فهرست مطالب

پرستاری ایران - پیاپی 120 (آبان 1398)
  • پیاپی 120 (آبان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/08/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مهناز سیدالشهدایی، مریم بزرگی متین*، حمید حقانی صفحات 1-12
    زمینه و هدف

    ماهیت پیش رونده و ناتوان کننده بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) ابعاد مختلف زندگی بیمار و مراقبین را تحت تاثیر قرار می دهد. مراقبت از این بیماران ممکن است باعث ایجاد اضطراب مرگ و اختلال در کیفیت زندگی مراقبین بیمار شود. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین اضطراب مرگ و کیفیت زندگی در مراقبین بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. تعداد 200 نفر از مراقبین بیماران مبتلا به MS مراجعه کننده به انجمن حمایت از بیماران MS شهر تهران در سال 1397 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی (SF36) و پرسشنامه اضطرب مرگTempler  بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و آزمون های آماری تی مستقل و شفه و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین سنی افراد در این مطالعه 75/11 ± 39/40 سال بود. بیشتر مراقبین (5/58 درصد) در این مطالعه مرد بودند. میانگین نمره اضطراب مرگ و کیفیت زندگی در مراقبین بیماران به ترتیب 82/3 ± 92 /5 و 82/14 ± 42/55 بود. بین اضطراب مرگ با کیفیت زندگی همبستگی معکوس (42/0r=) و معنی دار آماری مشاهده گردید (05/0>P). اضطراب مرگ با متغیر نسبت مراقب با بیمار (001/0P =)، مدت زمان مراقبت از بیمار (036/0P =)، شغل (021/0P =) و نوع بیمه (006/0P =) ارتباط معنی دار آماری داشت. همچنین کیفیت زندگی با سن (032/0P =)، سطح تحصیلات (001/0P <)، درآمد (001/0P <)، شغل (001/0P <) و بیمه (001/0P <) ارتباط معنی دار آماری داشت.

    نتیجه گیری کلی

    نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش اضطراب مرگ مراقبین بیماران، کیفیت زندگی آن ها کاهش می یابد. بنابراین پیشنهاد می شود در حیطه مدیریت و آموزش پرستاری و آموزش مداوم پرستاران به اهمیت موضوع مراقبت و مراقبین و لزوم توجه به این افراد با توجه به مشکلات و ناتوانایی هایی که این افراد (بیماران و مراقبین) تجربه می کنند، پرداخته شود.

    کلیدواژگان: مالتیپل اسکلروزیس، مراقبین بیماران، کیفیت زندگی، اضطراب مرگ
  • صدیقه ابراهیمی، زهره کلانی* صفحات 13-23
    زمینه و هدف

    با وجود پیشگیری و تشخیص سریع و مدیریت عوارض سکته مغزی، بیماران همچنان در معرض بالای خطر بروز عوارض هستند. پرستاران رابط متخصصانی هستند که با بررسی همه جانبه و استفاده از مهارت های ارتباطی و تکنیکی در بیماران سکته مغزی وظیفه بهبود برنامه ترخیص و ادامه روند مراقبت در این بیماران را به عهده دارند. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر عملکرد پرستار رابط بر میزان بروز عوارض حرکتی بیماران دچار سکته مغزی بعد از ترخیص از بیمارستان طراحی و اجرا شد.

    روش بررسی

    پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که در سال 1396-1395 در بیمارستانی در شیراز انجام شد. تعداد 80 بیمار با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. بیماران گروه آزمون قبل از ترخیص توسط پرستار رابط مورد ارزیابی قرار گرفته و برنامه مراقبتی و آموزشی با تمرکز بر نیازهای هر بیمار تدوین و هنگام ترخیص کتابچه آموزشی جهت جلوگیری از عوارض حرکتی ناشی از سکته مغزی (یبوست، سقوط، زخم بستر) به بیمار و یا مراقبین وی تحویل داده شد. در صورت لزوم پرستار رابط بر بالین بیمار در منزل حاضر می شد و جهت برطرف کردن مشکلات بیمار با بیماران در تماس بود. گروه کنترل مراقبت روتین بخش دریافت و مرخص شدند. بیماران دو هفته و دو ماه بعد از ترخیص از نظر فراوانی زخم بستر و سقوط با گزارش بیمار و خانواده مورد ارزیابی قرار گرفتند و فراوانی یبوست با استفاده از معیار 3 Rome بررسی شد. داده های جمع آوری شده با تست های آماری من ویتنی و مجذور کای تحلیل شد.

