فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 541 (هفته اول آبان 1398)
  • پیاپی 541 (هفته اول آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/06
  • تعداد عناوین: 5
|
  • مریم هاشمی، نرگس خیرالهی، احمدرضا یزدان نیک*، محمدرضا معمارزاده صفحات 1026-1032
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر کرم بابونه بر بهبودی زخم فشاری درجه‌ی ‌یک بیماران بستری در بخش‌های مراقبت ویژه بیمارستان‌های الزهرا (س) و امین اصفهان و بیمارستان امام حسین (ع) گلپایگان، انجام شد.

    روش‌ها

     این مطالعه بر روی دو گروه 35 نفره از بیماران بخش‌های مراقبت ویژه که دارای زخم فشاری درجه‌ی یک در نواحی مختلف بدن بودند، انجام‌ شد. در گروه شاهد، برای بیماران فقط مراقبت‌های معمول استاندارد پیش‌گیری از زخم فشاری مانند تغییر وضعیت، استفاده از تشک مواج و... استفاده ‌شد و زخم آن‌ها با سرم نرمال سالین شستشو داده شد. در گروه مداخله، علاوه بر روش‌های ‌گفته شده، از کرم بابونه بر روی محل زخم استفاده گردید و این کار به مدت 7 روز پی‌گیری شد. با استفاده از ابزار Pressure ulcer scale for healing (PUSH)، در روزهای اول، چهارم و هفتم مطالعه، میزان بهبود زخم فشاری مشخص و ثبت شد و پرسش‌نامه‌ها در دو گروه با هم مقایسه گردید.

    یافته‌ها

    در روزهای چهارم و هفتم، میانگین نمره‌ی زخم فشاری گروه مداخله به‌ طور معنی‌داری کمتر از گروه شاهد بود (001/0 > P). قبل از مداخله، میانگین نمره‌ی زخم فشاری در گروه مداخله، 25/2 ± 44/6 گزارش شد که این نمره در روز هفتم به 12/1 ± 33/0 کاهش‌ یافت. در گروه شاهد، نمره‌ی زخم فشاری اولین ارزیابی، 93/1 ± 86/5 بود و در روز هفتم به 40/2 ± 14/8 افزایش ‌یافت.

    نتیجه‌گیری

    به نظر می‌رسد که استفاده از کرم بابونه در درمان زخم‌های فشاری درجه‌ی یک تاثیرگذار است. پیشنهاد می‌گردد به ‌منظور بررسی تاثیر بابونه بر بهبودی زخم‌های فشاری درجه‌ی دو، تحقیقات گسترده‌تری صورت پذیرد.

    کلیدواژگان: زخم فشاری، بابونه، بخش های مراقبت ویژه
  • فرزانه احمدی، مریم پیمانی*، مجید خیراللهی صفحات 1040-1046
    مقدمه

    Multiple sclerosis (MS) یک بیماری شایع سیستم عصبی مرکزی می‌باشد و میزان ابتلا به این بیماری در زنان دو برابر بیشتر از مردان است. با توجه به اهمیت پلی‌مورفیسم‌های miRNA‌‌ها در بیان و عملکرد mRNAها و همچنین خطر بروز بیماری‌ها، در این مطالعه برای اولین بار ارتباط پلی‌مورفیسم rs6977848 با خطر ابتلا به بیماری MS در جمعیت اصفهان بررسی شد.

    روش‌ها

     در این مطالعه‌ی مورد- شاهدی، 95 فرد سالم و 99 فرد بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. ژنوتیپ افراد برای پلی‌مورفیسم مورد نظر به روش Polymerase chain reaction-Restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) تعیین و جهت تایید نتایج، تعدادی از نمونه‌ها تعیین توالی شد. سپس، فراوانی ژنوتیپ‌ها به منظور به دست آوردن ارتباط این پلی‌مورفیسم با خطر ابتلا به بیماری MS، واکاوی گردید.

    یافته‌ها

     با در نظر گرفتن غلبه‌ی کامل آلل T مجموع ژنوتیپ‌های TT و TG در مقایسه با ژنوتیپ مرجع GG به طور معنی‌داری استعداد ابتلا به بیماری MS را افزایش می‌دهند (27/2 = Odds ratio یا OD و 043/0 = P)، اگر چه اختلاف معنی‌داری بین فراوانی هر یک از ژنوتیپ‌ها در مقایسه با ژنوتیپ مرجع TT در دو جمعیت سالم و بیمار مشاهده نگردید.

