فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و ششم شماره 4 (پیاپی 77، زمستان 1398)
  • سال بیست و ششم شماره 4 (پیاپی 77، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 20
|
  • محمدامین سلطانی پور*، سعیده ناطقی، مهشید سوری، نادیا کمالی صفحات 787-799
    این بررسی به منظور نشان دادن رفتار رویشی گونه های   Aeluropus lagopoides، bipinnata Desmostachya  ،    Halocnemum strobilaceum ، Alhagi graecorum و Atriplex leucoclada در طی سال های 1386 تا 1389 در مرتع زمین سنگ استان هرمزگان انجام شد. تعیین تولید و مصرف با استفاده از پایه هایی با اندازه متوسط انجام شد و هر ساله تعداد 5 پایه متوسط از گیاه به ازای همه ماه های فصل رویش و چرا در داخل محدوده قرق برای اندازه گیری تولید و به همین تعداد در عرصه چرا برای اندازه گیری باقیمانده تولید منظور گردید و از تفاضل آن ها مقدار مصرف مشخص شد. نتایج نشان داد که سال ها و ماه های مختلف تاثیر معنی داری بر تولید و مصرف گونه های مورد بررسی داشته است (05/0P<).  داده های سال های 1389-1386  نشان داد که تولید متوسط پنج گونه دایمی مورد بررسی در منطقه 8/125 کیلوگرم علوفه خشک در هکتار و سهم گونه Halocnemum strobilaceum و bipinnata Desmostachya  در تولید بالا و به ترتیب به میزان 9/52 و 7/22 درصد کل علوفه بود. میزان مصرف گونه ها در منطقه 4/32 کیلوگرم علوفه خشک در هکتار و بیشترین سهم مصرف متعلق به گونه های Halocnemum strobilaceum و Alhagi graecorum و به ترتیب به میزان 8/41 و 1/30 درصد کل علوفه بود. بیشترین میزان تولید در سال 1387 با 7/162 کیلوگرم علوفه خشک در هکتار بود که 8/1 برابر بیشتر از سال کم تولید (1388) بود. بیشترین میزان مصرف در سال 1389 با 7/35 کیلوگرم علوفه خشک در هکتار بود. در تمامی سال ها و در همه گونه ها بیشترین میزان تولید و مصرف علوفه در فروردین ماه بود.
    کلیدواژگان: درصد بهره برداری، علوفه، فصل چرا، گیاهان شورروی، هرمزگان
  • حمیدرضا وجدانی*، شاه بختی رستمی، مصطفی طالشی، اسماعیل علی اکبری، محمود جمعه پور صفحات 800-808
    مراتع از جمله منابع طبیعی هستند که باوجود قرار گرفتن در گروه منابع تجدیدپذیر به دلیل بهره برداری نامناسب در بسیاری از مناطق جهان به سوی ناپایداری و تخریب رفته اند. این تحقیق درصدد جستجوی راه های حفاظت از مراتع در استان همدان بوده است. کلیت روش این تحقیق توصیفی و تحلیلی بوده و عمدتا از روش های کیفی بهره برده و بر رویکرد مشارکتی جهت افزایش صحت و تعمیق نتایج تاکید داشته است. روش تحلیل استراتژیکSWOT به جهت توانایی در تهیه چهارچوبی مستدل برای تدوین راهکارها در تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. در بسیاری از تحقیقات جهت شناسایی عناصرSWOT (شامل قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها) و نیز تعیین راهکارها به بررسی مطالعات قبلی و یا نظرات خود محقق اکتفا می شود، اما در این تحقیق جهت تعیین عناصرSWOT و شناسایی راهکارها، مجموعه ای از روش ها شامل: برگزاری یک جلسه «طوفان فکری»، برگزاری8 کارگاه PRA و تکمیل15 پرسشنامه تعیین عناصرSWOT توسط خبرگان استفاده شده است. در مرحله بعد، کمی سازی این عناصر با روش «تحلیل سلسله مراتبی» و تکمیل18 پرسشنامه مقایسه زوجی توسط خبرگان در مقیاس «ال ساعتی» انجام گرفته که این روش ترکیبی ازSWOT با AHP است. به این ترتیب در قالب ماتریسSWOT مجموعا 20 عنوان راهکار معرفی شد. اهم راهبردهای ارایه شده شامل: لزوم مشارکت همه جانبه و رکن قرار گرفتن دیدگاه های مردم، بازسازی اعتماد دولت ملت در رابطه با اداره منابع طبیعی، بهره گیری از توان سازمان ها و تشکل های مردم نهاد، استفاده از فنون جدید و شبکه های اجتماعی در راستای حفاظت مراتع، تقسیم قدرت و عدم تمرکز در مدیریت و تصمیم گیری برای منابع طبیعی و توزیع بهتر و بیشتر نیروهای عملیاتی در واحدهای اداری خردتر، مانند دهستان است. ایجاد «مهندسان ناظر منابع طبیعی» و حمایت از شرکت های خدمات تخصصی مرتع پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: حفاظت، مراتع، رویکرد مشارکتی، SWOT، AHP، همدان
  • سیدمحمدرضا حبیبیان، حسین بارانی* صفحات 809-823

    تخریب مراتع، اعمال چرای بی رویه و ضعف مدیریت صحیح چرا از موضوعاتی است که تعادل اکوسیستم های مرتعی را به هم زده و بقای زندگی شبانی را به مخاطره انداخته است. بنابراین شناخت عوامل موثر بر مدیریت چرا به عنوان قدم اولیه برای بهبود و تبدیل این وضعیت به حالت پایدار ضرورت دارد. این تحقیق در زیست بوم عشایر طایفه ی شش بلوکی از ایل قشقایی در استان های فارس و بوشهر در سال 1395 انجام گرفت. روش جمع آوری اطلاعات در این تحقیق، کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه و مصاحبه) بود. از 40 بهره بردار خبره و 25 کارشناس خبره مرتبط با موضوع تحقیق، پرسش نامه ویژه مقایسات زوجی تکمیل گردید. برای تعیین و مقایسه وزن و اولویت عوامل موثر بر مولفه های مدیریت چرا از دو دیدگاه بهره برداران و کارشناسان از روش های توصیفی و آماری ناپارامتریک استفاده شد. نتایج نشان داد که در اکثر موارد بین دو دیدگاه از نظر وزن دهی و اولویت بندی به عوامل موثر بر مولفه های مدیریت چرا تفاوت معنی داری وجود دارد(01/0p<). همچنین در بسیاری از موارد، تفاوت وزنی بسیار بالا بوده و در برخی از موارد، میزان تفاوت نظرات بین دو گروه پاسخگو ناچیز می باشد. برای تلفیق دو دیدگاه بهره برداران و کارشناسان از روش AHPبهره گیری شد. نتایج نشان داد که در این روش ، اشتراک دو دیدگاه 6/72 درصد می باشد. حمایت دولت از طریق تامین علوفه و آب در خشکسالی ها، هماهنگی کارشناسان با بهره برداران در تعیین تقویم کوچ، جلوگیری از تغییر کاربری اراضی مرتعی در ییلاق و تثبیت ایل راه ها و به ثبت رساندن حق ارضی عشایر جهت انجام کوچ از جمله پیشنهادهای اجرایی این تحقیق جهت ساماندهی کوچ زود هنگام به مراتع ییلاقی و بهبود مدیریت چرا می باشند.

    کلیدواژگان: مدیریت چرا، تقویم کوچ، AHP، شش بلوکی، زیست بوم، بهره برداران مراتع
  • ساره رجبی اگره*، فرشاد کیانی، کاظم خاوازی، حسن روحی پور، فرهاد خرمالی صفحات 824-837
    پدیده مخرب بیابان زایی و فرسایش بادی امروزه از مهم ترین بحران های زیست محیطی در جهان است که از چالش های جدی در برابر تولید پایدار و مدیریت اراضی کشاورزی محسوب می شود. در پژوهش حاضر، اثر فرآیند ترسیب میکروبی کربنات کلسیم به عنوان یک بهساز زیستی و سازگار با محیط زیست جهت مهار فرسایش بادی و تثبیت خاک مورد مطالعه قرارگرفته است. بدین منظور با استفاده از شبیه سازی در تونل باد، میزان فرسایش نمونه های سیمانی شده از طریق زیستی در دامنه ای از سرعت های مختلف باد (صفر تا 98 کیلومتر بر ساعت) در دو نوع خاک با بافت شنی و سیلتی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار بررسی گردید. بررسی سرعت آستانه حرکت ذرات خاک نشان داد که در خاک هوا خشک با بافت سیلتی ذرات خاک در سرعت 8 کیلومتر بر ساعت و خاک شنی ذرات خاک در باد با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت شروع به حرکت کردند. درصورتی که در تمامی نمونه های سیمانی شده با روش زیستی، ذرات در سرعت 97 کیلومتر بر ساعت حرکت نکردند. همچنین نتایج نشان داد شار تلفات خاک در تمامی تیمارهای سیمانی شده با روش زیستی در سرعت های مختلف باد در مقایسه با نمونه های شاهد کاهش معنی داری داشتند. تفاوت در مقدار تلفات خاک در بین نمونه های سیمانی شده با روش زیستی و تیمارهای شاهد در سرعت های بالای باد بسیار چشمگیر بود. به طوری که در سرعت های بیش از 57 کیلومتر بر ساعت میزان تلفات خاک در تیمارهای شاهد به یکباره افزایش قابل ملاحظه ای نشان داد، درصورتی که در خاک های تیمار شده با باکتری میزان تلفات خاک بسیار ناچیز و در حدود 5/2 کیلوگرم در مترمربع در ساعت بود. همچنین نتایج نشان داد که مقدار کربنات کلسیم معادل و مقاومت فروروی سطح خاک در تیمارهای سیمانی شده با روش زیستی نسبت به تیمارهای شاهد به طور معنی داری افزایش داشت که این امر نشان دهنده تشکیل یک لایه مقاوم سطحی بر روی نمونه های سیمانی شده است. مقایسه بین باکتری های مورد استفاده در این پژوهش نیز نشان داد که Bacillus infantis و  Paenibacillus sp3کارایی بالایی در مهار فرسایش بادی داشتند. بنابراین بنظر می رسد که سیمانی شدن به روش زیستی می تواند روشی موثر برای تثبیت ذرات سطح و مهار فرسایش بادی خاک باشد.
    کلیدواژگان: اوره آز، تثبیت خاک، سیمان زیستی، شار تلفات خاک
  • اسد صادقپور، جواد معتمدی*، اسماعیل شیدای کرکج صفحات 838-854