    یافته ها

     دو گروه از نظر میانگین سن و معیار سنجش سکته مغزی تفاوتی نداشتند، توزیع فراوانی بیماران از نظر معیارBraden ، معیار  Morseو جنس همسان بود. فراوانی زخم بستر در دو گروه از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت (068/0P=). فراوانی یبوست (001/0P <) و فراوانی سقوط (041/0P =) در دو گروه تفاوت معنی دار آماری داشت.

    نتیجه گیری کلی

     طرح پرستار رابط سکته مغزی که در زمان ترخیص هر بیمار را جداگانه با توجه به وضعیتش ارزیابی نمود، منجر به کاهش فراوانی عوارض حرکتی سقوط و یبوست بعد از سکته مغزی شد.

    کلیدواژگان: سکته مغزی، پرستار رابط، زخم بستر، یبوست، سقوط
  • پیمان رضاقلی*، صدیقه حنانی، فریبا نصیری زیبا، نمامعلی آزادی صفحات 24-32
    زمینه و هدف

    خواب فرایندی ترمیم کننده برای روان و جسم است و عدم خواب کافی و با کیفیت، فرد را با گذشت زمان به انواع اختلالات جسمی و روانی دچار می کند. کیفیت زندگی به معنی برداشت هر فرد از موقعیت خود در زندگی با توجه به شرایط فرهنگی و نظام ارزشی اجتماعی است که در آن زندگی می کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط کیفیت خواب و کیفیت زندگی تکنولوژیست های اتاق عمل شاغل در بیمارستان های آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.

    روش بررسی

    در این پژوهش توصیفی- تحلیلی، تعداد 134 نفر از تکنولوژیست های اتاق عمل بیمارستان های آموزشی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران به صورت در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه ها شامل اطلاعات جمعیت شناختی، شاخص کیفیت خواب  Pittsburghوکیفیت زندگی 26 سئوالی (WHOQOL-BREF) بود. برای تجزیه و تحیل داده ها از روش تحلیل چند متغیره و همبستگی پیرسون با نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.

    یافته ها

     همبستگی مستقیم و معنی داری بین کیفیت زندگی و کیفیت خواب وجود داشت (05/0P<). کیفیت خواب و کیفیت زندگی با هیچ کدام از متغیرهای جمعیت شناختی ارتباط معنی داری نداشتند (05/0P >).

    نتیجه گیری کلی

     با افزایش کیفیت خواب، تکنولوژیست های اتاق عمل کیفیت زندگی بالاتری داشتند. بنابراین از آن جا که کیفیت خواب و کیفیت زندگی بر عملکرد و سلامت تکنولوژیست های اتاق عمل تاثیرگذار است، مسئولان امر باید شرایطی را جهت بهبود این دو متغیر از طریق برگزاری کارگاه برای ارائه راهکارهای تنظیم الگوی خواب و افزایش کیفیت زندگی فراهم آورند.

    کلیدواژگان: کیفیت خواب، کیفیت زندگی، تکنولوژیست های اتاق عمل
  • عزت جعفر جلال، فهیمه عزیزمحمدی*، نعیمه سید فاطمی، حمید حقانی صفحات 33-45
    زمینه و اهداف

    استرس ثانویه ناشی از آسیب را می توان به شکل یک خطر شغلی برای افرادی که مراقبت مستقیم از قربانیان آسیب را به عهده دارند برشمرد. پرستاران شاغل در بخش های روان پزشکی با چالش های جدی و پیچیده ای در محیط کار برای ارائه مراقبت های سلامت روانی مواجه هستند. تاب آوری و رفتارهای تاب آورانه به طور بالقوه به افراد کمک می کند تا بر تجارب منفی غلبه کنند و این تجارب را به تجارب مثبت تبدیل کنند. در این راستا، این پژوهش با هدف تعیین استرس ثانویه ناشی از آسیب و تاب آوری پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی شهر تهران در سال 1397 انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود. واحدهای مورد مطالعه 200 نفر از پرستارانی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای با تخصیص متناسب به صورت دردسترس از چهار مرکز روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، شهیدبهشتی و تهران انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داد ه ها پرسشنامه های استرس ثانویه ناشی از آسیب و تاب آوری بودند. داده ها با نرم افزار  SPSSنسخه 16 تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

