فهرست مطالب

منطق پژوهی - سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • روح الله ابراهیم پور اصفهانی، مقداد قاری* صفحات 1-32
    جملات موری جملاتی مانند "p اما من باور ندارم که p" یا "p اما من باور دارم که چنین نیست که p" هستند، که علی رغم ممکن الصدق بودن محتوای آنها اظهار یا باور به آنها با نوعی پوچی همراه است. ادعا می شود این جملات تنها در صورتی که در قالب زمان حال اظهار یا باور شوند پوچ خواهند بود و در صورتی که آن ها در قالب زمان گذشته یا آینده اظهار شوند اظهارشان پوچ نخواهد بود. ما در این مقاله می کوشیم به تحلیل صورت های زمانی مختلف جملات موری در زمان های گذشته، حال و آینده بپردازیم. برای این منظور از منطقی استفاده می کنیم که ترکیبی از منطق های زمان و باور است. سپس با صورت بندی جملات موری در زمان های مختلف نشان می دهیم که بر خلاف ادعای مرسوم صورت های گذشته و آینده این جملات لزوما پوچ نخواهند بود. در نهایت به معرفی شرایط لازم و کافی پوچی جملات موری در زمان های گذشته، حال و آینده می پردازیم.
    کلیدواژگان: پارادوکس مور، جملات موری، پوچی، منطق باور، منطق زمانی، منطق زمانی پیوندی
  • محمدامین برادران نیکو، غلامرضا ذکیانی *، مالک حسینی، حسن میانداری صفحات 33-62

    ارسطو در تحلیل ثانی، الف.2 اصل‌های علم را معرفی می‌کند. او در تحلیل ثانی، الف.10 سه دسته از مبانی علم را ‏توضیح می‌دهد. به نظر می‌رسد میان تقسیم‌بندی ارسطو در الف.2 با سه دسته مبانی ‏علم در الف.10 ناسازگاری وجود ‏دارد. همچنین، روشن نیست کدامیک از انواع اصل‌ها و مبانی علم می‌تواند همه ‏ویژگی‌های مقدمه علم را داشته باشد. ‏این مقاله دشواری‌هایی که در رابطه با تفسیر متن‌های مذکور به وجود می‌آید را بیان ‏می‌کند؛ انواع مبانی علم نزد ارسطو ‏را توضیح می‌دهد؛ نشان می‌دهد تنها دسته‌ای از مبانی که به فرض هستی و چیستی موضوع ‏علم می‌پردازند می‌توانند ‏به عنوان مقدمه علم به حساب آیند. در این راستا، لازم است میان مقدمات علم، مبانی علم و آگاهی پیشین ‏نزد ارسطو ‏تمایز قائل شد. به کمک این تمایز، و نکاتی از متن‌های دیگر تحلیل‌ثانی، می‌توان به دشواری‌های مربوط پاسخ داد ‏و به تفسیر سازگاری میان الف.2 و الف.10 رسید. تفسیر مطلوب کمک می‌کند فهم درستی از معرفت‌شناسی ارسطو و ‏مبانی معرفتی او حاصل گردد.‏

    کلیدواژگان: برهان ارسطو، مبانی علم ارسطو، روش شناسی ارسطو، معرفت شناسی ارسطو
  • محمدمحسن حائری، داود حسینی* صفحات 63-87
    به یک تعبیر، واقع گرایی درباب منطق واقع گرایی درباب موضوع منطق است.اما، منطق واقعا درباره چیست؟ صحبت از منطق کم و بیش به معنای صحبت از رابطه نتیجه منطقی تلقی می شود؛ رابطه ای که میان مقدمه های یک استدلال و نتیجه آن استدلال برقرار است. در تاریخ منطق همواره این چنین نبوده است:در قرن بیستم دیدگاه فرگه-راسلی مبنی بر تلقی کردن منطق به عنوان مجموعه ای از صدق های منطقی در جامعه علمی حاکم بود. در این مقاله ابتدا دلایلی ارائه خواهیم کرد که نشان دهد که بهتر است که موضوع علم منطق را رابطه نتیجه منطقی بدانیم و نه صدق منطقی.  