    اطلاع از تنوع گونه ای گیاهی و ارتباط آن با عوامل محیطی، از مقدمات ضروری در عملیات احیای مرتع و اولویت حفاظت و حمایت از تنوع گونه ای رویشگاه هاست. بدین منظور، مراتع کوهستانی نمین، انتخاب و به روش تصادفی سیستماتیک در زیرحوزه ها، اقدام به برداشت داده های پوشش گیاهی شد. با ثبت ویژگی های فیزیوگرافی و توپوگرافی و اندازه گیری خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک، رابطه بین تنوع گیاهی و خصوصیات زیرحوزه ها، بررسی شد. بدین منظور برای بررسی ارتباط تنوع گونه ای با ویژگی های محیطی، با توجه به طول گرادیان محاسبه شده، از روش آنالیزافزونگی (RDA) به عنوان روش خطی استفاده شد. بر مبنای نتایج، ویژگی های فیزیوگرافی و توپوگرافی، بر غنای گونه ای و خصوصیات شیمیایی خاک و بر مقدار یکنواختی و تنوع گونه ای زیرحوزه ها، بیشترین تاثیر را داشت و میزان 64/89 درصد از تغییرات را تبیین می کرد. در مجموع؛ مقدار شیب، کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک، از مهمترین عوامل موثر بر افزایش مقادیر شاخص های تنوع گونه ای و پارامترهای طول، مساحت و جهت زیرحوزه، از مهمترین عوامل موثر بر کاهش شاخص های مذکور بود. لذا در شرایطی که هدف مدیریت، افزایش تنوع گونه ای باشد، بایستی مکان هایی که از نظر خصوصیات شیمیایی خاک (ماده آلی و به تبع آن کربن آلی) در معرض خطر هستند، در اولویت قرار گیرند و اگر هدف مدیریت، افزایش ساختار پوشش گیاهی و افزایش درصد حفاظت گیاهی از فرسایش پاشمانی باشد، در این صورت بایستی مکان هایی که در جهات جنوبی واقع هستند و دارای شیب تند می باشند، در اولویت قرار گیرند. ضمن اینکه انجام عملیات احیای مرتع، در زیرحوزه های با مساحت بزرگتر، به واسطه پایین بودن غنای گونه ای، در اولویت می باشد و زیرحوزه های کوچکتر، به واسطه دارا بودن غنای بالا، باید در اولویت حفاظت و حمایت، قرار گیرند.

    کلیدواژگان: آنالیزافزونگی، تنوع زیستی، غنای گونه ای، حفاظت، عوامل محیطی
  • میترا شیرازی، محمد اخوان قالیباف*، حمیدرضا متین فر، منصور نخکش صفحات 855-867

    گرد و غبار از جمله عوامل مهم تاثیرگذار بر بیلان تابش و بازتابش خورشیدی در جو زمین است و از این نظر بر اقلیم محلی دارای تاثیر بسزایی می باشد. آشکارسازی ریزگردهای موجود در جو بر روی مناطق بیابانی بر خلاف دریا و اقیانوس ها (سطوح تیره) به دلیل تداخل بازتاب های طیفی سطوح روشن و گرد و غبار به سختی صورت می گیرد. ارایه روشی ساده و کم هزینه برای شناسایی ریزگرد ها و پیش بینی اثرات آن ضروری است. از جمله شاخص های مهم شناشایی گرد و غبار و دود، شاخص ضخامت نوری ریزگرد (Aerosol Optical Thickness) می باشد که بصورت محصول آماده در مقیاس وسیع (10×10 km) عرضه می شود که مناسب برای آشکار سازی گرد و غبار محلی نمی باشد. هدف از انجام این تحقیق استفاده از داده های طیف مریی و مادون قرمز میانی سنجنده OLI برای شناسایی ریزگردهای مناطق بیابانی است. در این تحقیق با استفاده از طول موج مادون قرمز میانی((2.1µm و طول موجهای قرمز و آبی ضخامت نوری ریزگرد (AOT) محاسبه شد. نتایج نشان داد نسبت بین طول موج قرمز و مادون قرمز میانی 95/0 و طول موج آبی و مادون قرمز میانی 05/1 است. مقایسه نتایج حاصل از محاسبه شاخص ضخامت نوری ریزگرد با اندازه گیری توسط تابش سنج نشان داد همبستگی بین داده های روش محاسباتی با داده های اندازه گیری مستقیم برای طول موج قرمز و آبی به ترتیب 83/0 و 95/0 و مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE).به ترتیب 91/0 و 4/9 است. بنابراین میتوان گفت روش این تحقیق برای برآورد ضخامت نوری ریزگرد در طول موج 65/0 میکرومتر (AOT 0.65µm) دارای دقت کافی بوده و برای اندازه گیری ضخامت نوری ریزگرد در طول موج 47/0 میکرومتر (AOT 0.47µm)  مناسب نیست.

