فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 4 (پیاپی 17، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سعید ضیایی فر* صفحات 7-27

    در حجیت سیره عقلایی موجود در زمان معصوم ع و مورد تایید وی اختلافی نیست. لکن در حجیت سیره عقلایی موجود در زمان معصوم ع و ردع نشده از سوی وی نیز تردیدی نیست؛ هر چند گروه اندکی صرف عدم ردع را کافی ندانسته و لزوم تایید را شرط حجیت دانسته اند، ولی درباره سیره عقلایی که در زمان معصوم ع وجود نداشته و پس از وی شکل گرفته، پرسشی درباره حجیت و دلیل بر آن مطرح است. محل بحث در نوشتار حاضر مسئله اخیر است. به نظر نگارنده، قاعده اولی در سیره های عام عقلایی جدید در قلمرو غیر عبادات (احکام امضایی) حجیت است و عدم حجیت به دلیل معتبر نیاز دارد. در این مقاله ادله متعددی به سود این دیدگاه فراهم آمده که به نظر نگارنده، بسیاری از آن ها اطمینان بخش است، از این رو، اشکالاتی که درباره آن ها مطرح بوده، به شیوه علمی پاسخ داده شده است. البته درباره برخی ادله مطرح شده، مناقشاتی به نظر می رسد که آن ها را هم بیان کرده و آن ادله را غیرقابل اعتماد برشمردیم.

    کلیدواژگان: سیره عقلا، دلیل، حجیت، ردع شارع، قاعده اولی، غیرعبادات
  • سید مصطفی فرع شیرازی*، منصوره بکایی، محمد تقی فخلعی صفحات 29-52

    یکی از مسائلی که در مبحث حجیت خبر واحد در کتب اصولی به آن اشاره نشده و به طور مستقل یا ضمنی، گفتار و مبحثی را به خود اختصاص نداده، تفکیک بین فقرات یک روایت از نظر حجیت است، بدین معنا که گاه روایتی وجود دارد که بخشی از آن به دلایل مختلفی از حجیت ساقط و بخش دیگر صحیح و قابل تمسک است. در این نوشتار به طور مشخص در مقام پاسخ به دو سوال هستیم:1.اختلاف بین فقرات یک روایت در حجت بودن یا نبودن، به چند صورت در مباحث اصولی و فقهی ظهور یافته است؟ 2.آیا این تفکیک و تبعیض در حجیت مدلولات یک روایت از نظر علما ممکن و پذیرفتنی است؟ در آرای فقها نظر موافقان تبعیض از نظر تعداد و قوت ادله غلبه دارد و در آرای اصولیان هم ضمن مباحثی اصولی و به طور غیر مستقیم پذیرش تبعیض دیده می شود.

    کلیدواژگان: تبعض در حجیت، حجیت خبر، خبر واحد
  • سید محمد رضی آصف آگاه* صفحات 53-82
    ساختاربندی علم فقه بر اساس معیارهای گوناگونی طراحی می شود. حداقل سه دسته معیار منطقی، فلسفه فقهی و درون فقهی برای ساختاربندی فقه وجود دارد. معیارهای منطقی معیارهای لازم و مشترک در هر ساختاری است. معیارهای فلسفه فقهی، معیارهای ترجیحی است که فقیهان بدان تصریح کرده اند و معیارهای درون فقهی، معیارهای ترجیحی است که از فقه گرفته شده اند. در این مقاله، پس از بیان انواع معیارهای ساختاربندی، معیارهای جامعیت، مانعیت، اساس واحد، تباین اقسام، انسجام، هدف داری و پاسخگویی در حیطه معیارهای منطقی، معیارهای قصد تقرب، اخروی و دنیوی بودن، مطلوبیت ذاتی، غرض از تشریع، دفع مفسده و جلب منفعت، حفظ مقاصد شریعت، ارتباطات انسانی، مراحل طبیعی زندگی، کمال یابی قوای نفسانی، نیازهای بشر، حق در حیطه معیارهای فلسفه فقهی و معیارهای سنخ فعل مکلف، سنخ موضوع، سنخ حکم، اصناف مکلفان، احوال مکلف، آثار و لوازم فعل مکلف در حیطه معیارهای درون فقهی بررسی و ارزیابی شده است. ساختارهای فقهی را بر پایه شاخص های مختلفی می توان ارزیابی کرد. شاخص ها ذیل معیارها قرار می گیرد. در این پژوهش با روش استقرای کتاب های فقهی و غیرفقهی معیارهای ساختاربندی استقصا شده است.
    کلیدواژگان: ملاک های ساختاربندی، معیارهای ساختار فقه، شاخص های ساختار، ساختار فقه، فلسفه فقه
  • مصطفی همدانی* صفحات 83-104
    پاسخ به سلام در ارتباطات سنتی شفاهی واجب است، اما در ارتباطات غیرشفاهی، این حکم پیچیدگی خاصی دارد. پژوهه فرارو این موضوع را در انواع ارتباطات سنتی غیرشفاهی و مدرن (بر حسب نوع ارتباط مدرن و سنتی) کاویده است و با توجه به تقسیم انواع ارتباط، با عزیمت از جایگاه ادله فقهی سعی کرده است از تحلیل علمی انواع ارتباط و ساختار هریک سود بجوید تا در موازنه با آیه تحیت و روایات پاسخ به سلام و اندیشه های فقهی گذشتگان، احکام انواع ارتباط غیرشفاهی خصوصا صورت های نوپیدای آن را نیز استخراج کند. نتایج تحقیق نشان داده است، در ارتباطات غیرشفاهی میان فردی چه سنتی چون نامه نگاری کاغذی و چه مدرن چون ایمیل و پیامک فردی، پاسخ سلام واجب است. در ارتباطات جمعی (رادیو و تلویزیون) گرچه پخش زنده باشد، پاسخ واجب نیست و در ارتباطات گروهی، حکم آن بسته به نوع ارتباط و بستر آن فرق دارد.
    کلیدواژگان: ارتباط، ارتباط کلامی، ارتباط غیرشفاهی، فقه ارتباطات، فقه ارتباطات کلامی، فقه سلام
  • سید ابوالفضل موسویان، علی اصغر حدیدی* صفحات 105-124

