فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیست و یکم شماره 5 (پیاپی 87، آذر و دی 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 5 (پیاپی 87، آذر و دی 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سرمقاله
  • علیرضا جلالی، سید رضا حسینی * صفحات 425-426
  • فاطمه تیموری، زهرا فارسی* صفحات 427-435
    زمینه و هدف

    پرستاران نظامی، تجارب ارزنده ای را از حضور در مناطق جنگی کسب کرده اند که تلفیق این تجارب می تواند دانش سرمایه ای ارزشمندی را برای نسل کنونی و آینده ایجاد کند. هدف از این مطالعه، تحلیل نتایج حاصل از تجارب زیسته پرستاران نظامی از جنگ در مطالعات منتشر شده می باشد.

    روش ها

    در این مطالعه مروری کوتاه، به منظور یافتن منابع و مطالعات مرتبط، در داده پایگاه های معتبر علمی مانند  , Sid Iran Medex Direct, Irandoc, Scopus, Magiran,  PubMed, Google Scholar, Scopus, Web of Science, Pro Quest, CINHAL, Ovid,  در سالهای 2000 تا 2018 با ترکیبی از کلمات کلیدی جنگ، پرستار، نظامی، پژوهش کیفی، تجربه زیسته و پدیده شناسی جستجویی جامع انجام شد. متون توسط دو پژوهشگر به طور مستقل مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

     از مجموع 30 مقاله به دست آمده، بر اساس معیارهای ورود و خروج 9 مقاله مرتبط با هدف مطالعه انتخاب شدند. پس از بررسی 9 مقاله، شش حیطه مربوط به تجارب زیسته پرستاران نظامی از جنگ شامل: استرس جنگ، تطابق با شرایط جنگ، رشد حرفه ای، پرستاران در معرض صدمه، معضلات اخلاقی و مدیریت و رهبری بود از متون استخراج شد.

    نتیجه گیری

     پرستاران نظامی در طول جنگ، سختی های زیادی را تجربه می کنند که با بهره گیری از این تجربیات می توان در شناسایی مشکلات و ارائه راهکار های مناسب در شرایط مشابه و تولید دانش در زمینه آموزش و آماده کردن پرستاران نظامی جهت مواجه با شرایط نا متعارف و بحرانی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: جنگ، پرستار، نظامی، پژوهش کیفی، تجربه زیسته
  • حمیدرضا ابراهیمی نژاد، حسین ثباتی* صفحات 436-454
    زمینه و هدف

    لیشمانیوز جلدی (CL) در حال حاضر مهمترین بیماری منتقله توسط ناقلین در ایران است. دو نوع لیشمانیوز جلدی روستایی وشهری در کشور وجود دارد که توسط فلبوتموس پاپاتاسی و سرجانتی منتقل می شود. نیروهای نظامی در مقایسه با دیگر افراد بدلیل شرایط شغلی بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری می باشند. این افراد در صورت ابتلا شدن، با توجه به دوره کمون این بیماری، می توانند بیماری را به نقاط دیگر کشور انتقال داده و موجب گسترش و انتشار آن شوند. در این مطالعه مروری به شیوع بیماری درایران و بویژه در مناطق نظامی و نیز تعدادی ازکشورهای خاورمیانه پرداخته می شود. همچنین به اهمیت آشنایی پرسنل نظامی با علائم بالینی و روش های پیشگیری، تشخیص و درمان لیشمانیوز جلدی در راستای پیشگیری ازگسترش بیماری اشاره می شود.

    روش ها

    در این مطالعه مروری روایتی، 302 مقاله علمی (در بازه زمانی 2018- 1980) باترکیبی از کلمات کلیدی شامل لیشمانیوز جلدی، تشخیص وکنترل، ناقل، مخزن، خاورمیانه، ایران و مناطق نظامی از پایگاه های اطلاعاتی اختصاصی مانندSienceDirect, PubMed, Google Scholar, IranMedex, Scopus, SID, Magiran انتخاب شدند. سپس مقالات غیرمرتبط حذف و اطلاعات لازم از 113 مقاله استخراج شد.

    یافته ها

     در این مطالعه مروری به علائم بالینی بیماری، روش های نمونه برداری و تشخیص از جمله مستقیم، کشت، مولکولی، هیستولوژی، ایمونوهیستوشیمی، ایزوآنزیمی و روش های نوینی مانند (HRM:High resolution melt) و (Nucleic acid sequence based assay: NASBA) و نیز استراتژی های درمان و کنترل مخازن و حاملین پرداخته شده است.

    نتیجه گیری

    با توجه به روند افزایشی لیشمانیوز جلدی در سال های اخیر در مناطق مختلف ایران وکشورهای همسایه لازم است تا مسئولین بهداشتی نیروهای مسلح آگاهی کافی و مفیدی درخصوص شناخت علائم بالینی، مخازن، ناقلین و روش های کنترل و پیشگیری و تشخیص و درمان بیماری داشته باشند. این آگاهی پرسنل نظامی را قادر می سازد تا آموزش های لازم را جهت چگونگی کنترل بیماری در مناطق نظامی و دیگر مناطق کشور کسب نمایند و با برنامه ریزی های دقیق از انتشار وگسترش بیماری جلوگیری کنند.

