فهرست مطالب

  • پیاپی 82 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • میثم خاتمی نیا، محمدحسن حسن زاده نیری* صفحات 7-34
    زبان شناسان شناختی مانند لیکاف، دانش زبانی را از اندیشیدن و شناخت مستقل نمی دانند و معتقدند دانش زبانی بخشی از شناخت عام آدمی است. آن ها استعاره را ابزار مناسبی برای تشخیص چگونگی اندیشیدن و رفتارهای زبانی می دانند. استعاره در زبان شناسی شناختی آن است که حوزه های مفهومی گوناگون را جایگزین هم کنیم؛ به عنوان مثال، زندگی را سفر فرض کنیم یا موفقیت را که مفهومی انتزاعی است در بالا تصور کنیم. یکی از گونه های اصلی استعاره های مفهومی که زبان شناسان بررسی می کنند، استعاره های جهتی هستند. آن ها بررسی می کنند که چطور مفاهیمی که ملموس و محسوس نیستند و درنتیجه نمی توانند جایگاه و جهت مشخصی داشته باشند در زبان دارای جهت شده اند و اهل زبان آن ها را در بالا یا پایین، چپ یا راست یا چنین جهات متعینی جای می دهند و این گونه درباره شان سخن می گویند. شاهنامه یکی از ارزشمند ترین متون فارسی برای مطالعات زبان شناسی شناختی است؛ زیرا شکل گیری داستان ها، تعبیرات و اصطلاحاتش در دوره های کهن تاریخ قوم ایرانی ریشه دارد و می توان زیرساخت های شناختی و بسیاری از قدیمی ترین نگاشت های زبانی فارسی زبانان را از آن استخراج کرد، اما تاکنون بررسی علمی مستقلی درباره آن صورت نگرفته است. مقاله حاضر می کوشد استعاره های جهتی -یا به عبارتی دیگر چنان که خواهد آمد بخشی از طرح واره های تصویری- 500 بیت آغازین شاهنامه را بررسی کند که تا اوایل پادشاهی ضحاک را دربر دارد؛ استعاره هایی مانند جفت های متضاد بالا و پایین، راست و چپ، پیش و پس، درون و بیرون و مرکز و پیرامون.
    کلیدواژگان: زبان شناسی شناختی، استعاره مفهومی، استعاره جهتی، طرح واره تصویری، شاهنامه فردوسی
  • ابراهیم خدایار* صفحات 35-60

    همزمان با تحولات سیاسی رخ داده در جغرافیای سیاسی منطقه ماوراءالنهر و تبدیل آن به آسیای مرکزی و سپس تشکیل جمهوری‏ های پنج‏گانه شورایی، مفهوم وطن نیز در ادب معاصر تاجیک تحولات مهمی را از سر گذرانده است. مساله اصلی این پژوهش، بررسی تحول مفهوم وطن در ادب معاصر تاجیک از دوره معارف‏پروری (1905-1870 م) تا استقلال و خودآگاهی ملی (1991م) در بستر دوره ‏بندی ادب معاصر تاجیک است. مفهوم وطن در این دوره 145 ساله چه تحولاتی را از سر گذرانده و این تحولات چه نمودی در ادب معاصر تاجیک داشته است؟ نگارنده در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه ‏بر دوره‏بندی ادبی، ذیل نظریه تاریخ ادبیات، این موضوع را با هدف تحلیل تحولات این مفهوم و پیوند آن با جهان فارسی‏ زبان و ایران بررسی کرده است. براساس نتایج تحقیق، تحولات سیاسی شکل ‏گرفته در این دوره به‏طور مستقیم بر تحول مفهوم وطن تاثیر گذاشته، نخست آن را از مذهب جدا، سپس در قاب شهر بخارا متجلی کرده است. وطن در دوره شوراها، بار ایدیولوژیکی به خود گرفته و به جهان ‏وطنی سوسیالیستی چسبیده است تا اینکه در دوره استقلال با دوری از این مفهوم به تاریخ و فرهنگ مشترک با آریایی ‏تباران پیوند خورده است. نتایج تحقیق گام موثری در تحلیل جریان‏های ادبی و فکری فارسی‏زبانان منطقه دارد و برای سیاست گذاران فرهنگی ایران در منطقه نیز مفید است.

