فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 27، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سید مرتضی احمدی تبار، بهنام مکوندی*، منصور سودانی صفحات 1-23
    هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش مثبت اندیشی مبتنی بر آموزه های دینی با آموزش خانواده به شیوه شناختی _رفتاری (CBT) بر تاب آوریزوجین بود. روش پژوهش آزمایشی به شیوه پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و انجام پیگیری است.جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه زوجینی (120نفر) است که فرزندانشان در سال تحصیلی 1396-97 به تحصیل مشغول بودند و تعداد30 زوج، (60 نفر) بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایشی و گروه گواه (هر گروه شامل 10زوج)گماردهشدند. گروه آزمایشی مثبت اندیشی و گروه آزمایشی خانواده هر کدام بصورت جداگانه ده جلسه 5/1 ساعته مورد آموزش مثبت اندیشی مبتنی بر آموزه های دینی و آموزش خانواده به شیوه شناختی _ رفتاری (CBT) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری(CD-RAS)، استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تک متغییری (آنکوا)نشان داد که تاثیر آموزش مثبت اندیشی مبتنی بر آموزه های دینی در مقایسه با آموزش خانواده به شیوه شناختی _ رفتاری بر تاب آوری زوجین بیشتر است. همچنین نتایج پیگیری یک ماهه نشان دهنده ماندگاری اثر آموزش مثبت اندیشی بود. سطح معنی داری در این پژوهش 001/0P= می باشد.
    کلیدواژگان: مثبت اندیشی، آموزه های دینی، آموزش خانواده، شناختی - رفتاری و تاب آوری
  • ندا اسماعیلی فر، حمدالله جایروند*، محسن رسولی، جعفر حسنی صفحات 25-51
    پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل زمینه ساز فرسودگی زناشویی در بافت اجتماعی-فرهنگی شهر کرج  انجام شد. این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. بدین منظور با روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته داده ها جمع آوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری تعداد 17 مرد و زن از واجدین شرایط مورد بررسی قرار گرفتند. برای دستیابی به عوامل، تحلیل داده ها با استفاده از فنون ارائه شده توسط اشتراوس و کربین انجام شد. تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده در کدگذاری باز، منجر به شناسایی 247 کد ثانویه، 30 مفهوم، 9 مقوله و 3 طبقه کلی شامل عوامل فردی، زوجی و بافتی شد. نتایج نشانگر این است که کاهش صمیمیت، مقوله مرکزی الگوی یافته های پژوهش است. ویژگی های شخصیتی ناسازگار جزء شرایط علی و شناخت ذهنی ناکارآمد جزء شرایط زمینه ای در فرسودگی زناشویی است. به علاوه، عوامل فشارزای بیرونی و تجارب استرس زا در زیر شرایط مداخله گر قرار گرفت. نتایج نشان داد که به کارگیری راهبردهایی از قبیل نبود رفتارهای مراقبتی، تعامل منفی و کمبود شور و هیجان زوجی به پیامدهایی همچون رکود و نبود رشد و بالندگی و درنهایت فرسودگی زناشویی منجر شد.
    کلیدواژگان: فرسودگی زناشویی، عوامل فردی، عوامل زوجی
  • سید سلیمان حسینی نیک*، علی اسلام زاده صفحات 53-71

    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری گروهی بر کاهش علائم پس آسیبی، افزایش رضایت زناشویی، افزایش کیفیت زندگی و افزایش عزت نفس زنان موردخیانت واقع شده صورت گرفت. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرحپیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه موردمطالعه، همه زنان خیانت دیده مراجعه کننده به کلینیک درمانی شهر شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر که بیشترین نمره را در آزمون تشخیصی PTSD(پرسش نامه مقیاس می سی سی پی) داشتند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به طور برابر (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه، تحت درمان شناختی رفتاری قرارگرفتند. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از روش آماری کوواریانس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد نشانه های اختلال پس از سانحه کاهش و رضایت زناشویی، کیفیت زندگی و عزت نفس در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافت (001/0p