    کلیدواژگان: لیشمانیوزجلدی، ناقل، خاورمیانه، ایران، مناطق نظامی
  • حوری عدالت* صفحات 455-467

    تغییرات کروموزومی ناپایداری ژنتیکی را تولید می کند که علت اصلی بسیاری از بیماری هاست. آنالیز هر نوع تغییر کروموزومی در حوزه علم سیتوژنتیک قرار می گیرد. تغییرات کروموزومی را می توان به دو قسمت ساختاری و تعدادی تقسیم نمود که هر دو دسته در ایجاد بسیاری از بیماری ها به ویژه در تولید سرطان نقش مهمی دارند. امروزه غالب آنالیزهای سیتوژنتیکی توسط روش های سنتی (همچون کاریوتایپ و باندینگ و آزمایش میکرونوکلئی) و همچنین روش های مدرن (همچون M-FISH، SKY، و CGH) انجام می پذیرد. عوامل ایجاد کننده ناهنجاری های کروموزومی را می توان به دو دسته خارجی و داخلی تقسیم بندی نمود. عوامل خارجی که در ایجاد ناهنجاری در جنگ ها نقش مهمی را ایفا می نمایند را می توان به دو دسته فیزیکی (مشتمل بر انواع متفاوتی از اشعه ها) و عوامل شیمیایی تقسیم بندی کرد. در این مطالعه، مروری کلی بر مدل عمومی نحوه ایجاد ناهنجاری در کروموزوم ها و با تاکید بر نحوه ایجاد ناهنجاری ها به وسیله عوامل شیمیایی می پردازیم. بر طبق این مدل عمومی، هر دور همانندسازی DNA بعدی می تواند هرگونه ناهنجاری موجود را در صورت ترمیم نشدن به صورت بالاتری از شکل خود تبدیل نماید. این تئوری عمومی را می توان در مورد مواد شیمیایی نیز استفاده نمود که بر طبق آن مواد شیمیایی به وجود آورنده ناهنجاری های کروموزومی از نظر تاثیراتی که ایجاد می نمایند، به دو دسته غیر تاخیری و تاخیری قابل تقسیم می باشند. ترکیبات شیمیایی غیرتاخیری، گپ ها و شکست ها و ترکیبات شیمیایی تاخیری، تغییرات کروماتیدی را ایجاد می کنند. در پایان، به بررسی اجمالی انواع مواد شیمیایی مورد استفاده قرار گرفته در جنگ های نظامی واقع شده در دنیا (مشتمل بر عامل پرتقالی رنگ، اورانیم ضعیف شده، و گاز خردل) و تاثیرات سیتوژنتیکی و ناهنجاری های کروموزومی ایجاد شده توسط آنها خواهیم پرداخت.

    کلیدواژگان: عوامل شیمیایی، جنگ های نظامی، ناهنجاری های کروموزومی
  • طالب بدری، علی محمد لطیفی، کاظم حسن پور، رمضان علی طاهری، مرتضی میرزایی، غلام رضا فرنوش* صفحات 468-478

    ترکیبات ارگانوفسفره به عنوان آفت کش و حشره کش در کشاورزی و همچنین عوامل شیمیایی اعصاب مورد استفاده قرار می گیرند. این ترکیبات باعث مهار آنزیم استیل کولین استراز که مسئول تجزیه استیل کولین در سیستم عصبی بوده، می شود. نتیجه این عمل افزایش استیل کولین و نهایتا ایجاد مشکلاتی در سلولهای عصبی را در پی دارد. روش های زیادی جهت تجزیه ترکیبات مذکور استفاده می شود. این روش ها شامل: استفاده از مواد شیمیایی، دفن سموم، سوزاندن و تجزیه زیستی آنها هستند. روش های شیمیایی و فیزیکی اغلب سمی، حساسیت زا، خورنده و غیراختصاصی بوده و به محیط زیست آسیب رسانده و کارایی لازم در محیط های جنگی را ندارند. تجزیه زیستی روشی موثر و بی خطر است که تحت شرایط کنترل شده تجزیه ترکیبات مختلف از جمله ترکیبات ارگانوفسفره توسط عوامل زیستی انجام می شود. تجزیه زیستی با استفاده از میکروب ها به منظور سم زدایی و تجزیه ی آلودگی انجام می گیرد. این سوش ها دارای آنزیم های تجزیه کننده با دامنه سوبسترای وسیع می باشند.
    اگرچه استفاده از سوش های طبیعی به عنوان کاتالیزکننده های حیاتی روش جالبی برای تیمار ترکیبات ارگانوفسفره است اما عدم توانایی ترکیبات ارگانوفسفره در عبور از عرض غشاء، قدرت کاتالیتیکی کل را کاهش می دهد، لذا استفاده از آنزیم های نوترکیب جهت تجزیه ترکیبات ارگانوفسفره می تواند کمک شایانی در رفع آلودگی ها بخصوص در محیط های جنگی نماید. تعداد زیادی از آنزیمها قادر به تجزیه این ترکیبات می باشند اما مهمترین آنها سه آنزیم Organophosphorus Hydrolase (OPH) ، Organophosphorus acid anhydrolase(OPAA)و Diisopropyl-fluorophosphatase (DFPasae) هستند.
    در این مطالعه مروری ضمن بررسی مطالعات انجام شده، علاوه بر توصیف ترکیبات ارگانوفسفره و اثرات آن، تجزیه زیستی بویژه استفاده از آنزیم ها مورد توجه و بررسی قرار گرفت. تسلط دانشی بر این موضوع می تواند محققین رو در استفاده از آنزیم های تجزیه کننده ترکیبات شیمیایی بخصوص ارگانوفسفره بصورت اسپری و پماد آنزیمی در محیط های نظامی کمک نماید.

    کلیدواژگان: تجزیه زیستی، استیل کولین استراز، ترکیبات ارگانوفسفره، عوامل اعصاب، آنزیم های تجزیه کننده
  • آناهیتا خدابخشی *، سما نجمی صفحات 479-489
    زمینه و هدف

    هر چند که پژوهش های از نوع کمی بیشماری به تاثیر جنگ بر جنبه های روان شناختی، اجتماعی و عاطفی جانبازان پرداخته شده است، اما پژوهش هایی که به تاثیر زندگی با جانبازان بپردازد در ادبیات پژوهشی جنگ و جانبازی بسیار اندک هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی واکاوی نیازهای روان شناختی و عاطفی دختران جانبازان پیرامون زندگی با پدر جانباز بود.