     براساس نتایج، 30 درصد پرستاران استرس بالا و شدید، 5/21 درصد استرس متوسط و 26 درصد استرس خفیف را گزارش کردند. میانگین استرس ثانویه پرستاران مورد پژوهش 03/10 ± 64/37 بدست آمد. میانگین نمره تاب آوری 63/13 ± 71/69 بدست آمد.

    نتیجه گیری کلی

     نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که میانگین استرس ثانویه ناشی از آسیب پرستاران شرکت کننده در این تحقیق در سطوح خفیف و متوسط قرار داشت و تاب آوری آنها نیز بالاتر از میانه نمره ابزار بود. راهبرد هایی نظیر کاهش حجم کار، افزایش نظارت بر کارکنان و بهبود پشتیبانی کارکنان برای مدیریت استرس ثانویه ناشی از آسیب توصیه می شود. تاب آوری پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی نیز می تواند از طریق مدیریت استرس جسمی و روانی آن ها و ارتقای سلامت روانی آن ها ارتقاء یابد.

    کلیدواژگان: استرس ثانویه ناشی ازآسیب، تاب آوری، پرستاران، بخش روانپزشکی
  • نگاره طالقانی، مرجان مردانی حموله*، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی صفحات 46-54
    زمینه و هدف

    ارائه مراقبت جامع و با کیفیت توسط پرستاران، بدون لحاظ نمودن گرایش های اجتماعی مطلوب آنان، امکان پذیر نخواهد بود. این مفهوم، یکی از عناصر مهم در ارئه مراقبت های مطلوب برای بیماران به شمار می آید. هدف مطالعه حاضر، تعیین گرایش های اجتماعی مطلوب در میان پرستاران بود.

    روش بررسی

    این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1398 انجام شد. شرکت کنندگان شامل 200 نفر از پرستاران شاغل در چهار مرکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند که به شیوه  نمونه گیری سهمیه ای جهت پژوهش، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، فرم مشخصات فردی و ابزار روا و پایا شده گرایش های اجتماعی مطلوب طراحی شده توسط Carlo و همکاران بود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی تحت نرم افزار SPSS نسخه 19 صورت گرفت.

    یافته ها

     در این مطالعه، نمره کلی گرایش های اجتماعی مطلوب 74/15 ± 9/88 به دست آمد. از میان گرایش های اجتماعی مطلوب، ابعاد ناشناس (88/0 ± 81/3)، بحرانی (92/0 ± 72/3)، هیجانی (1/1 ± 72/3)، متابعت آمیز (78/0 ± 68/3) و نوع دوستانه (82/0 ± 15/3) به ترتیب دارای بیش ترین تا کم ترین میانگین نمره بودند. هیچ یک از مشخصات فردی پرستاران با گرایش های اجتماعی مطلوب، ارتباط معنی دار آماری نداشتند.

    نتیجه گیری کلی

     مدیران پرستاری به منظور ارتقای کیفیت خدمات پرستاری باید ابعاد مختلف گرایش های اجتماعی مطلوب پرستاران را مورد شناسایی قرار دهند. در میان این گرایش ها، تقویت گرایش نوع دوستی برای پرستاران، باید بیش تر مورد توجه باشد که می توان از طریق برگزاری کارگاه های آموزشی با این مضمون، به این مهم دست یافت.

    کلیدواژگان: گرایش های اجتماعی مطلوب، پرستار، مراقبت، نوع دوستی
  • زینب مهریزی*، احمد نصیری، سعیده ایراندوست صفحات 55-64
    زمینه و اهداف

    برای بهبود اشتیاق شغلی در محیط کار پرستاری لازم است که عوامل مرتبط با آن شناسایی شود تا در صورت لزوم تقویت و یا اصلاح شود. از جمله این عوامل می توان به حمایت اجتماعی ادراک شده اشاره نمود. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط اشتیاق شغلی پرستاران با حمایت اجتماعی ادراک شده صورت پذیرفت.

