فهرست مطالب

  • پیاپی 66 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/06/10
  • تعداد عناوین: 16
|
  • تیمور جعفری*، لیلا گلی مختاری، مهناز ناعمی صفحات 1-17

    تحقیق حاضر با هدف شناسایی استعداد وقوع زمین لغزش در حوضه بدرانلو با مساحت 37/300 کیلومتر مربع انجام شده است. به منظور تهیه نقشه خطر زمین لغزش نخست با مطالعات انجام شده در مجموع تعداد 69 لغزش در این حوضه شناسایی شد که مساحتی در حدود 243900 متر مربع را در بر می گرفت. سپس عوامل موثر بر زمین لغزش حوضه مورد بررسی قرار گرفت و هشت عامل شامل ویژگی های لیتولوژی، کاربری اراضی، میزان شیب دامنه، جهت شیب دامنه، میانگین بارش سالانه، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل و فاصله از مراکز سکونتی به عنوان عوامل موثر انتخاب گردید. این عامل ها با استفاده از نظر کارشناسی و فرایند تحلیل شبکه ای ANP اولویت بندی شده و سپس نقشه های مربوط به عوامل موثر بر وقوع لغزش آماده شد. از تلفیق نقشه های مربوط به عوامل که ضرایب محاسبه شده بر اساس اولویت و ارزش گزاریهای انجام شده در فرایند ANP در آنها اعمال شده بود در نهایت نقشه خطر لغزش حوضه آبریز بدرانلو تهیه شد و منطقه مورد مطالعه از نظر حساسیت به خطر و قوع زمین لغزش، به سه کلاس طبقه بندی شد که بر اساس آن،30/43% از منطقه مورد مطالعه با خطر متوسط، 68/37% با خطر زیاد، 31/89% با خطر خیلی زیاد رو برو می باشد. پس از آن به منظور ارزیابی پهنه بندی انجام شده اقدام به مقایسه نقشه پهنه بندی نهایی با نقشه پراکنش لغزشها گردید و نتایج نشان داد که تعداد 21 لغزش با مساحت 75600 متر مربع در نقاط لغزشی با خطر متوسط، تعداد 26 لغزش با مساحت 91800 متر مربع در نقاط لغزشی با خطر زیاد و تعداد 22 لغزش با مساحت 76500 مترمربع در نقاط لغزشی با خطر خیلی زیاد روی داده است. همچنین نتایج حاکی از آن است که مهمترین عوامل تاثیر-گذار در وقوع زمین لغزش های حوضه شامل میزان شیب دامنه، ویژگی های لیتولوژی، فاصله از آبراهه و بارندگی سالانه می باشد.

    کلیدواژگان: لغزش، فرآیند تحلیل شبکه ای(ANP)، پهنه بندی، حوضه بدرانلو
  • احمد نوحه گر، محمد کاظمی*، سید جواد احمدی، حمید غلامی، رسول مهدوی صفحات 19-41

    فرسایش و رسوب از مخرب ترین پدیده هایی هستند که در مناطق مختلف خسارات فراوانی را به دنبال می آورند. جهت مدیریت موثر کنترل رسوب و اثربخشی پروژه های حفاطت خاک آگاهی از سهم منابع مختلف تولید رسوب ضروری می باشد. هدف مطالعه حاضراستفاده از شش مدل ترکیبی با رویکرد عدم قطعیت مونت کارلو جهت برآورد سهم سازندها و کاربری های اراضی مختلف در رسوب خروجی از حوزه بود. 4 عنصر کربن، مس، سیلیکون و تیتانیوم به عنوان ترکیب بهینه ردیاب ها در واحد کاربری های اراضی و عناصر استرانسیوم، تیتانیوم، مس و نسبت ایزوتوپی نئودیمیوم 144/143 به عنوان ترکیب بهینه جهت تفکیک سهم سازندهای زمین شناسی انتخاب شدند. همچنین بر اساس تابع چگالی احتمال هر ردیاب(i) در هر منبع(j) از شبیه سازی مونت کارلو با تکرار 2000 بار جهت حل مدل های کالینز(Collins)، کالینز اصلاح شده(M Collins)، موتا(Motha)، لاندور(Landwehr)، لاندور اصلاح شده(Modified Landwehr) اسلاتری(Slattery) و هوگس(Hughes) در تعیین سهم و اهمیت نسبی هر کدام از منابع رسوب استفاده شد. صدک های 5 و 95 به عنوان سطوح اطمینان عدم قطعیت مونت کارلو و صدک 50 به عنوان سهم میانگین نسبی هر منبع انتخاب شد. نتایج نشان داد برای سازندها مدل کالینز(Collins) با ضریب کارایی(ME) 99/98% و برای واحدهای کاربری اراضی مدل کالینز اصلاح شده(Modified Collins) با ضریب کارایی 99/3% بهترین مدل ها جهت برآورد سهم منابع مختلف در فرسایش و رسوب هستند. اراضی مرتعی با 76/58%(75/65-42/5) و سازند آسماری با 53/63%(60/11-46/7) بیشترین سهم را در تولید رسوب حوزه ی آبخیز تنگ بستانک دارند. سازندهای پابده گورپی و بختیاری به ترتیب با 0/24 و 0/27 و نیز اراضی باغی و مرتعی به ترتیب با 3/73 و 3/5 بیشترین اهمیت نسبی را به خود اختصاص دادند.

    کلیدواژگان: مونت کارلو، عدم قطعیت، مدل ترکیبی، ردیاب، تنگ بستانک
  • کامران شایسته*، سحر عابدیان صفحات 43-61

    مهمترین مداخله انسانی در چرخه هیدرولوژیک حوضه ها، تغییرات کاربری اراضی است. عدم رعایت قابلیت توسعه زمین در انتخاب کاربری ها و حتی مدیریت غیر اصولی کاربری ها، باعث افزایش حجم رواناب و فراوانی وقوع سیلاب می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی آثار تغییر کاربری اراضی حوضه آبریز زیارت در دوره زمانی 21 ساله و در فاصله زمانی 1394-1373 بر عمق و حجم رواناب است که به این منظور از مدل L-THIA بهره گیری شده است. مدلL-THIA ، مدلی برای ارزیابی آثار بلند مدت حاصل از تغییر کاربری زمین بر منابع آبی است که با استفاده از داده های اقلیمی بلند مدت، نقشه کاربری اراضی و نقشه خاک قابل اجرا هست. در این راستا از تصاویر ماهواره ای لندست، سنجنده های TM (1994) و OLI (2015)؛ و تکنیک های دورسنجی نظیر طبقه بندی نظارتی و تفاضل تصاویر برای شناسایی و پایش تغییرات استفاده شده است. نتایج طبقه بندی حاکی از پنج کلاس کاربری شامل جنگل، مناطق مسکونی، زمین کشاورزی، مرتع و مناطق آبی می باشد. نتایج بررسی تغییرات کاربری اراضی بیانگر سیر صعودی سطح مناطق مسکونی (96/3%) و اراضی کشاورزی (37/8%) و سیر نزولی مساحت اراضی مرتعی (6/35%)، جنگلی (1/2%) و مناطق آبی (4/2%) می باشد. نتایج مدل سازی نشان می دهد که در طی 21 سال، علی رغم روند کاهشی میزان بارندگی در منطقه و ثابت بودن ویژگی های هیدرولوژیکی در طول زمان، عمق رواناب تولیدی در حوضه به طور متوسط 14/2میلی متر بر اثر تغییرات در کاربری زمین افزایش داشته است که سهم مناطق مسکونی و زمین های کشاورزی در افزایش حجم رواناب به ترتیب 37/26 و 28/91درصد بوده است. این مدل با ارائه نقشه توزیع مکانی رواناب، امکان شناسایی مناطق حادثه خیز، پهنه بندی سیل و همچنین مدیریت سیل را فراهم می سازد.

    کلیدواژگان: تغییر کاربری اراضی، عمق رواناب، حجم رواناب، مدل های هیدرولوژیکی، L-THIA
  • علی رضا حبیبی*، حمیدرضا پیروان صفحات 63-75

    فرسایش یکی از مخاطرات محیطی بوده که همواره جوامع انسانی را تحت تاثیر قرارداده است.رسوب به عنوان محصول فرسایش دارای اهمیت ویژه ای می باشد. هدف از این تحقیق شناسایی پارامترهای موثر و ارایه مدل رگرسیونی بمنظور برآورد میزان رسوب با استفاده از دستگاه شبیه ساز باران است. منطقه تحقیق در شمال گرمسار واقع شده است. در تحقیق اولیه میدانی در حوضه حبله رود سازندهای مارنی به همراه اشکال فرسایشی سطحی، شیاری و خندقی مشاهده گردید. روش کار براساس استفاده از دستگاه شبیه ساز باران کامفورست و اندازه گیری میزان رسوب و تحلیل آماری می باشد. پتانسیل مقدار رسوب ویژه به صورت نقشه در محیط ARCGIS10.2  آماده گردیده است. پارامترهای مورفومتری ومحیطی برای هر زیرحوضه جداگانه محاسبه شده است. پارامترهای وابسته و مستقل در نرم افزار SPSS20 باروش رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که از بین 15 پارامتر مستقل بیشترین ارتباط را پارامترهای شیب ، محیط حوضه، پوشش گیاهی و فرسایش پذیری سازندها داشته است. به عبارتی 85 درصد از رسوب حوضه با این پارامترها قابل پیش بینی است. مدل رگرسیونی بین 4 پارامتر برای حوضه حبله رود ارائه شده است. با توجه به اینکه شبیه ساز باران حاصل از تک واقع بارش بوده (4.808 برابر کمتر از واقعیت)، به خوبی توانسته، اهمیت پارامتر های شیب و پوشش گیاهی را در افزایش و کاهش میزان رسوبدهی در حوضه نشان بدهد.

