فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی ایلام - سال بیست و هفتم شماره 4 (پیاپی 117، مهر 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 4 (پیاپی 117، مهر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/17
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رستگار حسینی*، فرشته نجفی صفحات 1-12
    مقدمه

    شناخت سطح فعالیت بدنی و الگوهای غذایی مختلف در کاهش بروز پرفشاری خون می تواند نقش مهمی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سطح فعالیت بدنی و الگوهای غذایی با پرفشاری خون زنان سالمند مبتلا به سندرم متابولیک طراحی گردید.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی، 350 زن سالمند(سن 08/1±41/63 سال؛ وزن بدن 47/3±33/85 کیلوگرم؛ قد 38/3±08/157 سانتی متر؛ شاخص توده بدن 61/1±61/34 کیلوگرم بر مجذور قد) به طور داوطلبانه شرکت کردند. سندرم متابولیک طبق تعریف فدراسیون بین المللی دیابت(IDF) در نظر گرفته شد. اطلاعات با استفاده از پرسش نامه، آزمایش خون و اندازه گیری های آنتروپومتریکی و فشارخون جمع آوری شد. تمام متغیرهای آنتروپومتریکی و خونی پس از اندازه گیری با استانداردهای سازمان بهداشت جهانی و پانل درمانی بزرگسالان 3 تطبیق داده شد. برای آنالیز داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد.

    یافته های پژوهش

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد بین سطح فعالیت بدنی بالا و الگوی غذایی سالم با بالا رفتن فشارخون سیستولی و دیاستولی ارتباط معکوس و معنی داری مشاهده شد(P<0.05). هم چنین نتایج نشان داد بین الگوهای غذایی سالم با سطح فعالیت بدنی متوسط(P<0.015) و بالا(P<0.009) ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد؛ بین الگوهای غذایی غربی با سطح فعالیت بدنی پایین(P<0.013) ارتباط معکوس و معنی داری وجود دارد.

    بحث و نتیجه گیری

    براساس نتایج مطالعه افزایش سطوح فعالیت بدنی و رعایت الگوی غذایی سالم در کاهش بیماری پرفشاری خون موثر است.

    کلیدواژگان: سندرم متابولیک، الگوهای غذایی، فعالیت بدنی، زنان سالمند، پرفشاری خون
  • رمضان صادقی، مهربان صادقی، رحمان عبدی زاده، سلیمان فروزنده شهرکی، محمد رسول اسدی امیرآبادی* صفحات 13-24
    مقدمه

    فلزات سنگین یکی از آلاینده های پایدار و غیرقابل تجزیه بیولوژیکی هستند که می توانند در محیط زیست، به آب، خاک و هوا وارد شده و بدین ترتیب وارد زنجیره غذایی شوند. در سال های اخیر روش های بیولوژیکی به ویژه با کمک باکتری ها، به منظور حذف فلزات سنگین از پساب های صنعتی، رایج شده است. هدف از انجام این مطالعه شناسایی باکتری های مقاوم به نیکل در تصفیه خانه شیمیایی مجتمع فولاد مبارکه اصفهان بود.

    مواد و روش ها

    نمونه های پساب و لجن پس از رقیق سازی و انتقال بر روی محیط کشت از نظر نوع باکتری و مقاومت آن ها نسبت به نیکل(II) مورد ارزیابی قرار گرفت. سویه های مقاوم به نیکل(II) برای انجام تست های مرفولوژی و بیوشیمیایی و سویه Micrococcus luteus SEHD031RS برای حذف فلز نیکل(II) انتخاب شدند.

    یافته های پژوهش

    این مطالعه نشان داد پنج سویه دارای مقاومت بالا نسبت به فلز نیکل(II) هستند. که دو سویهMicrococcus luteus SEHD031RS و  Paenibacillus lautus SEHD031MRAبه ترتیب با رشد در غلظت های 110 و 90 میلی گرم بر لیتر نیکل(II) بالاترین مقاومت به این فلز را از خود نشان دادند. در این مطالعه بالاترین میزان حذف فلز نیکل(II) در pH شش با راندمان 39/75 درصد و کمترین میزان حذف نیکل(II) در pH  دو با راندمان 22/3 درصد برای سویهMicrococcus luteus SEHD031RS  مشاهده شد.

    بحث و نتیجه گیری

    از یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت که سویه های شناسایی شده با توجه به ویژگی هایی که در این مطالعه آمده است، می توانند انتخابی مناسب برای حذف فلز نیکل(II) از پساب های صنعتی باشند.

    کلیدواژگان: پساب صنعتی، نیکل(II)، حداقل غلظت بازدارندگی، حذف زیستی
  • یاسر رحیمی، محمد ربانی خوراسگانی*، سید حمید زرکش اضفهانی، رحمان امام زاده، حسین کیوانی امینه، مرضیه رضایی صفحات 25-34
    مقدمه

    باکتری کلستریدیوم دیفیسیل عامل ایجاد عفونت بیمارستانی و کولیت غشای کاذب می باشد. توکسین B این باکتری به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی بیماری زایی این باکتری شناخته شده است. ناحیه اتصالی پذیرنده(RBD) این توکسین، ناحیه ایمنی زای توکسین شناخته و به گیرنده واقع در روده متصل می شود. هدف این مطالعه کلون نمودن و بیان ناحیه ایمنی زای توکسین B در باکتری لاکتوکوکوس لاکتیس به منظور تهیه واکسن دهانی مطمئن و ایمن علیه کولیت ناشی از کلستریدیوم دیفیسیل، به عنوان یک روش درمانی جایگزین در مطالعات آینده و مبتنی بر لاکتوکوکوس می باشد.

