فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 1 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سیدهادی عربی*، آیت الله زنگی نژاد صفحه 5

    یکی از مباحث جدید در ادبیات اقتصاد توسعه بررسی رابطه اخلاق و رشد اقتصادی است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ‌ توصیفی و استفاده از ابزارهای ریاضی به بررسی ارتباط بین اخلاق، به‌ویژه اخلاق وحیانی با مدل‌های رشد، می‌پردازیم. در این زمینه سوال‌های مطرح است؛ از جمله اینکه آیا می‌توان بین اخلاق و مدل رشد اقتصادی ارتباط برقرار کرد؟ این ارتباط چگونه و از طریق چه متغیرهایی صورت می‌گیرد؟ و بالاخره، ورود اخلاق در مدل رشد، چه آثاری به دنبال خواهد داشت؟ براساس یافته‌های پژوهش، هنجارهای اخلاقی، به‌ویژه هنجارهای اخلاقی وحیانی، ارتباطی قوی با رشد اقتصادی دارند. ورود عامل اخلاق در مدل، از دو طریق بر رشد اقتصادی اثر می‌گذارد: الف. هنجارهای اخلاقی وحیانی، موجب افزایش بهره‌وری نهاده‌های تولید و تقویت سرمایه اجتماعی اسلامی می‌شود. ب. هنجارهای اخلاقی وحیانی می‌تواند بر رفتار مصرف‌کننده اثر گذاشته و موجب افزایش صرفه‌جویی، افزایش تمایل به پس‌انداز و انباشت سرمایه و البته جلوگیری از اتلاف منابع گردد. بر این اساس، ورود عامل اخلاق وحیانی هم سطح رشد و هم نرخ رشد را افزایش می‌دهد.

    کلیدواژگان: اخلاق، اخلاق اسلامی، مدل های رشد اقتصادی، سرمایه اجتماعی
  • کامران ندری*، محمدمهدی عسگری، محمدمهدی زاهدی وفا، علی مصطفوی ثانی صفحه 23

    افزایش نابرابری‌های اقتصادی در جهان، اندیشمندان را نسبت به تبیین‌های رایج نابرابری و به تبع، راه‌حل‌های متعارف برای کاهش نابرابری اقتصادی ناامید ساخته است. در چند سال گذشته و پس از بحران 2007، توجه به منشا نابرابری‌ها زیاد شده و چرخشی از نابرابری در درآمد، به سمت نابرابری در ثروت اتفاق افتاده است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی به بررسی بازتوزیع ثروت در چارچوب تسهیم ریسک در بازارهای مالی اسلامی می‌پردازیم. بر اساس یاقته‌های مقاله، عایدی ثروت، به‌معنای درآمد ناشی از مالکیت دارایی، یکی از عوامل اساسی نابرابری ثروت حتی در شرایط وجود قیمت بهینه بازار است. دو عامل تعیین‌کننده عایدی ثروت، تحریف و اختلال در سیستم مالی و عوامل تعیین‌کننده نهادی و نظارتی و حکمرانی در بازارهای مالی می‌باشند. اگرچه عوامل نهادی، نظارتی و حکمرانی را می‌توان به‌وسیله مقررات‌گذاری از بین برد، اما تحریف و اختلال در سیستم مالی، ناشی از ذات و طبیعت سیستم مالی مبتنی بر انتقال ریسک است. الگوی اسلامی تسهیم ریسک در بازارهای مالی، در تضاد با الگوی بدهی ربوی و انتقال ریسک است. از این منظر، مالی اسلامی با حرکت در جهت استفاده از ابزارهای منطبق بر تسهیم ریسک، الگویی مبنایی برای حذف ریشه‌ای نابرابری ارائه داده است.