    کلیدواژگان: اقلیم نیمه خشک، رگرسیون، رسوب
  • نسرین سمندر*، اسدالله حجازی صفحات 77-97

    این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر در ایجاد پدیده ناپایداری دامنه ای، تعیین مناطق دارای پتانسیل ناپایداری های دامنه ای و تهیه ی نقشه ی پهنه بندی خطر وقوع در حوضه کمانج چای علیا که از حوضه های مهم شمال شهرستان تبریز می باشد، با استفاده از مدل های رگرسیون لجستیک و شبکه ی عصبی مصنوعی انجام شده است. این حوضه به دلیل شرایط توپوگرافی، تکتونیک، زمینشناسی، چینه شناسی و اقلیم مستعد انواع ناپایداری های دامنه ای است و همواره این پدیده اتفاق می افتد. با توجه به هدف پژوهش متغیرهایی چون: ارتفاع، شیب، جهت شیب، جنس سازند، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، کاربری اراضی، فاصله از جاده، به عنوان متغیر مستقل و پراکنش ناپایداری دامنه ای به عنوان متغیر وابسته با استفاده از مدل های رگرسیون لجستیک و شبکه ی عصبی مصنوعی تحلیل شد . نتایج نشان داد مهم ترین عوامل تاثیرگذار در وقوع ناپایداری های دامنه ای در حوضه به ترتیب عبارت اند از: عامل ارتفاع، فاصله از رودخانه، لیتولوژی، فاصله از گسل، شیب و جهت شیب.  بیش از 50 درصد ناپایداری های دامنه ای منطقه ی مورد مطالعه در ارتفاع 1850-1520 در شیب32-17 درجه ، در فاصله ی حداکثر 200 متری از آبراهه و حداکثر 500 متری از گسل رخ داده اند. با توجه به نتایج مدل ها درصد پهنه هایی با خطر بسیار بالا در مدل شبکه ی عصبی و رگرسیون لجستیک به ترتیب برابر با 5/6 و 8/3 درصد می باشد که عمدتا محدوده های نزدیک به شبکه های زهکشی را شامل می گردد که از لحاظ لیتولوژی نیز این مناطق در محدوده هایی با میزان مقاومت پایین قرار گرفته اند که روش آماری لجستیک نیز نشان دهنده تاثیر بسیار زیاد فاصله از گسل و لیتولوژی بر وقوع پدیده زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه می باشد ارزیابی مدل ها با شاخص ROC نشان داد که میزان دقت مدل رگرسیون لجستیک برابر با 894/0 و مدل شبکه ی عصبی 0/826می باشد. در واقع هر دو مدل مقدار بالایی را  نشان می دهد و حاکی از آن است که حرکات توده ای و ناپایداری های دامنه ای مشاهده شده، رابطه قوی با مقادیر احتمال حاصل از مدل های رگرسیون لجستیک و مدل شبکه ی عصبی مصنوعی دارد. نتایج این مطالعه میتواند در مدیریت خطر ناپایداری های دامنه ای و کنترل عوامل تشدیدکننده مفید باشد.

    کلیدواژگان: مدل رگرسیون لجستیک، شبکه عصبی، فازی سازی، زمین لغزش، کمانج چای علیا
  • امید مهرفروز*، هادی سلطانی فرد، کاظم علی ابادی، هادی کراچی صفحات 99-119

    بوم شناسی سیمای سرزمین رویکردی مهم برای مطالعه و بررسی روند تغییرات پایداری اکولوژیک فضاهای سبز در مقیاس شهری می باشد. هدف از این مطالعه کاربرد علم بوم شناسی سیمای سرزمین و ترکیب روش تحلیل گرادیان و متریک های سیمای سرزمین، جهت ارزیابی میزان پایداری فضاهای سبز شهری در شهر سبزوار است. مطالعه از نوع کاربردی و روش تحلیل توصیفی- تحلیلی با استفاده از مطالعه همبستگی انجام شده است. بدین منظور فضاهای سبز در محدوده مورد مطالعه با استفاده از عکس هوایی و تصاویر ماهواره ای به روش طبقه بندی نظارت نشده(الگوریتم K-Means) استخراج و تفکیک شدند. تحلیل سنجه های سیمای سرزمین در نرم افزار FRAGSTATS انجام شد و نقشه فضایی هر سنجه در فضای سامانه Arc GIS تهیه گردید و در نهایت، پس از تلفیق نقشه فضایی متریک ها، نقشه پایداری تهیه گردید. برای انجام تحلیل تغییرات پایداری از تحلیل گرادیان با استفاده از دو ترانسکت و پنجره متحرک در دو جهت شمال-جنوب و شرق- غرب استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، پایداری در بخش درونی و مرکزی شهر بیشتر است و با حرکت از مرکز به حاشیه از پایداری کاسته می شود. نتایج حاصل از همبستگی متریک ها و پایداری اکولوژیک نشان داد که متریک حاشیه کل(TE) با ضریب (0.97) بیشترین میزان همبستگی و متریک ارتباط و پیوستگی(MESH) با ضریب (0.05) کمترین میزان همبستگی با پایداری اکولوژیک را برخوردارند. دلیل تاثیر بیشتر حاشیه به دلیل شکل و فرم فضاهای سبز شهری است که به طور عمده به شکل خطی و مطابق با شبکه معابر توسعه یافته اند. با اینحال فضاهای سبز از کمترین میزان پیوستگی برخوردارند، که این امر لزوم برنامه ریزی و طراحی شبکه های اکولوژیک سبز را افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: تحلیل گرادیان، فضاهای سبز، متریک های سیمای سرزمین، پایداری، سبزوار
  • آرش ملکیان*، امیررضا امیرعضدی، شیرین محمدخان، ناصر مشهدی، امیرهوشنگ احسانی صفحات 121-137

    بهره برداری بیش از حد از منابع طبیعی در سال های اخیر منجر به تشدید فرآیند بیابان زایی گردیده و برای مقابله با آن عزمی جدی و فراگیر نیازمند است. هدف پژوهش شناسایی و معرفی معیارهای مخرب در تشدید بیابان زایی منطقه شکرویه با بهره گیری از مدل ایرانی IMDPA جهت انجام اقدامات کنترلی و مدیریتی منطقه است. بدین منظور از چهار معیار کلیدی خاک، پوشش گیاهی، اقلیم و آب که هر کدام از تعدادی شاخص تشکیل شده است، استفاده گردید. معیارهای مذکور از میانگین هندسی شاخص ها در نرم افزار Arc GIS 9.3 و نقشه بیابان زایی کل نیز از میانگین هندسی چهار معیار مذکور بدست آمد. سپس کلیه نقشه ها به اساس مدل به چهار کلاس خطر کم و ناچیز، متوسط، شدید و خیلی شدید پهنه بندی گردیدند. نتایج نشان داد که معیار پوشش گیاهی با میانگین ارزش عددی 2/66 (کلاس خط شدید) باتاثیر ترین معیار و معیار آب با ازرش عددی 1/9 (کلاس متوسط) کم تاثیرترین معیار در افزایش بیابان زایی منطقه بودند. شاخص هدایت الکتریکی آب با ارزش 3/11 (کلاس شدید) به عنوان مخرب ترین شاخص و شاخص نسبت جذبی سدیم با مقدار 1/1 کم اثرترین شاخص برآورد گردیدند. همچنین ارزش عددی بیابان زایی کل  نیز 1/6 (کلاس متوسط) برآورد گردید. نتایج پهنه بندی نقشه بیابان زایی کل نیز نشان داد که 45/20310 هکتار (56/81درصد) از منطقه در کلاس متوسط خطر بیابان زایی و  43/18درصد از منطقه (15436/58هکتار) در کلاس خطر بیابان زایی کم و ناچیز قرار دارد.

