فهرست مطالب

مذاهب اسلامی - پیاپی 11 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 11 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/12
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مهدی درگاهی، صدیقه مهدویان پور* صفحات 7-28
    وجود امنیت راه سرزمین وحی و انجام مناسک حج یکی از مسائل مهم فقه اسلامی است. نظر به وجوب حج و اهمیت خالی نماندن کعبه معظمه از حجاج، حکم وجود یا تامین استطاعت طریقی به عنوان شرط وجوب حج برای مکلفان، از منظر فقه مذاهب اسلامی چندان روشن نیست؛ از این رو پرسش از ماهیت شرط استطاعت طریقی با رویکرد تعطیلی حج در صورت عدم تامین امنیت حجاج از دیدگاه فقه مذاهب اسلامی، مسئله ای است که نیازمند کاویدن تا مرحله پاسخی درخور است. تامین نبودن امنیت حجاج در سرزمین وحی و مسیر منتهی به آن برای امتثال مناسک حج، موجب نبود استطاعت طریقی مکلفان و در نتیجه واجب نشدن حج برای او خواهد بود. چنانچه این امر به تعطیلی حج برای عموم مسلمانان منجر شود، بر حاکم اسلامی است که مقدمات انجام مناسک حج را فراهم آورد. این تحقیق با هدف شناخت حدود و ثغور ادله استطاعت طریقی و اثر آن بر تعطیلی حج و در سایه توصیف و تحلیل گزاره های فقه مذاهب اسلامی با داده های کتابخانه ای و به شیوه تطبیقی انجام شده است که نتیجه آن، واجب نبودن حج در صورت تامین نبودن امنیت در سرزمین وحی و مسیر منتهی به آن است.
    کلیدواژگان: استطاعت طریقی، امنیت حجاج، تعطیلی حج، فقه مذاهب اسلامی، استطاعت
  • عبدالرحمن باقرزاده* صفحات 29-57
    آشنایی با عمق معنای واژه ها و فرایند تحول آنها در بستر زمان و مکان، نقش بسزایی در فهم متون دینی دارد و اختلاف در فهم واژه ها تاثیر شگرفی در بروز تفاوت های فکری و حتی انشعاب مذاهب ایفا می کند. شواهد تاریخی نشان می دهد با ظهور اسلام، واژه های جدیدی وارد محاورات عمومی گشت، چنان که بسیاری از واژه ها نیز از وضع اولیه در محاورات مردمی فاصله و معنای جدیدی به خود گرفتند. یکی از این واژه ها، واژه «اهل البیت» بود که هرچند از لغات متداول ترکیب شد، کاملا رنگ خاص مذهبی به خود گرفت و مورد توجه و عنایت مسلمانان واقع شد. پرسش این است که رویکرد مسلمانان در تبیین معنای واژه مزبور چه تفاوت هایی دارد و کدام رویکرد با واقعیت منطبق است. هدف این مقاله ارائه رویکردها و بیان دیدگاه منتخب با تاکید بر منابع اهل سنت با روش توصیفی تحلیلی است و یافته های آن نیز حاکی از جدایی بین وضع لغوی و معنای مصطلح دینی می باشد.
    کلیدواژگان: اهل البیت، حدیث غدیر، آیه تطهیر، حدیث ثقلین، اصحاب کساء
  • ابراهیم قاسمی*، حمید ملک مکان، حبیب حاتمی کن کبود صفحات 59-77
    تجدید بنا یکی از موضوعات مهم در مسائل مذهبی به شمار می رود. مهم ترین تجدید بنایی که اباضیه معاصر انجام دادند و البته در آن هم بسیار موفق بودند، بحث اتهام زدایی است. اباضیان هنگامی که با اتهام هایی از طرف مذاهب یا شخصیت ها روبه رو شدند، برای ادامه حیات خود در جهان اسلام ناچار شدند دامان خود را از این گونه اتهامات پاک و منزه کنند. این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی عهده دار است به سه اتهام مهم مهم بپردازد و سخنان اباضیه در رد این اتهامات را تبیین کند: 1. انتساب اباضیه به خوارج، 2. روحیه خشونت طلبی و 3. کراهت از صحابه. گفتنی است این اتهامات بسیار موجب آزرده خاطرشدن اباضیه شده است.
