فهرست مطالب

  • پیاپی 23 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/12
  • تعداد عناوین: 11
|
  • تحلیل میزان تاب آوری اجتماعات روستایی سیستان دربرابر مخاطرات محیطی
    زهرا کیخا، جواد بذرافشان*، سیروس قنبری، عالمه کیخا صفحه 1

    وقوع مخاطرات طبیعی مانند سیل، زلزله، خشک سالی و غیره؛ در فضاهای جغرافیایی به ویژه نواحی روستایی در بیشتر موارد خسارات فراوان و غیرقابل جبرانی باقی می گذارد و مانع جدی در راه توسعه پایدار جوامع انسانی به حساب می آید. هدف پژوهش حاضر، سنجش و تحلیل میزان تاب آوری اجتماعات روستایی در برابر مخاطرات محیطی وعوامل موثر بر آن در نواحی روستایی سیستان می باشد.روش پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی-توسعه ای و از حیث روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش برابر با 373 (روستاهای بالای 50 خانوار) بود که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه ای به تعداد 189نفر به روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم جامعه آماری به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. در ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای، شاخص ها و عوامل تاثیرگذار بر تاب آوری روستاییان منطقه سیستان شناسایی شده سپس تهیه اطلاعات به وسیله پرسشنامه و عملیات میدانی انجام شد. یافته ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد واکاوی قرار گرفت. با توجه به مقدار β حاکی از آن است که عوامل مدیریتی، عوامل نهادی، عوامل اقتصادی و عوامل کالبدی که به ترتیب برابر 079/0 و 075/0 و 012/0 و 024/0 با سطح معنی داری 313/0 و 327/0 و 868/0 و 743/0 که بزرگ تر از 05/0، (05/0 <P) به دست آمده است؛ پیش بینی کننده تاب آوری روستاییان منطقه سیستان نمی باشند و تنها عوامل اجتماعی توان پیش بینی یا به عبارتی تاثیرگذاری بر تاب آوری روستاییان سیستانی را دارند.

    کلیدواژگان: تاب آوری، مخاطرات محیطی، اجتماعات روستایی، ناحیه سیستان
  • واکاوی تغییرات مقادیر حدی بارش در گستره ی ایران زمین
    زهرا حجازی زاده*، امیرحسین حلبیان، علیرضا کربلائی درئی، میثم طولابی نژاد صفحه 2

    هدف از این پژوهش واکاوی و شناسایی تغییرات مقادیر حدی بارش به عنوان نشانه هایی از تغییرات اقلیمی در گستره ی ایران می باشد. برای انجام این تحقیق از داده های روزانه بارش، 76 ایستگاه همدید در دوره ی 1986 تا 2016 استفاده شد. نتایج نشان داد، روند تعداد روزهای همراه با بارش سنگین درحدود 7 درصد از پهنه ایران منفی و در 93 درصد آن روندی مشاهده نشد. روند روزهای متوالی خشک در 28 درصد از گستره ایران روند مثبت و در 37 درصد دیگرآن روند منفی وجود دارد. روزهای متوالی مرطوب در اکثر گستره ی ایران فاقد روند است. روند مقدار کل بارش روزهای مرطوب سالانه در حدود 99 درصد از گستره ایران منفی است. حداکثر شیب منفی بارش سالانه ی ایران در ایستگاه مسجد سلیمان با شیب 26/8 - مشاهده شد و روند مثبت درایستگاه بندر انزلی وجود دارد. روند روزهای خیلی مرطوب در حدود 78 درصد از گستره ایران منفی و در حدود 14 درصد روند مثبت و نیز 8 درصد از آن بدون روند است. روند روزهای بسیار مرطوب درحدود 70 درصد از گستره ایران منفی است. بیشترین روند افرایشی روزهای بسیار مرطوب در خرم آباد با شیب 1.4 و بیشترین روند کاهشی در سر پل ذهاب با شیب 2.78- مشاهده می گردد و همچنین در 22 درصد از گستره ایران روند خاصی مشاهده نمی شود. روند مقدار بارش یک روزه در حدود 47 درصد از گستره ایران منفی و در 47 درصد آن بدون روند و 6 درصد از آن با روند مثبت است. روند بیشترین مقدار بارش 5 روزه در حدود 73 درصد از گستره ایران منفی و در 2 درصد آن مثبت و 25 درصد از آن بدون روند است بیشترین شیب روند کاهشی مربوط به ایستگاه های فسا و مسجد سلیمان که به ترتیب برابر 2.4- و 1.9- است.

    کلیدواژگان: بارش، صدک 95، شاخص حدی، روند، R Climdex
  • کاربرد آنالیز فرکتال سطحی (SFA) در تحلیل ناهنجاری های سطحی و رابطه آن با تغییرات زونهای مورفوتکتونیک در حاشیه کمربند زاگرس مرتفع (HZB)
    مهناز شیران، محمد علی زنگنه اسدی*، پائولو موتزی، حامد ادب، ابوالقاسم امیراحمدی صفحه 3

