فهرست مطالب

پژوهش های ادبی - قرآنی - سال هفتم شماره 2 (پیاپی 26، تابستان 1398)
  • سال هفتم شماره 2 (پیاپی 26، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/05/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ابراهیم ابراهیمی*، علیرضا طبیبی، فاطمه دست رنج، ملیحه رمضانی صفحات 1-17

    ترادف از جمله روابط مفهومی است که مورد توجه اصولیون، عالمان علوم قرآنی و نیز زبانشناسان قرار گرفته است. شناخت روش های کاربست ترادف در تعامل با نوع هم پوشانی واژگان و ترسیم میدان معناشناسی واژگان مترادف و بررسی تمایزات و فروق آن، برای فهم صحیح معانی آیات، ضرورت بسیار دارد؛ لذا سوال اصلی این پژوهش، آن است که روش کاربست ترادف در قرآن به لحاظ زبان شناختی چه صورت هایی دارد؟ بررسی روش کاربست ترادف در قرآن با روش تحلیلی و رویکرد معناشناسی، بیانگر آن است که عنایت به وحدت سیاق و پذیرش فرق بین اصل معنایی واژگان، حاکی از وجود نوعی ترادف نسبی در قرآن است که علامه از آن با عنوان «کالمترادف یا شبه ترادف» یاد می کند؛ بنابراین ترادف به معنای انطباق در هسته اصلی معناشناختی با وجود تفاوت در جنبه های عاطفی، در واژگان متقابل در وسعت معنا و شمول معنایی در جانشین سازی و تفاوت در هم نشین ها امری محقق و واقع است اما به معنای جایگزینی دقیق واژه ها نیست؛ بنابراین با تبیین روابط مفهومی در سطح واژه و با تفکیک بین هم معنایی مطلق و نسبی، وجود هم معنایی مطلق پذیرفته نیست.

    کلیدواژگان: قرآن، رویکرد زبانشناختی، ترادف، روابط مفهومی
  • علی تسنیمی*، ریحانه صادقی صفحات 19-43

    ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی منظومه ای است رئالیستی و مبتنی بر داستانی کهن، بازمانده از روزگار اشکانیان به زبان پهلوی که در قرن پنجم ه . ق. منظوم گشت. از آن جایی که این منظومه مربوط به دوران پیش از اسلام است،  چندان انتظار نمی رود که در آن به مفاهیم قرآنی اشاره شده باشد؛ در حالی که شاعر در آن از واژگان و مفاهیم قرآن کریم در تبیین گزاره ها و نظم ابیات به وفور بهره گرفته است. پژوهش حاضر بر آن است تا منظومه ی مذکور را براساس پیوندش با آیات و مضامین قرآنی و برپایه ی نظریه ی بینامتنی مورد نقد و بررسی قرار دهد. شیوه ی پژوهش براساس روش تحلیلی- توصیفی است و مبانی نظری آن نیز بر پایه ی آرای نظریه پردازان بینامتنی است تا افزون بر نشان دادن ساختار منسجم ابیات، آشکار گردد که شاعر با چه ترفندهای ادبی ای، این مضامین وحیانی را در مثنوی خویش به کاربرده است. برآیند تحقیق حاکی از آن است که با وجود ادبیات خاص غنایی حاکم بر متن و جلوه گری عشق و غنا در آن، شاعر تحت تاثیر حقایق قرآنی و عقاید اسلامی، از گزاره های قرآنی به طور مشهودی بهره برده است؛ به گونه ای که این اثر را افزون بر منظومه ا‎ ی غنایی، به مجموعه ای از باورهای اسلامی و دینی شاعر در ذهن مخاطب جلوه گر می سازد.