    کلیدواژگان: بیابان زایی، خطر، معیار و شاخص، IMDPA، شکرویه
  • شهرام بهرامی*، محمدعلی زنگنه، ابراهیم تقوی صفحات 139-163

    آگاهی از نرخ رسوب و فرسایش در حوضه های آبریز و عوامل موثر در آن از مهمترین دغدغه ها و چالش های فراروی متخصصان علوم زمین بویژه ژئومورفولوژیست هاست. پارامتر های مورفومتری شبکه زهکشی نقش بسیار تعیین کننده ای در نرخ رسوب حوضه ها دارد. در این تحقیق به منظور ارزیابی همبستگی شاخص های مورفومتری شبکه زهکشی در نرخ رسوب سالانه،  از مدل رقومی ارتفاعی(DEM)، نقشه های توپوگرافی رقومی، نقشه های زمین شناسی و آمار و اطلاعات دبی و رسوب 15حوضه آبریز در شمال شرق کشور استفاده شد. و شاخص های ژئومورفومتری مانند: تراکم زهکشی(Dd)، فرکانس زهکشی(FD)، بافت زهکشی (T)، تراکم گسل (Df) طول آبراهه ها(BL)، نسبت انشعابات(Rb)، تعداد ناهنجاری سلسله مراتبی(Ha)، شاخص ناهنجاری سلسله مراتبی(∆a)، تراکم ناهنجاری سلسله مراتبی(Ga)، زمان تمرکز(Tc) و واحد های حساس به فرسایش(E) برای هر یک از حوضه ها در محیط نرم افزار Arc GIS 10.5محاسبه شد. با استفاده از روش سیکاسی و همکاران1987نرخ رسوب سالانه هر یک حوضه ها برآورد شد. جهت اعتبار سنجی مدل از داده های رسوب سازمان آب منطقه ای استفاده و نرخ سالانه رسوب حوضه ها با منحنی سنجه رسوب بدست آمد. سپس با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون در محیط نرم افزارSPSS 17 ، ارتباط شاخص های ذکر شده با نرخ رسوب سالانه بر حسب ton/km2 محاسبه شد. طبق بررسی های انجام شده: شاخص های Tc،  A ،  E ،  Ha ، BL،∆a   به ترتیب با 0/274، 0/226، 0/118، 0/117 و 0/107 همبستگی ناچیزی با نرخ رسوب سالانه دارند و در سایر پارامترها نیز هیچگونه ارتباط معناداری وجود ندارد.  نتایج تحقیق نشان می دهد روش سیکاسی و همکاران1987روش مناسبی برای برآورد نرخ رسوب سالانه در حوضه های تحقیق نیست و عوامل دیگری مانند نرخ بارش سالانه، شدت بارش، وضعیت خاک و کاربری اراضی در نرخ رسوب سالیانه این حوضه ها تاثیر بیشتری دارند که حتما باید لحاظ شود.

    کلیدواژگان: حوضه آبریز، رسوب معلق سالانه، مورفومتری، همبستگی
  • مریم بیاتی *، فریبا کرمی صفحات 165-183

    برای بررسی و برآورد فرسایش ،باید ابتدا میزان جابجایی ها مورد بررسی قرارگیرد.این بررسی برای رودخانه ای مانند ارس که همواره در دشت سیلابی خود دارای بیشترین جابجای ها بوده، از اهمیت هیدروپولتیک برخوردار است .در این تحقیق به منظور برآورد فرسایش کناری و رسوب حمل شده در واحد مرزی رودخانه ارس از روابط مختلفی بهره گیری شده است .روابط Ω ،Ự ω وΈ  از جمله روابط بکار گرفته شده برای برآورد فرسایش کناری و رسوب حاصل از آن می باشند.نتایج حاصل از برآوردها در محیطGIS  به نقشه تبدیل شده اند. بررسی ها در پهنای دشت سیلابی ارس نشان می دهد که تغییرات پهنا در طول مسیر جریان بسیار متفاوت است و این پهنا در نزدیکی جلفا و پلدشت زیاد و در سایر قسمت ها کمتر می شود تغییرات در پهنا نشان از جابجایی زیاد مسیرجریان این رودخانه و گستردگی آبرفت ها در مسیر جریان می باشد در این قسمت ها قدرت برش رودخانه تا حدی که شعاع قوس ها زیاد افزایش نیافته ،در حد برش فوق العاده است و هر چه این برش افزایش یافته است برمیزان تخلیه رسوبات به رودخانه افزوده شده است و در نتیجه میزان جابجایی نیز افزایش یافته است .نتایج بررسی ها حاکی از این است که متاسفانه در طی سی سال اخیر میزان جابجایی رودخانه ارس به طرف ایران زیاد بوده و این به منزله کاهش محدوده دشت سیلابی در طرف ایران و برعکس افزایش میزان آن در طرف مقابل است

    کلیدواژگان: فرسایش کناری، فرسایش در واحدمرزی، فرسایش خاک، جابجای کانال، رودخانه ارس
  • غلام حسن جعفری*، هژیر محمدی صفحات 185-205
    مقدمه

    ژئومورفولوگ ها معمولا به عنوان یک اصل ضروری به تشریح گذشته و حال پرداخته و آینده فرایندها را پیش بینی می کنند تا ماهیت و سرعت تغییرات را درک نمایند. در دو طرف رودخانه زنجانرود دشت های وسیعی گسترش دارند که پوشش سطحی آن ها رسوبات آبرفتی دوران چهارم است شکل ظاهری منطقه به گونه ای است که سراب رودخانه های هردو قسمت به بلندترین ارتفاعات منطقه منتهی می شود؛ منتها در قسمتی از بخش های جنوب غرب دشت های زنجانرود در جبهه ی کوهستان چاله گرابن مانندی وجود دارد که آب های قسمتی از دامنه شمالی ارتفاعات جنوبی زنجان را در موازات جبهه کوهستان به قزل اوزن انتقال می دهد. شکل ظاهری منطقه رفتار آشوبناک رودخانه را تداعی می کند به طوری که لند فرم هایی ایجاد کرده که شکل ظاهری آن ها تسلط فرایندهای نئوتکتونیکی را مورد تائید قرار می دهد. در قسمت دیگری از حوضه لند فرم های ایجادشده بی شباهت به آثار تراس های دریاچه ای قدیمی نیست. چنین لند فرم هایی هرچند در دید اول شاهدی بر فعالیت های نئوتکتونیکی منطقه است به طوری که ستاری (1395) مبنای تشکیل لندفرم ها را نئوتکتونیک دانسته و با تحلیل شاخص های مورفوتکتونیکی حوضه را ازنظر تکتونیکی فعال معرفی کرده است ولی لند فرم های نهایی منتج از تکتونیک نیست هرچند امکان فعالیت های تکتونیکی نیز با توجه به گسل های موجود در منطقه زیاد است ولی عامل اصلی شکل گیری لندفرم ها تابعی از تغییرات مسیر رودخانه در طی کواترنری است تا فعالیت های نئوتکتونیکی. چنین شرایطی باعث مطرح شدن رفتار آشوبناک رودخانه تلخه رود زنجان در طی کواترنری شد.

    مواد و روش

    برای بررسی این رفتار آشوبناک، ابتدا محدوده موردنظر از DEM 30 *30 منطقه مشخص گردید. برای شبیه سازی توپوگرافی گذشته به وسیله نرم افزار Pixel to code خطوط منحنی میزان هایی که دارای تعادل هستند، رقومی شد و خطوط منحنی میزان های نامتعادل در بخش های مختلف، بر اساس ارتفاع خطوط متعادل بازسازی گردید. مسیرهای دارای پدیده‏ی انحراف و اسارت که رودخانه ها در حال حاضر در آن ها جاری هست، در جدول مشخصات طول و عرض جغرافیایی در نرم افزار Surfer حذف گردید و با مشخصات X, y, Z توپوگرافی بازسازی، خروجی آن را در نرم افزار Global mapper وارد شد و در آن محیط، رودخانه ها حوضه بندی شده و میسر قبلی رودخانه ها بازسازی شد. با زدن پروفیل های طولی و عرضی در مسیر آبراهه ها و توپوگرافی های فعلی و شبیه سازی گذشته، اختلاف ارتفاعات و میزان فرسایش به دست آمد. با مراجعه بر روی میدان و برداشت های میدانی و تصحیح خطاهای کتابخانه ای تفسیر و تحلیل نهایی انجام شد.

    بحث و بررسی ونتایج

    بررسی های میدانی حاکی از آن است که شواهد اسارت یا انحراف را در نقشه های توپوگرافی به این شرح منعکس شده اند: 1- تغییر مسیر با زاویه 90 درجه یا بیش تر در امتداد رودخانه ها.2- وجود رسوبات آبرفتی درشت دانه در سراب رودخانه ها؛ قسمت ابتدایی و میانی رود یعنی سرچشمه و میاناب، مسیر حمل رسوبات و قسمت پایانی یا همان پایاب و گاها در میاناب، محل برجای گذاری رسوبات هستند. 3- آبراهه یک حوضه باگذشت زمان تقریبا متقارن می شود یعنی ساحل سمت چپ و راست آن در طی زمان هم اندازه و متقارن می گردد. امکان دارد تکتونیک سبب برهم خوردن چنین وضعیتی شود؛ اما زمانی که یک طرف رودخانه فاقد آبراهه قابل توجه و مساحت ناچیز باشد همانند حوضه موردمطالعه عامل اصلی آن تغییر مسیر رودخانه بوده است. کوتاهتر بودن آبراهه ها در یک طرف رودخانه نسبت به طرف دیگر حاکی از تغییر مسیر رودخانه است. 4- تفاوت ارتفاعی در سواحل حوضه های آبریز امر اجتناب ناپذیری است؛ اما زمانی که تفاوت ارتفاع زیاد همراه با طول آبراهه ی کمتر و وجود رسوبات آبرفتی دیاژنز نشده در خط تقسیم آب باشد حاکی از تغییر مسیر رودخانه نسبت به مسیر قبلی است. 5- منحنی های با پالس های عمیق یا سینوس های عمیق در بین و پایین دست منحنی های صاف تا سینوسی ساده در لیتولوژی های همگن دلیلی بر تغییر تسلط فرسایش قهقرایی مسلط به منطقه براثر تغییر سطح اساس ناشی از تغییر مسیر رودخانه است.
    با تغییر سطح اساس قزل اوزن، فرسایش قهقرایی بر رودخانه ای با حوضه آبریز بسیار کوچک که در امتداد زنجان رود به قزل اوزن می ریخته مسلط شده و توانسته بخشی از آبراهه های دامنه های شمالی ارتفاعات جنوبی زنجان رود را منحرف کرده و به سمت قزل اوزن هدایت نماید و رودخانه جدیدی به نام تلخه رود ایجاد کند. شواهد این رفتار آشوبناک یک مخروط افکنه 110 کیلومترمربعی و دشت سری با تیپ مخروط افکنه به هم پیوسته است که در حال حاضر هیچ حوضه آبریزی از بالادست بر آن تسلط ندارد. کوتاه تر بودن طول آبراهه ها در یک طرف رودخانه، تفاوت اختلاف ارتفاعی زیاد رودخانه از خط تقسیم آب در دو طرف، وجود رسوبات آبرفتی دیاژنز نشده در خط تقسیم آب، تغییر مسیر 90 درجه رودخانه، منحنی میزان های با پالس های عمیق در بین و پایین دست منحنی میزان های صاف تا سینوسی ساده دلیلی بر تغییر مسیر رودخانه هستند.