    کلیدواژگان: اختلال پس از سانحه، درمان شناختی رفتاری، عزت نفس و رضایت زناشویی، کیفیت زندگی
  • علی درخش، خالد اصلانی*، امین کرایی صفحات 73-97
    ازدواج سالم و موفق، نقش بنیادین در تشکیل خانواده سالم ایفا می کند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی ازدواج موفق است. این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از کلیه زوج های شهر یاسوج که حداقل دارای5 سال زندگی مشترک می باشند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند آزمودنی ها انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری، در نهایت 26نفر(13زوج) دارای ازدواج موفق مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفته و با استفاده از روش مقایسه ای مداوم استراوس وکوربین مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد حرکتی در جهت نگهداری و تداوم زندگی به عنوان مقوله مرکزی و همسرگزینی آگاهانه به عنوان شرایط علی و شرایط میانجی در پنج سطح فردی، زوجی، خانوادگی، فرهنگی- اجتماعی و والدینی طبقه بندی و ارائه شد. راهبردهای حل تعارض نیز در دو سطح راهبردهای حل تعارض زوجی وخانوادگی تقسیم شد. در نهایت پیامد مقوله مرکزی که رضایتمندی از زندگی است توضیح داده شد. ارائه مدل ازدواج موفق می تواند به عنوان الگو ومسیری برای زوج ها باشد و برای روانشناسان و مشاوران ازدواج مثمر ثمر واقع شود و سرانجام به سلامت جامعه کمک کند.
    کلیدواژگان: الگو، ازدواج موفق، رضایتمندی از زندگی، پژوهش کیفی
  • زهرا طاهری، مجید محوی * صفحات 99-116

    این پژوهش با هدف شناسائی رابطه انتظار از ازدواج و تحمل پریشانی با سازگاری زناشویی زنان انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی بوده ، جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان متاهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره آیین مهر واقع در منطقه 3 شهر تهران در 3 ماه آخر سال 1396 بود که تعداد آنها برابر با 240 نفر میباشد ، حجم گروه نمونه 137 نفر بود که به صورت نمونه در دسترس انتخاب گردید. پرسشنامه های انتظار از ازدواج  (جونز و نلسون ،1996). مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز ، 2005). و سازگاری زناشویی (اسپانیر،1976). به عنوان ابزار پژوهش روی گروه نمونه  اجرا شد. سپس داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفت. یافته ها نشان داد بین انتظار از ازدواج واقع بینانه و تحمل پریشانی با سازگاری زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد ، بدین معنا که هرچقدر انتظار از ازدواج واقع بینانه و تحمل پریشانی بالاتر باشد، سازگاری زناشویی نیز بیشتر است؛ اما بین انتظار از ازدواج ایدآل گرایانه و انتظار بدبینانه از ازدواج با سازگاری زناشویی رابطه منفی معنی دار وجود دارد. بدین معنا که هر چقدر انتظار از ازدواج ایده آل گرایانه و بدبینانه بیشتر باشد ، سازگاری زناشویی کمتر خواهد بود ، همچنین یافته ها حاکی از آن بود که انتظار از ازدواج و تحمل پریشانی  قادر به پیش بینی سازگاری زناشویی زنان متاهل می باشد. بنابراین به نظر می رسد زنان متاهلی که توانایی بالاتری در پریشانی ها از خود نشان می دهند و انتظار آنها از ازدواجشان واقع بینانه تر است به طبع آن دارای سازگاری زناشویی مطلوب تری خواهند بود

