فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدجلال گل دوست، سیدعباس نجفی زاده*، سید فخرالدین فخرحسینی، احمد سرلک صفحات 1-28

    در این مقاله تاب آوری اقتصادی که نشان دهنده درجه و توانایی اقتصاد در مواجه با شوک های پولی و ارزی می‎باشد را با استفاده از یک الگوی استاندارد تعادل عمومی پویای تصادفی نیوکینزی با قیمت های چسبنده و پارامترهای کالیبره شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. تمامی داده های مورد استفاده در این مقاله به قیمت های ثابت سال 90 و به طور سالانه برای دوره زمانی 1345-1395می باشد. نتایج حاکی از این است که واکنش تورم به شوک سیاست پولی انبساطی و ارزی، بستگی به مقدار پارامتر چسبندگی دارد و تاب آوری تورم در اقتصاد با افزایش پارامتر چسبندگی قیمت، افزایش بیشتری از خود نشان خواهد داد. با در نظر گرفتن ضریب ریسک گریزی نسبی، تاب آوری مصرف در واکنش به شوک پولی و ارزی، بیشتر خواهد شد. اما تاب آوری متغیر تولید در برابر شوک های ارزی و پولی، با افزایش پارامتر چسبندگی قیمت، بیشتر خواهد شد.

    کلیدواژگان: مدل DSGE، تاب آوری اقتصادی، چسبندگی قیمت
  • سید رضا میرعسکری*، فریبرز رنجی، سید مرتضی موسوی نیا صفحات 29-48
    ثبات مالی بانک ها و جلوگیری از ورشکستگی بانک ها به عنوان هسته اصلی فعالیت های پولی و مالی، از اهمیت بسیاری برخوردار است. این پژوهش تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی را بر ریسک درماندگی بانک های ایران تحلیل می کند. در این راستا 18 بانک دولتی و خصوصی طی سال های (1395-1386) مورد مطالعه قرار گرفت. جهت آزمون فرضیه ها، از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و روش گشتاورهای تعمیم یافته مبتنی بر داده های تابلویی استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که تورم و رشد تولید ناخالص داخلی بر ریسک درماندگی بانک های ایران تاثیر مستقیم و معناداری دارد و شاخص دارایی های ثابت و وثیقه های تملیک شده (متوسط قیمت یک مترمربع واحد مسکونی در 32 شهر منتخب)، حجم نقدینگی، درآمدهای نفتی و درآمدهای مالیاتی دولت بر ریسک درماندگی بانک های ایران تاثیر معکوس و معناداری دارد. همچنین متغیرهای کنترلی ریسک اعتباری و ریسک نقدینگی تاثیر مستقیم و معنادار بر ریسک درماندگی بانک ها داشته و متغیرهای کنترلی نسبت سرمایه و اندازه بانک تاثیر معکوس و معناداری بر ریسک درماندگی بانک های مورد مطالعه ایران دارند.
    کلیدواژگان: رشد تولید ناخالص داخلی، تورم، حجم نقدینگی، درآمدهای نفتی، درآمدهای مالیاتی، ریسک درماندگی بانک ها
  • علی مهدی لو*، اصغر ابوالحسنی هیستانی، محسن رضایی صفحات 49-76