    یکی از احکام مربوط به مسلمانان، حرمت نگاه به نامحرم است که مورد اتفاق فقهاست. از حکم مذکور، مواردی از جمله نگاه مرد به زن در زمان خواستگاری استثنا شده است. فقهای امامیه نوعا حکم مذکور را درباره زن جاری نمی دانند و معتقدند به سبب فقدان دلیل کافی، باید به ادله حرمت تمسک جست و قائل به حرمت نگاه زن به مرد در زمان خواستگاری گردید. در این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی اثبات شده که ادله کافی بر جواز نگاه درباره زن نیز جاری است. اشکالات فقها در جهت نفی جواز نگاه زن نقدپذیر است و به نظر می رسد ادله جواز را می توان در خصوص زن نیز جاری دانست. ادله جواز نگاه عبارت است از روایات دال بر مسئله گران بودن ثمن و ایجاد توافق بیشتر با نگاه که البته به مردان اختصاص ندارد، بلکه نگاه زن به مرد نیز در بر می گیرد. ادله ای که حقوق و تکالیف مشابهی را برای زن و مرد قرار می دهد، همچون آیه 228 سوره بقره نیز در مسئله نگاه زن در خواستگاری می تواند جاری شود.همچنین قاعده نفی ضرر نیز در بحث حاضر قابل تطبیق است، اما در مورد دلیل ضرورت، در صورتی می تواند حکم حرمت را کنار زند که صغرای آن توسط عرف به اثبات رسد. البته روشن است که در این دلیل، بیش از مقدار ضرورت نمی توان قائل به جواز شد.

    کلیدواژگان: نگاه زن، نگاه مرد، خواستگاری، اغلی الثمن، ادله حرمت نگاه، ادله جواز نگاه
  • سید محمدوحید طبسی حائری، محمدرضا کاظمی گلوردی* صفحات 125-140

    خمس یکی از واجبات مالی اسلام است که افزون بر جنبه عبادی آن، در توسعه اقتصادی جامعه و رفع فقر نیز بسیار تاثیرگذار است. مسائل زیادی در باب خمس وجود دارد؛ یکی از آن مسائل، کاهش آن بعد از افزایش اولیه است که در این باره دو نظریه عمده وجود دارد: یکی نظریه مشهور فقهاست و دیگری نظریه آیت الله خویی است که قائل به ضمان نسبی خمس می باشد. ابداع ایشان آثار جالب توجهی را در پی دارد. این مقاله با بررسی دو دیدگاه به صورت توصیفی و تحلیلی بر اساس روش رایج فقهی و تجزیه و تحلیل ادله آنان، نظریه محقق خویی را به صواب نزدیک تر دانسته است؛ بنابراین، در خلال این بررسی ها، ضمان نسبی خمس به دست آمده است.