    روش ها

    این پژوهش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی در سال 1397 انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. شرکت کنندگان در این پژوهش دختران جانبازان بودند که به بنیاد شهید و امور ایثارگران شهر تهران مراجعه کرده بودند. داده های پژوهش با مصاحبه با 19 دختر به اشباع نظری رسید. برای روش تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد.

    یافته ها

      تحلیل های کیفی نشان داد که نیازهای روان شناختی و عاطفی دختران در قالب چهار مضمون اصلی به دست آمد که به ترتیب شامل؛ "رنج دیدگی و تجربه های منفی در زندگی، احساس شادمانی و غرور از داشتن پدر جانباز، نگاه منفی و غرض ورزانه از سوی جامعه و تداخل ارزشها و باورهای پدر با دختر". درون مایه یا اصلی ترین مفهوم "زندگی در وهله های از رنج و افتخار" به دست آمد.

    نتیجه گیری

     شرایط جسمانی و روان شناختی پدر بر سلامت جسمی و روانی خانواده تاثیر می گذارد و به کاهش تعامل موثر اعضای خانواده با یکدیگر می انجامد. تعارض شدید بین حس افتخار از داشتن پدری جانباز از یک سو و احساس خستگی روانی به دلیل ناامیدی و غم از سوی دیگر در دختران جانبازان تجربه می شود.

    کلیدواژگان: نیازهای روان شناختی- عاطفی، دختران، جانبازان، پژوهش کیفی
  • مژگان لطفی، مهدی امینی* صفحات 490-498
    زمینه و هدف

    در خصوص ارتباط میان ابعاد سرشتی و منشی شخصیت با راهبردهای تنظیم هیجان پژوهش های اندکی وجود داشته و ماهیت این روابط دقیقا مشخص نیست. به عبارتی دیگر، هنوز مشخص نیست که آیا راهبردهای تنظیم هیجان ماهیتی اساسا زیستی داشته یا متاثر از یادگیری نیز هستند. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد سرشتی و منشی شخصیت با تنظیم هیجان و همچنین بررسی نقش پیش بینی کنندگی این ابعاد در تنظیم هیجان می باشد.

    روش ها

    این مطالعه مقطعی از مهر ماه سال 1395 تا تیر سال 1396 در شهر تهران انجام شد. نمونه مورد مطالعه با روش نمونه گیری در دسترس از میان کلیه افراد مبتلا به اختلال های هیجانی بودند که به درمانگاه های روانشناسی و روانپزشکی دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی مراجعه کرده بودند، انتخاب شد (52/9 درصد مرد) (262=n). داده ها با استفاده از پرسشنامه های سرشت و منش (TCI) و تنظیم هیجان (ERQ) گردآوری شده و با روش همبستگی و تحلیل رگرسیون آنالیز شدند. تمامی محاسبات با استفاده از نرم افزار R versin 3.4.0 انجام شدند.

    یافته ها

     از میان ابعاد سرشتی و منشی شخصیت، فقط عامل پشتکار با راهبردهای تنظیم هیجان یعنی ارزیابی مجدد (0/14=r) و سرکوبی (0/20-=r) رابطه معناداری (در سطح 0/05) داشت. طبق نتایج تحلیل رگرسیون نیز مشخص شد که پشتکار پیش بینی کننده راهبردهای تنظیم هیجان بود.

    نتیجه گیری

     بین ویژگی های سرشتی شخصیت یعنی ویژگی هایی که پایه ژنتیکی و ارثی دارند، و راهبردهای تنظیم هیجان ارتباط وجود دارد. این یافته به نوعی در تایید زیستی بودن راهبردهای تنظیم هیجان بوده و بیانگر نیاز به توجه به مبانی زیستی در درمان اختلالات هیجانی و به ویژه اختلالات مزمن هیجانی است.

    کلیدواژگان: سرشت، منش، تنظیم هیجان، اختلالات هیجانی
  • زهرا شاه نظری، مرضیه ضیایی راد* صفحات 499-508
    زمینه و هدف

    خستگی یکی از شایع ترین و تضعیف کننده ترین علائم ناشی از بیماری های تنفسی در جانبازان شیمیایی است که به طور گسترده بسیاری از جنبه های زندگی بیمار را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر به کارگیری راهکارهای ذخیره انرژی بر خستگی جانبازان شیمیایی مبتلا به اختلالات تنفسی انجام گردید.

    روش ها

    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 49 جانباز شیمیایی مبتلا به اختلالات تنفسی به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. سپس بیماران با روش تصادفی سازی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. راهکارهای ذخیره انرژی در گروه آزمون به مدت یک ماه آموزش داده شد و بیماران این روش ها را به مدت دو ماه در فعالیت های روزمره خود به کار بستند. خستگی بیماران در هر دو گروه، قبل، بلافاصله بعد و یک ماه بعد از به کارگیری راهکارها با استفاده از پرسشنامه سنجش شدت خستگی بررسی شد.