    کلیدواژگان: توزیع ثروت، بازارهای مالی، تسهیم ریسک، مالی اسلامی، عایدی ثروت
  • ناصر الهی*، سیدضیاءالدین کیاءالحسینی، سیدمحمدضیاء فیروزآبادی صفحه 41

    اقتصاددانان به‌طور معمول از نظریه انتخاب عقلایی برای تجزیه‌و‌تحلیل واقع‌گرایانه پدیده‌های اقتصادی استفاده می‌کنند. این نظریه به‌واسطه پیچیدگی‌های رفتاری انسان، با مشکلاتی روبرو است. از این رو، فروض و مفاهیم به کار گرفته شده در این نظریه از جمله مفهوم نفع شخصی و نظام ترجیحات در طول زمان با نقدها و جرح و تعدیل‌های فراوانی روبرو شده است. این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا به دنبال بازتعریف مفاهیم اساسی نظریه انتخاب عقلایی بر اساس برداشت‌های تفسیری علامه طباطبائی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اشکالات نظریه انتخاب عقلایی عمدتا به مفاهیم اساسی آن از جمله سه مفهوم بنیادین نفع، شخص و عقلانیت و همچنین رابطه بین آنها برمی‌گردد. مفاهیم پیشنهادی این مقاله در زمینه عقلانیت با توجه به نقش تربیت و هدایت در شخصیت قوام یافته انسان در افق دید بلندمدت و معنوی و با  ملاحظه «غیر» همچون «خود» پیشنهاد شده‌اند. مفاهیم مزبور را می‌توان در قالب «فردیت مشکک» و «عقلانیت تکاملی» معرفی کرد. نتایج بررسی در این پژوهش نشان می‌دهد که تعدیلات مفهومی پیشنهادی با برداشت‌های تفسیری علامه طباطبائی در ذیل برخی آیات هماهنگ است.

    کلیدواژگان: انسان اقتصادی، عقلانیت اقتصادی، منفعت شخصی، فردیت مشکک، عقلانیت تکاملی
  • حسین عیوضلو*، سیدعباس موسویان، محسن رضائی صدرآبادی، جواد نوری صفحه 57

    در اواخر سال 2008، با رشد فناوری‌ها و گسترش فضای مجازی، پدیده‌ای تحت عنوان ارز رمزنگاری شده «بیت‌کوین» به جهان معرفی گردید و مورد اقبال عمومی قرار گرفت. هرچند استخراج ارزهای مجازی در کشورهای اسلامی و ایران گسترش یافته، هنوز ابهاماتی شرعی در زمینه حلیت و مشروعیت درآمد حاصله از آن وجود دارد. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی به بررسی فقهی-اقتصادی استخراج ارزهای مجازی در نظام اقتصادی اسلام می‌پردازیم. نتایج تحقیق نشان می‌دهد اولا، با توجه به گسترش مصادیق مختلف ارزهای مجازی، باید حکم استخراج هر ارز مجازی را به صورت مجزا، با اصول و قواعد اسلامی تطبیق داد. در این راستا، از منظر فقه فردی، اگر پاداشی که در ازای فعالیت استخراج پرداخت می‌شود، امری باشد که در نظام اقتصادی، عوض و مابه‌ازاء معتبر نداشته باشد، عقد باطل است. ثانیا، از منظر فقه حکومتی، پرداختن به فعالیت استخراج ارزهای مجازی‌ای که منجر به تقویت حکومت اسلامی گردند، جایز بوده و باید مورد توجه قرار گیرند. در مقابل، استخراج ارزهایی که موجب استیلاء نظام سلطه بر حکومت اسلامی شوند، جایز نیست.

    کلیدواژگان: ارز مجازی، بیت کوین، اقتصاد اسلامی
  • محمد نصر اصفهانی*، غلامعلی معصومی نیا، مهدی قائمی اصل صفحه 73

    اواسط دهه 90 را می‌توان آغاز دوران آزادسازی مالی، به‌ویژه در زمینه فعالیت‌های بانکی و حضور بانک‌های خارجی در کشورهای در حال گذار آسیایی، اروپای شرقی و مرکزی قلمداد کرد. طراحان و نویسندگان «طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران» نیز ضمن به رسمیت شناختن حضور بانک خارجی در کشور، در خصوص مالکیت و نحوه فعالیت آن مواردی را مطرح کرده‌اند. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی به ارزیابی تاثیرات حضور بانک خارجی در جمهوری اسلامی ایران می‌پردازیم. نتایج بررسی‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که تاثیرات بانک‌های خارجی، به مختصات کشور میزبان و ویژگی‌های بانک‌های آن بستگی دارد. حضور بانک‌های خارجی در کشورهای کم درآمد، تنها تاثیر منفی بر اعتبارات این کشورها داشته است؛ مشکلی که می‌تواند در مورد کشورمان نیز مصداق داشته باشد. گذشته از آنکه حضور بانک خارجی در کشور با توجه به سوابق و شرایط فعلی اقتصاد ایران ناسازگار با قاعده نفی سبیل است. براین‌اساس، میزبانی از بانک خارجی در اقتصاد ایران تنها در صورت عدم تزاحم و برخورد با مصالح مهم‌تر (احکام حکومتی)، می‌تواند دارای توجیه عقلی و شرعی باشد.