    مواد و روش ها

    ابتدا با استخراج DNA از باکتری کلستریدیوم دیفیسیل و با پرایمرهای طراحی شده، قطعه RBD به روش PCR تکثیر شد. قطعه تکثیر شده در پلاسمید pTZ57R/T الحاق و در باکتری E.coli ترانسفورم شد. سپس قطعه RBD با برش آنزیمی توسط آنزیم های NcoI و SacI، از پلاسمید pTZ57R/T خارج و خالص سازی شد. قطعه RBD در پلاسمید بیانی  pNZ8149برش خورده با آنزیم های مشابه تحت شرایط مناسب الحاق شد. سپس پلاسمید بیانی pNZ8149 حاوی قطعه با روش الکتروپوریشن درون سلول های مستعد لاکتوکوکوس لاکتیس ترانسفورم شد.

    یافته های پژوهش

    پس از غربالگری کلونی های ترانسفورم شده، صحت کلونینگ با  انجام PCR، هضم آنزیمی بر روی پلاسمید نوترکیب استخراج شده و نهایتا با تعیین توالی، تایید شد.

    بحث و  نتیجه گیری

    لاکتوکوکوس لاکتیس تولید کننده این ناحیه ایمنی زا می تواند به منظور تهیه واکسن دهانی مطمئن و ایمن، به عنوان یک روش درمانی جایگزین جهت کاهش شیوع عفونت کلستریدیوم دیفیسیل در مطالعات آینده مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: کلستریدیوم دیفیسیل، کلونینگ، توکسین B، لاکتوکوکوس لاکتیس
  • حمیدرضا حسن زاده خانمیری، رسول شهروز*، شاپور حسن زاده، غلامرضا نجفی صفحات 35-46
    مقدمه

    استرس اکسیداتیو ناشی از درمان با بوسولفان موجب کاهش قدرت باروری می گردد، لذا در این تحقیق نقش محافظتی کروسین بر تغییرات بافت شناسی تخمدان مورد مطالعه قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    در این بررسی 30 سر موش کوچک آزمایشگاهی نژاد NMRI بالغ با وزن 25-22 گرم در 6 گروه مساوی در یک دوره 21 روزه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه کنترل حلال بوسولفان(DMSO+PBS) به صورت داخل صفاقی(IP) تک دوز به حجم ml 1/0 و گروه کنترل شم فقط بوسولفان IP،  mg/kg10 تک دوز، دریافت کردند. گروه های تجربی شماره 1، 2، 3 کروسین را به ترتیب با دوزهای mg/kg/day, IP100، 200، 400 به همراه بوسولفان IP،  mg/kg10 تک دوز دریافت نمودند. گروه کنترل مثبت فقط کروسین با دوز  mg/kg/day, IP400 دریافت نمود. پس از پایان دوره درمان حیوانات به وسیله دوز بالای کتامین آسان کشی شدند. تخمدان های چپ جهت مطالعه ریز سنجی بافتی مورد نمونه برداری قرار گرفتند. داده های حاصله با استفاده از نرم افزار SPSS و روش آماری ANOVA یک طرفه و تست تعقیبی Bonferroni مورد مقایسه قرار گرفتند و اختلاف ها در سطح P<0.05 معنی دار توصیف گردیدند.

    یافته های پژوهش

    در این مطالعه مشخص شد که خاصیت آنتی اکسیدانتی کروسین قادر است استرس اکسیداتیو القاء شده توسط بوسولفان را خنثی نموده و موجب رشد بیشتر فولیکول های تخمدانی سالم و کاهش میانگین تعداد فولیکول های آترتیک در مقایسه با گروه دریافت کننده بوسولفان گردد. ضمنا، این مطالعه نشان داد که اثر کروسین وابسته به دوز بوده و در اغلب پارامترها با دوز mg/kg 200 دارای اثر بهتری بود.

    بحث و نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد که کروسین قادر است به طور قابل توجهی از عوارض جانبی مخرب بوسولفان در رشد فولیکول های تخمدانی را بکاهد.

    کلیدواژگان: کروسین، بوسولفان، هیستومورفومتری، تخمدان، موش سفید کوچک آزمایشگاهی
  • سعید مرادی، مسعود مرادی*، عبدالحمید حبیبی، محمدرضا تابنده، سعید شاکریان صفحات 47-57
    مقدمه

    هم اکنون بسیاری از سالمندان به بیماری پارکینسون مبتلا هستند و با افزایش جمعیت مسن جهان بر تعداد مبتلایان افزوده می شود؛ هم چنین کاهش غلظت فاکتور رشد عصب(NGF) و آنزیم های آنتی اکسیدانی در سیستم عصبی مرکزی بیماران پارکینسونی مشاهده شده است، بنا بر این هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثر 6 هفته تمرینات هوازی تداومی و تناوبی بر NGF و آنزیم کاتالاز هیپوکمپ رت های مبتلا به پارکینسون بود.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش از 24 سر رت نر با میانگین وزن 250 تا 350 گرم استفاده شد. آزمودنی ها با استفاده از رزرپین به پارکینسون مبتلا شدند و در 6 گروه و هر گروه 4 سر رت تقسیم شدند، سپس تمرینات به مدت 6 هفته انجام شد. در پایان تمرینات رت ها با استفاده از کتامین و زایلازین بی هوش شدند، بافت هیپوکمپ از سایر قسمت های مغز جدا شد و NGF و آنزیم کاتالاز(CAT) اندازه گیری شد. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شد.