    هندسه فرکتال روشی برای توصیف کمی ویژگی خود متشابهی یا خود الحاقی در زمین ریخت های پیچیده و توضیح پیچیدگی ها و ناهمواری های سطحی است. در این مطالعه از روش تحلیل فرکتال سطحی در غالب یک مدل سلولی به روشتقسیم بندی پوششی استفاده شد. نتایج نشان داد فرایندهای زمین شناسی و زمین ریخت شناسی باعث تغییر ویژگی بعد فرکتال زمین ریخت ها می شوند. تغییر مرزهای سنگ شناسی و گسل ها بر تغییرات بعد فرکتال اثر می گذارند و نحوه تاثیرگذاری آن ها با توجه به شرایط ناهمواری مثل بسامد، دامنه و جنس سازندها متفاوت است. در واحدهای لیتولوژیک با سازندهای سخت آهکی، بعد فرکتال پایین است و در سازندهای سست آبرفتی بعد فرکتال افزایش پیدا می کند. فراوانی آبراهه ها و حاشیه آن ها نیز بر بعد فرکتال تاثیر می گذارد، همچنین همگنی واحدهای سنگ شناسی باعث کاهش بعد فرکتال می شود. در این مطالعه نیز کمترین بعد فرکتال مربوط به واحدهای یکپارچه آهک اوربیتولین دار مزوزوئیک در مرز بین دو زون ساختاری سنندج سیرجان و زاگرس مرتفع است. ولی سازندهای نا مقاوم و حساس به فرسایش کواترنری باعث افزایش بعد فرکتال می شوند. تناوب لایه های سخت و سست نیز در مقیاس محلی بر بعد فرکتال موثر است همچنین ارتفاعات نسبت به زمین های پست بعد فرکتال پایین تری دارند. بین بعد فرکتال و ارتفاع به شکل کلی رابطه معکوس دیده می شود و این رابطه در مورد شاخص زبری ناهمواری نیز در این حوضه وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان داد، تغییرات بعد فرکتال سطح به مجموعه ای از عوامل سنگ شناسی، تکتونیکی و ژئومورفولوژیکی وابسته است، همچنین در مناطق پیچیده توپوگرافی، بررسی تغییرات بعد فرکتال میتواند در آشکار سازی و بررسی ناهنجاری های سطحی زمین، ابزار مفید و موثری باشد.

    کلیدواژگان: آنالیز فرکتال سطح، مورفوتکتونیک (ریخت زمین ساخت)، ناهنجاریهای سطحی، کمربند زاگرس مرتفع
  • تبیین تاب آوری مناطق روستایی در برابر مخاطرات طبیعی با تاکید بر سیلاب
    مهدی مودودی ارخودی*، ریحانه برومند، ابراهیم اکبری صفحه 4

    هدف این تحقیق شناسایی عوامل موثر برشگل گیری سیلاب و پهنه بندی خطر وقوع سیل حوضه آبریز قائن به همراه تبیین تاب آوری مناطق روستایی در مواجهه با سیلاب است. رویکرد کلی پژوهش، از نوع پژوهش های کمی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، مبتنی بر داده های کتابخانه ای و میدانی می باشد. جامعه آماری شامل 12 روستای حوضه مرکزی شهرستان قائن که در معرض خطر بالای سیلاب قرار دارند، می باشد. نمونه آماری پژوهش، مشتمل بر 10 نفر از متخصصان حوزه مخاطرات طبیعی و 335 نفر از ساکنان روستاهای مورد مطالعه است. جهت توزیع پرسشنامه متخصصان از روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس و همچنین برای توزیع پرسشنامه ساکنان، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. در این تحقیق به منظور پهنه بندی روستاهای در معرض خطر سیلاب، از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تکنیک AHP استفاده شدکه در نتیجه آن معیار شیب زمین با وزن 0.280 مهمترین عامل و معیارهای نقطه تمرکز و ارتفاع هرکدام با وزن های0.224 و0.150 از اصلی ترین عوامل شگل گیری و وقوع سیلاب در محدوده مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین جهت تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آزمون های آماری استنباطی از جمله آزمون تی تک نمونه ای، خی دو و کروسکال والیس استفاده شده است. به طورکلی نتایج نشان می دهد که تاب آوری روستاهای مورد مطالعه در سطح متوسط می باشد. با این حال، تاب آوری روستاها با یکدیگر متفاوت است؛ به طوریکه روستاهای ورزگ در بعد زیرساختی و اجتماعی و روستای علی آباد در بعد اقتصادی داری بیشترین تاب آوری می باشند. همچنین روستاهای علی زنگی و فتح آباد، علی رغم استقرار در منطقه پرخطر دارای کمترین تاب آوری می باشند؛ لذا اتخاذ برنامه های بهبود شرایط اقتصادی از جمله متنوع سازی اقتصاد و همچنین برگزاری کلاس های توانمند سازی اجتماعی برای این دو روستا از اهمیت زیادی برخورداراست.

    کلیدواژگان: تاب آوری، روستا، مخاطرات طبیعی، سیلاب. حوضه آبریز مرکزی قائن
  • ارزیابی اثرات بحران ریزگردها بر تولیدات بخش های مختلف کشاورزی در استان خوزستان با استفاده از روش تحلیل استراتژیک-سلسله مراتبی (SWOT-AHP)
    نسیم منجزی* صفحه 5

    توفان گردوغبار زیان های هنگفتی در ایران، به ویژه استان خوزستان به وجود آورده است. بخش کشاورزی استان نیز از این امر مستثنی نیست. روش تجزیه و تحلیل استراتژیک، مدل تحلیلی مفیدی برای شناسایی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای موجود در منطقه به منظور کنترل اثرات بحران ریزگردها می باشد؛ بنابراین شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای بحران ریزگردها بر بخش کشاورزی استان خوزستان و تدوین راهبردهای مناسب جهت ارائه راهکارهای مدیریتی، از اهداف اصلی این پژوهش محسوب می شوند. برای جمع آوری داده ها از مطالعه کتابخانه ای، پرسشنامه و مصاحبه با افراد خبره (34 کارشناس) استفاده شد. مولفه های عوامل درونی شامل نقاط قوت (10 قوت)، نقاط ضعف (18 ضعف) و عوامل بیرونی شامل تهدیدها (20 تهدید) و فرصت های عمده (11 فرصت) تعیین گردید. جهت ارزش گذاری و تعیین وزن نهایی هر یک از نقاط با استفاده از روش AHP شدت وزن نهایی هر عامل مشخص گردید. نتایج حاصل از مطالعه، وجود آب های سطحی و روان آب ها جهت تامین آب تالاب های منطقه را به عنوان مهم ترین نقطه قوت با وزن نهایی 807/0، شرایط نامساعد اقلیمی (تغییرات آب و هوایی و خشکسالی دوره ای) را به عنوان مهم ترین نقطه ضعف با وزن نهایی 145/0، اجرای طرح های مدیریت بهره برداری بهینه از منابع طبیعی (تالاب ها و...) را به عنوان مهم ترین فرصت با وزن نهایی 765/0 و عدم همکاری بین المللی و ملی برای مقابله با ریزگردها را به عنوان مهم ترین تهدید با وزن نهایی 140/0 نشان داد. همچنین بر اساس نتایج، نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی برابر 432/2 و نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل خارجی برابر 629/2 به دست آمد که در نهایت از برآیند نمره نهایی این ماتریس ها، راهبرد تدافعی به عنوان راهبرد اصلی پژوهش معرفی گردید.