    یافته ها

     میانگین سنی جانبازان در گروه کنترل، 9/60±57/32 سال و در گروه آزمون، 7/27±54/79 سال بود. دو گروه از نظر متغیرهای جمعیت شناختی، همگن بودند (0/05<p). میانگین خستگی نمونه ها در گروه آزمون، بلافاصه و یک ماه بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله کاهش یافت و تفاوت ها معنی دار بود. منتها در گروه کنترل، میانگین خستگی نمونه ها بعد از گذشت یک ماه، افزایش یافت و این تفاوت ها معنی دار نبود. همچنین اختلاف میانگین نمرات خستگی در دوره های مختلف اندازه گیری در بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری داشت (0/001 >P).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش، به کارگیری راهکارهای ذخیره انرژی منجر به کاهش شدت خستگی جانبازان مبتلا به اختلالات تنفسی گردید. بنابراین این روش می تواند به عنوان یک روش غیر دارویی و موثر در کنترل خستگی این گروه از بیماران پیشنهاد گردیده و به سهولت مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اختلالات تنفسی، خستگی، راهکارهای ذخیره انرژی، جانبازان
  • علی غنجال*، منیره متقی، محمد قاسمی صفحات 509-519
    زمینه و هدف

    کمردرد یک بیماری چندوجهی و یک اختلال نسبتا زودرس و رایج در میان پرسنل نظامی می باشد که باعث ناتوانی، کاهش بهره وری و آمادگی رزمی نیروها، و افزایش هزینه های مراقبت های بهداشتی می شود. لذا هدف این تحقیق بررسی عوامل خطرساز مرتبط با کمردرد در نیروهای پایور مذکر نظامی بود.

    روش ها

    این یک مطالعه مورد شاهدی بود که طی آن 250 فرد پایور نظامی مذکر مبتلا به کمردرد مزمن و 250 فرد نظامی سالم از طریق نمونه گیری غیراحتمالی ساده Simple Nonprobability  مورد بررسی قرارگرفتند. از پرسشنامه سه قسمتی (اطلاعات فردی و دموگرافیک، اطلاعات شغلی، و اطلاعات بالینی) با سوالات بسته، پرسشنامه استاندارد JRPD، پرسشنامه HRA، برای ثبت داده ها در هر دو گروه استفاده شد. آنالیز و بررسی ارتباط بین عوامل خطرساز مرتبط با کمردرد در هر دو گروه پرداخته شد.

    یافته ها

     سن، قد، وزن، سابقه کاری در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت. متغیرهای رسته شغلی سخت (0/012=p)، سابقه کاری بالا (0/002=p)، فعالیتهای فیزیکی سنگین و متوالی (0/015=p)، و وجود پوسچر بد (0/034=p) ارتباط معنادار مثبت، و متغیرهای تمرینات ورزشی (0/003=p)، میزان BMI، (0/025=p)، سطح تحصیلات (0/005=p)، مصرف دخانیات (0/011=p)، مدت زمان ابتلا به کمردرد (0/003=p)، وجود دفورمیتی در ستون فقرات (0/002=p)، و سابقه قبلی درد (0/011=p) ارتباط معنادار منفی با ابتلاء به کمردرد در نیروهای پایور مذکرنظامی داشتند. بین متغیرهای میزان شدت درد، و داشتن درد انتشاری با ایجاد کمردرد نیز ارتباط معناداری پیدا نشد.

    نتیجه گیری:

     متغیرهای رسته شغلی سخت، سابقه کاری بالا، فعالیت های فیزیکی سنگین و متوالی، و وجود پوسچر بد، نداشتن تمرینات ورزشی، داشتن BMI بالا، مصرف دخانیات، مدت زمان ابتلا به کمردرد، وجود دفورمیتی در ستون فقرات، و سابقه درد قبلی درد از عوامل مهم خطر ساز مرتبط با کمردرد در نیروهای پایور مذکرنظامی می باشند. بنظر می رسد بتوان با کاهش میزان این عوامل از ایجاد ضایعات جدید و یا وسعت یافتن آنها جلوگیری نمود و از این طریق تلاش نمود تا سطح کارائی نیروهای نظامی را بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: عوامل خطرساز، کمردرد، نیروی نظامی
  • حامد تقی لو، فردین امیری*، مژگان عشاقی، آغافاطمه حسینی صفحات 520-528
    زمینه و هدف

    آماده سازی پوست محل عمل جراحی با آنتی سپتیک ها، یک اقدام استاندارد برای کاهش عفونت محل عمل جراحی می باشد. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه تاثیر آماده سازی پوست محل عمل جراحی با آنتی سپتیک های پوویدین آیوداین 7/5 و 10 درصد با کلرهگزیدین و پوویدین آیوداین 10 درصد بر میزان شمارش میکروبی انجام شد.

    روش ها

    این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی بر روی 80 نفر از بیماران انتخابی جراحی شکم انجام شد. بیماران در یکی از دو گروه آماده سازی پوست با آنتی سپتیک های پوویدین آیوداین 5/7 و 10 درصد یا آنتی سپتیک های کلرهگزیدین و پوویدین آیوداین 10 درصد به روش تصادفی ساده با تخصیص متناسب قرار گرفتند. در روز عمل جراحی، قبل از آماده سازی اولیه پوست نمونه کشت گرفته شد، سپس آماده سازی اولیه با پوویدین آیوداین 7/5 درصد یا کلرهگزیدین در الکل انجام شد، سپس نمونه کشت دوم گرفته شد، آماده سازی ثانویه پوست در هر دو گروه با پوویدین آیوداین 10 درصد انجام و سپس نمونه کشت سوم گرفته شد. نمونه کشت های گرفته شده بر روی محیط بلادآگار و مک کانکی جهت بررسی نوع و شمارش میکروبی فورا به آزمایشگاه منتقل شدند.

    یافته ها تفاوت میانگین شمارش میکروبی قبل از آماده سازی با بعد از آماده سازی پوست با آنتی سپتیک های پوویدین آیوداین 7/5 درصد و پوویدین آیوداین 10 درصد معنی دار بود (P=0.001). همچنین اختلاف میانگین شمارش میکروبی  قبل از آماده سازی با بعد از آماده سازی پوست با آنتی سپتیک های کلرهگزیدین در الکل و پوویدین آیوداین 10 درصد نیز معنی دار بود (P<0.001) و در کل هر دو گروه آنتی سپتیک باعث کاهش شمارش میکروبی به صورت موثری شدند. در مقایسه تاثیر دو گروه بر میانگین شمارش میکروبی، با وجود این که آماده سازی پوست با آنتی سپتیک های کلرهگزیدین در الکل و پوویدین آیوداین 10 درصد بهتر از آنتی سپتیک های پوویدین آیوداین 7/5 درصد و پوویدین آیوداین 10 درصد بود، ولی تفاوت مشاهده شده بین دو گروه معنی دار نبود (p=0.324).