    کلیدواژگان: خمس، ضمان نسبی، ارباح مکاسب، اختلاف قیمت، آیت الله خویی
  • سید محمود طباطبایی*، ایوب اکرمی، محمد جواد عنایتی راد صفحات 141-162

    امروز به جهت ازدیاد جمعیت و رشد تکنولوژی تولید مواد غذایی از حالت سنتی خارج و به صورت گسترده و صنعتی انجام می گیرد. شرکت های بزرگ مواد غذایی در کنار تولید محصول نهایی به تولید افزودنی های خوراکی به عنوان رنگ ها، چربی ها، نگه دارنده ها و... تحت عنوان (e-number) اقدام می کنند. برخی از این افزودنی ها از حیوانات حرامی چون خوک یا اجزای حیوان غیر تذکیه شده و... تهیه می شود که امکان استفاده آن طبق فقه اسلامی مجاز نیست. در فقه گزاره هایی وجود دارد که قابلیت آن را دارد به سان یک قاعده در جهت حل بخشی از مشکلات در این زمینه استفاده گردد؛ از جمله این گزاره ها مسئله ای است با نام استهلاک. استهلاک به معنای انعدام عرفی یک افزودنی در شیء ممزوج است به گونه ای که دیگر اسم آن افزودنی بر آن فرآورده صادق نباشد. این مقاله برآن است تا با نشان دادن موارد متعدد استفاده از گزاره استهلاک در فقه آن را در زمره قواعد نوپای فقهی قرار دهد و با استناد فقهی به روایات متعدد آن را استحکام بخشد.

    کلیدواژگان: قاعده فقهی، استهلاک، غذای حرام، غذای حلال، افزودنی های حرام
  • صفحه 163
|
  • Saeid Ziyaei Far * Pages 7-27

     There is no controversy in the authority of intellectual conduct in the periods of the infallible imams as confirmed by them. However, there is no doubt in authority of intellectual conduct in the periods of the infallible imams as not rejected by them as well. Although, there are a number of scholars who believe that non-rejection does not suffice and the necessity of confirmation by the imams is the condition of authority, there is a question on the authority and the reason behind it regarding the intellectual conduct unavailable in the period of the imams which has been formed after them. This paper is to discuss the proposed latter issue. According to the author, the former rule is an authority in general intellectual conducts in the area of non-servitude (signatory) rules, while non-authority entails a valid reason. Various reasons have been proposed in this paper in favor of this viewpoint which are valid and trustworthy according to the author. Thus, the problems raised about them are resolved scientifically. However, there are some criticisms leveled against some proposed indications that the author has sated them and believes them to be invalid and inauthentic.

    Keywords: The intellectuals' conduct, Reason, authority, rule maker's rejection, the primary rule, non-servitude
  • Seyyed Mostafa Fare Shirazi *, Mansoreh Bokaee, Mohammad Taghi Fakhlaei Pages 29-52

    The Osuli-Jurisprudential Feasibility of Hadith Authenticity Sectioning [1]   Mustafa Far' Shirazi [2] Muhammad Taqi Fakhlaee [3] Mansooreh Bokayee [4]   Abstract Sectioning the instances of a tradition regarding its authority is one of the issues which has not been focused on in the subject of solitary hadith in Osuli books. Moreover, this issue has not devoted any discussion to itself in these books explicitly or implicitly. In another sense, there are traditions whose some parts are not authorized due to different reasons while their other parts are trustworthy and valid. Remarkably, this paper is to answer the two questions as follows: How are differences between the parts of a tradition in bearing authority or lacking authority reflected in Osuli and jurisprudential issues? Do scholars accept the separation and sectioning in the authority of the signified related to a tradition?   To answer these questions, the researchers have investigated Osuli and jurisprudential sources using a library research method and concluded that in jurisprudent's opinions, the supporters of sectioning are stronger and more frequent than the others, while Osuli scholars' opinions depict that they have confirmed sectioning indirectly.

    Keywords: Sectioning, Separation, tradition, authority, content, invalidity, contradiction
  • Sayed Mohamad Razi Asefagah * Pages 53-82
    Structuring the science of jurisprudence is developed based on logical necessary criteria. There are three criteria in this regards as the intellectual criteria, philosophy of jurisprudence and internal jurisprudence criteria for structuring jurisprudence. Logical criteria are the common and necessary ones for developing a structure. The criteria pertaining to the philosophy of jurisprudence are preferential ones, the jurisprudents have clarified using them. However, the internal jurisprudence criteria are preferential ones which are derived from jurisprudence. Having defined different criteria for structuring, the author has evaluated and investigated the internal jurisprudence criteria such as: comprehensiveness, inclusiveness, united basis, distinction of categorizations, coherence, objectivity, responsiveness in the area of logical criteria, criteria for the intention proximity, being mundane or pertaining to the hereafter, natural desirability, the goal of shariah legislation, corruption disposal and gaining benefit, preserving the shariah goals, humanistic communications, the life's natural stages, carnal forces perfectionism, human's needs, the right in the criteria for jurisprudential philosophy and the criteria for the assigned deeds type, subject type, rule type, the assigned guilds, the assigned person's status, the effects and requirements of the assigned person's deeds. Jurisprudential structures could be evaluated based on different criteria which are categorized under standards. Investigating the (non-)jurisprudential sources, the structing criteria are extracted.
    Keywords: The standards for structuring, the standards for jurisprudence structure, the criteria for structures, the philosophy of jurisprudence
  • Mostafa Hamedani * Pages 83-104
    Replying one's salutation (saying salām) is obligatory in verbal communications while it has a special rule in non-verbal ones. The present research has investigated this issue in different kinds of non-verbal traditional and modern and communications and has attempted to get use of the scientific analysis of these communications and analyzing their structures with respect to the categorizations of kinds of communication using a jurisprudential point of view. Such kind of analysis is performed so that the researcher could compare the salutation rules to its related verse in the Qur'an, hadith, and the earlier scholars' jurisprudential opinions. Furthermore, the researcher could extract the related rules of different types non-verbal communications using these sources and opinions. The results of the study show that replying one's salutation is obligatory in types non-verbal interpersonal communications either in its traditional type such as writing paper letters or in its modern type such as sending short messages (SMS) or sending e-mails. This rule is not applicable to mass communications such as radio or TV be it live or not, while regarding group communications, the rule depends on the type of communication and its grounds.
    Keywords: Communication, verbal communication, non-verbal communication, communications jurisprudence, verbal communications jurisprudence, salutation jurisprudence
  • Abolfazl Mousavian, Aliasghar Hadidi * Pages 105-124