    کلیدواژگان: گرد و غبار، فرصت ها، نقاط قوت، نقاط ضعف، تهدیدها، کشاورزی
  • شناسایی و تعیین پهنه های مناسب مخاطرات محیطی موثر در توسعه کالبدی شهر ایلام
    پاکزاد آزادخانی*، جعفر حسین زاده، روح الله صیدی صفحه 6

    مخاطرات طبیعی حوادثی تهدیدآمیز هستند که خسارات جانی و مالی فراوانی به دنبال دارند. بنابراین مطالعات و پژوهش های علمی در این زمینه ضروری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و پهنه بندی مخاطرات محیطی اثرگذار بر توسعه کالبدی شهر ایلام به شیوه توصیفی - تحلیلی و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. محدوده موردمطالعه آن شهر ایلام و جامعه آماری آن کارشناسان مدیریت شهری و مدیریت بحران هستند که از نظرات آن ها در تعیین اوزان معیارهای موردبررسی استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش تلفیق لایه های رقومی GIS، تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاپسیس است. نتایج بررسی ها نشان داد که شهر ایلام از میان تمامی مخاطرات طبیعی معمول در بخش زاگرس میانی بیشتر تحت تاثیر مخاطره سیلاب می باشد. با بررسی اراضی اطراف محدوده شهری ایلام مشاهده می شود که مسیر توسعه ای که شهر ایلام در دهه های اخیر طی کرده است بدون در نظر گرفتن این پدیده بسیار مهم بوده است و توسعه کالبدی شهر در جهت مناطق با ریسک بالای سیلاب صورت پذیرفته است. دو نقطه از مناطق با خطر بسیار زیاد با مساحت 33/5 و 18/2 هکتار دقیقا بر مناطقی از شهر منطبق شده اند که در آخرین سیلاب، خسارت شدیدی را متحمل دیده بودند و دارای ریسک خطر سیلاب بالایی هستند. ایمن ترین مناطق برای توسعه شهر ایلام مناطق جنوبی شهر (به سمت روستای چشمه کبود) هستند که علاوه بر داشتن وضعیت فیزیوگرافی مطلوب، از نظر ایمنی ریسک سیلاب نیز در محدوده مناسبی قرارگرفته اند

    کلیدواژگان: مخاطرات محیطی، توسعه کالبدی، پهنه بندی، سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS، شهر ایلام
  • نقش تکتونیک در تکامل آتشفشان تفتان، جنوب شرق ایران
    عبدالرضا پرتابیان*، مهدیه فتاحی مقدم، علی اصغر مریدی فریمانی، حبیب بیابانگرد صفحه 7

    مطالعه عوامل کنترل کننده آتشفشانها می تواند به تحلیل خطرات ناشی از فعالیت مجدد آنها کمک کند. آتشفشان تفتان یک آتشفشان کواترنری در جنوب شرق ایران است که براثر فرورانش صفحه اقیانوسی عمان به زیر پوسته قاره ای ایران در مجموعه ای چین و گسل خورده شامل فلیش های ائوسن و افیولیت های کرتاسه نفوذ کرده است. این آتشفشان دارای چندین مرکز فورانی است که با امتداد شمالغرب-جنوب شرق از قدیم به جدید قرارگرفته اند. به منظور تعیین نقش رژیم تکتونیکی درروند تکامل آتشفشان تفتان عناصر ساختاری مانند، وضعیت فضایی دایکها، شکستگی ها، هندسه فروریزش جانبی دهانه انجرک، روند دهانه های قدیمی و روند چشمه ها موردمطالعه قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده از این ساختارها نشان دهنده یک تنش کششی با امتداد شمال شرق- جنوب غرب در مجموعه آتشفشان است که باعث به وجود آمدن یک منطقه کششی در جهت شمالغزب-جنوب شرق شده است. اما اطلاعات به دست آمده از زلزله ها و عناصر ساختاری در مجموعه ای که آتشفشان بر روی آن قرارگرفته است، جهت فشارش منطقه ای را در امتداد شمال شرق- جنوب غرب نشان می دهند. آنالیز ساختاری، مدل سازی تجربی و داده های میدانی نشان می دهد که آتشفشان ها می توانند در محیط های تکتونیکی فشارشی وابسته به گسل های تراستی شکل بگیرند. بر اساس این اطلاعات یک مدل که در آن گسلهای تراستی(به عنوان مسیر ماگما) بعد از رسیدن به سطح در زیر آتشفشان به شاخه های مجزایی تقسیم می شوند ارائه شد. در این مدل یک شاخه از این گسلها با شیب کم و مکانیسم معکوس، به سمت پهلوی آتشفشان پیشرفت و شاخه دیگر با شیب زیادو مکانیسم نرمال، به سمت بالا حرکت می کنند و باعث شکل گیری یک منطقه کششی شمالغرب-جنوب شرق در امتداد دهانه ها و به موازات گسلهای تراستی شده است، ارائه شد. این مدل فوران بعدی آتشفشان را در قسمت جنوب شرقی دهانه فعال فعلی پیشنهاد میدهد.