    یافته های پژوهش

    نتایج نشان داد، بین اثر تمرین تداومی و تناوبی بر NGF تفاوت معنی داری وجود ندارد و هر دو نوع تمرین باعث افزایش معنی داری در  NGFشدند، در متغیر  CATبین دو روش تمرینی تفاوت معنی داری مشاهده شد که تمرین تناوبی تاثیر بیشتری بر آنزیم CAT نشان داد.

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت، از دو نوع تمرینات هوازی تداومی و تناوبی می توان برای بهبود فاکتور رشد عصب و از تمرینات تناوبی جهت بهبود آنزیم کاتالاز بیماران پارکینسونی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: پارکینسون، فاکتور رشد عصب، کاتالاز، تمرینات تداومی، تمرینات تناوبی
  • فاطمه مرشدی*، کرم خلیلی، حامد قاسم پور صفحات 58-67
    مقدمه

    درک پرستاران از مسئولیت اجتماعی خود بیمارستان را در مقابل تحولات پویای محیطی مصون می دارد. زیرا بخشی از این مسئولیت پذیری ناشی از پاسخگویی به موقع به مسائل محیط است و از آن تحت عنوان چابکی سازمانی یاد می شود. در صورت چابک نبودن سازمان، مسائلی به وجود می آید که در حوزه رفتار سازمانی، تحت عنوان فرسودگی شغلی یاد می شوند. پادزهر مبارزه با فرسودگی شغلی، ایجاد اشتیاق شغلی در میان کارکنان است که آنان را به فعالیت برای دستیابی به اهداف سازمانی سوق می دهد. از این رو، هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و چابکی سازمانی با نقش تعدیلگر اشتیاق شغلی در بیمارستان امام خمینی(ره) شهر ایلام می باشد.

    مواد و روش ها

    جامعه تحقیق کلیه پرستاران بیمارستان امام خمینی(ره) شهر ایلام به تعداد 300 نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 169 نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه استاندار است و فرضیه های تحقیق از طریق نرم افزار Smart-PLS نسخه 2 آزمون شدند.

    یافته های پژوهش

    نتایج نشان می دهد ضریب معناداری میان مسئولیت پذیری اجتماعی و چابکی سازمانی برابر با 354/52 است که از سطح اطمینان 96/1 بیشتر است. بر این اساس، فرضیه نخست تحقیق مبنی بر وجود رابطه میان مسئولیت پذیری اجتماعی و چابکی سازمانی تایید می شود. هم چنین، اشتیاق شغلی با ضریب معناداری 242/7 که از سطح اطمینان 96/1 بیشتر است رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و چابکی سازمانی را تعدیل می کند.

    بحث و نتیجه گیری

    امروزه صرف ارائه خدمات حتی با کیفیت مطلوب نمی تواند رضایت ذی نفعان بیمارستان را تحقق بخشد؛ زیرا با افزایش آگاهی مردم به وظایف چندگانه بیمارستان ها در حوزه های اجتماعی، مسئولیت پذیری در قبال جامعه از کمترین خواسته ها به شمار می آید. چون تحقق متقابل اهداف سازمانی و جامعه، نتیجه آگاهی و عمل در چارچوب مسئولیت اجتماعی است. این مهم در گرو چابکی سازمان ها برای پاسخگویی به انتظارت در حال رشد ذی نفعان و ایجاد زمینه های اشتیاق شغلی برای پیشبرد فرد در چارچوب اهداف پیش بینی شده است.

    کلیدواژگان: مسئولیت پذیری اجتماعی، چابکی سازمانی، اشتیاق شغلی
  • دانیال حسین زاده، سید مختار اسمعیل نژاد گنجی، بهنام باقیانی مقدم، سکینه کمالی آهنگر، مسعود بهرامی فریدونی* صفحات 68-76
    مقدمه

    شکستگی دیستال رادیوس یکی از شایع ترین انواع شکستگی ها در تمامی سنین می باشد. بیشترین عوارض مرتبط با شکستگی داخل مفصلی است. یکی از روش های اصلی در درمان این شکستگی جااندازی بسته و پین گذاری از طریق پوست است. این مطالعه کارآزمایی بالینی با هدف مقایسه عوارض و پیامدهای درمان با استفاده از این دو روش جااندازی بسته و پین گذاری از طریق پوست در بیماران با شکستگی ناپایدار دیستال رادیوس طراحی گردیده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کار آزمایی بالینی آینده نگر بیماران 65-18 سال با شکستگی بسته و داخل مفصلی دیستال رادیوس که از فاصله بهار 94 تا تابستان 95 به اورژانس بیمارستان شهید بهشتی شهر بابل مراجعه کرده اند و نیاز به فیکس کردن جراحی داشتند، وارد مطالعه شدند. بیماران به طور تصادفی بر اساس نوع شکستگی، سن و جنس به دو گروه 25 نفری تقسیم شدند. در گروه اول بیماران تحت جراحی با 4 پین ترانس رادیواولنار و گروه دوم تحت درمان با 3 پین کراس قرار گرفتند. طول و زاویه رادیال، چرخش ولار و واریانس اولنا در دوره بعد از جراحی، هفته 6، 12 و 24 بعد از عمل مورد ارزیابی قرار گرفت.

