فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 3 (پاییز و زمستان 1393)
  • ویژه نامه
  • تاریخ انتشار: 1393/09/23
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مرتضی عطایی، جواد نیستانی*، سید مهدی موسوی کوهپر، سید رسول موسوی حاجی صفحات 1-30

    در نزدیکی روستای بندقیر در اسکان خوزستان بازمانده های شهر تاریخی عسکرمکرم هنوز به شکل پشته های متعدد بر دوسوی رودخانه ی گرگر خودنمایی می کند. براساس منابع تاریخی و جغرافیایی، این شهر در نیمه ی دوم سده ی نخست ه. ق در پی گسترش تدریجی محل اردوی نظامی مکرم بن مطرف و یا مکرم فزر غلام حجاج بن یوسف ثقفی در محل قریه یا شهر کوچکی از دوران ساسانی با نام رستقباد بنا نهاده شد و از همین رو عسکرمکرم نامیده شد. این شهر، رفته رفته بردو کرانه ی رود مسرقان گسترش یافت و به عنوان مرکز کوره ای با همین نام و در مقام یکی از مهم ترین شهرهای خوزستان در دوران اسلامی مطرح شد؛ تا آنجاکه نویسندگان مختلف در سده ی چهارم هجری و پس از آن از رونق کشاورزی، تجارت، صنعت و علم کلام در عسکرمکرم سخن گفته اند. موقعیت ویژه ی راهبردی و نظامی این شهر بر سر راه عراق و خوزستان به فارس و لرستان که پیش از تاسیس شهر نیز مورد توجه بوده و مهم ترین دلیل ایجاد هسته ی نخستین عسکرمکرم نیز به شمار می رفت، اهمیت این شهر را دوچندان می ساخت. به نظر می رسد که با افول سیستم آبیاری نهر مسرقان و فروپاشی اقتصاد کشاورزی منطقه در اواخر سده های میانی اسلامی، از اهمیت عسکرمکرم کاسته شده و احتمالا در سده ی نه هجری قمری شهر به کلی، متروک شده باشد. در این نوشتار کوشش شده تا با واشکافی متون تاریخی و جغرافیایی و هم سنجی مطالب، تصویری جامع از این شهر دوران اسلامی ارایه شود.

    کلیدواژگان: عسکر مکرم، خوزستان، رستقباد، جغرافیای تاریخی، شهرسازی
  • حمید عباداللهی چنذانق*، سولماز آوریده صفحات 27-58

    در این مقاله واقعه اصلاحات ارضی را در حافظه جمعی افرادی که این برنامه را تجربه کرده اند، بررسی می کنیم. رویکرد نظری مورد استفاده در این مطالعه، نظریه کادرهای اجتماعی حافظه و رویکرد حال گرا در مطالعات حافظه جمعی است. تعداد بیست نمونه را با روش نمونه گیری نظری انتخاب و با استفاده از روش مصاحبه غیرساختمند مطالعه کردیم. منطقه مطالعه شهرستان تالش در استان گیلان است. یافته ها نشان می دهند «خاستگاه طبقاتی» مهم ترین کادر اجتماعی حافظه جمعی نمونه های مطالعه است؛ به طوری که یادآوری واقعه اصلاحات ارضی، نحوه اجرای آن و تخلفات صورت گرفته در حین اجرای این برنامه در ذهن برخی از نمونه ها با خاستگاه های طبقاتی «اربابی» و «رعیتی» کاملا متفاوت است. رعیت های پیشین از آن واقعه به عنوان روی دادی رهایی بخش و برنامه ای منصفانه یاد می کنند؛ درحالی که در حافظه اربابان سابق، اصلاحات ارضی همچون برنامه ای طراحی شده از بالا و غیرحساس به وضعیت واقعی مردم نقش بسته است. پس از خاستگاه طبقاتی، به ترتیب، «دین» و «تحصیلات» مهم ترین کادرهای اجتماعی هستند که واقعه اصلاحات ارضی در درون آن ها به یاد آورده می شود. نمونه هایی با گرایش های مذهبی بیشتر در زمان اجرای اصلاحات ارضی، آن را تاحدودی در تقابل با شرع می دانند. نمونه هایی با تحصیلات بیشتر نیز تصویری جامع تر، عمیق تر و گسترده تر از آن واقعه در ذهن دارند.

