فهرست مطالب

رهیافت های سیاسی و بین المللی - شماره 59 (پاییز 1398)
  • شماره 59 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسن اعمایی*، مصطفی رضایی صفحات 11-33

    اگر کارویژه اصلی احزاب را دست یابی به قدرت و کسب کرسی‌های نمایندگی بدانیم، مهم ترین مسئله‌ای که پیش روی کنشگران سیاسی قرار می‌گیرد، فراهم کردن بسترهای نهادینه و قانون مند جهت مشارکت سیاسی افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی است و در همین زمینه نظام انتخاباتی و رابطه ی آن با نظام حزبی اهمیت پیدا می‌کند. در ایران به دلیل کاستی‌های نظام انتخاباتی، نظام حزبی با بحران عدم نهادینگی و بی ثباتی مواجه است. از این رو، پرسش اصلی این مقاله این است که چرا علی‌رغم وجود آزادی تشکیل احزاب سیاسی در قوانین ایران، حکمرانی حزبی شکل نگرفته است؟ این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی و با استفاده ‌از چشم انداز نهادگرایانه، به دنبال بررسی نقش نظام حقوقی و به تبع آن قوانین و مقررات حاکم بر احزاب و انتخابات در شکل‌گیری و تثبیت نظام حزبی در ایران است. بررسی قوانین حاکم بر احزاب از بدو شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که ایجاد موانع گوناگون و عدم توازن میان حقوق و تکالیف احزاب در این قوانین، از عوامل اصلی و بی واسطه ی عدم نهادینگی احزاب و حکمرانی حزبی است. در واقع، قواعد نهادی (قانون انتخابات و احزاب) در جمهوری اسلامی، به‌جای آن‌که مشوق شکل‌گیری و تثبیت سازوکارهای حزبی باشند، آنها را تخریب و تضعیف کرده‌اند.

    کلیدواژگان: حزب، نظام حزبی، نظام انتخاباتی، نهادینگی، قانون احزاب
  • مصطفی انصافی*، شجاع احمدوند صفحات 34-57

    حداقل از زمان ورود نخستین مهاجران به ایران در دوره ی ماقبل مادها، ایران به لحاظ ایدئولوژیک به ایران مزدایی یا خرد مزدایی مشهور بود که در آن کثیری از خدایان، ایزدکده ی ایرانیان را شکل می‌دادند. اما به‌تدریج تصویر خدایان ایرانی روشن و روشن‌تر شد. البته این امر نسبتی با ساختار قدرت داشت، چنان که با ظهور دولت ساسانی، هم‌نشینی جالبی میان آیین زرتشت با این دولت برقرار شد. این که چرا و چگونه دولت ساسانی از میان کثیری از آیین‌های مزدایی چون زروانیسم، میترایسم، مانویت و حتی ادیان وارداتی مثل مسیحیت و یهودیت، به خدای زرتشت پیوست، واجد اهمیت پژوهشی بسیاری است. بدین‌سان، هدف این مقاله بررسی چرایی و چگونگی اولویت یافتن آیین زرتشت در ذهنیت و عملکرد زمام داران ساسانی است. روش این مقاله، تحلیل گفتمان از نوع گفتمان لاکلا و موف است. بر این اساس، عناصر اصلی گفتمان الهیات سیاسی زرتشتی، عناصر هژمونیک، مفصل‌بندی‌ها، کارگزار اجتماعی و غیریت‌ساز آن مورد واکاوای قرار خواهند گرفت. بر اساس یافته‌های این مقاله، آیین زرتشت واجد مولفه‌هایی است که الهیات موجود در آن را برای سیاست یکپارچه‌سازی، هویت سیاسی و ضدیت با تکثر نیروها که خصلت اصلی حکمرانی ساسانی بود، فراهم می‌کند. نتیجه آن که عناصر اصلی الهیات زرتشتی چون هستی‌شناسی کیهانی، جهان‌بینی خیمه‌ای، فره ایزدی و خودچیرگی، مبنای اصلی حکمرانی ساسانی را برای اجرای یک سیاست همگون‌ساز در قلمرو پارس فراهم آورد.

