فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 1 (پیاپی 67، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/01/27
  • تعداد عناوین: 15
|
  • سهراب مظلومی*، عباس اسماعیلی ساری، نادر بهرامی فر صفحات 1-16
    سابقه و هدف

    ذرات معلق از مهم ترین آلاینده های هوا در شهر تهران بوده که براساس مطالعات اپیدمیولوژیک، برای سلامتی انسان بسیار مخاطره آمیز می باشند. این ذرات حاوی مقادیری از فلزهای سنگین هستند که برخی از آن ها جزء عنصرهای سمی سرطان زا محسوب می شوند. با توجه به اینکه ذرات معلق با قطر کوچکتر از 4 میکرومتر می توانند به نای، نایژه ها و کیسه های هوایی نفوذ کنند، بنابراین در این مطالعه، به بررسی میزان فلزهای سنگین همراه باPM4 در هوای تهران و ارزیابی ریسک سلامت ناشی از آن ها پرداخته شد.

    مواد و روش ها

    نمونه برداری از ذرات معلق PM4 در دو منطقه مسکونی: تهرانپارس در شرق و اکباتان در غرب تهران توسط دستگاه نمونه بردار ذرات معلق هوای Chrono با دبی مکش 10 لیتر در دقیقه، بطور همزمان در دو ایستگاه و هر 6 روز یک بار انجام شد و غلظت ذرات معلق PM4 به روش وزن سنجی محاسبه شد. برای اندازه گیری غلظت فلزهای سنگین، نمونه ها با استفاده از محلول استخراج (شامل اسید HCl و HNO3) هضم شده و آماده سازی انجام گرفت. سپس غلظت فلزهای سنگین در نمونه ها به وسیله دستگاه ICP-MS اندازه گیری شد. جهت بررسی غنای فلزی فاکتور غنی شدگی و برای ارزیابی ریسک سلامت فلزهای سنگین، ریسک سرطان زایی محاسبه شد.

    نتایج و بحث

    در هر دو ایستگاه نمونه برداری بالاترین غلظت در تمام نمونه هایPM4 مربوط به آلومینیوم و آهن بود که دلیل آن فراوانی زیاد این عنصرها در پوسته زمین می تواند باشد. نتایج سنجه غنی شدگی نشان دادAl، Fe، Tiو Mn همراه با ذرات معلق دارای غنی شدگی کم بوده (1EF≤) و منشاء این فلزها بطور عمده پوسته زمین است. Ni و Cr دارای غنی شدگی بالا (10>EF>1) و Zn، Pb، Cu، Sn، As و Cd دارای درجه غنی شدگی بسیار بالا(45<EF) بوده و بیشتر منشاء انسانی دارند. غلظت ذرات معلق PM4 بین دو ایستگاه شرق و غرب تفاوت معنی داری نداشت ولی مقایسه میانگین غلظت فلزهای اندازه گیری شده در نمونه های PM4 بین دو ایستگاه نشان داد که غلظت Mn، Cu، Sn، Ni و As در ایستگاه شرق بطور معنی دار بالاتر از ایستگاه غرب بود. مقایسه فاکتور غنی شدگی بین دو ایستگاه نمونه برداری نیز نشان داد مقادیر EF عنصرهای مورد مطالعه در ایستگاه شرق بالاتر از مقادیر آن در ایستگاه غرب بود که می تواند نشان از سهم بالاتر منبع های انسانی در شرق نسبت به غرب باشد. در میان عنصرهای مورد مطالعه بالاترین ریسک سرطان زایی مربوط به Cr(VI) بود (در شرق 6-10×2/61 و در غرب 6-10×54) که این امر به دلیل سمیت بالای آن می باشد. ریسک سرطان زایی کل براساس میانگین مقادیر فلزهای سمی همراه با PM4 در ایستگاه شرق 6-10×1/120 و در ایستگاه غرب 6-10×1/83 بود.

    نتیجه گیری

    بسیاری از فلزهای سنگین همراه باPM4 شرق و غرب تهران بطور عمده منشاء انسانی داشته و ناشی از فعالیت هایی چون حمل و نقل و وسایل نقلیه هستند. میانگین غلظت برخی فلزهای سنگین همراه با PM4 شرق تهران بالاتر از غرب بود که درنتیجه آن، ریسک سرطا ن زایی ناشی از فلزهای سمی همراه با این ذرات نیز در شرق بالاتر از غرب است. مخاطره آمیزترین عنصر همراه با ذرات معلق هوای شهر تهران از نظر سرطان زاییCr(VI) بود که بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد و منبع های انتشار انسانی آن کنترل گردد.

    کلیدواژگان: فلزهای سنگین، ذرات معلق، فاکتور غنی شدگی، ارزیابی ریسک سلامت، ریسک سرطان زایی
  • فاطمه قربانی پیرعلیدهی*، آزاده قربانی پیرعلیدهی صفحات 17-32
    سابقه و هدف

    آبزی‌پروری به عنوان یک فعالیت کشاورزی است که می‌تواند در تامین نیازهای غذایی و سلامت جمعیت جهان نقش مهمی را ایفا کند. ولی این صنعت در استان گیلان با مشکل های محیط زیستی گسترده ای همچون استفاده ی بیش از حد از هورمون ها و آنتی بیوتیک ها، استفاده از کودهای غیربهداشتی و استفاده ی بیش از حد از کود، رهاسازی پساب مزرعه های پرورش ماهی و برخوردار نبودن مزرعه ها از شناسنامه ی بهداشتی مواجه است که آن را به سوی ناپایداری سوق می دهند. سوالاتی که وجود دارد این است که چگونه می توان آبزی پروران را به انجام رفتارهای متناسب با محیط زیست تشویق کرد؟ چه عواملی در تشویق آبزی پروران و بر انجام رفتارهای محیط زیست گرایانه موثر هستند؟ بنابراین با تلفیق تیوری رفتار برنامه ریزی شده و مدل پذیرش فناوری دیویس که به بررسی عوامل موثر در انجام رفتار می پردازند، چارچوب نظری پژوهش برای بررسی عوامل موثر بر رفتار محیط زیست گرایانه ی آبزی پروران استان گیلان بیان شد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نظر پارادایمی، کمی و از نظر هدف، کاربردی و از جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، توصیفی- همبستگی و علی- رابطه ای است. جامعه ی آماری پژوهش را دو گروه پرورش دهندگان ماهیان گرمابی (5830 نفر) و پرورش دهندگان ماهیان سردآبی استان (200 نفر) تشکیل می دهند. از پرورش دهندگان ماهیان گرمابی 353 نفر و از پرورش دهندگان ماهیان سردآبی 12 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز، پرسشنامه ای محقق ساخته در نه بخش تدوین شد. روایی پرسشنامه از طریق پانل متخصصان و پایایی آن با کمک آلفای کرونباخ تایید شد (89.0 ≥ α≥ 0.73). بمنظور تعیین اعتبار سازه و برازش مدل طراحی شده، از روش تحلیل عاملی تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.