    کلیدواژگان: آتشفشان، تکتونیک فشارشی، گسلهای معکوس، دایک، خطر
  • ارزیابی ریسک و درجه بندی پایداری محیط زیستی تالاب های بین المللی سواحل جنوبی ایران
    سمیرا جعفری آذر، غلامرضا سبزقبایی*، مرتضی توکلی، سولماز دشتی صفحه 8

    تالاب ها اکوسیستم های حساس و بسیار ارزشمندی هستند اما امروزه امنیت و پایداری آن ها از طریق عوامل مختلف طبیعی و انسانی به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. بنابراین، استفاده از روش های ارزیابی ریسک محیط زیستی یکی از ابزارهای مهم در پژوهش های مدیریت محیط زیست، شناسایی و کاهش عوامل بالقوه آسیب رسان محیط زیستی برای دست یابی به توسعه پایدار است. این پژوهش به منظور شناسایی، ارزیابی ریسک های تهدیدکننده و درجه بندی پایداری محیط زیستی تالاب های بین المللی سواحل جنوبی ایران واقع در استان های خوزستان و هرمزگان به انجام رسید. بر این اساس برای شناسایی و اولویت بندی ریسک ها از روش شناسی دلفی، به منظور اولویت بندی و محاسبه وزن شاخص ها از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و برای رتبه بندی تالاب های مورد مطالعه بر اساس پایداری محیط زیستی آن ها از تکنیک ELECTRE استفاده شد. بر اساس یافته های حاصل از بررسی ها در مجموع، 27 عامل فشار و تهدید شاخص برای تالاب های شادگان، خورالامیه و خورموسی، خورخوران، رودهای شور، شیرین و میناب، رودهای گز و حرا و تالاب جزیره شیدور شناسایی شد که رتبه های اول تا پنجم مربوط به تخلیه و دفع زباله در محدوده تالاب، تغییرات اقلیم و خشکسالی های مداوم، آلودگی نفتی، احداث سد، بهره برداری بی رویه از پوشش گیاهی می باشد. در نهایت تحلیل و مقایسه برای رتبه بندی تالاب های مورد مطالعه بر اساس روش ELECTRE نشان داد که به نسبت تالاب های مورد مطالعه، تالاب شادگان، خورالامیه و خورموسی دارای بیشترین تهدید و فشار بوده و تالاب بین المللی جزیره شیدور از وضعیت محیط زیستی مطلوب تری برخوردار می باشد.

    کلیدواژگان: تالاب بین المللی، سواحل جنوب ایران، ارزیابی ریسک محیط زیستی، ELECTRE
  • شناسایی کانون های گرد و غبار و آنالیز فیزیکوشیمایی ذرات آن در منطقه دزفول
    برومند صلاحی*، محمود بهروزی صفحه 9

    به منظور شناسائی ویژگی های فیزیکوشیمیایی و شرایط اتمسفری توفان های گرد و غبار در ایستگاه دزفول (به عنوان نماینده ی منطقه ی دزفول)، ابتدا فراوانی پدیده گرد و غبار در ایستگاه دزفول طی 20 سال (2013-1994) بررسی شد. سپس طی روزهای 24 ژوئن، 21 و 28 ژولای 2018، نمونه های گرد و غبار با تله های رسوب گیر جمع آوری و شرایط فیزیکی آن با دستگاه پراش اشعه ایکس و آنالیز شیمیایی عناصر محلول و فلزات سنگین آن با دستگاه جذب اتمی به روش شعله انجام شد و با شاخص آلودگی Igeo ارزیابی شد؛ هم چنین گردش اتمسفری در تراز میانی جو و سطح زمین که منجر به گرد و غبار شد با استفاده از داده های روزانه تحلیل مجدد مرکز پیش بینی اروپا (ECMWF ERA-Interim)و پراکندگی ذرات با عمق اپتیکی نور و خط سیر گرد و غبار با مدل HYSPLIT بررسی شد. نتایج بررسی فراوانی گرد و غبار در دزفول بیانگر روند افزایشی گرد و غبار است که منجر به کاهش دید افقی شده است. بیشینه گرد و غبار در فصل تابستان و جولای (تیرماه) و کمینه آن در پائیز و ژانویه (دی ماه) است. نتایج حاصل از میانگین توزیع اندازه ذرات غبار در دزفول نشان داد PM10 اندازه غالب ذراتی بود که از بافت سیلتی تشکیل شده است. منگنز، روی، سرب و کادمیوم به ترتیب با میانگین 491، 311، 9/32 و 41/1 میلی گرم بر کیلوگرم فلزات غالب در گرد و غباری بودند که بیانگر آلودگی متوسط تا شدید آن نسبت به حد استاندارد است. در بین عناصر محلول، کلسیم، پتاسیم، سدیم و منیزیوم به ترتیب بیش ترین غلظت را داشتند که حضور این عناصر دلیلی بر بیابانی بودن ذرات غباری است که ردیابی و محاسبه مسیر برگشت آن نشان داد رسوبات آبرفتی دجله و فرات در عراق کانون اصلی آن است.

    کلیدواژگان: غبار بیابانی، جذب اتمی، پراش اشعه ایکس، بادهای شمال، دزفول
  • بررسی برخی خصوصیات شیمیایی و میزان برخی عناصر غذایی همراه با گرد و غبار دشت سیستان
    مسعود علی صوفی، علی شهریاری* صفحه 10