    کلیدواژگان: طول موج، گرد و غبار. سنجش ازدور. تغییرات بازتاب. شاخص AOT
  • فاطمه درگاهیان*، سکینه لطفی نسب اصل، سمانه رضوی زاده صفحات 868-886
    باوجودوسعتزیادمناطقتحتتاثیربادهای120روزهسیستان،منطقهزابلباموقعیتخاصتوپوگرافیدارایبیشترینوشدیدترینطوفان هایگردوغباردرشرقکشوراست. به منظور شناسایی و تحلیل الگوی گردوغبار منطقه زابل و وجه تمایز آن از سایر قسمت های تحت تاثیر بادهای معروف120 روزه سیستان، از پایگاه داده های محیطی؛ کدهای گردوغبار، و از پایگاه داده ای NCEP/NCAR با قدرت تفکیک مکانی5/2× 5/2 درجه طول و عرض جغرافیایی داده های فشار تراز دریا متناظر با روزهای گردغبار دردوره آماری 1987- 2016 استفاده شده است. با هدف استخراج الگوی های جوی مولد رخدادهای گردوغبار بر روی داده های فشار تراز دریا اقدام به انجام تحلیل خوشه ای در محیط نرم افزار متلب شد. در نهایت 4 الگو استخراج و برای هر الگو یک روز که بیشترین همبستگی را با سایر روزها داشت بعنوان روز نماینده آن الگو انتخاب شد. از بین4 الگو غالب ترین الگو با فروان ترین رخداد انتخاب، و رخداد 13تا 16 جولای 2016 به عنوان روز نماینده این الگوی غالب مورد برررسی قرار گرفت؛ به این منظور نقشه هایسینوپتیکفشارودمایسطحزمین،تاواییوجریانجتدرلایهزیرین جو،میدانبادوجهتجریاناتدرسطحزمین و نیم رخسینوپتیکناپایداریهواترسیمگردید. نتایجنشاندادمنطقهزابلبهدلیلبرخورداری از رسوبات ریزدانه رودخانه ای و تالابی و قرارگیریدرحاشیهغربیکم فشاری که دارای ماهیت حرارتی است و تعامل این کم فشار با پرفشاری که با توجه به موقعیت مکانیش گاها پرفشار ترکمنستان، هندوکش، شمال شرق ایران و شمال دریای خزر نامیده می شود، با ایجاد شیو تغییرات فشاری زیاد،بیشترین پتانسیل تولید ریزگرد را دارد؛ اینکم فشاردرلایهپایینیجوبامکشگردوغباروحرکتپادساعتگردباعبورازرویمنابعریزگرددرمنطقهزابل،مانعنفوذآنبهعرض هایپایین ترتحت تاثیر بادهای120 روزه سیستانو سبب انتقال بیشتر ذرات ماسه و گردو غبار به سمت افغانستان شدهاست.بنابراینباتوجهبهموقعیتزابلنسبتبهاینکم فشارکه شدتآن درتیرماهبهاوجمی رسد، و آنرانسبتبهسایرمناطقتحتتاثیربادهای120روزهمتمایزنموده، بایدتمهیداتویژه ایجهتکاهششدتگردوغبارها،درنظرو در برنامه های مقابله با ریزگردها در اولویت قرار گیرد.
    کلیدواژگان: بادهای120 روزه، کم فشار پاکستان، ریزگرد های تالابی، طوفان ماسه و گردوغبار
  • رضا سیاه منصور*، محمد فیاض، سعیده ناطقی، رستم خلیفه زاده، علی محمدیان صفحات 887-903
    آگاهی از ارزش رجحانی گونه های گیاهی، یکی از ملزومات اساسی جهت تعیین علوفه در دسترس و به تبع آن، محاسبه ظرفیت چرای رویشگاه های مرتعی است. برای انجام پژوهش حاضر، 36 گونه شامل 21 گونه چند ساله و دایمی و 15 گونه یکساله مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور طی چهار سال (1386 -1389) و در هر ماه از فصل رویش (بهار و تابستان)، به مدت حداقل 1800 ثانیه از یک راس میش بالغ غیرآبستن و غیر شیرده نژاد لری لرستان با میانگین وزن 50 کیلوگرم در داخل گله و در حال چرا، فیلمبرداری شد. نتایج نشان داد؛ گراس های یکساله مانند Heteranthelium piliferum, Bromus tectorum, Bromus danthonia, Boissiera squarrosa  با کل مدت زمان 3083 ثانیه نسبت به بقیه گونه ها، بیشترین زمان چرا را بخود اختصاص داده اند. گونه های بعدی شامل trichophorum Agropyron  با 2594 ثانیه، Bromus tomentellus با 1232 ثانیه Onobrychis melanotricha با 681 ثانیه، پهن برگان علفی یک ساله مانند Helianthemumledifolhum, Minuartia obtusiloba, talaspi perfoliatum, Diplotaxis erucoides, Viciea peregerinaبا 670 ثانیه وHordeum bulbosum با 565 ثانیه در رتبه های بعدی قرار گرفتند. در نهایت مشخص شد گندمیان یکساله و بوته ای ها در اردیبهشت، گندمیان پایا در خرداد و پهن برگان علفی در تیرماه دارای خوشخوراکی کامل و کلاس I می باشند. همچنین مجموع گندمیان و پهن برگان علفی پایا در تیرماه، پهن برگان علفی یکساله در اردیبهشت و بوته ای هادر خردادماه کلاس خوشخوراکی II را دارا می باشند و فرم های رویشی در سایر ماه ها خوشخوراکی کلاس III را دارند.
    کلیدواژگان: فرم رویشی، زمان چرا، مراتع ییلاقی، گیاهان مرتعی، فیلمبرداری، انتخاب دام
  • اسماعیل شیدای کرکج*، حسین رضائی، حمید نیک نهاد قره ماخر، عیسی جعفری فوتمی، ابوالفضل شریفیان صفحات 904-917
    پایداری خاکدانه و ساختمان خاک به عنوان شاخص های کلیدی سلامت خاک مرتع بوده و از عوامل موثر در کنترل فرسایش خاک به شمار می روند. تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر قرق بر وضعیت پایداری خاکدانه ها و ساختمان خاک در چهار منطقه از مراتع استان گلستان شامل چهارباغ، اینچه برون، گمیشان و مراوه تپه انجام شد. نمونه برداری خاک از دو عمق 20-0 و 40-20 سانتی متر با حفر پروفیل و به روش تصادفی-سیستماتیک و در امتداد هر ترانسکت در هر یک از سایت های قرق و مجاور قرق مناطق چهارگانه انجام شد. پایداری خاکدانه ها به روش الک تر در آزمایشگاه مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج حاصل برای سایت های قرق و مجاور قرق و نیز دو عمق مربوطه به ترتیب با استفاده از آزمون تی نمونه های مستقل و جفتی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد در اغلب سایت های مورد مطالعه مقادیر پایداری در خاک سطحی نسبت به خاک عمقی بیشتر می باشد. نتایج بررسی اثر قرق مرتع بر تغییر مورفولوژیکی و وضعیت ساختمان خاک نشان از نقش مثبت قرق در توسعه ساختمان خاک در تمامی مناطق مورد بررسی داشته است ولی این نتایج در بررسی آماری پایداری خاکدانه تنها در منطقه اینچه برون و گمیشان از لحاظ آماری معنی دار شد. بالاترین مقدار پایداری خاکدانه در عمق اول سایت قرق گمیشان (52/4 میلی متر) و کمترین میزان پایداری خاکدانه در عمق دوم سایت چرایی گمیشان (15/1 میلی متر) مشاهده شد. بررسی نهایی نتایج نشان داد صرف نظر از نقش مثبت قرق در ارتقای وضعیت پایداری خاکدانه، عواملی همچون موقعیت جغرافیایی مرتع، اقلیم، نوع پوشش گیاهی و شرایط چرای دام به عنوان عوامل همراه قرق موثر بر پایداری خاکدانه و ساختمان خاک بایستی مورد توجه واقع شوند.
    کلیدواژگان: پایداری خاکدانه، ساختمان خاک، قرق، استان گلستان، مرتع
  • مهرناز حاتمی*، محمدرضا صمدی، پریسا خانی زاده صفحات 918-931
    بذر اکثر گیاهان دارویی در شرایط طبیعی دارای خواب می باشند، بنابراین شناخت عوامل موثر بر خواب بذر و ایجاد شرایط بهینه برای جوانه زنی آن ها برای کشت گسترده گیاهان دارویی لازم می باشد. زرین گیاه (بادرنجبویه دنایی) انحصاری ایران است و گیاهی مهم (در حال انقراض) از خانواده نعناعیان است. این تحقیق به منظور یافتن موثرترین تیمار جهت شکستن خواب بذر زرین گیاه که از مشکلات عمده زراعت آن در سطح وسیع و یا احیا در عرصه های طبیعی آن است صورت گرفت. تیمارهای آزمایش شامل خراش دهی با سمباده، اسید سولفوریک 95% (در دو زمان  3 و 6 دقیقه و تلفیقی از این دو تیمار)، اسید جیبرلیک (125، 250و 500 میکروگرم بر میلی لیتر)، نیترات پتاسیم (2/0 و 4/0 درصد در 2 بازه زمانی) و همچنین سرمادهی مرطوب (در دمای 5 درجه سانتیگراد به مدت 24، 48و 72 ساعت) در مقایسه با شاهد (آب جاری در دو بازده زمانی 24 و 48 ساعت) انجام شد. آزمایش در قالب یک طرح کاملا تصادفی اجرا گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که در بین تیمارها استفاده از خراش دهی با سمباده و استفاده از اسید سولفوریک بیشترین اختلاف معنی داری در سطح یک درصد بر درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، شاخص ویگور، وزن تر و خشک ساقه و وزن تر و خشک ریشه را داشت. نتایج نشان داد که تیمار اسیدسولفوریک به مدت سه دقیقه باعث افزایش معنی داری در میزان جوانه زنی بذور نسبت به شاهد و سایر تیمار های دیگر گردید نتایج یافته ها نشانگر این است که وجود پوسته سخت و موسیلاژ زیاد به عنوان یک مانع فیزیکی است و از طریق ممانعت از گسترش رویان و یا از طریق ایجاد محدودیت در جذب آب و تبادلات گازی به عنوان عوامل محدود کننده جوانه زنی عمل می کند. بنابراین اعمال یکسری از تیمارها نظیر خراش دهی بذر و تیمارهای هورمونی نظیر جیبرلین جوانه زنی بذر زرین گیاه را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: بادرنجبویه دنایی، خواب بذر، گیاه اندمیک، اسید سولفوریک
  • فرهاد آژیر*، محمد فیاض صفحات 932-940
    در برنامه افزایش تولید علوفه در مراتع کشور، گردآوری و ژرف نگری دانش استقرار گیاهان علوفه ای، ضروری است. بدین منظور، بذر گونهTrifoliumpratense، از بازار شهر ساری تهیه و کشت شد. هدف از این بررسی تعیین فصل بهینه و روش کارآمد استقرار این گونه برای اصلاح مراتع در عرصه مراتع استپی بود. محل کشت این گونه در ایستگاه آبخوانداری پشتکوه ساری با متوسط بارندگی سالانه 350 میلی متر و اقلیم نیمه خشک سرد بود. برای این منظور، دو تیمار بذرکاری و بذرپاشی در دو تاریخ کشت پاییزه و بهاره، بر پایه طرح آماری کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی، با تیمار اصلی تاریخ کشت و تیمار فرعی روش کشت، در سه تکرار مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد، بین فصل کشت و همچنین بین دو روش کشت، در سطح یک درصد خطا تفاوت معنی دار وجود داشت. جوانه زنی و زنده مانی در فصل کشت پاییز(جوانه زنی11/39%، زنده مانی 83/13%) نسبت به کشت بهاره(جوانه زنی06/30%، زنده مانی83/11%) ارجحیت داشت. همچنین کشت بصورت بذر کاری(جوانه زنی22/39%، زنده مانی78/14%) نسبت به بذرپاشی(جوانه زنی94/29% ، زنده مانی89/10%)، برتری نشان داد. با توجه به نتایج بدست آمده، کشت پاییزه نسبت به کشت بهاره و روش بذرکاری نسبت به روش بذرپاشی بهتر بود. امکان اصلاح مراتع مناطق مشابه آب و هوایی و خصوصیات فیزیکی مرتع محل آزمایش، و  کشت پاییزه شبدر قرمز به روش بذرکاری برای افزایش تولید علوفه، و چرای مستقیم دام وجود دارد.
    کلیدواژگان: Trifolium pratense، بذرکاری، بذرپاشی، اصلاح مرتع، شبدر قرمز
  • عزت الله مرادی*، غلامعلی حشمتی، امیراحمد دهقانی صفحات 941-952