    تحریم های اقتصادی از اصلی ترین چالش های اقتصاد ایران می باشد که مدیریت مخاطرات آن باید در اولویت های سیاست گذاران قرار گیرد. از این رو در مطالعه حاضر ابتدا انواع تحریم های اقتصادی بر اساس ماهیت و منشا انواع تحریم ها طبقه بندی شده و سپس بر اساس مخاطراتی که بر اقتصاد ایران دارند، رتبه بندی می شوند. برای این منظور با بکارگیری روش تحلیل سلسله مراتب فازی و نظرخواهی از خبرگان، مخاطرات انواع تحریم های اقتصادی علیه ایران بر اساس دو معیار «هزینه های تحمیلی بر اقتصاد» و «قابلیت دور زدن تحریم ها» برآورد می شود. بر اساس نتایج بدست آمده، تحریم های مالی-بانکی سازمان ملل با 56 درصد، نفتی سازمان ملل با 21 درصد، مالی-بانکی اتحادیه اروپا با 15 درصد و نفتی اتحادیه اروپا با 9 درصد بیشترین مخاطرات را در بین انواع تحریم ها بر اقتصاد ایران داشته اند که در مجموع بیش از 78 درصد از کل مخاطرات تحریم های اعمالی علیه ایران می باشد. از طرفی انواع تحریم های وضع شده توسط آمریکا نیز در مجموع 15 درصد مخاطرات تحریم ها را شامل می شوند. در نتیجه در بین تمامی تحریم ها، اهمیت تحریم های مالی- بانکی و نفتی سازمان ملل و اتحادیه اروپا بسیار بیشتر از دیگر تحریم ها می باشد که باید در برنامه ریزی ها و سیاست های اتخاذ شده مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تحریم اقتصادی، تحریم های سازمان ملل، تحریم های اتحادیه اروپا، تحریم های آمریکا، تحلیل سلسله مراتب فازی
  • احسان اسدی، هاشم زارع*، مهرزاد ابراهیمی، خسرو پیرائی صفحات 77-108
    اگرچه حباب های بازار سهام نقش مهمی در تعیین قیمت سهام و نوسانات اقتصادی بازی می-کنند، اما توضیح آنها با اصول بنیادین اقتصاد چالش برانگیز است. هدف از این مقاله شناسایی عوامل شکل دهنده حباب های قیمتی بازار سهام تهران بر اساس یک مدل DSGE بیزین در چارچوب چرخه های تجاری حقیقی است. حباب های قیمتی سهام در این مدل به صورت درون زا در یک مکانیزم بازخوردی مثبت پدیدار می شوند که توسط باورهای خوش بینانه افراد حمایت خواهند شد. براساس نتایج حاصل شده، شوک احساسی به عنوان مهمترین منبع نوسانات حباب ها و به دنبال آن نوسانات قیمت سهام معرفی شد. این شوک انعکاس دهنده باورهای خانوارها در مورد اندازه نسبی حباب ها است و از طریق کاهش محدودیت های اعتباری به اقتصاد واقعی انتقال می یابد. این شوک بخش عمده ای از نوسانات محصول، مصرف و سرمایه-گذاری را نیز بیان می کند. همچنین، شوک عرضه کار و شوک تکنولوژی ویژه سرمایه گذاری به ترتیب بیشترین تاثیر را در ایجاد نوسان در اشتغال و سرمایه گذاری داشته اند.
    کلیدواژگان: حباب قیمتی، مدل DSGE، شوک احساسی، چرخه های تجاری حقیقی
  • سعید فلاح پور، سعید شیرکوند، اکبر قنبری* صفحات 109-144