    نتایج و بحث

    نتایج نشان داد که متغیرهای به کار رفته در پژوهش، الگوی مناسبی برای بروز رفتار محیط زیست گرایانه ی آبزی پروران استان گیلان هستند. عامل های فردی با درک مفید بودن و درک آسانی کاربرد، رابطه ی مثبتی را دارند. عامل های اجتماعی نیز با درک مفید بودن رابطه ی مثبت دارند اما با درک آسانی کاربرد رابطه ی منفی و معکوسی را دارند. درک مفید بودن و درک آسانی کاربرد با نگرش نسبت به آن رفتار رابطه ی مثبتی را دارند. همچنین درک مفید بودن با مقدار ضریب بتای بیشتر رابطه ی موثرتری را با نگرش نسبت به یک رفتار دارد. نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده بر قصد رفتاری و رفتار فرد موثر هستند. متغیر نگرش بیشترین رابطه ی مثبت را با قصد رفتاری دارد. درک مفید بودن به شکل مستقیم نیز با قصد رفتاری، رابطه ی مثبت و معنی داری را دارد. قصد رفتاری نیز با ضریب بتا 78.0 ارتباط مثبتی را با رفتار محیط زیست گرایانه آبزی پروران استان دارد و این عامل در کنار کنترل رفتاری درک شده 84 % از تغییرات رفتار را تبیین می کند.

    نتیجه گیری

    نتایج همچنین نشان داد اگر فردی رفتار محیط زیست گرایانه را مفید بداند و از سویی دیگر به کارگیری آن رفتار، آسان و قابل فهم نیز باشد در نتیجه موجب بهبود نگرش محیط زیستی او نیز می شود. در مجموع بررسی مجدد دوره های برگزار شده و تجدید نظر در مطالب بیان شده و نحوه ی مناسب و مطلوب بیان مطالب باید مورد توجه مسیولان ترویجی شیلات استان قرار بگیرد. حمایت های تسهیلاتی و فنی می تواند موجب ایجاد حس استقلال و آزادی عمل در آبزی پروران بمنظور انجام رفتارهای محیط زیست گرایانه شود.

    کلیدواژگان: رفتار محیط زیست گرایانه، نگرش محیط زیستی، آبزی پروری پایدار، الگوی پذیرش فناوری دیویس، تیوری رفتار برنامه ریزی شده
  • قاسم محمدی کاشانی*، عهدیه عابدینی صفحات 33-44
    سابقه و هدف

    جورپایان خشکی زی بزرگترین زیرراسته در راسته جورپایان می باشند و به عنوان یکی از گروه های اصلی تجزیه کننده خاک، نقش مهمی در تسریع بازچرخش مواد گیاهی دارند. از آن جایی که تاکنون مطالعات بسیار کمی روی این تاکسون در جنوب غرب ایران انجام شده است، مطالعه حاضر بمنظور بررسی تنوع زیستی جورپایان خشکی زی در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد.

    مواد و روش ها

    از مکان هایی که بطور بالقوه ممکن است زیستگاه جورپایان خشکی زی باشند، در سراسر استان، نمونه برداری انجام شد. نمونه ها پس از جمع آوری در الکل 96% نگهداری شدند، و برای بررسی های بیشتر به آزمایشگاه منتقل شدند. خرخاکی ها تشریح شدند و اسلایدهای میکروسکوپی از قطعات تشخیصی بدن آنها در یوپارال تهیه شد. نمونه های تایپ یا توصیفات و تصاویر در مقالات اصلی برای شناسایی گونه ها مورد استفاده قرار گرفتند.

    نتایج و بحث

    در این مطالعه بطور کلی 10 گونه جورپای خشکی زی شناسایی شدند. از خانواده Eubelidae Budde-Lund, 1899 گونه Koweitoniscus tamei Omer-Cooper, 1923 و از خانواده Armadillidiidae Brandt, 1833 گونهArmadillidium vulgare Latreille, 1804 معرفی شدند. گونه های Agabiformius lentus Budde-Lund, 1885،Porcellionides pruinosus Brandt, 1833، Porcellio evansi Omer-Cooper, 1923 و P. mehrdadi Kashani et al., 2017 از خانواده Porcellionidae Brandt & Ratzeburg, 1831 و گونه های Protracheoniscus major Dolfuss, 1903، P. ehsani Kashani, 2014، P. sarii Eshaghi, Kiabi & Kashani, 2015 و Mongoloniscus persicus Kashani, 2014 از خانواده Agnaridae Schmidt, 2003 شناسایی شدند. به جز گونه های Porcellio mehrdadi و P. evansi که اخیرا از این استان معرفی شده است، دیگر گونه ها برای فون استان ثبت جدید می باشند.

    نتیجه گیری

    مطالعه حاضر نشان داد که تنوع زیستی جورپایان خشکی زی در استان چهارمحال و بختیاری نسبتا بالا است و پژوهش‌های بیشتر، برای تخمین دقیق تری از تعداد گونه های خرخاکی در این استان ضرورت دارد. 

    کلیدواژگان: جورپایان خشکی زی، تاکسونومی، چهارمحال و بختیاری، ایران
  • بهزاد صنعتی نیا، محمدهادی ابوالحسنی*، عاطفه چمنی صفحات 45-56
    سابقه و هدف

    با آغاز عصر صنعتی و رشد روزافزون تولید و مصرف، تغییرات بسیاری در زندگی انسان ها رخ داده است. نیاز به انرژی و تامین آن از سوخت های فسیلی مانند زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی سبب نشر شدید گازهایی مانند کربن دی اکسید (CO2) در جو شده است.

    مواد و روش ها

    بمنظور بررسی فاکتورهای تاثیر گذار بر تولید دی اکسید کربن در واحدهای صنعتی پرسشنامه ای براساس مشخصات واحدهای صنعتی از جمله محل نمونه برداری، سطح مقطع دودکش، درجه حرارت محیط، میزان رطوبت نسبی، قطر نازل انتخابی، دمای گاز خروجی دودکش، سرعت گاز خروجی، دبی گاز خروجی، دبی گاز خروجی در شرایط استاندارد، حجم مکش شده، حجم مکش شده در شرایط استاندارد، وزن اولیه فیلتر، وزن ثانویه فیلتر، اختلاف وزن فیلتر، میزان ذرات معلق خروجی دودکش خشک و میزان ذرات معلق خروجی دودکش تر گردید. زمان نمونه برداری اواسط هر فصل بوده است، که به ترتیب 15 اردیبهشت، 15 مرداد، 15 آبان و 15 بهمن ماه است.

    نتایج و بحث

    نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد با افزایش سطح مقطع دودکش مقدار دی اکسید کربن و هوای مازاد نیز افزایش یافته است. همچنین با افزایش میزان رطوبت نسبی مقدار دی اکسید کربن و هوای مازاد کاهش پیدا کرده که بیانگر شرایط بهینه محیطی از نظر آلودگی می باشد. در خروجی دودکش با کاهش قطر نازل انتخابی مقدار دی اکسید کربن و هوای مازاد نیز کاهش یافت. با افزایش دمای گاز خروجی دودکش نیز کاهش مقدار دی اکسید کربن و هوای مازاد دیده می شود و نیز با افزایش سرعت گاز خروجی مقدار دی اکسید کربن و هوای مازاد کاهش پیدا کرد. و در آخر با افزایش حجم مکش شده در شرایط استاندارد مقدار دی اکسید کربن و هوای مازاد با هم افزایش پیدا کرد.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج این مطالعه، آنالیز خط مرزی یک روش مناسب برای تعیین اثرهای فاکتورهای موثر بر تولید دی اکسید کربن و هوای مازاد است. 