آنگاه دلایلی ارائه می کنیم تا نشان دهیم که چرا بحث درباره متافیزیک منطق اهمیت دارد. در متافیزیک منطق، نظریات واقع گرا عموما فرض کرده اند که موضوع علم منطق صدق منطقی است.در تقابل با این رویکرد غالب، الگوهایی ارائه کرده ایم که با فرض اینکه موضوع منطق رابطه نتیجه منطقی باشد، چگونه می توان درباب منطق واقع گرا بود. این الگوها الهام گرفته از راه حل هایی هستند که در ذیل مسئله متافیزیک رابطه ها در تاریخ متافیزیک مطرح شده اند
    کلیدواژگان: واقع گرایی منطقی، نتیجه منطقی، صدق منطقی، واقعیت های منطقی، رابطه
  • سید محمد امین خاتمی، مسعود پورمهدیان* صفحات 89-120
    منطق پیوسته تعمیمی از منطق کلاسیک به یک منطق با مجموعه مقادیر درستی بی نهایت مقداری است. بسیاری از نتایج منطق کلاسیک و نظریه مدل آن به منطق پیوسته تعمیم داده شده اند. منطق پیوسته نه تنها در بررسی و تحلیل خواص ساختارهای مباحث آنالیز ریاضی کاربردهای فراوانی دارد، بلکه باعث بوجود آمدن نگرش های جدیدی در نظریه مدل منطق کلاسیک نیز شده است.در مقاله حاضر مروری خواهیم داشت بر سیر تکاملی منطق پیوسته از روی منطق چندمقداری لوکاسیویچ. سپس بعضی از مهمترین خواص اولیه منطق پیوسته را بیان می کنیم. در انتها با توجه به تحلیلی که از مفهوم پیوستگی در منطق پیوسته با توجه به مجموعه مقادیر درستی داریم، نوعی از منطق پیوسته که مبتنی بر نرم های مثلثی پیوسته است را معرفی خواهیم کرد. این موضوع به معرفی منطق های پیوسته مبتنی بر منطق هایی مثل منطق گودل و حاصل ضربی می انجامد. در انتها به بررسی بعضی از خواص این منطق ها از جمله خاصیت فشردگی خواهیم پرداخت
    کلیدواژگان: منطق ریاضی، منطق چندمقداری، منطق فازی، منطق پیوسته
  • کریم خانکی صفحات 121-135
    منطق مرتبه اول کلاسیک رایج ترین منطق در کاربردهای ریاضیات و همچنین در مطالعه بنیادهای منطقی می باشد. از دیر باز تنها ارتباط بین منطق و توپولوژی ریاضی محدود به مفهوم فضاهای تایپ بوده و پیوندهای دیگری بین این دو حوزه متصور نبوده است. اخیرا پیوندهای اساسی بین این دو شاخه (یعنی منطق و توپولوژی) ایجاد شده است که کاربردهای زیادی در هر دو حوزه منطق و همچنین در توپولوژی را  موجب شده اند. در این مقاله به مطالعه برخی از مهمترین پیوندهای این دو شاخه از ریاضیات و همچنین کاربردهای آنها خواهیم پرداخت. یکی از مفاهیم کلیدی در منطق ریاضی و نظریه مدل ها مفهوم پایداری می باشد که بیانی کاملا ترکیبیاتی دارد. در این مقاله نشان می دهیم که این مفهوم معادل یک مفهوم توپولوژیک برای مجموعه مشخصی از توابع می باشد و با استفاده از آن قضیه ای بنیادین در نظریه پایداری شلاح را ثابت می کنیم. همچنین ارتباط بین مفهوم وابستگی و یک خاصیت توپولوژیک از مجموعه ای از توابع را بیان می کنیم و اثباتی توپولوژیک از برخی از دستاوردهای مهم نظریه مدل ها را ارائه خواهیم داد. برخی از نتایج ارائه شده در این مقاله در هر دو حوزه منطق و توپولوژی کاملا جدید هستند و احتمال کاربردهای بیشتر از آنها در مطالعات آتی متصور می باشد.