    شاخص استرس مالی معیاری از ریسک سیستمی است که سعی دارد استرس را در کل نظام مالی کمی نماید و توصیفی از سهم هر بخش از بازار مالی بر استرس کلی نظام ارائه دهد. در این پژوهش، شاخصی ترکیبی برای سنجش استرس نظام مالی ایران با استفاده از رویکرد پرتفوی معرفی شده است. این شاخص، ترکیبی از متغیرهای استرس در بخش های مختلف نظام مالی ایران (بازار سهام، بازار اوراق بدهی، بخش بانکی، بازار پول و بازار نرخ ارز) می باشد. برای ترکیب این متغیرها از روش های میانگین متحرک موزون نمایی(EWMA)،همبستگی شرطی پویا(DCC-GARCH) و BEKK-GARCH برای بررسی ساختار همبستگی بین زیر شاخص های استر س مالی طی دوره زمانی فروردین 1389 تا اسفند 1396 استفاده شده است. در پایان، برای تعیین اینکه کدامیک از شاخص های استرس طراحی شده برای نظام مالی ایران مطلوبتر است، از نتایج پیش بینی مدل VAR برای توضیح دهندگی تغییرات GDP استفاده شده است. نتایج مقایسه معیارهای دقت پیش بینی نشان داد که گرچه اختلاف نتایج عملکرد این شاخص های قابل توجه نیست، اما شاخص استرس ساخته شده به روش BEKK-GARCH عملکرد بهتری داشته و در مقایسه با دو روش دیگر استفاده شده برای برآورد همبستگی زیرشاخص ها، بهتر تغییرات بخش واقعی اقتصاد را توضیح می دهد.
    کلیدواژگان: شاخص استرس مالی (FSI)، ثبات مالی، نظام مالی ایران، گارچ چند متغیره، میانگین متحرک موزون نمایی، مدل خودرگرسیون برداری
  • نفیسه کشت گر، مصیب پهلوانی*، سید حسین میرجلیلی صفحات 145-170
    در این مقاله، ویژگی های اصلی چرخه مالی در اقتصاد ایران بررسی شده و با استفاده از مشاهدات فصلی طی دوره زمانی 1369 تا 1395، چرخه های مالی ایران استخراج شده است. بدین منظور، از مدل سری های زمانی ساختاری با مولفه های غیر قابل مشاهده و الگوریتم فیلترکالمن استفاده شده و با به کارگیری روش حداکثر راستنمایی، پارامترهای نامعلوم برآورد شده است. نتایج بررسی نشان می دهد که اولا، نسبت وام به سپرده در مدت زمان مورد مطالعه دارای نوسانات زیادی بوده و شکاف میان ایندو به عنوان شکاف تامین مالی یکی از علل بحران مالی است و همچنین تاریخ رخداد بحران بانکی از طریق شاخص فشار بازار پول با استفاده از الگوی چرخشی مارکف شناسایی شده و این نشاندهنده تقدم شتاب اعتبار به بحران بانکی است. ثانیا، چرخه مالی حاصل از مدل برآورد شده نشاندهنده تعمیق مالی در سالهای اخیر است که حاصل گسترش اعتبار و به دنبال آن افزایش نسبت اعتبار به تولید ناخالص داخلی است. ثالثا، رگرسیون لاجیت رابطه مثبت میان احتمال بحران بانکی و نسبت اعتبار به تولید ناخالص داخلی را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: نظام بانکی، نسبت اعتبار به GDP، چرخه مالی، مدل لاجیت
  • رضا کاربر، زهرا کریمی *، پرویز رستم زاده صفحات 171-198