    نتیجه‌گیری

    پلی‌مورفیسم rs6977848 در پایین‌دست ژن کد کننده‌ی miR-148a به احتمال زیاد می‌تواند بر عملکرد این miRNA و همچنین، سطح بیان آن موثر باشد و استعداد افراد در ابتلا به این بیماری را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما با سن بروز بیماری در جمعیت‌های مورد مطالعه ارتباط معنی‌داری ندارد.

    کلیدواژگان: miR-148a انسانی، پلی مورفیسم ژنتیک، Multiple sclerosis
  • صدیقه واعظی فر*، محمد مولایی صفحات 1047-1053
    مقدمه

    سامانه‌های دارورسانی حاوی داروهای ضد سرطان، مزایای بسیاری در رهایش دارو نسبت به داروهای خوراکی یا تزریقی در درمان سرطان دارند. بنابراین، ساخت سامانه‌هایی برای تحویل کنترل شده‌ی داروهای ضد سرطان در سال‌های اخیر، توجه زیادی را به خود جلب کرده است.

    روش‌ها

    در این تحقیق، نانوذرات کیتوزان (Chitosan-based nanoparticles یا CsNPs) به روش ژل شدن یونی تهیه شد و به عنوان حامل داروی دوکسوروبیسین (Doxorubicin یا DOX) مورد استفاده قرار گرفت. نانوذرات کیتوزان، قبل و بعد از بارگذاری دارو با استفاده از روش‌های میکروسکوپ الکترونی روبشی (Scanning electron microscope یا SEM)، پراکندگی نور پویا (Dynamic light scattering یا DLS) و پتانسیل زتا مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته‌ها

     نتایج آزمون‌های برون‌تن (In vitro) انجام شده بر روی این سیستم از نظر میزان رهایش دارو نشان داد نمونه‌ی ساخته شده گزینه‌ی بسیار مناسبی به عنوان حامل داروی ضد سرطان DOX است؛ چرا که با رهایش کنترل شده‌ی دارو در بازه‌ی زمانی (از 120-0 ساعت) به صورت رهایش آهسته و پیوسته، می‌تواند در مقابله با سلول‌های سرطانی موثرتر عمل کند.

    نتیجه‌گیری

     بر اساس یافته‌های این مطالعه، استفاده از سامانه‌ی دارورسانی CsNPs/DOX می‌تواند جایگزین ممتازی به جای استفاده از دزهای متعدد تزریق دوکسوروبیسین برای درمان سرطان سینه باشد و محدودیت‌های مربوط به استفاده از این دارو به شیوه‌ی شیمی‌درمانی را مرتفع نماید.

    کلیدواژگان: نانوذرات کیتوزان، داروی ضد سرطان، دوکسوروبیسین، رهایش دارو، سرطان سینه
  • مهدی خواجه آزاد، زهرا سیدبنکدار، بهرام پاکزاد*، مریم موسوی صفحات 1054-1060
    مقدمه

    Systemic lupus erythematosus (SLE)، یک بیماری خود ایمنی شایع می‌باشد که در صورت عدم تشخیص و درمان به موقع، با بروز عوارض جدی و جبران ناپذیر نظیر نفریت همراه می‌باشد. به همین دلیل، تشخیص زودرس بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است. از طرفی، برخی مطالعات نشان داده است بین سطح سرمی هورمون آنتی‌مولرین و شدت فعالیت بیماری SLE، ارتباط وجود دارد. از این رو، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین ارتباط بین تیتر آنتی‌مولرین آنتی‌بادی با شدت و میزان فعالیت بیماری SLE به انجام رسید.