    پوسته های بیولوژیک از جمله گلسنگ ها امروزه به عنوان یکی از شاخص های بیولوژیکی زنده استفاده می شوند. هدف اصلی این مطالعه ارزیابی روند تغییرات تنوع گلسنگ ها در فشارهای مختلف چرایی در طول سال در مراتع کوهسری شهرستان سمیرم استان اصفهان است. تنوع گلسنگ ها متغیر وابسته و آشفتگی وارده شامل 5 میزان دامگذاری 1، 5/1،2،5/2 و3 واحد دامی در هکتار به عنوان متغیر مستقل است. میزان های دامگذاری به مدت 4 سال با اجرای 5 سناریو مدیریتی (چرا و قرق به صورت متناوب و متوالی) اعمال و مطالعه شد. حضور و عدم حضور گلسنگ ها به روش نمونه برداری تصادفی با استفاده از ترانسکت و واحدهای نمونه برداری تو در تو انجام شد. تنوع گلسنگ با استفاده از نرم افزار PAST و رابطه ی بین متغیرها با SPSS محاسبه شد. نتایج نشان داد تنوع گلسنگ ها به خوبی نشانگر میزان فشار بر اکوسیستم مرتع است. در مدیریت اکوسیستم های مرتعی می توان از ویژگی تنوع گلسنگ به عنوان شاخص اکولوژیکی به منظور تحت فشار بودن یا نبودن اکوسیستم های مرتعی اکوسیستم مرتع استفاده نمود. همچنین بهترین سناریوی مدیریت چرایی برای این منطقه مبتنی بر تغییرات تنوع گلسنگ، سناریوی چرای متناوب (یک سال در میان چرا و استراحت بسته به وضعیت مرتع و روش مرتعداری) پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: مرتع، گلسنگ، فشار چرایی، سناریو
  • فاطمه کرمی، مسعود بازگیر* صفحات 953-970
    اقلیم و کاربری اراضی، دو عامل مهم می باشند که بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تاثیر زیادی دارند. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر اقلیم و کاربری اراضی بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در سال 1395 در استان ایلام انجام گرفت. پس از بررسی های اولیه، منطقه ایوان با اقلیمی نیمه مرطوب و گنجوان با اقلیمی نیمه خشک در استان ایلام انتخاب گردیدند. در هر منطقه، سه کاربری شامل جنگل، مرتع و کشاورزی در نظر گرفته شد. پس از بررسی های میدانی در هر کاربری، پنج نمونه مرکب با سه تکرار از عمق های سطحی (10-0 سانتی متری) و تحتانی (30-10 سانتی متری) خاک به صورت تصادفی برداشت گردید. نتایج نشان داد بیشترین مقدار آهک (85/47 درصد) و سیلت خاک (75/31 درصد) در اقلیم نیمه خشک گنجوان به دست آمد. خاک های اقلیم نیمه مرطوب ایوان بیشترین مقدار رس و پتاسیم قابل جذب را دارا بود. بیشترین مقدار جرم مخصوص ظاهری (87/1 گرم بر سانتی متر مکعب) در اقلیم نیمه خشک گنجوان تحت تاثیر کاربری کشاورزی در عمق تحتانی خاک به دست آمد. کمترین مقدار جرم مخصوص ظاهری (08/1 گرم بر سانتی متر مکعب) در اقلیم نیمه مرطوب ایوان در عمق سطحی خاک تحت تاثیر کاربری جنگل مشاهده گردید. بیشترین میزان ماده آلی در کاربری جنگل در اقلیم نیمه مرطوب ایوان به دست آمد، که 85/42 درصد بیشتر از اقلیم نیمه خشک گنجوان بود. کاربری کشاورزی، کمترین میزان ماده آلی (37/4 درصد) را داشت. بیشترین مقدار نیتروژن (514/. درصد) و فسفر قابل جذب (04/35 میلی گرم در کیلوگرم) در اقلیم نیمه مرطوب ایوان تحت کاربری جنگل به دست آمد. در منطقه نیمه مرطوب ایوان مقدار کلسیم و منیزیم محلول در خاک تحتانی (30-10 سانتی متری) در مقایسه با خاک سطحی (10-0 سانتی متری) بیشتر بود. به طور کلی با تغییر کاربری از جنگل به زمین زراعی در اقلیم های نیمه خشک گنجوان درصد رس، ماده آلی و غلظت عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم قابل جذب کاهش یافت. بنابراین، مدیریت صحیح کاربری اراضی در اقلیم های نیمه خشک برای حفظ مطلوب ویژگی های خاک بسیار ضروری است.
    کلیدواژگان: آب و هوا، بافت خاک، عناصرغذایی خاک، کاربری، ماده آلی
  • مریم برزگر، مهدی قربانی*، علیرضا مقدم نیا، عبدالواحد حسینی گزیر صفحات 971-985

    ساختار اجتماعی منابع آب یکی از ابعاد پتانسیل فرهنگی در جوامع روستایی ایران محسوب می شود که در مدیریت عرفی منابع آب نقش قابل توجهی دارد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت ساختار اجتماعی مرتبط با مدیریت منابع آب در دشت گزیر از توابع شهرستان بندرلنگه است. در پژوهش حاضر با استفاده از روش های مردم شناسی، مشاهده مستقیم و مشارکتی و مصاحبه با بهره برداران منابع آب مطلع روستای گزیر، اطلاعات موردنیاز جمع آوری گردید. محدودیت های اقتصادی، اجتماعی، محیطی، به ویژه منابع آب و همچنین نیازهای مشترک مردم بومی دشت گزیر منجر به تشکیل ساختار اجتماعی در راستای سازگاری با کم آبی شده است و کشاورزان به واسطه ساختارهای اجتماعی و همچنین سازه های فیزیکی متناسب با نیازشان به بهره برداری جمعی منابع آب پرداخته اند. مهم ترین نقش های اجتماعی در حال حاضر پیرامون مدیریت منابع آب در این دشت عبارتند از؛ مالک، کدخدا، خراس، گابون، غارسان و بزیاران. یاریگری ها، باورها، ارزش ها و هنجارها بخش دیگری از پتانسیل فرهنگی دشت گزیر جهت سازگاری با شرایط طبیعت است که توسط کشاورزان و در قالب ساختار اجتماعی ایجادشده است؛ در واقع خودسازماندهی و وجود یاریگری در مدیریت آب یکی از اصول اساسی در دشت گزیر محسوب می شود. به طور کلی می توان بیان نمود؛ باوجود حذف قشر بزرگ مالکان بعد از اصلاحات ارضی، همکاری خودجوش و یاریگری در مدیریت آب در قالب ساختار اجتماعی یکی از اصول اساسی در دشت گزیر محسوب می شود. بنابراین می توان استدلال نمود بهره جستن از تجارب مردم بومی این دشت در قالب ساختار اجتماعی، به عنوان عاملان اصلی مدیریت منابع آب، به دلیل سازگاری با شرایط اکولوژیک منطقه، امروزه یکی از روش های توسعه پایدار به شمار می رود.