    با توجه به مطالعات انجام شده، حجم اقتصاد زیرزمینی، نحوه اندازه گیری آن و بررسی عوامل موثر بر آن در سطح کشوری و با روش های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. حال آن که این موضوع در سطح استان های ایران مورد مطالعه قرار نگرفته است. با توجه به خلا موجود، این مطالعه به برآورد حجم اقتصاد زیرزمینی استان های ایران طی دوره 94-1380 پرداخته است. در این راستا، برای برآورد آن از مدل تقاضای پول تعمیم یافته تانزی (1980) و مدل منطقه ای فرناندز و ولاسکو (2015) استفاده شده است. نتایج این برآورد نشان می دهد که حجم اقتصاد زیرزمینی در دوره مذکور در تمامی استان ها دارای سیر صعودی بوده است. همچنین، نتایج بررسی عوامل موثر بر حجم اقتصاد زیرزمینی نشان می دهد نرخ بیکاری دارای اثر منفی بر حجم اقتصاد زیرزمینی است و عواملی نظیر درآمد سرانه، تورم و بار مالیاتی دارای اثر مثبت بر آن است. همچنین، بین نرخ خوداشتغالی و حجم اقتصاد زیرزمینی رابطه معنی داری تایید نشد.

    کلیدواژگان: حجم اقتصاد زیرزمینی، بار مالیاتی، مدل تقاضای پول، داده های پانل
  • امیرحسین مزینی*، سعید قربانی صفحات 199-224
    امروزه مدیریت نرخ ارز و جلوگیری از نوسان و انحراف آن از مقداری تعادلی به یکی از مهمترین دغدغه های سیاستگذاران، از جمله در ایران، تبدیل شده است. چرا که هرگونه نوسان مقطعی یا انحراف نرخ ارز در کوتاه مدت و بلندمدت می تواند چالش هایی را برای سایر بخش های اقتصاد ایجاد نماید. در مقاله حاضر تلاش شده است در چارچوب رژیم های تورمی موجود در اقتصاد کشور به استخراج میزان انحراف نرخ ارز پرداخته شود. بدین منظور ضمن استخراج رژیم های تورمی اتفاق افتاده در اقتصاد کشور طی دوره 96-1369 به روش مارکوف سوئیچینگ، در قالب یک رویکرد پولی به استخراج میزان انحراف نرخ ارز اسمی در هریک از رژیم های تورمی پرداخته شده است. نتایج حکایت از آن دارد که در رژیم تورمی متوسط میزان انحراف نرخ ارز نیز به صورت نسبی تشدید شده و انحراف بیشتری را (در مقایسه با رژیم تورمی پایین) از خود نشان می دهد. ضمن اینکه همزمان که اثر شوک های تورمی بر نرخ ارز در رژیم تورمی پایین پس از یک افزایش مقطعی از بین می رود، اما در رژیم تورمی متوسط منجر به افزایش شدید و پایدار نرخ ارز اسمی می شود. این واقعیت ضرورت توجه و مدیریت سیاست های اقتصادی موثر بر تورم را خاطر نشان می سازد.
    کلیدواژگان: انحراف نرخ ارز، رژیم های تورمی، شبیه سازی، مارکوف سوئیچینگ، ایران
  • حشمت الله فرخی، رامین خوچیانی*، حمید آسایش صفحات 225-248

    در تحقیق حاضر، با ارائه روش موجک و تحلیل همدوسی به تبیین مجدد ارتباط میان رشد پول (پایه پولی و نقدینگی) و تورم در اقتصاد ایران پرداخته شد، بدین منظور با استفاده از داده های دردسترس فصلی (1396-1361) همدوسی متغیرهای مزبور در افق های زمانی متفاوت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد، در بررسی رابطه ی بین نقدینگی و تورم، سیاستهای پولی شکل گرفته بر اساس تغییرات نقدینگی نتیجه ی قابلملاحظه ای برتورم نداشته است. اما رشد پایه پولی درمیان مدت و بلندمدت رابطه مستقیم با تورم داشته و بیشتر از متغیر نقدینگی نظریه مقداری پول را در ایران توجیه می کند، لذا بنظر می رسد در بلندمدت تغییر عامل نقدینگی استراتژی مناسبی برای اقتصاد ایران به شمار نمیآید. اما نتایج در مورد پایه پولی نشان می دهد که در میان مدت و بلندمدت تاثیر قابل ملاحظه ای در سیاست های پولی و تورم خواهد داشت. به سخنی دیگر علیرغم اینکه مطالعه حاضر نشان می دهد، در کوتاه مدت و میان مدت متغیرنقدینگی درونزا (عامل پس رو) است، اما بر اساس اطلاعات موجود، نمی توان فرضیه برونزایی پایه پولی در اقتصاد ایران را رد نمود، لذا در بلندمدت، برمبنای نظریه مقداری پول، عرضه پول (بویژه پایه پولی) همچنان یک ابزار سیاستی قدرتمند دراختیار بانک مرکزی ایران است. با توجه به قابلیت های ویژه روش موجک در بررسی همزمان علیت کوتاه مدت و بلندمدت بین سری های زمانی متغیرها، نمی توان در همه ی افق های زمانی تورم را پدیده پولی دانست.