    کلیدواژگان: منطق مرتبه اول کلاسیک، تعریف پذیری، پایداری، خاصیت وابستگی، هم ارث
  • محسن شعبانی صمغ آبادی، لطف الله نبوی*، سید محمد علی حجتی صفحات 137-156
    عبارت های جمعی بخشی از زبان روزمره و حتی زبان علمی هستند. برای تعیین مرجع یا ارزش سمانتیکی عبارت های جمعی دو رویکرد وجود دارد: رویکرد مفردگرا و رویکرد جمع گرا. طبق رویکرد مفردگرا، مرجع یک عبارت جمعی یک شیء مفرد مجتمع است. این واحد مجتمع می تواند یک کلاس یا یک جمع پارشناختی باشد. طبق رویکرد جمع گرا، عبارت جمعی به یک واحد جمعی ارجاع ندارد، بلکه جمع بودن وصف خود ارجاع است. رویکرد جمع گرا به عبارت ها اجازه می دهد که هم زمان به چندین شیء ارجاع داشته باشند. هدف نوشتار حاضر صورت بندی منطقی عبارت های جمعی است. برای نیل به این هدف، ما ابتدا به معرفی نظریه ی جزء و کل (پارشناسی) می پردازیم، سپس اصلاحاتی در این نظریه اعمال می کنیم. درنهایت، ما یک رویکرد مفردگرای مبتنی بر پارشناسی را به کار خواهیم گرفت، رویکردی که بجای استفاده از مفاهیم انتزاعی ای همچون مجموعه ها یا کلاس ها از اشیاء انضمامی ای همچون ترکیب های پارشناختی بهره می برد. نشان خواهیم داد که یک رویکرد مفردگرای پارشناختی قادر است یک سمانتیک به حد کافی قوی برای عبارت های جمعی فراهم کند.
    کلیدواژگان: عبارت های جمعی، مفردگرایی، جمع گرایی، پارشناسی، محمول های توزیع ناپذیر
  • محمد شفیعی، آرام باتوبه* صفحات 157-178
    توانایی کشیدن خط تمایز دقیق بین هستومند های مشاهده پذیر و مشاهده ناپذیر در نظریه های علمی به عنوان موضوعی مورد مناقشه در بین دو دیدگاه مخالف واقع گرایی علمی و پادواقع گرایی هنوز یکی از موضوعات باز در فلسفه علم می باشد. یکی از استدلال هایی که به نفع واقع گرایان ارائه شده است مدعی است که نمی توان علی الاصول خط تمایزی بین این هستومند ها کشید. از طرف دیگر پذیرش انسجام دیدگاه پادواقع گرایی به نوعی مستلزم پذیرش تمایز بین هستومند های مشاهده پذیر و نامشاهده پذیر می باشد. اگر به هر وسیله ای این تمایز به صورت اصولی رد شود نتیجه آن عدم انسجام دیدگاه پادواقع گرایی خواهد بود. پادواقع گرایان برای دفاع از انسجام دیدگاه خود مبهم بودن مفاهیم مشاهده پذیر و مشاهده ناپذیر را مطرح می کنند. در این نوشتار تلاش خواهیم کرد تعبیری از منطق خطی را معرفی نماییم که با به کار بردن آن می توان وضوح بیشتری به محل نزاع بین واقع گرایان با پادواقع گرایان در مورد ناسازنمای ابهام بخشید. نشان خواهیم داد که اگر تعبیر مورد نظر در ناسازنمای ابهام به کار گرفته شود به صورت منسجم تری می توان ادعا کرد که بر خلاف نظر پادواقع گرایان مبهم بودن مفاهیم مشاهده پذیر و مشاهده ناپذیر به نفع دیدگاه آنها نخواهد بود.