    کلیدواژگان: آشوب، فرسایش قهقرایی، قزل اوزن، اسارت، انحراف
  • زهرا آزادی وش، مهدی مومی پور* صفحات 207-222

    در این پژوهش تغییر مسیر بخشی از رودخانه مارون به طول حدود 55 کیلومتر (در محدوده شهرستان بهبهان) با روش توالی زمانی-استنتاج در بازه زمانی 16 سال با استفاده از تصاویر سنجنده های  ETM+ و OLI (به ترتیب سال های 1999 و 2015) بررسی شده است. مسیر رودخانه در دو سال یاد شده در نرم افزار ArcGIS9.3 رقومی شده و در سپس پارامترهای هندسی رودخانه با روش برازش دایره های مماس بر قوس رودخانه اندازه گیری شد. پس از آن اندازه گیری پارامترهای هندسی و تحلیل های آماری آنها انجام شد. نتایج نشان داد که مسیر رودخانه در بازه زمانی مورد مطالعه تغییر کرده، رودخانه افزایش طول داشته و به تعداد پیچان رودها افزوده شده است. تغییرات در برخی بازه ها بیشتر بوده است. بازه ها از نظر سه عامل کاربری اراضی، خاک و لیتولوژی دارای بررسی شدند. بازه هایی که بیشتر تغییر مسیر را داشته اند در سازندهای فرسایش پذیر، در محدوده دشت سیلابی قرار داشته و رده خاک آنها اینسپتی سول است. لذا دلیل تغییرپذیری بیشتر آنها را می توان به نوع خاک منطقه مرتبط دانست. همچنین قدرت جریان آب نیز در بازه های تغییرپذیر موجب فرسایش کناری رودخانه می شود. بازه سوم به طور عمده در محدوده سازندهای کواترنری و کنگلومرای بختیاری قرار گرفته است. میزان توسعه پیچان رودها در بازه چهار بیشتر از سایر بازه ها بوده است که دلیل آن را می توان به سست بودن و فرسایش پذیری سازندها ربط داد.

    کلیدواژگان: رودخانه مارون، شهرستان بهبهان، تغییر مسیر، پارامترهای هندسی
  • مهدی خزایی*، اسماعیل عباسی صفحات 223-238

    بارش های شدید و سیل آسا یکی از مهم ترین مخاطراتی هستند که همه ساله بسیاری از مناطق از جمله شمال غرب کشور را متاثر و خسارات فراوانی را به مزارع، باغ ها، منازل، تاسیسات شهری و غیره وارد می سازد. در این پژوهش به بررسی شرایط جوی همزمان با رخداد بارش سیلاب ساز شمال غرب کشور در تاریخ 25 فروردین 1396 پرداخته شده است. بدین منظور داده های فشار تراز دریا، ارتفاع ژئوپتانسیل، امگا و باد مداری و نصف النهاری در فشار تراز 850، 700، 500 و 300 میلی باری و همچنین نم ویژه در فشار تراز 1000 و 850 میلی باری(از 12 ساعت قبل ار رخداد سیلاب) از پایگاه داده ای مرکز پیش بینی میان مدت جوی اروپایی(ECMWF) با تفکیک مکانی0/75 درجه دریافت و نقشه های مورد نظر ترسیم و نتایج پیش رو حاصل گردید. وجود گرادیان شدید فشار در تراز دریا در منطقه شمال غرب کشور و رطوبت فراوان در لایه زیرین جو و همچنین قرار گیری جلوی ناوه های غربی در تمام سطوح تروپوسفر، سبب تشدید جریانات نصف النهاری و متعاقب آن تشکیل جت از سطح 700 تا 300 میلی باری بر روی شمال غرب کشور شده است. از طرف دیگر، صعودهای شدید به علت چینش عمودی قوی باد افقی و وجود رطوبت فراوان به ویژه در لایه های زیرین جو، سبب تشکیل ابرهای کومولونیمبوس از سطح 850 تا 370 میلی باری به همراه آذرخش هایی در سطح 850 تا 600 میلی باری شده است. تمامی شرایط فوق الذکر سبب شده تا ناپایداری های حاصله همراه با بارش های سیل آسا در این پهنه از کشور شود.

    کلیدواژگان: بارش سیل آسا، چینش باد عمودی، زبانه های واچرخند و چرخند، اسکیوتی، شمال غرب ایران
  • علی اصغر تراهی، حمید افضلی*، سید محمد توکلی صفحات 239-251

    یکی از مسائل مهم در بحث سنجش از دور فراطیفی، طبقه بندی این حجم از داده های چندبعدی با صحت مطلوب است. بیشتر روش های طبقه بندی داده های سنجش از دوری بر اساس اطلاعات طیفی داده ها است. با این وجود جهت دست یابی به صحت بالای طبقه بندی، می توان از اطلاعات مکانی داده ها نیز استفاده نمود. تلفیق مدل میدان های تصادفی مارکوف که اطلاعات مکانی را از طریق کمینه سازی توابع انرژی مناسب بهینه سازی می کند با الگوریتم طبقه بندی طیفی ماشین بردار پشتیبان که یکی از روش های قدرتمند جهت طبقه بندی تصاویر فرا طیفی است، می تواند صحت طبقه بندی را در نقشه طبقه بندی نهایی بهبود بخشد. هدف این مطالعه بهبود صحت طبقه بندی داده ها با تعداد نمونه های آموزشی محدود  به کمک تلفیق مدل میدان های تصادفی مارکوف و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان است. دو مجموعه داده فراطیفی سنجنده های Hyperion و AVIRIS در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است. بعد از اعمال تصحیحات رادیومتریک مانند حذف خطوط جا افتاده تصویر و باندهای نامطلوب، تصحیحات اتمسفری مجموعه داده Hyperion به روش FLAASH و مجموعه داده AVIRIS به روش IAR انجام شد. تبدیل MNF جهت کاهش ابعاد داده استفده شد و سپس عضوهای نهایی داده ها از روی باند PPI استخراج گردید و در ادامه جهت طبقه بندی طیفی این داده ها از الگوریتم طبقه بندی ماشین بردار پشتیبان استفاده شد. در نهایت جهت بهبود صحت طبقه بندی در نقشه طبقه بندی شده نهایی از مدل مخفی میدان های تصادفی مارکوف (HMRF) استفاده شد. به طوری که بعد از استخراج مولفه های تبدیل PCA و MNF داده ها ، محاسبه برخی پارامترهای آماری هر یک از کلاس ها در نقشه طبقه بندی SVM به منظور استفاده در ورودی مدل و همچنین تنظیم دوره تکرار، مدل SVM-HMRF اعمال شد.

    نتایج نشان داده است که استفاده از مدل ارائه شده(SVM-HMRF) صحت کلی طبقه بندی را در هر دو مجموعه داده بهبود بخشیده است. به طور مثال بهبود صحت طبقه بندی در برخی از کاربری های مختلف تصویر حدود 25 درصد بوده است. همچنین مناطق تصویر در نقشه طبقه بندی شده نهایی بسیار همگن تر شده و نویز های فلفل-نمک به شدت کاهش یافته است.

    کلیدواژگان: ماشین بردار پشتیبان، مدل مخفی میدان های تصادفی مارکوف، طبقه بندی، داده های فراطیفی، کاهش ابعاد داده
  • محمد جواد بوسفی، علی رضا راشکی*، محمد فرزام، محمد تقی کاشکی صفحات 253-267

    رخداد مسائل زیست محیطی و اتلاف منابع طبیعی از جمله علل ایجاد راهکارهای مدیریت ریسک و بحران محیط زیست هستند. یکی از مهمترین مشکلات زیست محیطی منطقه صمدآباد شهرستان سرخس، هجوم ماسه های روان به مراکز سکونتی، راه های ارتباطی و تاسیسات زیربنایی است. سیستم محیطی در مقابل تنش ماسه های متحرک، واکنش نشان داده و با ایجاد اکوسیستم نبکا سعی در تعدیل فشار فرسایش بادی دارد. بنابراین توسعه جشم انداز نبکا می تواند به عنوان عاملی به منظور حفظ هماهنگی بین نیروهای عمل کننده ی زیست محیطی و کاهش آثار تخریبی ماسه های روان بر سیستم های انسانی عمل کند. در این راستا شناسایی سازگارترین گونه ی گیاهی نبکا از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از این پژوهش ارزیابی مقایسه ای نبکاهای منطقه صمدآباد شهرستان سرخس با استفاده از مدل AHP و معرفی مناسب ترین گونه ی گیاهی نبکا برای تثبیت ماسه های روان از طریق تحلیل مولفه های مورفومتری آن است. به این منظور ابتدا مهمترین مشخصه های مورفومتری 120 نبکا نظیر ارتفاع نبکا، طول نبکا، حجم نبکا، ارتفاع گیاه، محیط گیاه، طول گیاه و حجم گیاه، از گونه های سبط پاکوتاه، اسپند و خارشتر با روش استفاده از ترانسکت اندازه گیری میدانی شد. سپس با ارزیابی مقایسه ای آنها از طریق مدل AHP، مبادرت به اولویت بندی نبکاهای مطالعاتی شد. نتایج نشان می دهد که نبکای گونه ی اسپند با وزن 0.4875 بیشترین ارجحیت و بهره وری را برای تثبیت ماسه های روان دارد. نبکای گونه ی خارشتر نیز با وزن 0.3161 نسبت به نبکای گونه ی سبط پاکوتاه از ارجحیت بیشتری برخوردار است.

