فهرست مطالب

  • پیاپی 67 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • حسین عساکره، نرگس حسامی* صفحات 1-27

    سیل یکی از مخاطرات طبیعی است و برای ایران که از لحاظ حادثه خیزی جز شش کشور اول دنیا می باشد از اهمیت خاصی برخوردار است. تحلیل شرایط همدید الگوهای گردش جوی، در شناسایی عوامل موثر بر وقوع بارش های سنگینی که منجر به وقوع سیل می شود، بسیار حائز اهمیت است. در این پژوهش، از آمار روزانه و ساعتی دبی ایستگاه هیدرومتری مرغک و داده های روزانه بارش ایستگاه های باران سنجی حوضه و اطراف آن طی دوره آماری (1360- 1388) استفاده شد. برای مطالعه سامانه های سیل زا در حوضه بازفت، تاریخ وقوع سیل در حوضه استخراج گردید. سپس روزهایی که بارش فراگیر در قلمرو مورد بحث حادث شده و با تاریخ سیل های اتفاق افتاده انطباق داشته مشخص گردید. در ادامه با انجام یک تحلیل خوشه ای بر روی فواصل اقلیدسی داده های فشار تراز دریا 487 سیل رخ داده، چهار الگوهای اصلی مشخص شد. بدین ترتیب این 4 الگو از لحاظ فشار تراز دریا، ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 و 700 هکتوپاسکال، مولفه های باد، همگرایی شار رطوبت و امگا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل همدیدی نقشه ها نشان داد که به هنگام رخداد سیلاب، زبانه هایی از کم فشارهای مدیترانه ای و سودانی که دریای مدیترانه، سیاه و سرخ در تقویت آن نقش داشته اند به سمت جنوب غرب ایران و حوضه بازفت گسترش یافته اند. قرارگیری محورهای فرود بادهای غربی همراه با بریده های کم فشار در این حوضه عامل اصلی ناپایداری شدید و بارش های سنگین بوده است. نتایج حاصل از تحلیل تابع شار همگرایی رطوبت نیز نشان داد که بارش های سیل زا عمدتا نتیجه شارش رطوبت از دریاهای عمان، خلیج فارس، مدیترانه و نیمه شمالی دریای سرخ به سمت حوضه بازفت و انباشت رطوبت در این حوضه می باشد.

    کلیدواژگان: بازفت، همدید، تحلیل خوشه ای، دگرفشار
  • علی حقی زاده*، وحید بیات، آزاده ارشیا صفحات 29-42
    مقدمه

    در علم آبیاری، برآورد دقیق نیاز آبی گیاهان زراعی و محصولات باغی از پایه ای ترین رکن طراحی  و محاسبات مهندسی به شمار می رود(اسلامی و قهرمان 1392).مشاهدات مربوط به تبخیر از طریق تشتک ها همواره همراه با دقت قابل قبول نبوده و همین طور شبکه متراکمی از ایستگاه های تبخیر سنجی نیز در دست رس نیست و از طرفی استفاده از روش های مستقیم مستلزم صرف هزینه و وقت زیاد می باشد، لذا توسعه یک رویکرد جایگزین برای تخمین میزان تبخیر بر مبنای متغیرهای هواشناسی باقابلیت اندازه گیری و تخمین راحت تر ضروری به نظر می رسد. بدین منظور برای برآورد تبخیر و تعرق مرجع، استفاده از مدل های ریاضی با اندازه گیری های پارامترهای هواشناسی به عنوان متغیرهای مستقل اجتناب ناپذیر خواهد بود(اسلامی و قهرمان، 1392). محمد رضا پور و همکاران(1394) مدل سازی تبخیر- تعرق پتانسیل ماهانه با استفاده از برنامه ریزی ژنتیک در استان سیستان و بلوچستان تدوین کردند. بدین منظور، میزان تبخیر- تعرق مرجع در مقیاس ماهانه با استفاده از روش پنمن- مانتیث و بر اساس داده های هواشناسی از قبیل میانگین دما، رطوبت نسبی، ساعات آفتابی، سرعت باد و مقدار بارش برای یک دوره  40ساله در ایستگاه های زابل، ایرانشهر، چابهار و زاهدان محاسبه شده و در 16 الگوی زمانی تاخیری جداگانه مرتب شد. سپس به مدل سازی مقادیر تبخیر- تعرق ماهانه بر اساس برنامه ریزی ژنتیک با استفاده از نرم افزار GeneXproTools برای توسعه و اجرای مدل های مبتنی بر برنامه ریزی ژنتیک استفاده شد. هدف از این پژوهش ارائه یک مدل ساده و درعین حال کاربردی و دقیق جهت محاسبه تبخیر و تعرق پتانسیل می باشد تا با استفاده از آن و عناصر اقلیمی موثر در تبخیر، میزان تبخیر صورت گرفته از سطوح محاسبه شود.

    مواد و روش ها

    استان کرمانشاه ، 5/1 در صد از کل مساحت کشور را در برگرفته است. این استان از شمال به استان کردستان، از جنوب به استان های ایلام و لرستان و از شرق به استان همدان محدودشده است.در این تحقیق به جهت اهمیت فصل رویش و نیاز آبی برای رشد و نمو محصولات زراعی و مرتعی به منظور برآورد تبخیر و تعرق پتانسیل در ایستگاه های منتخب منطقه ، مجموع ماه‏های سال طی دوره آماری  1391-1374 در نظر گرفته شد. در این مطالعه جهت تعیین شاخص های خشکی و تبخیر و تعرق، از مدل GEP  استفاده شده است. ایستگاه های منطقه ازنظر آماری موردبررسی قرار گرفت و از بین آن ها 5 ایستگاه در محدوده استان کرمانشاه  انتخاب شد. سپس داده های آماری به لحاظ کمی و کیفی به وسیله آزمون ران تست در Excel و SPSS مورد تجزیه و ارزیابی قرار گرفت و در ادامه جهت تعیین فصول خشک و نیمه خشک و فصولی که برای رویش و کشت و کار مناسب می باشد، از مدل و نرم افزار GEP  استفاده و میزان صحت داده های برآورد شده مورد ارزیابی قرار گرفت و درنهایت نقشه پهنه بندی میزان تبخیر و تعرق پتانسیل استان تهیه گردید.

    نتایج و بحث

     عوامل مهم تاثیرگذار در میزان کسری اشباع شامل دما ، باد و رطوبت نسبی می باشند به طوری که افزایش دما و سرعت باد بر میزان کسری اشباع افزوده ، افزایش تبخیر را در پی دارد و افزایش رطوبت  نسبی به عکس کاهش مقدار کسری اشباع و درنتیجه کاهش شدت تبخیر را به دنبال خواهد داشت لذا در این تحقیق به منظور برآورد تبخیر پتانسیل با استفاده از مدل GEP چهار عامل دما ، سرعت باد ، رطوبت نسبی و کسری اشباع به عنوان متغیرهای مستقل و ورودی مدل بکار گرفته شده و تبخیر از تشتک نیز به عنوان متغیر وابسته و به منظور برازش و ارزیابی کارایی مدل به آن وارد گردید. در بررسی مقادیر محاسبه شده مشاهده می شود که مقادیر تبخیر برآورد شده توسط مدل GEP در حد قابل قبولی به مقادیر تبخیر اندازه گیری شده از طریق تشتک تبخیر نزدیک بوده و همبستگی بسیار بالایی را نشان می دهد(r= 0/98) که این امر خود نشان دهنده کارایی بالای مدل GEP در برآورد میزان تبخیر و تعرق پتانسیل در استان کرمانشاه می باشد. در تحقیق حاضر از بین روش های میانیابی زمین آماری از روشIWD استفاده شده است به طوری که پس از محاسبه میزان تبخیر و تعرق پتانسیل با استفاده از مدل GEP و تعمیم مقادیر حاصله به سطح  با استفاده از نرم افزار ArcGis نقشه پهنه بندی تبخیر و تعرق استان کرمانشاه بر اساس مقادیر برآورد شده و مشاهده ای ترسیم گردید.بررسی نقشه های پهنه بندی نشان می دهد که نتایج حاصل از مدل GEP با میزان ثبت شده از تشتک تبخیر دارای اختلاف بسیار اندک بوده و در هردو بیشترین تبخیر مربوط به شهرستان های غربی  و جنوب غربی تا حوالی مرکز و کمترین آن مربوط به شهرستان های شرق و شمال شرق استان می باشد.