    یافته های پژوهش

    تغییرات رادیوگرافیک بین دو گروه هیچ اختلاف معناداری را نشان نداد. در زمینه عوارض دو جراحی ارتباط معناداری بین متغیرهای مورد بررسی یافت نشد.

    بحث و نتیجه گیری

    بر اساس یافته های به دست آمده روش درمانی 4 پین ترانس رادیواولنار و سه پین کراس از نظر معیارهای رادیولوژیک و عوارض جراحی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.

    کلیدواژگان: پین گذاری، دیستال رادیوس، شکستگی، رادیولوژی
  • سمانه حیدری، حسین جوینده*، بهروز علیزاده بهبهانی، محمد نوشاد صفحات 77-89
    مقدمه

    گیاه اسطو خودوس جزء پر مصرف ترین گیاهان دارویی در ایران می باشد که از گذشته تاکنون در طب سنتی مورد استفاده قرار گرفته است. هدف از این پژوهش تعیین ترکیبات شیمیایی و فعالیت ضدباکتریایی اسانس اسطوخودوس فلس دار(گونه انحصاری ایران) بود.

    مواد و روش ها

    در این پژوهش، ترکیبات شیمیایی اسانس اسطوخودوس فلس دار توسط کروماتوگرافی گازی تعیین شد. هاله عدم رشد میکروبی اسانس اسطوخودوس فلس دار برای باکتری های سودوموناس آئروژینوزا، استافیلوکوکوس اورئوس، باسیلوس سرئوس و اشرشیاکلی در چهار غلظت 5/12، 25، 50 و 100 میلی گرم بر میلی لیتر به روش های انتشار دیسک و انتشار چاهک تعیین شد. از آنتی بیوتیک های رایج درمانی شامل آمپی سیلین، انتروفلوکساسین، جنتامایسین و کانامایسین جهت مقایسه با هاله عدم رشد میکروبی استفاده شد. حداقل غلظت بازدارندگی(رقیق سازی در مایع) و حداقل غلظت کشندگی برای میکروارگانیسم های مذکور تعیین گردید.

    یافته های پژوهش

    در مجموع 41/99 درصد از ترکیبات موجود در اسانس توسط کروماتوگرافی گازی مشخص گردید. Linalool با 3/43 درصد دارای بیشترین مقدار در میان ترکیبات شناسایی شده بود. حساس ترین و مقاوم ترین باکتری ها نسبت به اسانس اسطوخودوس فلس دار به ترتیب، استافیلوکوکوس اورئوس و سودوموناس آئروژینوزا با قطر بازدارندگی 40/0±70/30 و 68/0±10/10 میلی متر در در غلظت 100 میلی گرم بر میلی لیتر بود. حداقل غلظت بازدارندگی برای باکتری های سودوموناس آئروژینوزا، استافیلوکوکوس اورئوس، باسیلوس سرئوس و اشرشیاکلی به ترتیب برابر با 32، 8، 16 و16 میلی گرم بر میلی لیتر بود.

    بحث و نتیجه گیری

    نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که اسانس اسطوخودوس فلس دار دارای اثر ضد میکروبی قابل قبولی بر میکروارگانیسم های بیماری زا داشت. در این میان، اثر ضدباکتریایی اسانس بر باکتری های گرم مثبت بیشتر از باکتری های گرم منفی بود. در هر حال، به منظور کاربرد بالینی اسانس اسطوخودوس فلس دار، انجام آزمون های تکمیلی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: اسطوخودوس فلس دار، اسانس روغنی، آنتی بیوتیک رایج درمانی، کروماتوگرافی گازی، اثر ضد میکروبی
  • ابوالحسن شاکری باویل علیایی، شهین آذری، مهناز آذری* صفحات 90-98
    مقدمه

    کبد چرب می تواند با تاثیر بر روی عروق بدن به واسطه بیماری سندروم متابولیک منجر به آسیب عروقی شود. از طرفی می تواند منجر به تغییر سطح میزان فیلتراسیون گلومرولی و یا احتمالا مقاومت شریان کلیوی شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر کبد چرب با یا بدون هپاتومگالی بر روی مقاومت شریان کلیوی طراحی گردید.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه که شامل دو گروه(40 نفر در گروه شاهد و 40 نفر در گروه مورد) به صورت مقطعی انجام شد، بیماران پس از تشخیص کبد چرب با سونوگرافی(هپاتومگالی هیپراکوژنیک با هیپواکوژنیسیتی دورسال) به همراه افزایش آنزیم های کبدی که از نظر سنی و جنسی همسان سازی شده اند وارد مطالعه شدند. از بیماران اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات انتروپومتریک پرسیده شد و سپس بیماران تحت سونوگرافی B mode و داپلر شکمی(طول کلیه، ضخامت کلیه، اندازه کبد و طحال) محاسبه شد. اندکس مقاومت شریان کلیه از اختلاف میان سرعت جریان حداکثری و حداقلی(انتهای دیاستولی) به حداکثر سرعت جریان به دست آمده از یافته های داپلر عروق کلیوی می باشد و بر اساس فرمول VminDiastole] VmaxSystole.RI=[VmaxSystole به دست آمد. سپس تمامی اطلاعات بیماران وارد نرم افزار SPSS شده و آنالیز شد.