    کلیدواژگان: اباضیه، اتهام زدایی، خوارج، خشونت، صحابه
  • سید ابوالحسن نواب* صفحات 79-100
    ظهور تفکر و راه و رسم سلفی گری و افراط گرایی در جامعه معاصر افغانستان از جمله معضلات بزرگی است که دامنگیر بخش زیادی از جامعه شده است. این تفکر در میان بخشی از اهل سنت افغانستان، نوعی تقابل و تنش های فکری را در حوزه مباحث اعتقادی و آثار فقهی کشور و جامعه اسلامی افغانستنان به وجود آورده است. عالمان سلفی فرقه های صوفیه را که بیشتر اهل سنت افغانستان از پیروان این جریان های فکری به حساب می آیند، خرافه پرست و بدعت گذار در دین دانسته و با نفوذ در مراکز دانشگاهی و سران اقوام، افکار بسیاری از دانشجویان و پیروان مکتب ماتریدیه را تغییر داده و از تفکر عقل گرایی ماتریدی دور ساخته اند. شکل گیری جریان ها و گروه های دینی و سیاسی و احزاب تاثیرگذاری نظیر طالبان و افغان العرب در عرصه های سیاسی و اجتماعی نیز از پیامدهای برجسته این پدیده است. نگارنده در این مقاله در تلاش است به بررسی این پدیده و پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن بپردازد.
    کلیدواژگان: سلفیه، ماتریدیه، افغانستان، تصوف، طالبان
  • فاطمه امامی*، شهین اوجاق علیزاده، صدیقه سنایی صفحات 101-123
    خردگرایی به مثابه مولفه ای بنیادین و کارمایه ای اساسی، همواره جزئی ثابت در شعر و هنر ایرانی بوده است؛ چه تعالی اجتماعی و تکامل تمدن، متوقف بر خردورزی و بهره مندی از این عنصر در جهان بینی است. اگرچه سنت غالب سبک خراسانی، «طبیعت گرایی» بوده است، با این همه شاعران این سبک فکری، به خردگرایی نیز بی توجه نبوده اند و مضامین مرتبط با خرد در میان اشعار این دسته به خوبی هویداست. هدف از این نوشتار بررسی جایگاه این عنصر در شعر سنایی و عمدتا در حدیقه الحقیقه است. بررسی محتوای حدیقه الحقیقه حکایت از بسامد بالای مضامین و مفاهیم مرتبط با خرد و خردگرایی نزد شاعر آن دارد، به طوری که تکرار 13 بار واژه «عقل»، 3 بار واژه «خرد» و ترکیبات آن، 9 بار «عقل کلی» و 1 بار «اللباب» در 22 بیت فصل اول منظومه حدیقه الحقیقه نشان از رویکرد عقلایی و خردمندانه سنایی در کتاب دارد.
    کلیدواژگان: سنایی، خردگرایی، خرد گریزی، حدیقه الحقیقه، سیر و سلوک عرفانی
  • رسول رضوی، مهدی جعفرزاده*، محمدرضا قاسمی صفحات 125-145
    شفاعت، از جمله مسائل مشترک میان تمام مذاهب اسلامی است، و تنها در چگونگی آن اختلاف نظرهایی وجود دارد. یکی از این اختلافات، طلب شفاعت از پیامبر، پس از رحلت ایشان است که به اعتقاد سلفی های تکفیری این عمل، مصداق شرک است. اهمیت این مسئله و نتایج خسارت بار آن در تکفیر مسلمانان و افزایش اختلاف، ضرورت بررسی این اعتقاد را در مذاهب مهم اسلامی مشخص می سازد. این تحقیق با هدف دستیابی به دیدگاه شافعی به عنوان یکی از چهار مذهب فقهی اهل سنت درباره آموزه شفاعت تدوین شده است. این تحقیق در مقام گردآوری به روش اسنادی کتابخانه ای، و در مقام داوری به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. بررسی آرای علمای شافعی حاکی از این مطلب است که برخلاف نظر سلفی های تکفیری، طلب شفاعت از پیامبر پس از رحلت آن حضرت، به نظر شافعی نه تنها هیچ منعی ندارد و موجب شرک و کفر نمی شود، بلکه زیارت قبر رسول خدا و درودفرستادن بر ایشان در کنار قبر آن حضرت، موجب تعظیم ایشان است و یکی از اسباب قطعی جلب شفاعت آن حضرت به حساب می آید.