    کلیدواژگان: ساختار اجتماعی، غارس و بزیار، نقش اجتماعی، یاریگری
  • مریم شهری، علی آریاپور*، حمیدرضا محرابی صفحات 986-1002
    در این تحقیق کیفیت علوفه سه گونه مرتعی Poa bulbosa، Trifolium repensوAstragalus gossypinus در سه مرحله فنولوژیکی (رشد رویشی، گلدهی و زمان رسیدن بذر) در استان لرستان، شهرستان بروجرد مورد مطالعه قرار گرفت. بوسیله نمونه برداری تصادفی و 5 تکرار با استفاده از 10 پایه گیاهی بر روی خط ترانسکت داده ها برداشت شدند. شاخص های کیفی اندازه گیری و با استفاده از آنالیز واریانس و آزمون دانکن، میانگین داده ها با یکدیگر مقایسه گردیدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مقدار ماده خشک قابل هضم در میان گونه های مختلف اختلاف معنی داری نداشت اما مقدار این شاخص در مراحل مختلف فنولوژیکی دارای اختلاف معنی داری در سطح 1 درصد بود و بیشترین و کمترین میزان به ترتیب به مقدار 61/34 و 24/24 درصد مربوط به بذر دهی و قبل از گلدهی می باشد. مقدار پروتیین خام در میان گونه های مختلف و مراحل مختلف فنولوژیکی و اثر متقابل آنها در سطح 5 درصد اختلاف معنی داری نشان داد و بیشترین و کمترین میزان 06/21 و 97/17 درصد به ترتیب مربوط به گونه های Trifolium repens و Poa bulbosa بود. مقدار فیبر خام در میان گونه های مختلف اختلاف معنی داری نشان نداد اما مقدار این شاخص در مراحل مختلف فنولوژیکی و اثر متقابل آنها دارای اختلاف معنی داری در سطح 5 درصد بود و بیشترین و کمترین میزان به ترتیب به مقدار 30/94 و 86/20 درصد مربوط به زمان بذردهی و قبل از گل دهی می باشد. بیشترین و کمترین میزان دیواره سلولی منهای همی سلولوز به ترتیب به میزان 6/57 و 26/31 درصد مربوط به گونه های Poa bulbosa و Trifolium repensبودند. با توجه به نتایج بدست آمده به ترتیب گونه هایTrifolium repens، Poa bulbosaو Astragalusgossypinus از کیفیت علوفه بهتری در مراحل مختلف فنولوژیکی قبل از گلدهی برخوردار بودند که این موضوع بیانگر بهترین زمان چرا در ماه های اردیبهشت و خرداد می باشد.
    کلیدواژگان: Poa bulbosa، Trifolium repens، Astragalus gossypinus، کیفیت علوفه، مرحله فنولوژی
  • مهدی بشیری*، سیده مائده کاوسی داودی، علی افضلی صفحات 1003-1019
    گسل از فرآیندهای اصلی زمین ریختی است که با پدیده هایی هم چون زمین لرزه ارتباط دارد. لذا آگاهی از اثر عوامل محیطی در بروز گسل و شناخت مناطق پرخطر اهمیت زیادی دارد که این اهداف در پژوهش حاضر بررسی شده اند. عرصه پژوهش حوضه قره قوم است که پس از تعیین گسل های آن، متغیرهای ارتفاع، شیب، جهت، اقلیم، کاربری، ژیومورفولوژی، سنگ شناسی، فرسایش، بارش، پهنه های سیلابی، خاک شناسی، شاخص های قدرت جریان، ناهمواری زمین و فاصله از جاده، آبراهه، تاقدیس و ناودیس آن استخراج گردید. سپس الگوریتم های داده کاوی شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی، تجمیعی بوستینگ، ماشین بردارپشتیبان، رگرسیون لوجیستیک و شبکه عصبی در نرم افزار R جهت شناسایی ارزش متغیرها و روش های آماری دومتغیره شامل ارزش اطلاعات و تراکم سطح برای شناسایی ارزش کلاس های هر متغیر در وقوع گسل برازش شد. ارزیابی دقت طبقه بندی الگوریتم ها با منحنی ROC نشان داد الگوریتم های جنگل تصادفی و ماشین بردارپشتیبان به ترتیب با سطح زیر منحنی  88 و 86 درصد بهترین عملکرد را در طبقه بندی وقوع گسل بر مبنای متغیرهای ورودی دارند. در نهایت با ضرایب جینی در الگوریتم جنگل تصادفی، نقشه های پهنه بندی به دست آمده از ترکیب این الگوریتم با روش های آماری دومتغیره،تهیه و اعتبارسنجی شد. طبق این الگوریتم، به ترتیب متغیرهای ارتفاع، خاک شناسی و شاخص ناهمواری زمین مهم ترین پارامترها در وقوع گسل شناخته شدند. طبق ارزیابی نقشه های پهنه بندی ، در روش ارزش اطلاعات و تراکم سطح به ترتیب حدود 52 و 35 درصد گسل ها در کلاس خطر خیلی زیاد واقع شدند. لذا روش ارزش اطلاعات در تعیین پهنه های حساس به وقوع گسل دقت بیش تری داشت. با توجه به نتایج، روش های داده کاوی به عنوان ابزاری مفید در مدیریت ریسک گسل معرفی گردید. همچنین لزوم توجه به متغیرهای محیطی به ویژه توپوگرافی در مراحل مدیریت و تغییر کاربری حوضه ضرورت می یابد.
    کلیدواژگان: ارزش اطلاعات، الگوریتم طبقه بندی، تراکم سطح، منحنی ROC
  • اعظم خسروی مشیزی*، محسن شرافتمند صفحات 1020-1031
    گسترش جاده ها در دهه های اخیر به یکی از چالش های اساسی برای سلامت اکوسیستم های طبیعی در سرتاسر جهان تبدیل شده است. بنابراین تاثیر جاده بر شاخص های سلامت مراتع در دو منطقه استپی و نیمه استپی در طول جاده کرمان-بافت بررسی شد. برای هر دو مرتع در کنار جاده و منطقه مرجع 17 شاخص سلامت مرتع ارزیابی شدند. ویژگی های پایداری خاک و رویشگاه، توابع هیدرولوژیک و سلامت موجودات زنده با استفاده از شاخص های سلامت مراتع برآورد شد. نتایج نشان داد که در منطقه استپی هر سه ویژگی در وضعیت نسبتا حاد قرار دارند اما در منطقه نیمه استپی، ویژگی های پایداری، خاک و رویشگاه و توابع هیدرولوژیک در وضعیت متعادل و سلامت موجودات زنده در وضعیت نسبتا حاد قرار دارد. نتایج آزمون ویلکاکسون همچنین نشان داد که منطقه نیمه استپی مراتع حاشیه جاده با منطقه مرجع از نظر شاخص های تولید، گونه های مهاجم و گروه های ساختاری و عملکردی اختلاف معنی داری دارند (05/0>p). در منطقه استپی، مراتع حاشیه جاده با مراتع مرجع علاوه بر شاخص های مذکور از نظر شاخص های خاک لخت و فرسایش خندقی نیز دارای اختلاف معنی داری هستند (01/0>p). با توجه به اینکه در منطقه استپی علاوه بر پوشش گیاهی، خاک نیز تحت تاثیر جاده تخریب شده است این منطقه در برنامه های آینده احیا و بازسازی دارای اولویت است.
    کلیدواژگان: استپ، توابع هیدرولوژیک، مرتع، سلامت موجودات زنده
  • سمیرا حسینی، احمد صادقی پور*، شیما نیکو صفحات 1032-1041
    هدف از این تحقیق تعیین میزان تاثیر نانوذرات رس در پلیمر مصنوعی رزین آکریلیک، بر جوانه زنی و برخی خصوصیات دو گیاه قره داغوعجوه بود که بدین منظور بذر دو گیاه از ایستگاه تثبیت شن کاظم آباد واقع در 15 کیلومتری شهرستان بردسکن در استان خراسان رضوی تهیه شد. آزمایش ها به صورت طرح کاملا تصادفی با سه تیمار و چهار تکرار انجام شد. بدین منظور بذرها در داخل پتری دیش و همچنین مزرعه در معرض پلیمر مصنوعی رزین آکریلیک با یک و همچنین سه درصد نانوذرات رس قرار گرفتند. آب مقطر نیز به عنوان تیمار شاهد در نظر گرفته شد. درصد جوانه زنی روزانه و نهایی بذرها ثبت و سرعت جوانه زنی، میانگین زمان جوانه زنی، طول ساقه و ریشه، وزن تر و خشک ساقه چه و ریشه چه و شاخص بنیه بذر محاسبه شد. همچنین ابعاد گیاهان کاشته شده در مزرعه در هر تیمار و تعداد برگ هر کدام، 4 ماه پس از کشت مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج نشان دهنده اختلاف معنی دار بین همه فاکتورهای مورد بررسی در هر دو گونه، بجز اختلاف سرعت جوانه زنی و میانگین زمان جوانه زنی  که فقط در مورد گونه Nitraria schoberi مشاهده شد می باشد. به عنوان مثال، درصد جوانه زنی قره داغ در تیمار پلیمر رزین آکریلیک حاوی یک درصد نانو رس(75/51%) نسبت به سایر تیمارها بیشتر بود، در حالی که در مورد عجوه بیشترین جوانه زنی متعلق به پلیمر حاوی سه درصد نانو رس (62/65%) بود. در مورد رشد گیاه، علی رغم اینکه تیمارهای مختلف تاثیرات متفاوتی بر گیاهان داشتند، کاربرد پلیمر و نانوذرات باعث افزایش طول ساقه و ریشه در هر دو گیاه شد. با در نظر گرفتن شرایط متفاوت گیاهان در طبیعت، کاربرد مالچهای نانوپلیمری جهت بهبود خصوصیات جوانه زنی و رویشی گیاهان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: جوانه زنی، مالچ پلیمری، نانوذرات رس، قره داغ، عجوه
  • فرهاد سرداری*، حسین ارزانی، سیداکبر جوادی صفحات 1042-1054
    قابلیت استفاده از سرزمین برای یک نوع بهره برداری مرتعی با درنظر گرفتن استفاده پایدار از اراضی را، شایستگی مرتع می نامند که امروزه به عنوان یک اولویت در علم مدیریت مرتع مطرح است. از اینرو هدف از تحقیق حاضر، تعیین شایستگی مراتع قشلاقی سرایان در خراسان جنوبی برای چرای گوسفند با استفاده از روش تلفیقی محدودیت شرایط FAO (1990) می باشد. برای انجام تحقیق ابتدا نقشه تیپ های گیاهی منطقه مشخص و در هر تیپ گیاهی، وضعیت و گرایش مرتع و مقدار تولید گونه های گیاهی با روش قطع و توزین تعیین گردید و نقشه شایستگی تولید بدست آمد. سپس با استفاده از روش EPM، نقشه حساسیت خاک به فرسایش تهیه گردید. همچنین برای مطالعه شایستگی آب حوزه، منابع آب شرب دام منطقه مشخص و نمونه برداری از آب هر منبع صورت گرفت، کمیت آب تعیین گردید و نمونه های آب به آزمایشگاه منتقل و برای هر نمونه پارامتر های TDS،  ECو Mg+2 اندازه گیری شد و با تلفیق لایه های کمیت، کیفیت و نقاط هم فاصله از منابع آب، نقشه شایستگی منابع آب تنظیم گردید. در نهایت با روی هم گذاری نقشه های شایستگی تولید، حساسیت خاک به فرسایش و آب، مدل نهایی طبقه بندی شایستگی مراتع منطقه تهیه گردید. نتایج نشان داد که کلاس یک شایستگی (S1) در منطقه وجود نداشته و طبقات شایستگی S2، S3 و N (فاقد شایستگی چرا) به ترتیب 1/12، 7/50 و 37 درصد از مراتع منطقه را شامل می شوند. بر اساس نتایج تحقیق، چرای مفرط و زودرس، وجود سازند حساس به فرسایش، شیب، پایین بودن حد بهره برداری مجاز و علوفه قابل برداشت، وضعیت ضعیف و گرایش منفی مرتع، کمیت و پراکنش نامناسب منابع آب شرب دام، از مهمترین عوامل محدود کننده چرای دام در این منطقه محسوب می گردند. بطور کلی با توجه به نتایج به دست آمده با استفاده از مدل شایستگی چرای دام در منطقه مورد مطالعه، پیشنهاد می گردد بکارگیری این مدل مبنای تهیه طرح های مرتعداری با تاکید بر رفع عوامل محدود کننده تا حد امکان برای ارتقای وضعیت مرتع و درآمد مرتعداران قرار گیرد.
    کلیدواژگان: شایستگی مرتع، GIS، سرایان، خراسان جنوبی، روش تلفیقی، منابع آب، تولید علوفه، وضعیت مرتع
  • رضا دهقانی بیدگلی* صفحات 1055-1068
    به منظور بررسی اثر پیش تیمار بذر گون پنبه ای با محلول MS و نانوذره سلنیوم در مراحل اولیه جوانه زنی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در 4 تکرار در آزمایشگاه  مرکز تولید و تکثیر شهرداری کاشان در سال 1397 اجرا شد. تیمار های آزمایش شامل پرایمینگ با محلول MS در 4 سطح (صفر به عنوان شاهد، 01/0، 05/0 و 1/0 درصد وزنی-حجمی) و نانوذره سلنیوم در 4 سطح (صفر به عنوان شاهد، 05/0 ، 1/0 و 2/0 درصد وزنی-حجمی) به مدت 2 ساعت در دمای 25 درجه سانتی گراد بودند. نتایج آزمایشات نشان داد محلول MS ، نانوذره سلنیوم و اثر متقابل تیمارها در سطح احتمال 1% بر تمامی صفات مورد مطالعه شامل درصد جوانه زنی، طول ریشه چه، طول ساقه چه، ضریب جوانه زنی، محتوای نسبی آب، محتوای کلروفیل a،b و کلروفیل کل معنی دار بود. بالاترین میزان درصد جوانه زنی، محتوای کلروفیل a،b و طول ساقه چه با اعمال تیمار 01/0 درصد وزنی-حجمی محلول MS به همراه تیمار 2/0 درصد وزنی-حجمی نیترات پتاسیم بدست آمد. همچنین اعمال تیمارهای ذکر شده به تنهایی نیز بر صفات مورد مطالعه اثرات مثبت و معنی دار داشتند. استفاده از روش های پرایمینگ از جمله روش های مورد استفاده در این پژوهش و تاثیر آن بر روی گیاه ارزشمند گون پنبه ای از موارد نوآوری پژوهش حاضر می باشد.
    کلیدواژگان: کلروفیل، گون، پرایمینگ، محتوی آب نسبی، خواب بذر
|
  • Mohammad Amin Soltanipour *, Saeedeh Nateghi, Mahshid Souri, Nadia Kamali Pages 787-799
    This study was conducted to demonstrate the growth behavior of Aeluropus lagopoides, Desmostachya bipinnata, Halocnemum strobilaceum, Alhagi graecorum and Atriplex leucoclada in the Zaminsang rangelands of Hormozgan provinceduring 2007 to 2010. Determination of the production and consumption were done by the individuals in medium size. In each year, five medium individual of plant were selected for all months of growing and grazing season in exclosure area for measuring the production and the same number in the grazing range considered for measuring the production residue and from difference between them, the consumption was identified. Results indicated that different years and months had significant effect on production and consumption of the study species (p<0.05). According to the obtained data from the experiment indicated that, the average production of five perennials species was 125.8 kg dry forage per hectare. The highest production rate was obtained from Halocnemum strobilaceum and Desmostachya bipinnata in amount of 52.9% and 22.9% of total forage production, respectively. The average consumption of the species was 32.4 kg dry forage per hectare. The highest consumption rate was dedicated to Halocnemum strobilaceum and Alhagi graecorum, with amount of 41.8% and 30.1% of total forage consumption, respectively. The highest production rate was obtained from 2008 with 162.7 kg dry forage per hectare which was 1.8 times higher than low-production in 2009. The highest consumption rate for all species was 35.7 kg dry forage per hectare in 2009. The highest forage production and consumption were obtained in May in all species during the years.
    Keywords: Utilization percentage, forage, grazing season, halophyte range plants, Hormozgan province
  • Hamidreza Vejdani *, Shahbakhti Rostami, Mostafa Taleshi, Esmaiel Ali Akbari, Mahmoud Jomepour Pages 800-808
    Ranges are considered as the natural and renewable resources, despite being in renewable resources group, due to inappropriate exploitation in many parts of the world, they have been destabilized and destroyed. The purpose of this study was to find ways to protect rangelands in Hamadan province. General approach of this research is descriptive and analytical, it has mainly used qualitative methods and emphasized on the participatory approach to increase the accuracy and depth of the results. Due to the ability in providing a reasonable framework for developing solutions the "SWOT" analysis method has been used in the research study. In many studies, to identify SWOT factors (strengths, weaknesses, opportunities and threats) and determining strategies only depends on previous studies or researcher's views, but in this research to determine the elements or factors of SWOT and identification of approaches a set of methods was used, including: "brainstorming" holding in a session, "Participatory rural appraisal" (PRA) workshop in 8 session, and 15 questionnaires completed by experts. In the next step, factors of SWOT quantified by "AHP" method and completing of 18 questionnaires of paired comparison in Saaty's scale was done by experts, this method is the combination of SWOT with AHP. Accordingly, in the matrix of SWOT analysis 20 strategies were introduced. The most important factors of the strategies which have presented based on need for comprehensive participation and views of the people, restore confidence in the government and nation in terms of natural resource management, using the power of NGOs, use of new techniques and social networking for conservation of ranges, power sharing and decentralization for make decision about natural resources and suitable distribution of operational experts to office centers in smaller areas (Dehestan). It also has proposed creating the"engineering supervisor of natural resources" and the supporting of the specific service companies of rangelands.
    Keywords: conservation, ranges, Participatory approach, SWOT, AHP, Hampden
  • Seyed Mohammadreza Habibyian, Hosein Barani * Pages 809-823