    کلیدواژگان: پایه پولی، نقدینگی، همدوسی، تبدیل موجک، نظریه مقداری پول (QMT)
  • الهه محمودی، زهرا نصراللهی*، کاظم یاوری صفحات 249-278
    هدف اصلی این مطالعه بررسی اثر بازار مسکن بر بخش واقعی اقتصاد و نقش آن در شکل گیری یا تداوم چرخه های تجاری است. در این راستا از یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی استفاده شده است که ویژگی بارز آن در نظرگرفتن دو گروه خانوار با عوامل تنزیل متفاوت است. خانوارهایی که دارای عامل تنزیل بیشتری هستند، پس انداز، انباشت سرمایه و تولید در اقتصاد را به عهده دارند و به خانوارهای دسته دوم که دارای عامل تنزیل کمتر هستند، وام می دهند. میزان وام دریافتی این خانوارها وابسته به ارزش مسکنی است که در اختیار دارند. وابسته نمودن مقدار وام دریافتی به ارزش مسکن، در واقع، لحاظ اثر وثیقه ای است که توسط برنانکه (1995) مطرح شده است و کانالی است که بخش مسکن از این طریق می تواند بخش واقعی اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد. برای برآورد الگو، از ترکیب کالیبراسیون و رویکرد بیزی استفاده شده است. برآورد پارامترها با استفاده از داده های فصلی ده متغیر اصلی اقتصاد کلان در بازه 1384 تا 1396 صورت گرفته است. نتایج توابع واکنش آنی حاکی از تاثیر مثبت شوک ترجیحات مسکن (شوک تقاضای مسکن) بر قیمت حقیقی مسکن، سرمایه گذاری در بخش مسکن و غیر مسکن، مصرف حقیقی و تولید ناخالص داخلی حقیقی است. همچنین برای مشخص شدن کانال اثرگذاری مسکن بر متغیرهای بخش واقعی، اثر وثیقه ای در مدل صفر در نظر گرفته شد و توابع واکنش آنی مجددا رسم شد. نتایج نشان داد که کانال اثر وثیقه ای یکی از مهم ترین کانال های اثرگذاری بخش مسکن بر بخش واقعی اقتصاد است
    کلیدواژگان: مسکن، چرخه های تجاری، الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE)
|
  • Mohammadjalal Goldoust, Seyed Abbas Najafizadeh *, Seysd Fakhrodin Fakhre Hosaini, Ahmad Sarlak Pages 1-28

    In this paper, the economic resilience that shows the degree and ability of the economy in dealing with monetary and currency shocks is analyzed using a standard Keynesian dynamic equilibrium standard model of Keynesian. The data used in this article are fixed prices in 2011 and annually for the period of 1966-2016, taken from the Central Bank of the Islamic Republic of Iran. The results indicate that the reaction of inflation to expansionary monetary policy shocks depends on the amount of adhesion parameter, and production in the economy will increase with increasing price sticking parameter. Given the relative risk aversion ratio, consumption will decrease in response to monetary shocks.

    Keywords: DSGE Models, Resilience, Price rigidity
  • Seyed Reza Miraskari *, Fariborz Ranji, Sayedmorteza Mousavinia Pages 29-48
    The financial stability of banks and the prevention of bank failures are very important as the core of monetary and financial activities. This study analyzes the impact of macroeconomic variables on insolvency risk of Iranian banks. In this regard, 18 state and private banks were studied for period 1386-1395. To test the hypothesis, the multivariate regression analysis and Generalized Method of Moments based panel data are used. The results of testing hypotheses show that inflation and GDP growth has a significant and positive impact on the insolvency risk and the fixed assets and securities owned index (average price of a square meter of housing units in 32 selected cities), liquidity, oil revenues and state tax revenues has a significant and negative impact on the insolvency risk. Also, control variables including credit risk and liquidity risk has a significant and positive impact on the insolvency risk and capital ratio and bank size has a significant and negative impact on the insolvency risk.
    Keywords: GDP Growth, Inflation, liquidity, Oil Revenues, Tax revenues, Insolvency risk of banks
  • Ali Mahdiloo *, Asghar Aboihasani Histani, Mohsen Rezaei Pages 49-76

    In last years, one of the main challenges facing the Iranian economy has been economic sanctions. These sanctions have been imposed for various reasons and have been aimed at influencing various economic sectors of Iran. Accordingly, management of the hazard of economic sanctions is one of the most important priorities of policy makers. Therefore, the purpose of this study is classify various types of economic sanctions based on the nature and source of sanctions, and then these sanctions are ranked according to the hazards that affect the Iranian economy. For this purpose, using the fuzzy AHP method and the opinion of experts and experts, the hazards of economic sanctions against Iran are estimated based on two criteria: "imposed costs on economy" and "ability to bypass sanctions". According to the results, United Nations financial-banking sanctions with 56 percent, UN oil sanctions with 21 percent, EU financial-banking sanctions with 15 percent, and EU oil sanctions with the highest hazards of sanctions The Iranian economy. They had a total of more than 78 percent of the total threat of sanctions against Iran. On the other hand, a variety of sanctions imposed by the United States include a total of 15 percent of the hazard of sanctions. As a result, among all the sanctions, the importance of UN / EU financial-banking, and oil sanctions is much more than other sanctions that should be taken into account in the plans and policies adopted.