    کلیدواژگان: اصلاحات ارضی، کادرهای اجتماعی حافظه جمعی، تاریخ از پایین
  • حسن کریمیان*، نیلوفر مقیمی صفحات 31-55

    "جهانی شدن" یکی از تاثیرگذارترین اندیشه های فلسفی بر نهادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی کشورها و ملل مختلف بر مبنای یک پارچه سازی جوامع بین المللی در عصر نوین است. بیشتر پژوهشگران، آغاز جهانی شدن را به بعد از عصر رنسانس نسبت می دهند، حال آنکه با اندکی تامل در اندیشه های فلسفی و مفاهیم اسطوره ای تمدن های باستان، می توان ریشه و خاستگاه این پدیده را، البته نه به معنای کاملا مدرن و امروزی، در آن ادوار جست وجو کرد. بدون تردید، امپراتوری ساسانیان، که 427 سال (651 - 224 م) در عرصه ی مبادلات سیاسی جهان نقش آفرینی کرده اند، را می توان یکی از بزرگ ترین و مقتدرترین حوزه های فرهنگی تمدنهای جهان باستان دانست که به طور مستقیم، متاثری از نظرها فیلسوفان زرتشتی اداره می شد. بنیانگذار این امپراتوری (اردشیر پاپکان: 241- 224 م) در پاسخ به این پرسش که چرا در مقابل ولی نعمت خود (اردوان پنجم- اشکانی) قیام کرده، می گوید: "تا جهان را یک خدایی کنم". اینک، این پرسش را می توان طرح کرد که آیا این امکان هست که تلاش اردشیر برای ایجاد جهانی تحت حاکمیت یک خدا - که با اقدامات عملی و تلاش های گسترده ای در تحقق این خواسته همراه بود- را نخستین گام در جهانی سازی به شمار آورد؟ فرض بر آن است که اندیشه ی جهانی شدن بالغ بر هزاروهشتصد سال قبل در تفکرات موبدان عالی رتبه، زرتشتی پرورش یافته و اردشیر اول ساسانی آن را اجرایی ساخته است. در پژوهش حاضر، تلاش بر آن است تا با اتکا به متون کهن و اسناد باستان شناسانه نخستین رگه های اندیشه ی جهانی شدن و اقدامات عملی شاهان ساسانی در تحقق این تفکر، بررسی شود بدین منظور، تعدادی از شواهد تاریخی و باستان شناسانه ی عصر ساسانیان را که نشان دهنده ی فرضیه ی پژوهش باشند، در چارچوب نظری اندیشه های جهانی شدن و جهان وطنی، به بحث کشیده خواهند شد. از اندیشه ی جهان وطنی، که ریشه در دوران باستان دارد، به منظور ارتباط دادن مفاهیم امروزی جهانی شدن با اندیشه های جهان باستان استفاده شده است. درنتیجه ی پژوهش حاضر روشن شد که اندیشه ی جهان وطنی و جهانی شدن، نزدیک به دوهزار سال قبل در ایران مطرح و توسط شاهان ساسانی اقداماتی عملی در تحقق آن نیز انجام شده است.

    کلیدواژگان: جهانی شدن، جهان وطنی، امپراتوری ساسانی، حقوق بشر، دین زرتشت
  • رحیم ولایتی* صفحات 57-87