    Rangeland degradation, intensive grazing and the weakness of accurate grazing management are considered as issues which have distributed rangeland ecosystems’ equilibrium as well as have made dangerous in pastoralists’ life survival. Therefore, it is important to recognize of affecting factors on grazing management as a primary step for improving and altering this condition into a sustainable state. This study was conducted in Shesh-Boloki clan of Qashqai tribe at Fars and Bushehr provinces in 2016. In the study, data collection was done using literature review and field work (questionnaire and interview). Paired comparison questionnaire (AHP questionnaire) was filled out among 40 knowledgeable beneficiary and 25 experts. Descriptive and nonparametric statistical methods were used for determining and comparing weights and priority of affecting factors on grazing management items based on exploiters and experts’ point of view. The result indicated that there was a significant difference between two points of views in terms of weights and priority of affecting factors on grazing management (p<0.01). Also, in case of many items, the weight difference was dramatically high and in some cases this amount was non-significant. AHP method was used with the aim of integration of exploiters and expert’s points of view. The results also showed that this method, overlapping in two views were 72.4%. Government support through providing forage and water in drought years, being accordance experts and exploiters about migration calendar, preventing of land-use change in upland rangelands, stabilization of nomads’ roads and registration of land rights for nomads to migrate are considered as executive recommendations of this study with the aim of organizing the early migration to upland rangelands and improving grazing management.

    Keywords: Grazing management, migration calendar, AHP, Shesh-Boloki, Ecosystem, rangeland exploiters
  • Sareh Rajabi Agereh *, Farshad Kiani, Kazem Khavazi, Hassan Rouhipour, Farhad Khormali Pages 824-837
    Nowadays, the destructive phenomenon of desertification and wind erosion is one of the most important environmental crises in the world, which are serious challenges to sustainable production and agricultural land management. In the present study, the effect of microbial precipitation of calcium carbonate has been studied as a biological reformer and compatible for controlling wind erosion and soil stabilization. For this purpose, erosion rate of bio-cemented samples was investigated through ….in a wind tunnel under the condition of wind velocity of (0 to 98 km hr-1) in two soil types with sandy and silty texture in a completely randomized design in three replications. Investigation of the threshold velocity of soil particle movement revealed that air dried soil particles begin to move at the velocity of 8 and 10 km hr-1 in the silty and sandy soils respectively, however, in all biological samples (MICP) particles did not move at 97 km.hr-1. The results also indicated that the weight loss of all MICP treatments at different wind velocities were significantly reduced as compare to the control. The amount of the soil loss among biological cemented samples and control treatments were dramatically different at higher velocities. So that, at velocities more than 57 km/h, soil losses indicated significantly enhancement in control, whereas in the soils which are treated by bacteria, soil losses were insignificant and approximately 2.5 kg.m-2.hr-1. The results also showed that the equal's amount of calcium carbonate and the penetration resistance of the soil surface increased significantly in MICP treatments as compare to control treatments, this event indicated the formation of a surface-resistant layer on bio-treated cement samples. In this study, the comparison of used bacteria also showed that Bacillus infantis and Paenibacillus sp3 have high efficiency in controlling wind erosion. Therefore, it seems that cementation by biological methods could be an effective way to stabilize surface particles and control soil erosion.
    Keywords: Urease, soil stabilization, Bio cement, Soil loss flux
  • Asad Sadeghpour, Javad Moetamedi *, Esmaeil Sheidai Karkaj Pages 838-854

    Information of plant diversity and its relationship with environmental factors are necessary requirements for rangeland rehabilitation techniques and priority of biodiversity conservation in local habitats. To collect vegetation cover data, the Namin mountainous rangelands were selected and systematic random sampling in ecological units was used. The relationship between plant diversity and ecological unit’s characteristics (Sub-basins) was studied by recording the data in physiographic, topographic, chemistry and physics in the soil. To investigate the relationship between species diversity and environmental factors, the redundancy analysis (RDA) method was used as linear method based on gradient length. Based on the results, the physiographic and topographic had significant effect on the richness of the species. On the other hand, soil chemical properties had the greatest impact on the amount of species evenness and diversity of the ecological units and explained 89.64% of the variations. In general, slope, organic carbon amd EC are the most important effective characteristic on the enhancement species diversity idexes and the length parameters. It was also indicated that area and direction of sites are the most important factors on reduction of diversity indices. Therefore, in situations where the purpose of the management to be improve species diversity, places where are in endanger in terms of chemical properties of the soil (organic matter and, consequently, organic carbon) should be prioritized. If the aim of management to be increase in vegetation structure and percentage of plant protection from splash erosion, in this case, places where are in the southern direction and have a steep slope should be prioritized. Furthermore, rangeland rehabilitation techniques are a priority in larger-scale units due to the lower species richness, and smaller units, due to the high plant species richness, should be prioritized of conservation and protection.

    Keywords: redundancy analysis, Biodiversity, Species richness, Protection, environmental factors
  • Mitra Shirazi, Mohammad Akhavan Ghalibaf *, Hamidreza Matinfar, Mansour Nakhkesh Pages 855-867

    Dust is one of the most important effective factor on solar radiation forcing and reflection on earth's atmosphere, and in this point, it has a significant impact on local climate. Detection of aerosols on desert zones, despite the sea and oceans (dark surfaces), is difficult because of reflectometric interference spectroscopy of bright surfaces. Representing a simple and low costs method for detecting dusts and predicting their effects is essential. One of the most important indexes for dust and smoke detection is the AOT (Aerosol Optical thickness), which provided in large-scale (10x10 km) which is not suitable for local dust scales detection. The purpose of this study is using visible and mid-infrared spectrum of OLI sensor for detection dust of deserts. In this study, by using of mid-wave infrared (2.1 μm), red and blue wavelengths the AOT was calculated. The results indicated that ratio between the red and mid-wave infrared wavelengths is 0.95 and blue wavelengths and mid-wave infrared is 1.05 respectively. The comparison results of AOT index by radiometer showed that the correlation between computational method for data and the direct measurement for the red and blue wavelengths were 0.83 and 0.95 with root-mean-square deviation (RMSE) were 0.91 and 9.4 respectively. Therefore, it can be said that this method for estimating the Aerosol optical thickness at 0.65 μm (AOT 0.65μm) is enough accuracy and is not suitable to measure Aerosol optical thickness at 0.47 μm (AOT 0.47μm).