    کلیدواژگان: اندیشه سیاسی، آیین زرتشت، ساسانیان، الهیات سیاسی، هژمونی
  • علی باقری دولت آبادی*، محمدحسن اسدی صفحات 58-81

    یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در سال‌های اخیر ذهن دانش پژوهان، سیاست گذاران فرهنگی و آموزشی و حتی مقامات عالی کشور را به خود مشغول کرده، زمینه‌سازی برای تولید دانش بومی و نیل به چنین دانشی است. دانش روابط بین الملل نیز از این دغدغه جدا نبوده و همیشه این بحث وجود داشته که تا چه حد تولید دانش بومی در این رشته صورت گرفته است. یکی از پایه‌های تدوین نظریه‌های بومی روابط بین الملل، توجه به سنت‌های فکری در طول تاریخ یک کشور است. سعدی از جمله شاعران ایرانی است که در نظم و نثر خود به حوزه ی سیاست و حکومت توجه نشان داده است. بر این اساس، سوال اصلی پژوهش این است که نگاه سعدی به جهان و روابط با سایر دولت ها در قالب کدام سنت نظری جای می گیرد؟ هدف از انجام این پژوهش، شناخت و معرفی سرمایه های فکری و اندیشه ای ایرانیان برای بهره گیری در تولید نظریه های بومی روابط بین الملل در آینده است. فرضیه پژوهش- همان‌گونه که در تصویرسازی های انجام شده از سعدی در جامعه وجود دارد- بر تعلق وی به نظریه لیبرالیسم (شاخه آرمان گرایی) تاکید دارد. برای آزمون فرضیه، از روش مقایسه ای استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از مجموع نظریه‌های طرح شده در قرن بیستم، دو سنت واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی را به‌خوبی می‌توان در آثار سعدی یافت. آنچه سعدی را در این میان متمایز می‌سازد، سیر اندیشه ی وی از واقع‌گرایی یا آرمان‌گرایی محض به سوی واقع‌گرایی عمل‌گرایانه است که در کمتر اندیشمند و نظریه پردازی مشاهده می‌شود.

    کلیدواژگان: سعدی، نظریه های روابط بین الملل، دانش بومی، واقع گرایی، آرمان گرایی، واقع گرایی عمل گرایانه
  • علی باقری دولت آبادی*، محمدحسن اسدی صفحات 82-106

    یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در سال‌های اخیر ذهن دانش پژوهان، سیاست گذاران فرهنگی و آموزشی و حتی مقامات عالی کشور را به خود مشغول کرده، زمینه‌سازی برای تولید دانش بومی و نیل به چنین دانشی است. دانش روابط بین الملل نیز از این دغدغه جدا نبوده و همیشه این بحث وجود داشته که تا چه حد تولید دانش بومی در این رشته صورت گرفته است. یکی از پایه‌های تدوین نظریه‌های بومی روابط بین الملل، توجه به سنت‌های فکری در طول تاریخ یک کشور است. سعدی از جمله شاعران ایرانی است که در نظم و نثر خود به حوزه ی سیاست و حکومت توجه نشان داده است. بر این اساس، سوال اصلی پژوهش این است که نگاه سعدی به جهان و روابط با سایر دولت ها در قالب کدام سنت نظری جای می گیرد؟ هدف از انجام این پژوهش، شناخت و معرفی سرمایه های فکری و اندیشه ای ایرانیان برای بهره گیری در تولید نظریه های بومی روابط بین الملل در آینده است. فرضیه پژوهش- همان‌گونه که در تصویرسازی های انجام شده از سعدی در جامعه وجود دارد- بر تعلق وی به نظریه لیبرالیسم (شاخه آرمان گرایی) تاکید دارد. برای آزمون فرضیه، از روش مقایسه ای استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از مجموع نظریه‌های طرح شده در قرن بیستم، دو سنت واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی را به‌خوبی می‌توان در آثار سعدی یافت. آنچه سعدی را در این میان متمایز می‌سازد، سیر اندیشه ی وی از واقع‌گرایی یا آرمان‌گرایی محض به سوی واقع‌گرایی عمل‌گرایانه است که در کمتر اندیشمند و نظریه پردازی مشاهده می‌شود.