    کلیدواژگان: صمدآباد، سرخس، نبکا- AHP، تثبیت ماسه
  • عباس علی ابونوری* صفحات 269-289

    خشکسالی[1] پدیده ای نامطمئن، غیر قابل پیش بینی، پدیده ای وخامت بار اقلیمی، متناوب و منطقه ای است که با ایجاد کمبود آب در هوا و خاک بر تولیدات و عملکرد محصولات کشاورزی و تولید برق در نیروگاه های برق آبی تاثیر گذاشته و با ایجاد قحطی و گرسنگی بر شرایط اقتصاد معیشتی بر شرایط رفاهی و بهداشتی جامعه نیز آسیب های جبران ناپذیری را وارد می کند. برآورد زمان وقوع و پیش بینی شدت و نوسانات وقوع این پدیده در جلوگیری از اصابت ها و تخریب های اقتصادی و اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است. یک خشکسالی ملایم ولی طولانی مدت ممکن است بیشتر از یک خشکسالی کوتاه مدت و شدید، بر اقتصاد یک منطقه و یا یک کشور آسیب برساند. این تحقیق تلاش می کند تا با استفاده از روش موازنه طبیعی آبی تورنت ویت، وضعیت تعادل آبی ایستگاه سینوپتیک تهران را برای مدت 59 سال (2015-1951 میلادی و یا 1394-1330 شمسی)  متوالی را بررسی نموده و با برآورد تعداد دفعات وقوع خشکسالی، شدت آنها را نیز اندازه گیری کند. با بکارگیری این روش نشان داده شده است که در هر دوره میزان کمبود و یا مازاد آب درچه ماه هائی از سال وجود داشته و با تعیین شاخص خشکی و انحراف معیار آن از میانگین متوسط، مشخص شده است که ایستگاه تهران در هر دهه حداقل یک بار مواجه با پدیده خشکسالی گردیده و از سال 2000 میلادی به بعد بر تعداد دفعات وقوع آن افزوده شده است. حادترین وقوع این پدیده مربوط به سال 2008 میلادی می باشد که پیش درآمدی بر بروز آلودگی گردو غبار شهر تهران در سال 2010 میلادی بوده است.

     

    1- Drought

    کلیدواژگان: خشکسالی، تبخیر وتعرق بالقوه و بالفعل، موازنه آبی، شاخص خشکی، روش تورنت ویت
  • نجمه شفیعی، ابوالقاسم امیراحمدی*، ابوالفضل رحمانی صفحات 291-304

    پی جویی منابع جدید آب زیرزمینی به عنوان یکی از منابع تامین آب شرب در جهان با توجه به نیاز روزافزون دنیا به این ماده حیاتی امری ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد. در سال های اخیر به علت برداشت های بیش از حد از این منابع سبب افت دشت ها شده و به طوری که میزان تخلیه از آبخوان ها بیشتر از تغذیه آن ها می باشد. و باعث بیلان منفی و پسخوراند مثبت و در نهایت اضمحلال سیستم می شودعواملی همچون رشد جمعیت، نیاز به غذا، ضرورت ارتقای سطح بهداشت و رفاه اجتماعی، توسعه صنعتی و حفاظت از اکوسیستم ها تقاضای آب را روز به روز بیشتر می کند به همین دلیل انتخاب رویکرد مناسب و تاثیر گذار و در عین حال کارشناسانه، در جهت حل مشکلات معضلات پیش روی مدیریت منابع آب، ضرورت پیدا کرده است. شناسایی منابع آب زیرزمینی، شناختن مناطق با پتانسیل بالا و اصلاح شیوه برداشت از این منابع از مهمترین اهداف به شمار می رود . محدوده مورد مطالعه حوضه آبریز نورآباد ممسنی با مساحتی حدود 756 کیلومترمربع در بخش شمال غربی استان فارس واقع شده است. در این پژوهش از مدل آنتروپی شانون با استفاده از 9 لایه رستری از محدوده جهت پتانسیل یابی منابع آب زیرزمینی حوضه مورد بررسی قرار گرفت و نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که که مناطق واقع در بخش مرکزی دشت کمترین میزان حساسیت را دارا می باشد که حدوده 64% از محدوده را در بر میگیرد و بیشتر میزان حساسیت مربوط به بخش جنوبی دشت می باشد که برابر 2% که 16 کیلومتر از مساحت حوضه را در بر گرفته است  نتایج ارزیابی مدل آنتروپی شانون با استفاده از منحنی (ROC) نشان داد که مقدار AUC  برابر 85  درصد می باشد که مقدار آن بالا و قابل قبول می باشد

    کلیدواژگان: پتانسیل یابی، آب زیرزمینی، مدل آنتروپی شانون، چشمه، آبخوان دشت نورآباد ممسنی
|
  • Timor Jafari*, Leila Gholi, MAHNAZ NAEMI Pages 1-17

    The present study is to identify the potentiality of the landslide occurrence in Badranlou Basin with the area 300.37 Km2. To prepare the risk map of landside, firstly using conducted studies, a total number of 69 landslides were identified in this basin which covers about 243900 m2. Then, factors affecting landsides in the basin were investigated and eight factors including features of lithology, land use, the steep slope degree, the steep slope orientation, average annual rainfall, distance from waterways, distance to faults, and distance from residential centers were selected as effective factors. These factors were prioritized using expert ideas and the ANP, and then the maps related to factors affecting landside occurrence were prepared. By merging the maps related to the factors to which the coefficients calculated based on priority and valuing were applied in the ANP, at last the map of the landslide risk in Badranlou Basin was prepared and the studied region was classified into three classes in terms of landside occurrence accordingly, %30.43 of the region is faced with moderate-level risk, %37.68 of them with high-level risk, and %31.89 of it is faced with very high-level risk. After that, to evaluate the conducted zoning, the comparison of the final zoning map with the map of dispersion of landslides was conducted and the results indicated that 21 landsides occurred in area 75600 m2 in the landside points with moderate-level risk, 26 landsides occurred in area 91800 m2 in landside points with high-level risk, and 22 landsides occurred in area 76500 m2 in landside points with very high-level risk. Furthermore, the results indicated that the most important factors affecting the occurrence of landsides in the basin includes the degree of steep slope, lithological features, distance from waterways, and average annual rainfall.

    Keywords: Landside, the Analytic Network Process (ANP), zoning, Badranlou Basin
  • Mohammad Kazemi* Pages 19-41

    Soil erosion and sediment yield are one of the most destructive phenomena that was cause a lot of damages in different regions. In order to combat  with increasing sediment loads, informed of the nature and sediment sources in watershed scale is essential. Soil conservation projects and for effective sediment control strategies, need to knowledge of sediment sources throughout a catchment environment. The main aims of this study are to apply tracers to determine relative contributions of sediment sources with six mixing models and to use Monte Carlo -mixing model that estimates contributions of sources to associated the uncertainty estimation in sediment fingerprinting in the land uses(rangelands, forests, cultivation and gardens)and geology information(Razak, Kashkan, Bakhtyari, Quaternary, Pabedeh Gorpi and Asmary) of  Tange Bostanak catchment, in Fars province. Multivariate discriminant function analysis was subsequently used to identify the best composite fingerprint incorporating a number of these tracers. Four tracers(C, Cu, Si, Ti) verify  ability to discriminate between land use  source categories and four tracers(Nd143/144, Cu, Si, Ti) verify  ability to discriminate between geology information’s  source categories. The application of six commonly used mixing models(Collins, MCollins, Landwehr, MLandwehr, Motha, Slattery) to Monte Carlo Simulation identified all outputs remained in the acceptable range of contributions  defined by the Monte Carlo uncertainties. Mean relative contribution (percentile 5%, percentile 50% and percentile 95%, respectively) of sediment samples resulting from the Monte Carlo mixing model uncertainty approach. The best explanatory parameters provided by the Collins model based on GOF index(99.3)was best model for land uses and the best explanatory parameters provided by the Modified Collins model based on GOF index(99.98)was best model for geology information. The relative contributions from areas of range lands with 58.76%(42.5%-75.65%)  and Asmary inrormation with 53.63%(46.7%- 60.11%) are highest, respectively. Pabedeh Gorpi and Bakhtyari information’s with 0.24 and 0.27  are the lowest relative importance, also gardens  and range lands  with 3.73 and 3.5  are the highest  relative importance, respectively.