    روش‌ها

     در یک مطالعه‌ی مقطعی، 70 زن در دامنه‌ی سنی 35-18 سال مبتلا به SLE که در سال 1395 به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان الزهرای (س) اصفهان ارجاع شده بودند، انتخاب شدند. شدت فعالیت بیماری SLE با معیار SLE Disease activity index-2000 (SLEDAI-2k) و سطح هورمون آنتی‌مولرین در آنان اندازه‌گیری شد و ارتباط بین آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته‌ها

     میانگین سطح سرمی هورمون آنتی‌مولرین در بیماران مورد مطالعه، 49/1 ± 58/1 با دامنه‌ی 36/7-20/0 نانوگرم/میلی‌لیتر بود و بر مبنای آن، 11 نفر (7/15 درصد) دارای سطح پایین این هورمون بودند. برابر نتایج به دست آمده، بین سطح هورمون آنتی‌مولرین و شاخص فعالیت بیماری SLE، یک همبستگی معکوس و معنی‌دار به میزان 46/0 مشاهده گردید (001/0 > P).

    نتیجه‌گیری

     بر اساس یافته‌های این مطالعه، بین سطح هورمون آنتی‌مولرین و شدت فعالیت SLE ارتباط معکوسی وجود دارد و به ویژه در زمانی که بیمار تحت پالس‌تراپی با کورتن و سیکلوفسفامید قرار دارد، سطح هورمون آنتی‌مولرین پایین‌تر است و این موضوع، می‌تواند منجر به بروز عوارض جدی در زنان سنین باروری گردد.

    کلیدواژگان: Systemic lupus erythematosus، هورمون آنتی مولرین، باروری
|
  • Maryam Hashemi, Narges Kheirollahi, Ahmad Reza Yazdannik*, Mohammad Reza Memarzadeh Pages 1026-1032
    Background


    The aim of this study was to determine the effect of chamomile cream on the improvement of grade I pressure ulcer in order to find an effective and inexpensive treatment.

    Methods

    In this randomized clinical trial study, 70 patients with grade I pressure ulcer were randomly divided into two groups. In intervention group, chamomile cream was administered topically on the wound for one week, and in the control group, common preventive methods were presented. Then, the condition of wound healing was evaluated for all patients using the Pressure Ulcer Scale for Healing (PUSH) instrument, at the first, fourth, and seventh days of the study.

    Findings

    There was no significant difference in the mean scores of pressure ulcer between the two groups at the first day of the study (P > 0.050). At the fourth and seventh days of the study, the mean scores of pressure ulcer were significantly lower in intervention group (P < 0.001). Before intervention, the mean score of pressure ulcer in intervention group was 6.44 ± 2.25 which reduced to 1.33 ± 1.12 at the seventh day. In control group, the first assessment of the PUSH score was 5.86 ± 1.93 which increased to 8.14 ± 2.40 at the seventh day.

    Conclusion

    Chamomile cream seems to be effective in the treatment of grade I pressure ulcer. This combination is likely to be used as a treatment option in addition to standard treatment, and will be effective in the treatment of grade I pressure ulcer in the short term. However, due to the fact that this study was conducted on grade I pressure ulcer, more studies are suggested be done to investigate the effect of chamomile on the recovery of grade II pressure ulcer.

    Keywords: Pressure ulcer, Chamomile, Patients, Intensive care units
  • Narges Motamedi, Farnaz Feizi* Pages 1033-1039
    Background


    Given the high prevalence of depression in the elderly, as well as the importance of health-related lifestyle in the prevention of aging, this study was designed to compare the health-promoting lifestyle in elderly with depression and healthy elderly.

    Methods

    This was a cross-sectional study on 200 elderly over 60 years of age referred to health care centers in Isfahan City, Iran, during the year 2018. Demographic information, health-promoting lifestyle (Walker and Hill-Polerecky questionnaire), and depression [Geriatric Depression Scale (GDS) short form] were recorded and analyzed.

    Findings

    The prevalence of depression among 200 elderly was 59.1%, and the initial analysis showed a significant relationship between marital status, education, and all aspects of health-promotion lifestyle (nutrition, exercise, responsibility for health, stress management, interpersonal support, and self-healing) and depression. However, after adjusting for all factors in multivariate regression analysis, there was significant independent and inverse relationship between the dimensions of stress management [odds ratio (OR) = 0.76; confidence interval (CI): 0.99-0.58) and responsibility (OR = 0.75; CI: 0.90-0.62) and depression in the elderly.

    Conclusion

    Onwards of health-promoting lifestyle, stress management, and health responsibility in elderly with depression is poorer than healthy ones.

