فهرست مطالب

  • پیاپی 45 (پاییز 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/09/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمود دهقان نیری*، عادل آذر، شایان جاوید میلانی صفحات 1-22

    توسعه نقشه راه فناوری از جمله ابزارهای نوین مدیریتی است که با رویکردی آینده نگر به فناوری، نقش مهمی در تصمیم گیری مدیران ایفا می کند، درحالیکه باتوجه به ماهیت موضوع و دیدگاه های متعدد متخصصان، ترسیم نقشه راه فناوری از نوع مسائل آشفته بوده و نیازمند ساخت دهی است. امروز تغییرات فضای کسب و کار و آشفتگی مسائل مرتبط، سازمان ها را ناگزیر به استفاده از رویکردهای ساخت دهی مسائل نموده است. رویکرد توسعه و تحلیل گزینه های راهبردی(SODA) از جمله رویکردهای ساخت دهی است که در پژوهش های متعددی به منظور ایجاد همگرایی و توسعه مشارکتی گزینه های راهبردی گسترش یافته است. از این روی در پژوهش حاضر با هدف توسعه نقشه راه فناوری، از ظرفیت SODA در نگاشت شناختی، ساخت دهی و ایجاد همگرایی بین خبرگان و متخصصان فناوری شرکت مزارع نوین ایرانیان استفاده شده است. لذا با ترسیم نمودارهای نگاشتی و اجرای تحلیل های مرکزی، دامنه ای و پتانسیل با کمک نرم افزارDecision Explorer شناخت عمیق تری از شبکه علی و عوامل تاثیرگذار حاصل شده و درنهایت نقشه راهبردی فناوری شرکت فراهم شده است. نتایج پژوهش به ترتیب براهمیت تامین منابع انسانی مناسب شرکت با امتیاز دامنه ای12 و مرکزی17.27 و همچنین توسعه دپارتمان تحقیق و توسعه با امتیاز دامنه ای11 و مرکزیت 17.28 تاکید و گزینه مطالعه و پژوهش فناوری را به عنوان مفهوم پتانسیل که در نگاشت ذهنی تمامی خبرگان وجود داشته است ارائه می نماید.

    کلیدواژگان: نقشه راه فناوری، مدلسازی مشارکتی، رویکرد ساخت دهی مساله، Soda
  • وحید خاشعی، محسن اکبری، معصومه قاسمی شمس* صفحات 23-50

    در شرایط پیچیده و متلاطمی که بانک ها با آن مواجه هستند، وجود یک سیستم کنترل راهبردی اثربخش که بتواند به خوبی از پس مشکلاتی همچون، سوء مدیریت، عدم توانایی در نظارت بر شبکه بانکی و عدم ثبات محیط اقتصاد کلان بربیاید، الزامی است. در این پژوهش سعی شده است تا ضمن واکاوی مدل های الگوی کنترل راهبردی موجود در صنعت بانکداری ایران و جهان، با ارائه الگویی متناسب با شرایط محیطی حال حاضر و با استفاده از روش آمیخته اکتشافی با اتکا بر فلسفه ساخت گرایی اجتماعی و رویکرد نظریه داده بنیاد به دنبال تبیین مدل کنترل راهبردی در صنعت بانکداری ایران باشد. در این ارتباط در بخش کیفی با استفاده از نمونه گیری نظری و مصاحبه میدانی نیمه ساختاریافته با 16 تن از مدیران، سرپرستان و کارکنان دانشی چهار بانک فعال در سطح کشور و به وسیله نرم افزار MAXQDA نتایج استخراج گردید. مقوله های استخراج شده الگوی کنترل استراتژیک در مرحله اول شامل، کنترل محتوای راهبرد، کنترل اجرای راهبرد، کنترل سیاسی، کنترل بینشی، کنترل مسئولانه، کنترل مراقبت راهبردی، کنترل آگاهی های ویژه و کنترل قابلیت های راهبردی است. همچنین در بخش کمی به منظور برازش مدل مذکور جامعه آماری شامل 61 نفر از متخصصان و کارشناسان حوزه کنترل راهبردی به صورت قضاوتی هدفمند با تکنیک گلوله برفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها در بخش کمی از طریق اجرای پرسشنامه محقق ساخته بر روی نمونه آماری استخراج و با استفاده از نرم افزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل گردید.