    کلیدواژگان: شافعی، شفاعت، وهابیت، شرک، طلب شفاعت
  • مهدی فرمانیان*، عبدالرحیم رضاپور صفحات 147-168
    اهل حدیث و امامیه در تعیین حدود معنای ربوبیت و نتیجتا در تعیین حدود معنای شرک ربوبی با هم اختلاف نظر دارند؛ اما هر دو در این باور مشترک اند که مشرکان مکه در ربوبیت و تدبیر جهان، برای خداوند شریک در نظر می گرفتند و به همین جهت، بت ها را می پرستیدند. در واقع، باور به ربوبیت بت ها بود که منجر به عبادت آنها از سوی مشرکان مکه شد. در این راستا، بعثت پیامبر اسلام(ص) نیز بدین منظور بود که مشرکان مکه را از شرک ربوبی و بالتبع، شرک عبادی بپیراید و آنان را به توحید در ربوبیت و بالتبع، توحید در عبادت رهنمون سازد؛ بنابراین برخلاف وهابیت، اهل حدیث و امامیه معتقدند مشرکان مکه فقط به شرک عبادی مبتلا نبودند، بلکه آنان به شرک ربوبی مبتلا بودند و اساسا همین اعتقاد نادرست، سرمنشا شرک عبادی بود؛ بر همین اساس باید گفت اهل حدیث که وهابیت به آثار آنان استناد می کنند، شرک مشرکان مکه را شرک ربوبی، و شرک عبادی را لازمه شرک ربوبی می دانند.
    کلیدواژگان: شرک، مشرکان مکه، توحید در ربوبیت، توحید در عبادت، امامیه، اهل حدیث
  • رضا الهی منش، مصطفی فرهودی* صفحات 169-185
    صراط مستقیم از آموزه های اساسی قرآن کریم است که از منظر حق سبحانه، یک راه بیش نیست. بر همین اساس است که در فرهنگ قرآنی، صراط مستقیم به دو قسم «تکوینی و تشریعی» تقسیم می شود. با توجه به اینکه خداوند متعال بر اساس رحمت رحمانی، نظام هستی را بر توحید و عدالت ایجاد کرده و به اقتضای رحمت عامه خود، موجودات را بر صراط مستقیم تکوینی حق قرار و حرکت داده است، در این فرهنگ، صراط مستقیم تکوینی «تغیرناپذیر، تحویل ناپذیر و تقابل ناپذیر» است، و حق تعالی به همه موجودات قرب تکوینی، و بر همه آنان احاطه وجودی دارد. علامه طباطبایی صراط مستقیم تکوینی را بر اساس دو حد وسط مالکیت مطلقه و صیرورت ممکنات به سوی حق سبحانه اثبات می کند و آیت الله جوادی آملی آن را با دو حد وسط ربوبیت مطلقه و حرکت ممکنات که متحرک اصلی آن ذات اقدس الهی است، تبیین می کند. این مقاله ضمن اینکه ناظر به صراط مستقیم تکوینی است، سعی بر آن دارد این قسم از صراط را که بر مدار رابطه «حق و خلق» استوار است، از دیدگاه دو مفسر سترگ، یعنی علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی اثبات کند.