    کلیدواژگان: دی اکسید کربن، هوای مازاد، آنالیز خط مرزی
  • فائزه علیزاده، سامره فلاحتکار*، افسانه افضلی صفحات 57-70
    سابقه و هدف

    در سه دهه گذشته گرد و خاک به‌عنوان یک پدیده جهانی سبب نگرانی جوامع جهانی شده است. ایران به دلیل قرارگیری در منطقه خشک به‌شدت تحت تاثیر این پدیده است. این پدیده به طور معمول با حمل توده‌ی عظیمی از ذرات معلق همراه است که در عصر جدید با تصاویر ماهواره‌ای به‌طور واضح قابل‌ردیابی و تشخیص هستند. هدف مطالعه حاضر بررسی تغییرات سری زمانی سنجه هواویز جذب با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای در مقیاس ملی است.

    مواد و روش ها

    بمنظور مطالعه روند تغییرات پدیده گرد و خاک در ایران از داده‌های ماهانه ماهواره‌ای سنجه جذب هواویز1 (AAI) سنجنده2SCIAMACHY در سال‌های 2002 - 2012 و 3 GOME-2در سال‌های 2007 - 2017 با استفاده از آزمون ناپارامتریک من - کندال پرداخته شد. نرخ تغییرات مربوط به بخش‌های مختلف با استفاده از شیب تایل – سن4 برآورد شد.

    نتایج و بحث

    نتایج حاصله از داده‌های SCIAMACHY بر مبنای آماره Z، روند صعودی در مناطق غرب، جنوب غرب، مرکز و شمال شرق ایران را در یک دوره 10 ساله نشان می‌دهد. نتایج تحلیل سنجه جذب هواویز سنجنده GOME-2 روند صعودی را در محدوده‌ ای از استان مرکزی، اصفهان، همدان، دریاچه ارومیه، فارس و استان‌های چهارمحال و بختیاری و کهکیلویه و بویراحمد به‌طور کامل و قسمت کوچکی از استان گلستان و سمنان را فاقد روند خاص نشان می دهد. بر اساس آماره p، روند تغییرات در بیشتر مناطق ایران معنی‌دار است. بر مبنای نتایج شیب تایل - سن مناطق غرب، جنوب و مرکز ایران بیشترین تغییرات را در غلظت هواویز جو نشان می‌دهد. انطباق بالای بین نتایج حاضر و گزارش‌های ایستگاه هواشناسی قابلیت بالای داده‌های ماهواره ای مورداستفاده در این تحقیق را جهت شناسایی مناطق درگیر با پدیده گرد و خاک در مقیاس ملی نشان می دهد.

    نتیجه‌گیری

    هر چند پدیده گردوغبار یک پدیده غیر قابل کنترل است ولی می توان با شناساندن محدوده آن در قالب الگوی گردشی و بررسی ویژگی های آماری در بازه های زمانی مختلف به برنامه ریزان فرصت لازم برای مقابله و سازگاری با آن داد بر این اساس پیشنهاد می گردد از این فناوری در مدیریت کلان منابع طبیعی کشور استفاده گردد. 

    کلیدواژگان: سنجه های جذب هواویز، آزمون من - کندال، گرد و خاک
  • ناهید محمودی مه پاش، بابک سوری* صفحات 71-86
    سابقه و هدف

    ذرات گرد و غباری که توسط جریان های هوا حمل می شوند بر کیفیت محیط زیست اثر می گذارند. ترکیب های شیمیایی این ذرات از عامل های موثر بر کیفیت زندگی ساکنان هر منطقه است. گرد و غبار ناشی از فرسایش خاک در سال های اخیر مشکل های فراوانی را برای ساکنان نیمه غربی ایران به وجود آورده است. موقعیت جغرافیای ایران و نزدیکی آن با کشورهایی نظیر عراق، سوریه و عربستان که منابع تولید این گرد و غبار در آن ها قرار دارد در کنار معضلاتی نظیر تغییر اقلیم از جمله دلیل های بروز و تشدید این پدیده بحران ساز تلقی می گردند. از این رو مطالعه و شناسایی ویژگی های این پدیده از جمله ویژگی های شیمیایی آن می تواند به گرفتن تدابیر پیش گیرانه و بیان راهکار علمی برای کنترل آسیب های این پدیده کمک کند. هدف از این مطالعه مقایسه مقادیر یون های محلول موجود در ذرات گرد و غبار باریده بر عرض های مختلف جغرافیایی در نیمه غربی ایران است.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق سه ایستگاه در شهرهای سنندج، خرم آباد و اندیمشک در نیمه غربی ایران برای نمونه برداری از ذرات گرد و غبار تعیین گردید. نمونه برداری به صورت ماهانه به مدت یک سال در شهرهای سنندج، خرم آباد و اندیمشک به طور همزمان و به روش غیر فعال انجام شد و تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده نیز با استفاده از نرم افزارهای SPSS-ver23 وExcel 2016 انجام گردید. برای مقایسه ویژگی های شیمیایی ذرات گرد و غبار از ضریب واگرایی و آزمون چند دامنه ای دانکن استفاده شد.

    نتایج و بحث

    نتایج نشان داد کلسیم و سولفات با میانگین های 592/0، 271/0 میلی گرم بر گرم نسبت به دیگر یون ها از غلظت بالاتری در نمونه های گرد و غبار مطالعه شده برخوردار هستند. بالا بودن غلظت کلسیم نشان می دهد که گرد و غبار باریده بر سه ایستگاه دارای منشا طبیعی بوده و به طور عمده شامل خاک ها و تشکیلات زمین شناسی آهکی می باشد. در ضمن غلظت بالای سولفات نیز نشان دهنده سهم رسوبات تبخیری بویژه کانی ژیپس (سولفات کلسیم آبدار) در ذرات گرد و غبار مورد مطالعه می باشد. محاسبه ضریب واگرایی نیز نشان داد که ویژگی های شیمیایی در سه ایستگاه اکثرا مشابه هستند (5.0CD <). همبستگی ضریب واگرایی کاتیون های سنندج و خرم آباد با فاکتور باد (05.0p <، 99/0 =r)، آنیون های سنندج و اندیمشک با فاکتور بارش و رطوبت به ترتیب (01.0p <، 1 =r) و (05.0p <، 89.0 =r) نشان داد که عوامل هواشناسی در کیفیت ویژگی های شیمیایی ذرات گرد و غبار تاثیر دارد. آزمون چند دامنه ای دانکن نیز نشان داد که سدیم به عنوان عنصری که حلالیت بسیاری بالایی دارد در فصل بهار در هر سه ایستگاه غلظت متفاوتی داشت (05.0>p). همچنین ترکیب هایی مانندCaSO4، Ca(NO3)2،Mg(NO3)2 ، NaCl، KF و CaF2در هر سه ایستگاه مشاهده شد که حضور این ترکیب ها گویای وجود کانی هایی مانند ژیپس، انیدریت و هالیت در ذرات گرد و غبار می باشند.

    نتیجه گیری

    شرایط محیطی عرض های جغرافیایی مختلف از جنبه های متعددی بر ویژگی های شیمیایی ذرات گرد و غبار رسیده از مناطق دور تاثیر گذار هستند. با این حال مقادیر و تغییرات غلظت یون های محلول شامل کاتیون ‌های Ca2+،Mg2+ ،Na+ ،K+ و آنیون هایNO3-، SO4-2،Cl- ،F- در ذرات گرد و غبار باریده بر سه ایستگاه سنندج، خرم آباد و اندیمشک که پس از طی مسافت طولانی به مناطق مختلف نیمه غربی ایران می رسند بیشتر دارای مشابهت زیادی هستند. از این رو می توان گفت که گرد و غبار باریده بر این سه شهر از منابع مشابه و تا حد زیادی یکسان نشات می گیرند. 