    کلیدواژگان: استراتژی کسب و کار، کنترل استراتژیک، تئوری داده بنیاد، صنعت بانکداری
  • احمد جعفرنژاد چقوشی، منوچهر منطقی، محمدرضا صادقی مقدم، محمد گشتاسبی* صفحات 51-80

    بسیاری از بنگاه های خودروسازی در سراسر دنیا برای پاسخ به طیف گسترده تری از مشتریان و کاهش هزینه ها به صورت همزمان و به عبارتی برای سفارشی سازی انبوه به رویکرد توسعه محصول مبتنی بر پلتفرم رو آورده اند. در مسیر پذیرش چنین رویکردی مفهوم سازی و شناسایی توانمندی های توسعه پلتفرم یک اصل حیاتی است. بنابراین هدف اصلی در این تحقیق مفهوم سازی توانمندی توسعه پلتفرم محصول از طریق شناسایی توانمندی های توسعه ماژولهای اصلی و توانمندی های یکپارچه سازی آنها در صنعت خودروسازی می-باشد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از حیث نوع داده، پژوهشی کیفی و اکتشافی مبتنی بر مطالعه موردی محسوب می شود. جامعه آماری این تحقیق صنعت خودروسازی ایران و جامعه پاسخگویان متخصصان دو شرکت ایرانخودرو و سایپا به عنوان دو شرکت خودروسازی بزرگ کشور ایران و همچنین متخصصان دانشگاهی در دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت که همگی سابقه و تجربه توسعه پلتفرم را داشتند، بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و قضاوتی و مطابق با اشباع نظری انجام شد. برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها و اسناد از تحلیل محتوا استفاده شد. توانمندی دانشی فنی پایه، توانمندی مهندسی نیازها و خواسته ها، توانمندی طراحی و معماری سیستم، توانمندی مهندسی زیرسیستمها و توسعه و تکوین قطعات، توانمندی یکپارچه سازی سیستم، و توانمندی آزمون و صحه گذاری به عنوان توانمندی های توسعه ماژلهای اصلی و توانمندی یکپارچه سازی سازمانی، توانمندی یکپارچه سازی زنجیره تامین، و توانمندی یکپارچه سازی فنی به عنوان توانمندی های یکپارچه سازی شناسایی گردیدند. در نهایت برای افزایش اعتبار مقوله های شناسایی شده از تکنیک دلفی فازی استفاده گردید.

    کلیدواژگان: پلتفرم های فناورانه، پلتفرم محصول، توانمندی های توسعه پلتفرم، صنعت خودروسازی، مطالعه چند موردی
  • آرین عظیمی، عباس منوریان، علی اصغر پورعزت*، حسین راغفر صفحات 81-106

    هدف از این پژوهش، ارائه مدلی جهت یادگیری از خط مشی های عمومی است. این پژوهش قصد دارد تا با نگاهی ژرف به خط مشی خصوصی سازی، به بررسی و تبیینی برای درک و بهبود یادگیری از تجارب داخلی و نیز درس آموزی از خط مشی دیگر کشورها بپردازد. در این راستا، با استفاده از راهبرد نظریه داده بنیاد، داده های حاصل از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه مدیران و کارشناسان و مشاوران سازمان خصوصی سازی، وزارت اقتصاد و امور دارایی، وزارت کار، رفاه و تامین اجتماعی، مرکز پژوهش های مجلس، دیوان محاسبات کشور، اعضای هیات علمی دانشکده و موسسات پژوهشی مصاحبه شده است. از آنجایی که راهبرد نظریه داده بنیاد در این پژوهش براساس رویکرد اشتراوس و کوربین است، تحلیل داده ها نیز متاثر از رویکرد ایشان است وطی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی از طریق نرم افزار MAXQDA، تحلیل شد. از نتایجی که در این پژوهش به دست آمد می توان گفت که ایرانیان نتوانستند در عرصه خط مشی خصوصی سازی از تجارب خود و سایر کشورها درس آموزی داشته باشند زیرا بر اجرای خط مشی نظارت نکرده و از شیوه های مناسب آن در ارزیابی ها استفاده نکردند که در نتیجه منجر به بکارگیری راهبردهای سوء و متضاد با اهداف خصوصی سازی شد که پیامدهای منفی را به اقتصاد کشور متحمل کرد. اما زمینه های متفاوت نهادی کشور نیز بر پیچیده تر شدن موضوع یادگیری تاثیر بسزایی گذاشته است به گونه ای که حتی بر شکل گیری منافع و اهداف متضاد و متعارض با اهداف اساسی خصوصی سازی منجر شد.