    یافته های پژوهش

    یافته ها نشان داد که میانگین سنی تمامی افراد شرکت کننده در مطالعه 11±42 سال بود. میزان RI کلیه راست در گروه مورد 05/0±061/0 و در گروه شاهد 11/0±059/0 بود(P=0.155). میزان RI کلیه چپ هم در گروه مورد 05/0±062/0 و در گروه شاهد 05/0±061/ بوده است که این اختلاف از نظر آماری معنادار نمی باشد(P=0.389). ضریب همبستگی بین سن و میزان RI کلیه راست 249/0 (P=0.027) و این ضریب بین سن و RI کلیه چپ  325/0 (P=0.003) بوده است که هر دو ارتباط از نظر آماری معنادار می باشد.

     بحث و نتیجه گیری

     نتیجه تحقیق نشان داد که بین میزان RI کلیوی و کبد چرب ارتباط معناداری وجود ندارد و استفاده از RI کلیوی در تشخیص زود هنگام بیماری کلیوی در بیماران کبد چرب سودمند نمی باشد.

    کلیدواژگان: Resisatance Index، کبد چرب، سونوگرافی داپلر
  • زهرا بنی هاشمی، نوشا ضیاء جهرمی*، حسین سازگار صفحات 99-112
    مقدمه

    در درمان انواع بیماری های قلبی و عروقی، دیابت، چربی خون، بیماری های کبدی، هپاتیت حاد ویروسی و بیماری های کیسه صفرا موثر است و هم چنین دارای خواص احیاکننده در چند اختلال کبدی، اثرات ضد دیابتی، ضد التهابی و آنتی اکسیدان می باشد. با توجه به این موضوع این مطالعه با هدف تاثیر سیلی مارین بر بیان ژن Mafa و ارتباط آن با میزان انسولین خون در رت های دیابتی شده با استرپتوزوتوسین طراحی و اجرا شد.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق 42 رت به صورت تصادفی انتخاب شدند، سپس به 7 گروه 6 تای تقسیم شدند و برای دیابتی کردن رت ها از ماده دیابت زا استرپتوزوتوسین استفاده شد. سپس بعد از 1ماه هر گروه از رت ها بعد از خونگیری از قلب برای اندازه گیری میزان انسولین، کشته شدند و بافت پانکراس آن ها جهت اندازه گیری بیان ژن Mafa با استفاده از Realtime PCR مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته های پژوهش

    ماده موثره سیلی مارین باعث افزایش بیان ژن Mafa می شود که در دوزهای مختلف میزان بیان ژن متفاوت است. که این افزایش بیان ژن وابسته به دوز نبود و در گروه های دریافت کننده دوز پایین میزان بیان کمتر(P=0.018) و در گروه های دریافت کننده دوز بالا میزان بیان بیشتر است(P=0.003). هم چنین میزان انسولین را افزایش داده است.

    بحث و نتیجه گیری

    ماده موثره سیلی مارین باعث افزایش بیان ژن Mafa و در نتیجه افزایش سطح ترشح انسولین توسط سلول های بتا پانکراس می شود.

    کلیدواژگان: سیلی مارین، ژن Mafa، دیابت، پانکراس، استرپتوزوتوسین
|
  • Rastegar Hoseini*, Fereshteh Najafi Pages 1-12
    Introduction

    The identification of individuals' physical activity levels and different dietary patterns can play a leading role in reducing the incidence of hypertension. The present study aimed to investigate the correlation between physical activity level and dietary patterns with hypertension in elderly women with metabolic syndrome.

     Materials & Methods

    This descriptive study included 350 elderly women (mean age: 63.41±1.08 years, mean body weight: 85.33 ± 3.47 kg, mean height: 157.08±3.38 cm, and mean mass body index: 34.61±1.61 kg/m2) who participated in this study voluntarily. The metabolic syndrome was defined based on the International Federation of Diabetes. Data were collected using questionnaires, blood sampling, anthropometric measurements, and blood pressure values. All of the variables were measured following the standards of the World Health Organization and the Adult Therapy Panel. Moreover, the data were analyzed using one-way ANOVA and multiple linear regressions.

     Findings

    According to the results, there was a significant reverse correlation between high physical activity level and healthy dietary pattern with elevated systolic and diastolic blood pressure (P<0.05). The results also showed that healthy dietary patterns correlated significantly with moderate (P<0.015) and high (P<0.009) physical activity levels. Moreover, there was a reverse significant relationship between western dietary patterns and low physical activity (P<0.013).

     Discussion & Conclusions

    Based on the results of this study, an increase in physical activity levels and the adherence to healthy dietary patterns are effective in reducing hypertension.

    Keywords: Dietary patterns, Elderly women, Hypertension, Metabolic syndrome, Physical activity
  • Ramezan Sadeghi, Mehraban Sadeghi, Rahman Abdizadeh, Soliman Forouzandeh, Mohammad Rasoul Asadi Amirabadi* Pages 13-24
    Introduction

    Heavy metals are among the most stable and non-degradable biological pollutants in the environment that can enter the water, soil, air, and therefore, the food chain. In recent years, biological methods, especially with the help of bacteria, have been used to remove heavy metals from industrial waste. The purpose of this study was to identify nickel-resistant (Ni) bacteria in the chemical refinery of Mobarakeh Steel Complex in Isfahan, Iran.