    نتیجه گیری

    در این تحقیق به منظور برآورد میزان تبخیر و تعرق  پتانسیل از مدل GEP که مدلی مبتنی بر الگوریتم ژنتیک است استفاده شد ، نتایج نشان داد که بین داده های به دست آمده از مدل و تشتک تبخیر قرابت زیادی وجود دارد . عدم وجود امکانات کافی ازجمله تشتک جهت ثبت میزان تبخیر پتانسیل و ناکافی و ناقص بودن آمار موجود در اکثر نقاط کشور اهمیت و جایگاه روش ها و مدل های مختلفی که بر اساس فاکتورهای موثر بر تبخیر و تعرق پتانسیل بتوانند مقدار آن را با ضریب بالایی از اطمینان برآورد کنند بیش ازپیش آشکار می سازد. در این تحقیق نشان داده شد که مدل GEP مدلی کارآمد جهت برآورد تبخیر و تعرق پتانسیل در سطح استان کرمانشاه می باشد و همچنین از آن می توان با اطمینان بالایی جهت بازسازی آمارهای ناقص و اصلاح داده های پرت در سطح این استان استفاده نمود . تحلیل نقشه های پهنه بندی میزان تبخیر و تعرق پتانسیل بر اساس اندازه گیری از تشتک تبخیر و مدل GEP نشان می دهد که هر چه از سمت شرق به غرب و از شمال به جنوب حرکت کنیم بر میزان تبخیر افزوده می گردد .نتیجه بسیار مهمی که از مقایسه میزان بارش سالیانه استان با تبخیر صورت گرفته به دست می آید این است که از ابتدا تا اواسط فصل رویش گیاهان شهرستان های شرقی دارای بارش ماهیانه بیش از میزان تبخیر بوده و این میزان به سمت غرب کاهش می یابد به طوری که کمی بعد از نواحی مرکزی (اسلام آباد) میزان بارش و تبخیر برابر و پس ازآن کمتر می گردد و هر چه به اواخر فصل رویشی نزدیک می شویم وضعیت یادشده به کل استان تعمیم می یابد یعنی به نسبت میزان تبخیر از بارش بیشتر می گردد که این امر بیانگر کمبود آب و نیاز آبی شدید گیاه خصوصا در نواحی غرب تا مرکز استان در انتهای فصل رویش است.

    کلیدواژگان: تبخیر و تعرق پتانسیل، مدل Gep، کرمانشاه، برنامه ریزی ژنتیک
  • محمدرضا جعفری*، احمد حسینی صفحات 43-60

    تحقیق حاضر به منظور بررسی تغییرات جنگل های بلوط استان ایلام به دنبال وقوع خشکیدگی های درختی و شناسایی و پهنه بندی توده های دچار خشکیدگی درختی انجام شده است. برای بررسی وضعیت جنگل های استان قبل از شروع خشکید گی درختی از تصاویر ماهواره ای لندست 7 سنجنده ETM+ سال1380 استفاده شد. به منظور شناسایی توده های خشکیده بلوط، طبقه بندی مناطق خشکیده از نظر توپوگرافی، تعیین مساحت و موقعیت جنگل های تخریب شده استان با استفاده از روش تعیین نمونه های تعلیمی در محیط سیستم های اطلاعات جغرافیایی از تصاویر ماهواره ای لندست 8 سنجنده OLI سال 1392 استفاده شد. نتایج به دست آمده از مقایسه تصاویر ماهواره ای سال های 1380 و 1392 نشان داد که سطح جنگل های استان به میزان 26073 هکتار کاهش یافته است که حدود 12847 هکتار آن مربوط به سطح توده های دچار خشکیدگی بوده و حدود 13226 هکتار آن مربوط به احداث شهرک ها، راه سازی و غیره است. بیشترین میزان و درصد خشکیدگی درختی در طبقه انبوهی متوسط جنگل، اقلیم های نیمه خشک سرد، مدیترانه ای سرد و نیمه مرطوب فراسرد، طبقه ارتفاعی800 تا 1200 متر، کلاس شیب صفر تا 15 درصد و جهت جغرافیایی جنوب غربی رخ داده است. در واقع بیشترین میزان و درصد خشکیدگی درختی مربوط به شهرستان های ایلام، چرداول، دره شهر و بدره بوده است.

    کلیدواژگان: بلوط، پهنه بندی، تصاویر ماهواره ای، سنجش از دور، زوال جنگل
  • جواد سالاروند، فرهاد قاسمی آقباش*، زهرا اسدالهی صفحات 61-78

    جنگل های واقع در رشته کوه زاگرس به عنوان بخشی از منابع طبیعی کشور دارای کارکردها و خدمات مختلفی هستند که یکی از مهم ترین آنها حفظ و نگهداشت خاک است. رشد جمعیت طی دهه های اخیر، تخریب و تشدید بهره برداری بی رویه از جنگل ها را به دنبال داشته است و شناخت کارکردها و خدمات اکوسیستم های جنگلی رویکردی جدید در جهت جلوگیری از تخریب و نابودی آنها محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پوشش جنگلی در نگهداشت خاک به عنوان یک خدمت اکوسیستمی در مقایسه با سایر انواع کاربری اراضی در سطح استان لرستان و شناسایی نواحی با عرضه بالای این خدمت اکوسیستمی انجام شده است. مدل سازی خدمت اکوسیستمی نگهداشت خاک با استفاده از بسته نرم افزاری InVEST 3.0 و روابط مربوطه انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که با افزایش میزان فاکتورهای فرسایندگی باران و گرادیان طول شیب به سمت جنوب استان، حداکثر پتانسیل هدررفت خاک در بخش جنوبی استان مشاهده شد (1000 تن در هکتار). از طرف دیگر همپوشانی مکانی پوشش جنگلی با این مناطق بر نقش پوشش جنگلی در حفظ خاک در مناطق مستعد هدررفت خاک تاکید داشت. براساس یافته های پژوهش پوشش جنگلی در مقایسه با سایر طبقات کاربری اراضی، بیشترین میزان نگهداشت خاک را به خود اختصاص داده است.جنگل های واقع در رشته کوه زاگرس، وسیع ترین منطقه جنگلی کشور با بیش از پنج میلیون هکتار وسعت، دارای کارکرد حفاظت آب و خاک بوده و یکی از مهم ترین خدمات این اکوسیستم، ممانعت از فرسایش خاک است. متاسفانه امروزه این اکوسیستم های جنگلی در مواجهه با روند فزاینده دخل و تصرف های بی رویه ناشی از نیازهای روز افزون بهره برداران، با تغییرات مهمی از نظر کمی و کیفی مواجه شده اند. به نظر می رسد آگاهی از خدمات اکوسیستم های جنگلی تا حد زیادی از تخریب و نابودی آنها جلوگیری می کند و تصمیم گیری ها را به سمت مدیریت بهینه کاربری اراضی سوق خواهد داد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پوشش جنگلی در نگهداشت خاک به عنوان یک خدمت اکوسیستمی در مقایسه با سایر انواع کاربری اراضی در سطح استان لرستان و شناسایی نواحی با عرضه بالای این خدمت اکوسیستمی انجام شده است. مدل سازی خدمت اکوسیستمی نگهداشت خاک با استفاده از بسته نرم افزاری InVEST 3.0 و روابط مربوطه انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که با افزایش میزان فاکتورهای فرسایندگی باران و گرادیان طول شیب به سمت جنوب استان، حداکثر پتانسیل هدررفت خاک در بخش جنوبی استان مشاهده شد. از طرف دیگر همپوشانی مکانی پوشش جنگلی با این مناطق بر نقش پوشش جنگلی در حفظ خاک در مناطق مستعد هدررفت خاک تاکید داشت. براساس یافته های پژوهش پوشش جنگلی در مقایسه با سایر طبقات کاربری اراضی، بیشترین میزان نگهداشت خاک را به خود اختصاص داده است.