    کلیدواژگان: وطن، خودآگاهی ملی، دوره‏بندی ادب معاصر تاجیک، تاجیکستان
  • زهرا دری* صفحات 61-88
    «داستان امیرارسلان نامدار»، یکی از خوش اقبال ترین داستان های عامیانه زبان فارسی است که ظاهرا در عهد ناصرالدین شاه ساخته و پرداخته شده است. از آنجا که ادبیات عامیانه پنجره ای است که حیات اجتماعی ملل را می نمایاند و پیام ها در متن این نوع از آثار ادبی با واقعیت های تاریخی، فرهنگی و ایدیولوژیکی مردم آن سرزمین در پیوند است در این پژوهش سعی بر آن بوده است که پس زمینه های تاریخی و ایدیولوژیکی متن مورد بررسی قرار بگیرد و با توجه به حوادث و شواهد و گزارش های تاریخی به رابطه بین دو متن تاریخی و داستانی بپردازد. در آغاز به شرایط فرهنگی و تاریخی عصرسلجوقیان، جنگ های صلیبی وفتوحات و منش رفتاری ارسلان بن داوود و سپس به مهمترین بن مایه های داستانی امیرارسلان پرداخته شده است. برآیند پژوهش آن است که این داستان ژانری تاریخی بوده است که دلالت بر فتوحات امیرارسلان بن داوود سلجوقی و فرزندش ملکشاه داشته است و از حیث ایدیولوژیک در راستای نبرد مسلمانان با مسیحیان (جنگ های صلیبی) که در گذر ایام به ژانری داستانی و رمانس مذهبی-عاشقانه با بن مایه های سحر و جادو تبدیل شده است و مسلما پیش از تدوین آن در عهد ناصری، قسمت های مهمی از این اثر در میان بخشی از مردم نوشته یا نانوشته روایت می شده است.
    کلیدواژگان: امیرارسلان، جنگ صلیبی، الیاس، کفر، سلجوقیان
  • طاهره صادق بیان، رضا صادقی شهپر*، قهرمان شیری صفحات 89-114
    نخستین جلوه های مدرنیسم در ادبیات داستانی ایران به شکل گسترده و منسجم در دهه 40 شمسی و در آثار نویسندگانی دیده می شود که اغلب آن ها جزء حلقه جنگ اصفهان بودند و این شیوه به تدریج در دهه های 50 و 60 به جریانی غالب در داستان نویسی تبدیل شد که تمرکز آن بر امر ذهنی و برجسته شدن فرد و ذهنیت و عواطف درونی اشخاص داستان بود که البته با شگردهای تازه روایی نیز همراه بود. محمد ایوبی یکی از نویسندگان پرکار و نوگرای دهه 50 است که در داستان هایش از شگردهای مدرن روایی بهره جسته و رمان «زیر چتر شیطان» وی از همین گونه است. این پژوهش می خواهد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که بهره گیری از چه تمهیداتی رمان ایوبی را به داستانی مدرن تبدیل کرده است؟ نتایج نشان می دهد که آشفتگی و گسست در روایت، استفاده از پیرنگ نامتعارف، ابهام و پیچیدگی روایی، تلاطم عاطفی و تنهایی و بیگانگی شخصیت، دگرگونی مفهوم زمان، سیلان ذهن و شاعرانگی نثر از جمله شگردهایی است که «زیر چتر شیطان» را به رمانی مدرن تبدیل کرده است.
    کلیدواژگان: مدرنیسم، داستان، شگردهای روایی، زیر چتر شیطان، محمد ایوبی
  • عبدالله طلوعی آذر، زهرا نوری* صفحات 115-138