    Keywords: Economic sanctions, UN sanctions, EU sanctions, US sanctions, Fuzzy AHP
  • Ehsan Asadi, Hashem Zare *, Mehrzad Ebrahimi, Khosrow Piraiee Pages 77-108
    Although stock market bubbles play an important role in determining stock price and economic fluctuations, their explanation based on fundamental principles of the economy is a challenging task. The purpose of this paper is to identify the factors shaping the price bubbles of the Tehran Stock Exchange according to a Bayesian DSGE model in the real business cycles framework. Stock price bubbles in this model appear endogenously as a positive feedback mechanism that is supported by optimistic beliefs.  Based on the obtained results, the sentiment shock was introduced as the most important source of bubbles fluctuations followed by fluctuations in the stock price. This shock reflects households’ beliefs about the relative size of bubbles and is passed to the real economy through credit constraints. This shock also expresses a large part of the fluctuations in output, consumption, and investment. Also, the labor supply shock and the investment-specific technology shock had a dominant role in creating employment and investment fluctuations, respectively.
    Keywords: Price bubbles, DSGE model, Sentiment shock, Real Business Cycles
  • Saeed Fallahpour, Saeed Shirkavand, Akbar Ghanbari * Pages 109-144
    Financial Stress Index as a measure of a systemic risk that quantify stress throughout the entire financial system and describes the contribution of each section of the financial market to the overall stress of the system. In this paper, a composite index for measuring the stress of the Iran’s financial system proposed using a portfolio approach. This indicator is a combination of stress variables in different parts of the Iran’s financial system (stock market, debt market, banking sector, money market and exchange rate market). To aggregate these variables, EWMA, dynamic conditional correlation (DCC-GARCH) and BEKK-GARCH used to examine the cross-correlations structure between the subindices during the period of March 2010 to March 2018. In the end, to determine which of the stress indicators designed for the financial system of Iran is more desirable, the results of the prediction of the VAR model used to explain the changes in GDP. The results of the comparison of the prediction criteria showed that differences in the performance of these indices are not significant, although the stress index produced by BEKK-GARCH method performed better and in comparison with the other two methods used to estimate subindices cross-correlation, better explains the changes in the economy activity.
    Keywords: Financial Stress Index (FSI), Iran's Financial System, Multivariate GARCH, exponentially weighted moving average (EWMA), Vector autoregression (VAR) Model
  • Nafise Keshtgar, Mosayeb Pahlavani *, Seyed Hosein Mirjalili Pages 145-170
    This article examined some aspects of financial cycle in Iran's economy by using seasonal observations during 1990 to 2016. Moreover, the structural time series model with unobserved components and the Kalman filter are utilized, and the parameters are estimated using the maximum likelihood method. The results indicate that, first, the ratio of loan to deposit has been volatile and the gap between loan and deposit as a funding gap is one of the causes of the financial crisis. Moreover, by using Markov's switching model, we identified the primacy of credit acceleration to the banking crisis.Second, the financial cycle emanate from credit expansion and in turn the increase in the ratio of credit to GDP. Third, Logit regression indicates a positive relationship between the probability of a banking crisis and the ratio of credit to GDP.
    Keywords: Banking system, credit to GDP ratio, financial cycle, Logit Model
  • Reza Karbor, Parviz Rostamzadeh, Zahra Karimi * Pages 171-198

    The purpose of this study was to investigate the effect of Iran's oil revenues on macroeconomic variables in the form of DSGE model during the period of 1995-2015 in the context of open economy based on the real business cycle pattern, in line with the conditions of the Iranian economy including households, enterprises, government and The monetary authority is the oil sector with an emphasis on the National Development Fund. The results of simulation of the model variables indicate that, due to the positive impetus of oil revenues, production, consumption, investment, government spending under both scenarios increases, but the increase in the direct tax distribution scenario is higher than the base scenario. Also, the greater the share of government-owned oil revenues (50 and 75 percent) in households from the current budget, the increase will also be higher in the resources of the National Development Fund. Consequently, the contribution of the Facility to the Private Sector (F) increases. According to the modeling of this study, the increased private sector investment ( ) also increases, as a result of non-oil production in the country. Therefore, based on the results obtained, the direct tax-deductible distribution policy is recommended as a supplement to the National Development Fund.