    کلیدواژگان: ذرات گرد و غبار، یون های محلول، ضریب واگرایی، آزمون چند دامنه ای، غرب ایران
  • رویا رمضانی کیاسج محله*، محمدجواد امیری، لعبت زبردست صفحات 87-104
    سابقه و هدف

    ارزیابی اثرهای اجتماعی ابزاری راهبردی برای مدیریت فعالیت‌های اجتماعی مرتبط با توسعه با هدف کاهش هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی است. از آنجایی که طرح‌های توسعه اثرها و پیامدهای غیر قابل انکاری را بر ویژگی‌های اجتماعی، اقتصادی و محیط‌ زیستی یک منطقه وارد می‌آورند، بنابراین شناخت این پیامدها و مدیریت آن‌ها افزون بر کاهش تاثیرهای منفی و افزایش پیامدهای مثبت، می‌تواند نقش موثری در پیش‌برد طرح و پایداری آن داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرهای اجتماعی پروژه‌ها و سازه‌های دریایی، اثرهای طرح احداث بندر چمخاله را بر سنجه‌های کیفیت زندگی، سرمایه اجتماعی، اقتصاد و محیط‌ زیست مورد ارزیابی قرار داد.

    مواد و روش‌ها

    پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش توصیفی - تحلیلی و از نوع تحقیق همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، 8840 نفر جمعیت شهر چاف و چمخاله در سال 1395 بودند که با استفاده از فرمول کوکران1، 400 نمونه برآورد شده و به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای با انتساب متناسب توزیع گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بود که روایی آن در دو بخش روایی محتوا و روایی سازه و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ2 به میزان 75/0 مورد تایید قرار گرفت. در نهایت داده‌های حاصل از پرسشنامه، با استفاده از روش‌های تحلیل‌ توصیفی و تحلیل‌ همبستگی در نرم‌افزارهای SPSS 20 و LISREL 8.80 انجام شد.

    نتایج و بحث

    نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی نشان می‌دهد که در بخش کیفیت زندگی، اثرهای بندر بر سنجه کیفیت زندگی 69/5 بوده که نشان دهنده تاثیر مثبت پروژه در این بخش است. بیشترین تاثیرات این بخش، بهبود وضعیت گردشگری با تاثیر 18/7 و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید با تاثیر 01/7 می‌باشد. در بخش سرمایه اجتماعی، تاثیر احداث بندر بر این بخش 78/6 بوده که نشان دهنده تاثیر مثبت پروژه در این بخش است. مهمترین تاثیر این بخش نیز افزایش مشارکت مردم در برنامه‌های توسعه منطقه با تاثیر 20/6 است. در بخش اقتصادی، تاثیر احداث بندر در این بخش، 48/6 برآورد شده که نشان دهنده تاثیر مثبت پروژه در این بخش است. در بخش محیط‌زیست، تاثیر پروژه بر این بخش 90/2- به‌دست آمد که نشان دهنده تاثیر منفی پروژه بر این بخش خواهد بود که ایجاد آلودگی هوا در منطقه با ضریب تاثیر 61/5 و آلودگی آب دریا و تغییر کیفیت آب رودخانه‌ها و آب‌های ساحلی با ضریب تاثیر 46/5 از مهمترین اثرهای منفی احداث بندر بر محیط‌زیست است. از آنجا که در پایداری طرح‌های توسعه، پنج سرمایه اجتماعی، انسانی، مالی، زیرساختی (فیزیکی) و طبیعی بایستی به طور هماهنگ و متعادل ایجاد و یا بهبود یابند، بنابراین لازم است تا ضمن کاهش اثرهای منفی، اثرهای مثبت طرح نیز تقویت گردد تا اجرای پروژه بتواند گامی در راستای بهبود اوضاع اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی منطقه باشد.

    نتیجه گیری

    اثرهای اجتماعی پروژه‌های احداث بندر نیز به اندازه اثرهای اقتصادی آن ها دارای اهمیت بوده و تاثیر مستقیمی بر سرنوشت پروژه و دستیابی به اهداف آن دارد. با توجه به اینکه اینگونه پروژه‌ها اثرهای قابل توجهی بر زندگی مردم دارند، بنابراین ارزیابی اثرهای اجتماعی، کمک می‌کند تا مردم از اثرهای طرح‌ها آگاهی یابند، که این آگاهی به توسعه‌ی اجتماعی، افزایش کارآمدی توسعه و کاهش اثرهای منفی طرح‌های توسعه منجر شده و حرکتی به سوی توسعه‌ی پایدار خواهد بود. 

    کلیدواژگان: ارزیابی اثرهای اجتماعی، احداث بندر، صاحبان منافع، تحلیل عاملی تاییدی، چمخاله
  • مهدی جعفری*، غلامرضا زهتابیان، حسن احمدی، طیبه مصباح زاده، علی اکبر نوروزی صفحات 105-116
    سابقه و هدف

    پدیده گرد و غبار در شرایط امروزی ایران به عنوان یک مخاطره جدی مشکلات عمده ای را برای محیط زیست و سلامت مردم بوجود آورده است. تحقیقات نشان می دهد که بسامد و شدت این توفان ها در سال های اخیر افزایش یافته است علاوه بر این مدل های عددی هواشناسی نیز به تنهایی قادر به ردیابی و آشکارسازی توفان های گرد و غبار نیستند و این امر ضرورت استفاده از روش های بارزسازی گرد و غبار بر اساس داده سنجش از دور را نمایان می سازد. هدف این تحقیق تجزیه و تحلیل داده های آماری و شناسایی روزهای همراه با گرد و غبار، منشا گرد و غبار وارد شده به منطقه اصفهان و شناسایی مسیر حرکت آن می باشد.

    مواد و روش ها

    برای بررسی آماری گردوغبار، از داده های گردوغبار به صورت روزانه طی 8 ساعت دیده بانی ساعتی در قالب کدهای ویژه ای در دوره 4 ساله (2013-2010)، از ایستگاه منتخب در منطقه مطالعاتی با دوره آماری مناسب، از سازمان هواشناسی اخذ گردید که با استفاده از روش های آماری پردازش و تحلیل شدند. به منظور بارزسازی پدیده گرد و غبار، پس از تصحیح هندسی تصاویر، مقادیر رادیانس تصاویر با استفاده از عکس تابع پلانک به دمای درخشندگی تبدیل شد. تصحیحات و پردازش تصاویر در محیط ENVI صورت پذیرفت. به توجه به تاثیر عمده ای که ذرات گرد و غبار بر روی میزان بازتابش و دمای درخشندگی باندهای 31 و 32 سنجنده مادیس می گذارند، از تفاضل دمای درخشندگی دو باند مذکور به منظور بارزسازی توده های گرد و غبار استفاده شد. از آنجایی که آلبیدوی رخداد گرد و غبار در طول موج 12 میکرومتر بیشتر از طول موج 11 میکرومتر است بنابراین اختلاف دمای درخشندگی طول موج های 11 و 12 میکرومتر مربوط به رخداد گرد و غبار منفی است. هم چنین به منظور ممانعت از آشکارسازی نواحی ابری آستانه دمایی 290 درجه کلوین مربوط به محدوده طیفی 12 میکرومتر اعمال شد. به منظور ردیابی مسیر حرکت ذرات گرد و غبار مدل لاگرانژی HYSPLIT به کار گرفته شد.