    کلیدواژگان: انتظار از ازدواج، تحمل پریشانی، سازگاری زناشویی، زنان
  • مهدی قاسم زاده*، عبدالله معتمدی، فرامرز سهرابی صفحات 117-139
    طلاق، از جمله عوامل گسیختگی کانون خانواده است که عواقب بسیاری را برای افراد جامعه داشته و می تواند منشاء بسیاری از آسیب ها باشد. هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان  متمرکز بر شفقت بر بهبود سازگاری اجتماعی و گذشت در زنان مطلقه است. طرح پژوهشی از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه شامل کلیه زنان مطلقه شهر اصفهان بود. نمونه شامل 30 نفر بود که به طور تصادفی به گروه های کنترل و آزمایش منسوب شدند و گروه آزمایش درمان  متمرکز بر شفقت دریافت کرد . به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سازگاری اجتماعی و پرسشنامه گذشت استفاده شد. نتایج نشان دادکه درمان  متمرکز بر شفقت بر سازگاری اجتماعی و گذشت زنان مطلقه اثر بخش است. در مجموع نتایج حاکی از  آن بود که می توان از درمان  متمرکز بر شفقت به منظور بهبود سازگاری اجتماعی و گذشت در زنان مطلقه  مورد استفاده قرار داد.
    کلیدواژگان: شفقت، سازگاری اجتماعی، گذشت
  • رقیه مسلمی *، علیرضا بوستانی پور صفحات 141-157
    مقدمه

    هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی ناپایداری ازدواج بر اساس تعارضات زناشویی با نقش واسطه ای افسردگی پس از زایمان بود.

    روش

    در این مطالعه توصیفی- همبستگی، جامعه آماری زنان زایمان کرده مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر تهران در سال 1396 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس 149 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این تحقیق پرسشنامه های افسردگی پس از زایمان ادینبرگ از کاکس، هولدن و ساگوسکی(1987)، ناپایداری ازدواج ادواردز، جانسون و بوث(1987) و تعارضات زناشویی براتی و ثنایی(1372) بودند. ارزیابی مدل پیشنهادی با روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار ایموس نسخه 24 صورت گرفت. جهت آزمون روابط غیر مستقیم از روش بوت استراپ در دستور کامپیوتری ماکرو پریچر و هیز استفاده شد.

    یافته ‏ها

    بر اساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. به طورکلی نتایج نشان داد تمام مسیرهای مستقیم معنادار شدند. مسیرغیرمستقیم تعارضات زناشویی نیز از طریق افسردگی پس از زایمان با ناپایداری ازدواج معنادار بود.

    نتیجه گیری

    مدل ارزیابی شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل موثر بر ناپایداری ازوداج است. بنابراین می‏تواند به عنوان الگویی مناسب برای تدوین و طراحی برنامه های پیشگیری از ناپایداری ازدواج مفید فایده باشد.

    کلیدواژگان: ناپایداری ازدواج، تعارضات زناشویی، افسردگی پس از زایمان
  • عل مظلومی، پرویز عسکری*، بهنام مکوندی، پروین احتشام زاده، سعید بختیارپور صفحات 159-177

    این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر و آموزش تنظیم هیجان برتوانمندی های منش گروه نارانان انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش خانواده افراد معتاد عضو گروه های خانواده ی معتادان گمنام (نارانان) شهرستان امیدیه در سال 1397 بودندکه از بین آنها 60 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه نخست، مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر و گروه دوم، آموزش تنظیم هیجان دریافت کردند اما گروه سوم آموزشی ندیدند. ابزار سنجش آزمون، پرسشنامه توانمندی های منش بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند نتایج نشان داد که اختلاف نمره های دو گروه آموزش دیده نسبت به گروه کنترل در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری معنی دار بود (0/01>P)و نیز تفاوت بین دو گروه آزمایش معنادار بود (0/01>P)؛ و مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر اثر بخشی بیشتری داشت. با توجه به اثربخشی این روش های مداخله می توان از آنها در ارتقا توانمندی های منش افراد معتاد و خانواده های آنها استفاده نمود.