    Keywords: Monte Carlo, uncertainty, mixing model, tracers, Tange Bostanak
  • Kamran Shayesteh*, Sahar Abedian Pages 43-61
    Introduction

    Land use change has a significant impact on water resources. At a watershed scale, land use change can increase runoff, flooding, and nonpoint source pollution and can degrade downstream water bodies. Thus it is important to assess the potential hydrologic impacts of land-use change prior to watershed development. To evaluate the hydrologic impacts of LULC change, many hydrological models have been developed. Some of these models mentioned above require many types of data inputs and parameter estimation that are usually not readily available for land-use planners. Therefore, it is necessary to develop a much easier to use model to evaluate hydrological effects of the land-use changes. The Long-Term Hydrologic Impact Assessment (L-THIA) model is developed by Purdue University as a tool to assess how land-use change affects annual average runoff in a watershed. The model uses only readily available data, such as daily rainfall, land uses, and hydrologic soil group. The objectives of this paper are: 1) to derive LULC classification maps of the study area; 2) to quantitatively assess the effects of LULC change on direct runoff using the L-THIA model.

    Materials & Methods
    Study area

    The Ziarat River Basin is located between 54°23' to 54°31' E longitude and 36°36' to 36°43' N latitude. It has an area of 9923 hectares.The basin has experienced dramatic urbanization in the past decade, resulting extensive land use changes. Therefore, it is important to assess hydrologic response to land use changes for future land use planning and management purposes.

    Model description

    L-THIA has been developed as a straightforward analysis tool that provides estimates of changes in runoff, recharge and non-point source pollution resulting from past or proposed land use changes. It gives long-term average annual runoff for a land use configuration, based on actual long-term climate data for that area. L-THIA results can be used to generate community awareness of potential long term problems and to support physical planning aimed at minimizing disturbance of critical areas. Recent concern over urban sprawl has focused on several land use change issues, including the failure to account for hydrologic aspects of land use change that can result in flooding, stream degradation, and erosion. L-THIA is based on computations of daily runoff obtained from long term climate records, soil data, CN value and land use of the area.

    Discussion of Results
    Database preparation

    In order to investigate changes in land use, land use maps were generated from Landsat images in 1994 (TM) and 2015 (OLI). The images were geometrically corrected and Ortho-rectified using Ground Control Points and Digital Elevation model. In next stage, Training samples were collected for image classification, using field works, digital topographic maps and interpretation of false color composite. Finally, Image classification was done using supervised classification maximum likelihood. Based on this method, five land use category such as agriculture land, forest, city, grassland and water bodies were defined. Also, the digital soil data were reclassified into hydrologic soil groups A (Sand, loamy sand, or sandy loam); B (Silt loam or loam); C (Sandy clay loam) and D (Clay loam, silt clay loam, sandy clay, silt clay, or clay) according to rules of hydrologic groups classification for the L-THIA application. Once the land use and soil grids are prepared, the Curve Number can be calculated by using the Calculate the CN option from the L-THIA menu. The comparison between the land-use map and the CN layer was determined that most of the areas with curved number of 80 located in agricultural and urban land uses. After, the generation of CN layer, the L-THIA model was used to estimate annual depth and volume runoff using daily rainfall data with different LULC maps of 1994 and 2015.

    Conclusion

    Land use change is the most important human intervention in hydrological cycle of each watershed area. This paper investigates the hydrological effects of land use change in Ziarat basin in north of Iran, based on the Long-Term Hydrologic Impact Assessment (L-THIA) model. This is a hydrological model that requires the meteorological data, land use pattern and soil hydrology map. In this way, the Landsat satellite images of TM (1994) and OLI (2015) sensors; and techniques of remote sensing, such as supervised classification and Image difference were applied to identify and monitor the land use changes. The Classification results show five land use types, including residential areas, agricultural lands, rangelands, forests and water areas. The result of land use changes indicate an increase in the area of residential (96.3%), and agricultural (37.8%) lands, and a decrease in the area of rangelands (6.35%), forests (1.2%) and water surfaces (4.2%). Besides, the land use change during the last 21 years, has led to a 14.2 mm increase in the average amount of runoff depth, of which the portion of residential areas and agriculture lands were 37.26 and 28.91 percent, respectively. The results indicate that the L-THIA model have a good ability to assess the effects of land use and land cover change in the depth and volume of runoff. This model could provide the possibility of identifying accident prone areas, flood zones and flood management by spatial distribution map of runoff.

    Keywords: Land use change, Runoff depth, Hydrological models, L-THIA.

    Keywords: Land use change, Runoff depth, Hydrological models, L-THIA
  • Alireza Habibi*, HAMIDREZA PEYTOVAN Pages 63-75

    One of the factors that cause change and transformation in different parts of the Earth have been the phenomenon of erosion. South Central Alborz Green River Hablerood areas between 53 ° 52 12degrees up 9 minutes and 35 degrees East longitude and 17 minutes to 35 degrees north latitude and 58 minutes. With a rain Simulator device type comforts with intensify 4 minute precipitation in three repeat. With the continuation of the domain. The amount of runoff, sediment and units lithology to collect bottles and samples for weighing the amount of sediment and runoff, soil conservation and watershed management research institute. Map of the potential production of special deposits for the entire basin. Then create special deposition map using GIS software with the intersection of the command in the sub basin map in geographic information system environment, fitted. The number of 15 parameter were studied that Morphometric and environmental grain on erosion and sedimentation, and has been selected. Shown and 0.738 after full implementation in the 10models. this is the coefficient increased 0.820 show dented this entry is that the slope, vegetation, environment and units lithology the most impact in the shows continue, the results showed that a significant level of regressive model No.1 has been sig = 0.017 but retrograde 10-level model 95 percent with a significant sig = 0.000. In the results, standard coefficients (Beta) and the level of being meaningful, the model shown in the first stage run slope, vegetation and lithology variables with coefficients. 340, 065 096 ... and all the variables entered into the models between the detected which suggests the importance of these parameters.After the implementation of the model at the stage of being a significant witness 10 slope, basin environment variables, Po six vegetable and lithology the coefficient of the resultant islets. 825,-450,-.-643.

    Keywords: climate, regression, sediment
  • Nasrin Samandar*, Asadollah Hejazi Pages 77-97

    This study aimed to identify factors leading to slope instability, Maps preparation, determine potential areas mass movements and risk zoning in the Upper Basin Komanaj Chay. That is one of the important basins in the northern city of Tabriz, by Using logistic regression models and artificial neural network done. This basin due to topography, tectonics, geology, stratigraphy, and the climate is prone to a variety of slope instability, this phenomenon always occurs. According to the study variables such as altitude, slope, aspect, type of formation, distance to fault, distance from the river, land use, distance from the road, as the independent variable And distribution of unstable slopes as the dependent variable using logistic regression models and artificial neural network was analyzed .The results showed that the most important factors in the occurrence of slope instability in the basin are as follows: Elevation, distance from the river, lithology, faults, slope and aspect More than 50 percent of instability range in height from 1850 to 1520 in the study area dip 32-17 degrees, at a distance of 200 meters from the canal and 500 meters from the fault occurred. According to the results of a very high percentage of areas the risk of neural network and logistic regression models respectively 5.6 and 8.3 percent is the mainly areas close to the drainage network which includes the lithology of these areas are located in areas with lower resistance. Statistical methods logistics showed a lot of reflects of faults and lithology in this areas is based Landslide. Evaluation ROC indicator showed that the model was assessed using logistic regression model is 0.894 and neural network models is 0.826. In fact, both models show a high value and suggest that mass movement and slope instabilities observed a strong relationship with probability values derived from logistic regression models and artificial neural network model. The results of this study can be useful risk management slope instabilities and control is deteriorating factors.

    Keywords: Logistic regression method, Neural network method, fuzzy modeling, landslides, upper of komanaj chay
  • Hadi Soltanifard*, Omid Mehrfruoz, Kazem Aliabadi, Hadi Karachi Pages 99-119
    Introduction

    Urbanization has profoundly transformed natural landscapes throughout the world, which inevitably has resulted in various effects on the structure, function, and dynamics of ecological systems at a wide range of scales. For example, land transformations associated with urban expansion can significantly affect biodiversity, energy flows, biogeochemical cycles, and climatic conditions at local to regional scales. With accelerating urbanization throughout the world, therefore, it is becoming increasingly important for large-scale ecological research and applications (e.g., natural resource management, land use planning, and biodiversity conservation) to consider these most dramatic land transformations and their ecological consequences. Urban green spaces are fundamental ecological elements in urban structure that formed and transformed in city along time. Green spaces such as parks and sports fields as well as woods and natural meadows, wetlands or other ecosystems, represent a fundamental component of any urban ecosystem. Green urban areas facilitate physical activity and relaxation, and form a refuge from noise. Trees produce oxygen, and help filter out harmful air pollution, including airborne particulate matter. Therefore, sustainable green spaces can provide and enhance the ecological services and urban environment quality. In recent decades, landscape ecology approach has provided a theory and practical framework for assessment of landscape elements spatio patterns. One the most important tools are landscape metric that can quantify the pattern of landscape. In this study, we integrated gradient analysis with landscape pattern metrics to quantitatively characterize the urban green space patterns of Sabzevar urban area, Khorasan Razavi, Iran. We aimed to address several questions: 1) how do different green space types change with distance away from the urban center? 2) How green space sustainability change with distance away from the urban center? 3) What is a relationship between landscape metrics and sustainable properties? The gradient based landscape metrics analysis is now widely used to study the landscape pattern change in respond to urban area.

    Material and Method
    Study Area

    City of Sabzevar is one of the cities of Khorasan Razavi province in Iran. It is located in west of Khorasan Razavi in north-east of Iran. The area of this city is 23322 he square kilometer (figure 1). 5500 square kilometer of the total area of Neyshabuor is desert and 3425 square kilometer of this city is heights. It is a part of central plateau climate and it is an arid climate and desert location.