    نتایج و بحث

    نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموع 1467 روز پدیده گرد و غبار برای ایستگاه های منتخب طی دوره آماری2013-2010 گزارش شده که ایستگاه نایین با 634 روز بیشترین و ایستگاه کاشان با 50 روز کمترین فراوانی گرد و غبار را دارا بودند. هم چنین نتایج حاکی از آن است که ماه های می، ژوین و آوریل بیشترین و ماه های دسامبر و ژانویه کمترین درصد رخداد را دارا بودند. بررسی فراوانی ماهانه گرد و غبار نشان داد که 57/44% از کل رخداد گرد و غبار در ماه آوریل، می و ژوین و 32/4% در ماه دسامبر و ژانویه بوقوع پیوسته است. با این توصیف می توان گفت که تغییرات فراوانی ماهانه گرد و غبار در منطقه بیشتر از هر چیز ازشرایط اقلیم همدید حاکم در منطقه در ماه های سال تبعیت می کند. کاربرد ویژگی های مربوط به دمای درخشندگی و اعمال آستانه های دمایی به منظور تفکیک گرد و غبار از عوارض زمینی به خصوص در مناطق با پس زمینه روشن که دارای بازتابندگی مشابه هستند و نیز تفکیک گرد و غبار از ابرها، در بارزسازی گرد و غبار یاری رسان بوده است نتایج حاصل از ردیابی نشان می دهد که مسیر اصلی برای انتقال گرد و غبار به منطقه مورد مطالعه جنوب غربی –شمال شرقی است..

    نتیجه گیری

    به طور کلی، با توجه به تصاویر ماهواره ای در روز شروع و روز اوج گرد و غبار، منابع اصلی گرد و غبارهای وارد به منطقه مورد مطالعه شامل: بیابان های شمال صحرای عربستان می باشند. براساس نتایج بدست آمده از پردازش تصاویر و خروجی مدل شمال عربستان و مسیر جنوب غربی- شمال شرقی به ترتیب منشا و مسیر اصلی ورود گرد و غبار برای اصفهان محسوب می شوند. 

    کلیدواژگان: گرد و غبار، دمای درخشندگی، مادیس، اصفهان، HYSPLIT
  • مریم قاسمی*، شیرین صاحبی، جواد مهرگان مجد صفحات 117-136
    سابقه و هدف

    امروزه تاب آوری، به منزله ی یکی از سنجه های موثر در فرآیند مدیریت بحران، رویکردی اجتماع محور برای ارتقای آمادگی در مواجهه با مخاطرات محیطی محسوب می شود. از این رو جوامع در تلاش هستند با افزایش تاب آوری در مواجهه با بحران، آسیب پذیری را کاهش دهند. براین اساس مطالعه حاضر به شناسایی راهبردهای افزایش تاب آوری معیشت خانوارهای روستایی در مواجهه با خشکسالی می پردازد.

    مواد و روش ها

    روش تحقیق توصیفی و واحد تحلیل مطلعان محلی هشت روستای در معرض خشکسالی دهستان گلمکان شهرستان چناران بوده است. در این مطالعه از دو ابزار برنامه ریزی راهبردی SWOT و QSPM استفاده شد، در این راستا و براساس مطالعات میدانی و اسنادی گسترده 17 نقطه قوت و فرصت به عنوان مزیت و 15 نقطه ضعف و تهدید به عنوان محدودیت و تنگنا پیش روی تاب‌آوری معیشت خانوارهای روستایی در معرض خشکسالی شناسایی و نظرهای 96 نفر از مطلعان محلی سوال شد. آلفای کرونباخ 84/0 بیانگر پایایی مطلوب ابزار تحقیق است. نتایج و بحث: نتایج نشان داد در ماتریس SWOT با توجه به امتیاز نهایی در 21.2=IFE و 91.1=EFE، بمنظور افزایش تاب آوری معیشت خانوارهای روستایی راهبردهای تدافعی (حداقل - حداقل) بهینه تشخیص داده شد. در این زمینه مهم ترین راهبرد تاب آوری معیشت «تنوع بخشی اقتصاد نواحی روستایی در معرض خشکسالی»، در ماتریس QSPM با امتیاز 42.2 شناسایی گردید.

    نتیجه گیری

    ضروری است در نواحی در معرض خشکسالی پایه های توسعه را متناسب با کم‌آبی و اقتصاد غیرزراعی شکل داد تا تاب آوری معیشتی روستاییان در مواجهه با خشکسالی افزایش یابد.

    کلیدواژگان: تاب آوری معیشت، خشکسالی، خانوارهای روستایی، تنوع معیشتی، SWOT-QSPM
  • علی اکبر جعفرزاده، علی مهدوی*، سید رشید فلاح شمسی، رسول یوسف پور صفحات 137-150
    سابقه و هدف

    تا کنون سهم اکوسیستم های جنگلی در اقتصاد جهانی و سلامت بشر بطور گسترده در علم و سیاست مورد شناسایی قرار گرفته است. در جنگلهای گرمسیری و نیمه گرمسیری، خدمات چندمنظوره از جمله ترسیب کربن، تولید چوب و غذا، تنظیم آب و اکوتوریسم مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج بدست آمده از تحقیقات مختلف نشان داده که کارکردهای تولید و ذخیره آب دارای اولویت بیشتر در میان دیگر کارکردها بوده است. با یک تاخیر معنی دار نسبت به سایر کشورها، در ایران نیز مطالعات مختلفی طی سال‌های اخیر بخصوص در جنگل‌های شمال، در ارتباط با شناسایی و ارزشگذاری خدمات اکوسیستم به انجام رسیده است. این مطالعه در نظر دارد تا مهمترین خدمات اکوسیستم موجود در چشم‌انداز جنگل‌های حوزه میشخاص استان ایلام شامل تولید آب، ترسیب کربن، جلوگیری از هدر رفت خاک و کارکرد تولیدی را مورد بررسی و ارزشگذاری اقتصادی قرار دهد.

    مواد و روش ها

    در این مقاله 4 مورد از خدمات اکوسیستم جنگل‌های زاگرس در حوزه آبخیز میشخاص شهرستان ایلام از منظر اقتصادی مورد مطالعه و ارزشگذاری قرار گرفت. در این مطالعه برای محاسبه کارکرد تولیدی محصولات غیرچوبی جنگل مورد مطالعه از روش‌ ارزشگذاری مستقیم بازار (ارزش فعلی خالص)، و برای برآورد خدمات اکوسیستمی شامل تولید آب، جلوگیری از فرسایش خاک و ترسیب کربن به ترتیب از مدل تولید آب InVEST، روش تجربی EPM اصلاح شده و محاسبه کربن کل (بیوماس هوایی، زیرزمینی، لاشبرگ و خاک) استفاده گردید.