    کلیدواژگان: سعدی، نظریه های روابط بین الملل، دانش بومی، واقع گرایی، آرمان گرایی، واقع گرایی عمل گرایانه
  • ابراهیم عباسی*، عظیم الله محمودی صفحات 107-131

    جایگاه و نقش دولت در اقتصاد و نوع این حضور، مسئله ی مهم محققان توسعه بوده است. در ایران نیز این موضوع مناقشه ی زیادی بین طرفداران تصدی‌گری دولت و ایفای وظایف حاکمیتی ایجاد کرده است. سوال مهم مقاله ی حاضر، بررسی ویژگی‌های دولت و نقش‌های آن در اجرای برنامه ی سوم توسعه از منظر نهادگرایی است. «دولت خودگردان» و «دولت خودگردان متکی بر جامعه» مهم‌ترین شاخص‌های دولت توسعه‌گرا از دیدگاه ایوانز هستند. نقش‌های تولی‌گری، تصدی‌گری، قابلگی و پرورش گری دولت نیز قانون‌مندی‌های ایوانز برای تعریف دخالت دولت در توسعه ی صنعتی است. فرضیه ی تحقیق آن است که دولت در برنامه ی سوم توسعه، در شاخص‌هایی مانند «دیوان سالاری کارآمد، استقلال نسبی دولت و خوداتکایی متکی به جامعه»، افق‌هایی برای حل مشکلات ساختاری دولت‌ ترسیم کرد، هرچند در حل آن‌ها با چالش‌هایی مواجه بود. هم چنین در این برنامه، بر گسترش برخی از صنایع تاکید شد که ایوانز آن ها را مادر صنایع لقب داده است و قدرت «سرریز» و حرکت دهنده به سایر صنایع را دارند. روش این مقاله، تبیینی و از نوع مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی است. هدف تاکید بر اهمیت جایگاه دولت در مسیر توسعه ی ایران و شناسایی نقش‌های دولت، بر مبنای دیدگاه ایوانز است تا قوت و ضعف یکی از برنامه‌های توسعه از منظر اقتصاد سیاسی مشخص شود.

    کلیدواژگان: دولت توسعه گرا، نهادگرایی جدید، ایوانز، نانو، صنعت خودرو، برنامه ی سوم توسعه
  • ندا کهریزی*، قدرت احمدیان صفحات 132-155

    با از بین رفتن ساختار دوقطبی، عدم‌توازن‌ بر نظام بین‌الملل حاکم شد. در موازنه ی قدرت، مدیریت بحران‌ها توسط دو بلوک انجام می‌شد، اما پس از فروپاشی این نظام، مدیریت بحران‌ها بالاخص در مناطقی چون خاورمیانه، امری دور از دسترس به نظر می‌رسد. منازعه ی فرامنطقه‌ای چندین ساله در سوریه، مثال بارز این گفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به «چرایی استمرار بحران سوریه و عدم مدیریت آن در شرایط فقدان موازنه ی قوا در نظام بین‌الملل» است. با بهره‌ گیری از روش کتابخانه‌ای، می‌توان یکی از دلایل عدم مدیریت بحران سوریه را «عدم تجانس میان الگوهای رفتاری اتخاذشده توسط قدرت‌های منطقه (جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، عربستان) جهت مدیریت بحران در شرایط فقدان موازنه در ساختار نظام» دانست. جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ الگوی رفتاری مبتنی بر خویشتن‌داری، عربستان با الگوی رفتاری تهاجمی و ترکیه با رفتاری بدون ملاحظه، تجانسی در رویکردهای خود به بحران سوریه نداشتند. بررسی امنیت و سازوکار مدیریت بحران و قدرت‌های دخیل در این فرآیند، حائز اهمیت بسیاری است. هدف این نوشتار، تبیین الگوی رفتاری قدرت‌های منطقه است تا نشان دهد که تعارض عملکرد آنان چگونه مدیریت بحران و صلح در خاورمیانه را به امری غیرمعمول تبدیل کرده است. چارچوب نظری پژوهش از پارادایم واقع‌گرایی بهره گرفته است. در قالب این فرانظریه، از رهیافت‌های چندگانه ی مطرح‌شده توسط بنجامین میلر که در حیطه ی مدیریت بحران چارچوبی منحصربه‌فرد است استفاده شده است. صلح در خاورمیانه نیازمند الگوهای رفتاری متجانس سه قدرت یادشده است.