    تخریب اراضی یکی از مخاطرات جدی زیست بوم های طبیعی بخصوص در مناطق خشک زمین در اثر خشکسالی و فرسایش بادی است. خصوصیات گرد و غبار می توانند نشان دهنده میزان تخریب اراضی و سرزمین باشند. هدف از این تحقیق بررسی خصوصیات فیزیک وشیمیایی و مقادیر برخی عناصر غذایی همراه با گرد و غبار حمل شده در دشت سیستان است. به این منظور تعداد 25 رسوبگیر نیم دوکی شکل در شهر های منطقه سیستان نصب گردید و نمونه برداری این رسوبگیر ها به صورت ماهیانه طی دوره طوفان های گرد و غبار منطقه از اردیبهشت تا پایان مهر ماه سال 1394 به صورت ماهانه انجام گرفت. از خاک سطحی مناطق تحت فرسایش یا مستعد فرسایش در تالاب های هامون (20 نقطه) نمونه برداری انجام شد. سپس pH، EC، ماده آلی، بافت خاک و مقادیر عناصر غذایی خاک شامل: فسفر، پتاسیم، سدیم، کلسیم و منیزیم در نمونه ها مورد اندازه گیری قرار گرفتند. بیشترین میزان عناصر غذایی همراه با گرد و غبار در کل منطقه مربوط به کلسیم (با میانگین کل mg/kg 28/700 و کمترین مربوط به فسفر (با میانگین کل mg/kg 76/33 بود. بیشترین میانگین مجموع (فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و سدیم) عناصر غذایی (mg/kg 43/461) در گرد و غبار شهریور و کمترین (mg/kg 78/353) در خرداد مشاهده شد. در بین شهر های مورد مطالعه بیشترین میزان ماده آلی، فسفر، پتاسیم و منیزیم در گرد و غبار حمل شده از روی شهرستان زابل (به ترتیب mg/kg 88/25، mg/kg 75/45، mg/kg 8/365 و mg/kg 32/667(، بیشترین مقدار کلسیم در شهر هامون (mg/kg 06/813) و سدیم در شهر نیمروز (mg/kg 48/629) مشاهده شد. بیشترین نسبت غنی شدن در کل مناطق مربوط به فسفر (6/002) و کمترین نسبت غنی شدن مربوط به سدیم (707/0) بود، که نسبت غنی شدن برای فسفر، پتاسیم و ماده آلی (مقادیر بالاتر از یک) نشان دهنده غنی شدن آن عنصر در گرد و غبار می باشد و هدر رفت و فرسایش انتخابی آن عنصر را از خاک های محل برداشت (منشا گرد و غبار) نشان می دهد. نتایج نشان داد که خاک بستر تالاب های هامون (مناطق مورد مطالعه) به لحاظ بافت مساعد فرسایش هستند و خصوصیات شیمیایی آن نشان دهنده شور و قلیایی شدن و از بین رفتن پوشش گیاهی می باشد. خصوصیات گرد و غبار حمل شده از روی شهرهای دشت سیستان نیز منعکس کننده شرایط منشا برداشت این رسوبات بودند و گسترش تخریب اراضی در این مناطق را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: طوفان های گرد و غبار، تخریب اراضی، عناصر غذایی خاک، تالاب های هامون
  • اولویت بندی حوزه آبخیز سردآبرود از نظر سیل خیزی با استفاده از مدل ‏SWAT
    بهناز سرایی، علی طالبی*، احمد مزیدی، سارا پرویزی صفحه 11

    سیلاب یک پدیده طبیعی است که هر ساله باعث به وجود آمدن خسارات سنگین جانی و مالی می شود و ‏جوامع ‏بشری آن را به عنوان یک واقعه اجتناب ناپذیر پذیرفته اند. در این تحقیق برای پیش بینی سیل خیزی ‏حوزه آبخیز ‏سردآبرود از مدل هیدرولوژیکی ‏SWAT‏ استفاده شد. هدف اصلی در این تحقیق، بررسی کارایی مدل SWAT در پیش بینی سیلاب و اولویت بندی زیرحوزه ها در حوزه آبخیز سردآبرود می باشد. برای واسنجی مدل از برنامه ‏SUFI2‎‏ استفاده شد. بعد از اتمام واسنجی و ‏بهینه شدن مدل در منطقه ‏مطالعاتی اقدام به اعتبارسنجی مدل گردید. واسنجی مدل برای سال های 2003 تا ‏‏2009، و اعتبارسنجی نیز بر اساس ‏آمار سال های 2010 تا 2013 انجام پذیرفت. جهت تجزیه و تحلیل نتایج از شاخص های آماری ‏R2‎، ‏bR2‎‏ و ضریب نش ‏ساتکلیف استفاده گردید. پس از واسنجی مدل این ضرایب به ترتیب ‏‏77/0، 63/0، 77/0 و برای مرحله اعتبارسنجی ‏آن 79/0، 76/0 و 71/0 برآورد گردید. نتایج آنالیز حساسیت، 31 ‏پارامتر موثر بر رواناب نشان داد  ‏پارامترهای ثابت تخلیه آب زیرزمینی، زمان تاخیر آب ‏زیرزمینی و حداقل مقدار ذخیره آب لازم برای ایجاد جریان ‏پایه به ترتیب حساسیت بیش تری دارند. برای بررسی ‏سیل خیزی، حوزه آبخیز سردآبرود به 24 ‏منطقه یا زیرحوضه تقسیم گردید. با توجه به نتایج حاصل از اجرای مدل SWAT و تغیر CN برای هر یک از زیرحوزه ها، زیر حوزه شماره 6 با مقدار رواناب 05/123 ‏رتبه اول و هم چنین زیرحوزه ‏شماره 10 با مقدار 86/122 رتبه دوم را از نظر سیل خیزی دارا می باشد و زیرحوزه ‏شماره 1 با مقدار 33/12 ‏کم ترین مقدار تولید رواناب را دارا می باشد

    کلیدواژگان: سیل خیزی، مدیریت سیلاب، مدل ‏SWAT، حوزه آبخیز سردآبرود
|
  • Analysis of Resilience of Sistan Rural Communities Against Environmental Hazards
    Zahra Keihka, Javad Bazrafshan *, Sirous Ghanbari, Aleme Keikha Page 1

    Natural hazards such as floods, earthquakes, droughts, etc., in geographic areas, especially rural areas, in most cases leave plenty of irreparable damage and seriously impede the sustainable development of human societies. The purpose of this study was to measure and analyze the resilience of rural communities about environmental hazards and their effective factors in rural areas of Sistan. The research method was applied-developmental in nature and descriptive-analytical method with a quantitative survey approach. The statistical population of this study was 373 people (villages over 50 households) with Using Cochran formula 189 people were selected by stratified random sampling in proportion to the size of the population. At first, using the library method, indicators and factors affecting rural resilience of the Sistan area were identified and then the information was collected by questionnaire and field operations. Findings were analyzed by Spss software show that amount of β indicate that the factors Managerial, institutional factors, Economic factors and physical factors that were equal to 0.079., 0.075., 0.122 and 0.024 respectively with a significant level of 0.331, 0.327, 0.886 and 0.743, greater than 0.05, (0.05<P); it does not predict the resilience of the villagers in the Sistan region and only social factors can predict or in other words effect on resilience of rural Sistan area.