    کلیدواژگان: خدمات اکوسیستم، هدررفت خاک، نگهداشت خاک، جنگل، استان لرستان
  • سعید جهانبخش اصل، معصومه تدینی، مهدی اسدی*، عباسعلی داداشی رودباری صفحات 79-98

    انتشار گازهای گلخانه ای (GHGs) و انباشت مداوم آن ها در جو به طور مستقیم بر دمای هوا تاثیر می گذارد و افزایش دمای هوا تهدید جدی برای آب وهوای کره زمین محسوب می شود. هدف از این پژوهش مدلسازی مکانی دمای فصلی ایران می باشد به این منظور از دو سری داده استفاده شد: 1- داده های دمای میانگین 115 ایستگاه سینوپتیک (2014-1980) و 2- داده های پایگاه EH5OM برای دوره 2015 تا 2050 به شکل دیدبانی های 3 ساعته (8 بار در روز) تحت سناریو A1B. برای ریزمقیاس نمایی داده های پایگاه EH5OM از مدل REGCM4 استفاده شد. سپس داده های ساعتی دمای هوا ریز پیمانه نمایی شده و با تفکیک مکانی 27/0 × 27/0 درجه قوسی با استفاده از روش زمین آمار کریجنیگ به ابعاد 15×15 کیلومتر تبدیل شدند که درنتیجه ماتریسی به ابعاد 7200×4 به دست آمد. صحت سنجی داده های مدلسازی شده با استفاده از سه آماره (r2)، (MAE) و (RMSE) مورد ارزیابی قرار گرفت و صحت آن ها با اطمینان بالایی تایید گردید. مدلسازی دمایی نشان داده است که دما در ایران در فصول تابستان و زمستان برای دوره 2015 تا 2050 تحت سناریو A1B به ترتیب با مقادیر 09/1 و 33/0 درجه سانتی گراد افزایش خواهد یافت. خودهمبستگی دمایی با آماره Geary's C حاکی از ارتباط قوی واحدهای فضایی دما در ایران است. مرکز ثقل دمایی ایران تحت واداشت گرمایش جهانی در تمامی فصول موردمطالعه افزایشی بوده و همچنین تابع توزیع جهت دار مبین انحراف فضایی دمای فصلی ایران از حالت نرمال بود که منجر به آشکارسازی نقش ارتفاعات و جهت گیری از یکسو و سامانه بزرگ مقیاس جوی از سوی دیگر در دمای ایران شده است.

    کلیدواژگان: دمای فصلی، مدل EH5OM، مدل REGCM4، مرکز ثقل دمایی، ایران
  • رسول جانی*، مجید حضرتی صفحات 99-112

    مطالعات ژئوتکنیکی با حداقل آزمایشات صحرائی می تواند جلوی بسیاری از مشکلات ناشی از حفاری مثل هزینه های کلان و انفجار لوله های گاز و... را بگیرد. اخیرا روش های درون یابی فضایی برای این رفع این مشکلات با کاربردهای مختلف توسعه یافتند. در اغلب تحقیقات در زمینه درون یابی از داده های استفاده می شود که ضریب تغییرات پایینی دارند؛ از اینرو در مطالعه حاضر سعی شده است قدرت پهنه بندی روش های درون یابی برای داده های با ضریب تغییرات نسبتا بالا مثل مقاومت مجاز خاک در نزدیکی گسل مورد آزمون قرار گیرد و تاثیر روش خوشه بندی در بهبود پهنه بندی ارزیابی شود. برای این منظور؛ در این تحقیق روش های مختلف درون یابی مثل کریجینگ، عکس فاصله وزنی، توابع پایه شعاعی، چند جمله ای محلی برای پهنه بندی مقاومت مجاز خاک و از تحلیل خوشه ای با تکنیک فاصله اقلیدسی با حداقل واریانس استفاده شده است. شهرک ارم تبریز بخاطر نزدیکی به گسل اصلی تبریز ونا همگنی داده های ژئوتکنیکی به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است. داده های مورد استفاده مربوط به مقاومت مجاز خاک 40 حلقه گمانه در شهرک ارم شهر تبریز می باشد. پهنه بندی بار اول بدون خوشه بندی و بار دیگر با خوشه بندی کل منطقه به سه منطقه صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد روش خوشه بندی توانسته نتایج پهنه بندی را بهبود بخشد و مقدار تخمین را حداقل 2 درصد افزایش و ریشه میانگین مربعات خطا را حداقل 5 درصد کاهش دهد. در بین روش های درون یابی، روش های چند جمله ای محلی قابلیت بهتری نسبت به سایر روش ها داشته است.

    کلیدواژگان: درون یابی فضایی، مقاومت مجاز خاک، خوشه بندی، چند جمله ای محلی، شهرک ارم
  • بهاره میرزاخانی، عقیل مددی*، زهرابیگم حجازی زاده صفحات 113-130

    ماهیت بیشتر شکل ها و فرایندهای بیرونی زمین تابع شرایط اقلیمی حاکم بر یک منطقه در طول زمان است. بنابر این با مطالعه ژئومورفولوژیکی پدیده های مختلف محیطی می توان به بازسازی شرایط اقلیمی گذشته کمک شایانی نمود. تحقیق حاضر با هدف شناسایی شواهد ژئومورفولوژیک ناشی از تغییر اقلیم کواترنری در پلایای میقان به انجام رسیده است. بدین منظور ابتدا لایه های اطلاعاتی مورد نیاز تهیه و یا از تصاویر ماهواره ای IRS P6 منطقه استخراج گردیدند و نقشه ژئومورفولوژی حوضه میقان بر مبنای آنها ترسیم شد. سپس محیط دیرینه پلایای میقان به کمک تحلیل چهار شاخص یخچالی، اقلیمی، انسانی و آزمایشگاهی برروی 11 نمونه رسوبی بازسازی گردید که نتایج حاصل از آن، بیانگر نقش فرآیندهای بادی و آبی در حمل رسوبات بود. همچنین ارتفاع 2400 متری مکان مناسبی برای تشکیل سیرک های یخچالی برآورد شد.  در مجموع، در خصوص شرایط اقلیمی حاکم بر پلایای میقان در دوره های مرطوب کواترنری می توان ادعا نمود؛ بیشتر رسوبات عهد حاضر پلایا، متعلق به سنگ های آتشفشانی و شیل های حاشیه حوضه می باشند. همچنین با توجه به جورشدگی ضعیف نمونه ها، امواج در اکثر دوره ها فعالیت چندانی نداشته اند و رسوبات در محیط آرام مردابی تشکیل شده اند. وجود کانی ایلیت در اکثر نمونه های رسوبی، نشان از ابعاد بسیار بزرگتر دریاچه در گذشته دارد و مقادیر کمتر هماتیت در برخی نمونه ها حاکی از خروج رسوبات از آب، تحول اقلیم به سمت شرایط گرم و خشک امروزی و فراهم شدن شرایط اکسیداسیون رسوبات، طی زمان است.