    کلیدواژگان: صراط مستقیم تکوینی و تشریعی، صیرورت، ربوبیت مطلقه، قرب تکوینی، طباطبایی، جوادی آملی
  • علیاللهبداشتی، کبری خان آبادی* صفحات 187-207
    این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا به تعریف، تنقیح و مقایسه روش تفسیری ابن تیمیه و علامه طباطبایی می پردازد و با معرفی شیوه تفسیری این دو، در گام بعدی به تحلیل پیامد هر دو روش تفسیری بر یکی از مهم ترین موضوعات قرآنی- یعنی تمایز آیات محکم و متشابه و تفسیر هر یک از این دو در نگاه آنان- توجه دارد. ارزیابی این نگرش ها واپسین گام این مقاله است که طی آن دو روش تفسیری- که یکی مبتنی بر شیوه ماثور و دیگری مبتنی بر شیوه معقول است- مقایسه خواهد شد. به نظر می رسد روش تفسیری ماثور ابن تیمیه راه معقول و مطمئنی را برای تفسیر آیات متشابه قرآن در اختیار ندارد. در مقابل، موضوعیت ممتاز عقل در روش تفسیری علامه طباطبایی، آیات محکم و متشابه را به شکلی روشمند از یکدیگر متمایز می کند و در تفسیر هر دو گروه از آیات، جانب ادب شرعی و کاوش عقلی را به موازات یکدیگر پاس می دارد.
    کلیدواژگان: روش شناسی تفسیر، عقلانیت دینی، محکم و متشابه قرآنی
  • محمد باقر محمدی لائینی* صفحات 209-228
    «دین» نیاز به تبیین، دفاع و دعوت دارد، که مرحله اول بر عهده پیامبر اسلام و اهل بیت پاک او(ع) و مرحله بعد بر عهده عالمان دین استویکی از شیوه های آن مناظره است. از معصومان(ع) و عالمان دینی و کلامی مناظره های فراوانی نقل شده است که بخشی از تبیین و تفسیرهایی که حضرات معصوم از اصول و مبانی دین ارائه کرده اند یا دفاعیاتی که از آن داشته اند، ضمن همین مناظره های کلامی آمده است. پس برای ما مهم است که با این مناظرات آشنا شویم و خصوصا بدانیم شبهات آن زمان ها در چه موضوعات و زمینه هایی بوده است و اینکه امامان ما چگونه از آنها بحث کرده و به آنها پاسخ داده اند. این مقاله بر آن است که با نگاهی به احتجاج های کلامی معصومان، گزارشی از موضوعات مطرح شده در این احتجاج ها که در کتاب احتجاج طبرسی آمده است، ارائه کند و نقش این احتجاج ها در رشد دانش کلام را تحلیل نماید. گرچه مطالعه و تحقیق درباره احتجاج های معصومان(ع) از پیشینه قابل ملاحظه برخوردار است،تحقیقی با هدف گزارش موضوعات مطرح شده در احتجاج های کلامی معصومان و تحلیل رشد دانش کلام بر اساس آنها سابقه ندارد.
    کلیدواژگان: موضوعات احتجاج های کلامی، معصومان، احتجاج طبرسی، رشد علم کلام
  • عزالدین رضانژاد*، محمدرضا مصحفی صفحات 229-246
    در قرن سیزدهم هجری با ظهور شخصی به نام شیخ احمد احسایی در میان علمای شیعه، مبانی جدیدی در روش شناسی امامیه مطرح گردید و این مبانی را جانشینان احسایی به کار گرفتند و مبدا برخی از آموزه های نو شد. این روش شناسی در نهایت به بدعت ها و انشقاقاتی در مذهب شیعه منجر شد و سرانجام فرقه شیخیه را بنیان نهاد. مهم ترین مبانی روش شناسی شیخیه عبارت اند از اعتقاد به حذف آیاتی از قرآن، قائل شدن به حجیت ظواهر روایات بدون اعتنا به روش اصولیان، مراجعه به حدیث به صرف نقل ثقه و اهمیت ندادن به روش علمای رجال و درایه در اعتبار حدیث، که به کارگیری این روش ها پیامد هایی چون حذف کتاب الهی و دخالت احادیث مجعول و ضعیف و نامنطبق با عقل سلیم در منابع معرفتی را به دنبال داشته و نتیجه آن باورمندی به عقاید انحرافی و غلوآمیز بوده است. در این نوشتار مبانی روش شناسی شیخیه با استفاده از روش تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای بررسی و نقد شده است.