    این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه هنر بودایی در آسیای مرکزی، به ویژه در کشورهای آسیای میانه، گسترش پیدا کرده است. امپراتوری موریا (321 تا 185 ق.م.)، در زمان حاکمیت دولت یونانی باختری دراواسط قرن سوم ق.م سعی کرد دین بودایی را در باختر گسترش دهد.کوشانی ها با تشکیل دولتی مستقل (حدود 100 ق.م)، تمدن جدیدی را در تاریخ باختر رقم زدند. بعدها امپراتوری کوشانی همسایه ی شرقی دولت اشکانی شد، تا اینکه در سده ی سوم میلادی قلمرو کوشانیان به دست ساسانیان فتح شد. از دوره ی استقرار و حکومت کوشانیان بودایی در آسیای میانه، حداقل چهار نوع اثر هنری کشف و معرفی شده است. این مقاله سعی دارد تا نقش این چهار اثر را که عبارت اند از :1. نقاشیهای دیواری، 2. آثار معماری معابد بودایی، 3. هنر پیکرسازی بودایی، 4. هنر جواهرسازی کوشانی ها؛ در رابطه با هنر بودایی توجیه کند. در این میان، شهر ترمذ کهن در جنوب ازبکستان به منزله ی مرکز اصلی استقرار بودیسم نقشی مهمی در ترویج این آیین در منطقه داشته است. در شمال غرب ترمذ در محلی به نام قره تپه بقایای یک دیر بودایی کشف شده و نقاشی های دیواری کاخ خالچیان نمونه ای از هنر این دوره است. افراسیاب سمرقند مهم ترین محوطه ی باستانی کوشانیان در ازبکستان است که آثار فراوان این دوره از آن به دست آمده است. آنچه رابطه ی مرو زمان ساسانیان در ترکمنستان را با دنیای شرق مرتبط می سازد، پیدا شدن بنای معبدی بودایی و یک استوپا در خارج از دیوار این شهر است.

    کلیدواژگان: آسیای مرکزی، باستان شناسی، کوشانیان، معابد بودایی، هنر تندیس گری، هنرنقاشی
  • مهسا ویسی، علیرضا هژبری نوبری*، سید مهدی موسوی کوهپر، جواد نیستانی صفحات 89-112

    منطقه ی قفقاز که با حمله ی داریوش بزرگ به سکاها در سال (12-513 ق.م) ضمیمه ی امپراتوری هخامنشی شد، در سراسر دوره ی هخامنشی، مرزهای شمالی این امپراتوری را شکل می داد. مناطق امروزی گرجستان، آذربایجان و ارمنستان که به طور کلی، شامل کشورهای قفقاز جنوبی است، بخشی از ملل تابعه ی هخامنشیان بوده است. فهرست های رسمی امپراتوری هخامنشیان از ملل تابعه، تنها به نام ارمنستان اشاره کرده اند و موقعیت سایر مناطق، در دستگاه اداری امپراتوری چندان روشن نیست. تنها منبع نوشتاری که در این باره، اطلاعاتی می دهد، تاریخ هرودوت است و داده های باستان شناسی نیز نشان می دهد که از اواخر (قرن 6 ق.م) تغییرات عمده و نوآوری های زیادی در مواد فرهنگی این ناحیه به وجود آمده که ناشی از حضور پارسیان است. براساس داده های باستان شناسی، که مهم ترین آن ها کاخ هایی با ستون های زنگی شکل از نوع هخامنشی است و نوشته های هرودوت و سایر مواد فرهنگی، مشخص می شود که بخش غربی ارمنستان به ساتراپی هیجدهم و بخش شرقی آن به ساتراپی سیزدهم و منطقه ی آذربایجان به ساتراپی یازدهم مندرج در لیست هرودوت تعلق داشتند. ضمن این که بخش غربی گرجستان، یعنی کلخیس، به طور مستقیم وارد ساتراپی های پارسیان نبود و درحد نهایی مرزها وظیفه ی پاسداری از قسمت های شمالی در برابر حملات سکاها را برعهده داشت و بخش شرقی گرجستان، یعنی ایبریا، نیز احتمالا داخل در ساتراپی هیجدهم یا یازدهم مندرج در لیست هرودوت بوده است. به طور کلی، هدف از این تحقیق بررسی جایگاه اداری کشورهای امروزی گرجستان، آذربایجان و ارمنستان در سیستم اداری ساتراپی های هخامنشی براساس داده های باستان شناسی است. روش این تحقیق نیز بر پایه ی مطالعات کتابخانه ای و بازدید میدانی از محوطه های مورد بحث است.