    روش بررسی

    پژوهش مقطعی از نوع همبستگی توصیفی بود که در بیمارستان های آموزشی شهر بیرجند در سال 1397 انجام شد. در این پژوهش 120 پرستار به روش نمونه گیری چند مرحله ای وارد مطالعه شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های اشتیاق شغلی Utrecht و حمایت اجتماعی ادراک شده Zimet جمع آوری شدند و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و شاخص های آمار توصیفی و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تی مستقل تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بین مولفه های قدرت، جذب (02/0, P=20/0r=) و نمره کل اشتیاق شغلی با مولفه خانواده حمایت اجتماعی ادراک شده (0.02, P=0.20r=) همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد که از نظر آماری این همبستگی ضعیف است. بین مولفه فداکاری اشتیاق شغلی (02/0P=) با جنسیت رابطه معنی داری وجود دارد و پرستاران زن دارای میانگین بیشتری می باشند. همچنین بین مولفه های قدرت (03/0P=)، فداکاری (02/0P=) و نمره کل اشتیاق شغلی (02/0P=) با بیمارستان محل کار رابطه معنی داری وجود دارد.

    نتیجه گیری کلی

     با توجه به یافته های پژوهش، بین حمایت اجتماعی ادراک شده از جانب خانواده و اشتیاق شغلی پرستاران رابطه ضعیفی وجود دارد. در مولفه فداکاری اشتیاق شغلی نیز، پرستاران زن نسبت به پرستاران مرد از نمره بالاتری برخوردار بودند. با ارائه نتایج پژوهش حاضر به مدیران پرستاری و سرپرستاران در بیمارستان ها می توان، باعث آگاهی آنان از میزان اشتیاق شغلی و عوامل مرتبط با آن در پرسنل پرستاری شد و به آنان کمک کرد تا در ایجاد محیط کاری انگیزشی که سبب افزایش اشتیاق به کار در پرستاران شود، گام بردارند.

    کلیدواژگان: اشتیاق شغلی، حمایت اجتماعی ادراک شده، پرستاران
  • سارا مختاری، سید عباس حقایق* صفحات 65-79
    زمینه و هدف

    اسکیزوفرنی، یکی از اختلالات روانی وخیم بوده که بر کیفیت زندگی مراقبان و اطرافیان آنها بسیار تاثیر گذار می باشد. این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی مراقبین بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی انجام شد.

    روش بررسی

    این پژوهش از نوع پژوهش های روش شناختی بوده و جامعه آن را تمام مراقبین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی استان اصفهان در سال 1397 تشکیل می دادند. به روش نمونه گیری مستمر، 155 نفر از مراقبین بیماران اسکیزوفرنی سه بیمارستان اعصاب و روان و سه مرکز نگهداری از بیماران اعصاب و روان مزمن تحت پوشش بهزیستی در یک بازه ی زمانی سه ماهه انتخاب شدند و از آنها خواسته شد به پرسشنامه کیفیت زندگی مراقبین بیماران اسکیزوفرنی  Richieriو همکاران که در این مطالعه ترجمه شد و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی Skevington وهمکاران پاسخ دهند. تعداد 13 نفر نیز جهت پایایی باز آزمایی انتخاب شدند. جهت بررسی پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد.
    یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد رابطه بارهای عاملی تمامی سئوالات پرسشنامه کیفیت زندگی مراقبین بیماران اسکیزوفرنی با عامل مربوطه معنی دار هستند (05/0P<) و شاخص های برازش نسبتا مناسبی دارند. نتایج پایایی درونی، دامنه آلفای کرونباخ 54/0 تا 92/0 را در خرده مقیاس های مختلف این پرسشنامه نشان داد. نتایج پایایی بازآزمایی نشان داد ضرایب همبستگی پیرسون تمامی خرده مقیاس های این پرسشنامه در دو مرحله اجرا شده معنی دار هستند (05/0 P<) و ضریب همبستگی کلی آن 96/0 بوده است. نتایج روایی همزمان بین خرده مقیاس های این پرسشنامه با پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی معنی دار به دست آمدند (05/0 P<) و ضریب همبستگی آن 56/0- بوده است. یعنی بین دو پرسشنامه همبستگی قوی و معکوسی وجود داشته است.
    نتیجه گیری کلی: نتایج به دست آمده نشان می دهد نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی مراقبین مبتلایان به اختلالات اسکیزوفرنی روایی و پایایی نسبتا مطلوبی داشته و برای استفاده در مراقبین مبتلایان به اسکیزوفرنی در جامعه ایران در مراکز درمانی کاربرد دارد.