    Keywords: Resilience, Environmental hazards, Rural communities, Sistan area
  • Detection of extreme values variations of precipitation over Iran
    Zahra Hedjazizadeh *, Amir Hossein Halabian, Ali Karbalaee, Meysam Toulabi Page 2

    The purpose of this study is to identify and detect changes in rainfall extremes as indicators of climate change in the region of Iran. To conduct this research daily rainfall data of 76 synoptic stations were used from 1986 to 2016. The results show that the trend of the number of days with heavy rainfall was about 7 percent of Iran's negative and 93 percent of it was not observed. The trend of successive dry days in 28% of Iran is a positive trend and 37% there is a negative trend. The wet succession days in most areas of Iran are not trendy. The trend of the total amount of rainy days is about 99% of Iran's negative range. The maximum negative slope of Iran's annual precipitation at Masjed-e-Soleiman Station with a slope of -8.26 was observed and there is a positive trend in the Bandar-e- Anzali. The trend of very wet days is about 78 percent of Iran's negative and about 14 percent is positive and 8 percent of it is trendless. The trend of very wet days is about 70 percent of Iran's negative. The highest wetting days are observed in Khorramabad with a gradient of 1.4 and the highest decreasing trend in Sarpol-e-Zahab with a gradient of 2.78. Also, in 22% of Iran's range, there is no particular trend. The trend of one day's precipitation is about 47% of Iran's negative and in 47% it is without trend and 6% of it is positive. The trend of the maximum amount of 5-day precipitation is about 73% of Iran's negative and in 2% it is positive and 25% of it is without a trend. The slope of the decreasing trend of Fasa and Masjed Soleiman stations, which is -2.4 and -1.9 respectively.

    Keywords: Precipitation, Percentile 95, Extreme Indices, Trend, R Climax
  • Applying Surface Fractal Analysis (SFA) to the analysis of surface anomalies and its relation with changes in morphotectonic zones in the margin of the High Zagros Belt (HZB)
    Mahnaz Shiran, Mohammadali Zangane Asadi *, Paolo Mozzi, Hamed Adab, Abolghasem Amirhmadi Page 3

    Fractal geometry is a method for describing a self-similar or a self-affine property in complex landforms and explanation of surface complexities and roughness. In the present study, the surface fractal dimensions (SFDs) were investigated by a cellular model by covering the divider method. Results indicated that geological and geomorphological processes change the character of the fractal dimension of the landforms. Changes in lithologic boundaries and faults influence changes in the fractal dimension and their mode of influence vary according to the topographic characters such as frequency, amplitude, and types of formations. In lithologic units with hard limestone formations, the fractal dimension is low, while in alluvial formations, the fractal dimension increases. The drainage network density and tributaries margins affect the fractal dimension. Moreover, homogeneity of the lithologic units decreases the fractal dimension. In this study, the lowest fractal dimension is associated with the integrated units of Mesozoic orbitolina limestones on the border of the two structural zones of Sanandaj-Sirjan and High Zagros belt. However, friable and sensitive to erosion formations of the quaternary increase the fractal dimension. The succession of the hard and friable layers is effective on the local scale on the fractal dimension. Furthermore, mountains have lower fractal dimensions than lowlands. Generally, there is an inverse relationship between the fractal dimension and elevation and this relationship there is about the roughness index in the basin. The results illustrated that changes in the surface fractal dimension were dependent on a set of lithologic, tectonic, and geomorphologic factors. Also in complex topographic zones investigation of changes in the fractal dimension can be a useful and effective instrument for detecting and survey of the surface anomalies.

    Keywords: Surface Fractal Analysis, Morphotectonic, Surface Anomalies, High Zagros Belt
  • Explaining the resilience of rural areas against natural hazards with emphasis on flood
    Mehdi Mododi Arkhodi *, Reyhane Boroumand, Ebrahim Akbari Page 4

    The aim of this research is Explaining the resilience of rural areas against natural hazards with emphasis on the flood. The overall research approach is a type of quantitative research, and in terms of data collection method, is based on library and field data. The statistical population consists of 12 villages in the central basin of Qaen city which are at high risk of flood. The statistical sample of research consisted of 10 natural hazards specialists and 335 residents of the studied villages. In this research, geographic information system (GIS) and AHP technique were used to zoning flood risk villages that the criterion of earth slope with the weight of 0.280 was the most important factor and the criteria for the point of concentration and height of each with weights of 0.224 and 0.150 were studied from the main factors of incident and flood occurrence in the range. Data collected from residents' questionnaires were performed using descriptive statistics indices such as frequency distribution and inferential statistical tests such as single sample T-test, Chi-square, and Kruskal Wallis. Overall, the results show that the resilience of the studied villages is moderate. However, the resilience of the villages is different; So that the villages of Varzgar from the social and infrastructural perspective and the village of Ali Abad from the economic perspective are the most resilient.The villages of Ali Zangi and Fath Abad, with establishment in the high-risk area, have the least resilience.