    Keywords: wavelength. Aerosol, remote sensing. Desert dust, radiative transfer, aerosol optical thickness
  • Fatemeh Dargahian *, Sakineh Lotfinasabasl, Samaneh Razavizadeh Pages 868-886
    Despite the large extent of the areas affected by 120-day Sistan winds, Zabul region with specific topographic location has the highest and the most severe storms in the east of the country. In order to identify and analyze the dust pattern of the Zabul region and to distinguish it from other parts which are affected by the famous 120-day winds of Sistan, environmental databases; dust codes, and NCEP / NCAR database with a spatial resolution of 2.5× 2.5 degree and latitude longitude of sea level pressure data corresponding to the peak days of dust during the period from 1987-2016 were used. In order to extract atmospheric patterns of dust events on sea level pressure data, cluster analysis was performed in MATLAB software. Finally, four patterns were extracted and for each pattern one day which has the most correlated with other days was selected as the representative day of that pattern. Out of four patterns the dominant pattern with the most frequent occurrence was selected, and July 13-16, 2016 was considered as the representative day for this dominant pattern. For this purpose, the synoptic maps of ground pressure, temperature, equatorial and jet flow in the lower layer of the atmosphere, wind field, and direction of the flow at ground level and the synoptic half instability of the air were plotted.
    Results indicated that the Zabul area has the greatest potential for the production of dust due to the gradient of high pressure changes and also the presence of small-grained sediments of the rivers as well as wetlands and the locating in western margin of the low-pressure zone which has the thermal nature and the interaction of the low pressure with the high pressure which is called Turkmenistan high-pressure, Hindu Kush, northeast of Iran and north of Caspian sea. This low pressure in the lower layer of the atmosphere through the dust suction and counter-clockwise movement by passing on the sources of dust in the Zabul area prevented from the penetration to lower latitudes by the impact of the 120-day winds of Sistan and caused to further transportation of sand and dust particles to Afghanistan. Therefore, in regard to situation of Zabul in ratio to this low pressure, which is peaked in July, and distinguishes it from other areas affected by 120-day winds, special arrangements should be taken into account to reduce the intensity of dust storms.
    Keywords: 120-day winds, low pressure Pakistan, dust wetland, sand, dust storm
  • Reza Siahmansour *, Mohammad Fayaz, Saeedeh Nateghi, Rostam Khalifehzadeh, Ali Mohammadian Pages 887-903
    Knowledge of preference value of plant species is one of the essential requirements for determining forage available and consequently, calculation of grazing capacity for rangeland habitats. This project was investigated in 36 species including of 21 perennials and 15 annuals species. For this purpose, during four-years period (2007-2010) in each month of the growing season (spring and summer) film was taken from a non-pregnant and non -lactating unit adult ewes (Lori)for at least 1800 seconds with an average weight of 50 kg inside the flock which were grazing in rangeland. Results indicated that annual grasses such as Boissiera squarrosa, Bromus danthonia, Bromus tectorum, Heteranthelium piliferum had the highest grazing time with a total duration of 3083 seconds compared to other species. Subsequent species including of Agropyron trichophorum with 2594 seconds, Bromus tomentellus with 1232 seconds, Onobrychis melanotricha with 681 seconds, broadleaf herbaceous annual such as Helianthemum ledifolhum, Viciea peregerina, Diplotaxis erucoides, talaspi perfoliatum, Minuartia obtusiloba with 670 second and Hordeum bulbosum with 565 second were ranked in the next. Finally, it was found that annual grasses and shrubs in May, perennial grasses in June, and broadleaf herbaceous annual in July have quite palatable and located in Class I. Also, total grasses and perennial forbs in July, annual forbs and shrubs in May and June have fairly palatable respectively which have located in class (II) and vegetative forms have palatable class III in other months.
    Keywords: Growth form, time of grazing, alpine rangelands, Rangeland Plants, filming, choices for animals
  • Esmaiel Sheidai Karkaj *, Hosein Rezaei, Hamid Niknahad Gharemakher, Isa Jafari Footami, Abolfazl Sharifian Pages 904-917
    Soil aggregate stability and soil structure considered as the key indicators of range soil health and counted as effective factors in soil erosion control. The present study was carried out to investigate the effect of exclosure on the stability of aggregates and soil structure in four areas of Golestan province including Chaharbagh, Incheboron, Gomishan and Maravetapeh. Soil sampling was carried out from two depths of 0-20 and 20-40 cm by digging profile in random-systematic method along transects in each of exclosure and adjacent sites of quadruple areas. Aggregates stability was measured by the method of wet sieving in the laboratory. The results were analyzed statistically using independent and paired samples t-test for exclosure sites and adjacent exclosure sites as well as two corresponding depths, respectively. In the most of studied sites, the aggregate stability values were higher in the surface soil than the deep soil.The results indicated that the effect of rangeland exclosure on morphological changes and soil status indicating positive role in development of soil structure in all studied areas, however, these results were statistically significant only in the Incheboron and Gommishan area in view point of soil aggregate stability. The highest value of soil stability was in the first depth (4.52 mm) of Gomishan exclosure site and the lowest one was in the second depth (1.15 mm) in Gomishan grazing site. The final result showed that regardless of positive role of exclosure in promoting the stability of aggregate, factors such as geographic position of rangeland, climate, vegetation type and grazing conditions as the associated factors affecting the stability of aggregate and soil structure should be considered.
    Keywords: Aggregate stability, Soil structure, rangeland exclosure, Golestan Province, rangeland
  • Mehrnaz Hatami *, Mohammadreza Samadi, Parisa Khanizadeh Pages 918-931
    The most of medicinal plants seeds have dormancy under normal conditions, therefore, it is necessary to know the affective factors on seed dormancy and creation optimal conditions for their germination to extensive cultivation of medicinal plants. Dracocephalum kotschyi is an important Iranian endemic herbs which is extinting in the Lamiaceae family. This research was conducted in order to find the most effective treatment to break seed dormancy, which is one of the major problems cultivation on a large scale and rehabilitation in the natural areas. Experimental treatments including of scarification with sand paper, 95% sulfuric acid in 3 and 6 min and their combination, gibberellic acid (125, 250 and 500 μg ml-1), nitrate potassium (% 0.2 and %0.4 in 2 times) and also for moist chilling was at (5°C for 24, 48 and 72 hours) as compare to control (watering in 24 and 48 hours). The experiment was done base on the completely randomized design (CRD). The obtained results indicated that, there was a significant difference (p-value< 0.01) between in treatments of scarification with sand paper and 95% sulfuric acid on germination percentage, germination rate, vigor index, fresh and dry weight of the plumule and radicle. The results showed that sulphuric acid treatment in 3 minutes increased significantly seed germination as compare to control and other treatments. Obtained results represents that the presence of seed hard shell and high mucilage is a physical barrier and acts as a limiting factor in the germination of dragonhead by preventing the spread of embryos or by limiting the absorption of water and gas exchange. So, application of some treatments like scarification and hormonal treatment such as gibberellin could be improved the germination of dragonhead.
    Keywords: Dracocephalum kotschyi, Seed dormancy, endemic plant, Sulfuric Acid
  • Farhad Azhir *, Moham, Mad Fayaz Pages 932-940
    In program of increasing forage production in rangelands of the country, gathering and deepening knowledge of forage plants establishment is necessary. So seeds of Trifolium pratense species prepared from Sari city market and cultivated. The purpose of this study was to determine the optimal season and efficient method of species establishment for rangeland breeding in steppe rangelands. Experiment was performed in Posht-kooh water spreading station with 350 mm precipitation and semi-arid-cold climate. For this purpose, two sowing treatments including of seeding and seed spacing in two cultivation season of fall and spring, in split plot based on completely randomize block design in three repetitions were performed. Results indicated that there was a significant difference at (p<0.01) between the cultivation season and two cultivation methods. Germination and viability in fall season (39.11% germination, 13.83% viability) were more preferable to spring cultivation (30.06% germination, 11.83% viability). Seed cultivation in seeding (germination 39.22%, 14.78% viability) was also superior to seed spacing (29.94% germination, 10.89% viability). According to the obtained results, fall cultivation and seeding method were better than spring cultivation and seed spacing method. There is possibility of breeding rangelands in similar climatic and physical properties of the rangelands at the test site as well as fall cultivation and seeding method to increase forage production and direct grazing.
    Keywords: Trifolium pratense, Seedling, spaced planting-seed, improving rangeland, Red clover
  • Ezatollah Moradi *, Gholamali Heshmati, Amirahmad Dehghani Pages 941-952

    Nowadays, biological crusts, including lichens, are used as a living biological indexes. The Main objective of this study is evaluation of lichen diversity trends at differences grazing intensity in the mountain rangelands of Semorom in Isfahan province. The lichen diversity is dependent variable and grazing intensity (consists of 5 stoking rate 1, 1.5, 2, 2.5 and 3 animal unit per hectare) considerd as independent variable. Each stoking rate studied along 4 years by implementing 5 management scenarios (grazing and ungrazing alternatively and consecutively). The presence and absence of lichens was performed by random sampling method using transects and sampling units. The lichen diversity analyzed by PAST software and the relationship between variables was calculated by SPSS. The result showed that the lichens diversity is a good indicates of pressure on rangeland ecosystems. In management of rangeland ecosystems, lichen diversity can be used as an ecological indicator for rangeland ecosystems under pressure or non-pressure. Also, the best grazing management scenario for this area is suggested based on the variation of lichen diversity, alternating grazing scenario (every one year between grazing and resting depending on rangeland status and range method).

    Keywords: rangeland, lichen, grazing pressure, scenario
  • Fatemeh Karami, Masoud Bazgir * Pages 953-970
    Climate and land use are two important factors which are greatly influence on soil physical and chemical properties. This research was conducted to study the effects of climate and land use on physical and chemical properties of soil in Ilam province in 2016. After initial studies, Ivan area with semi-humid climate and Ganjavan with semi-arid climate in Ilam province were selected. In each region, three land uses including forest, rangeland and agricultural were considered. After field studies in each land use, five soil samples were taken from 0-10cm and 10-30cm depths and collected randomly. The results showed that the highest amount of soil lime (47.85%) and soil silt (31.75%) were obtained in semi-arid climate of Ganjvan. The soils of Ayvan as a semi-humid climate had the highest amount of clay and K available. The highest bulk density (1.87 g.cm-3) was obtained in semi-arid climate of Ganjavan under the effect of agricultural use at lower soil depth. The lowest amount of bulk density (1.08 g.cm-3) was observed in semi-humid climate of Ayvan in the soil surface depth under forest land use. The highest amount of organic matter was obtained in forest land use in semi-humid climate in Ayvan, (42.85 %) which was more than semi-arid climate of Ganjvan. Agricultural land use had the lowest amount of organic matter (4.37%). The highest amount of N (0.514%) and P (35.04 mg kg-1) concentrations were obtained in forest land use in the semi-humid climate of Ayvan. The amount of Ca and Mg concentration in subsoil solution (10-30cm) layer was higher than topsoil solution (0-10cm) layer in Ayvan. In general, by changing land use from forest to farm, the percentage of clay, organic matter, nitrogen, phosphorus, and potassium available decreased in semi-arid climates of Ganjvan. Therefore, proper land use management in semiarid climates is essential for optimal preservation of soil properties.
    Keywords: land use, nutrient elements, Organic Matter, soil texture, Weather
  • Maryam Barzgar, Mehdi Ghorbani *, Alireza Moghadamnia, Abolvahed Hoseini Gezir Pages 971-985

    The social structure of water resources is one of the cultural potential dimensions of rural communities in Iran which plays a significant role in conventional management of water resources. The main objective of this research is to identify social structure associated with water resources management in the Gezir plain of Bandar lengeh. In the present study, Anthropology methods, direct and participatory observation and interviews with water resource users of Gazir village were collected. Economic, social, environmental constraints, especially water resources, as well as the common needs of indigenous people in the Gazir plain have led to formation of a social structure indirect to adapt the water scarcity, and farmers have exploited the water resources collectively through social structures as well as physical structures commensurate with their needs. The most important social roles currently affect the management of water resources in the plain are: Landowner, Kadkhoda, kharras,Gaboun, Gharises and Bazeyare Aids, beliefs, values and norms are another part of cultural potential of the plain of Gezir to adapt to the conditions of nature which has been created by farmers in the context of the social structure. In fact, self-organization and existence of aids in water management is one of the basic principles in the Gezir plain. Generally speaking, despite the elimination of large landowners after land reform, spontaneous co-operation and assistance in water management in form of social structure is one of the basic principles in the plain. Nowadays, therefore, it can be argued that using experiences of indigenous peoples of the plain in social structure, as the main agents of water resources management, due to their adaptation to the ecological conditions of the region, it is the most appropriate methods of sustainable development.