    «پدیدارشناسی» رویکردی فلسفی است که کیفیت پدیده ها را از نظرگاه شهود و مکاشفه بررسی می کند. این رویکرد از روزگاران کهن در بحث های فلاسفه وجود داشته است، اما به عنوان شیوه ای علمی و اصیل، اولین بار توسط ادموند هوسرل (18591938) در آلمان مطرح شد. در رویکرد پدیدارشناسانه، واقعیت پدیده ها بدون پیش داوری و پیش فرض ها آنگونه که در تجربه نخستین مولف وجود دارد، بیان می شود؛ به این صورت که شاعر یا نویسنده با اعمال شک فلسفی و تعلیق پیش فرض ها با فعال کردن «من» متفکر، پدیده ها و مفاهیم را آن چنان که بر او تجلی می یابند، بازشناسی می کند و اثرش نوعی دریافت ذهنی از پدیده ها است. در پژوهش حاضر، کتاب «نفثه المصدور» اثر شهاب الدین محمد زیدری نسوی -که از شاهکارهای بدیع نثر فنی نیمه اول قرن هفتم هجری است- مبتنی بر آراء پدیدارشناسی تحلیل شده است. بررسی رفتار و ساختار ذهنی «نسوی» در ارتباط با وقایع تاریخی نشان می دهد که مولفه های نگرش پدیدارشناختی همچون: طرح من متفکر، اصالت تجربه، تاکید بر ادراکات، تجربیات و احساسات شخصی و پایبندی به تفکر انتقادی در اندیشه او وجود دارد، از همین رو، در نفثه المصدور به جای اصالت تاریخ با یک متن ادبی روبه رو هستیم که حاصل مکاشفه ذهنی نویسنده در مواجه با اوضاع آشفته کشور است که پدیده ها را با نگاه شخصی اش تجربه و دیدگاه ذهنی اش را در تعریفی متفاوت و خلاقانه از تاریخ برای خواننده بیان می کند.

    کلیدواژگان: پدیدارشناسی، نفثه المصدور، هوسرل، نسوی، من متفکر
  • حمیدرضا اکبری*، خسرو غلامعلی زاده، شجاع تفکری رضائی صفحات 139-166
    این تحقیق بر آن است تا در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی و با بهره گیری از الگوی ون لیوون (2008) تحت عنوان بازنمایی کنش گران اجتماعی، گفتمانی مربوط به عشایر کشورمان را بررسی کند. برای این منظور، داستان «در بویراحمد» نوشته محمد بهمن بیگی مورد بررسی قرار گرفته تا معلوم شود نویسنده چگونه از بازنمایی کنش گران اجتماعی برای بیان ایدیولوژی و دیدگاه های خود استفاده کرده است. بررسی داده های تحقیق نشان داد که بازنمایی کنش گران اجتماعی در داستان «در بویراحمد» هدفمند و متاثر از دیدگاه های فکری- اجتماعی نویسنده است. بهمن بیگی با مکان نمایی به تمامی طغیان های رخ داده در بویراحمد، مشروعیت می بخشد و اتحاد مردم بویراحمد را به تصویر می کشد. وی همه کنش گران بویراحمد -از بچه های مدرسه گرفته تا یاغیان- را فعال نمایی کرده و با منفعل نمایی کنش گران مونث، ظلم وجوری را که نسبت به آن ها روا می شود، برجسته می کند. نویسنده از طرفی با بازنمایی های عام، مردم بویراحمد را به عنوان کنش گرانی درگیر در معضلات اجتماعی یکسان بازنمایی می کند و از طرف دیگر، با نام دهی خاص، هم فرهنگ نام دهی فرزندان در جوامع عشایری را به تصویر می کشد و هم کنش گران را به عنوان افرادی دارای هویت متمایز بازنمایی می کند. عدم نام بری کنش گران مونث، منعکس کننده دیدگاه جوامع عشایری نسبت به حفظ حرمت زنان است و ارزش دهی ها و نمادین شدگی های متن در خدمت بازنمایی کنش گران بویراحمدی در قالب افرادی شجاع، با اصل ونسب و دارای سابقه تاریخی است.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان انتقادی، ون لیوون، بهمن بیگی، در بویراحمد، کنش گران اجتماعی
  • محمود حکم آبادی*، علی اصغر بشیری صفحات 167-190