    کلیدواژگان: جهانی شدن، جهانی سازی، بانک خارجی، کشورهای در حال گذار، طرح بانکداری جمهوری اسلامی ایران، قاعده نفی سبیل
  • مصطفی کاظمی نجف آبادی*، سیدرضا حسینی صفحه 91

    شواهد تاریخی صدر اسلام و روایات عصر ظهور، حاکی از امکان‌پذیری وقوع تعادل میان عرضه و تقاضای وجوه تکافلی و بلکه امکان وجود مازاد عرضه به‌عنوان وضعیت مطلوب، در این بخش است. در مقابل، مطالعه وضعیت موجود کشور، حاکی از وجود عدم تعادل و بلکه وجود مازاد تقاضای این وجوه است. مسئله این تحقیق، که با روش تحلیلی توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای مورد بررسی قرار می‌گیرد، بررسی چگونگی اصلاح و بهبود وضعیت موجود بخش خیریه ایران و معرفی راهبردهایی برای دستیابی به وضعیت مطلوب است. نتایج تحلیل آموزه‌های قرآنی و حدیثی و فراتحلیل مطالعات پیمایشی موجود، حاکی از وجود راهبردهایی چون: «گفتمان‌سازی انفاق قرآنی»، «توسعه‌بخش خیریه»، «بهبودبخشی به کیفیت تخصیص وجوه خیرخواهانه» و «بهبودبخشی به کیفیت جمع‌آوری وجوه خیرخواهانه» برای ارتقای خیریه در کشور است. برای تحقق هریک از این راهبردها، راهکارهای جزئی و عملیاتی همچون حرفه‌ای کردن بخش خیریه، فراهم آوردن امکان مدیریت تخصیص وجوه توسط نیکوکاران، با گسترش تبلیغات و تحریک انگیزه‌ها قابل ارائه است.

    کلیدواژگان: بخش خیریه، تکافل اجتماعی، عرضه وجوه خیر، تقاضای وجوه خیر، اقتصاد اسلامی
  • محمدجمال خلیلیان اشکذری * صفحه 111

    برنامه‌ریزی برای تحقق رونق تولید در جمهوری اسلامی ایران نیازمند بررسی عوامل موثر بر آن است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی توصیفی به بررسی موانع، راهبردها و الزامات رونق تولید در کشور می‌پردازیم. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که رونق تولید در کشور با پنج مانع عمده شامل وابستگی اقتصاد کشور در زمینه‌های مختلف، عملکرد بانک‌ها در اعطای تسهیلات، قاچاق و واردات بی‌رویه، خطاهای مدیریتی در فضای اقتصاد سیاسی کشور و فقدان شفافیت در تولید روبرو است. برای مقابله با این موانع راهبردهایی همچون متناسب‌سازی نظام آموزشی با اقتضائات رشد و رونق تولید، دانش بنیانی و اجرای نسخه‌های بومی، کنترل بازار پول و سرمایه، هزینه‌دار کردن فعالیت‌های اقتصادی زائد و غیرمفید، مدیریت اقتصاد کشور براساس اصول اقتصاد مقاومتی و ایجاد بانک جامع اطلاعات اقتصادی قابل استفاده است. تحقق این راهبردها مستلزم اقداماتی همچون تقویت نگاه انقلابی و مدیریت جهادی مسئولان و مجریان می‌باشد. همچنین با توجه به امکانات و فرصت‌های موجود در کشور، اتخاذ راهبردهایی با هدف ایجاد رونق‌ در تولید، امری ممکن و قابل دستیابی است.