    Sayid Abolfazl Mousaviān [2] Ali Asghar Hadidi [3]   Abstract One of the rules related to Muslims is the unlawful looking at nā mahram which isdeterminated by jurisprudents. This rule has an exception which is the man's looking to the woman in proposal marriage ceremony. Imamiyeh jurisprudents typically do not apply this rule in women and believe that due to unspecified reasons, one should resort to the proofs of unlawfulness and the believe that the woman's looking at the man in proposal marriage ceremony is unlawful. Using a descriptive-analytical method, the researchers proved that there are sufficient proofs on the permissibility of woman's looking at the man. The scholars' criticisms leveled against the negation of the woman's looking are open to criticism which seemingly could be applied in the case of permissibility proofs for women. Such proofs include the traditions indicating the price's high sums and establishing accordance with not only men's looking at women but also the reverse is true, as well as the proofs which impose the similar rights and duties to both men and women, such as the verse 228 of the Bqareh Chapter which could be applied in the issue of women's looking at men in the marriage proposal ceremony. Likewise, the rule of harm negation could be applied in this issue, but in the case of necessity reason, the unlawfulness rule is violated where it is proved to be a minor one by the custom. However, it is clear that in this reason, no one can believe in permissibility more than necessity.

    Keywords: Woman's looking, man's looking, marriage proposal ceremony, the highest sum, proofs of looking unlawfulness, proofs of looking permissibility
  • Seyed Mohammad Vahid Tabasi Haeri, Mohammadraza Kazemi * Pages 125-140

    Mohammad Reza Kāzemi Glordi [2] Sayid Muhammad Vahid Tabasi Hāeri [3]   Abstract As a financial obligatory in Islam which is considered as a servitude act, khums (the one fifth of each Muslim's income per year) improves a society's economic development and influences on poverty eradication. There are many issues regarding khums one of which is its decrease after the initial increase. There are two basic opinions in this respect: the majority of jurisprudents' opinion, and Ayatollah Khouei's viewpoint who believes in relative security of khums. Ayatollah Khouei's novelty in this respect has noticeable effects. Investigating these two viewpoints analytically and descriptively based on common jurisprudential methods and analyzing their proofs, this paper maintains that Ayatollah Khouei's opinion is stronger. While investigating theses opinions, the researchers came to this conclusion that relative security of khums is achievable.

    Keywords: Khums, relative security, business profits, price difference, Ayatollah Khouei
  • Seyyed Mahmoud Tabatabaei *, Ayyoob Akrami, Mohmmad Javad Enayati Rad Pages 141-162

    Sayid Mahmud Tabātabāyee [2] Ayoub Karami [3] Muhammad Javād Enāyati Rād [4] Abstract Nowadays, due to the overpopulation and technology development, producing the edibles is carried out in a large scale and is industrialized. However, food is no longer in production using traditional methods. In addition of producing the edibles, huge food companies produce edible additives as colors, fats, preservatives, and so on and so forth under the name of e-number. Some of such additives are taken from unlawful animals like pig or the limbs of a non-slaughtered animal according to shariah laws which are considered unlawful according to Islamic jurisprudence. There are some propositions in jurisprudence which could act as a rule in solving parts of the problem in this respect, such as the depreciation rule. Depreciation means customary extinction of an additive in the mixed object so as to the name of the additive is not used for the product. Showing different cases of using the depreciation proposition in jurisprudence, this paper is to prove that this rule is among newly developed jurisprudential rules and to enrich it based on different traditions with respect to jurisprudence.

    Keywords: jurisprudential rule, depreciation, unlawful food, lawful food, unlawful additives