    کلیدواژگان: واقع گرایی علمی، منطق خطی، ناسازنمای ابهام، تمایز هستومند های مشاهده پذیر و مشاهده ناپذیر
  • مهدی عظیمی صفحات 179-193
    سهروردی ادعا می کند که قیاس تک مقدمه ای نمی تواند وجود داشته باشد، و بر این مدعا دلیلی اقامه می کند. مسئله جستار کنونی تبارشناسی تاریخی آن مدعا، و ارزیابی منطقی این دلیل است. فرضیه ما این است که از نظر تاریخی، نزاع بر سر امکان یا امتناع استدلال تک مقدمه ای به رواقیان بازمی گردد: خروسیپوس رهبر مخالفان بود؛ و آنتی پاتر تراسوسی پیشوای موافقان. این نزاع رواقی به دست اسکندر افرودیسی وارد منطق مشائی گردید و با نظریه قیاس ارسطو درآمیخت و، در نتیجه، مسئله رواقی «استدلال تک مقدمه ای» با مسئله ارسطویی «قیاس تک مقدمه ای» خلط شد. ابن سینا واسطه انتقال این مسئله از اسکندر به سهروردی است. دلیل سهروردی، اگر ناظر به امتناع استدلال تک مقدمه ای باشد، بی شک، نادرست است؛ ولی اگر ناظر به امتناع قیاس تک مقدمه ای باشد، می تواند بهره ای از صحت داشته باشد.
    کلیدواژگان: استدلال تک مقدمه ای، استدلال مباشر، قیاس تک مقدمه ای، خروسیپوس، آنتی پاتر، سهروردی
  • حمید علایی نژاد*، مرتضی حاجی حسینی صفحات 195-211
    بر اساس کثرت گرایی بیل و رستال، هر سه نظام منطق کلاسیک، ربط و شهودی درست هستند. در این نوع از کثرت گرایی، منطق علمی هنجاری دانسته می شود؛ به این معنا که شخص با قبول صدق مقدمات یک استدلال معتبر ملزم به قبول نتیجه ی آن نیز خواهد بود. برخی از فلاسفه و منطق دانان با ارائه ی استدلال هایی تحت عنوان «استدلال فروپاشی» تلاش کرده اند ناسازگاری قبول توامان رویکرد کثرت گرایی بیل و رستال و هنجارمندی منطق را نشان دهند. بااین حال، بلک ترنر و راسل با ارائه ی کثرت گرایی غایت محور تقریری از کثرت گرایی پیشنهاد کرده اند که مبتنی بر هنجارمندی منطق نبوده و از جانب استدلال فروپاشی تهدید نمی شود. در مقاله ی حاضر، با بررسی کثرت گرایی غایت محورمشخص کرده ایم که صرف ادعای هنجاری نبودن منطق کافی نبوده و لازم است بلک ترنر و راسل استدلالی قوی در جهت اثبات این ادعای خود ارائه دهند؛ همچنینتلاش کرده ایم نسخه ای را از استدلال فروپاشی پریست ارائه دهیم که همچنان بتواند علیه کثرت گرایی غایت محور به کار رود
    کلیدواژگان: منطق، کثرت گرایی غایت محور، بلک ترنر و راسل، استدلال فروپاشی، هنجارمندی، بیل و رستال
  • اسد الله فلاحی صفحات 213-248
    یکی از پیچیده ترین بخش های منطق قدیم در مورد شرطی لزومی، بحث سور جزیی است. هرچند ابن سینا برای بحث از سورهای جزئی در شرطی های لزومی، ابتدا، به بحث سور جزئی در حملیات و به تقسیمات آن پرداخته اما در ظاهر به نظر می رسد که بحث او در حملیات و شرطیات در تضاد با هم است و تشبیه و تمثیل به کار رفته ذهن را بیشتر از آن که هدایت کند گمراه می کند. با وجود این، در مقاله حاضر نشان داده ایم که با استفاده از برخی شاخه های منطق جدید، مانند منطق مرتبه دوم، منطق موجهات و منطق زمان، می توان بسیاری از ابهامات و ایرادات وارد بر ابن سینا را پاسخ داد. هم چنین نگاهی به بازتاب این بحث نزد برخی از بزرگ ترین پیروان ابن سینا، یعنی فخر رازی، افضل الدین خونجی، خواجه نصیر الدین طوسی، شمس الدین سمرقندی و قطب الدین رازی تحتانی، افکنده ایم و نشان داده ایم که این پیروان تا حد بسیاری از تحلیل های ابن سینا دور افتاده اند، و بحث آنها در تفکیک لزومی جزئی از اتفاقی بسیار ضعیف است و در حقیقت، هیچ کمکی به فهم این تفکیک نمی کند.