    کلیدواژگان: رونق تولید، جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد مقاومتی
  • سیدحسین حسینی*، محمد سلیمانی صفحه 131

    ازآنجاکه یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی، مردمی شدن اقتصاد است، لازم است الگوی مشخصی از این رکن و ابعاد آن ارائه گردد. امام خمینی ره با اتکا به این الگو، توانستند ظرفیت‌های مردم را در برخی عرصه‌های اجتماعی، شکوفا کرده و از آن برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی کمک بگیرند. ازاین‌رو، رجوع به اندیشه ایشان جهت درک و طراحی الگوی مذکور، ضروری به نظر می‌رسد. این مقاله، تلاش دارد تا به این سوال پاسخ دهد که بر اساس اندیشه امام خمینی ره، مشارکت مردم در اقتصاد چه الگویی دارد؟ برای پاسخ به این سوال، به کمک روش «نظریه‌پردازی داده‌بنیاد»، بیانات ایشان در صحیفه نور، مورد بررسی قرار گرفت. پس از تجزیه‌و‌تحلیل و کدگذاری داده‌های حاصل از بیانات ایشان، الگوی مذکور، در قالب یک الگوی بصری و با تاکید بر مقوله محوری، شرایط علی، زمینه‌ای و مداخله‌گر، حوزه‌های راهبردی و پیامدها ارائه شد. بر اساس این مدل، برای مشارکت مردم در اقتصاد، ضمن هوشیاری از دسیسه‌های دشمن، باید شرایط علی مشارکت مردم در اقتصاد را تقویت و شرایط زمینه‌ای آن را فراهم کرد تا فرایند مشارکت مردم در اقتصاد محقق شود.

    کلیدواژگان: اقتصاد مقاومتی، امام خمینی ره، مردم بنیانی، مشارکت مردمی
  • سیدحسین میرمعزی*، مجتبی غفاری، حامد عباسی صفحه 151

    کمیابی یکی از مهم‌ترین مفاهیم در علم اقتصاد متعارف است. اهمیت این موضوع به‌گونه‌ای است که علم اقتصاد، بر محور آن تعریف می‌شود. در اقتصاد متعارف، دو نوع کمیابی مطلق و نسبی مطرح شده است. در اقتصاد اسلامی، اجماع مشترکی نسبت به این مفهوم وجود ندارد. این اختلاف‌نظر تا حدی است که برخی اقتصاددانان مسلمان، اقتصاد اسلامی را مبتنی بر کمیابی تعریف کرده و برخی، به‌طورکلی آن را رد کرده‌اند. هدف این مقاله، ارائه ایده روشنی در مورد «کمیابی» در اقتصاد اسلامی است. بدین‌منظور، مقاله با رویکرد تحلیلی و با استفاده از روش اسنادی، کمیابی در علم اقتصاد متعارف را به تفصیل بررسی و سپس، بر پایه برخی مشاهدات تجربی و آموزه‌های دینی، آن را نقد می‌کند. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که کمیابی مطلق، مطابق آیات قرآن کریم مورد پذیرش اسلام نیست. اما در مورد کمیابی نسبی می‌توان گفت: کمیابی‌ای که منجر به تخصیص بهینه منابع می‌شود، با در نظر گرفتن برخی نکات، مورد تایید اسلام است.

    کلیدواژگان: کمیابی نسبی، کمیابی مطلق، نقد کمیابی، اقتصاد اسلامی
  • حسن آقا نظری *، محمد بیدار صفحه 165