    کلیدواژگان: روش شناسی شیخیه، شیخ احسایی، سیدکاظم رشتی، حاج محمدخان کرمانی، حاج ابوالقاسم خان ابراهیمی
  • محمد امامی*، سیدمهدی نقیبی، محمد مهدی یزدانی صفحات 247-273
    یکی از واجبات نماز، قرائت است که به اتفاق تمام مذاهب اسلامی، خواندن سوره حمد واجب است. بعد از قرائت فاتحه، قرائت سوره ای دیگر از قرآن لازم است که این مطلب از چند جهت مورد اختلاف فقها است. یکی لزوم قرائت سوره ای کامل یا امکان اکتفا به چند آیه و دیگر جواز قرائت سوره دارای سجده واجب. این جستار بر اساس روایات پیامبر اکرم(ص) و روایات اهل بیت)ع) به مطالعه مسئله دوم یعنی جواز قرائت سوره سجده دار (عزیمه) در نماز واجب پرداخته است. در این مقاله پس از مفهوم شناسی سوره و عزیمه،  به شیوه کتابخانه ای اقوال مختلف در زمینه جواز قرائت سوره عزیمه در نماز مطرح و تحلیل وبررسی می شود و در پایان دیدگاه نویسندگان، که حرام نبودن قرائت سور عزیمه در نمازهای واجب است، با توجه به روایات و دیگر دلایل مطرح خواهد شد.
    کلیدواژگان: قرائت، سوره، عزیمه، سجده
|
  • Mahdi Dargahi, Sediqeh Mahdavianpur * Pages 7-28
    The safety of the travel path to the land of revelation, Mecca, for the practices of Hajj is one of the most important issues in fiqh. Considering the obligation of Hajj and the importance of continuing to keep the Ka’ba as a host for throngs of pilgrims, the issue of possessing or providing the ability regarding the travel path as a condition of the obligation of Hajj for those who are obliged to perform it is not yet so clear; thus, the nature of the ability regarding the travel path if unsafety of pilgrims leads to the cancelation of Hajj from the viewpoint of the fiqh of Islamic sects is a question that needs to be answered properly. Unsafety of pilgrims in the land of revelation and their path to it to perform the rituals of Hajj leads to the lack of ability regarding the travel path for those who are obliged to perform Hajj, and consequently, arises the obligation from them. If this results in the cancelation of Hajj for all Muslims, then it is up to the Islamic ruler to make arrangements for the Hajj rituals to be performed. This study, aimed at identifying the limits and conditions of the arguments for the ability regarding the travel path and its effect on the cancelation of Hajj in light of the description and analysis of the propositions of the fiqh of Islamic sects, was done using library data in a comparative manner, the result of which is that Hajj is not obliged if there is unsafety in the land of revelation and the travel path to it.
    Keywords: Ability [Istiṭā’a] regarding the travel path, Safety of pilgrims, Cancelation of Hajj, Fiqh of Islamic sects, ability
  • Abdul, Rahman Bagherzadeh * Pages 29-57
    Understanding the meaning of words and the process of their evolution in the context of time and place has a great role in comprehending religious texts, and differences in understanding words greatly affect the emergence of intellectual differences and even sectarian divisions. Historical pieces of evidence suggest that with the advent of Islam, new words found their way into the public discourse, just as many words diverging from their original senses took on new meanings in public conversations. One of these words was "Ahl al-Bayt", which despite being a combination of two common words, took on a distinctly religious color and was widely adopted by Muslims. The question is: what are the differences in the approach of Muslims to explain the meaning of the word and which approach is accurate? The purpose of this article is to present the approaches and offer the espoused viewpoint with focus on Sunni sources through a descriptive and analytical method, and its findings indicate a distinction between the lexical meaning and the religious meaning.