     Materials & Methods

    Samples of wastewater and sludge were evaluated regarding bacterial species and Ni (II)-resistance after dilution and transfer on the culture medium. Ni-resistant strain (II) and Micrococcus luteus SEHD031RS strains were selected for morphological and biochemical tests as well as Ni (II) removal, respectively.

    Findings

    This study showed that five strains had high Ni (II) resistance. Moreover, Micrococcus luteus SEHD031RS and Paenibacillus lautus SEHD031MRA strains showed the highest resistance to Ni (II) with growth at the concentrations of 110 and 90 mg/l, respectively. In this study, the highest nickel (II) removal rate was at pH 6 with a yield of 75.39% and the lowest nickel (II) removal rate was at pH 2 with a yield of 3.22% for Micrococcus luteus SEHD031RS strain. Ethics code: ir.skums. irac.1396-37

     Discussion & Conclusions

    It can be concluded that the detected strains can be suitable choices for Ni (II) removal from industrial wastewaters according to the features mentioned in this study.

    Keywords: Bioremediation, Industrial wastewater, Minimum inhibitory concentration, Nickel (II)
  • Yasser Rahimi, Mohammad Rabbani, Khorasgani*, Sayyed Hamid Zarkesh, Esfahani, Rahman Emamzadeh, Hossein Keyvani Amineh, Marzieh Rezaei Pages 25-34
    Introduction

    Clostridium difficile bacterium is the leading cause of clinical infection and pseudomembranous colitis. Toxin B (TcdB) of C. difficile is regarded as one of the main virulence factors of this bacterium. Moreover, the receptor binding domain (RBD) of this toxin which is known as an immunogenic domain attaches to its receptor in intestine. This study aimed to clone and express the immunogenic domain of the Toxin B in Lactococcus lactis to provide a safe oral vaccine against colitis caused by C. difficile as an alternative treatment in future studies based on Lactococcus.

     Materials & Methods

    In order to clone this segment, at first, the DNA was extracted from C. difficile, and then, the RBD gene segment was amplified by the PCR method using designed primers. The amplified segment was attached to pTZ25R/T plasmid and transformed into Escherichia coli. Subsequently, the RBD segment was extracted from pNZ9418 plasmid using restriction enzymes, such as SacI and NcoI, and then it was purified in this study. Following that, the RBD segment was cut in pNZ8149 plasmid using the same enzymes and was attached under the proper condition. The pNZ8149 plasmid with segment was transformed into L. lactic competent cells by electroporation method.

     Findings

    After the screening of electro-transformed colonies, the accuracy of cloning was verified using PCR, enzyme digestion on the extracted recombinant plasmid, and sequencing.

     Discussion & Conclusions

    According to the results, L. lactic which produces the immunogenic domain can be used as a safe oral vaccine and can be considered as an alternative therapy to reduce the incidence of Clostridium difficile infection in further investigations.

    Keywords: Clostridium difficile, cloning, toxin B, Lactococcus.lactic
  • Hamidreza Hassanzadeh Khanmiri, Rasoul Shahrooz*, Shapour Hassanzadeh, Gholamreza Najafi Pages 35-46
    Introduction

    Busulfan-related oxidative stress reduces fertility; therefore, this study aimed to investigate the protective role of crocin on ovarian histological changes.

     Materials & Methods

    This study was conducted on 30 adult NMRI rats weighing 22-25 g in 6 equal groups in a 21-day period. The control group received a single dose (0.1 ml) of busulfan solvent (DMSO+PBS) intraperitoneally (IP) and the sham control group were subjected to a single dose of IP busulfan (10 mg/kg). Moreover, the experimental groups of 1, 2, and 3 received crocin intraperitoneally with doses of 100, 200, 400 mg/kg/day, respectively along with a single dose of busulfan (10 mg/kg). The positive control group received only crocin intraperitoneally at a dose of 400 mg/kg/day. After the end of the treatment period, animals were euthanized with a high-dose of ketamine. Left ovaries were used for the histomorphometric study. The data were analyzed using SPSS software (version19) through a one-way ANOVA and Bonferroni test. A P-value less than 0.05 were considered statistically significant. Ethics code: AECVU-192-2019   

     Findings

    This study showed that the antioxidant properties of crocin could neutralize the busulfan-related oxidative stress which resulted in the growth of more healthy ovarian follicles and reduced the mean number of Atretic follicles, compared to the group received busulfan. Moreover, this study revealed dose-depended effects of crocin which indicated a significant benefit on the majority of parameters with a dose of 200 mg/kg.  

    Discussion & Conclusions

    The present study showed the remarkable ability of crocin in reducing the adverse effects of busulfan on the growth of ovarian follicles.

    Keywords: Busulfan, Crocin, Histomorphometry, Laboratory rat, Ovary
  • Saeid Moradi, Masoud Moradi*, Abdolhamid Habibi, Mohammad Reza Tabande, Saeid Shakeriyan Pages 47-57
    Introduction

    Many elderly people are now suffering from Parkinson's disease, and the number of patients is growing along with the increasing elderly population. Moreover, there is also a decrease in the concentration of nerve growth factor (NGF) and antioxidant enzymes in the central nervous system of patients with Parkinson's disease. Therefore, the purpose of this study was to compare the effect of 6 weeks of continuous and interval exercises on the hippocampal NGF and catalase (CAT) enzyme of a rat model of Parkinson's disease. 