    کلیدواژگان: پرسشنامه، کیفیت زندگی، مراقبین، اسکیزوفرنی، روایی، پایایی
  • پویا فرخ نژاد افشار، فریده باستانی*، حمید حقانی، اولدوز ولی پور صفحات 80-89
    زمینه و هدف

    بیماری های مزمن از جمله بیماری های عروق کرونر قلب در سالمندان در حال افزایش می باشد که با عوارض روانشناختی از جمله "اضطراب و افسردگی بیمارستانی" همراه است. هدف مطالعه حاضر تعیین اضطراب و افسردگی بیمارستانی در سالمندان مبتلا به نارسایی مزمن قلبی در مرکز آموزشی درمانی فیروزآبادی در سال 1397- 1398 بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه مقطعی، 250 بیمار سالمند مبتلا به نارسایی مزمن قلبی بستری در مرکز آموزشی درمانی فیروزآبادی، به روش نمونه گیری مستمر در سال 1398 انتخاب شدند.  ابزار گردآوری داده ها شامل فرم مشخصات جمعیت شناختی، فرم کوتاه شده ی آزمون شناختی و مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی بود که برای هر نمونه به صورت مصاحبه حضوری توسط پژوهشگر در مدت زمان 15 الی 20 دقیقه تکمیل شد. داده ها با آمار توصیفی و آمار استنباطی همچون آزمون تی مستقل و آنالیز واریانس در نرم افزار SPSSنسخه 16 در سطح معنی داری 05/0 P≤ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها: نتایج نشان داد بیشتر (8/64%) سالمندان مورد مطالعه در محدوده سنی بین 60 تا 74 سال قرار داشتند و 52 درصد نمونه ها مرد و 48 درصد زن بودند. میانگین نمره اضطراب 52/1 با انحراف معیار 14/1و افسردگی 18/2 با انحراف معیار51/1 بوده است، که اضطراب و افسردگی بیمارستانی را در سطح نرمال نشان می دهد اما اضطراب و افسردگی بیمارستانی با متغیر جنسیت ارتباط معنی دار آماری داشت به طوری که اضطراب و افسردگی در سالمندان زن به طور معنی داری بالاتر از سالمندان مرد بود (024/0P=).
    نتیجه گیری کلی: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که اضطراب و افسردگی بیمارستانی سالمندان مبتلا به نارسایی مزمن قلبی در سطح پایینی بود. از آنجا که اضطراب و افسردگی سالمندان در سطوح پایین هم می تواند در تعامل و مشارکت بین بیمار سالمند و مراقبین، خلل وارد نماید.، در راستای ارتقاء کیفیت مراقبت های پرستاری استاندارد، داده ها و اطلاعات مبتنی بر شواهد علمی می تواند در تدوین برنامه ریزی جهت ایجاد بیمارستان های دوستدار سالمند برای مدیران و سیاست گذاران مراقبتی کاربرد داشته باشد.

    کلیدواژگان: اضطراب، افسردگی، نارسایی قلبی
|
  • M Seyedoshohadaee, M Bozorgi Matin*, H Haghani Pages 1-12
    Background & Aims

    The progressive and debilitative nature of multiple sclerosis (MS) affects various aspects of the life of the patient and their caregivers. Care provision to MS patients may give rise to death anxiety and decrease the quality of life of the caregivers. The present study aimed to assess the correlation between death anxiety and quality of life in the caregivers of patients with MS.

    Materials & Methods

    This descriptive-correlational study was conducted on 200 caregivers of the MS patients referring to the MS Society for the Protection of Patients in Tehran, Iran in 2018, who were selected via convenience sampling. Data were collected using Templer death anxiety scale and quality of life questionnaire (SF-36). Data analysis was performed in SPSS version 21 using independent t-test, Pearson's correlation-coefficient, and Scheffe test.