    نتیجه گیری هر دو گروه آنتی سپتیک توانستند میانگین شمارش میکروبی را به صورت چشم گیری کاهش دهند؛ لذا پیشنهاد می شود از هر دو گروه آنتی سپتیک جهت آماده سازی پوست محل عمل جراحی استفاده شود.

    کلیدواژگان: عفونت محل عمل جراحی، محلول های ضدعفونی کننده، پوویدین آیوداین، کلرهگزیدین، شمارش کلونی
  • سید مجتبی حسینی، محمدکریم بهادری*، مرجان نکونام، مهدی رعدآبادی صفحات 529-537
    زمینه و هدف

    با توجه به افزایش حوادث و بلاها از حیث کمیت و شدت، لازمه پاسخ موثر در قالب برنامه مدیریت بحران، فعالسازی و رفع موانع تاثیرگذار بر واکنش سریع مراکز عملیات اضطراری می باشد. هدف از این مطالعه، بررسی موانع تاثیر گذار بر واکنش سریع مراکز عملیات اضطراری در یک از شعبه های جمعیت هلال احمر شهر تهران بود.

    روش ها

    مطالعه حاضر یک مطالعه تحلیلی می باشد که در نیمه اول سال 1397 در یکی از شعبه های هلال احمر شهر تهران انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل مدیران سازمان جمعیت هلال احمر شعبه انتخاب شده بود. برای جمع آوریی داده ها از تکنیک گروه های اسمی و پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تکنیک دیماتل و به کمک نرم افزارهای SPSS 18.0 و MATLAB  انجام گرفت.

    یافته ها

    بر اساس نتایج آزمون تی تک نمونه ای، کلیه شاخص های 9 گانه مورد تایید قرار گرفتند. نتایج مدل دیماتل نشان داد که موانع "کمبود خودروهای عملیاتی مناسب" و "کمبود نیروهای متخصص پزشکی و امدادی" با مختصات (2/19: 26/68) و (2/09- :27/11) به ترتیب تاثیرگذارترین و تاثیرپذیرترین موانع بودند.

    نتیجه گیری

     بر اساس نتایج، جهت جبران کمبود خودروهای عملیاتی و نیروهای متخصص پزشکی و امدادی، تعمیر و تجهیز خودروهای عملیاتی مستعمل، استفاده از ظرفیت های بخش خصوصی، آموزش حرفه ای و استاندارد نیروهای عملیاتی در مواجهه با بحران ها و حوادث و همکاری با تیم های پزشکی متخصص در سایر ارگان های امدادی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: موانع، واکنش سریع، مرکز عملیات اضطراری (EOC)
  • محمد علی جهانی، حمیدرضا بزی، حکیمه مهدی زاده، قهرمان محمودی* صفحات 538-546
    زمینه و هدف

    آمادگی بیمارستانها در برابر بلایا و حوادث یکی از اجزای اساسی برنامه ریزی دولت ها جهت مقابله، کنترل و یا به حداقل رساندن عواقب ناشی از آن انجام می گردد. هدف مطالعه حاضر ارزیابی آمادگی بیمارستان های جنوب شرق ایران و آگاهی مدیران آن در مواجهه با بلایای طبیعی بود.

    روش ها

    این مطالعه کاربردی به صورت تحلیلی در سال 1396 انجام گرفت. جامعه پژوهش کلیه بیمارستان های دولتی تابعه دانشگاه های علوم پزشکی استان های سیستان و بلوچستان و کرمان شامل (جمعا 33 بیمارستان و 264 نفر مدیر) بود. داده ها توسط چک لیست استاندارد آمادگی بیمارستان در مواجهه با بلایا و پرسشنامه آگاهی سنجی مدیران با مراجعه حضوری و توزیع بین جامعه آماری، داده های موردنیاز جمع آوری گردید و با نرم افزار SPSS17 و آزمونهای آماری مرتبط تحلیل گردید.

    یافته ها

    میزان آگاهی مدیران (66/43 %) و آمادگی بیمارستانها (61/66 %) در مواجهه با بلایا در حد متوسط بود. بیشترین و کمترین آگاهی به ترتیب مربوط به گروه مدیران پرستاری (69/92 %) و مدارک پزشکی (63/16 %) بود. بیشترین میزان آمادگی مربوط به حیطه مدیریت برنامه ریزی حوادث غیرمترقبه (77 %) و کمترین میزان آمادگی مربوط به حیطه برنامه ریزی کاهش خطرات ساختمانی(37/74 %) بود. بین آگاهی مدیران با آمادگی بیمارستان ها در مواجهه با بلایا ارتباط معنادار وجود داشت (0/001 >p).

    نتیجه گیری

     میزان آمادگی بیمارستان های جنوب شرق ایران و آگاهی مدیران آن در مواجهه با بلایای طبیعی در حد متوسط بود که با رعایت استانداردها در زیرساختهای بیمارستانها، برگزاری کلاسهای آموزشی در تمام گروه های بیمارستانی و ایمنی تجهیزات و...، آمادگی در برابر بحران و بلایا را ارتقا داد.

    کلیدواژگان: بلایا، آمادگی، آگاهی، بیمارستانها
|
  • Alireza Jalali Farahani, Seyed Reza Hosseini Zijoud* Pages 425-426
  • Fatemeh Teymouri, Zahra Farsi* Pages 427-435
    Background and Aim

    Military nurses have acquired valuable experiences from caring for patients in war zones. Analysis of these experiences can create valuable knowledge for health care providers. The purpose of this study is to explore and analyze the lived experiences of military nurses from the war extracted from published papers.

