فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/24
  • تعداد عناوین: 6
|
  • منوچهر تشکری*، سمیه شرونی صفحات 1-17
    انسجام به گفته هالیدی، مفهومی معنایی با عناصرگوناگون است؛ مفهومی معنایی که به روابط موجود در متن اشاره می کند و عملکرد آن، سبب ارتباط یک بخش از متن با دیگر بخش های آن می شود. از میان انواع عناصر انسجام، نوع پیوندی آن در این پژوهش، بررسی شده و با روش توصیفی و آماری، بسامد و کارکرد عناصر انسجام پیوندی در داستان کوتاه داش آکل تحلیل شده است؛ تا نوعی ازتصویر و سبک شناسی را در ارتباط با کارکرد عناصر مذکور در این داستان به مخاطب نشان دهد. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان دهنده آن است که عناصرانسجام پیوندی، نقش مهمی در یکپارچه ساختن متن، ایفا کرده و نویسنده برای برقراری ارتباط میان حوادث داستان، به درستی از آن ها سود برده است. در مقایسه کلی میان همه عناصر انسجام پیوندی، «عامل ربط افزایشی»با 76 نمونه، بیشترین فراوانی را دارد و سپس «ربط زمانی» با 59، «ربط تباینی» با 32 و «ربط سببی» با 11 نمونه در مراتب بعدی قرارمی گیرند. در میان انواع عناصر ربط افزایشی نیز «افزایشی توضیحی» با 65 مورد بیشترین و«افزایشی مقایسه ای» با دو مورد، کم ترین بسامد را دارند. درمیان عوامل ربط زمانی هم «ربط ترتیبی»که به بیان سلسله حوادث داستان می پردازد و جزو اجزای جدایی ناپذیر داستان محسوب می شود، با41 نمونه، بیشترین فراوانی و«ربط انجامی» با دو نمونه، کم ترین را به خود اختصاص داده اند.
    کلیدواژگان: هالیدی، انسجام متن، عناصر پیوندی، داش آکل
  • مهرنوش دژم*، محمود حسن آبادی صفحات 19-33
    روایت شناسی شاخه ای از ساختارگرایی است که در آن سعی می شود با الگویی روشمند به بررسی و تجزیه و تحلیل ساختار روایت های داستانی پرداخته شود. دغدغه اصلی روایت شناسان از جمله کلود برمون، شناسایی عناصردر روایت، شگردهای مکرر روایت و تحلیل انواع گفتمان در روایت است. پیش از این الگوی برمون برای تحلیل داستان رستم و سهراب، روایاتی از کلیله و دمنه و رمان کلیدر استفاده شده است. در تحقیق حاضر، با توجه به الگوی تدوین شده بر اساس نظریه کلود برمون، به تحلیل و مقایسه دو داستان کوتاه از دو نویسنده ادبیات اقلیم جنوب (خوزستان)، با هدف یافتن پاسخی برای پرسش های زیرپرداخته ایم:آیا مدل کلود برمون را در ساخت داستان کوتاه نیز می توان یافت؟با توجه به مفهوم مشترک اجتماعی - سیاسی این دو داستان، «احمد محمود» و «عدنان غریفی» تا چه حد از ساختاری مشابه برای ارایه روایت خود بهره برده اند؟ در نهایت نیز به این نتایج دست یافته ایم: هرچند داستان های کوتاه، پیچیدگی روایی رمان را ندارند؛ اما در الگوی برمون قرار می گیرند.گاهی خلاقیت داستان نویس، پیشگویی های الگوی برمون را بر هم می زند و گاهی همین خلاقیت، برای نشان دادن معنایی ویژه، چهارچوب مدل برمون را دستخوش تغییر می نماید.
    کلیدواژگان: ساختارگرایی، کلود برمون، ادبیات جنوب، احمد محمود، عدنان غریفی
  • روح الله روزبه* صفحات 35-52