    نتایج و بحث

    کل ارزشگذاری اقتصادی خدمات بررسی شده برای منطقه 549534 میلیون ریال بدست آمد، مجموع ارزش اقتصادی سالانه محصولات غیرچوبی جنگل‌های منطقه یعنی ارزش کارکرد تولیدی آنها 38508 میلیون ریال و ارزش اقتصادی سالانه برای هر هکتار 37/9 میلیون ریال بدست آمد که نقش زیادی در اقتصاد خانوارهای بهره بردار در منطقه دارد. در این تحقیق، بر پایه محاسبات انجام شده، ارزش هر هکتار از اکوسیستم جنگلی منطقه برای تولید سالیانه آب معادل 5/58 میلیون ریال بدست آمد. در این تحقیق مشخص شد که کارکرد تولید آب دارای بیشترین ارزش بین سایر خدمات اکوسیستمی مورد مطالعه بود و 7/43 درصد از سهم ارزشگذاری خدمات را به خود اختصاص داد. در ارتباط با جلوگیری از فرسایش خاک نتایج نشان داد که در اکوسیستم جنگل مقدار فرسایش خاک 05/1 تن در هکتار نسبت به میانگین سایر کاربری‌های حوزه کمتر است و سالیانه در هر هکتار از جنگل‌های منطقه میزان 1050 کیلوگرم در هکتار از هدر رفت عناصر خاک جلوگیری می شود، که دارای ارزش ریالی 22 میلیون ریال می باشد. بعبارت دیگر جنگل‌های منطقه مورد مطالعه قادر هستند مانع از تحمیل حدود 90604 میلیون ریال خسارات ناشی از فرسایش و هدر رفت خاک شوند. هر هکتار از این جنگلهای منطقه 25/41 تن ترسیب و ذخیره کربن اتفاق می افتد که با توجه به سطح زیر پوشش این جنگلها کل مقدار ترسیب کربن 169442 تن بوده که دارای ارزشی معادل 180049 میلیون ریال می باشد و اهمیت این جنگلها را نشان می دهد، از کل ارزشگذاری خدمات صورت گرفته در منطقه 8/32 درصد آن مربوط به کارکرد ترسیب کربن بوده است.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق بیانگر آن است که خدمات و کارکردهای زیست محیطی جنگل‌های منطقه رایگان نیستند و ارزش و بهای اقتصادی به ظاهر نهفته ای دارند که بسیار مهم اند و دارای ارزش ریالی خیلی بیشتری نسبت به ارزش های بازاری و قابل تبادل در بازار (برداشت محصولات غیرچوبی) هستند. 

    کلیدواژگان: کارکرد تولیدی، تولید آب، ترسیب کربن، جلوگیری از فرسایش خاک
  • سارا عبداللهی*، سید محمدحسین حسینی، ریحانه دهقان صفحات 151-164
    سابقه و هدف

    پایش کیفیت آب های زیرزمینی در اطراف محل دفن زباله از لحاظ زیست محیطی بسیار مهم می باشد. به علت ازدیاد جمعیت و بالا رفتن سطح زندگی و پیشرفت تکنولوژی، مواد زاید جامد گوناگون حاصل از فعالیت های انسانی و صنعتی در حال افزایش می باشد. هدف از این تحقیق تعیین کیفیت شیمیایی و فلزات سنگین سرب، کادمیوم، مس و روی در آب چاه های اطراف لندفیل آزادشهر می باشد.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق به منظور بررسی میزان غلظت فلزات سنگین در منابع آب های زیرزمینی اطراف محل دفن زباله شهرستان آزادشهر، نمونه برداری آب از 7 حلقه چاه عمیق اطراف محل دفن زباله انجام شد. نمونه برداری در فصل بهار و تابستان سال 1396 به صورت هر فصل یک نمونه انجام شد. نمونه برداری در بطری های شیشه ای مطابق روش استاندار متد برداشته شد و در مجاورت یخ و بلافاصله به آزمایشگاه شیمی آب و فاضلاب دانشکده بهداشت منتقل شد. پس از تهیه محلول استاندارد خاص هر یک از عناصر سنگین، با استفاده از دستگاه پلاروگراف متروم غلظت عناصر سرب، کادمیوم، مس و روی نمونه ها بر حسب میکروگرم در لیتر قرایت شد. پس از تعیین غلظت پارامترهای فوق و آنالیزهای آماری و رسم گراف های مربوطه توسط نرم افزار های Excel و SPSS نسبت به تحلیل نتایج و مقایسه غلظت ها در پایین دست و بالادست اقدام گردید.

    نتایج و بحث

    نتایج این تحقیق نشان می دهد که غلظت پارامترهای شیمیایی آب چاه های اطراف لندفیل در زیر حد استاندارد آب شرب کشور قرار دارد. همچنین غلظت تمامی عناصر در چاه های پایین دست بیشتر از چاه های بالادست اندازه گیری شد. از آن جایی که آزادشهر یک منطقه کشاورزی است، لذا آلودگی آب های زیرزمینی که در کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد، می تواند منجر به انتقال فلزات سنگین از طریق محصولات کشاورزی به انسان گردد، لذا باید تمهیدات سختگیرانه ای برای جلوگیری از آلودگی آب های زیرزمینی منطقه اعمال گردد.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان می دهد که غلظت پارامترهای شیمیایی آب چاه های اطراف لندفیل در زیر حد استاندارد آب شرب کشور قرار دارد و غلظت فلزات سنگین کادمیوم، سرب، روی و مس کمتر از حد استاندار می باشد. 

    کلیدواژگان: لندفیل- کادمیوم- آزاد شهر- سرب
  • اکرم سیفی*، حسین ریاحی مدوار صفحات 165-186
    سابقه و هدف

    فعالیت های صنعتی و کشاورزی و در نتیجه عناصر سنگین و سمی حاصل از آنها به شدت کیفیت آب ها، سلامت عمومی و محیط زیست را تهدید می کنند. بنابراین تعیین مناطق تحت تاثیر عناصر سنگین و سمی و ریسک آلودگی آنها به عنوان موضوعی مهم و حساس مطرح است. هدف اصلی تحقیق حاضر، ترکیب روش های شبکه های بیزین و تکنیک های شبیه-سازی متوالی گوسی به منظور ارزیابی خطر آلودگی فلزات سنگین و عناصر سمی در آب های منطقه مس سرچشمه است.

    مواد و روش ها

    در این مقاله، از 924 نمونه مربوط به 82 نقطه و 9 عنصر سنگین از سه منطقه متفاوت شامل زهاب های سطحی رودخانه شور، سدهای رسوبگیر و سایت اصلی معدنکاری منطقه مس سرچشمه استفاده شد و پهنه بندی مکانی انجام شد. اطلاعات بر اساس استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست در دو کلاس خطر کم و زیاد طبقه بندی شدند. از تحلیل بیزین و الگوریتم های یادگیری بیزین برای تحلیل و بررسی خصوصیات همبستگی عناصر سنگین و استخراج وزن های بیزین استفاده شد. بر اساس ساختار بدست آمده از شبکه بیزین، عناصر روی، آهن و مولیبدن به عنوان پارامترهای کلیدی آلودگی منطقه مورد مطالعه انتخاب شدند. برای این 3 عنصر، احتمال شرطی به هر نقطه اختصاص داده شد و شاخص ریسک بیزین (BRI) به عنوان نرخ خطی وزن دهی کلاس های ریسک، محاسبه شد. در نهایت مدل سازی زمین آماری و روش شبیه سازی متوالی گوسی (SGS) برای تولید نقشه های ریسک آلودگی بر مبنای شاخص BRI و نقشه انحراف استاندارد بکار برده شد.