    Methods

    In this mini-review, an extensive search was conducted using different combination of keywords including “War”, “Nurse”, “Military”, “Qualitative Research”, “Lived Experience” and “Phenomenology” from the ProQuest, Science Direct, CINAHL, Ovid, PubMed, Scopus, Web of Science, Google Scholar, Sid, MagIran, and Irandoc databases from 2000 to 2018. The literature was independently reviewed by two authors.

    Results

    The databases search yielded 30 records. According to inclusion and exclusion criteria, 9 papers were analyzed. After reviewing 9 records, 6 areas related to the lived experiences of military nurses from war included war stress, adaptation to war conditions, professional growth, nurses exposed to injury, ethical dilemmas, and management and leadership were extracted.

    Conclusion

    Military nurses experience a lot of difficulties during war. These experiences can be used to identify problems and challenges and provide appropriate solutions in similar situations. These experiences can also be used to generate knowledge in the field of training and preparing military nurses to face unconventional and critical situations.

    Keywords: War, Nurse, Military, Qualitative Research, Lived Experience
  • Hamidreza Ebrahiminejad, Hossein Sobati* Pages 436-454
    Background and Aim

    Cutaneous leishmaniasis (CL) is the main vector-borne disease in Iran. There are two types of rural and urban CL which are transmitted by Phlebotomus papatasi and Phlebotomus sergenti. Military forces are more susceptible to this disease than other people due to their job conditions. In case of infection, according to the commune period, they can spread the disease to other parts of the country. In this review, the prevalence of the disease in Iran, especially in military areas as well as in a number of Middle Eastern countries, is addressed. In addition, the importance of awareness of military personnel with clinical symptoms and methods of prevention, diagnosis, and treatment of CL are mentioned.

    Methods

    In this narrative review, 302 articles were selected (1980 to 2018) by searching scientific databases such as Science Direct, PubMed, Google Scholar, Iran Medex, Scopus, SID, and Magiran using different combination of keywords including CL, diagnosis and control, vector, reservoir, epidemiology, middle-east, Iran and military areas. Then, unrelated articles were removed and the necessary data was extracted from 113 articles.

    Results

    In this review, clinical signs of the disease, sampling and diagnostic methods including direct, culture, molecular, histology, immunohistochemistry, isoenzymes and new methods such as High resolution melt (HRM) and Nucleic acid sequence based assay (NASBA), also therapeutic strategies and control of the reservoirs and carriers have been presented.

    Conclusion

    Considering the increasing trend of CL in recent years in different parts of Iran and neighboring countries, it is necessary for the health authorities of the armed forces to have sufficient knowledge about the recognition of clinical signs, reservoirs, carriers, and methods of control and prevention, diagnosis and treatment of the disease. This knowledge enables military personnel to provide training in how to control the disease in the military and other areas of the country, and prevent the spread of the disease through accurate planning.

    Keywords: Cutaneous leishmaniasis, Vector, Middle East, Iran, Military areas
  • Houri Edalat* Pages 455-467

    Chromosomal abnormalities are able to produce genetic instability, which is the main cause of many diseases. Cytogenetics is analysis of any kind of chromosomal abnormalities. Chromosomal alterations can be divided into structural and numerical abnormalities, both of which play a significant role in the development of many diseases, particularly cancer. Today, most cytogenetic analyzes are performed by traditional methods (such as karyotype, banding and micronuclei testing) as well as modern techniques (such as M-FISH, SKY, and CGH). The factors causing chromosomal abnormalities can be classified into both external and internal groups. External factors that play an important role in causing anomalies in war can be classified into two physical (including different types of rays) and chemical agents. In this review, we explain a general model for development of chromosome abnormalities with emphasis on the method of production of abnormalities using chemical agents. According to this general model, each phase of DNA replication can convert any existing abnormalities to a higher degree of abnormality. This general theory can also be employed for chemicals, according to which chemicals producing chromosomal abnormalities can be classified into two main groups of non-delayed and delayed chemicals in terms of their effects. Non-delayed chemicals consist of gaps and breaks and delayed chemicals cause chromatid changes. Finally, some common types of chemicals used in military wars (including Agent Orange, depleted uranium, and mustard gas), with its cytogenetic effects and chromosomal aberrations caused by them, are discussed.

    Keywords: Chemical Agents, Military Wars, Chromosomal Aberrations
  • Taleb Badri, Ali Mohammad Latifi, Kazem Hassanpour, Ramezan Ali Taheri, Morteza Mirzaei, Gholamreza Farnoosh* Pages 468-478

    Organophosphorus compounds are widely used in pesticides, insecticides in agriculture and as nervous chemical agents. These chemicals inhibit the acetylcholinesterase enzyme activity that is responsible for the nervous impulse in organisms. This effect leads to an increase in acetylcholine level and finally neuronal complications.
    Many methods are used to degrade and decontaminate these compounds, such as: the use of chemicals, burial of toxins, burning and biodegradation. The chemical and physical methods are often toxic, allergic, corrosive and nonspecific and harmful for the environment and are not usable in war spaces. Biodegradation is an effective and safe method that is performed under controlled conditions for the decomposition of various constituents, including organophosphorus compounds, by biological agents. Biodegradation is performed using microbes to detoxify and decompose contaminants. These strains contain broad substrate-degrading enzymes.
    Although the use of natural strains as vital catalysts is an interesting method for the treatment of organophosphorus compounds, the inability of organophosphorus compounds to cross the membrane width reduces the total catalytic power, so the use of recombinant enzymes for the decomposition of organophosphorus compounds can be of great help in removing contaminants, especially in war environments. Many enzymes have been identified and used for this purpose, but most notably include: Diisopropyl-fluorophosphatase (DFPasae), Organophosphorus acid anhydrolase (OPAA) and Organophosphorus Hydrolase (OPH).
    In this review, in addition to describing the organophosphorus compounds and their effects, biodegradation especially by use of enzymes was considered. The understanding and mastering of this knowledge could help researchers in the use of chemical degrading enzymes, especially organophosphates, in spray and enzymatic ointments in military environments.