    مساله اساسی این مقاله، تحلیل روابط و مناسبات شخصیت ها در سمفونی مردگان عباس معروفی است. در این مقاله، از الگوی کنش گر گریماس بهره برده شده است. شش نقش اصلی یا به تعبیر گریماس، کنش گر، در این روایت بازیابی شده که عبارتند از: فرستنده، پذیرنده، فاعل، هدف، یاری گر و بازدارنده. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، در سمفونی مردگان، فرستنده علاقه است که یک مفهوم انتزاعی است؛ نه یک شخصیت عینی. پذیرنده: آیدین، فاعل: آیدین، هدف: دست یافتن به هنر و شاعری، یاری گر: مادر، معلم آیدین، سورمه و خانواده میرزاییان، و عموی آیدین؛ کنش گر بازدارنده: پدر آیدین و سپس برادرش و ایاز پاسبان هستند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که مدل گریماس در تحلیل شخصیت های سمفونی مردگان عباس معروفی بسیار مفید و کارآمد است. بر اساس این الگو، خواننده با ذهنیتی روشن می تواند روابط و مناسبات شخصیت ها را پیگیری کند و برخی از ویژگی هایی را که گریماس برای حکایت های فولکلوری بر می شمارد، در این داستان می توان دید؛ از جمله اینکه قهرمان هم فاعل و هم، پذیرنده است.

    کلیدواژگان: الگوی کنش گر، گریماس، شخصیت، رابطه، سمفونی مردگان
  • سمیه عزتی، ابوالقاسم امیر احمدی*، علی عشقی سردهی، علی تسنیمی صفحات 53-73
    اسکندر مقدونی، یکی از چهره های تاریخ ساز و اثرگذار در تاریخ و تمدن بشر بوده است. به جز متون تاریخی که به صورت مفصل درباره زندگی و شخصیت اسکندر سخن گفته اند، در چند اثر به صورت نظم یا نثر، به داستان زندگی او پرداخته شده است. منظومه های داستانی نظامی، از حیث وجود شخصیت های قوی و ماندگار، برجستگی قابل توجهی دارند. در این پژوهش کوشش شده است، شناختی دقیق تر و جزیی تر از چهره اسکندر، به عنوان شخصیت اصلی شرفنامه صورت گیرد و نیز شیوه های شخصیت پردازی نظامی و چگونگی تحول یافتن اسکندر، بررسی و تحلیل شود. بدین منظور، از شخصیت داستانی اسکندر که در مقام شخصیت اصلی شرفنامه است، سخن خواهدرفت. یافته های پژوهش نشان می دهند که نظامی برخلاف بسیاری از داستان پردازان کلاسیک، از روش نمایش غیرمستقیم بیشتر از تعریف مستقیم بهره برده است و روش های مورد استفاده او در کار خود، روندی رو به پیشرفت داشته و الگوی شخصیت پردازی کاملی را در منظومه شرفنامه نشان داده است.
    کلیدواژگان: ریخت شناسی، تحول شخصیت، اسکندر، نظامی، شرفنامه
  • مصطفی کمالجو، مریم اطهری نیا* صفحات 75-91
    تحلیل گفتمان انتقادی، از شاخه های برجسته و سیری تکوینی از تحلیل گفتمان در مطالعات زبان شناختی است که فراتر از توصیف صرف داده های زبانی، فرآیندهای ایدیولوژیک و بافت های موقعیتی، اجتماعی و بینامتنی موثر بر شکل گیری گفتمان را در کانون توجه خود قرارمی دهد. از مهم ترین و مدرن ترین رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی، الگوی تحلیلی نورمن فرکلاف است. در این روش، گفتمان در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، بررسی می شود. پژوهش حاضر، با روش توصیفی - تحلیلی و در پرتو رویکرد نورمن فرکلاف، به تحلیل و بررسی گفتمان رمان صخب البحیره از محمد البساطی که جزء صد رمان برتر عربی است و جایزه بهترین رمان سال 1994 را به خود اختصاص داده، پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که البساطی در سطح توصیف، با بیانی ساده و دور از ابهام و با برقراری روابط میان واژگان و استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانه و با بهره گیری از ساختار جملات خبریه و معلوم، در پی تبیین ایده های مورد نظرش است. در سطح تفسیر، نویسنده با توجه به بافت محیطی(دریاچه مانزلا) و با استفاده از الگویی از پیش موجود، فضای حاکم را با گفتمانی غیرمستقیم؛ اما منطبق با دیدگاه خویش، ترسیم نموده است. تبیین رمان بیانگر این است که ترکیب اجتماعی و مشاهده وضعیت مردم مصر، سختی های مردم روستا و حاشیه نشین و زندگی گذشته البساطی، از دلایل موثر در شکل گیری گفتمان اصلی رمان هستند؛ اما گفتمان غالب البساطی، بازتاب دهنده دقیق زندگی طبقات فرودست و حاشیه نشین و تبیین زندگی آن هاست.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان انتقادی، فرکلاف، البساطی، صخب البحیره
  • الیاس نورایی، علی اکبر امامی* صفحات 93-109