    مبحث «علم دینی»، یکی از نقاط چالش‌برانگیز در ادبیات دین‌پژوهی دهه‌های اخیر به‌شمار می‌رود. نظریه‌های متفاوتی از سوی اندیشمندان مسلمان، درباره چیستی، امکان‌پذیری، روش‌شناسی و تحقق آن مطرح شده است. «علم اقتصاد اسلامی» نیز به‌عنوان یکی از مصادیق مهم علم دینی انسانی، از این جریان مستثنا نیست. برخی متفکران، هویت علمی اقتصاد اسلامی را قبول داشته و برخی دیگر، درصدد انکار آن برآمده‌اند. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی به بررسی  امکان‌پذیری علم اقتصاد اسلامی می‌پردازیم. بنا به فرضیه تحقیق، گروه عمده‌ای از گزاره‌های اقتصاد اسلامی، علاوه بر داشتن ماهیت مکتبی، از هویت علمی نیز برخوردارند. گزاره‌های مزبور، محتوای علم اقتصاد اسلامی را تشکیل می‌دهند. بر اساس یافته‌های تحقیق، امکان‌پذیری علم اقتصاد اسلامی را می‌توان با توجه به سه دلیل ضرورت اقتصاد اثباتی برای تحقق آرمان‌های مکتبی اسلام، وجود گزاره‌های اقتصاد توصیفی در منابع نقلی اسلام و تاثیر مبانی و اصول مکتبی اسلام در رفتارهای اقتصادی اثبات کرد.

    کلیدواژگان: علم اقتصاد، اقتصاد اثباتی، مکتب اقتصادی اسلام، علم اقتصاد اسلامی
  • علی اصغر هادوی نیا * صفحه 185

    تربیت اخلاقی عبارت است از: ایجاد شناخت و برانگیختن احساس فرد، برای آنکه زشتی‌های رفتاری و صفات منفی از وی دور و صفات مثبت و ارزش‌های اخلاقی، برای او درونی و پایدار شود. این مقاله با استفاده از روش تفسیری- تحلیلی به بررسی این سوال می‌پرازد که تربیت اخلاقی اسلامی، چه تاثیراتی بر رشد اقتصادی دارد و چگونه می‌توان این تاثیرات را تبیین کرد؟ بنا به فرضیه تحقیق، تربیت اخلاقی اسلامی موجب رشد اقتصادی فزاینده می‌شود. بر اساس یافته‌های تحقیق، تربیت اخلاقی مورد بحث مشتمل بر تربیت عقلانی در گستره عقل نظری، تربیت عقلانی در گستره عقلانیت ذاتی، تربیت عقلانی در گستره عقلانیت ابزاری، زهد گرایی اسلامی و افزون طلبی است. تحقق تربیت اسلامی در هر یک از این مراحل اثری مثبت بر رفتارهای اقتصادی داشته و باعث تقویت رشد اقتصادی می‌شود.

    کلیدواژگان: تربیت اخلاقی، تربیت عقلانی، زهد، عقلانیت ابزاری، رشد اقتصادی
  • محمود عیسوی*، علیرضا طلابی صفحه 203

    یکی از وظایف بانک‌ مرکزی، اجرای سیاست‌های پولی در جهت ثبات اقتصادی است. سیاست‌های انبساطی و انقباضی در بانکداری سنتی، با استفاده از ابزارهایی همچون عملیات بازار باز، عملیات شبه‌بازار باز، نرخ تنزیل مجدد، و نرخ ذخیره ‌قانونی صورت می‌گیرد. در این زمینه، این سوال مطرح است که چگونه می‌توان این سیاست‌ها را در خدمت تقویت ثبات اقتصادی کشور و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی قرار داد. این مقاله، با روش تحلیلی توصیفی، به بررسی شرایط و خصوصیات سیاست پولی بانک مرکزی، در اقتصاد مقاومتی می‌پردازد. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که سیاست‌های پولی بانک مرکزی در اقتصاد مقاومتی، باید علاوه بر اسلامی بودن موجب افزایش تاب‌آوری اقتصادی شود. براین‌اساس، سیاست‌های مزبور باید با هدف حفظ ثبات اقتصاد ملی، تقویت شفافیت نظام مالی، تقویت پول ملی، تقویت بخش واقعی اقتصاد، رشد متوازن بخش پولی و بخش واقعی، کاهش هزینه‌ها و ایجاد صرفه تولید، افزایش سطح رفاه عمومی و تامین مصالح عمومی طراحی و اجرا شوند.