    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، شواهد ژئومورفولوژیکی، پلایا، میقان، کواترنر
  • سید حسین روشان، محمود حبیب نژاد روشن*، کاکا شاهدی صفحات 131-146

    کاهش تراز آب زیرزمینی در اثر برداشت بی رویه از این منابع موجب فرونشست زمین در اغلب دشت های کشورمان شده است. بررسی و مطالعه این کاهش تراز و روند تغییرات آن برای مدیریت بهینه منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از اثرات سوء برداشت بی رویه لازم و ضروری می باشد. در این تحقیق روند تغییرات شاخص های منبع آب زیرزمینی(GRI) و سطح آب استاندراد شده(SWI)  به عنوان دو شاخص مهم در بررسی خشکسالی آب زیرزمینی مطالعه گردید. برای این منظور، داده های 40 چاه پیزومتری واقع در دشت ساری - نکا با طول دوره آماری مشترک 31 ساله استفاده گردید. در این تحقیق، ابتدا شاخص های GRI و SWI در مقیاس سالانه با استفاده از روابط موجود در محیط نرم افزارهای Excel 2016 و Minitab 17 محاسبه شدند و سپس با استفاده از روش ناپارامتری من - کندال و تخمن گر شیب سن در محیط نرم افزار Makesens روند تغییرات آنها بررسی گردید. نتایج نشان داد که هر دو شاخص خشکسالی در سطح اطمینان 99 درصد دارای روند نزولی بوده و با گذشت زمان شدت خشکسالی بر اساس این دو شاخص افزایش پیدا کرده است. بطوریکه شدیدترین خشکسالی هر دو شاخص در مقیاس سالانه مربوط به سال 1394 و بهترین ترسالی این دو شاخص مربوط به سال 1369 بوده که مهمترین دلیل افزایش شدت خشکسالی در سال 1394 افزایش تعداد چاه های بهره برداری و در نتیجه برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی جهت کشاورزی در دشت می باشد.

    کلیدواژگان: شاخص GRI، شاخص SWI، آزمون من - کندال، دشت ساری - نکا
  • علی ولیقلی زاده* صفحات 161-198

    اقلیم را به راحتی می توان مهمترین عامل تاثیرگذار در زندگی انسان و حیات جوامع انسانی قلمداد نمود. شاید اهمیت اقلیم در زندگی انسان هیچ وقت به اندازه امروز در مباحث کلان اقتصادی - اجتماعی مطرح نبوده و حتی اکنون نیز بسیاری از تصمیم ‏گیران مسائل کلان اقتصادی - اجتماعی، زیاد با اهمیت تاثیرگذار این موضوع آشنا نیستند. درحال حاضر بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی، تغییر اقلیم را به ‏عنوان یکی از مسائل بغرنج و تاثیرگذار در عرصه‏ های مختلف زندگی بشر مطرح می کنند و پیش بینی می کنند این موضوع به طورروزافزون برای جوامع انسانی بر حسب بافت اقتصادی، اجتماعی و محیطی آنها مشکلات و پیامدهای مختلفی را، به ویژه در بعد اقتصادی به همراه خواهد آورد. اگرچه، موضوع نوسانات اقلیمی و اثرات اقتصادی آنها در زندگی انسان موضوع جدیدی نیست، ولی این بار موضوع فرق می کند و قطعا ازلحاظ اقتصادی هزینه های مالی آن بسیار سنگین و حتی برای برخی نواحی و کشورها طاقت فرسا و آسیب ‏رسان خواهد بود. درمجموع، پیش بینی می شود، تغییرات اقلیمی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در زمینه‏ های مختلفی به ویژه کشاورزی، گردشگری، انرژی، سلامتی انسان، بهره وری نیروی کار، اشتغال، رشد اقتصادی، افزایش فقر، افزایش مهاجرت و... اثرگذاری اقتصادی قابل توجهی را بر جوامع انسانی تحمیل نمایند. بااین ‏وجود، اثرگذاری اقتصادی تغییرات اقلیمی در سطح جهانی یکنواخت نخواهد بود. به عبارتی، ازلحاظ اقتصادی، برای برخی نواحی می توان تغییرات اقلیمی را به‏ویژه در عرصه اقتصاد جهانی و مناسبات اقتصادی، یک فرصت و مزیت اقتصادی (ژئواکونومیکی) قلمداد نمود و برعکس، تغییرات اقلیمی برای بسیاری از نواحی و کشورهای درحال توسعه در نواحی خشک و با گرمای زیاد، یک بحران و ورشکستگی جغرافیایی - اقتصادی محسوب می شود. بنابراین، با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش تلاش می کند به روش توصیفی - تحلیلی، اثرات اقتصادی تغییرات اقلیمی را مورد بررسی قرار دهد. البته، این موضوع از آن جهت نیز که جای خالی آن در ادبیات تغییرات اقلیمی به زبان فارسی به شدت احساس می شود و همچنین کشور ایران ازلحاظ اقلیمی - اقتصادی جزو نواحی بسیار آسیب پذیر در مقابل تغییرات اقلیمی محسوب می شود، مورد توجه قرار دارد.

    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، اقتصاد جهانی، گرمایش جهانی، رشد اقتصادی
  • علی قاسمی اردهایی*، حمیده ثوابی صفحات 199-215

    در طی سال های اخیر توجه زیادی به پدیده مهاجرت از مناطق توسعه یافته به مناطق  کمتر توسعه یافته وجود دارد که این امر اهمیت مهاجرت برگشتی را برجسته می نماید. می توان گفت، فرایندی که در آن فرد یا افرادی بنا به دلایل مختلف از سرزمینی که قبلا به عنوان محل سکونت شان بوده دوباره به مکان اولیه و زادگاه خود باز گشته اند. هدف مطالعه حاضر شناخت انگیزه های مهاجران برگشتی و سطح توسعه اقتصادی- اجتماعی مناطق روستایی است. با بکارگیری روش تحقیق پیمایش و تکنیک پرسشنامه، اطلاعات مورد نیاز از 260 مهاجر برگشتی روستاهای شهرستان اهر در سال 1396 با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به دست آمده است. فرضیات با استفاده از آزمون های همبستگی، تفاوت میانگین و رگرسیون  مورد تحلیل و استنباط قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد انگیزه های اقتصادی مهاجران برگشتی مهم ترین متغیر تاثیرگذار در سطح تحولات و توسعه روستایی است. وضع مالی اظهاری در شهر و شغل بعد از مهاجرت به روستا، در انگیزه اقتصادی و توسعه تاثیر دارد. داشتن ملک در روستا در انگیزه های مهاجران برگشتی، مشارکت اجتماعی و توسعه و تحولات روستایی تاثیر دارد. مهاجرانی که به کار کشاورزی و دامداری مشغولند و از روش های نوین آبیاری و کشاورزی استفاده می کنند، در انگیزه های مهاجرت و مشارکت اجتماعی و توسعه روستایی موثرند. با توجه به یافته های حاصل از رگرسیون چند متغیره، انگیزه های اقتصادی با 36 درصد بیشترین سهم را در سطح تحولات اقتصادی و اجتماعی روستایی دارد و در مجموع 52 درصد سطح توسعه روستایی توسط متغیرهای انگیزه های اقتصادی مهاجران، مشارکت اجتماعی، انگیزه های اجتماعی مهاجران و استفاده از تکنولوژی نوین کشاورزی تبیین می شود.