    کلیدواژگان: هخامنشیان، قفقاز، موقعیت اداری، ساتراپی، کلخیس
  • رضا رضالو*، یحیی آیرملو صفحات 113-144

    سکاها یکی از مهم ترین اقوامی بودند که در هزاره ی اول ق.م بسیاری از بخش های آسیای مرکزی، شمال و جنوب قفقاز و غرب آسیا، ازجمله شمال غرب ایران را اشغال کردند. یکی از مهم ترین مشخصات فرهنگ سکایی، تدفین باشکوه شاهزاده های آن هاست. در این امر اسب نقش مهمی را ایفا می کرده است. اسب یکی از حیوانات مقدسی است که در فرهنگهای مختلف از احترام خاصی برخوردار بوده است، این احترام در میان اقوام سکایی به صورت قربانی کردن آن برای شاهزاده های سکایی نمود پیدا کرده است. از این اقوام در سرتاسر آسیای مرکزی و شمال قفقاز تدفین های بسیاری کشف شده که یکی از ویژگی های این گونه تدفینها تعداد زیادی اسب بودند که همگی خفه شده و در کنار یا بر بالای قبر بزرگ زاده ی سکایی قرار داده شدند. در هزاره ی اول ق.م سکاها در حین ورود به آسیای غربی قسمت هایی از شمال غرب ایران را نیز در دوره مادها تصرف کردند. اخیرا در گورستانی در مشگین شهر اردبیل یکی از منحصر به فردترین تدفین های سکایی در کل آسیای غربی به دست آمد که ویژگی بارز آن مانند سایر تدفین های سکایی، تدفین های اسب بود. در این مقاله با توجه به ویژگی های کلی تدفین های سکایی براساس منابع تاریخی و باستان شناختی، به ویژگی های تدفین سکایی گورستان خرم آباد مشگین شهر خواهیم پرداخت. اشاره به ساختار قبور، نحوه ی تدفین اسب ها و تحلیل چنین رفتاری از مهم ترین اهداف پژوهش حاضر است.

    کلیدواژگان: اقوام سکایی، تدفین اسب، تدفین سکایی، گورستان خرم آباد مشگین شهر
  • لیلا خسروی*، سید مهدی موسوی کوهپر، جواد نیستانی، علیرضا هژبری نوبری صفحات 145-170

    گنجینه ی کلماکره به طور اتفاقی در سال 1368 ه..ش توسط یک شکارچی محلی در غار کلماکره واقع در بیست کیلومتری شمال غرب شهرستان پلدختر لرستان کشف شد. این مجموعه شامل انواع ظروف، ریتون ها، مجسمه های انسانی و حیوانی، صورتک ها، پلاک ها، زیورآلات و... است. ویژگی منحصر به فرد این اشیا وجود کتیبه هایی به خط ایلام نو روی برخی از آنهاست. استفاده از کتیبه های میخی و نام های ایلامی، رابطه ای کاملا نزدیک با افق فرهنگی ایلام نو را نشان می دهد. خوانده شدن این کتیبه ها توسط لامبرت، فرانسوا والا، رسول بشاش و تجزیه و تحلیل باستان شناختی آن ها، سبب آشکار شدن نام یک سلسله ی گمنام محلی از دوران ایلام نو در لرستان شد که عرصه ی جدیدی را در مطالعات باستان شناسی و تاریخ هنر این دوره ی تاریخی در غرب ایران گشود. به جز تعدادی صورتک، که جنس آن ها از طلاست، سایر اشیای این مجموعه از نقره ساخته شده اند، زیرا در آن زمان، معیار مبادله در داد و ستد نقره بوده است. نگارندگان، قصد دارند در این مقاله به بحث و بررسی درباره ی صورتک های طلایی این گنجینه و مقایسه ی آن ها با نمونه های مشابه در سایر فرهنگ ها بپردازند.