    کلیدواژگان: ارزشیابی خط مشی عمومی، یادگیری از خط مشی، درس آموزی، خصوصی سازی
  • سولماز سلطانی، روح الله تولایی*، علیرضا اسلامبولچی، یاسر قاسمی نژاد صفحات 107-134

    براساس رویکرد "زنجیره ارزش پورتر" به سازمان، مدیریت دانش به عنوان پشتیبان واحدهای مولد ارزش در سازمان قرار می گیرد. با "نگرش فرآیندی" به سازمان، مدیریت دانش متناسب با ماموریت سازمان می تواند به عنوان فرایند اصلی سازمان محسوب شده، در نهایت منجر به ارتقاء بهره وری سازمانی گردد. هدف اصلی تحقیق، بررسی نقش مدیریت دانش در ابعاد بهره وری شرکت گاز می باشد. برای انجام این پژوهش، با استفاده از نظر متخصصان و خبرگان شرکت گاز، شش دسته از عوامل بهره وری شرکت گاز شناسایی شدند سپس با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری و از طریق ابزار پرسشنامه، عوامل در شش گروه دسته بندی شدند. در این تحقیق، در مرحله ی اول با بررسی ادبیات در زمینه مدیریت دانش و بهره وری شرکت گاز، ابعاد و مولفه های آن شناسایی شدند و در مرحله ی بعدی این ابعاد به صورت یکپارچه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتیجه منجر به طراحی مدل نقش مدیریت دانش در بهره وری شرکت گاز شده است. پرسشنامه ی تحقیق، توسط 7 نفر از خبرگان شرکت گاز تکمیل شده است که نتایج نشان می دهد که مدیریت دانش بیشترین نفوذ را بر سایر عوامل موثر بر بهره وری داشته و در سطح اول مدل قرار گرفته است. عوامل منابع انسانی و سرمایه در سطح دوم قرار گرفته اند و مستقیما از مدیریت دانش اثر می پذیرند. کل عوامل تولید در سطح سوم، عامل مصارف واسطه ای در سطح چهارم و در نهایت عامل بهره وری در سطح پنجم قرار گرفته و بیشترین اثرپذیری را دارد.

    کلیدواژگان: منابع انسانی، مدیریت دانش، بهره وری، عوامل تولید، مصارف واسطه ای، مدل سازی ساختاری تفسیری
  • ناصر شهلائی* صفحات 135-153

    علم، محور اصلی رشد و توسعه است و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای رویارویی با شرایط محیطی، باید منابع علمی و دانشی و فناوری خود را که از سرمایه های معنوی آنهاست، مدیریت کنند. به علت محدودیت و برگشت ناپذیری منابع، اعم از منابع مالی، انسانی و زمان، امکان پرداختن به همه علوم و فناوری های موجود، فراهم نیست. تعیین علوم و فناوری های مورد نیاز، سازمان را از فعالیت های علمی متشتت و غیر مورد نیاز باز می دارد. هدف اصلی این تحقیق، ارایه فرایند مناسب استخراج و اولویت بندی علوم در سازمان های نظامی است و اهداف فرعی آن بدین شرح می باشد: تعیین علوم و فناوری های مورد نیاز سازمان و اولویت بندی علوم و فناوری های مورد نیاز سازمان. تحقیق حاضر بر حسب نتایج تحقیق از نوع کاربردی توسعه ای و به روش موردی زمینه ای و توصیفی تحلیلی می باشد. به دلیل نیاز به بررسی خبرگی، تحقیق با رویکرد آمیخته (هم کیفی و هم کمی) صورت پذیرفت و 10 جلسه خبرگی با دعوت از20 نفر از متخصصان برگزار شد. تعداد جامعه آماری، حدود 250 نفر و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 70 نفر می-باشد. آلفای کرونباخ پرسشنامه محقق ساخته 0.987 است. نتایج تحقیق نشان می دهد که علوم و فناوری های مورد نیاز سازمان های نظامی را می توان با استفاده از رویکرد قابلیت محوری استخراج نمود. قابلیت های مورد نیاز سازمان را باید از وظایف سازمان استخراج نمود. ملاک-های مطلوبیت تعیین اسنادی که بتوان وظایف و قابلیت های مورد نیاز سازمان را استخراج نمود، بدین شرح می باشند: در سطح سازمان باشد؛ در بازه زمانی چشم انداز باشد؛ مصوب باشد.