    Keywords: Resilience, Village, Natural Hazards, Flood, Central drainage basin of Qaen
  • Assessment of dust crisis effects on different sectors of agricultural production in Khuzestan province using Strategic analysis- Analytical Hierarchy Process method (SWOT-AHP)
    Nasim Monjezi * Page 5

    The dust storm has caused huge losses in Iran, especially in Khuzestan province. The agricultural sector of the province is no exception. The strategic analysis method is a useful analytical model for identifying the strengths, weaknesses, opportunities, and threats existing in the region in order to control the effects of the crises of the microspheres. Therefore, identifying the strengths, weaknesses, opportunities, and threats of the crises of the microstates on the agriculture sector of Khuzestan province and developing appropriate strategies for providing management solutions are considered as the main goals of this research. A library study, a questionnaire, and interviews with experts (34 experts) were used to collect data. Components of internal factors including 10 strengths, 18 weaknesses and external factors including 20 threats and 11 opportunities were determined. To determine the final weight of each point using the AHP method, the final weight of each factor was determined. The results of the study indicate that surface water and runoff waters for supplying the water of the wetlands of the region as the most important strength point with a final weight of 0.807, adverse climatic conditions (climate change and periodic drought) As the most important weakness with a final weight of 0.145, the implementation of optimal management plans for natural resources (wetlands, etc.) as the most important opportunity with a final weight of 0.765 and lack of international and national cooperation To cope with the microgravity, it was considered as the most important threat with a final weight of 0.140. Also, based on the results, the final score of the internal factor assessment matrix was 2.432 and the final score of the external factors evaluation matrix was 2.629. Finally, the defensive strategy was introduced as the main strategy of the research, from the final score of these matrices.

    Keywords: Dust, Opportunities, Strengths, Weaknesses, Threats, Agriculture
  • Recognizing and Zoning the appropriate areas of the Effective Environmental Dangers on Physical Development of Ilam City
    Pakzad Azadkhani *, Jaafar Hosseinzadeh, Rohollah Seyedi Page 6

    Natural hazards and threatening events which usually result in a large number of casualties and major financial losses. Therefore, it is necessary to carry out scientific studies and research on this subject. The current study aims at identifying and zoning the environmental hazards influencing the physical expansion of Ilam City based on a descriptive analytical methodology and field observations. The area selected for the study is the City of Ilam and the statistical population of the study includes the experts of urban management and crisis management whose comments and opinions will be used for determining the weights of the selected criteria. The data analysis methodology in this study involves combining digital layers in GIS, fuzzy hierarchical analysis, and TOPSIS. The results of the study show that among all the natural hazards common to the middle section of Zagros Mountains, Ilam City is mainly influenced by the danger of flooding. After evaluating the lands in the urban area of Ilam, it is observed that the expansion path Ilam City has gone through during the recent decades was without any consideration for this major phenomenon and the physical expansion of the city has been in the areas with a high risk of flooding. Two areas with very high risk, with the total area of 5.33 and 2.18 hectares, are the regions of the city which suffered severe damages in the recent flooding and they are still posing a very high risk of flooding. The safest areas for expansion in Ilam City are the southern zones of the city (towards Cheshmeh Kaboud Village) which have a desirable physiographical state and acceptable risk of flooding.

    Keywords: natural dangers, body development, zoning, the geographic information system (GIS), Ilam City
  • Role of tectonics in the evolution of Taftan Volcano, SE Iran
    Abdolreza Partabian *, Mahdieh Fattahi Moghadam, Ali Asghar Moridi Farimani, Habib Biabangard Page 7

    The study of factors that control volcanoes can help analyses the risk of triggering an eruption. Taftan is a Quaternary volcano of southeast Iran, formed as result of subduction of Oman oceanic lithosphere underneath the continental Iranian plate that emplaced onto compressional tectonic setting such as strongly folded and faulted Eocene flysch and Cretaceous ophiolites. This volcano has several centers that directed alonga a northeast to southwest from old to new. In order to investigate the role of the tectonic regime to evolution of Taftan volcano, structural elements such as Dikes, Fractures, crater opening of Anjerk amphitheater, the direction of centers and direction of springs have been studied. The resulting data of these elements represent a northeast-southwest directed extensional stress in the Taftan body which has created an extension area in the northwest-southeast direction But earthquakes and structural trends of pre volcanic rocks underlying Taftan show a maximum regional compressional northeast-southwest striking. Recent relevant data such as structural analysis, analog modeling, field data demonstrating that volcanism can occur in compressional tectonic settings associated with thrust faulting. In other words magma can transport beneath the volcano to the surface along the thrust faults. Based on these data we proposed a model that demonstrates the substrate thrust fault(as magma path) splits into two faults within the volcano: A shallow-dipping one, with reverse movement, propagates towards the volcano flank, and a steeper-dipping one, with normal movement, propagates upwards and cause northeast-southwest extensional area along the centers parallel to thrust fault of substrata. The suggested model in this study proposes a next eruption point in the southeast of the currently active point.

    Keywords: Volcano, Compressional tectonics, Reverse faults, Dike, Hazard
  • Risk Assessment and Grading of Environmental Sustainability of the International Wetlands of Southern Coast of Iran
    Samira Jafari Azar, Gholam Reza Sabzghabaei *, Morteza Tavakoli, Soolmaz Dashti Page 8

    Wetlands are sensitive and valuable ecosystems but today their security and their Sustainability have been heavily influenced by various natural and human factors. Using environmental risk assessment is an important tool in studies of environmental management and recognition and reduction the potentially harmful environmental factors to achieve sustainable development. This research was conducted to identify, risk assessment and grading of environmental sustainability the international wetlands of the southern coast of Iran in the provinces of Khuzestan and Hormozgan. Accordingly, to identify and prioritize the risks of Delphi methodology, prioritize and calculate the weight of the indicators from the Analytical Hierarchy Process (AHP) process, the ELECTRE technique was used to rank the wetlands based on unfavorable environmental conditions. The results showed that 31 factors of pressure and threat were identified for The International Wetland of Shadegan, Khur_e_ Omayyeh and Khur_e_Mousa Estuary, Khur-e-khuran International wetland, Salty, Sweet and Minab Rivers International Wetlands, Gaz and Hara Rivers Estuary International wetland and Shidvar International Wetland. The results of the paired comparisons between the threats of the studied wetlands show that the first to fifth rankings are related to the discharge and disposal of waste in the wetland, climate change and drought, oil pollution, dam construction, and the reduction of vegetation density, and other indicators are in the next rank. Finally, the analysis and comparison for the ranking of the studied wetlands based on the ELECTRE method showed that The International Wetland of Shadegan, Khur_e_ Omayyeh and Khur_e_Mousa Estuary has the highest threat and pressure and Shidvar International Wetland has a more favorable ecological status.