    کلیدواژگان: حملی، شرطی، لزومی، اتفاقی، کلی، جزئی، ضروری، ممکن
  • فاطمه سادات نبوی صفحات 249-277
    در دهه های اخیر، صوری سازی با استفاده از ساختارهای ریاضی، در بسیاری از مباحث که ماهیت منطقی دارند، گسترش یافته است. اصول فقه یکی از این حیطه هاست که ماهیت منطقی دارد و در حقیقت همان منطق حاکم بر استدلال فقهی می باشد.  طراحی یک ساختار به سبک منطق ریاضی برای اصول فقه، هم به لحاظ فراهم آوردن ابزاری کارامد برای نشان دادن تمایز ها در روش های گوناگون استدلال فقهی، و هم به لحاظ استفاده از هوش مصنوعی برای ساخت ابزار کمکی در فرایند استنباط فقهی، می تواند مفید واقع شود. در این مقاله پس از معرفی اجمالی رویکرد ریاضی به منطق و بیان مختصری در تعریف اصول فقه، منطق صوری اصول فقه را در قلمرو منطق ریاضی جستجو می کنیم.  منطق تکلیف استاندارد و منطق تکلیف دینامیکی را به عنوان نزدیکترین ساختار های ریاضی موجود، به ساختار مورد نظر ما، به اجمال معرفی کرده، پس از بررسی معانی مختلف ‎«واجب»‎ در نوشتارگان اصول فقه، رویکرد فعل محور را برای تبیین مفهوم واجب بر می گزینیم، زبان صوری منطق فقه را مبتنی بر منطق دینامیکی طراحی می کنیم و در انتها نمونه هایی از قواعد فقهی را در این زبان صوری سازی می نماییم.
    کلیدواژگان: منطق گزاره ها-منطق موجهات-مدل کریپکی-اصول فقه-ساختار نحوی-ساختارمعنایی
  • اسماعیل نوشاد، مرتضی حاجی حسینی* صفحات 279-298
    مناظره ابوسعید سیرافی نحوی و ابو بشر منطقی از گره گا ه های کلیدی تمدن اسلامی است. این مناظره محل برخورد دو جریان اصلی برخاسته از رفرم ایدئولوژیک عباسی بود. یک جریان نهضت ترجمه و پیامدهای فکری آن و جریان دیگر دستگاه عقیدتی، فقهی و کلامی عصر عباسی است. جدا از اشکالات جدی سیرافی در رابطه با جای گاه منطق و رابطه منطق و زبان و نحو، این مناظره هدایت گر تنش ناشی از برخورد دو جریان فوق نیز می باشد. در این مقاله سعی کرد هایمبا توصیفی تاریخی و تبارشناسی از نهضت ترجمه و عصر تدوین به تحلیل گفتمانی این مناظره وارد و این تنش ایدئولوژیک را بررسی و تشریح کنیم.به نظر می رسد که نتایج این مناظره تاثیرات دامنه داری بر تفکر اسلامی نهاده باشد و در هردو جریان عقیدتی و فلسفی تغییرات پایداری داشته است. جریان فلسفی هم از منطق گرایی دور شد و به سمت بنیانی رفت که فارابی و سپس ابن سینا با عنوان فلسفه مشاء نهادند
    کلیدواژگان: نحو، منطق، تحلیل گفتمانی، نهضت ترجمه، عصر تدوین
|
  • Ruhollah Ebrahimpouresfahani, Meghdad Ghari * Pages 1-32
    Moore’s sentences are sentences of the form “p but I don't believe that p” or “p but I believe that not-p”. These sentences are called the omissive and the commissive form of Moorean sentence, respectively. These sentences might be true, yet they are ‘absurd’ to believe. It is usually claimed that absurdity only occurs when these sentences are formulated in the present tense, but if they are expressed in the past tenses or future tenses they would not be absurd. In this paper, we will analyze the Moore’s sentences in various tenses: past, present, and future. In this respect we employ a logic which is a combination of hybrid tense logic and doxastic logic. Then by formalizing the Moore’s sentences in various tenses we show that, contrary to popular belief, the past and future versions are not necessarily absurd. Finally, we give a necessary and sufficient condition for determining the absurdity of the Moore’s sentences
    Keywords: Moore’s Paradox, Moorean Sentences, Absurdity, Doxastic Logic, Tense Logic, Hybrid Tense Logic
  • mohammad amin baradaran nikou, gholamreza zakiany *, malek hoseini, hasan miandari Pages 33-62