    کلیدواژگان: روانشناسی مثبت نگر، آموزش تنظیم هیجان، توانمندی های منش، گروه نارانان
  • صبا هادیان، داریوش امینی* صفحات 179-211
    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی دلزدگی زناشویی بر اساس هوش عاطفی، مهارت های ارتباطی و تعارضات زناشویی انجام و روش پژوهش همبستگی است. جامعه آماری: جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد همدان به تعداد 3029 نفر تشکیل داد. نمونه بر اساس فرمول فیدل و تاباچنیگ (2007) 107 نفر که به لحاظ احتیاط به 111 نفر افزایش و به روش نمونه گیری طبقه ای- نسبی تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش چهار مقیاس استاندارد دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، هوش عاطفی کوپر(1996)، مهارت های ارتباطی کویین دام (2004) و تعارض زناشویی جونز (1997) بود. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون و همبستگی پیرسون تحلیل شد. نتایج نشان داد مقادیر بتا برای متغیر هوش عاطفی معنی دار است. مقدار بتا در متغیر مهارت های ارتباطی معنا دار نیست. رابطه معکوس و معنا داری بین هوش عاطفی و میزان دلزدگی زناشویی دیده می شود. بین متغیر دلزدگی زناشویی و مهارت های ارتباطی رابطه معنا داری دیده نمی شود. بین متغیر دلزدگی زناشویی و تعارضات زناشویی رابطه مستقیم و معنا داری دیده می شود. بین متغیرهای هوش عاطفی و مهارت های ارتباطی رابطه مستقیم و معنا داری دیده می شود. آزمون معنا داری همبستگی بین متغیرهای هوش عاطفی و تعارضات زناشویی معنا دار نیست. رابطه معنا داری بین متغیرهای مهارت های ارتباطی و تعارضات زناشویی دیده نمی شود.
    کلیدواژگان: دلزدگی زناشویی، هوش عاطفی، مهارت های ارتباطی، تعارضات زناشویی
|
  • Seyed Morteza Ahmaditabar, Behnam Makvandi *, Mansor Sodani Pages 1-23
    The study aimed at comparing the effect of positive attitude based on religious doctrines and family training based on cognitive behavioral approach on resilienceof couples. The research was field experiment including pre- test and post- test with a control group. The participants of this study included 60 couples(120 mothers& fathers) whose children were studying in 2017-2018 and they were assigned into two experimental (each group included 10 couples) and control group (10 ache of couples) randomly. The experimental group of positive thinking and experimental group of family were exposed to 10 sessions, each session 90 minutes, of positive thinking training and family training based on cognitive- behavioral approach separately. The resiliency questionnaire (CD-RAS) was used to collect the required data. Multivariate covariance Analysis (MANCOVA) and ANOVA (ANCOVA) were used to analyze the collected data. The results revealed that the effect of training based on positive thinking through religious doctrines on resiliency is greater than the effect of family training through cognitive- behavioral approach on resilience of couples. The results of one month follow-up also showed the durability of positive thinking.The significance level in this research is P = 0.001.
    Keywords: Cognitive-behavioral, Family training, resilience, Positive thinking
  • Neda Smaeeli Far, Hamd Alah Jayervand *, Mohsen Rasoli, JAFAR HASANI Pages 25-51
    The present research aimed to investigate the underlying factors of couple burnout in the socio-cultural context of Karaj City. The qualitative study employed grounded theory method. Hence, the required data were collected using purposive sampling and semi-structured interview that continued until the theoretical saturation and the selection of 17 individuals. To achieve the factors, data analysis was carried out using the techniques provided by Strauss and Corbin, which included coding the concepts and shaping a theory. Open coding of the obtained data led to the identification 247 constructed codes, 30 concepts, 9 sub-categories and 3 main categories including individual, marital and contextual factors. External stressful factors and stressful experiences were subjected to intervening conditions. Incompatible personality features is the casual condition for couple burnout. The decrease of intimacy is considered as the central factor while lack of passion and interest, lack of caring behaviors, negative interaction, ineffective cognition, lack of personal and couple growth and lack of positive emotions are among the casual conditions for couple burnout
    Keywords: Marital burnout, Individual Factors, Marital Factors
  • Seed Soleyman Hosseini Nik *, Ali Eslamzade Pages 53-71