    Keywords: Ahl al-Bayt, Hadith al-Gadīr, Al-Taṭhīr verse, Hadith al-Thaqalayn, Companions of the Cloak [Ashab al-Kisa’]
  • Ebrahim Qasemi *, Hamid Malekmakan, Habib Hatami Kankabud Pages 59-77
    Reform is one of the important issues in religious matters. The most important reform that the contemporary Ibadiyya have undertaken and has, of course, been very successful is the rejection of accusations. When faced with accusations from sects or personalities, the Ibadis were forced to reject such accusations in order to survive in the Islamic world. This paper, with a descriptive-analytical approach, deals with three important accusations and explains the Ibadis’ remarks in rejecting these accusations: 1. Associating Ibadis with Khawarij, 2. Resorting to violence, and 3. Disdaining the companions of the Prophet. It is to say that these accusations have greatly annoyed the Ibadis.
    Keywords: Ibadiyya, Rejection of accusations, Khawarij, Violence, companions
  • Abul, Hasan Nawab * Pages 79-100
    The emergence of Salafism and extremism in contemporary Afghan society is one of the major problems that has engulfed much of the community. This thought, among some of the Sunnis of Afghanistan, has created some sort of conflict and intellectual tension in the area of ideological and jurisprudential issues of the country and the Islamic community of Afghanistan. Salafi scholars regard Sufi sects, whose trends of thought are followed by the majority of Afghan Sunnis, as superstitious and heretical in religion, who have, through their impact on academic centers and tribal leaders, changed the minds of many students and followers of Maturidi school of thought and pushed them away from Maturidi rationalism. The emergence of religious and political groups and influential parties such as the Taliban and Afghan Arabs in political and social spheres is also a prominent consequence of this phenomenon. In this article I seek to examine this phenomenon and its political and social consequences.
    Keywords: Salafism, Maturidiyya, Afghanistan, Sufism, The Taliban
  • Fatemeh Emami *, Shahin Ujaq Alizadeh, Sedigheh Sanaee Pages 101-123
    Rationalism as a fundamental component and core material has always been an element of Iranian poetry and art, since social excellence and perfection of civilization depend on rationality and deployment of this element in the worldview. Although "naturalism" has been the dominant tradition of the Khorasani style, however, the poets of this style have not ignored rationalism, and wisdom-related themes in the poems of this category are evident. The purpose of this article is to investigate the position of this element in Sanā'ī's poems and mainly in Ḥadīqat al-Ḥaqīqa. Examination of the content of Ḥadīqat al-Ḥaqīqa indicates high frequency of the themes and concepts related to wisdom and rationality to this poet, just as the fact that the word ’aql (intellect) was repeated 13 times, khirad (wisdom) and its cognates were repeated 3 times, ‘aql kullī (universal intellect) was repeated 9 times and al-Lubāb occurred once in 22 verses of the first chapter of the poetry collection of Ḥadīqat al-Ḥaqīqa illustrates Sanā'ī's rational and wise approach in the book.