    کلیدواژگان: بانک مرکزی، اقتصاد مقاومتی، سیاست های پولی و اعتباری
|
  • Seyed Hadi Arabi *, Ayatollah Zangi Nezhad Page 5

    One of the new topics in development ecoMorality, Islamic morality, economic growth models, social capitalnomics literature is the study of the relationship between morality and economic growth. In this paper we examine the relationship between morality, especially revelation morality and growth models by using a descriptive-analytic method and mathematical tools. There are questions in this regard such as whether there is a link between morality and the model of economic growth. How and by which variables do these relationships occur? And finally, what are the implications of morality for the growth model? According to the research findings, ethical norms, especially revelation moral norms have a strong relationship with economic growth. Incorporating ethics into the model affects economic growth in two ways: a. revelation ethical norms increase the productivity of production inputs and strengthen Islamic social capital; b. revelation ethical norms can affect consumer behavior and lead to savings, increased willingness to save and accumulate capital and, of course, prevent waste of resources. Accordingly, the divine moral increases both the level of growth and the growth rate.

    Keywords: Morality, Islamic morality, economic growth models, social capital
  • Kamran Nadri *, Mohammad Mahdi Askari, Mahdi Zahedi Vafa, Ali Mostafavi Sani Page 23

    The rise of economic inequality in the world has left scholars frustrated with current explanations of inequality and, consequently, conventional solutions to reduce economic inequality. In the past few years, following the 2007 crisis, attention has been drawn to the origin of inequalities, and a shift from income inequality to inequality in wealth has occurred. This article investigates the redistribution of wealth within the framework of risk sharing in Islamic financial markets using an analytical method. According to the paper, wealth income, meaning income from property ownership, is one of the key factors in wealth inequality even in the context of optimal market prices. The two determinants of wealth are distortions and distortions of the financial system, and the institutional, regulatory, and governance determinants of financial markets. Although institutional, regulatory, and governance factors can be eliminated by regulation, distortions and disruptions in the financial system stem from the nature and properties of the risk-based financial system. The Islamic model of risk sharing in financial markets is in contrast to the pattern of usury debt and risk transfer. From this point of view, Islamic finance, by moving towards using risk-sharing tools, has provided a basis model for the radical elimination of inequality.

    Keywords: Wealth distribution, Financial markets, Risk sharing, Islamic finance, Wealth income
  • Naser Elahi *, Seyed Zia’addin Kia al Hosseini, Seyed Mohammad, Zia’ Firouz Abadi Page 41

    Economists typically use rational choice theory to realistically analyze economic phenomena. This theory is challenged by the complexities of human behavior. Therefore, assumptions and concepts used in this theory—including the concept of self-interest and system of preferences—have faced a lot of criticism and adjustments over the years. This paper seeks to redefine the basic concepts of rational choice theory based on the interpretive concepts of Allameh Tabataba'i using content analysis method. The findings of the study show that the drawbacks of rational choice theory mainly stem from its basic concepts, including the three fundamental concepts of interest, the individual, and rationality, as well as the relationship between them. The proposed concepts of this paper about rationality have been suggested due to the role of training and guidance in the consolidated personality of man in a long-term spiritual perspective and by considering “other” like “self”. These concepts can be introduced in the form of “questionable individuality” and “evolutionary rationality”. The results of this study show that the proposed conceptual adjustments are in line with Allameh Tabataba’i’s interpretative concepts regarding some verses.

    Keywords: Economic man, Economic rationality, Self-interest, Variable individuality, Evolutionary rationality
  • Hossein Ayvazlou *, Seyed Abbas Mousavian, Mohsen Rezaei Sadr Abadi Page 57

    In late 2008, with the advent of technology and the expansion of cyberspace, a phenomenon known as the "Bitcoin" cryptocurrency was introduced to the world and became popular. Although the extraction of virtual currencies is widespread in Islamic countries and Iran, there are still religious doubts about the legitimacy of its income. This paper studies the legal-economic analysis of virtual currencies extraction in the Islamic economic system using an analytical method. The results show that, firstly, given the spread of different instances of virtual currencies, the rule of extraction of each virtual currency must be applied in accordance with Islamic principles and rules. In this regard, from the point of view of individual jurisprudence, if the remuneration paid for the extractive activity is something which is not valid in the economic system, the contract is void. Secondly, from the point of view of government jurisprudence, practicing the activity of extracting virtual currencies that would strengthen Islamic rule is permissible and should be considered. On the other hand, it is not permissible to extract the currencies that give rise to the dominance of infidel regimes over Islamic state.