    The present research was aimed to study the cognitive-behavioral therapy effectiveness on betrayed women suffering from post-traumatic disorders to increase marital satisfaction, life quality and self-esteem. This is an experimental survey where the control group is pretest and post tested. To perform this, the society under study consisted of women who approached Shiraz clinic inflicted by infidelity post-traumatic disorders. From among 50 samples 30 inflicted women were selected in a way that pro performance of diagnostic tests PTSD (Mississippi Scale Questionnaires) were selected as random sampling and were next divided into two equal experimental and control groups (n = 15). The subjects of the experimental group underwent eleven sessions of cognitive-behavioral therapies. The control group did not receive any interventions. The obtained data were subsequently analysed by application of ANOVA. The findings indicated that the symptoms of disorders after post-traumatic therapies had decreased. Also marital satisfaction, life quality and self-esteem in experimental group subjects revealed significance of increase as compared to control group(p

    Keywords: cognitive-behavioral teraetment, post-traumatic steress disorders, life quality, self-esteem, marital satisfaction
  • Ali Derakhsh, Khaled Aslani *, Amin Koraee Pages 73-97
    Healthy marriage has a essential role in forming healthy family. The purpose of this study is to forming successful marriage. This study was done by qualitative research and grounded theory method. Statistical community of this study were the whole couple of yasuj city that thay had at least 5 years together. purposeful sampling was used to collect data. Sampling continued antil theoretical saturation was obtained of totally 26 participants(13couples) which high marital satisfaction were interviewed in semi structured and in depth method and analyzed using the constant comparative method of Struss and Corbin.The finding indicated that progress toward keeping and countinuing relationship and life was proseted as a main category and spouse selection based upon well knowing as caused and meditating condition in five levels, personal, couples, families, cultural –social, parental.strategies of struggle solving were divided in two strategies,couple struggle solving strategy and family struggle solving strategy. Finally marital satisfaction that is the result of central category was explained. presenting the model of successful marriage can be considered as a model and a direction for couples. and will benefit for pdychologist and counsolors of marriage and will eventually assist to the society health.
    Keywords: modele, successfulMarriage, marital satisfaction, qualitative research
  • Zahra Taheri, Majid Mahvi * Pages 99-116

    This study was conducted with the goal of identifying the relationship of marriage expectation and distress tolerance with marital adjustment of women. The research method was of correlation type; the statistical population of this study included all married women visiting the AyinMehr consulting center located in district 3 of Tehran, during the last 3 months of 2017 whose number was 240; the sample size volume was 137 people who were selected as the sample in access. Marriage Expectation Questionnaires, Distress Tolerance Scale, and marital adjustment was implemented as a research tool on a sample group. The collected data were analyzed using Pearson correlation tests and multivariate regression analysis. The findings showed that there was a significant positive correlation between the expectation of realistic marriage and distress tolerance with marital adjustment. This means that as much as expected from an idealistic and pessimistic marriage, the marital adjustment will be less, the findings also suggested that the marriage expectation and distress tolerance could predict the marital adjustment of married women.

    Keywords: Expectation of marriage, tolerance of distress, marital adjustment, women
  • Mehdi Ghasem Zadeh *, Abdolah Motamedi, Faramarz Sohrabi Pages 117-139
    Divorce is one of the major causes of the failure of the family center, which has many consequences for the community and can be the source of many injuries. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of Compassion Focused Therapy on improving social adjustment and Forgiveness in divorced women. The research project was a semi-experimental, pre-test, post-test, and follow-up with the control group. The society included all divorced women in the city of Isfahan. The sample consisted of 30 individuals who were randomly assigned to control and experimental groups and the experimental group received treatment focused on compassion. In order to collect data, a Social Adjustment questionnaire and Forgiveness questionnaire was used. The results showed that Compassion Focused Therapy is effective on social adjustment and the Forgiveness of divorced women. Overall, results indicated that Compassion Focused Therapy could be used to improve social adjustment and Forgiveness in divorced women.
    Keywords: Compassion, Social Adjustment, Forgiveness
  • Alireza Boostanipoor, Roghaye Moslemi * Pages 141-157
    Introduction

     the prediction marital instability based on marital conflict with moderating role post-partum depression.