    Aristotle, in Posterior Analytics, A.2‎‏,‏‎ introduces the principles of science. In Post An, ‎A10, He describes three kinds of foundations of science. There seem to be some ‎discrepancies between the classification in A.2 and three kinds of the foundations in ‎A.10. It is also not clear which of these principles and foundations can have all the ‎features of a premise of science. This paper represents the puzzles that arise in ‎interpreting the texts in question. It describes the Aristotle’s principles of science and ‎suggests that only one kind of them can be considered as a premise of science; the ‎principles that assume both the subject of science is and what it is. It is necessary to ‎distinguish between Aristotle's premises of science, the foundations of science and the ‎prior knowledge. The puzzles are solved with the help of this distinction and notes ‎from other texts in Post An. So a consistent interpretation between A.2 and A.10 is ‎achieved. The proper interpretation helps to understand Aristotle’s epistemology ‎correctly.‎

    Keywords: Aristotle’s Demonstration, Aristotle’s Principles of science, Aristotle’s ‎methodology, Aristotle’s epistemology.‎
  • Mohammadmohsen Haeri, Davood Hosseini * Pages 63-87
    Logical realism, in a sense, is realism about the subject matter of logic. What is logic really about? Talk of logic is more or less synonymous with talk of the relation of logical consequence; the relation that holds between the premisses of an argument and its conclusion. However, in the history logic, this has not always been the case. Before placing logical consequence at the heart of logic, the Frege-Russell view was dominant in the philosophical community; a view according to which logic is primarily about logical truths. In this paper, we argue that logic is about logical consequence and not logical truth. Then we list a couple of motivations for investigating a metaphysics of logic. Proponents of logical realism typically base their theories upon logical truths as logical facts. In this article, we aim to turn the emphasis from logical truths to logical consequence(s) as the primary object(s) of logical realism and give a general outline on how to be a realist about logical consequence.
    Keywords: Logical realism, Logical consequence, Logical truths, Logical facts, Relation
  • Seyed Mohammad Amin Khatami, Masood Por Mahdiyan * Pages 89-120
    Continuous logic is generalization of first order logic to a many valued logic with an infinitary truth value set. Many of the results of classic logic and it's model theory have been generalized to continuous logic. Continuous logic not only has many uses in the mathematical analysis and in the model theory of mathematical analysis structures, but also has created new attitudes in classical model theory. Firstly, the present paper study the development of continuous logic from Łukasiewicz logic. Then we have a review on some of the most important basic results of continuous logic, including the completeness of the proof system and the compactness theorem. Finally, according to the concept of continuity with respect to the truth value set, we will introduce a kind of continuous logic that is based on continuous t-norm based fuzzy logics. This will lead to the introduction of two kinds of continuous logics based on Gödel logic and product logic. Then we developed some of the results of continuous logic such as the compactness theorem for these two logics.