    خرده‏ فرهنگ، بخشی از فرهنگ است که از یک سو با فرهنگ حاکم جامعه پیوستگی دارد و از سوی دیگر، در برخی از جزییات با آن در تضاد است، اما این تضاد تا آنجایی نیست که منجر به ایجاد ضدفرهنگ و یا فرهنگ کج روی شود؛ بلکه این انحراف از فرهنگ اصلی جامعه برای گرفتن امتیازاتی از فرهنگ مسلط است که گاهی با قدرت چانه ‏زنی به دست می‏آید. در نظریه‏ های جامعه‏ شناسی از خرده ‏فرهنگ جوانان یاد شده و بسیاری از جامعه ‏شناسان معتقدند، زمانی که تعدادی از جوانان در نوع رفتار و یا پوشش و حتی گفتار و تفکرات خود با فرهنگ کلی جامعه، تفاوت ‏هایی را از خود بروز ‏دهند و در این تفاوت ها پافشاری ‏کنند، آن را باید ذیل خرده ‏فرهنگ جوانان بررسی کرد. در شاهنامه فردوسی در بخش پادشاهی منوچهر شاه، تلاش زال و رودابه را برای ازدواج با هم می‏توان مهم‏ترین خرده ‏فرهنگ جوانان در شاهنامه تلقی کرد. هر دو نفر در جامعه و فرهنگی که به آن تعلق دارند با مخالفت‎هایی جدی برای ازدواج مواجهند. نحوه برخورد زال و رودابه با مخالفت‎های اطرافیان و نوع امتیازگیری آنان از فرهنگ جامعه خود در این مقاله از دید نظریه خرده‏ فرهنگی، بررسی شده است.

    کلیدواژگان: خرده ‏فرهنگ، فرهنگ، شاهنامه، زال، رودابه
  • علی آسمندجونقانی* صفحات 191-222
    تعریض از مباحثی است که درخصوص آن بین بلاغت دانان، اختلاف بوده است. این صنعت در شعرشاعران مختلف نمود داشته، اما در شعرحافظ به شکل بارزتری متجلی شده است به گونه ای که بدون در نظرگرفتن آن، معانی بسیاری از اشعار حافظ دریافت نمی شود. یکی از جلوه های زیبایی شناسی شعر حافظ، ایهام هنری آن است. دلایل مختلفی از جمله روح عنادی و سرکش خواجه و مشرب عمیق انتقادی و افکار و عقاید سنت برانداز او باعث شده تا گناهکاری و تزویر مخالفان خود را افشا کند و با تعریض به تمسخر بگیرد. او در غزلیات خود در قالب کلمه ها و جمله ها، تعریض هایی را نهفته است که درک معنای شعرش تنها با شناخت این ابزار هنری ممکن است. در این مقاله سعی بر آن است هرچند مختصر با مطالعه غزلیات حافظ، اغراض تعریض اعم از: استهزاء، بیان کثرت، حسن طلب، بیان آرزو، تشویق، مفاخره، اغراق، ریشخند، تنبیه، تحقیر و... شناسایی شود و دلایل زیبایی شناسانه به کارگیری تعریض و تنوع این صنعت در شعر او که بیشتر ناشی از نمودهای زبانی و ایمایی و روابط هم نشینی و جانشینی میان نشانه های حاضر در زنجیره زبانی و دیگر نشانه های غایب در بافت کلامی حافظ است؛ مورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تعریض و کنایه، شگردهای بلاغی، اغراض تعریض، زیبایی شناسی تعریض، غزلیات حافظ
|
  • Meysam Khataminia, Mohammadhasan Hasanzadeh Nayyeri * Pages 7-34
    Cognitive linguists such as Lakoff do not know linguistic knowledge of independent thinking and knowledge, and believe that linguistic knowledge is part of human cognition. They see metaphor as a good tool for figuring out how to think and behave language. The metaphor in cognitive linguistics is to substitute various conceptual domains; for example, imagine life as traveling, or imagine success as an abstract concept above. One of the main types of conceptual metaphors that linguists study is directional metaphors. They examine how concepts that are not tangible and tangible, and therefore cannot have a definite orientation, are in the language of orientation, and they speak their language up or down, left or right, or in such an exacting direction, and they speak about it. The Shahnameh is one of the most valuable Persian texts for cognitive linguistics studies. Because the formation of stories and expressions in the ancient periods of Iranian national history is rooted, it is possible to extract the cognitive infrastructure and many of the oldest Persian language mappings. But so far there has not been an independent study on it. The present article tries orientation metaphors - or in other words, as will be seen –or in other words some kind of image schemata- the five hundred beginnings of the Shahnameh that precedes the Zahhak kingdom; metaphors like the opposite pairs up and down, right and left, before and after , Inside and outside, and center and perimeter.
    Keywords: Cognitive linguistics, Conceptual metaphor, Directional metaphor, Image schemata, Ferdowsi's Shahnameh
  • Ebrahim Khodayar * Pages 35-60