    Keywords: Virtual currency, Bitcoin, Islamic economics
  • Mohammad Nasr e Esfahani*_Gholamali Masoumi Nia_Mahdi Ghaemi Asal Page 73

    The mid-1990s can be seen as the beginning of the era of financial liberalization, particularly in the area of banking activities and the presence of foreign banks in transitioning countries in Asia, Eastern Europe and Central Europe. Designers and authors of the Banking Plan of the Islamic Republic of Iran, while acknowledging the presence of a foreign bank in the country, have also raised questions about its ownership and operation. In this paper, we analyze the impact of the presence of foreign bank in the Islamic Republic of Iran by using an analytical method. The results of the survey show that the impact of foreign banks depends on the specifics of the host country and the characteristics of its banks. The presence of foreign banks in low-income countries has only had a negative impact on their credit ratings, a problem that could apply to our country as well. In addition, the presence of a foreign bank in the country is incompatible with the rule of the negation of the way given the current economic background and conditions of Iran. Accordingly, hosting a foreign bank in the Iranian economy can be rational and religiously justified only in the event of noncompliance and dealing with more important matters (government ordinances).

    Keywords: Globalization, Globalizing, Foreign banks, Transitioning countries, Banking plan of the Islamic Republic of Iran, The rule of the negation of the way
  • Mustafa Kazemi NajafAbadi *, Seyed Reza Hosseini Page 91

    Historical evidence from the early days of Islam and the narrations of the Epoch of Appearance indicate the possibility of a balance between supply and demand for Takaful funds and also the possibility of a surplus supply as a desirable situation. On the contrary, a study of the current situation in the country shows that there is an imbalance and a surplus of demand for these funds. The question of this research, which is examined through descriptive-analytic method and the use of library resources, is to investigate how to modify and improve the existing situation and to introduce strategies for achieving the desired one. The results of the analysis of Quranic and Hadith teachings and meta-analysis of existing survey studies indicate strategies such as: “Quranic charity discourse”, “charity development”, “improving the quality of charitable funds allocation”, and “improving the quality of charitable donations” to promote charity in the country. To realize each of these strategies, partial and operational tactics such as professionalizing the charity part, enabling charitable funds to be managed, and expanding advertising and incentives can be offered.

    Keywords: Charity part, Social inequality, Supply of charitable funds, demand for charitable funds, Islamic economics
  • Mohammad Jamal Khalilian Ashkezari * Page 111

    Planning for the realization of production boom in the Islamic Republic of Iran needs to consider the factors that affect it. In this paper, I describe the obstacles, strategies and requirements of production boom in the country using analytical-descriptive method. The research findings show that the country's production boom faces five major obstacles, including the dependence of the country's economy on various areas, the performance of the banks in financing, smuggling and massive import, management errors in the country's political economy, and lack of transparency in production. Strategies such as adapting the education system to the needs of production growth and prosperity, basic knowledge and implementation of indigenous versions, controlling money and capital markets, costing unnecessary economic activities, managing the economy based on the principles of a Muqāwamah economy and establishing comprehensive economic information bank can be used. The realization of these strategies requires actions such as strengthening the revolutionary vision and the jihadist management of officials and executives. It is also possible and achievable to adopt strategies aimed at creating a boom in production, given the opportunities available in the country.

    Keywords: Production boom, Islamic Republic of Iran, Muqāwamah economy
  • Seyed Hossein Hosseini *, Mohammad Soleymani Page 131

    One of the foundations of the Muqāwamah economy is to have a people-based economy; therefore it is necessary to provide a specific model of this foundation and its dimensions. By relying on this model, Imam Khomeini was able to flourish the capacity of the people in some social areas and to help them achieve the goals of the Islamic Revolution. It is, therefore, necessary to refer to Imam Khomeini’s thought to understand and design the aforementioned pattern. This article seeks to answer the question of what is the pattern of people's participation in the economy based on Imam Khomeini's thought. To answer this question, his statements in the book “Sahifeyeh Noor” were examined using the "data theorization" method. After analyzing and coding the data from his statements, the model was presented as a visual model with emphasis on axial category, causal, contextual and confounding conditions, strategic areas and consequences. According to this model, for the participation of the people in the economy, while being aware of the enemy's conspiracies, the causal conditions of the people's participation in the economy must be strengthened and the underlying conditions must be provided for the process of people's participation in the economy to be realized.