    نتایج و بحث

    براساس نتایج تحلیل بیزین سه عنصر Zn، Mo و Fe به عنوان مشخصه های اساسی و کلیدی در تعیین و پیش بینی ریسک آلودگی زون های مورد مطالعه تشخیص داده شدند و متعلق به ساختار اصلی شبکه بیزین با الگوریتم MWST بودند. نتایج نشان دادند که بیشترین ریسک آلودگی در مناطق سایت اصلی معدنکاری و در سدرسوبگیر وجود دارد. بر اساس نتایج حاصله از مولفه های BRIZn، BRIMo و BRIFe، قسمت هایی از مناطق جنوبی و شمالی واقع در زون شماره 1 (سایت اصلی معدنکاری) و اکثر نقاط زون شماره 3 (سد رسوبگیر) شامل مناطق غربی، مرکزی و جنوبی ریسک زیاد آلودگی دارند که باید تمهیدات لازم برای رفع مشکل آلودگی منابع آب در این مناطق اندیشیده شود. نتایج در زون شماره 2 (زهاب جاری در رودخانه شور) ریسک آلودگی کمی را نشان دادند. طبق نتایج، به طور متوسط به ترتیب 19 و 22 درصد مساحت زون ها در کلاس های ریسک خطر آلودگی زیاد و کم قرار گرفتند. نقشه پهنه های حاصل از ریسک و غلظت فلزات سنگین نشان دهنده انحراف معیار زیاد و تغیرات وسیع آنها در محدوده مجتمع مس و سد رسوب گیر است و انتقال فلزات از محل مجتمع مس و تجمع آنها در سد را نشان می دهد و نیاز به پایش و تصفیه فلزات سنگین از زه آب تولیدی شرکت مس و لزوم استحصال بهتر فلزات جانبی از زه آب مس را ایجاب می نماید.

    نتیجه گیری

    طبق نتایج آلودگی عناصر سنگین و سمی در منابع آب منطقه مس سرچشمه و جریان های پایین دست آن بالاست که باعث نفوذ آلاینده ها به منابع آب زیرزمینی دشت رفسنجان می شود و نشان دهنده فقدان روش استحصال مناسب فلات سنگین در فرآیند های مجتمع مس سرچشمه است. 

    کلیدواژگان: زمین آمار، سیستم اطلاعات جغرافیایی، عناصر سنگین، کلاس ریسک، شبیه سازی گوسین متوالی، نیم تغییرنما
  • پرستو حسن پور، رومینا سیاح نیا*، حسن اسماعیل زاده صفحات 187-202
    سابقه و هدف

    فضای سبز شهری به‌عنوان بخش مهمی از اکوسیستم پیچیده شهری، خدمات اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را برای ارتقاء کیفیت زندگی در شهرها عرضه می کند. امروزه رشد سریع شهرنشینی به همراه تغییرات زیاد در پوشش و کاربری زمین ها سبب کاهش خدمات اکولوژیک و در نتیجه موجب بروز پیامدهای منفی محیط زیستی شده است. بر همین اساس هدف از این مطالعه بررسی روند تغییرات در وسعت و ساختار اکولوژیک فضای سبز منطقه 22 تهران در سال‌های 1996 تا 2018 با رویکرد اکولوژی سیمای سرزمین بمنظور بیان راهبردهای بهینه توسعه فضای سبز است.

    مواد و روش ها

    منطقه مطالعاتی در این پژوهش، منطقه 22 شهرداری تهران می باشد. با توجه به این‌که یکی از اصول اکولوژی سیمای سرزمین بررسی تغییرات کاربری‌ها و پوشش زمین ها است بنابراین با استفاده از تصاویر ماهواره لندست1 در سال‌های 1996 و 2018 نقشه‌های پوشش زمین های منطقه 22 تهران با روش طبقه بندی نظارت شده در 4 کلاس انسان‌ساخت، فضای سبز، فضای باز و لکه‌های آبی تهیه و در ادامه مطالعه با سنجه‌های سیمای سرزمین در سطح سیمای سرزمین شامل آنتروپی نرمال شده، غنای گونه‌ای، تراکم حاشیه، مساحت لکه، انعطاف‌پذیری لکه و نیز در سطح کلاس شامل مساحت طبقه، تعداد لکه‌ها، تراکم حاشیه در سطح کلاس، میانگین اندازه و میانگین شکل لکه سیمای سرزمین مورد تحلیل قرار گرفت.

    نتایج و بحث

    یافته‌های تحقیق بیانگر این است که لکه‌های سبز منطقه22 تهران در سال 2018 در مقایسه با سال‌ 1996 ازنظر پیوستگی و اندازه و شکل دچار تغییرات عمده شده و در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، چراکه ساختار فضاهای سبز شهری ریزدانه گشته و حالت تکه‌تکه شده پیداکرده است. به عبارت دیگر دو نوع تغییر عمده در سیمای سرزمین منطقه شامل ایجاد لکه‌های جدید و جدا شدن لکه ها رخ‌داده است.

    نتیجه‌گیری

    با توجه به قابلیت‌های تحلیلی متریک‌های سیمای سرزمین در بهبود ساختار اکولوژیک شهرها و ارزیابی وضعیت فضای سبز پیشنهاد می‌شود رویکرد اکولوژی سیمای سرزمین در برنامه‌ریزی و مدیریت فضای سبز شهرها مدنظر قرار گیرد. 

    کلیدواژگان: فضای سبز، اکولوژی سیمای سرزمین، سنجه های سیمای سرزمین، منطقه 22 تهران
  • حجت الله محبوبی، محسن آزادبخت* صفحات 203-218
    سابقه وهدف

    در بسیاری از تحقیق ها برای پایش تغییرات سطح آب ابتدا تصاویر چندزمانه به طور مجزا تحلیل می شوند و پس از استخراج محدوده آب، این محدوده ها با یکدیگر مقایسه شده و میزان تغییرات مشخص می‏ گردد. با وجود این، به روش هایی نیاز است که افزون بر دقت زیاد، شناسایی تغییرات را نیز تسهیل کنند. بنابراین، برای نیل به این هدف، در این تحقیق از روش ه ای ادغام تصاویر چند زمانه و طبقه بندی جهت استخراج تغییرات دریاچه مهارلو بین سال های 2013 تا 2018 استفاده می‏ شود.

    مواد و روش ها

    پس از انجام پیش ‏پردازش ‏های لازم، از دو روش گرام – اشمیت و تبدیل مولفه های اصلی برای ادغام تصاویر استفاده شد و با اعمال روش های طبقه‌بندی بر روی تصاویر ادغام شده، مناطق تغییریافته و بدون ‏تغییر استخراج شدند. از روش های ماشین بردار پشتیبان (SVM)2 و حداکثر احتمال (ML)3 برای طبقه بندی تصاویر ادغام شده استفاده گردید. در مرحله بعد، ترکیب این روش‏ ها با یکدیگر مقایسه شده و بهترین ترکیب دوتایی استخراج گردیده است. در نهایت، روش انتخاب شده در این تحقیق با روش ‏های مرسوم پایش تغییرات مقایسه شد.