    Being simultaneous with the political changes in the political geography of the Transoxanien region and turning to the Central Asia and consequently to the five-council based republics, the concept of homeland in the Tajik contemporary literature has gone throng major changes. The main issue of this research is the study of the transformation of homeland’s concept in contemporary Tajik literature from the period of acquaintance (1905-1870) to independence and national self-consciousness (1991) in the context of periodization of this contemporary tradition. This concept has experienced what changes during the 145 literature? The writer has used a descriptive – analytical method based on Literary Periodization under the theory of literature history to analyze the changes of this concept and its relations with the Persian speaker’s world and Iran. Accordingly and during this period, the formation of political developments directly affected the concept of homeland, first isolated it from religion, and then incorporated it into the framework of the city of Bukhara. Thus, throughout the period of Soviet Union the concept of homeland has had the ideological load and been tied to the notion of socialist thought and cosmopolitanism. Furthermore, it has been linked to the concept of common culture and history with Aryans after the period of independence. The research results will pave the way to take an effective step to scrutinize the literary and intellectual currents of Persian speakers in the region and are also useful to cultural -regional policy makers.

    Keywords: Homeland, National self-consciousness, Literary periodization of Tajik Contemporary Literature, Tajikistan
  • Zahra Dorri * Pages 61-88
    Amir Arsalān-e-Nāmdār fiction is one of the luckiest romances in popular style. Apparently, it is created by Mirza Mohammad Ali Naqib al-mamālek, the court storyteller or naqqāl bāashi of Naser al-din Shāh and written down by Fakhar al-dowleh, a daughter of Shāh. Mohammad Jafar Mahjub, the editor of the standard edition of Amir Arsalān, confirmed. Since popular literature can be considered as a window to reflect the social life of people, the messages from this type of literature are usually in accordance with the historical, cultural and ideological facts about people of the their territory and time. In this study, the author has focused on the historical, cultural and ideological background of popular literature. She illustrates the relation between the historical reports given from Amir Arsalān ibn Davood Saljouqi, Malekshāh Saljouqi’s life and the underlying subjective motives of Amir Arsalān-e-Nāmdār. Considering the most important component in historical literature and the story of Amir Arsalān, this study concludes that the historical story of Arsalān ibn Davood Saljouqi and Malekshāh has been transferred to a romance story through time while the story has been narrated, written or unwritten, before it has eventually been written in Nāseri era.
    Keywords: Amir Arsalān, Crusades, Elyās, Disbelief, Saljouqian
  • Tahereh Sadeghbayan, Reza Sadeghi Shahpar *, Ghahreman Shiri Pages 89-114
    The first manifestations of the widespread and coherent use of the modernist techniques in Persian fiction can be traced to the 1960s, and the works of those authors who mostly belonged to the circle “Isfahan Gathering”. Gradually, the modernist style became the prevailing trend in Persian fiction in the 1970s and 1980s. The focus was on mental events, the markedness of individuals, and the characters’ mentality and inner feelings which were all presented by using new narration techniques. Mohammad Ayyoubi was among the most prolific modernist authors of the 1970s who has used modernist narration techniques in his works, such as Under the Devil’s Umbrella. This study seeks to answer this key question: What elements and factors have marked this novel as a modernist work? It was concluded that the elements and factors which characterize the novel Under the Devil’s Umbrella as a modernist novel include the confusion and rupture in narration, the uncommon plot, the ambiguity and complexity of narration, the character’s emotional turbulence, loneliness, and alienation, the transformation of the conception of time, the flowing state of mind, and the poeticized prose.
    Keywords: modernism, story, narration techniques, Under the Devil’s Umbrella, Mohammad Ayyoubi
  • Abdollah Toloeiazar, Zahra Noori * Pages 115-138