    Keywords: Depression, Elderly, Health promotion, Life style
  • Farzaneh Ahmadi, Maryam Peymani*, Majid Kheirollahi Pages 1040-1046
    Background


    Multiple sclerosis (MS) is a common disease of the central nervous system, and the incidence of this disease in women is twice that of men. Considering the importance of miRNA polymorphisms in the expression and function of mRNAs as well as the risk of disease, this study investigated the association of rs6977848 polymorphism (a genetic variant in 19-nucleotide downstream of miR-148a coding gene) with the risk of MS disease in Isfahan City population in Iran, for the first time.

    Methods

    In this case-control study, a population of 95 healthy individuals and 99 patients were assayed. The genotype of the individuals for the polymorphism was determined using polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP). To confirm the results, a number of samples were sequenced. Then, the frequency of genotypes and alleles were evaluated.

    Findings

    Considering the total dominance of T allele, the total TT and TG genotypes significantly increased the susceptibility to MS disease compared with the GG reference genotype [odds ratio (OR) = 2.27, P = 0.043); while considering the genotype GG as reference genotype, there was a significant difference between the TG and the reference genotypes in this population with a risk of disease (P < 0.050). However, no significant difference was observed between genotype TT and GG genotype as reference genotype.

    Conclusion

    Findings indicate that rs6977848 polymorphism in miR-148a coding gene downstream may be effective in influencing the performance of this miRNA as well as its expression level. Moreover, the incidence of the ability of individuals to affect this disease is not significantly related to the incidence of disease in the studied populations.

    Keywords: miR148a, human, Genetic polymorphism, Multiple sclerosis
  • Sedigheh Vaezifar*, Mohammad Molaei Pages 1047-1053
    Background


    Drug-delivery systems have exhibited many advantages over intravenous or oral drug administration, especially for cancer treatment. Therefore, biodegradable implants have received lots of attention for controlled delivery and release of anticancer drugs.

    Methods

    In the present study, chitosan-based nanoparticles (CsNPs) were prepared using ionic gelation method, and were used as carrier for loading doxorubicin (DOX). CsNPs were characterized before and after the drug loading by scanning electron microscopy (SEM), dynamic light scattering (DLS), and zeta potential.

    Findings

    The in-vitro assessments showed that drug release profile of CsNPs/DOX exhibited an appropriate release rate that could be more effective against the cancer cells; as the controlled release of drug in a dedicated period (0-120 hours), could tend to more effectiveness in fighting cancer cells.

    Conclusion

    Based on the results of this research, the CsNPs/DOX system can be an appropriate choice for replacement of multiple-doses injections of doxorubicin for breast cancer treatment.

    Keywords: Chitosan, Nanoparticles, Antitumor drug, Drug release, Doxorubicin, Breast cancer
  • Maryam Mousavi, Bahram Pakzad*, Zahra Seyedbonakdar, Mehdi Khajehazad Pages 1054-1060
    Background

    Systemic lupus erythematosus (SLE) is a common autoimmune disease, and if not diagnosed and treated in a timely manner, can lead to irreversible complications such as lupus nephritis. Thus, the early detection of the disease is very important. On the other hand, some studies have shown that there is a relationship between the serum levels of anti-Mullerian hormone (AMH) and the activity of lupus disease. The aim of this study was to determine the relationship between antibody titer with severity and activity level of SLE.

    Methods

    In a cross-sectional study, 70 women in age range of 18-35 years old with SLE who referred to rheumatology clinic of Alzahra hospital, Isfahan, Iran, were selected. Lupus activity was determined using SLE Disease Activity Index-2000 (SLEDAI-2k) score, and serum level of AMH was measured; and the relationship between SLE activity and serum level of AMH was evaluated.

    Findings

    Mean serum level of AMH was 1.49 ± 1.58 ng/ml, ranging from 0.20 to 7.36; and thus, 11 patients (15.7%) had low levels of the hormone. Moreover, there was a statistically significant inverse correlation between disease activity scores and serum levels of AMH, as much as 0.46 (P < 0.001).

    Conclusion

    The results of our study showed a relation between lupus activity and serum AMH. Especially, among the patients under treatment with corticosteroids and cyclophosphamide pulse therapy, there were lower levels of AMH; and this might lead to ovarian reserve loss and fertility problems in women of childbearing age

    Keywords: Systemic lupus erythematosus, Anti-Mullerian hormone, Fertility