    Keywords: International Wetlands, Southern Coast of Iran, Environmental Risk Assessment, ELECTRE
  • Detection of dust sources and Physico-chemical analysis of its particles in Dezful area
    Broumand Salahi *, MAHMOUD BEHROUZI Page 9

    In order to identify the physicochemical and atmospheric conditions of a dust storm at the Dezful station (As Dezful Regional Representative), at first the frequency of the dust storm phenomena was investigated at the Dezful station in Twenty years (1994 -2013). In during three events on June 24, July 21, and July 28, 2018, dust samples were collected with sediment traps and physical condition was performed with X-ray diffraction device and chemical analysis of the elements and heavy metals detected by flame atomic absorption and Dust particles were evaluated with the Igeo index. Also, the atmospheric circulation in the middle level of the atmosphere and sea level surface that led to dust storm was identified using by ECMWF ERA-Interim meteorological data. The distribution of dust particles was detected with aerosol optic depth (AOD), and the pathway of dust particles was examined by the HYSPLIT model. The results represented that frequency of dust storm an increasing trend which has led to a decrease in horizontal visibility in the Dezful. The maximum of dust storm phenomena is in summertime and July; The minimum in the autumn time and January. The mean distribution of dust particle in Dezful showed that PM10 was dominant in the size of the silicate tissue. The elements of dominant were Mn, Zn, Pb, and Cd was 491, 311, 32.9 and 1.41 mg / kg respectively, which indicates moderate to severe contamination compared to the standard level. Among the soluble elements, Ca, K, Na and Mg had the highest concentrations, which presence of these elements is evidence of the desert of dust particles that trace and calculate its backward pathway showed that the alluvial deposits of the Tigris and Euphrates in Iraq were its main focus.

    Keywords: Desert dust, Atomic absorption, X-ray diffraction, Shamal wind, Dezful
  • Investigation of some chemical properties and amounts of some nutrient elements associated with dust in Sistan Plain
    Masoud Ali Soufi, Ali Shahriari * Page 10

    Land degradation is one of the major threats to ecosystems, especially in arid areas due to drought and wind erosion. Dust characteristics can indicate the extent of land degradation. The aim of this study is an assessment of some chemical characteristics and amounts of some nutrient elements associated with dust in the Sistan Plain. Twenty-five half-spindle shaped dust samplers were installed in the cities of Sistan region. The dust samples were collected monthly from early April until late September in 2015. Topsoil samples from erodible or susceptible areas to erosion were taken (20 samples) from different parts of Hamoun wetlands (as the main origin of dust). After that pH, EC, organic matter, soil texture and amount of soil nutrient elements including P, K, Na, Ca and Mg were analyzed in samples. The Ca was the maximum nutrient elements associated with dust (average 700.28 mg/kg), and the minimum was P (average 33.76 mg/kg). The highest amount of Total (P, K, Ca, Mg and Na) nutrient elements were observed in August+September (461.43 mg/kg) and the minimum amount in May+June (353.78 mg/kg). The highest amount of OM, P, K, and Mg were observed in dust loaded over Zabol city (25.88 mg/kg, 45.75 mg/kg, 365.8 mg/kg and 667.32 mg/kg respectively), and the maximum amount of Ca was observed in Hamoun city (813.06 mg/kg) and the maximum amount of Ca was observed in Nimruz city (629.48 mg/kg). The highest amount of enrichment ratio related to P (6.002) and the lowest enrichment ratio related to Na (0.707). The results showed soil textures of Hamoun wetlands beds are susceptible to erosion and its chemical properties showed salinization and alkalization and loss of vegetation cover. Characteristics of the dust carried over the cities of Sistan plain reflected the conditions of dust origin and indicated the expansion of land degradation in these areas.

    Keywords: Dust storms, Land degradation, Soil nutrient elements, Hamoun wetlands
  • Prioritization of Sardab-Rood watershed from flooding viewpoint using the SWAT model
    Behnaz Saraie, Ali Talebi *, Ahmad Mazidi, Sara Parvizi Page 11

    Floods are a natural phenomenon that caused heavy losses of life and property and ‎human societies every year and have accepted it as an inevitable event. In this research, to predict the flood basin ‎hydrological model SWAT was used Sardabrood. Information needed for this research, ‎including topographic maps, land use, and soil data and meteorological data, including data daily ‎rainfall, temperature, and flow rate were prepared. SUFI2 program was used for model ‎calibration. After the calibration and validation of the model were to improve the model in the ‎study area. The model for the years 2003 to 2009 and validation is also performed according to ‎the years 2010 to 2013. To analyze the results of statistical indicators R2, bR2 and Nash Sutcliffe ‎coefficient were used. After model calibration coefficients, respectively, 0.77, 0.63 and 0.77 for ‎the validation of 0.79, 0.76 and 0.71 respectively. Sensitivity analysis, 31 parameters that affect ‎the runoff was shown to drain the water-groundwater as well as fixed parameters, delay time and ‎the minimum amount of water necessary to establish groundwater base flow, respectively, are ‎more sensitive. Number Sardabrood parameter curves were used for flood basin. Basin or sub-basin area was divided into 24 Sardabrood, (6) with first-rank sub-basin runoff 123.05 and ‎‎122.86 sub 10 with the second place in terms of flooding is capable and the sub No. 1 with a 12.33 has the least amount of runoff.‎

    Keywords: flooding, flood management, SWAT model, basin Sardabrood‎