    کلیدواژگان: ادبیات غنایی، بینامتنیت، فخرالدین اسعد گرگانی، ویس و رامین
  • صحبت الله حسنوند* صفحات 45-65

    کاربست نظریه های جدید زبان شناسی در تحلیل متون دینی، افق های جدیدی را در برابر پژوهشگران هر دو حوزه قرار می دهد. نظریه کنش های گفتاری آستین و سرل از جمله این نظریه ها می باشد. بررسی ارتباط میان ذهن گوینده و کنش و کاری که با زبان انجام می شود، هدف اصلی این نظریه زبان شناسی است که با تاثیر از مطالعات فلسفه تحلیلی مطرح شد. به کارگیری این نظریه در تحلیل متن قرآن، لایه های عمیقی از معانی آیات را آشکار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از گزاره ها و اسلوب های شایع در قرآن با توجه به سیاق و بافت آیات، معانی متعددی برداشت کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تاکید بر الگوی جان سرل در این نظریه، به تحلیل کنش های گفتاری در سوره مریم می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که از میان کنش های پنجگانه سرل، کنش های اظهاری، ترغیبی و سپس عاطفی بیشترین بسامد را در این سوره دارند. کنش اظهاری غالبا به منظور بازخوانی سرگذشت اقوامی است که به دلیل غفلت و سرپیچی از پیشوایان دینی، دچار گمراهی و در نهایت هلاکت شده اند. کنش ترغیبی ضمن آگاه نمودن مخاطبان از سرنوشت پیشینیان، آنان را به پیمودن مسیر سعادت و رستگاری تشویق می کند و کنش عاطفی نیز برای بیان حالات و شرایط روحی و عاطفی شخصیت های مذکور در سوره مریم می باشد. غالب این کنش ها به صورت غیر مستقیم می باشند و توان تعبیری و عمق معانی آیات به گونه ای است که در بسیاری از موارد بیش از یک کنش گفتاری در این آیات وجود دارد.

    کلیدواژگان: سوره مریم، جان سرل، کنش های گفتار، کنش مستقیم، کنش غیر مستقیم
  • فاطمه دریس، الخاص ویسی*، بهمن گرجیان، ساسان شرفی صفحات 67-87

    در مطالعات وابسته به حوزه تفسیر قرآن، همواره به موضوع مکی و مدنی بودن سوره ها به جهت استفاده از دلالات مستنتج از این مقوله تاکید فراوانی شده است. در باب ضرورت شناخت و تشخیص سوره های مکی از سوره های مدنی همین قول کفایت می کند که دانشمندان برجسته علوم اسلامی نظیر سیوطی(1418) و نیشابوری(1416)، کسانی را که به این حوزه اشراف ندارند را از ورود به حوزه تفسیر قرآن منع کرده اند. در همین راستا این پژوهش در صدد آن است که با بررسی کاربرد طرح واره های تصویری در قرآن کریم و مقایسه سه شاخص فراوانی، نوع و هدف از کاربست این نظریه در سوره های مکی و مدنی، به مقایسه یافته ها با محتوای موضوعی سوره های مکی و مدنی از دیدگاه مفسران قرآن بپردازد تا میزان همسویی و تطابق مطالعات زبانشناختی مدرن را با تفاسیر محققان علوم قرآنی ارزیابی کند. در این پژوهش، تمامی آیات قرآن کریم از لحاظ کاربرد طرح -واره بررسی شده و نوع طرح واره به همراه مفهوم اساسی ای که طرح واره برای انتقال آن نقش ایفا می کند، بررسی و شمارش شده اند. پس از آن آمار مجزایی از سوره های مکی و مدنی، بر اساس سه شاخص فراوانی و نوع و هدف، تهیه شده است. آن چه از تحلیل این داده ها و مقایسه یافته ها با نظر محققان و مفسران حوزه علوم تفسیری و علوم قرآنی بر می آید، نشان دهنده آن است که میان مفاهیمی که توسط طرح واره ها مفهوم سازی شده و مفاهیمی که این دانشمندان راجع به تفاوت سوره های مکی و مدنی اعلام می کنند، همسویی معناداری وجود دارد.