    کلیدواژگان: واژگان کلیدی: تحولات و توسعه اقتصادی- اجتماعی، انگیزه های مهاجران برگشتی، مشارکت اجتماعی، برگشت به روستا، شهرستان اهر
  • محمد نوری ده بزرگ، محمد تقی رضویان*، مرتضی قورچی صفحات 217-241

    کیفیت زندگی یکی از عواملی است که امروزه در مطالعات شهری جایگاه ویژه ای دارد. تلاش در جهت بالا بردن کیفیت زندگی و رضایتمندی از آن در عرصه بافت های ناکارآمد شهری به ویژه در کلان شهرها به دلیل اینکه با معضلی به نام فرسودگی روبرو گشته اند و این معضل باعث آسیب پذیری و نارضایتی شدید از سطح کیفیت زندگی در این بافت ها گردیده است، اکنون به یک اضطرار و ضرورت تبدیل گشته است. بنابراین در این مقاله ، هدف شناسایی و سنجش میزان تاثیرگذاری مولفه های موثر بر کیفیت زندگی در بافت های ناکارآمد منطقه 12 شهر تهران در راستای تقویت و افزایش سطح کیفیت محیط زندگی در این بافت ها است. بر این اساس مبنای سنجش کیفیت زندگی در بافت ناکارآمد منطقه 12 شهر تهران، معیار رضایتمندی از کیفیت زندگی در این بافت ها از دیدگاه ساکنین است. برای سنجش میزان اثرگذاری مولفه های موثر بر کیفیت زندگی از روش های آماری نظیر آزمون T، رگرسیون چند متغیره و روش تحلیل مسیر (Path analysis) استفاده شده است. روش این پژوهش، ازلحاظ هدف «کاربردی» و ازنظر روش مطالعه «توصیفی- تحلیلی» است و جمع آوری اطلاعات و داده ها به دو صورت اسنادی- پیمایشی و قیاسی- استقرایی است. حجم نمونه موردمطالعه در این پژوهش با توجه به جمعیت بافت ناکارآمد منطقه 12 شهر تهران و با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به دست آمده است و روایی مولفه های پرسشنامه توسط تعدادی از کارشناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه مورد تایید قرار گرفت و همچنین برای بررسی پایایی ابزار تحقیق نیز از روش انجام پیش آزمون و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که این ضریب برای مجموع شاخص های پرسشنامه 791/0 محاسبه شد که نشان دهنده پایایی مناسب و قابل قبول ابزار پرسشنامه است و اعتبار سازه ای آن با تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که وضعیت رضایت از مولفه های مسکن، کالبدی- فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، حمل و نقل، محیطی و خدماتی معنادار بوده و نشان از سطح پایین کیفیت در این شاخص ها دارد. به نحوی که عامل مسکن، کالبدی، محیطی و اقتصادی بیشترین تاثیر را در میزان رضایتمندی از کیفیت زندگی بافت ناکارآمد منطقه 12 شهر تهران دارا هستند.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، کیفیت محیطی، بافت های ناکارآمد، منطقه 12 شهر تهران
  • محمد فرامرزی عوری، مهسا فرامرزی اصلی*، سیروس جمالی، داریوش ستارزاده صفحات 243-263

    استفاده از روش هایی که بتواند پاسخگوی چالش های متنوع شهرهای سنتی باشد اجتناب ناپذیر است. در این راستا هدف از تحقیق، بومی سازی و اولویت بندی معیارهای نوشهرگرایی به عنوان یک رویکرد جامع شهرسازی، در شهرهای سنتی، نمونه موردی اردبیل می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی وجامعه آماری شامل کارشناسان عرصه شهرسازی و شهروندان محلات اردبیل بودند که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند. جهت شناسایی معیارهای نوشهرگرایی همسو ومنطبق با شهرهای سنتی از دو روش کتابخانه ای و تکنیک دلفی برپایه نظر خبرگان و برای بومی سازی آنها در شهر سنتی اردبیل از دو تکنیک دلفی با جلب نظر خبرگان و پرسش نامه با جلب نظر ساکنان محلات بهره گرفته شد. جهت اولویت بندی معیارهای بومی از تکنیک پرسشنامه وAHP استفاده شد. یافته های حاصل از این تحقیق در مرحله اول منجر به شناسایی 17معیاربومی نوشهرگرایی در شهر سنتی اردبیل در پنج بعد 1- کالبدی، محیطی و اقتصادی (پنج معیار) 2- ترافیکی و حمل و نقل (سه معیار) 3 - مسکن و بافت شهری (سه معیار)4- مدیریت و نظام مشارکتی (سه معیار) 5- اجتماعی،  تاریخی و سنتی (سه معیار) شد. یافته های تحقیق در بخش میدانی نشان داد که به ترتیب بعد ترافیکی و حمل و نقل با وزن 419/0 در رتبه اول اولویت بندی، بعد مسکن، بافت شهری باوزن236/0 در رتبه دوم، بعد کالبدی، محیطی و اقتصادی باوزن160/0 در رتبه سوم، بعد مدیریتی و نظام مشارکتی با وزن 097/0در رتبه چهارم و در نهایت بعد اجتماعی، تاریخی و سنتی باوزن 063/0 در رتبه پنجم اولویت بندی قرار گرفته اند و از بین 17معیار بومی شده، پیاده مداری با وزن 231/0دررتبه اول، تراکم بالا در بافت با وزن 145/0 در رتبه دوم، پایداری در ساختار محله وهمچنین تاکید بر حمل و نقل عمومی و متنوع  با وزن 88/0 مشترکا در رتبه سوم ومعیارهای برنامه ریزی دو سویه با وزن013/0، تعاملات اجتماعی با وزن 012/0و معیار توجه به بافت های واجد ارزش تاریخی با وزن006/0 به ترتیب در رتبه های آخرو کم الویت قرار دارند.