    کلیدواژگان: سازمان نظامی، علم، فناوری، قابلیت
|
  • Mahmoud Dehghan Nayeri *, Adel Azar, Shayan Javid Milani Pages 1-22

    Technology road mapping as a novel management tool with the future-oriented vision of technologies amend management decision-making while according to its nature and experts’ different worldviews can be classified as a messy problem, which needs to be structured. Today’s business era fluctuations and their turbulence make the organizations employ problem-structuring methods for survival. Therefore, Strategic Options Development and Analysis (SODA) as a problem-structuring method is employed in several studies with the aim of consensus and collaborative development of strategic choices. Hence, the present study aims to provide a technology roadmap of Mazare Novin Iranian Company using SODA potential in cognitive mapping, structuring and making consensus within the experts. Accordingly, SODA developed issue-based roadmaps for each concept, which lead to a combined strategic roadmap of the firm; it also performed central analysis, domain and potent analysis by the means of Decision Explorer software for shedding light on each concept role and the whole model causality. Findings emphasize Human resources with domain and central scores of 12 and 17.27 and R&D department with the domain and central score of 11 and 17.28, respectively as the most influencers of the firm’s technology development and introduce Research as the potent, which flourished in all interviewees cognitive map.

    Keywords: Technology road map, Collaborative modeling, Problem-structuring approach, SODA methodology
  • Vahid Khashei, Mohsen Akbari, Masoomeh Qasemi Shams * Pages 23-50

    In the complex and turbulent conditions that banks are facing, an effective strategic control system that is capable of dealing with problems such as mismanagement, inability to monitor the banking network and instability of the macroeconomic environment is essential. This study has attempted to analyze the models of strategic control model in the banking industry of Iran appropriate to environmental conditions in order to elaborate a strategic control, using a heuristic approach based on the philosophy of social constructionism and the grounded theory approach. In this regard, in the qualitative sector, the results were extracted by MAXQDA software using semi-structured field interviews and interviews with 16 managers, supervisors and experts of four banks operating nationwide. The extracted categories of strategic control patterns in the first stage include strategy content control, strategy implementation control, political control, insight control, responsibly control, surveillance control, special control and strategic capabilities control. Also, in order to verify the fitness of the model, a statistical population of 61 experts and experts in the field of strategic control was selected as a targeted trial using snowball technique as a statistical sample. Data were analyzed by a researcher-made questionnaire on the statistical sample and analyzed using Smart-PLS software.

    Keywords: Business strategy, Strategic Control, Grounded theory, banking industry
  • Ahmad Jafarnejad Chaghoshi, Manouchehr Manteghi, Mohammad Reza Sadeghi Moghadam, Mohammad Goshtasbi * Pages 51-80

    Many automotive firms around the world are turning to platform-based product development to respond to a wider range of customers and reduce costs concurrently, in other words, for mass customization. In the process of adopting such an approach, conceptualizing and identifying platform development capabilities is a crucial principle. So the main objective of this research is to conceptualize the product platform development capabilities by identifying the core module development capabilities and their integration capabilities in the automotive industry. In terms of purpose this research is an applied study and in terms of data type, it is a qualitative and exploratory case study research.The statistical population of this study was the Iranian automotive industry and the respondent community of experts from Iran Khodro and Saipa as well as academic specialists at the Automotive Engineering Faculty of Science and Technology University. The sampling was done in a purposive and judgmental manner with theoretical saturation. Content analysis was used to analyze the interviews and documents. Basic technical knowledge capability, needs and requirements engineering capability, system design and architecture capability, subsystem engineering capability and component development, system integration capability, and test and validation capability as core module development capability And organizational integration capability, supply chain integration capability, and technical integration capability were identified as integration capabilities. Finally, fuzzy Delphi technique was used to increase the validity of the identified Themes.