    Keywords: mathematical logic, many-valued logic, fuzzy logic, continuous logic
  • Karim Khanaki Pages 121-135
    Classical first-order logic is the most common logic in mathematics applications as well as in the study of logical foundations. From a long time ago, the only link between logic and mathematical topology was limited to the concept of type spaces, and there were no other links between these two domains. Recently, the basic links between these two branches (i.e. logic and topology) have been created, which have led to many applications in both areas of logic as well as in topology. In this article, we will study some of the most important links between these two branches of mathematics as well as their applications. One of the key concepts in mathematical logic and model theory is the concept of stability, which has a completely combinational statement. In this paper, we show that this concept is equivalent to a topological concept for a certain set of functions, and using this we prove a fundamental theorem of Shelah stability theory. We also describe the relationship between the concept of dependence and a topological property of a set of functions, and provide topological proofs of some of the important achievements of model theory. Some of the results of this paper are new.
    Keywords: Classical first-order logic, definability, stability, dependence property, coheir
  • Mohammad Shafiei, Aram Batobeh * Pages 157-178
    The possibility, or lack thereof, of drawing a sharp distinction between the observable and unobservable entities, as a main debate between the scientific realism and antirealism, is still one of the most controversial problems in philosophy of science. One of the arguments offered in favour of realism states that there is in principle no such a determinate distinction. On the other hand, the consistency of scientific antirealism relies on the distinction between the observable and the unobservable. If such a distinction is shown to be untenable in an objective manner, then as a consequence the antirealistic viewpoint would be inconsistent. Antirealists, in order to save the consistence of their viewpoint, point out to the (alleged) vagueness of the notion of “observable” and thus try to retain the distinction despite the apparent problems around it, as is the case in some well-known solutions for the paradox of vagueness. In this paper we will give a new interpretation of Linear Logic as it may shed a new light on the problem of vagueness and accordingly contribute to the studies pertained to the problem of the distinction between the observable and unobservable entities. We will show that if the offered approach to the problem of vagueness would be correct then to appeal to the vagueness of the notion of observabilty would not be helpful for the antirealistic viewpoint.
    Keywords: Scientific realism, Linear logic, Vagueness, distinction between the observable, unobservable
  • Mahdi Azimi Pages 179-193
    Suhrawardi claims that there can be no one-premissed syllogism, and he makes a reason for this. The issue of the current article is the genealogy of that claim and the logical evaluation of this reason. Our hypothesis is that, historically, the conflict over the possibility or impossibility of the one-premissed reasoning goes back to the Stoics: Chrysippus was the leader of the opposition; and the Antipater of Trasus was the leader of conservativism. This conflict by Alexander Aphrodisias came into the Prepatetic logic, and merged with Aristotle's Syllogistic, and, consequently, the stoical problem of "one-premissed reasoning" was confused with the Aristotelian question of "one-premissed syllogism." Ibn Sina is the source of the transmision of this issue from Alexander to Suhrawardi. Suhrawardi's argument, if he views the refusal of the one-premissed reasoning, is, of course, incorrect; but if he is to refuse the one-premissed syllogism, he can have a good deal of truth.