    کلیدواژگان: نوشهرگرایی، شهر سنتی، توسعه پایدار، شهراردبیل
|
  • Hossein Asakereh, Narges Hesami* Pages 1-27

    Flooding is a natural hazard. This phenomenon carries significant importance for Iran which is one of the world's six countries in terms of accident. Synoptic conditions of atmospheric circulation patterns are very important in identifying the risk factors that lead to flooding in heavy rainfall. This study used Morghak hydrometric station's daily and hourly discharge statistics as well as  daily precipitation data from the rain gauge stations and surrounding area during the period of 1360- 1388. Flooding date in the basin was extracted in order to study the flood-causing system in BAZOFT basin. Then, days of widespread rainfall in the questioned territory which synchronized with the occurred flood date were determined. Afterwards, four main patterns were specified through a cluster analysis on Euclidean distance of flood data in 487 sea level pressure. Thus, these four patterns were analyzed in terms of sea level pressure, geopotential height at 500 and 700 hPa, wind components, moisture flux convergence, and Omega. The results of synoptic maps analysis showed that when floodwater occurs, low pressure tab of the Mediterranean and Sudan spread toward the south-west of Iran and BAZOFT basin. The Mediterranean, Black and Red seas have played a role in strengthening the aforementioned tabs. Positioning of western wind through axes with cut off low pressure in this basin is the main factor of severe inconsistency and heavy rainfall. The results of the analysis of the convergence of moisture flux showed that torrential rainfall was mainly a result of water flow from the Sea of Oman, the Persian Gulf, the Mediterranean and the northern half of the Red Sea to the BAZOFT basin and moisture accumulation in the basin.

    Keywords: BAZOFT, synoptic, cluster analysis, baroclinic
  • Ali Haghizadeh*, Vahid Bayat, Azadeh Arshia Pages 29-42
    Introduction

    In irrigation science, accurate estimation of the water requirement of crops and horticultural products is one of the most basic pillars of design and engineering calculus (Islami and Qahreman, 2013).Observations on evaporation through the pans have not always been accompanied by precision. Also, the dense network of evapometry stations is not available and, on the other hand, the use of direct methods involves a lot of time and cost. Therefore, developing an alternative approach for estimating evaporation rates based on meteorological variables with the ability to measure and estimate more easily is necessary. In order to estimate reference evapotranspiration, using mathematical models with measurements of meteorological parameters as independent variables will be inevitable (Islami and Qahreman, 2013).Mohammad-Reza-Pour et al. (2015) presented modeling of monthly potential evapotranspiration using genetic programming in Sistan and Baluchestan Province. For this purpose, the reference evapotranspiration on a monthly scale using the Penman-Monteith method and based on meteorological data such as mean temperature, relative humidity, sunshine hours, wind speed and precipitation amount over a 40-year period at Zabol, Iranshahr, Chabahar and Zahedan stations was calculated and arranged in 16 separate time delay patterns. Then, modeling of monthly evapotranspiration values based on genetic programming using the GeneXproTools software was used to develop and implement genetic programming based models. The purpose of this study was to provide a simple, yet practical and accurate model for calculating potential evapotranspiration in order to calculate the evaporation rate from the surface using effective climatic elements in evaporation.

    Materials and Methods

    Kermanshah Province accounts for 1.5% of the total area of the country. This province is limited from north to Kurdistan Province, south to Ilam and Lorestan Provinces and east to Hamedan Province. In this study, due to the importance of growing season and water requirement for the growth and development of crops and pasture products, in order to estimate potential evapotranspiration at selected stations in the region, the sum of months of the year during the statistical period of 1995-2012 was considered. In this study, the GEP model was used to determine drought and evapotranspiration indices. The stations in the region were statistically surveyed and 5 stations in Kermanshah Province were selected. Then quantitative and qualitative data were analyzed by the run test in both Excel and SPSS. Then, the GEP model and software were used to determine the dry and semi-arid seasons and the seasons that were suitable for growing and cultivating. The accuracy of the estimated data was evaluated and finally, the zoning map of potential evapotranspiration of the province was prepared.

    Results and Discussion

    Important factors affecting the saturation deficit are temperature, wind, and relative humidity. Increasing the temperature and wind speed give rise to increasing the amount of the saturation deficit, thereby increasing the evaporation, and increasing the relative humidity, in contrast, decreases the saturation deficit, thereby decreasing the evaporation. Therefore, in this study, four factors of temperature, wind speed, relative humidity and saturation deficit as independent variables and the input of the model were used to estimate potential evaporation using the GEP model, and evaporation from the pan was also considered as a dependent variable in order to fit and evaluate the performance of the model. In examining the calculated values, it was observed that evaporation values estimated by the GEP model were close to the evaporation values measured through the evaporation pan and showed a very high correlation (r=0.98), which indicates the great efficiency of the GEP model to estimate the potential evapotranspiration in Kermanshah Province. In the present study, the IWD method was used for geostatistical interpolation, so that after calculating the potential evapotranspiration rate using the GEP model and generalizing the obtained values to the surface using the ArcGis software, the zoning map of evapotranspiration of Kermanshah Province based on the estimated and observed values was drawn. The survey of the zoning maps showed that there was very little difference between the results of the GEP model and the recorded rate of the evaporation pan and in the both cases, the highest evaporation was related to the western and southwest counties to near the center, and the least was related to the east and northeastern counties of the province.

    Conclusion

    In this study, the GEP model based on genetic algorithm was used to estimate the potential evapotranspiration. The results showed that there was a high correlation between the data obtained from the model and the evaporation pan. An absence of sufficient facilities such as the pan to record the potential evaporation rate and the incompleteness of existing statistics in most parts of the country reveal the importance of various methods and models in estimating the potential evapotranspiration based on the factors affecting it with a high coefficient of certainty. In this study, it was shown that the GEP model is an efficient model for estimating potential evapotranspiration in Kermanshah Province, and it can be used with high confidence to rebuild incomplete statistics and modify outlier data in the province. The analysis of the zoning maps of the potential evapotranspiration rate based on the measure of the evaporation pan and the GEP model showed that by moving from east to west and north to south, the evaporation rate was increased. The very important result obtained from the comparison of the annual rainfall of the province with evaporation was that from the beginning to the middle of the growing season, the plants of the eastern counties had a monthly precipitation more than evaporation, and this amount is reduced to the west, so that a little after the central areas (Islamabad), the amount of precipitation and evaporation is equal and then it decreases, and as we approach the end of the growing season, the situation is generalized to the whole of the province, that is more evaporation than rainfall, which indicates water scarcity and high water requirement of the plant, especially in the west to the provincial capital at the end of the growing season.

    Keywords: Potential evapotranspiration, Gep model, Kermanshah, genetic programming
  • Mohammadreza Jafari*, Ahmad Hosseini Pages 43-60

    The present resarch was performed to investigate the changes of Ilam oak forests following the occurance of tree declines and Identifying and zoning of Dieback oak stands. To study the status of Ilam forests, before the tree decline, the satellite images of Landsat 7 ETM 2001 was used. In order to identify the declined oak forest stands, classification of declined areas in terms of  topography, size and location of damaged forests in the province by training sample method in geographic information systems, satellite images of Landsat 8 in 2013 were used. The results from comparison of the satellite images of 2001 and 2013 show that the area of Ilam forests decreased about 26073 hectares (from 542252 to 516179 ha) which about 12847 ha is belongs to decline stands and about 13226 ha is belongs to construction of towns, roads, and etc. The most amount and percentage of tree decline was found in moderate class of forest density, climates of cold semi-arid, cold Mediterranean and sub-humid ultracold, in elevations of 800 to 1200 m, low slopes 0-15% and south west aspects. Also the most amount and percentage of tree decline was found in the cities of Ilam, darrehshahr and Badreh.