    Results

    The mean age of the subjects was 40.39±11.75 years. Among the caregivers, 58.5% were male, and 40% were female. The mean scores of death anxiety and quality of life in the caregivers of the patients were 5.92±3.82 and 55.42±14.82, respectively. A significant, reverse correlation was observed between death anxiety and quality of life (r=0.42; P<0.05). In addition, death anxiety was significantly correlated with the relation of the caregiver to the patient (P=0.001), duration of patient care (P=0.036), occupation status (P=0.021), and insurance type (P=0.006). On the other hand, quality of life was significantly correlated with age (P=0.032), education level (P<0.001), income status (P<0.001), occupation status (P<0.001), and insurance type (P<0.001). 

    Conclusion

    According to the results, increased death anxiety in the caregivers of MS patients was associated with reduced quality of life. Considering the difficulties and disability experiences of these caregivers, it is recommended that patient care and caregivers be highlighted in the fields of nursing management and nursing education through the constant training of nurses.

    Keywords: Multiple Sclerosis, Caregivers, Quality of Life, Death Anxiety
  • S Ebrahimi, Z Kalani* Pages 13-23
    Background & Aims

    Despite the rapid prevention, diagnosis, and management of stroke, the patients are still at a high risk of complications. From hospital admission to discharge and at home, liaison nurses help the patients with the complicated care issues caused by stroke. The present study aimed to investigate the effect of the performance of liaison nurses on the incidence of motor complications in stroke patients after discharge from the hospital.

    Materials & Methods

    This quasi-experimental study was conducted on 80 patients in a hospital in Shiraz, Iran during 2016-2017. The patients were selected via purposive convenience sampling and randomly divided into two groups of intervention and control. Before discharge, the patients in the intervention group were examined, and a care and educational program was provided by the liaison nurse based on their needs and to prevent the incidence of motor complications (e.g., constipation, fall, bedsore). The educational contents were handed to the patients or their caregivers in the form of a booklet. If needed, the nurse would attend at the patient's bedside at home to address their problems, and the contact between the nurse and patients was maintained. The patients in the control group received routine care and were discharged. Two weeks and two months after discharge, the patients were followed-up in terms of the prevalence of bedsore or fall based on self-report or reports provided by their families. In addition, the prevalence of constipation was assessed based on the Rome 3 criteria. Data analysis was performed using Mann-Whitney U test and Chi-square.

    Results

    The two groups were homogenous in terms of the mean age and stroke criteria, and the patients were distributed homogenously in terms of gender based on the Braden and Mors criteria. No significant difference was observed between the groups in terms of the frequency of bedsore (P=0.068), while they were significantly difference in terms of constipation (P<0.001) and fall (P=0.041).

    Conclusion

    According to the results, the program involving the liaison nurse for the monitoring of stroke patients based on their individual needs after discharge could effectively decrease the incidence of constipation and fall following stroke.

    Keywords: Stroke, Liaison Nurses, Bedsore, Constipation, Fall
  • P Rezagholy*, S Hannani, F Nasiri Ziba, NA Azad Pages 24-32
    Background & Aims

    Sleep is a restorative process for the psyche and body, and lack of sufficient sleep with proper quality causes various physical and mental disorders in individuals over time. Quality of life is the perception of an individual toward their life conditions within the cultural beliefs and value system of the society. The present study aimed to determine the association between sleep quality and quality of life in the operating room technologists employed in the teaching hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences. 

    Materials & Methods

    This descriptive-analytical study was conducted on 134 operating room technologists engaged in the teaching hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences, who were selected via convenience sampling. Data were collected using a demographic questionnaire, Pittsburgh sleep quality index, and quality of life questionnaire (WHOQOL-BREF). Data analysis was performed in SPSS version 22 using multivariate analysis (MANOVA) and Pearson's correlation-coefficient.

    Results

    A significant, direct correlation was observed between the quality of life and sleep quality (P<0.05). However, sleep quality and quality of life had no significant associations with demographic variables (P>0.05).

    Conclusion

    According to the results, increased sleep quality was associated with the higher quality of life of the operating room technologists. Considering the correlation between these variables, authorities must improve sleep quality and quality of life through implementing educational workshops to provide training on the adjustment of sleep and enhancement of quality of life for operating room technologists.