    Keywords: one-premissed reasoning, one-premissed syllogism, immediate reasoning, Chrysippus, Antipater of Trasus, Suhrawardi
  • Hamid Alaeinejad *, Morteza Haji Hosseini Pages 195-211
    According to Beall and Restall pluralism, classical logic, relevant logic and intuitionistic logic are all correct. In this type of pluralism, logic is considered to be normative; in the sense that one who accepts the truth of the premises of a valid argument, is bounded to accept the result of that argument. Some philosophers try to show that accepting Beall and Restall pluralism is incompatible by the acceptance of the normativity of logic. However, Blake-Turner and Russell have proposed telic pluralism that is not based on the normativity of logic; claiming that their arguments is not threatened by the collapse argument. In this article, by examining telic pluralism, we have determined that Blake-Turner and Russell’s pluralism lacks strong arguments in defense of non-normativity of logic. On the other hand, we try to present a version of the Priest’s collapse argument that still can be used against telic pluralism.
    Keywords: Logic, telic pluralism, Blake-Turner, Russell, collapse argument, normativity, Beall, Restall
  • Asadollah Fallahi Pages 213-248
    One of the most perplexing issues in Arabic Logic is the particular quantifier for conditionals. Before discussing particular quantifier at cogent conditionals, Ibn-Sina deals with particular quantifier at categorical propositions and its divisions. But, as we shall see, his explanation at categorical propositions is inconsistent with his discussion at conditionals; and his analogy between the two realms is more confusing than explaining! Despite this, in this paper, I’ll show that by using some branches in Modern Logic, such as second-order logic, modal logic and temporal logic, many of the ambiguities and the objections can be replied. Also, I’ll glance at the reflection of the discussion in some of Ibn-Sina’s great followers: Fakhr Al-Din Al-Razi, Afdal Al-Din Al-Khunaji, Athir Al-Din Al-Abhari, Khaje Nasir Al-Tusi, Shams Al-Din Al-Samaqandi and Qutb Al-Din Al-Razi. I shall show haw far they are from Ibn-Sina. Besides, it will be clear that their distinctions between contingent conditional and particular cogent conditional are very weak and, indeed, cannot help any way to understand the distinction.
    Keywords: categorical propositions, conditionals, cogent, contingent, universal, particular, Necessary, possible
  • Fateme Sadat Nabavi Pages 249-277
    In recent decades, formalization in mathematical structures has been developed in different areas with logical nature. These mathematical structures besides providing more precise and sufficient languages than natural ones, would be a base for constructing  assistant software in these areas.
    One of these logic-nature areas is "osool'e fegh" which is the logic governing jurisprudential inferences in Islamic approaches.
    Hence, a mathematical logic for "osool'e fegh" would provide  a useful device for both 'analyzing and comparison of jurisprudential inferences' and, 'designing assistant software'.
    In this paper we introduce our mathematical logic approach to "osool' e fegh". We search a determining logic for "ossl'e fegh" in the formal logic context, as it is in fact the "logic of Fegh". After a survey on different meanings of "vajeb" and its properties, which is the basic deontic concept in "osool' e fegh" literature, we construct a formal language for "logic of Fegh" according to dynamic logic and formalize some jurisprudential rules in this language.
    Keywords: propositional logic, Modal logic, Kripki Models, osool e fegh, sintax, Semantics
  • Ismael Noshad, Morteza Haji Hosseini * Pages 279-298
    The debate of Abu Sa'id Syrafi Nahwi and Abu Bashar Mata is one of the key nodes of Islamic civilization.This debate was the focus of the two main streams that arose from the Abbasid ideological reform. One-way Translation Movement and its implications and other way ideological and theological and jurisprudential systems, generated in Age of Editing. Apart from serious issues regarding the position of logic and the relation between logic and language and syntax, this debate drives the tension caused by the collision of the two above-mentioned flows.In this paper,with the historical and genealogical descriptions of the Translation Movement and the Age of Editing, we go to discursive analysis of the debate, and explain this ideological tension. It seems that the results of this debate have also had a wide range of implications for Islamic thought, and have had sustained changes in both the ideological and philosophical trends. After debate, the ideological stream left out the former enemy with logic and attracted logic for use.The philosophical flow was also diverted from logics and went to the foundations that Farabi and Avicenna called peripatetic school.
    Keywords: Syntax, Logic, Discursive Analysis, Translation Movement, Age of Editing