    کلیدواژگان: مدیریت بحران، الگوهای رفتاری، قدرت های منطقه ای، ساختار نظام بین الملل
  • سیدرضا موسوی نیا* صفحات 156-177

    این مقاله در پی امکان و نحوه کاربست نظریه‌های روابط بین‌الملل در روند آینده‌پژوهی است. برخی از آینده‌پژوهان به واسطه ی ابتنای آینده‌پژوهی بر تصورات و نگرش چرخشی به تاریخ، آینده‌پژوهی را روشی تفسیری می‌دانند و معتقدند که استفاده از چارچوب نظری و یا مفهومی (به‌عنوان ابزار تحلیل و تبیین) در مطالعات تفسیری غیرممکن است. در مقابل، برخی استدلال می‌کنند که روند آینده‌پژوهی فقط مبتنی بر تصویر و تصورات نیست، بلکه می‌تواند مبتنی بر شواهد تجربی (فکت‌ها) باشد؛ پس می‌توان از نظریه به‌عنوان ابزار تبیین و تحلیل بهره برد. در این مقاله قصد داریم دیدگاه سومی را مطرح ‌کنیم و با تقسیم روند آینده‌پژوهی به دو مرحله ی اکتشافی و هنجاری، نشان ‌دهیم استفاده از چارچوب نظری در مرحله ی اکتشافی، ممکن اما محدودیت‌زاست، ولی بهره‌مندی از نظریه‌ در مرحله ی هنجاری برای آینده‌سازی راه‌گشاست. نتایج این مقاله نشان می‌دهد که آینده‌پژوهی مبتنی بر دو مرحله ی اکتشافی و هنجاری است. در مرحله ی نخست، آینده‌های محتمل طی فرآیندی با راهبرد استقرایی کشف می‌شوند. محصورکردن این مرحله به چارچوب نظری، محدودیت هستی‌شناسی ایجاد می‌کند؛ اما در مرحله ی هنجاری می‌توان در مرحله ی سناریو‌سازی و تجویز از یک یا چند نظریه ی به خصوص پیش‌بینی نظریه‌ها بهره مند شد. این مقاله کاربست نظریه‌های روابط بین‌الملل در آینده پژوهی را با ذکر مثالی از «آینده ی روابط ایران و اتحادیه ی اروپا پس از خروج آمریکا از برجام تا سال 2021» نشان می‌دهد. روش پژوهش توضیحی-تبیینی است.

    کلیدواژگان: آینده پژوهی، ایران، اتحادیه اروپا، برجام، مرحله ی اکتشافی، مرحله ی هنجاری
|
  • Ibrahim Abbasi* Pages 107-131

    The position and roles of states in the economy and their type of presence has been an important issue for development scholars. The question of the present research is exploring the features of the state in the implementation of the Third Development Plan from the perspective of institutionalism. According to Peter Evans, self-reliance of state )meritocratic bureaucracy(, and community-based self-reliance are the key indicators of the developmental states. The Custodian, Demiurge, Midwifery and Husbandry roles are Evans’ rules for defining the state intervention in industrial development. The main hypothesis is that the state in the Third Development Plan drew some horizons in indicators such as “Efficient Bureaucracy, Relative Autonomy and Community-based Self-reliance” for solving its structural problems, but in this effort faced with some challenges. The Plan also emphasized the expansion of some industries, which Evans described as the mother of industries that have the “overflow” power toward other industries. The method of this article is documentary research. Our goal is to emphasize on the importance of the state's position in the development of Iran and the identification of the state roles in order to determine the strength and weakness of one of the development plans from the perspective of political economy.

    Keywords: Developmental State, New Instutitionalism, Evanz, Nano, AutomobileIndustry, Third Development Plan
  • Seyed Reza MOUSAVINIA* Pages 156-177

    How can we use international relations theory, which ends in prediction, in the future studies that ends up in the future making? What is the position of critical theories of international relations in the future studies? Future studies are defined in interpretative studies, due to its conception, the rotational attitude to history and the possibility of constructing future. According to some futurists, the use of the theoretical framework in interpretative studies is impossible. In contrast, some argue that the process of future studies is not just based on imagery and imagination, but there is an important pillar in future studies, which is past and present studies, then, to identify and explain trends and events, one can use the theory as explained and analyzed tools. In this research, we present the third perspective, by dividing the process of future studies into two exploratory and normative stages. we show that the use of the theoretical framework in the exploratory phase is possible but limited, but the exploitation of theories in the normative stage is crucial for future development. The hypothesis is: the extended present pattern in future studies is based on two stages: exploratory and normative: in the first stage, probable futures are discovered in a process with an inductive strategy. Restricting this stage in the theoretical framework creates an ontological limitation. But in the normative stage, a selection of theories can be used, especially the approach of theories to the future in the stages of scenario making and prescription

    Keywords: Future Studies, Theories, International Relations, Scenario