    Keywords: Zoning, Satellite images, Remote sensing, Forest decline
  • Javad Salarvand, Farhad Ghasemi Aghbash*, Zahra Asadolahi Pages 61-78

    Forests located in the Zagros Mountains, as part of natural resources have different services. Soil retention is one of the most important services of forests. Population growth in recent decades has led to intensifying the exploitation of forests and uncontrolled destruction of them. Knowledge of ecosystem services as a new approach can help to prevent the destruction of forests. Current study was done by purpose of considering the role of forest ecosystems in soil retention as an ecosystem service and identification of areas with high supply of this service. InVEST software was used to model soil retention (SR), as the capacity of ecosystems to retain soil, by their equations. The results of the study showed that because of increasing the LS and R factors toward the south part of Lorestan province, the maximum potential of soil erosion was seen in the this region (1000 t/ha). The role of forests in soil retention was highlighted because spatial overlay of forest cover with maximum soil erosion areas was seen in the south part of Lorestan province. According to results the maximum of soil retention was allocated to forest cover compared to other land uses.

    Keywords: Ecosystem Services, Soil Erosion, Soil Retention, Forest, Lorestan Province
  • mehdi asadi* Pages 79-98

    Emissions of greenhouse gases and their continuous accumulation in the atmosphere directly affect the temperature of the air and increasing air temperatures is a serious threat to the climate of the planet. The purpose of this study is to determine the spatial modeling of seasonal temperature in Iran two data sets were used for this purpose 1- Average temperature data of 115 synoptic stations (1980-2014) and 2- EH5OM database data for the period 2015-2050 in the form of 3-hour observations (8 times a day) under the scenario A1B. The REGCM4 model was used downscale the EH5OM base data. Then the hourly temperature data of the air temperature is downscaled and with a spatial resolution of 0.27 × 0.27 arc, they were transformed into a 15-by-15-square-meter curry grunge method which resulted in a matrix with a dimension of 7200 × 4. The accuracy of the modeling data was evaluated using three (R2), (MAE) and (RMSE) statistics and their authenticity was confirmed with high confidence. Temperature modeling has shown that temperatures in Iran during the summer and winter seasons for the period 2015-2050 will increase under the A1B scenario with values of 0.91 and 0.33 degrees Celsius, respectively. Temperature Auto-correlation with Geary C statistics indicates the strong association of temperature spatial units in Iran. The center of gravity of Iran under the influence of global warming has been increasing in all seasons and also, the directional distribution function of the spatial deviation of the seasonal temperature of Iran was normal which has led to the discovery of the role of heights and the direction of a large rectilinear system of atmospheric pressure on the other at Iran's temperature.

    Keywords: Seasonal temperature, EH5OM model, REGCM4, Temperature center of gravity, Iran
  • rasoul jani* Pages 99-112

    Geotechnical studies with a minimum of experiments can prevent from many of the problems caused by drilling such as the cost and blasting enormous in gas pipes. The spatial interpolation methods were developed for these problems with different applications. In most research on interpolation, the data used that the coefficient of variation are low, so in this study we have tried capability mapping interpolation methods for data with the coefficient of variation is relatively high, such as resistance allowed the soil near the fault tested and the impact of clustering method to improve the zoning evaluated. Eram town in Tabriz city selected as a case study because of its proximity to the main fault with nonisotropic data's. For this purpose, in this study, various methods such as kriging, inverse distance weighted, radial basis functions, local polynomial for zoning and cluster analysis with Euclidean distance with minimum variance technique is used. The data used for soil authorized strength of 40 boreholes in the town of Tabriz city. Zoning for the first state is without clustering and second state is with clustering that the whole area is divided into three zones. The result shows clustering approach could improve results and estimates at least 2 percent of estimate and at least 5 percent of root mean square error. The interpolation methods, local polynomial function method is better than other methods.

    Keywords: Spatial interpolation, The authorized strength of the soil, Clustering, Local polynomial, Eram town
  • Bahare Mirzakhani, Aghil Madadi*, Zahrabeygom Hejazizade Pages 113-130
    Introduction

    Playas from the past century have been of interest to geographers and geologists. The role of playas as a valuable evidence of climate change has been the main focus of this study. The aim of this study was to identify the geomorphologic evidence of quaternary climate change in Meyghan play. For this purpose, the necessary information layers were prepared, or from satellite images P6 IRS (with spatial resolution of 24 meters) were extracted and the geomorphology map of Meyghan basin was drawn based on them. Then the Meyghan playground was reconstructed in humid quaternary periods with the assistance of four glacial, climatic, human and laboratory indicators.The Meyghan sedimentary basin is 5528 square kilometers. Meyghan playa has 135 square kilometers area and is located at an average height of 1675 meters above sea level and at altitudes of Alborz and Zagros, 15 kilometers north and northeast of Arak city.

    Materials & Methods

    In order to do this study, four glacial, climatic, and human and laboratory indicators were used as evidence assessment of wetter periods in Meyghan play. Then each of the indicators was identified and analyzed separately in Meyghan playa.Glacial Indices: For analysis of glacier indicators, digital elevation model, topographic map 1: 25000, satellite imagery IRS P6 and regional temperature map were collected. Then, by examining the shape of the curves of degree and conformance and their relationship with zero-degree line and satellite images, the circus placement was extracted from topographic map.Climate indexes: Regression relationship was established for calculating climatic indices, average temperature parameters and annual precipitation of 8 climatic stations in a 25-year long period. From 1987 to 2012, the regression relationship was established and its equations applied on the digital elevation model of the area.Human Indicators: A review of human indicators through observation of the field and exploration of the studied area, or strategies such as testing on the evidence available in the playa environment to prove human life in playas in the distant period, is a strategic one.Laboratory Indices: For laboratory studies, data from 11 trenches we collected from the study area was used. In the first stage, field and survey operations were sampled in the study area. In each of the trench points, a trench was drilled to a depth of 75 cm with a small chisel and a shovel, which resulted in the removal of 11 samples of sediment from different locations with proper dispersion. Samples were taken in plastic and carefully labeled. Photos were then taken from the sedimentary environment of the samples. The laboratory parameters in this study included Granulometeric analyze, orthoscopic interpretation, and XRD and XRF tests.

    Discussion of Results & Conclusions

    According to the Granulometry results of samples, calculating the chromobin index showed that samples 5, 6 and 7 were of river sediments and other samples were low sediment deposits. Most of the specimens also tended to fine-grained particles. According to the analyzes, the present sediments of the present day are greater than the second and third Shale, containing chlorite and Elite minerals, as well as volcanic rocks (belonging to the Pliocene period) of the basin, and, of course, with moderate sedimentary maturity. The average temperature of the area during the quaternary period varied from a maximum of 2.67 to a minimum of -6.6 ° C. The results of morphoscopic analysis showed that in the transport of sediments to beech groves, in addition to the wind process, the blue process also played a significant role. Cumulative curves drawn on the basis of granulometric studies were also characterized by broken straight lines indicating that various mechanisms caused the sedimentation in the studied area. The analysis of the oxides of the main and secondary elements of the area showed; the origin of the deposits of the sediments of the area were of igneous rocks. From other points in the morphoscopy of sediments, it is found that kaolinite is found in the area of the plain, which goes underwater, and is much less visible on the margin of the playa, which proves the formation of kaolinite in the playground in Playa. Slowly Angularity of almost all quartz particles is evident in all samples, indicating the physical destruction of quartz during transportation to the desert and, of course, should not ignore the relative resistance of more quartz minerals.