    Keywords: Technological platforms, product platform, platform development capabilities, Automotive industry, multiple case studies
  • Aryan Azimi, Abbas Monavvarian, Ali Asghar Pourezzat *, Hosein Raghfar Pages 81-106

    The purpose of this study is to provide a model for learning from general policies. This study intends to look deeply into the privatization policy, to examine and explain the understanding and improvement of learning from domestic experiences as well as to learn from other countries' policies. In this regard, using the data theory strategy, data from library studies and interviews with managers and experts and consultants of the Privatization Organization, Ministry of Economy and Finance, Ministry of Labor, Welfare and Social Security, Parliamentary Research Center, Accounting Court Country, faculty, and research institutes interviewed.Since the data theory strategy in this study is based on the Strauss and Corbin approach, data analysis is also influenced by their approach. Three open, axial and selective coding steps were analyzed through MAXQDA software. The results of this study indicate that Iranians could not learn from their own and other countries' experiences in the field of privatization policy because they did not monitor the implementation of the policy and did not use appropriate methods in evaluating it. Consequently, it led to the use of malicious and contradictory privatization strategies that had negative consequences for the country's economy. But the different institutional contexts of the country have also had a major impact on the complexity of the learning process, which has even led to the formation of conflicting interests contrary to the fundamental goals of privatization.

    Keywords: policy evaluation, Policy learning, Learning, Privatization
  • Solmaz Soltani, Rouhollah Tavallaei *, Alireza Slambolchi, Yaser Ghaseminezhad Pages 107-134

    According to “Porter value chain” approach to the organization, knowledge management stands as a supporter of value-generating units in the organization. With a "process approach" to the organization, knowledge management tailored to the mission of the organization can be seen as the core process of the organization, leading to organizational productivity enhancement. The main purpose of this research is investigating the role of knowledge management in the productivity dimensions of Gas Company. To accomplish this research, by experts in the Gas Company, six categories of Gas Company productivity factors were identified. Then, using interpretive structural modeling and questionnaire, factors were classified into six groups. In this study, firstly, by reviewing the literature on knowledge management and productivity of the Gas Company, its dimensions and components were identified and in the next stage, these dimensions were analyzed in an integrated way. The result has led to the design of a knowledge management role model for Gas Company productivity. The research questionnaire has been completed by 7 experts from Gas Company. The results show that knowledge management has the most influence on other factors affecting productivity and stand at the first level of the model. Human resources and capital are at the second level and are directly influenced by knowledge management. All factors of production at third level, intermediate consumption factor at fourth level and finally factor of productivity at fifth level are the most effectiveness.

    Keywords: human resources, Knowledge Management, Productivity, Intermediate Consumption, productive factors, Interpretive Structural Modelling
  • Nasser Shahlaei * Pages 135-153

    Science is the main pillar of growth and development. For Encountering with environmental conditions, Islamic Republic of Iran Armed Forces should manage their scientific, knowledge and time resources, which are their intellectual capital. Because of restriction and irreversibility of resources, including funds, human and time resources, it is impossible to deal with all of the sciences and technologies. Specifying of required sciences and technologies, prevent organization from divided and non-required activities. The main objective of the research is introduction of proper process for extraction and prioritizing of required sciences in military organizations and its subsidiary objectives are determination and prioritizing of required sciences and technologies. The research is an applied- developmental one and in terms of method is a descriptive and survey research. Due to the need for expertise evaluations, the research was performed in a mixed (quantitative and qualitative) approach and 10 expertise meetings were held inviting 20 experts. Statistical society of the research is 250 people and sample size was 70 people according to Chocran formula. Cronbach's alpha of questionnaire was 0.987. The results of the research indicates that required sciences and technologies in military organizations can be extracted by capability based approach. Required capabilities of organization should be extracted from tasks of organization.

    Keywords: military organization, science, technology, capability