    کلیدواژگان: واژه گان کلیدی: صورتک های طلایی، غار کلماکره، پلدختر، لرستان، ایلام نو
  • سید رسول موسوی حاجی، عابد تقوی*، بابک آریان پور، سامان فرزین صفحات 171-210

    ساسانیان به عنوان یکی از قدرتمندترین سلسله های ایرانی، بیش از چهارسده و تا پیش از حمله اعراب مسلمان به ایران حکومت کردند. دولت بزرگ ساسانی با پیروی از اصل تمرکز حکومت و ملی کردن دین زرتشت، ایران ملوک الطوایفی عهد اشکانیان را به صورت کشوری یکپارچه و مقتدر درآورد؛ به گونه ای که این حکومت، علاوه بر بازآفرینی قدرت سیاسی، دگرگونی های گسترده و عمیقی را درتمامی زمینه های اجتماعی و فرهنگی ایران ایجاد کرد. با این حال، پس از چندی، عوامل بسیاری  باعث سستی تدریجی این سلسله ی قدرتمند و درنهایت، فروپاشی آن در برابر حمله ی اعراب مسلمان شد. در این نوشتار، بر این است تا با بررسی دقیق و همه جانبه ی آثار مورخان چهارسده ی نخستین دوره ی اسلامی، یعنی ابوحنیفه ی دینوری، یعقوبی، مسعودی، طبری و ابن مسکویه، دلایل ضعف تدریجی و فروپاشی حکومت ساسانی با روش توصیفی- تاریخی، مورد پژوهش و تحلیل قرار گیرد. نتایج پژوهش، نشان می دهد که از دیدگاه مورخان چهارسده ی نخست اسلامی، در ضعف و زوال ساسانیان و شکست آنان در برابر اعراب مسلمان نقش داشته است؛ امواردی مانند تعصبات مذهبی و جایگاه رفیع روحانیان زرتشتی، قدرت روزافزون اشراف و نجبا، کشتار خاندان سلطنتی توسط شیرویه و ضعف پادشاهان در اواخر حکومت ساسانی، کودتای نظامی سرداران علیه پادشاهان، جنگ های طولانی مدت فرسایشی برون مرزی، به ویژه جنگ های مداوم با امپراطوری روم، براندازی خاندان آل لخم توسط خسروی پرویز، فشارهای اقتصادی بر مردم و وضع مالیات های سنگین، بلایای طبیعی همچون طغیان دجله و فرات و امدادهای غیبی.

    کلیدواژگان: ساسانیان، علل فروپاشی، دینوری، طبری، مسعودی، یعقوبی، ابن مسکویه
  • سرور خراشادی، حامد وحدتی نسب* صفحات 211-263

    چگونگی ولیعهدگزینی و انتخاب جانشین شاهنشاه از مسایل ابهام آلود ساختار حکومتی ساسانیان است؛ به گونه ای که در تاریخ چهارصدساله ی ساسانیان، سرنوشت جانشینی شاهنشاه را جدال میان دودمان سلطنت، روحانیان قدرتمند مزدیسنی و خاندان های بزرگ فیودال رقم می زد. طبق قانون مرسوم ساسانیان، به طور معمول حق سلطنت از آن "نخست زادگان" بود؛ هر چند در مواردی شاهنشاه به صلاح دید خود حکم به جانشینی فرزند کوچک تر می داد. یکی از جنجالی ترین رقابت ها بر سر تصاحب تاج و تخت، نبرد میان نرسه و بهرام ها (بهرام یکم، بهرام دوم و بهرام سوم) است که به مدت سه نسل، داغ نفاق را بر تارک خاندان سلطنت نهاد. این درگیری با چنان شدت و حدتی تداوم یافت و چنان بازتاب گسترده ای بر شواهد کتیبه ای، سکه شناختی و نگارکندهای صخره ای بر جای نهاد که نمی توان از آن همچون جدال های مرسوم میان درباریان یا حرص و آزی صرف برای نیل به سلطنت یاد کرد. در این جستار بر آنیم تا دریابیم که چرا شاهزاده نرسه، پسر شاپور اول با تخطی از قوانین "حق نخست زادگی"  و "انتقال سلطنت از پدر به پسر"، مصرانه بر طبل مخالفت کوبید و طی کشاکش با سه نسل از رقبای خود داعیه ی حق سلطنت سر داد. چه چیز او را چنین محق سلطنت می نمود؟ راز پایداری و سماجت نرسه تا نیل به پادشاهی چه بود؟ نظر به این که اهتمام در پاکی خون و نسب در خانواده، صفت بارز جامعه ی ساسانی است، نمی توان تنها به حق پدر تباری شاهزادگان اکتفا کرده و از حق مادرتباری آنان گذشت. "ازدواج با محارم سلطنتی (پادشاه تباری)" در عصر ساسانی، خود شاهدی است معتبر بر صدق این گفتار. از آن جاکه جستار تاریخی ما رویکردی انسان شناسانه دارد و "جامعه شناسی خانواده" نقطه ی تلاقی تاریخ و انسان شناسی است، به منظور پاسخ گویی به پرسش های یادشده، ناگزیر از تفحص در تبارشناسی پادشاهان مورد بحث، حق تباری از منظر انسان شناسی فرهنگی و مقوله ی "ازدواج با محارم" از دریچه ی جامعه شناسی تاریخی هستیم. روش پژوهش، مطالعه ی تطبیقی میان منابع تاریخی، مطالعات قوم نگاری و شواهد باستان شناختی با رویکردی روان- انسان شناختی است. ماحصل این جستار، پی بردن به حق "دوسر شاه تباری" در امر ولیعهدی است که گویی بر حق "نخست زادگی" شاهزادگان ارجحیت داشته است.