    Data and Method

    For this study, methodology of research basically involves four steps :(1) to provide a patch layer in vector format (i.e., a polygon layer) was used to measure the composition and configuration of land cover features. It was created based on integrated land use map and calculating and extracting the K-Mean algorithm. (2) Land cover of study area was classified by land use map and combined with land cover map. Fragstate v.4.2 software was used in order to calculate metrics. (3) Landscape metrics were used in order to study quantitative features of vegetation cover, green spaces changes, relations of landscape structure and ecological sustainability. (4) To analysis relationship between sustainability and landscape metrics, gradient analysis was used form center away in two aspects: north-south and west-east. Combining gradient analysis with landscape metrics, we attempted to quantify the spatial suitability of urban green spaces.


    Landscape Metrics

    To select and application the landscape metrics, previous studies have introduced landscape metrics according to objectives and methodology of research. Although, a series of landscape metrics, have been developed to characterize the spatial patterns of landscapes and to compare ecological sustainability across the landscapes. However, the number of metrics can be used in evaluating the ecological sustainability, but not all landscape metrics can easily be classified as representing landscape composition or landscape configuration. For example, mean patch size and patch density of a particular patch type reflect both the amount of a patch type present (composition) and its spatial distribution (configuration).

    Conclusion

    Our study has demonstrated that the sustainable level and spatial patterns of urban green spaces can be quantified using a combination of landscape metrics and gradient analysis. The results from our study can adequately address the four research questions we defined earlier in

    Introduction

    How does different green space sustainability change with distance away from the urban center? Results showed that green space sustainability decrees with moving from center in two aspects. In landscape levels, semi-public green spaces involved the highest sustainability. Also, Correlation analysis between landscape metrics and sustainability showed TE has the most R2 (0.97) and MESH has the fewest R2 (0.05). Therefore, urban green space developed along the streets and urban networks, which increase the edges of green patches. However, green spaces have the least amount of continuity; it is necessary the ecological approach in planning and design of green ecological networks .The changes in landscape pattern along the transect have important ecological implications, and quantifying the green space gradient, as illustrated in this paper, is an important first step to linking pattern with processes in urban ecological studies.

    Keywords: Green space, sustainable, landscape ecology, gradient, Sabzevar
  • Amirreza Amirazodi*, Arash Malekian, Shirin Mohamadkhan, Naser Mashhadi, Amirhoshang Ehsani Pages 121-137

    Over exploitation of natural resources during recent years has led to the intensifying of desertification phenomenon and hence serious determination is required to deal with it. This study aims to identify the adverse factors in desertification intensifications in Shekarouye using IMDPA model in order to undertake preventive and managerial measures.  To this end, four criteria of soil, vegetation, climate and water were selected each having further sub indicators. Weighted average of each criterion’s sub-indicators and the four criteria, respectively led to the composite value of each criteria and total desertification intensity. Total desertification value was classified into four classes of negligible to low, moderate, severe and very severe and the related maps were prepared. Results showed that vegetation criterion with the value of 2.66 (very severe) and water criterion with 1.9 (moderate), respectively were the most effective and negligible criteria in intensifying desertification. Water electric conductivity with 3.11 (severe) and water sodium absorption ratio with 1.1 respectively had the highest and lowest impact on desertification. Total desertification measured 1.6 (moderate). Of the total desertification area 20310.45 ha (56.81%) and 15436.78 (43.18%) respectively fell into the moderate and negligible to low classes.

    Keywords: Desertification, Intensity, factors, criteria, Shekarouye
  • Shahram Bahrami*, Ebrahim Taghavi, Mohammad Zanganeh Pages 139-163

    Awareness of sedimentation and erosion rates in catchment areas and effective factors. The most important concerns and challenges for geoscientists, especially geomorphologists. Morphometric parameters of drainage network have yery determinant role in the rate of sediment uield in catchment. In this research, in order to evaluate the correlation of morphometric indices of drainage network at annual sedimentation rate, a digital elevation model (DEM), digital topographic maps, geological maps, and statistics and information on the discharge of 15 drainage basins in northeastern Iran were used.And calculated the geomorphometric indices such as:  Drainage density (Dd), drainage frequency (FD), drainage (T), fault density (Df), length of drains (BL), branching ratio (Rb), number of hierarchical anomalies (Ha), hierarchical anomalous index (Δa ), The density of the hierarchical anomalies (Ga), concentration time (Tc) and erosion-sensitive units (E) for each of the basins were calculated in the software Arc GIS 10.5. The annual sedimentation rate was calculated using the Ciccacci  et al. 1987 method for each basin.The model was validated with sediment data (regional water organization) and the gauge-sediment curve.Then the Pearson correlation coefficient and the relationship of the mentioned indices were calculated using SPSS 17 software, with annual sedimentation rate in ton / km2. According to the results, the Tc, A, E, Ha, BL, Δa indices have a significant correlation with annual sedimentation rate of 0.274, 0.286, 0.118, 0.179 and 0.177 respectively, respectively.  There was no significant relationship in other indices.  The results of the research show that the method of Ciccacci et al. 1987 is not a suitable method for estimating annual sedimentation rates in research basins. And other factors have the greatest impact on the annual precipitation rate, precipitation intensity, soil condition and land use in annual sedimentation rates of these basins, which should be considered.

    Keywords: Geomorphometry, catchment, suspended sediment annual yield
  • Fariba Karami, Mayam Bayati * Pages 165-183

    This  investigation, have  hydropolitic significant for Aras River that have frequent and more lateral  migration.In this study is used many equation, for example, Ω ،Ự ω, وΈ… Equation, for estimating of bank erosion and sediment dynamics .Output of  estimating  is analyzing and then maps is produced by using of GIS technique. The results of study suggested  that rate of channel changing is vary in  river course. Wide changes of river course is maximum  at near of Jolfa and Poldasht  ,in other parts is minimum .Wide changing of course is show that lateral migration is high and alluvium is thick and broad .Cut power of river is increased when radial of curves is more .This event is occurred  where that wide changes is high .The results also show that is increased rate of sediment when cut power is increased. Sadly  lateral  migration rate Iran orientation is increased at 30 decade recent. This result show that gradually is decreased area land of Iran .

    Keywords: lateral migration, erosion at border unit, soil erosion, Aras River
  • Hassan Jafari*, Hazhir Mohamadi Pages 185-205
    Introduction

    Geomorphology usually described as essential to the past, present and future prediction of nature's processes and estimate pace of environment changes. On both sides of Zanjan- Rud plains extended that covered with quaternaries alluvial sediments. The area appearance is a in a way that rivers on upstream of both sides should lead to higher elevation. But in parts of the southwest of Zanjan- Rud plains part front Mountain rivers water south of Zanjan parallel with the front part of the heights of the mountains leads to the Ghezel owzan. Rivers chaotic behavior resembles the appearance of the area so that Disneyland has created forms that look like they emphasized their dominance Neotectonic processes. Land forms created in another part of the basin are not similar to works of the old lake terraces.  Although at first sight this Landforms evidence of the activities area so that SATARI Neotectonic (2017) is known which formed the basis of the Neotectonic landforms and introduced analyze the indexes of the terms tectonically active basins has morphotectonic but Land forms is not the tectonic. the result end Although the possibility of tectonic activity is also According to faults in the area but the main factor in the formation of landforms function of changes in the Quaternary river to Neotectonic activities. Such conditions cause chaotic behavior quotation was Zanjans Talkheh- Rud does apply during the Quaternary.


    Materials & Methods

    First this chaotic behavior Study, the area Intended was determined from DEM 30 * 30 areas. For the past topography simulation was Digital Contour lines the equilibrium by Pixel to code software, and in different parts without equilibrium of Contour elevation lines, reconstituted on the basis of equilibrium line elevation. The phenomenon Direction captured of deviation and the river is now flowing in them was removed, in Table specifications latitude and longitude in Surfer software and specification X, y, Z reconstruction topographic, entered its output in software Global mapper and the spatial possible Rebuilding for past River Basin rivers. With longitudinal and transverse profiles and topographies of waterways in the direction of the current and was obtained previous simulations differences in altitude are and the rate of erosion. Referring to the field work and correct errors of interpretation and analysis was performed.

    Discussion of Results & Conclusions

     Field studies indicate that evidence of deviation in bondage or topographic maps have been reflected as follows: 1- changes the direction at an angle of 90 degrees or greater along the rivers. 2- There are coarse-grained alluvial deposits in the river upstream, elementary and middle part is the source of the water, sediment and the final or the coastal route, sometimes in the midst of the water, and they are of record sediments. 3- A basin over time almost is stream symmetric .it means a left bank and right in time is equal and symmetrical. Tectonic may be due to disruption of such a situation; but when one side has no river stream a basin as a significant and insignificant area of study changed in the river. Stream Shorter towards the other side of the river indicate redirection of the river. 4-The heigh difference is inevitable in the coastal river basins; but when the difference in altitude along the channel length less and not diagenesis alluvial deposits in the river water sharing is indicative of a change to the track previous. 5-Contours with deep pulses or deep sinuses between a smooth contour and downstream to a simple sinus uniform lithology of a change of control over the area due to regressive erosion base level changes due to the redirection of the river.