    نتایج و بحث

    پس از مقایسه نتایج مشخص شد که دریاچه مهارلو از سال 2013 تا 2018 بر اساس روش گرام اشمیت - ماشین بردار پشتیبان حدود 3/163 کیلومتر عقب نشینی داشته است. بمنظور ارزیابی صحت نتایج، از صحت کلی و سنجه کاپا استفاده شد. با توجه به نتایج به دست آمده، روش گرام اشمیت - ماشین بردار پشتیبان دارای صحت کلی 33/99 درصد بوده و ضریب کاپای 99/0 را داراست و دارای کمترین خطای نسبی یعنی 92/3 کیلومترمربع می ‏باشد و نسبت به روش‏ های دیگر تغییرات را بهتر نشان می ‏دهد و نتایج آن به واقعیت زمینی نزدیکتر است. در مرحله بعد، سطوح آب با استفاده از روش ‏های مرسوم آشکارسازی تغییرات مانند روش تفاضل تصاویر، نسبت گیری باندی و تفاضل سنجه پوشش گیاهی از تصاویر استخراج شد و با نتایج حاصل از روش گرام اشمیت - ماشین بردار پشتیبان مورد مقایسه قرار گرفت. با توجه به نتایج گرفته شده، روش گرام اشمیت - ماشین بردار پشتیبان نسبت به روش ‏های دیگر دارای صحت کلی و ضریب کاپای بالاتر و در عین حال کمترین خطای نسبی می ‏باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان می دهد که روش گرام- اشمیت برای ادغام تصاویر و ماشین بردار پشتیبان برای طبقه‏ بندی، نتایج مطلوبی در استخراج تغییرات در تصویر داشته است. این روش می‏ تواند به عنوان ابزاری موثر در پایش تغییرات مورد استفاده قرار گیرد، بویژه اینکه، ادغام تصاویر به دلیل بالا بردن قدرت تفکیک تصاویر می ‏تواند در بالا بردن دقت طبقه ‏بندی نیز موثر باشد. 

    کلیدواژگان: گرام - اشمیت، تبدیل مولفه های اصلی، ماشین بردار پشتیبان، حداکثر احتمال، آشکارسازی تغییرات
  • مالک ربیعی صادق آبادی، امید نوری*، رضا دیهیم فرد صفحات 219-236
    سابقه و هدف

    فضای سبز شهری دارای کارکردهای متعدد و حیاتی است. بهبود و تغییر سلامت جسمی و روانی موجودات زنده، بویژه انسان‌ها، زیباسازی محیط زیست، کاهش اثرهای مخرب تغییرات اقلیمی نظیر مهار تندبادها و سیلاب‌ها و همچنین کنترل و کاهش آلاینده‏ های خطرناک نظیر آنچه امروزه تهران و بیشتر کلان شهرهای کشور با تهدید آن روبرو هستند، تنها بخش ملموسی از اثرهای فضاهای سبز، بویژه جنگل‌های شهری و درختان موجود در شهر هستند. به دلیل اقلیم نیمه خشک تهران، چالش های زیادی برای انتخاب گیاهان مناسب برای ایجاد فضای سبز وجود دارد. اگر همه معیار های انتخاب گیاهان برای فضای سبز شهری در نظر گرفته نشود، خسارت های محیط زیستی و ضررهای مالی زیادی ممکن است ایجاد شود. تعیین عامل های ارزیابی گونه های گیاهی در فضای سبز شهری از استاندارد خاصی برخوردار نبوده و در بیشتر منابع تنها به برخی از آن ها اشاره شده است. هدف از انجام این پژوهش ایجاد فضای سبز پایدار برای منطقه مورد مطالعه بود.

    مواد روش ها

    پس از بررسی منابع علمی، عامل هایی که از نظر کاربردی در انتخاب گیاه نقش دارند، تعیین شد. به طور کلی این عامل ها در شش مقوله سازگاری منطقه ای، سازگاری محیط زیست شهری، زیبایی شناختی، نگهداری، خصوصیات رشدیو مزایای ویژه طبقه بندی و محتوای هر مقوله تعیین شد. برای تعیین ضرایب از روش "تحلیل سلسله مراتبی" (AHP) استفاده شد. این روش یکی از روش های پرکاربرد برای رتبه بندی و تعیین اهمیت عوامل است که با استفاده از مقایسات زوجی گزینه ها به اولویت بندی هر یک از معیارها می پردازد. برای تعیین مقدار ضرایب، جدول هایی در قالب پرسش نامه طرح و به 8 نفر از کارشناسان متخصص و آشنا به منطقه مربوطه داده شد، سپس از داده های به دست آمده میانگین گرفته، و با استفاده از نرم افزار Expert choice مقدار ضرایب به دست آمد. فهرستی از گونه های رایج که در تهران کاشته می شوند و گونه هایی که یک نمونه از آنها در باغ گیاه شناسی تهران موجود بوده و نتیجه قابل قبولی داشته است، تهیه شد. امتیازدهی به گونه های گیاهی بین 0 تا 3 صورت گرفت و برای حالت های بینابینی از اعداد 5/0، 5/1 و 5/2 استفاده شد. این امتیازدهی توسط متخصصان مربوطه انجام شد و در پایان از نظرهای مختلف میانگین گرفته شد. پس از ضرب وزن هر عامل در امتیاز هر گونه، وزن نهایی گیاهان مشخص شد و گیاهان مناسب و به نسبت مناسب برای کاشت شناسایی شدند. به دلیل اهمیت مسیله تغییر اقلیم، عامل هایی که ممکن است تحت تاثیر آن قرار گیرند، به کمک پیش بینی اقلیم آینده با استفاده از نرم افزار LARSE-WG 5.1تحت مدل HadCM3 که دارای سه سناریو انتشار به نام A1B، B1 و A2 در دو دوره زمانی (2011 - 2030) و (2046 - 2065) هستند، و همچنین بررسی منابع معتبر تعیین، و وزن این عامل ها جداگانه در امتیاز گونه ها ضرب شده و بر این اساس گیاهان مناسب و به نسبت مناسب اولویت بندی و برای کاشت معرفی شدند. نتایج و بحث: به طور کلی نتایج نشان داد که بسیاری از گونه های غالب فضای سبز تهران، گیاهان مناسب (از نظر عامل هایی که بررسی شده اند) نیستند و گیاهان جدید مناسبی (با توجه به عامل های بررسی شده و امتیاز کسب شده توسط گیاهان) برای کاشت وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. به عنوان نمونه از گونه های درختی مناسب می توان به خرنوب، لیلکی بی خار و خاردار، عناب، گز، سوفورا، پسته چینی، بلوط قرمز، بلوط خاکستری، داغداغان، بلوط همیشه سبز و... اشاره کرد. از گونه های درختچه ای مناسب می توان به ارغوان، زرشک زینتی، سنجد زینتی، انگور فرنگی، طاووسی، گل نار، سماق و پیروکانتا اشاره کرد. پیشنهاد می شود گونه های جدید قبل از کاشت ارزیابی شده، تا خطری برای محیط زیست نداشته باشند.

    نتیجه گیری

    به طور کلی، نتایج نشان داد که بسیاری از گیاهان غالب در فضای سبز تهران گونه های مناسبی نیستند و گیاهان مناسبی نیز وجود دارند که توجه کمتری به آن نشان داده اند. باید قبل از معرفی گیاهان جدید و وارد کردن آنها به محیط شهر، برای چند سال در مقیاس کوچک آزمایش شوند تا مهاجم نبودن آنها تایید شود. یافته های این تحقیق به همراه سایر خصوصیات درخت برای دستیابی به بهترین نتایج، قابل استفاده است. نتایج این تحقیق برای شهرهای مشابه اقلیم تهران قابل استفاده است. برای تسهیل در انتخاب گیاهان در این تحقیق از تعدادی معیار برای انتخاب گیاهان استفاده شده ولی باید توجه داشت که تلفیق تجربه (مشاهده ها و کارشناسان باتجربه) با این یافته ها، در انتخاب گیاهان مناسب، اثربخشی بیشتری دارد. 

    کلیدواژگان: تحلیل سلسله مراتبی، تغییر اقلیم، شهرهای نیمه خشک، فضای سبز شهری