    کلیدواژگان: تفسیر قرآن، سوره های مکی و مدنی، معناشناسی شناختی، طرح-واره تصویری
  • محمد حسین بیات*، نجمه قربانی افخم، علی شریفی صفحات 88-118

    داستان های قرآن در مواضع و سیاق های گوناگون ذکر شده است. این پراکندگی و تفاوت سبک های بیان قصص در گفتمان آیات، شبهه راهیابی تعارض به متن قرآن را در ذهن مخاطب تداعی می نماید؛ این در حالی است که با بهره گیری از قراینی می توان ضمن پاسخ گویی به شبهاتی چون تاریخ مندی و متن ادبی و بلاغی بودن قرآن، در رد ادعای مذکور مبادرت ورزید. روایات منتسب به معصومین از جمله قراین ناپیوسته ای به شمار می روند که نقش موثری در تبیین آیات الهی ایفا می نمایند. لکن با عنایت به احتمال ورود اسرائیلیات به منابع روایی، ارجاع به این مصادر را با مشکل مواجه ساخته و زمینه را برای ادبی و بلاغی دانستن قصه های تاریخی قرآن می گشاید. از سویی از آنجا که موارد گوناگونی از اشتراک میان داستان های قرآن و نقل های تاریخی مشاهده می شود، با نظر به اینکه گاه حلقه های مفقود قصص در تاریخ یافت می شود، کاربست داده های تاریخی در تفسیر داستان های قرآن نافع می نماید و کمک شایانی نیز در پاسخ گویی به شبهاتی که، تنها روش فهم قرآن را روش ادبی و تحلیل متن می داند، خواهد نمود. بر این اساس پژوهش حاضر از رهگذر تامل در آرای اندیشمندان مسلمان به ویژه آیت الله جوادی آملی و با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی به این پرسش کلیدی که «کارکرد روایات و منقولات تاریخی در نقد خوانش ادبی معاصر از قصص قرآن چگونه ارزیابی می شود؟» پاسخ داده است.

    کلیدواژگان: داستان های قرآن، روایات، نقل های تاریخی، تفسیر ادبی، زبان دین، آیت الله جوادی آملی
  • بینامتنیت قرآنی در طرب‏المجالس براساس نظریه ژرار ژنت
    الهام خدابخشی، مریم محمودی*، پریسا داوری صفحات 119-139

    بینامتنیت یکی از مباحث نوین در نقد جدید است که به ارتباط و تعامل بین متون می پردازد. بر اساس این نظریه، متون و گویندگان آنها از یکدیگر متاثر هستند و آگاهانه و یا ناخودآگاه از سرچشمه های ادبی و فکری یکدیگر بهره مند شده اند. استفاده از مفاهیم و تعلیمات قرآنی از دیرباز در بین شاعران و نویسندگان فارسی زبان برای اعتبار و غنای سخن خویش مرسوم بوده است. جنبه های ادبی و بلاغی قرآن همراه با مفاهیم و آموزه های اخلاقی آن باعث این توجه شده است. طرب المجالس یکی از آثار نثر فارسی در قرن هشتم است. دوره ای که به واسطه تاثیر قرآن و حدیث و ادبیات عرب بر ادبیات فارسی، یکی از قابل توجه ترین دوران است. نویسنده کتاب توانسته با استفاده از آیات و احادیث کتاب را به گونه ای اخلاقی و آموزنده تحریر کند. انس و آشنایی هروی با قرآن و معارف دینی و عرفانی در تمام این اثر به چشم می خورد. نویسندگان این مقاله برآنند که با شیوه توصیفی - تحلیلی و روش نقد بینامتنیت ژرار ژنت این ویژگی طرب المجالس را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. نتایج تحقیق نشان می دهد که دو نوع بینامتنیت صریح و ضمنی در طرب المجالس دیده می شود. بیشترین بهره نویسنده از بینامتنیت صریح است که به شکل اقتباس از آیات قرآن به اشکال و دلایل مختلف صورت گرفته است.