    Keywords: Sanā'ī, Rationalism, Irrationalism, Ḥadīqat al-Ḥaqīqa, mystical journey
  • Rasul Razavi, Mahdi Jafarzadeh *, Muhammdreza Ghasemi Pages 125-145
    Intercession is one of the common beliefs among all Islamic sects, where there only differences among them over the manner of its realization. One of the differences is about the intercession of the Prophet (s) after his demise, which is believed by Takfiri Salafis to be an example of polytheism. The importance of this issue and its damaging consequences for the excommunication of Muslims and increasing divisions makes it necessary to examine this belief in important Islamic sects. This research is designed to clarify the Shafi'i view, as one of the four Sunni jurisprudential sects, about the doctrine of intercession, and was conducted using library-documentary method for data collection and descriptive-analytical method for data processing. An examination of the views of Shafi'i scholars suggests that, contrary to the view of the Takfiri Salafis, seeking intercession from the Prophet (s) after his demise according to Shafi'i view is neither prohibited, nor does it lead to polytheism and heresy. Instead, it is a means of his reverence and one of the definite ways of attracting his intercession to visit the grave of the Prophet (s) and salute him next to his grave.
    Keywords: Shafi'i, intercession, Wahhabism, polytheism, Seeking intercession
  • Mahdi Farmanian *, Abdul Rahim Rezapur Pages 147-168
    Ahl al-Hadith and Imamiyya disagree on how to determine the limits of the meaning of divinity [Rububiyyat], and consequently on the meaning of polytheism in divinity, but both share the belief that the polytheists of Mecca attributed partners to God in divinity and providence of the world, and thus worshiped idols. In fact, it was the belief in divinity of idols that led the Meccan polytheists to worship them. In this regard, the mission of the Prophet (s) was to dissuade the Meccan polytheists from polytheism in divinity and consequently from polytheism in worship, and guide them to monotheism in divinity and then to monotheism in worship. So unlike Wahhabism, Ahl al-Hadith and Imamiyya hold that the Meccan polytheists not only followed polytheism in worship, but also polytheism in divinity, and basically this false belief was the source of polytheism in worship. Accordingly, it should be said that Ahl al-Hadith, to whose works Wahhabis refer, consider the polytheism of the Meccan polytheists as polytheism in divinity and polytheism in worship as its concomitant.
    Keywords: polytheism, Meccan polytheists, Monotheism in divinity, Monotheism in worship, Imamiyya, Ahl al-Hadith
  • Reza Elahimanesh, Mustafa Farhudi * Pages 169-185
    The right path is one of the fundamental teachings of the Qur’an, which from God’s point of view is only one path. It is on this basis that in the Qur'anic culture, the right path is divided into two categories: "existential" and "legislative". Considering that God the Almighty has created the system of existence based on monotheism and justice by His all-inclusive mercy, and has established and moved the beings on the existential right path, in this culture, the existential right path is "immutable", "unalterable" and "incontestable", and God, the Almighty, has existential proximity to all beings and existential dominance over them. Allāma Ṭabāṭabā’ī proves the existential right path based on two middle terms—absolute ownership and the becoming or transformation of contingent beings toward the Exalted Existent—and Ayatollah Jawādī Āmulī explains it in terms of two middle terms—absolute divinity and movement of contingent beings whose mover is the Divine Essence. Assuming the existential right path, this paper seeks to prove this type of path, which is based on the relationship between "the Divine Truth and the beings", from the viewpoints of the two great exegetes of the Qur’an, Allāma Ṭabāṭabā’ī and Ayatollah Jawādī Āmulī.
    Keywords: Existential, legislative right path, Absolute divinity, Becoming, Absolute ownership, Existential proximity, Allāma Ṭabāṭabā’ī, Ayatollah Jawādī Āmulī
  • Ali Aliallahbedashti, Kubra Khan Abadi * Pages 187-207
    Drawing upon a descriptive-analytical method, this paper firstly defines, examines and compares the exegetic approaches of Ibn Taymiyya and Allāma Ṭabāṭabā’ī, and by introducing their exegetic methods, in the next step, explores the consequences of the two exegetic approaches for one of the most important Quranic themes – the distinction between clear and ambiguous verses and the interpretation of each one in their views. In the last step, this paper evaluates these views, and thereby will compare the two exegetic approaches – that one is on the basis of hadiths and the other based on an intellectual method. It seems that the exegetic approach of Ibn Taymiyya on the basis of hadiths is not a reasonable and reliable method to interpret the ambiguous verses of the Qur’an. In contrast, the prior objectivity of intellect in the method of Allāma Ṭabāṭabā’ī distinguishes clear verses from ambiguous ones in a systematic manner, and maintains both canonical principles and intellectual exploration in parallel with interpreting both groups of verses..