    With the changes of the base level of Ghezel owzan, retrogressive erosion dominant and shed on a river with very small area of basin along Zanjan- Rud to Ghezel owzan .and could be a part of divert northern slopes of the mountains south of Zanjan- Rud and lead to Gezel owzan. And create a new river that termed Talkhe Rud. A 110-square-kilometer alluvial fan testator chaotic behavior and alluvial plain series fans interlocking type which no upstream basin has any control on it. Shorter length of stream at one side of the river , the difference of high Elevation difference between river dividing line water on both sides  existence of  alluvial sediment not digenesis  in  Water dividing line, rivers 90 degrees direction change contours With deep pulses within and downstream of the smooth curve are simple sinus to a change of river courses.

    Keywords: Chaos, Retrogressive Erosion, Ghezel Owzan, Captivation, Deviation
  • Zahra Azadivash, Mehdi Mumipour* Pages 207-222

    In this research, a 55 km length of Maroon River that falls in Behbahan district was studied by time interval method for morphological changes. In a 16 years interval, landsat 7 ETM and landsat 8 OLI satellite images were used for years 1999 and 2015 respectively. Maroon River bed was digitized in ARCGIS 9.3, and then some geometric parameters were extracted using AutoCAD by intersecting circles to river curves. These parameters were analyzed statistically for years 1999 and 2015. Geometric method applied for 4 sections in order of change detection in the study area. Results show some changes in river length and also increase in meanders in some section. These sections that have more changeability were analyzed based on land use, soil and lithology maps. Those sections that have more erodible formation and flood plains that covered by inceptisols soil class are more changeable. So, changeability of river bed may be linked to soil type. Stream power may be a cause of river bank erosion. Third section laid in conglomerates and alluviums, so this may be the reason of its changes.

    Keywords: Maroon River, Behbahan District, Geometric Parameters, Change Direction
  • Mahdi Khazaye* Pages 223-238

    Heavy precipitations and severe floods are one of the most important hazards affecting many parts of the country, including the northwest of the country, and it causes extensive damage to farms, gardens, houses, urban facilities, etc. In this research, the atmospheric conditions accompanying the occurrence of flood events in the northwest of the country on April 14, 2017 are studied. For this purpose, the data of sea level pressure, geopotential height, vertical velocity, zonal and meridional components at pressure levels of 850, 700, 500 and 300 hpa, as well as specific humidity in pressure levels of 1000 and 850 hpa(12 hours before the flood event) were obtained from European Centre for Medium-Range Weather Forecasts with a .075 -degree spatial resolution and the desired maps were drawn and the following results were obtained. The presence of severe gradient of pressure in the sea level in the northwestern region of the country and the high humidity in the lower atmosphere as well as the presence of western troughs at all levels of the troposphere exacerbate the meridian flows, and cause the subsequent formation of jets at a pressure of 700 to 300 hpa on the northwest region of Iran. On the other hand, extreme ascent, due to the severe vertical shear of the horizontal wind and the presence of a great deal of moisture, especially in the lower layers of the atmosphere, have created cumulonimbus clouds from a pressure level of 850 to 370 hpa, with lightning strikes at a pressure of 850 to 600 hpa. All of the above conditions have caused the instability and flooding and extreme precipitations in this region of the country.

    Keywords: Flooding precipitation, Vertical wind shear, Anticyclone, cyclone tongues, Skew-T, North West of Iran
  • Ali Asghar Torahi, Hamid Afzali* Pages 239-251

    Classification of high-dimensional hyperspectral data with many spectral bands for the derivation of good accuracy is an important problem in hyperspectral remote sensing .The most of classification algorithms are based on spectral information .Here, in order to achieve an high classification accuracy, we can use the spatial information of data. Integration of hidden morkov random field that optimize spatial information by minimizing energy functions, with support vector machine that is an powerful method for classification of hyperspectral data, can improve classification accuracy in final classified map  properly. The purpose of this study is to improve the classification accuracy with a limited of training samples by combination of support vector machine algorithm and hidden morkov random field. In this study, tow hyperspectral dataset from Hyperion and AVIRIS sensors has been used. After the applying radiometric corrections like correcting embedded lines and remove bad bands , atmospheric correction Hyperion dataset done by FLAASH method and AVIRIS dataset by IAR algorithm. MNF transformation was used in order to dimensionally reduction and the endmembers were extracted from PPI band and then in order to spectral classification, used from SVM method. Finally, to improve classification accuracy in the final classified map, hidden Markov random field (HMRF) was used. So that after the extracting of Components from PCA and MNF Transformations, computing of some statistic parameters of classes in SVM classified map in order to use in inputs model and so configuration of iterations, SVM-HMRF model was applied.

    The results show that the proposed model (SVM-HMRF) has improved overall classification accuracy in both of data sets. For example, the improved classification accuracy on some of land uses, were around 25 percent. Also regions of final classified map is much more homogeneous and salt and pepper nose drastically reduced.

    Keywords: Support Vector Machine, Hidden Morkov Random Field model, Classification, Hyperspectral data, Dimensionally Reduction
  • Mohamadjavad Yousefi, Alireza Rashki*, Mohammad Farzam Pages 253-267

    Environmental crisis and the consequence loss of natural resources are the main reasons in which force the managers to think of the ways to manage risks and solve environmental tensions. One of the most problematic environmental issues in saad-abad region located at Sarakhs city, IRI, is the moving sands which attack residential centers, roads and the infrastructures. Therefore, environmental systems respond to the moving sands by nebkhas which balance the imposed pressure caused by wind erosion. Thus, nebkhas are considered as a significant factor to maintain the equilibrium among the forces created from environmental resistance powers and degrading moving sands imposed on residential systems. However, the most suitable plant species must be identified in order to manage the nebkhas to gain the aforementioned goals. The aim of this study is to identify the most suitable plant species in nebkhas in order to evaluate the amount of moving sands fixed in the study area using AHP model through morphometric characteristics.

    Study area

    This study was conducted in Saad-Abad as a center of wind erosion located in south parts of Sarakhs region, Iran, near Turkmenistan boundary and Tajan River with 35’ 58” to 36’17” longitude and 61’3” to 61’12” latitude, 21523 ha of area, 750 meters of average height from sea level, 187.6 mm of mean annual precipitation, 14.4 mean annual temperature and NW to SE dominant wind direction.   Stipagrostis, Alhaji and Peganum showed to be the most suitable species for nebkhas formation.

    Materials and Methods

    Proceeding field investigations and satellite imagery analysis, the study area was determined. Using 6 transects (3 upwind and 3 leeward) each 100 meters long, we measured nebkhas morphometric characteristics (including height, length & volume) and plant characteristics (including height, perimeter & volume). Fourteen nebkhas were analyzed for each species (Stipagrostis, Alhaji and Peganum). AHP model was used in order to compare and determine the most suitable species for stabilizing moving sands.

    Results

    The final weight was calculate as 0.1964, 0.4875 and 0.3161 for Stipagrosis, Peganum and Alhagi, respectively. Therefore, as it is clearly explained by AHP model, Peganum is introduced as the most suitable plant species for stabilizing moving particles in the region proceeding with Alhagi. 

    Conclusion

    Regarding nebkhas morphometric characteristics and plant morphological features as the input criteria for AHP model, the results introduced Peganum as the most suitable species for stabilizing moving sands proceeding with Alhagi and Stipagrosis.

    Keywords: Sarakhs, Nebkha, Sand stabilization, AHP model
  • Abbasali Abounoori* Pages 269-289

    Drought is a random characteristic of natural phenomena, drought about by the irregular deficit or shortage of available water, affects injuriously the plant growth and reduces their yield. Drought is not a physical but a biological phenomenon and should, be defined separately for each plant species and environment .To estimate the intensity and frequency of drought will help to reduce the injurious effect of drought.
    In this study we used the water-budget methods and Thornthwaite’s aridity index and its standard deviation for Tehran city of Iran during 1951-2013 to show the frequency and intensity of drought effects in this place.
     The precipitation water evaporates as fast as it comes with the result that there is no accumulation of any moisture in the soil at any time of the year. The capital city of Iran, i.e., Tehran during its study period (1951-2013) experienced a total of 32 different types of droughts.
    The result shows during this period this place is faced 32 times different type of drought on the five time disastrous and from the years of 2000 its severity and intensity is increased so far 2011 and 2012 the station is affected disastrous drought.

    Keywords: Drought, Precipitation, Evapotranspiration, Water Balance, Thornthwaite
  • Najmeh Shafiei, Aboalghasm Amirahmadi*, Abohlfazl Rahmani Pages 291-304

    Seeking new sources of groundwater as a source of drinking water in the world due to increasing demand for this vital world is necessary and inevitable.In recent years due to excessive interpretations of these resources the plains are dropping in a way that the depletion of aquifer is more than feeding it. And it causes a negative balance and positive feedback and finally leads to collapse of system. Factors such as population growth, the need for food, the need to improve health and social welfare, industrial development and the protection of ecosystems is increasing water demands every day. That's why the choosing an appropriate and effective, yet professional approach, in order to solve problems faced by water resource management, is necessary. Identify underground water  resources, identify areas with high potential and improving the removal of these resources are the most important goals. The study area is the catchment area of NURABAD MAMSANI of about 756 square kilometers is located in Fars Province in the northwestern part. In this study, the Shannon entropy were studied using 9 raster layer of the area to locate potential sources of underground water basin. And the results of the study showed that the lowest sensitive areas located in the Central Plains that it will take approximately 64% of the areas. And more sensitivity is related to the southern plain which is equal to 2% that is covered 16 kilometers of the area. Results of Shannon entropy model using (ROC) curve showed that the amount of AUC is 85% which is a high and acceptable amount.

    Keywords: potential mapping, underground water, the Shannon entropy, springs, aquifer Nour mamasani