    در این جستار سعی شده است تا نگارندگان بر اساس مفاهیم اصلی نظام ساختاری، به بررسی داستان ‎دخیل عشق بپردازند و الگویی مناسب و جامع از نقد این داستان ارایه دهند. زیرابازبینی و نقد داستان‎ها با استفاده از فن ریخت‎شناسی داستان، با بهره‎گیری از آرای ولادیمیر پراپ که اساسش کنش شخصیت‎هاست، منجر به خلق آثاری موفق در حوزه ادبیات داستانی شده است. مریم بصیری از جمله داستان نویسان برجسته‎ در این حوزه است که داستان «دخیل عشق» او، جزو آثار گرانبها در عرصه ادبیات رضوی است. پژوهش حاضراز نوع توصیفی - تحلیلی است و داده ها با بهره گیری از شیوه تحلیل محتوا به روش کتابخانه ای و سندکاوی تدوین گردیده‎ اند.با توجه به اینکه در ریخت شناسی،تاثیر محتوا بر ساختار و شکل ظاهری آثار و نیزتاثیر ساختمان اثر بر مضمون بررسی می شود، در این مقاله تلاش شده است تا مواردی از جمله: ساختار و چگونگی آغاز داستان، طرح و پیرنگ داستان، آشنایی با شخصیت‎ها، بررسی علت و معلول داستان، تحلیل و توجه به رابطه زمانی داستان و... بررسی و واکاوی شود.

    کلیدواژگان: ساختارگرایی، دخیل عشق، مریم بصیری، نشانه شناسی و ریخت‎شناسی، پیرنگ، کنش و واکنش
|
  • Manochehr Tashakori *, Somayeh Sheroani Pages 1-17
    Coherence, according to Halliday, is a semantic concept with various elements; a semantic concept that refers to the relationships in the text and its function that relates one part of the text to other parts of it. Among the types of cohesion elements, the linkage type has been studied in this research and the descriptive and statistical methods have used to examine the frequency and function of cohesive elements in the short story “Dash Acol” to some sort of image and stylistics, in order to tell the audience about the function of these elements in aforementioned story. The results of this study indicate that linkage elements have played an important role in integrating the text, and the author has able to properly communicate the events of the story, in order to use them. In the overall comparison of all the elements of bonding coherence, the “incremental relevance factor” with 76 samples was the most frequent, followed by “temporal relevance” with 59, “contradictory relevance” with 32, and “causal relevance” with 11 instances. They are next. Among the types of incremental relational elements, the “explanatory increment” with 65 is the highest and the “comparative increment” with the two cases the least frequency. Among the temporal relevance factors, the “sequential relevance” which expresses the sequence of events of the story and it is an integral part of the story, with 41 samples the highest frequency and the “done relevance” with the two samples the least are specified.
    Keywords: Halliday, Text Coherence, Linked Elements, Dash Acol
  • Mehrnoosh Dozham *, Mahmood Hasan Abadi Pages 19-33
    As a branch of structuralism, narratology tries to study and analyze the structure of fictional narrations in a systematic model. The main concern of narratologists such as Claude Bremon is to find and to identify the elements, repeated techniques and to analyze the different types of discourse in narrations. Up to now, Bremon’s model has been applied in the analysis of some works such as the story of “Rostam and Sohrab”, some narrations of Kalila and Demneh and Dowlatabadi’s Kalidar. Based on the Bremon’s model, the present study has compared and analyzed two short stories of two writers that belonged to the literature of the south province of Iran (Khuzestan) i.e. Ahmad Mahmoud and Adnan Gharifi with the aim of finding some answers to the following questions: May we find Bremon’s model in the structure of short stories? According to the common social and political concept of these two stories, to what extent have Mahmoud and Gharifi used the similar structure for their narrations?The results show that although the short stories do not have the narrative complexity of long stories, they can be placed in Bremon’s model. Sometimes, the creativity of a writer, disturbs the predictions of Bremon’s model and sometimes this creativity changes the framework of Bremon’s model in order to show a special meaning.
    Keywords: Structuralism, Claude Bremon, South literature, Ahmed Mahmoud, Adnan Gharifi
  • Rohalah Roozbeh * Pages 35-52