    Keywords: Quality of Sleep, Quality of Life, Operating Room Technologists
  • E Jafar Jalal, F Aziz Mohammadi*, N Seyyed Fatemi, H Haghani Pages 33-45
    Background & Aims

    Secondary traumatic stress could be described as an occupational hazard for those providing care to victims of trauma. Nurses in psychiatric wards are faced with severe and complicated challenges in the workplace to provide mental health care. Resilience and the associated behaviors help overcome negative experiences and turn them into positive experiences. The present study aimed to investigate secondary traumatic stress and resilience in the nurses at the psychiatric medical centers affiliated to Tehran University of Medical Science in 2018.

    Materials & Methods

    This cross-sectional, descriptive study was conducted on 200 nurses engaged in the psychiatric medical centers affiliated to Iran University of Medical Sciences, Shahid Beheshti University of Medical Sciences, and Tehran University of Medical Sciences. The participants were selected via stratified proportional allocation and convenience sampling. Data were collected using the secondary traumatic stress questionnaire and resilience scale. Data analysis was performed in SPSS version 16.

    Results

    In total, 30%, 21.5%, and 26% of the nurses reported high and severe, moderate, and mild secondary traumatic stress. The mean score of secondary stress was 37.64 ± 10.03 69.71 ± 13.63.

    Conclusion

    According to the results, the mean score of secondary stress was moderate in the nurses, while the mean score of resilience was above the median of the questionnaire. The adoption of strategies such as the reduction of workload, increased staff oversight, and improvement of staff support are recommended for the management of secondary traumatic stress. Furthermore, the resilience of psychiatric nurses could be enhanced through proper physical and mental health management and promotion of mental health in these healthcare providers.

    Keywords: Secondary Traumatic Stress, Resilience, Nurses, Psychiatric Ward
  • N Taleghani, M Mardani Hamooleh*, N Seyedfatemi, H Haghani Pages 46-54
    Background & Aims

    Provision of proper care by nurses without considering their prosocial tendencies is not possible. This concept is an important component of nursing care quality. The present study aimed to determine the prosocial tendencies among nurses.

    Materials & Methods

    This cross-sectional, descriptive study was on 200 nurses employed in four teaching hospitals affiliated to Iran University of Medical Sciences in 2019. The participants were selected via quota sampling. Data were collected using a demographic questionnaire and validated and reliable prosocial tendencies scale by Carlo et al. Data analysis was performed in SPSS version 19 using descriptive and analytical statistics.

    Results

    The mean total score of prosocial tendencies in the nurses was 88.9±15.74. Among the prosocial tendencies, unknown dimensions (3.81±0.88), critical dimension (3.72±0.92), emotional dimension (3.72±1.1), compliant dimension (3.68±0.78), and altruistic tendencies (3.15±0.82) had the highest to the lowest mean scores, respectively. No significant correlations were observed between the demographic data and prosocial tendencies.

    Conclusion

    Nursing managers must recognize the elements involved in the prosocial tendencies of nurses in order to promote the quality of nursing care. Among these tendencies, the strengthening of the altruistic tendency for nurses should be more prominent, which could be achieved through implementing workshops in this regard.

    Keywords: Prosocial Tendencies, Nurse, Care, Altruism
  • Z Mehrizi*, A Nasiri, S Irandoost Pages 55-64
    Background & Aims

    Improvement of work engagement in the nursing workplace required the identification of the influential factors for their enhancement and modification if necessary. Perceived social support is one of these factors. The present study aimed to determine the correlation between the work engagement of nurses and perceived social support.

    Materials & Methods

    This cross-sectional, descriptive-correlational study was conducted at the teaching hospitals in Birjand, Iran in 2018. In total, 120 nurses were selected via multistage sampling. Data were collected using Utrecht work engagement questionnaire and Zimet social support. Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive statistics, Pearson's correlation-coefficient, one-way analysis of variance (ANOVA), and independent t-test.

    Results

    Positive correlations were observed between vigor, attraction (r=0.20; P=0.02), and total score of work engagement with the family aspect of social support (r=0.20; P=0.02), while the correlations were not considered statistically significant. In addition, a significant association was observed between dedication (P=0.02) and gender, and the female nurses achieved higher scores. Significant correlations were also denoted between vigor (P=0.03), dedication (P=0.02), and the total score of work engagement (P=0.02) with the workplace in the hospital.