    Keywords: Muqāwamah economy, Imam Khomeini, people-baseness, people’s participation
  • Seyed Hossein MirMoezzi *, Mojtaba Ghaffari, Hamed Abbasi Page 151

    Scarcity is one of the most important concepts in conventional economic. In conventional economics, two types of absolute and relative scarcity have been proposed. In Islamic economics, there is no common consensus on this concept. This disagreement is to the extent that some Muslim economists have defined Islamic economics on the basis of scarcity and some have generally rejected it. The purpose of this article is to present a clear idea of "scarcity" in Islamic economics. To this end, the paper, in an analytical approach, using a documentary approach, examines scarcity in conventional economics and then criticizes it, based on some empirical observations and religious teachings. The findings indicate that absolute scarcity is not accepted by Islam according to the Holy Quran. But in the case of relative scarcity it can be said that scarcity that leads to the optimal allocation of resources, with some points in mind, is endorsed by Islam.

    Keywords: Relative scarcity, Absolute scarcity, Islamic economics
  • Hassan Aqa Nazari*, Mohammad Bidar Page 165

    The topic of "religious science" has been one of the challenging points in the literature of religious studies in recent decades. Different theories have been put forward by Muslim scholars about its quiddity, its feasibility, its methodology and its realization. “Islamic economics”, as one of the most important examples of human religious science is no exception. Some thinkers have accepted the scientific identity of Islamic economics, while others have sought to deny it. In this paper, we analyze the feasibility of Islamic economics by using an analytical method. According to the research hypothesis, a large number of Islamic economics propositions, in addition to their doctrinal nature, have a scientific identity. These statements constitute the content of Islamic economics. According to the research findings, the feasibility of Islamic economics can be demonstrated by three reasons for the necessity of a positive economics for the realization of Islamic doctrines, the existence of descriptive economics statements in Islamic narrative sources, and the influence of Islamic doctrinal principles and basics on economic behavior.

    Keywords: Economics, Positive economics, Normative Economics, Islamic economics
  • Ali Asghar HadaviNia * Page 185

    Moral education is: to create cognition and to stimulate one's feeling, so that one's behavioral ugliness and negative traits are removed and positive traits and moral values are internalized and sustained. This article examines the effects of Islamic moral education on economic growth and how can these effects be explained by using an interpretive-analytical method. According to the research hypothesis, Islamic moral education leads to increasing economic growth and based on the research findings, the ethical education in question includes rational education in the domain of theoretical reason, rational education in the domain of intrinsic rationality, rational education in the domain of instrumental rationality, Islamic asceticism, and accumulation. Implementation of Islamic education at each of these stages has a positive effect on economic behavior and fosters economic growth.

    Keywords: Moral education, Rational education, Asceticism, Instrumental rationality, Economic growth
  • Alireza Tolabi * Page 203

    One of the tasks of central bank is to conduct monetary policy to achieve economic stability. Expansionary and anti-inflationary policies of traditional banking are conducted using tools such as open market operations, quasi-market operations, discount rate and legal reserve rates. In this context, the question arises how these policies can serve to enhance the economic stability of the country and achieve the goals of the Muqāwamah economics. In this study we analyze the conditions and characteristics of the monetary policy of the central bank in Muqāwamah economy by using a descriptive-analytical method. The findings of study show that the central bank's monetary policy of the Muqāwamah economy should increase economic resilience in addition to being Islamic. According to this, these policies should aim to maintain the stability of the national economy, enhance the transparency of the financial system, strengthen the national currency, strengthen the real sector of the economy, balance the monetary and real sector growth, reduce costs and create cost-effectiveness, increase public welfare and interests.

    Keywords: Central bank, Muqāwamah Economics, Monetary, credit policies