    کلیدواژگان: طرب المجالس، آیات قرآن، بینامتنیت، ژرار ژنت
  • علی سلحشور*، نهله غروی نائینی، نصرت نیل ساز، کاووس روحی برندق صفحات 141-164

    بیشتر مفسران به تصریح یا تلویحا به وقوع دو نفخه (إماته و إحیاء) در انتهای عالم هستی معتقدند. گروهی نیز قائل هستند که آیات قرآن از وقوع سه نفخه حکایت دارد و تعداد اندکی نیز سخن از وقوع چهار نفخه به میان آورده اند. در خصوص تقدم و تاخر رویدادهای آستانه قیامت نیز میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد. هدف از این پژوهش تحلیل بافت متنی آیات نفخ صور و ارائه تصویری روشن از تعداد نفخه ها و حوادث متعاقب آن است تا در نهایت به این سوال پاسخ دهد که کدامیک از دیدگاه های مفسران با بافت متنی آیات نفخ صور انطباق دارد. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، از طریق معناشناختی واژگانی صعق و فزع به تفحص گسترده در 212 تفسیر و تحلیل آراء مفسران در خصوص تعداد نفخات و تقدم و تاخر مشاهد الساعه پرداخته است. همچنین با تحلیل کارکردهای ادبی برخی حروف به کار رفته در این آیات، نظیر حرف «فاء» و حرف «ثم» و توجه به عنصر سیاق، قرائن متصل و برون بافت لفظی و معنوی و نیز تحلیل زیبایی شناسی مبتنی بر انسجام واژگانی نشان داده است که قرآن کریم، خبر از وقوع سه نفخه فزع، صعقه و إحیاء در آستانه قیامت داده است و حوادث مسمی به مشاهد الساعه پس از نفخه اول روی خواهند داد.

    کلیدواژگان: زیبایی شناسی، کارکردشناسی حروف، معناشناسی واژگانی، مفسران، نفخ صور
|
  • Ebrahim Ebrahimi* Pages 1-17

    Synonym is a conceptual relation which is agreed between Linguis Quran and interpretation scientist. Understanding the methods of applying syntax to interact with the type of vocabulary overlap and delineating the semantic field of syntactic vocabulary and examining its distinctions and implications is essential for a proper understanding of verse meanings.The main question of this study is: what are the forms of linguistic syntax application in the Quran? According to unity of style procedure and partialy synonym studies the Almizan  generalized views  to interpretation of  Quran verses. In this research we surveyed  the view points of allameh about synonym in Almizan based on analytical method and content description. Along with accepting the difference in the original meaning of the words, Allameh bring up the kind of relative synonym named kalmotaradef. Inspite of differences btween the emotional aspects, mutual words, scope of meaning and semantic inclusion the synonym based on the meaning of conformity in the core of semantics is a certain and imminent matter. Allameh did not considered the differences between some verses because of  the Therefore, synonymy means conformity in the main semantic core, despite the difference in the emotional aspects, is realistic in terms of the mutual terms in the scope of meaning and the inclusion of meaning in the succession and difference in the companions. clarity in their meaning. Therefore, by explaining the conceptual relations at the level of the word and with the distinction between absolute and relative equivalence, there is no absolute equivalence.

    Keywords: Quran, Linguistic approach, Conceptual relation, synonym
  • Ali Tasnimi *, reihane sadeghi Pages 19-43