    The main issue of this article is the analysis of the relations and the character’s customs in the Symphony of the Dead by Abbas Marofi. In this article, the actantial model of Greimas has been used. The six main roles, or in the words of Greimas, actans, are retrieved in this narration: sender, receiver, subject, target, assistant, and opposer. According to the results of this research, in the Symphony of the Dead, the sender is interest that is an abstract concept, not an objective person, and the receiver is Aydin, Aydin is subject,purpose:the achievement of art and poetry, supporter: mother, teacher of Aydin Surma and the family of the Mirzaean, and Aydin's uncle; the opposers of action: Father Aydin, and then his brother, and Ayaz, the guard. The result of this study shows that the Greimas model is somewhat useful and effective in analyzing the characters of Symphony of the Dead by Abbas Mariufi. Based on this model, a reader with a clear mindset can follow the relationships and the customs of the characters and some of the features that Grimes consider in the folklore tales, one of the features of this story is the fact that the hero is both the subject and the receiver.

    Keywords: Symphony of the Dead, actantial model, Algirdas Julien Greimas, character, Relationship
  • Somayeh Ezati, Abolghasem Amir Ahmadi *, Ali Eshghi Sardehi, Ali Tasnimi Pages 53-73
    Alexander the Great has been one of the most influential figures in the history and civilization of mankind. Apart from the historical texts that spoke about the life and personality of Alexander, in a few works, as a poem or prose, Alexander's story has been considered very much. The fictional collections of Nezami have the considerable prominence in the presence of strong and enduring characters. In this research, an attempt has been made to examine and to analyze Alexander's figure as the main character of the story in Sharafnameh and the ways of characterizing of Nezami and how Alexander evolves. The purpose of this research is to investigate the ways of characterization in Sharafnameh poem. For this purpose, the story of Alexander, who is the main character of Sharafnameh will be discussed. The research findings show that, unlike many classical storytellers, Nezami has benefited from the indirect methods more than the direct ones, and the methods used in his work are progressing and they have shown the most complete pattern of characterization in Sharafnemeh.
    Keywords: Nezami, Alexander, Sharafnemeh, Morphology, Evolution of Character
  • Mostafa Kamalgoo, Maryam Atharinia * Pages 75-91
    Critical discourse analysis is a prominent and emerging field of discourse analysis in linguistic studies that goes beyond the mere description of linguistic data, ideological processes, and situational, social, and intertextual contexts that influence the discourse formation. One of the most important and modern approaches to critical discourse analysis is Norman Fairclough's analytical model. In this way, the discourse is examined at three levels: description, interpretation, and explanation. The present study, using a descriptive-analytical approach in the light of Norman Fairclough's approach, it analyzes and discusses the discourse of Sakhbeh al-Bahrain novel by Muhammad al-Bassati, one of the top 100 Arab novels and awarded the 1994 best novel. The results of the research indicate that the description at the level of definition is simple and far from ambiguous, by establishing relationships between vocabulary and there is used the slang vocabulary and terminology by using the predicative, active sentence structure to explain the ideas which are presented. At the level of interpretation, the author has drawn a dominant discourse with an indirect discourse but consistent with his point of view, using a pre-existing paradigm (Lake Manzella). Explaining the novel suggests that the social composition and observation of the situation of the Egyptian people, the hardships of the rural and marginalized people, and the elusive past life are effective reasons for forming the main discourse of the novel, but the elusive discourse accurately reflects the life of the lower classes, their marginalization and the explanation of their lives.
    Keywords: Critical discourse analysis, Fairclough, Al-Bassati, Sakhbeh al-Bahrain
  • Elias Nouraei, Ali Akbar Emami * Pages 93-109

    The critical review of stories by using the semiotic and morphological background of the story and by taking Vladimir Prapp's theory of figurative action have led to the creation of successful works in the field of fiction. Maryam Basiri is one of the prominent storytellers in her field of "Dakhil Eshgh" in the field of eight year holy, defense war and Razavi literature. This study is a library-based, analytical-descriptive approach, it is devised and attempted to elucidate Maryam Basiri's ability to create “Dakhil Eshgh” involved in the eight-year period of sacred defense of Razavi literature on the structural and morphological study of these elements; the plot and other elements and their relation to each other and their familiarity with the technical basics of storytelling have produced a distinctive design and a style of expression, and it can be said that the link between the content and the fictional structure in this work is one of sucessful factors.

    Keywords: Structuralism, Morphology, Pattern, Action, and Reaction