     Materials & Methods

    This study was conducted on 24 male rats weighing 250 to 350 g. Reserpine was induced to develop Parkinson's among rats, subsequently, they were divided into 6 groups (n=4 in each group). Following that, the training was performed for 6 weeks. At the end of the exercises, the rats were anesthetized with ketamine and xylazine, and the hippocampal tissues were removed from other parts of the brain followed by measuring NGF and CAT enzyme. The results were analyzed using a one way ANOVA and Bonferroni post hoc test. Ethics code: EE/97.24.3.70013/scu.ac.ir

     Findings

    The results showed that continuous and interval training had no significant effect on NGF, and both types of exercises increased the significance of NGF. Moreover, no significant difference was observed between the two training methods regarding CAT; however, the interval exercise had more effects on the CAT enzyme.

     Discussion & Conclusions

    According to the findings of the study, it can be concluded that the two types of continuous and interval aerobic training can be employed to improve the NGF. Moreover, interval exercises can be utilized to improve CAT enzyme in patients with Parkinson's disease.

    Keywords: Catalase, Continuous exercises, Interval exercises, Nerve growth factor, Parkinson's disease
  • Fatemeh Morshedi*, Karam Khalili, Hamed Ghasempour Pages 58-67
    Introduction

    The nurses' perception of their social responsibilities protects the hospital against environmental dynamic changes since a part of this responsibility is related to timely responses to environmental issues called organizational agility. In case of no organization agility, some issues are emerged known as burnout in the field of organizational behavior. The creation of job enthusiasm among the employees is the antidote to occupational burnout which leads them to achieve organizational goals. The purpose of this study was to investigate the correlation between social responsibility and organizational agility with a moderating role of job enthusiasm among nurses working at Imam Khomeini Hospital, Ilam, Iran.

    Materials & Methods

    The study population includes nurses working at Imam Khomeini Hospital, Ilam, Iran. Out of 300 nurses, 169 cases were selected using Morgan table and simple random sampling. The data were collected using a standard questionnaire and the research hypotheses were tested using Smart-PLS software (Version 2).

     Findings

    The results showed a significant relationship between social responsibility and organizational agility (52.354) which is more than a 1.96 confidence level. Therefore, the first hypothesis of the research was confirmed (i.e., there is a relationship between social responsibility and organizational agility). Moreover, job enthusiasm with a significant coefficient of 7.242 (more than a confidence level of 1.96) moderated the relationship between social responsibility and organizational agility.

     Discussion & Conclusions

    Nowadays, the provision of good service cannot fulfill the satisfaction of the hospital stakeholders since by increasing the awareness of the people about the multiple tasks of hospitals in the social domains, responsibility towards the community is considered to be the least preference. Moreover, the mutual realization of organizational and social goals is the result of awareness and practice within the framework of social responsibility. Therefore, this critical issue depends on the agility of organizations to meet the growing expectations of stakeholders and create the groundwork for job aspirations to drive the individuals to achieve the identified organizational goals.

    Keywords: Job enthusiasm, Organizational agility, Social responsibility
  • Danyal Hosseinzadeh, Seyed Mokhtar Esmaeilnejadganji, Behnam Baghiani Moghaddam, Sekineh Kamali Ahangar, Masoud Barami Fereiduni* Pages 68-76
    Introduction

    Distal radius fracture is one of the most common traumatic injuries of all ages. The majority of the complications are related to intra-articular fracture. Among the main treatments, one can name closed reduction and percutaneous pin fixation. The present study aimed to compare the complications and outcomes of using these treatments in patients with unstable distal radius fractures.

     Materials & Methods

    This prospective randomized clinical trial was conducted on patients between the ages of 18 and 65 with closed and intra-articular fractures of the distal radius who referred to Shahid Beheshti Hospital, Babol, Iran, during spring 2014 and summer 2015. It should be noted that the patients were candidates for fixation surgery, and they were randomly assigned into two groups (n=25) based on the type of fracture, age, and gender. Subsequently, group 1 underwent surgery using 4 pin Trans radioulnar and group 2 was treated with a three cross pin method. The radial length and inclination,Volar tilt, and Ulnar Variance were determined and compared after surgery and at 6, 12, and 24 weeks post-surgery. Ethics code: MUBABOL.HRI.REC.1394.125. Clinical Trial: IRCT2016112727797N1.

     Findings

    There was no significant difference between the two groups regarding radiographic changes. Moreover, no significant difference was observed between the studied variables in terms of surgery complications.

     Discussion & Conclusions

    This study showed no difference between the treatment methods (i.e., three cross pin and 4 pin trans-radioulnar) regarding radiographic criteria and surgery complications.

    Keywords: Distal radius, Fracture, Pinning, Radiology
  • Samaneh Heydari, Hossein Jooyandeh*, Behrooz Alizadeh Behbahani, Mohammad Noshad Pages 77-89
    Introduction

    The lavender is one of the most widely used medicinal plants in Iran, which has been used in traditional medicine since the past. This study aimed to identify the chemical compounds and antibacterial activity of Lavandula sublepidota essential oil which is an endemic species in Iran.