    Keywords: Biodegradation, Acetylcholinesterase, Organophosphorus Compounds, Nervous Chemical Agents, Degradation Enzymes
  • Anahita Khodabakhshi*, Sama Najmi Pages 479-489
    Background and Aim

    Although there is quantitative research on the impact of war on psychological, social and emotional aspects of veterans, there is little qualitative research on the effect of war in veterans’ family and life. The aim of this research was to analyze the psychological and emotional needs in daughters of veterans.

    Methods

    This is qualitative research with descriptive phenomenology approach, which was done in 2018. Data gathering was done by semi-structured interview. Participants were daughters of veteran father in Martyrs and Veterans Foundation, Tehran, Iran. The research data reached theoretical saturation by interviewing 19 daughters. The data were analyzed using Colaizzi's seven-step content analysis method.

    Results

    Qualitative analysis showed that the psychological and emotional needs of girls were obtained in four main themes, namely: "suffering and negative experiences in life, feelings of happiness and pride in having a veteran father, negative and biased viewpoint from society, interaction of father's values and beliefs with daughter". The main theme or concept was "living in the stages of suffering and honor".

    Conclusion

     The father's physical and psychological conditions affect the physical and mental health of the family and lead to a decrease in effective family interaction with each other. There is a sharp conflict between the sense of pride in having a veteran father on the one hand and the feeling of mental exhaustion in despair and sadness on the other as experienced by their daughters.

    Keywords: Emotional, Psychological Needs, Daughters, Veterans, Qualitative Research
  • Mozhgan Lotfi, Mahdi Amini* Pages 490-498
    Background and Aim

    There is little evidence about the relationship between temperamental and characterological dimensions of personality and emotion regulation (ER), and the nature of these relationships is not exactly clear. In other words, it is still unclear whether ER strategies have essentially biological basis or are influenced by learning. Therefore, the purpose of this study was to investigate the relationship between temperament and character of personality with ER, and also to determine the predicting role of those in ER.

    Methods

    This cross-sectional study was carried out from October 2016 to June 2017 in Tehran. The sample was conveniently selected from patients with emotional disorders who were recruited to psychological and psychiatricic clinics of Iran, Tehran and Shahid Beheshti medical sciences universities (n=262, male=52.9 %). The data were gathered by TCI-R and ERQ questionnaires, and analyzed using correlation and regression analysis. All calculation done via R version 3.4.0.

    Results

    Among the temperamental and characterological dimensions of personality, persistence had significant correlation (P< 0.05) with ER strategies, i.e. reappraisal (r =.14) and suppression (r = -.20). According to regression analysis, it was found that persistence had a significant role in predicting ER.

    Conclusion

    There is a relationship between the temperamental traits of personality - the traits that have genetic and biological basis - and ER strategies. This finding confirmed the biological foundations of ER and indicates the need to pay attention to biological aspects of emotional disorders in the treatment, especially chronic emotional disorders.

    Keywords: Temperament, Character, Emotion regulation, Emotional Disorders
  • Zahra Shahnazari, Marzieh Ziaeirad* Pages 499-508
    Background and Aim

    Fatigue is one of the most common and debilitating symptoms of respiratory disorders in chemical veterans which affects many aspects of patient's life. This study was conducted to determine the effect of applying the energy conservation techniques on the fatigue of chemical veterans with respiratory disorders.

    Methods

    This clinical trial study was conducted on 49 chemical veterans with respiratory disorders by convenience sampling method. Then patients were divided into experimental and control groups by randomization. Energy conservation techniques were taught to the experimental group for one month and they applied these techniques for two months in daily activities. The fatigue of patients in two groups was assessed before, immediately after and one month after applying the techniques by Fatigue Severity scale.

    Results

    The mean age of patients in control group was 57.32±9.60 years, and in experimental group was 54.79±7.27 years. There was no significant difference between the two groups in terms of demographic data (P>0.05). The mean of fatigue in the experimental group decreased immediately and one month after the intervention compared to before that and the differences were significant. However, the mean of fatigue in the control group increased after one month, and these differences were not significant. Also, there was a significant difference between the two groups in the mean of fatigue scores in different measurement periods (P<0.001).

    Conclusion

    According to the current research findings, applying energy conservation techniques led to reduction of fatigue in veterans with respiratory disorders. Therefore, this method can be easily used as a non-pharmacological and effective method in the control of fatigue in this group of patients.

    Keywords: Respiratory disorders, Fatigue, Energy conservation techniques, Veterans
  • Ali Ghanjal*, Monireh Motaqi, Mohammad Ghasemi Pages 509-519
    Background and Aim

    Low back pain (LBP) is a multidimensional disorder which is common among military personnel. It may cause disability, reduced productivity and combat readiness of forces, and increased health care costs. Therefore, the aim of this study was to assess the risk factors associated with LBP in male military personnel.

    Methods

    This study is a case-control study of 250 military personnel with chronic LBP and 250 healthy military men were assessed through simple nonprobability sampling. A three-part questionnaire (demographic, occupational and clinical data) was used for both groups with closed questions, Job Related Physical Demands questionnaire (JRPD), and Health Risk Appraisals questionnaire (HRA). Evaluation of relationship between risk factors associated with low back pain in both groups was done.