    Method

     In this descriptive-correlational study, all the postpartum women referring to health centers in Tehran in year 2018 constituted the research population. From this population, 149 postpartum women were selected through convenience sampling method. In this study, Edinburgh postnatal depression scale of Cox, Holden & Sagovsky (1987), marital instability index of Edwards, Johnson & Booth (1987) and marital conflicts scale of Barati & Sanaee (1994) were used for data collection in this study. Evaluation of the proposed model with path analysis using AMOS-16 software was done. The indirect relationships were tested by using bootstrapping procedure in Preacher and Hayes Macro command.

    Results

     The proposed model had an acceptable fitness to the data. Overall, the results showed all the direct paths were found significant. Also this model showed indirect path marital conflict with marital instability, through moderating role post-partum depression.

    Conclusion

    The evaluated model has a good fit and is an important step in identifying the factors that are effective in marital instability. Therefore, the model can be useful for the design and development of marital instability prevention programs.

    Keywords: Postpartum depression, couples&#039, conflict, marital instability
  • Ali Mazlomi Barm Sabz, Parviz Askari *, Behnam Makvandi, Parvin Ehteshamzadeh, Saeed Bakhtiarpour Pages 159-177

    The purpose of this study was to compare the effectiveness of positive-psychological intervention and emotional regulation training on  Nar- Anon group 's Character-Strength. The research was a Semi-experimental study with a pretest-post-test-follow-up with control group. The statistical population of this study was the addicted family in the meetings of the families of the anonymous addicts' families (Nar- Anon) in Omidieh city in 1397 whom 60 of them were randomly selected and randomly assigned to two groups of experimental and control group. The first group received positive-psychological intervention and the second group received emotional training, the third group did not receive training. The test instrument was a questionnaire of Character-Strength, which showed that Cronbach's alpha of 0.78 indicates the reliability of this. Data were analyzed using covariance analysis. The results showed that the difference between the two trained groups in the two post-test and follow-up groups was significant (P <0.01). There was also a significant difference between the groups of positive-psychological intervention and emotional regulation training (P <0.01); The intervention based on positive psychology has had a more effective effect. Considering the effectiveness of these interventions, they can be used to upgrade the ability of addicts and their families.

    Keywords: positive-psychological intervention, emotional regulation training, Character-Strength, Nar- Anon group
  • Saba Hadian, Daryoosh Amini * Pages 179-211
    The purpose of this study was to predict marital distress based on emotional intelligence, communication skills and marital conflicts and correlation method. Statistical population: The population of the study population consisted of all married students of Hamadan University of Medical Sciences in 3029 people. Samples based on the Fidel and Tabachnig formula (2007) were 107 people who were elevated to 111 cases with precautionary measures and were selected by stratified random sampling method. The research tool was four standard Penis marital maladaptation (1996), Cooper's Emotional Intelligence (1996), Queen's Animal Communication Skills (2004), and Jones Marital Conflict (1997). Data analysis was performed using regression and Pearson correlation. The results showed that beta values ​​for emotional intelligence were significant. The beta value in the communicative skills variable is not meaningful. There is an inverse relationship between emotional intelligence and marital disturbance. There is no meaningful relationship between marital distress and communication skills. Relationship between marital distress and marital conflicts is a direct and meaningful relationship. There is a direct and meaningful relation between the variables of emotional intelligence and communication skills. The meaningful test of correlation between emotional intelligence and marital conflicts is not meaningful. There is no meaningful relationship between the variables of communication skills and marital conflicts.
    Keywords: marital disturbance, emotional intelligence, communication skills, marital conflicts