    Fakhreddin As'ad Gorgani’s Vis and Rāmin</em>is a realistic poetry collection based on an ancient story in the Pahlavi language dating back to the Parthian period, which was poeticized in the fifth century. It is not expected that the Qur’anic concepts are referred to in this story since it goes back to the pre-Islamic era. However, the poet has abundantly used the lexicon and concepts of the Qur’an in the explanation of propositions and the order of verses. The present analytical-descriptive study, drawing on the theory of intertextuality, seeks to evaluate this poetry collection based on its intertextual relationship with the Qur’an and Qur’anic themes. This study is theoretically based on the ideas of theorists of intertextuality, so that in addition to uncovering the solid structure of ayahs, the literary tricks the poet has used in expressing such divine themes in his work might be clarified. The findings show that despite the dominance of special lyric literature in the text and the representation of love and lyric in it, the poet, influenced by Qur’anic truths and Islamic beliefs, has clearly used Qur’anic propositions in such a way that his work, beyond a lyric poetry collection, manifests itself in the minds of the audience as a collection of Islamic and religious beliefs.

    Keywords: Holy Quran, Lyric literature, intertextuality, Fakhreddin As'ad Gorgani, Vis, Rāmin
  • Sohbatollad Hasanvand* Pages 45-65

    Applying new linguistic theories in the analysis of religious texts puts new horizons before researchers in both domains. One of these theories is Austin and Searle's speech acts theory. The study of the relationship between the speaker's mind and the actions performed with language is the main objective of this linguistic theory, which was raised under the influence of studies in analytic philosophy. Applying this theory to the analysis of Qur’anic texts reveals the deep layers of the meanings of the ayahs and shows how the various propositions and patterns in the Qur’an can be taken to mean differently given the register and the context of the ayahs. The present descriptive-analytical study that relies on John Searle's model in the aforementioned theory, analyzes the speech acts in Surah Maryam. The results show that among Searle’s five basic speech acts, declaratives, commissives, and expressives have the highest frequency in Surah Maryam. The declarative act is often used to recount the history of peoples misled and eventually due to negligence and defiance of religious leaders, perished. The commissive act, while informing the audience about the fate of the predecessors, encourages them to follow the path of happiness and salvation. The expressive act expresses the mental states and emotional conditions of the characters mentioned in Surah Maryam. Most of these acts are indirect and the interpretive power and depth of meanings of the ayahs are in a way that in many cases there exist more than a single speech act.

    Keywords: Surah Maryam, John Searle, speech acts, direct speech act, indirect speech act
  • Fateme Deriss, Elkhas Veysi, Bahman Gorjian, Sasan Sharafi Pages 67-87

    Intertextuality, which deals with the relationship and the interaction between texts, is one of the newest theories in new criticism, According to this theory, texts and their producers are influenced by each other and they consciously or unconsciously use the literary and intellectual origins of each other. It has long been common among Persian poets and writers to use Qur’anic concepts and teachings to add credibility and richness to their work. The literary and rhetorical aspects of the Qur’an along with the Qur’anic ethical concepts and teachings, have created the attraction of such attention. Tarabol Majales is one of the works of Persian prose belonging to the eighth century, which is one of the most considerable periods due to the   influence of the Qur’an and hadith as well as Arabic literature on Persian literature. Using Qur’anic ayahs and hadith, the author of the book, Mirhossein Heravi, has been able to write his book containing ethical and informative points. Throughout the book, one can see his familiarity and fondness of the Qur’an, religious and mystical teachings. The present descriptive-analytical paper aims to analyze this feature by using Gérard Genette's method of analyzing intertextuality. The results show that there are two types of explicit and implicit intertextuality in Tarabol Majales and Heravi has employed explicit intertextuality more frequently and in the form of adapting from Qur’anic ayahs in various forms and for different reasons.