    Keywords: Underground Economy, Tax burden, money demand model, Panel Data
  • Amir Hossein Mozayani *, Saeed Ghorbani Pages 199-224
    Nowadays exchange rate management and eliminating its deviation is one of the main challenges of policy makers in countries such as Iran. Because any abnormal fluctuation and deviation of exchange rate can affect other economic sectors negatively. This article tried to evaluate exchange rate misalignment in Iran in context of inflation regimes in favor of reality of results. To do that by applying Markov Switching technique inflationary regimes which have taken place in Iran’s economy over period of 1990-2017 were extracted and consequently by applying a monetary exchange rate determination approach nominal exchange rate misalignment has been calculated. The results imply that in high inflationary regime the absolute value of misalignment is much greater than low inflationary regime. Meanwhile when in low inflationary regime a positive inflation shock on nominal exchange rate has an increasing but degenerating impact, but in high inflationary regime it leads to a persistent great increase in nominal exchange rate that continues for ever. These findings could have useful policy implications for authorities.
    Keywords: Exchange Rate Misalignment, Inflationary Regimes, Simulation, Markov Switching, Iran
  • Ramin Khochiani *, Hamid Asayesh, Heshmatollah Farrokhi Pages 225-248

    In the current research, using the wavelet method and coherence analysis, it is tried to redefine the relationship between the growth of money (the monetary base and liquidity) and inflation in the economy of Iran. To this end, using the available seasonal data (1982-2017), the coherence of these variables is investigated in different time periods. Unexpectedly, the results indicate that in assessment of the relationship between liquidity and inflation, monetary policies based on liquidity changes has no significant impact on the inflation, but the growth of monetary base in the middle and long term has a direct relationship with inflation and this justifies quantity money theory in Iran more than liquidity variable. Therefore, it seems that, in the long run, the change in liquidity factor is not a suitable strategy for Iran's economy, but in the case of the monetary base, the result is somewhat different and shows in the medium and long term it will have significant impact on monetary policy and inflation. In other words, despite the current study suggests the liquidity variable is endogenous (lag effect) in the short and middle term, but according to available information, one cannot rule out the exogenous hypothesis of the monetary base in the Iranian economy. So, in the long run, on the basis of quantity money theory, money supply (especially monetary base) is still a powerful policy tool owned by the Central Bank of Iran. It is important to note that with regard to special potential of wavelet method in which the simultaneous investigation of short-term and long-term causality is done between time series of variables and the severity of the relationship between them, one cannot consider the inflation as a monetary phenomenon in all periods of times.

    Keywords: monetary base, liquidity, Coherence, wavelet transform, money theory
  • Elahe Mahmoodi, Zahra Nasrollahi *, Kazem Yavari Pages 249-278
    The main objective of this study is to examine the effect of housing market on real sector of economy and to identify its role in business cycle process. To this end, the paper has used a Dynamic Stochastic General Equilibrium Model. The specific feature of this models is that it has containes two types of households: Patient and Impatient. Patient households had greater discount factor. They save and accumulate capital and they produce goods and services. Patient households also supply funds to impatient households who have smaller discount factor. The maximum amount which impatient households can borrow depends on the value of house owned by them. In fact, this assumption tries to impose the collateral constraint which emphasized by Bernanke (1995) in the model. This channel has a crucial role in transmitting the housing market shocks to real sector. To estimate the model, we used both Calibration and Bayesian approaches. We estimated the model using quarterly data over the period 2005Q1–2017Q4. Results of IRFs indicated that a positive shock to housing preference (housing demand shock) generated an increase in Real Housing Prices, Real Investment in Housing and Non-housing Sectors, Real Consumption and Real GDP. Also to identify the role of collateral effect in the positive relationship between housing and real sector we set the amount of collateral effect in the model equal to zero and then we calculated IRFs again based on this assumption. Results showed that collateral effect have played a key role in transmission mechanism of housing shocks to real sector.
    Keywords: Housing Market, Business cycle, DSGE