    Conclusion

    According to the results, perceived social support from the family and work engagement of the nurses were weakly associated. In addition, the female nurses had higher score in the dedication dimension of work engagement compared to the male nurses. Our findings could be provided to nursing managers and supervisors in order to raise their awareness regarding the work engagement of nurses and its influential factors, so that they could promote motivational work environments to enhance the work engagement of nurses.

    Keywords: Work Engagement, Perceived Social Support, Nurses
  • S Mokhtari, SA Haghayegh* Pages 65-79

    Background &

    Aims

    Schizophrenia is a severe psychological disorder, which adversely affects the life quality of the patients and their caregivers. The present study aimed to evaluate the psychometric properties of the Persian version of the schizophrenia caregiver quality of life questionnaire (S-CGQoL).
    Materials &

    Methods

    This psychological study was conducted on all the caregivers of schizophrenia patients in Isfahan, Iran in 2018. In total, 200 caregivers of schizophrenia patients were selected via continuous sampling from three mental hospitals and three nursery centers during three months. Data were collected using the S-CGQoL by Richieri et al. (2011), which was translated in this study, and the World Health Organization (WHO) quality of life (WHOQOL) questionnaire by Skevington et al. (2004). In addition, 13 participants were selected to assess the retest reliability, and the reliability of the S-CGQoL was confirmed based on Cronbach's alpha.

    Results

    The results of the conformational factorial analysis indicated significant correlations between the factorial load of all the items in the S-CGQoL with the related factor (P<0.05) with relatively appropriate efficiency indices. Moreover, the results of internal reliability indicated the Cronbach's alpha range of 0.54-0.92 in various sub-indices of the questionnaire. The results of the retest reliability showed that Pearson's correlation-coefficients for all the sub-indices of the S-CGQoL were significant in the two performed stages (P<0.05), with the overall correlation-coefficient of 0.96. In addition, the results of concurrent validity the sub-indices of the S-CGQoL with WHOQOL with the correlation-coefficient was 0.56. Therefore, the two scales had a potent, inverse association.

    Conclusion

    According to the results, the Persian version of the S-CGQoL had proper validity and reliability and could be used for the caregivers of patients with schizophrenia in the healthcare centers in Iran.

    Keywords: Questionnaire, Quality of Life, Caregivers, Schizophrenia, Reliability, Validity
  • P Farokhnezhad Afshar, F Bastani*, H Haghani, O Valipour Pages 80-89

    Background &

    Aims

    Evidence suggests that the prevalence of chronic diseases (e.g., coronary heart disease) is on the rise in elderly patients, which is associated with increased psychological complications, such as hospital anxiety and depression. The present study aimed to investigate hospital anxiety and depression in the elderly patients with chronic heart failure in Firooz Abadi Teaching hospital in Tehran, Iran in 2018-2019.
    Materials &

    Methods

    This cross-sectional study was conducted on 250 hospitalized elderly patients with chronic heart failure, who were selected via continuous sampling in 2019. Data were collected using a demographic questionnaire, the abbreviated mental test score (AMTS) for cognitive assessment, and the hospital anxiety and depression scale (HADS). The data collection tools were completed for each subject via face-to-face interviews with the researcher (15-20 minutes). Data analysis was performed in SPSS version 16 using descriptive and inferential statistics, independent t-test, and analysis of variance (ANOVA) at the significance level of P≤0.05.

    Results

    The majority of the patients (64.8%) were aged 60-74 years, and 52% and 48% of the patients were male and female, respectively. The mean score of anxiety was 1.52±1.14, and the mean score of depression was 2.18±1.51, which indicated the normal levels of hospital anxiety and depression. Significant correlations were observed between hospital anxiety and depression with gender, so that the female elderly patients had significantly higher hospital anxiety and depression scores compared to the male elderly patients (P=0.024).

    Conclusion

    According to the results, hospital anxiety and depression in the elderly patients with chronic heart failure had low levels. Since even low levels of these conditions could disrupt the interactions and care process between healthcare providers and elderly patients, evidence-based data could be used to promote the quality of standard nursing care in the planning of elderly-friendly hospitals by healthcare managers and policymakers.

    Keywords: Anxiety, Depression, Heart Failure