    Keywords: Social structure, Gharis, Bazeyar, social role, cooperation
  • Maryam Shahri, Ali Ariapour *, Hamidreza Mehrabi Pages 986-1002
    In the present study, forage quality of three range species including Astragalus gossypinus, Trifolium repens and Poa bulbosa at three phenological stages, (vegetative growth, flowering, seed maturity time) in Borujerd county of Loretan province were evaluated. Data were collected by random sampling using 10 individual plants on transect line in 5 replication. Qualitative indexes were measured and data were compared using ANOVA and Duncan test. Results indicated that DMD is not significant between different species, but it was significant differences (p< 0.01) among the various phenological stages. The highest and the lowest were 34.61 and 24.24% respectively for seeding and before flowering stages. The amount of crude protein was significant at (p< 0.05) in different species, phenological stages and their interactive effect. The highest and the lowest crude protein were obtained in 21.06 and 17.97% in Trifolium repens and Poa bulbosa respectively. The amount of crude fiber was not significant difference between species, on the other hand, in different phenological stages and their interaction was significant at (p< 0.05).The highest and the lowest of crude fiber were 94.30 and 20.86% in seeding time and before flowering phenological stages. The highest and the lowest of amount of ADF were obtained in Poa bulbosa and Trifolium repens with 57.6 and 31.26% respectively. According to obtained results, Trifolium repens, Poa bulbosa and Astragalus gossypinus had better forage quality respectively in before flowering stage where this issue indicates the best time for animal grazing is in May and June.
    Keywords: forage quality, Phenology stages, Poa bulbosa, Trifolium repens, Astragalus gossypinus
  • Mehdi Bashiri *, Seyedeh Maedeh Kavosi Davodi, Ali Afzali Pages 1003-1019
    Fault is one of the main processes in tectonics which has relationship with phenomena such as earthquake. Therefore, awareness of the effect of environmental factors on fault occurrence and recognition of high risk areas is very important, that these goals in the present study have been investigated. The research area is Qara-Qum where after determining its faults, altitude, slope, direction, climate, land use, geomorphology, geology, erosion, precipitation, flood zones, pedology, stream power, topographic ruggedness index, distance from road, waterway, anticline and syncline were extracted. Then, data mining algorithms including of decision tree, random forest, cumulative, backing machine, logistic regression and neural network in R software are used to identify the value of variables and bivariate statistical methods including of information value and area density for identification of the values for each variable class fitted in fault occurrence. The accuracy of classification algorithms with ROC curve showed that based on input variables, random forest and support vector machine algorithms with 88% and 86% area under a curve had the best performance in classifying fault occurrence, respectively. Finally, according to the Gini coefficients in random forest algorithm, the zoning maps obtained by combining this algorithm were prepared and validated by bivariate statistical methods. According to this algorithm, the height, pedology and topographic ruggedness index variables, identified as the most important parameters in the fault occurrence respectively. Based on the zoning maps evaluation, information value and area density methods, around 52 and 35 percent of faults placed in very high risk class respectively. Therefore, the information value method was more accurate in identifying fault-sensitive zones. According to the results, data mining methods were introduced as a useful tool in fault risk management. It is also necessary to pay attention to environmental variables, especially topography, during the basin management and land use change stages.
    Keywords: Density Area, Information Value, ROC curve, Classification Algorithm
  • Aezam Khosravi Mashizi *, Mohsen Sharafatmand Pages 1020-1031
    In recent decades, roads construction has become a worldwide major challenge for natural ecosystems health. Therefore, the impact of road on rangeland health indexes in two steppe and semi steppe zones along Kerman-Taft road was investigated. 17 rangeland health indicators were evaluated on roadsides and reference areas. Soil and habitat stability, hydrologic function, and biotic integrity were estimated using rangeland health indicators. The results indicated that in the steppe region, all three features are in a rather acute state, while in the semi-steppe area, stability, soil and habitat characteristics and hydrological functions are in a balanced state and the health of living organisms is in relatively acute condition. The results of Wilcox test also showed that there are significant differences between roadside rangelands and reference areas in terms of production, invasive species and structural-functional groups in semi-steppe rangelands (p<0.05). In steppe area, roadside rangelands with reference rangelands had significant differences either mentioned indexes or in bare soil and gully erosion indexes (p <0.01). In addition to vegetation, soil has also affected by road damage in the steppe area, which is a priority in future restoration and restoration plans.
    Keywords: steppe, Hydrologic Functions, rangeland, biotic integrity
  • Samira Hoseini, Ahmad Sageghipour *, Shima Nikoo Pages 1032-1041
    The purpose of this study was to investigate the effect of clay nanoparticles in synthetic polymeric resinson germination and some charachteristics of Nitraria schoberi and Halothamnus glaucus. Seeds of two plants collected from sand consolidated station located in Razavi Khorasan Province, Bardaskan city, Kazem Abad village. Experiments were carried on in completely Randomized Design with three treatment and four replications. For this purpose, seeds were subjected to synthetic polymeric resins with one and three percent of clay nanoparticles in petri dish and field condition. Distilled water was considered as the control treatment. Daily and final germination percentages were recorded and germination rate, mean germination time, shoot and root length, shootlet fresh and dry weigh, rootlet fresh and dry weight, and vigor index was calculated. After 4 months from cultivation, the size of cultivated plants and the number of leaves from each treatment was also measured. The results indicated that there was a significant difference between all the studied factors of both species except germination rate and mean germination time, which was observed just in Nitraria schoberi. For example, the highest germination percentage of Nitraria schoberi in acrylic resin polymer containing 1% nano clay (51.75%) was higher than other treatments, whereas the highest germination percentage of Halothamnus glaucus belonged to polymer containing 3% nano clay (65.62%). About the plant growth, despite the different effects of various treatments on cultivated species, application of polymer and nano-particles led to increasing the length of shoot and root of both plants. Considering the different conditions of plants in nature, the use of nanopolymer mulches to improve the germination and vegetative properties of plants is recommended.
    Keywords: germination, Polymer mulch, Clay nanoparticles, Nitraria schoberi, Halothamnus glaucus
  • Farhad Sardari *, Hosein Arzani, Seyed Akbar Javadi Pages 1042-1054
    Land use capability for a type of range utilization with considering the sustainable land use is called range suitability, nowadays which is a priority in the science of range management. The objective of this study is evaluation of range suitability for sheep grazing through FAO method (Condition limitation) in Sarayan- South Khorasan province in 1990. For the purpose of this study, at first, the map of vegetation types was determined in each region and in each vegetation type, the status and tendency of rangeland and the amount of plant species were determined by cutting and weighing method and the suitability map was produced. Then, using EPM method, soil erosion susceptibility map was prepared. Also, to study the watershed suitability of the area, the drinking water resources of livestock area and sampling of each water source was done, the quantification of water was determined and water samples were transferred to the laboratory and TDS, EC and Mg + 2 parameters were measured for each sample and by integrating layers of quantity, quality and equal distant points from water sources, the water resource suitability map was adjusted. Finally, by finalizing production suitability maps, soil susceptibility to erosion and water, the final model of range suitability classification was prepared. The results indicated that there was no class of suitability (no vegetation type) (S1) in the region and the suitability classes S2, S3 and N (no grazing suitability) were 12.1%, 50.7% and 37%, respectively. Based on the research results, overgrazing, early grazing, formation susceptible to erosion, slope, allowable use limits and available forage, poor condition, negative trend of ranges and inappropriate distribution of water sources for livestock are the most considerable limiting factors in area for sheep grazing. In general, with regard to the obtained results using the livestock grazing suitability model in the study area, it is suggested to use this model as the basis for preparing rangeland plans with emphasis on removing the limiting factors as far as possible to improve rangeland status and Shepherds' income.
    Keywords: Range suitability, GIS, Sarayan, South Khorasan, Baluchi sheep, water resource, vegetation types
  • Reza Dehghani Bidgoli * Pages 1055-1068
    To investigate the effect of seeds priming of Astragalus gossypinus Fisher. with MS and selenium nanoparticles (SeNPs) solution in early stages of germination, a factorial experiment was conducted in a completely randomized design (CRD) with four replications in the Laboratory of Production and Duplication Center of Municipality of Kashan, in 2017. Experimental treatments consisted of priming with MS solution at 4 levels (0 as control, 0.01, 0.05 and 0.1 % w/v), and SeNPs in 4 levels (0 as control, 0.05, 0.1 and 0.2 %w/v) for 2 hours at 25 ° C. The results of the experiments indicated that MS, SeNPs solution and interaction of treatments were significant at the 1 % level on all studied traits, including of germination percentage, radicle length, plumule length, germination coefficient, relative water content (RWC), chlorophyll a, b and total chlorophyll content. The highest germination percentage, the content of chlorophyll a and b, and plumule length were obtained in application of combined MS solution 0.01% w/v with 0.2% w/v of SeNPs. On the other hand, application of these treatments alone had positive and significant effects on the studied traits. The use of priming methods, such as used methods in this research, and its effects on Astragalus gossypinus are innovations of this research.
    Keywords: chlorophyll, Astragalus, priming, RWC, Seed dormancy