    Results

    Age, height, weight, and work record were not significantly different between the two groups of military personnel. Among the factors studied, there was a positive significant relationship between LBP and hard job titles (p=0.012), prolonged work experience (p=0.002), heavy and continuous physical activity (p=0.015), and awkward posture (0.034) (p=0.003). Also, attendance in exercise programs (P=0.003), body mass index (p=0.025) education level (p=0.005), smoking (p=0.011), duration of LBP (p=0.003) spine deformity (p=0.002), history of LBP (p=0.011) showed significant negative correlation. No significant relationship was found between the variables of severity of pain, and having diffuse pain with low back pain.

    Conclusion

    The hard job titles, high work history, heavy and consecutive physical activity, poor posture, lack of exercise, high BMI, smoking, duration of back pain, deformity in the spine, and history of previous pain are risk factors associated with low back pain in in male military personnel. It seems possible to reduce the amount of these factors by preventing new lesions or expanding them, and improving the level of military personnel efficiency.

    Keywords: Risk factors, Low back pain, Military Personnel
  • Hamed Taghiloo, Fardin Amiri*, Mojgan Oshaghi, Aghafatemeh Hosseini Pages 520-528
    Background and Aim

    Preparing the skin for surgery with antiseptics is a standard measure to reduce surgical site infection. This study aimed to evaluate the effect of skin preparation at the surgical site with povidone-iodine 7.5% and povidone-iodine 10% antiseptics with chlorhexidine and povidone-iodine 10% on the microbial count.

    Methods

    This clinical trial study was performed on 80 patients with elective abdominal surgery. Patients were divided into two groups by simple random methods and proportional allocation of skin preparation with povidone-iodine 7.5% and 10% antiseptics or chlorhexidine and povidone-iodine 10% antiseptics. On the day of surgery, the culture sample was taken before the primary skin preparation, then the primary preparation was done with povidone-iodine 7.5% or chlorhexidine in alcohol, then the second culture was taken, the secondary skin preparation was done in both groups with povidone-iodine10% and then the third culture was taken. Specimens of cultures were taken on a blood agar plate and McConkey plate for the examination of microbial count and type, were immediately transferred to the laboratory.

    Results

    The mean differences in microbial counts before and after skin preparation with povidone-iodine 7.5% and povidone-iodine 10% antiseptics were significant (P=0.001). Also, mean differences in microbial counts before preparation with after skin preparation with chlorhexidine in alcohol antiseptics and povidone-iodine 10% were significant (P<0.001) and in general, both antiseptic groups significantly reduced microbial counts. In comparing the effect of the two groups on the mean microbial count, although the skin preparation with chlorhexidine in alcohol and povidone-iodine 10% antiseptics was better than povidone-iodine 7.5% and povidone-iodine 10% antiseptics, the difference between the two groups was not significant (P=0.324).

    Conclusion

    Both antiseptic groups were able to significantly reduce the mean microbial counts. Therefore, it is recommended that both antiseptic groups be used to prepare skin for surgery.

    Keywords: Surgical Wound Infection, Anti-Infective Agents, Povidone-Iodine, Chlorhexidine, Colony Count
  • Seyed Mojtaba Hosseini, Mohammadkarim Bahadori*, Marjan Nekounam, Mehdi Raadabadi Pages 529-537
    Background and Aim

    Due to the increase in accidents and disasters in terms of quantity and severity, it is necessary to respond effectively in the form of crisis management, activation and removal of barriers affecting the rapid reaction of emergency centers. The aim of this study was to investigate the barriers affecting the rapid reaction of emergency operation centers in a branch of the Red Crescent Society in Tehran.

    Methods

    The present study is an analytic study which has been conducted in branches of Red Crescent Society in Tehran, Iran during the first half of 2108. The Study population was the managers of the Red Crescent Society. Data collection was done using the Nominal Group Technique (NGT) and researcher-made questionnaire. Data analysis was done using descriptive statistics and DEMATEL technique using SPSS 18.0 and MATLAB software.

    Results

    Based on the results of One-Sample T-test, all nine indicators were approved. The results of the DEMATEL model showed that the barriers "lack of proper operational vehicles" and "shortage of medical and relief medical personnel" with the coordinates (2.19: 26.68) and (2.09/27.11) were the most affecting and effected barriers, respectively.

    Conclusion

    Based on the results, to compensate for the shortage of operational vehicles and medical and relief personnel, repairing and equipping used operational vehicles, use of private sector capacities, professional training and operational standards in dealing with crises and accidents, and cooperation with specialized medical teams in other relief agencies are suggested.

    Keywords: Obstacle, Rapid Response, Emergency Operations Center (EOC)
  • Mohammad Ali Jahani, Hamid Reza Bazzi, Hakimeh Mehdizadeh, Ghahraman Mahmoudi* Pages 538-546
    Background and Aim

    Preparedness of hospitals against disasters is one of the key components of governmental planning to counter, control or minimize the consequences. The aim of this study was to assess the hospital preparedness and managers’ awareness against disasters in Southeast Iran.

    Methods

    This applied, descriptive and cross-sectional study was conducted in 2017. The study population consisted of all State hospitals affiliated to Sistan and Baluchestan and Kerman Universities of Medical Sciences (hospitals=33, managers=264). The data were collected using a standard disaster preparedness checklist and managers' awareness questionnaire via in-person referral and distribution among statistical population. Data were analyzed through SPSS 17 and related statistical tests.

    Results

    Managers' awareness (66.43%) and preparedness of hospitals (61.66%) against disasters were moderate. The highest and lowest levels of awareness were related to nursing managers (69.92%) and medical records (63.16%), respectively. The highest and lowest levels of preparedness were associated with management of disaster planning (77%) and planning of reduced construction risks (37.74%). There was a significant relationship between managers’ awareness and hospital preparedness against disaster (p<0.001).

    Conclusion

    The preparedness of the studied hospitals was moderate, which improved preparedness against disaster and crisis through observing standards of hospital infrastructure, holding training classes for all hospital groups, securing hospital equipment and so on.

    Keywords: Disasters, Preparedness, Awareness, Hospitals