    Phenomenology is a philosophical approach to review the quality of phenomena intuitively and spiritually. This approach has been existed in philosophical debates since ancient times, but first it was introduced as a scientific and noble manner by Edmund Husserl in Germany (1895-1938). In phenomenological approach reality of phenomena is stated without prejudgment and presumptions as authors’ first experience in a way that poet and author recognize phenomena and concepts by applying philosophical doubt and suspension of presumptions, by activating thoughtful “I” as they are appeared for him and his work is a kind of mental perception. In this study, Nafthado Almasdur written by Shahabaddin Mohammad ZobdariNasavi – novel masterpieces of technical prose of half of the 7th century- is analyzed based on phenomenology votes. Investigation of behavior and mental structure of “Nasavi” shows that there are components of phenomenological attitude in his thought such as thoughtful Ego plan, empiricism, emphasis on perceptions, personal experiences and feelings and commitment to critical thought. Therefore, in Nafthado Almasdur we face with literary text rather than history. It means that the author experiences phenomena with his own view facing with chaotic situation in the country and he describes his mental view in a different and creative definition from history.

    Keywords: Phenomenology, Nafthado Almasdur, Husserl, Nasavi, Ego
  • Hamidreza Akbari *, Khosrow Gholamalizadeh, Shoja Tafakkori Rezaei Pages 139-166
    The current study aims to survey a discourse about the Iranian nomadic people within the Critical Discourse Analysis framework using the advantages of Van Leeuwen's model of representing social actors. For this reason, Dar Boyer-Ahmad, written by Mohammad Bahmanbeigi, has been studied to identify how the writer uses the representation of social actors to express his own ideology and viewpoints. The results show that the representation of social actors in this story is purposeful, and serves the writer's social and conceptual attitudes. The writer, using the advantages of spatialization legitimizes the rebellions occurred in Boyer- Ahmad and shows the unity of Boyer- Ahmadi's people. The writer activates all of the Boyer- Ahmadi's social actors from the students to the rebels but passivates the female actors to foreground the oppression of women in nomadic societies. On the one hand, the writer categorizes the social actors to demonstrate them as people engaged in common complications and on the other hand, he nominates them specifically and individually to both picture them as distinguished persons and indicate the cultural norms dominating the nomination of children in the nomadic societies. Avoiding the nomination of female actors, the writer shows the respect the nomadic people consider for women and the appraisements and symbolizations of the text serve to portray the social actors as brave people with long family and historical background.
    Keywords: Critical Discourse Analysis, Van Leeuwen, Bahmanbeigi, Dar Boyer- Ahmad, Social actors
  • Mahmood Hokmabadi *, Aliasghar Bashiri Pages 167-190

    Subculture, which is part of the culture, on the one hand is in on junction with culture and society and, on the other hand, is in conflict with it in some detail; however, this conflict is not so far to lead to a counter-culture or cultural deviation; but the deviation from the original culture is to get privileges of the community dominant culture sometimes obtained by the bargaining. Youth subcultures are referred to in sociological theories, and many sociologists believe, differences in behavior, dress and even speech and thinking with the general culture and persistence on differences by a large number of young people should be studied as youth subcultures. In Shahnameh by Ferdowsi, in the section on Manuchehr Kingdom, Zal and Roudabeh trying to marry can be seen as the most important youth subcultures in Shahnameh. Both face serious objections to the marriage in society and culture, to which they belong. The current paper investigated how Zal and Roudabeh deal with objections, and how they benefit from the culture of their community from the perspective of subculture theory.

    Keywords: Subculture, Culture, Shahnameh, Zal, Roudabeh
  • Ali Asmand Jonghani * Pages 191-222
    Irony has always been a controversy among rhetoric thinkers and scholars. This figure of speech has been used in the works of different poets, but it has been manifested more clearly in Hafez works in such a way that the meaning of many of his poems cannot be understood without considering this figure. One of the resplendence of aesthetic of his poems is its artistic amphiboly. Different reasons such as his rebellious and deep critical soul and his divergent thoughts caused his opponents manifest their sin deception and he could ridicule them through irony. He has used such ironies in words and sentences in his Ghazals that we can understand his poems just through knowing these artistic figures. In this study, it has been tried to study briefly ironies through ridicules, the state of intensity, beauty of demand, wish expression, encouragement, boasting, exaggerating, ridiculous, punishment, disagreement, humiliating in his works. The reasons of using irony beautifully and its diversity in his poems have been studied as well, while its writing style has been manifested through language and associative and paradigmatic relations among the present signs in language chain and missed signs in Hafez’s verbal texture.
    Keywords: Innuendo, Adequate tricks, Purpose of irony, Aesthetics of irony, Hafez's Ghazels