    Keywords: Methodology of exegesis, Religious intellectuality, Clear, ambiguous verses of the Qur’an
  • Mohammad Baqir Mohammadi Laini * Pages 209-228
    Religion needs to be explained, defended, and promoted, and the first stage of this was carried out by the Prophet (s) and his infallible progeny (a), and in the next step, it is up to religious scholars to do so, one of whose methods is debate. There have been narrated many debates from the Infallibles and the theological and religious scholars, which include some explanations and interpretations of the principles and foundations of religion by the Infallibles or their defenses thereof. So, it is important for us to get acquainted with these debates and particularly to know what themes and areas were subject to skepticisms at that time and how the infallible Imams have discussed and responded to them. Having a look at the theological arguments of the Infallibles (a), this article aims to provide an account of the issues raised in these arguments in Iḥtijāj of Ṭabarsī, and analyzes the role of these arguments in the growth of theology. Although a study of the arguments of the Infallibles (a) requires a considerable background, a research with the purpose of reporting the themes raised in the theological arguments of the Infallibles and analyzing the growth of theology based thereon is unprecedented.
    Keywords: Themes of theological arguments, The Infallibles (a), Iḥtijāj of Ṭabarsī, Growth of theology
  • Izuddin Rezanejad *, Mohammad Reza Moshafi Pages 229-246
    In the thirteenth century AH, with the emergence of a person named Shaykh Aḥmad Aḥsā'ī among the Shiite scholars, new principles were introduced in Imamiyya methodology that were deployed by the successors of Aḥsā'ī and became the origin of some new teachings. This methodology eventually resulted in some heresies and divisions in Shia that finally led to the establishment of Shaykhiyya. The most important principles of Shaykhiyya methodology include the belief in elimination of some verses from the Qur'an, the belief in apparent meanings of hadiths as proofs without regard to the method of the Usulis, relying on a hadith merely based on it being transmitted by reliable transmitters, ignoring the method of scholars of rijāl and dirāya in authenticating hadiths. The deployment of these methods had consequences such as excluding the Divine Book from, and including fabricated and weak hadiths inconsistent with the common sense, in sources of religious knowledge, which in turn resulted in devious and exaggerated beliefs. In this paper, the principles of Shaykhiyya methodology have been reviewed using descriptive-analytic method and criticized using the method of library resources.
    Keywords: Shaykhiyya methodology, Shaykh Aḥsā'ī, Sayyid Kāẓim Rashtī, Ḥājj Muḥammad Khān Kirmānī, Ḥājj Abul-Qāsim Khān Ibrāhīmī
  • Muhammad Imami *, Sayyid Mahdi Naghibi, Muhammadmahdi Yazdanee Pages 247-273
    One of the obligatory acts of prayers is recitation of Sura al-Ḥamd or al-Fātiḥa, over which all Islamic sects have consensus. After reciting Sura al-Fātiḥa, it is obligatory to recite another sura of the Qur'an, which is a matter of disagreement among jurists in several ways. One is the necessity of reciting a complete sura or the possibility of resting content with the recitation of a few verses, and the other is the permissibility of reciting the suras containing obligatory prostrations. This study based on the hadiths from the Prophet (s) and the Ahl al-Bayt (a) examines the latter issue, namely, the permissibility of reciting the suras containing obligatory prostrations (‘azīma) in obligatory prayers. In this paper, we begin by introducing the concepts of sura and ‘azima, and then discuss and analyze different issues regarding the permissibility of reciting the ‘azīma suras in prayers, using library method. In the end, we conclude that the recitation of the ‘azīma suras is permissible based on certain hadiths and other arguments.
    Keywords: Recitation, Sura, ‘Azīma, Prostration