    Keywords: climatology change, geomorphological evidence, Meyghan playa, quaternary
  • Sayed Hussein Roshun, Mahmoud Habibnejadroshan*, Kaka Shahedi Pages 131-146

    Reducing the groundwater level due to irregular exploitation of these resources has caused land subsidence in most plains of our country. Study of this reduction in the groundwater level and trend of changes is essential for groundwater resources management and prevent adverse effects of irregular exploitation. In this paper, the indices of groundwater resource index (GRI) and the water level standardized (SWI) as two important index in hydrological drought were studied. To this goal, data from 40 pizometric wells located in Sari – Neka plain was used during the period of 30 years. In this study, first indicators of GRI and SWI in a year using the existing relations in the software Minitab 17 and M.S. Excel 2016 were calculated. And then, Using Mann - Kendall and Sen's slops in the application environment Makesens trends were examined. The results showed that both indices at the level of 99% has been declining and drought severity based on these two indicators has increased with time. As the drought severity in two indices for annual scale in 1394 and best wet for two indices for 1369, The main reason for the increase is the number of wells in operation, resulting in irregular exploitation of groundwater resources for agriculture in plain.

    Keywords: GRI index, SWI index, Mann - Kendall, Sari - Neka plain
  • Ali Valigholizadeh* Pages 161-198

    Climate can easily be considered as the most important factor affecting human life and the life of human societies. Perhaps the importance of the climate in human life has never been stressed as much as it is today in macroeconomic-social debates. Nonetheless, even today, many decision-makers of macroeconomic issues are not that cognizant of the importance of this issue. Now, most experts of political, economic, social and environmental issues present climate change as one of the most complex and influential issues in various areas of human life. They also predict that this issue will bring about different problems and consequences for human societies, depending on their economic, social and environmental context, especially in economic terms. Although the issue of climatic fluctuations and their economic impact on human life is not a new issue, the issue has recently taken a different turn. The financial costs incurred by climatic fluctuations will be very heavy and even irreparable for some areas and countries. In total, climate change is expected to impose, either directly or indirectly, significant economic impacts on human societies in various fields – especially agriculture, tourism, energy, human health, labor productivity, employment, economic growth, rising poverty, and increasing immigration, among others. However, the economic impact of climate change will not be equal and alike the world over. In other words, for some regions, climate change can be considered as a geo-economic opportunity and economic advantage, especially in the world economy and economic relations; in contrast, climate change for many regions and developing countries with very hot and dry weather is a geographical and economic crisis and bankruptcy. Due to the importance of the subject, this article tries to study the economic effects of climate change through a descriptive-analytical method. The issue is studied due to the fact that the literature of climate change in the Persian language is scarce; as well, from the climatic and economic point of view, Iran is one of the most vulnerable areas for climate change.

    Keywords: climate change, global economy, global warming, economic growth
  • Ali Ghasemi*, Hamideh Savabi Pages 199-215

    In recent years , there is more attention to migration from developed areas to un developed areas, so it highlighted the return migration. It can be said , it is a circumstance that individual or individuals selected their own country for residence from where  based on different reasons migrate to their own country or first areas. Aim of this study is recognition motivations of return migration and rates of economic and social changes and development of rural areas. The methodology of this study is based on functional aim and description –analysis nature and its framework based on survey. The requested data gathered from 260 returns migrates of rural of   Ahar at year 96 with using multi-stage cluster sampling method and for investigating gathering data is used document and library and questionaries’ technic. Spss and Anova, correlation test, regression and mean deviation are used for analysis of data. The obtained results of multi and two variables regression are shown that economic motivation of return migrant is most effective variable in rate of changes and developed of rural. Also, having land at rural effects on motivation of return migration, social cooperation and changes and developed of rural area. Using mechanizes and technology methods of agriculture effect on motivation s of migrants and social cooperation and developing rural. With regard to obtained results of multi – regression, economic motivation (36%) has more rate of economic-social development, and at total (52%) rate of rural development is determined by economic motivation of migrants, social cooperation, social motivation of migrants and using modern technology of agriculture.

    Keywords: Economic, social changes, developed of rural, motivation of migrants, rural, social cooperation, Ahar
  • Mohammad Nouri, Mohammadtaghi Razavian*, Morteza Ghourchi Pages 217-241

    Quality of life is one of the factors that today has a special place in urban studies. Efforts to improve the quality of life and its satisfaction in dysfunctional urban areas, especially in metropolises, due to a problem called burnout, and this problem has caused vulnerability and severe dissatisfaction with the quality of life in these tissues, has now become one Urgency and necessity have become. Therefore, in this paper, the purpose of identifying and measuring the effect of factors affecting the quality of life in inefficient tissues in the 12th district of Tehran is to enhance and improve the quality of life environment in these tissues. Based on this, the basis of assessing the quality of life in the inefficient tissue of the 12th district of Tehran is a measure of satisfaction with the quality of life in these tissues from residents' point of view. Statistical methods such as T-test, multivariate regression and Path analysis have been used to measure the effect of factors affecting quality of life. The method of this research is "applied" from the point of view of the "descriptive-analytical" study method and the collection of data and data is in both documentary-survey and deductive-deductible. The sample size of the study was 384 with regard to the inefficient tissue population of the 12th district of Tehran and using the Cochran formula. The validity of the questionnaire components was verified by a number of experts and faculty members of the university. Also, to verify the reliability of the research tool Also, the pre-test method and Cronbach's alpha coefficient were used. This coefficient was calculated for total indices of questionnaire 0.791 which indicates the appropriate and acceptable reliability of the questionnaire's tool and its structural validity is examined by factor analysis. The results of the research show that the satisfaction of the components of housing, physical-physical, social, economic, transport, environment and services is significant and indicates a low level of quality in these indices. Housing, physical, environmental and economic factors have the most effect on satisfaction with poor quality of life in 12th district of Tehran.

    Keywords: quality of life, environmental quality, inefficient tissues, district 12 of Tehran
  • Mohammad Faramarzi Ouri, Mahsa Faramarzi Asli*, Siros Jamali, Daryosh Sattarzade Pages 243-263

    The use of methods that can meet the diverse challenges of traditional cities is inevitable. In this regard, the purpose of researching, localizing and prioritizing the criteria of New-urbanism as a holistic approach to urbanization in traditional cities is the case of Ardabil. The research method was descriptive-analytical and the statistical population consisted of urban experts and citizens of Ardebil who met the inclusion criteria. In order to identify the criteria of New-urbanism in accordance with traditional cities, two methods of library and Delphi technique based on expert opinion were used and localization in traditional Ardebil city, using two Delphi techniques with expert opinion and questionnaire with local residents' opinion. Questionnaire and AHP technique were used to prioritize native criteria. The findings of this study resulted in the identification of 17 criteria of new-urbanism in the traditional city of Ardebil in five dimensions: 1- physical, environmental and economic (five criteria) 2- traffic and transportation (three criteria) 3- housing and urban context (Three criteria) 4- Management and participatory system (three criteria) 5- Social, historical and traditional (three criteria). The research findings in the field section showed that traffic and transportation dimensions with weight 0.194 ranked first, housing dimension, urban texture 0.223, second, physical, environmental and economic respectively 0. 160. Third place, management dimension and participatory system with weight of 0.097 ranked fourth and finally social, historical and traditional dimension of weight 0.063 ranked fifth and out of 17 indigenous criteria, pedestrian with weight of 0.223 ranked. First, high density in textures weighing 0.144 second, sustainability in neighborhood structure, and emphasis on public transport and diversification weighing 0.88 in the third rank and planning criteria. And strain weighing0.013, social interactions, weighing0.012and benchmark the context of historical value with a weight of 0.006respectively in the ranking of the Hereafter low priority.

    Keywords: New Urbanism, Traditional City, Sustainable Development, Ardabil City