control, cucumber, ratio of partial prey consumption