     Materials & Methods

    In this study, chemical compounds of Lavandula sublepidota essential oil were identified using gas chromatography. The inhibition zone diameter of the Lavandula sublepidota essential oil on Pseudomonas aeruginosa, Staphylococcus aureus, Bacillus cereus, and Escherichia coli was identified on a concentration of 12.5, 25, 50, and 100 mg/ml, respectively, by disk and well diffusion methods. Common antibiotics, including Ampicillin, Enrofloxacin, Gentamicin, and Kanamycin were used to compare the microbial inhibition zone diameters. Moreover, minimum inhibitory concentration (MIC) (diluted in liquid) and minimum bactericidal concentration of the aforementioned microorganisms were determined in this study.

     Findings

    In total, 99.41% of the essential oil compounds were identified using gas chromatography. Linalool was found to be the most abundant among the identified compounds (43.3%). The most sensitive and resistant bacteria to Lavandula sublepidota essential oil were S. aureus and P. aeruginosa with inhibition zone diameter of 30.70±0.40 and 10.10±0.68 in a concentration of 100 mg/ml, respectively. Moreover, the MICs of P. aeruginosa, S. aureus, B. cereus, and E. coli were estimated at 32, 8, 16, and 16 mg/ml, respectively.

    Discussion & Conclusions

    The results of this study revealed that Lavandula sublepidota essential oil has an acceptable antibacterial activity against the pathogenic microorganisms. However, gram-positive bacteria obtained higher antimicrobial activity of the essential oil, compared to gram-negative bacteria. It is recommended that further studies be conducted to investigate the clinical application of Lavandula sublepidota essential oil.

    Keywords: Antimicrobial activity, Common therapeutic antibiotics, Gas chromatography, Essential oil, Lavandula sublepidota
  • Abolhassan Shakeri Bavil, Shahin Azari, Mahnaz Azari* Pages 90-98
    Introduction

    Fatty liver can cause vascular damage due to metabolic syndrome. On the other hand, the onset of fatty liver disease is expected to lead to a change in the level of GFR or possibly the resistance of the renal artery. According to the above, we aimed to study the effect of fatty liver with or without hepatomegaly on the resistance of the renal artery by designing this study.

    Materials & Methods

    In this cross-sectional study, patients after diagnosis of fatty liver by ultrasound (hyper echogenic hepatomegaly with dorsal hypo echogenicity) and elevated liver enzymes enrolled the study. Also, as patients in the case group, healthy subjects with no liver problems that were matched for age and sex were included. Subsequently, patients were asked about demographic information and anthropometric information, and then the patients underwent sonography of B mode and Doppler. Renal length, kidney thickness, liver size and spleen size were also calculated by abdominal sonography. In this study, the renal artery resistance index was obtained based on the formula RI= [VmaxSystole-VminDiastole]/Vmax-Systole. All patients' information was entered into SPSS software and analyzed. Ethics code: IR.TBZMED.REC.1396.906

    Findings

    In this study,The mean age of all participants in the study was 42±11 years. Right kidney RI was 0.61±0.05 in the fatty liver group and 0.59±0.11 in the normal group (P=0.155). The RI value of the left kidney was 0.62±0.05 in the fatty liver group and 0.59±0.0.03 in the healthy subjects group. This difference was not statistically significant (P=0.389). Correlation coefficient between age and right renal RI was 0.249 (P=0.027) and this factor between age and left kidney RI was 0.325 (P=0.003). Both relationships were statistically significant.

    Discussion &Conclusions

    There is no meaningful relationship between renal RI and fatty liver, and the use of renal RI in early diagnosis of kidney disease in patients with fatty liver is not beneficial.

    Keywords: Renal resistance, Index fatty liver, Doppler ultrasound
  • Zahra Banihashemi, Noosha Zia Jahromi*, Hosein Sazgar Pages 99-112
    Introduction

    Silymarin is effective in the treatment of various cardiovascular diseases, diabetes, blood lipids, liver disease, acute viral hepatitis, and gallbladder disease. It also has regenerative properties in several liver disorders, anti-diabetic effects, as well as anti-inflammatory, and anti-oxidant agents. Therefore, this study was aimed to investigate the effect of silymarin on Mafa gene expression and its association with insulin levels in streptozotocin-induced diabetic rats.

     Materials & Methods

    This study included 42 rats which were selected randomly and divided into 7 groups (n=6 per group). Streptozotocin was induced to develop diabetes among rats. Subsequently, after 1 month, the blood samples were taken from the heart of each group of rats to measure insulin levels. Following that, the rats were sacrificed and their pancreatic tissues were examined to measure the expression of the Mafa gene using Realtime PCR. Ethics code: IR.IAU.SHK.REC.1397.035

     Findings

    According to the results, active ingredients found in silymarin enhance the expression of the Mafa gene, and the levels of Mafa gene expression differ in different doses. This increase in the expression of the gene was not dose-dependent; however, in the low- and high -dose groups, the expression levels were lower (P=0.018) and higher (P=0.003), respectively. Moreover, it led to an increase in insulin levels.

    Discussion & Conclusions

    Active ingredients found in silymarin enhance the expression of the Mafa gene, and therefore, increases the level of insulin secretion by the pancreatic beta cells.

    Keywords: Diabetes, Mafa gene, Pancreas, Silymarin, Streptozotocin