    Keywords: Qur’anic exegesis, Makki, Madani surahs, Cognitive Semantics, Image schema
  • mohammadhosein bayat*, najme ghorbani afkham, ali sharifi Pages 88-118

     Qur’anic stories are mentioned in various places and styles. This dispersion and the variety of the narration styles of the discourse of the ayahs might evoke in the mind of the audience the doubt about the existence of conflict in the Qur’anic text. However, using some contextual evidence, it is possible to respond to the doubts raised concerning the historicality of the Qur’an and its being a literary and rhetorical text and to attempt at rejecting the claim. The hadiths attributed to the Infallibles are considered to be detached contextual evidence that play an effective role in explicating the divine ayahs. However, considering the possibility of the creeping of Isra'iliyyat into the sources of hadiths, the referral to hadiths has become problematic, setting the grounds for the assumption that Qur’anic historical stories are merely literary and rhetorical. On the other hand, as one can observe various instances of commonalties between Qur’anic stories and historical narratives, given that sometimes the missing links of stories are found in history, the use of historical data in the interpretation of the stories of the Qur’an appears to be helpful and to greatly aid in responding to doubts by those who consider a literary approach and text analysis the only way to understanding the Qur’an. The present descriptive-analytical study thus, through reflection on the ideas of Muslim thinkers, especially Ayatullah Javadi Amoli, addresses the key question that "how the function of hadiths and historical narratives in the criticism of the modern literary reading of the Qur'anic stories can be validated".

  • Qur’anic Intertextualityin Tarabol Majales basedon Gérard Genette's Theory
    elham khodabakhshi *, parisa davari Pages 119-139

    Intertextuality, which deals with the relationship and the interaction between texts, is one of the newest theories in new criticism, According to this theory, texts and their producers are influenced by each other and they consciously or unconsciously use the literary and intellectual origins of each other. It has long been common among Persian poets and writers to use Qur’anic concepts and teachings to add credibility and richness to their work. The literary and rhetorical aspects of the Qur’an along with the Qur’anic ethical concepts and teachings, have created the attraction of such attention. Tarabol Majales is one of the works of Persian prose belonging to the eighth century, which is one of the most considerable periods due to the influence of the Qur’an and hadith as well as Arabic literature on Persian literature. Using Qur’anic ayahs and hadith, the author of the book, Mirhossein Heravi, has been able to write his book containing ethical and informative points. Throughout the book, one can see his familiarity and fondness of the Qur’an, religious and mystical teachings. The present descriptive-analytical paper aims to analyze this feature by using Gérard Genette's method of analyzing intertextuality. The results show that there are two types of explicit and implicit intertextuality in Tarabol Majales and Heravi has employed explicit intertextuality more frequently and in the form of adapting from Qur’anic ayahs in various forms and for different reasons.

    Keywords: Tarabol Majales, Qur’anic ayahs, intertextuality, Gérard Genette
  • Ali Salahshour *, nehleh gharavi naeini, nosrat nilsaz, Kavoos Roohi Pages 141-164

    Most exegetes implicitly or explicitly believe in two occurrences of the Blowing the Trumpet (indicating the death and then the coming to life of all beings) at the end of the world. There is another group of exegetes, however, who maintain that the Qur’anic ayahs speak of three blows and there are also few exegetes who believe in the occurrence of four blows. There is thus controversy about the order of the events occurring on the threshold of Qiyama (resurrection). The present descriptive-analytical study aims to analyze the textual context of the ayahs of Blowing the Trumpet and demonstrate a clear picture of the number of blows and their consequent events so that it would eventually answer the question that which viewpoint of the exegetes conforms to the textual analysis of the related ayahs. Through analyzing the lexical semantics of the words faza’ and sa’qah, this study carried out an extensive exploration of 212 commentaries and analyses of the exegetes on the number of the blows as well as the precedence and posteriority of mashahed al-sa'ah. In addition, the analysis of the literary functions of some of the conjunctions used in these ayahs such as ”Fa” and "Thomma” and considering the elements of register, lexical and semantic attached and detached contextual clues, and an aesthetic analysis based on lexical cohesion showed that the Holy Qur’an mentions the occurrence of three blows of faza’ (terror), sa’qah (swoon) and ihya' (revivification) on the threshold of Qiyama, and the events called mashahed al-sa'ah shall occur after the first blow.

    Keywords: aesthetics, pragmatics of conjunctions, lexical semantics, exegetes, Blowing the Trumpet