    کلیدواژگان: ازدواج با محارم، انسان شناسی فرهنگی، بهرام ها، جامعه شناسی تاریخی، حق تباری، نرسه، ولیعهدی
|
  • Morteza Ataie, Javad Neyestani*, Seyed Mehdi Mousavi Kouhpar, Seyyed Rasool Mousavi Haji Pages 1-30

    The remains of the historical city of AskarMokram are situated in Khuzistan near the Band-e Ghir village in the form of various Tepes (hills) on either sides of the Gargar River. On the basis of historical and geographical sources, the city was established in the second half of the first century during the gradual development of the military camping place of Mokram- ibn- Motraf or Mokram- ibn- Fazar, the servant of Hajaj–ibn-Yusuf Saqafi in the Sasanian village or small city named Rostaqobad; therefore, the city is called “AskarMokram”. The city was gradually developed on either sides of Masroqan River and became famous as the center of Khoreh/Koreh with the same name, and as one of the most important cities of Khuzistan during the Islamic period. The strategic and military situation of the city, which was located in the way of Iraq and Khuzistan to Fars and Lurestan, and was considered before the establishment of the city (and actually is regarded as the main reason of the forming of AskarMokram), made the city more important. It seems that when the irrigation system of Masroqan River and the agricultural economy of the region were declined in the last centuries of the medial Islamic period, the importance of AskarMokram was reduced, and probably the city abandoned completely during the fifteenth century A.D.
       In this article, it is attempted to render the comprehensive picture of the city during the Islamic period by the exact study of historical and geographical sources, and make comparison between them.

    Keywords: AskarMokram, Khuzistan, Rostaqobad, Historical geography, Urbanism
  • H. Ebadollahi Chanzanagh*, S. Avarideh Pages 27-58

    The current study investigates the land reform in the collective memory of people who experienced the event. Social cadres of collective memory and presentist approaches were used as theoretical approaches of the study. 20 samples were chosen based on theoretical sampling. Technique of data gathering was deep interview. All the samples were from Talesh township in Gilan province (Iran). The results showed that «class status» was the important social cadre of the samples’ collective memory. The collective memory of the samples with previous landlord and serf class status was different in terms of execution and infringement during the program accomplishment. The past serves recall it as fair and emancipated event. On the contrary, the past landlords remember it as a programme that did not consider minority of the local people’s ownership condition. After class statuas, religion and education were the important social cadres, respectively. The samples who had high religiosity at the time of land reform remembered that it was pretty against religious law. The educated samples had the most comprehensive and holistic view of the event.

    Keywords: Land reform, Social cadres of collective memory, History from below
  • Hassan Karimian*, Niloufar Moghimi Pages 31-55

    “Globalisation” is one of the most influential philosophical thoughts with direct effects on the economic, political and cultural entities of countries in the modern era. Most scholars relate the emergence of this phenomenon to the period after Renascence. However, with little contemplation, one could trace the roots and origins of philosophical thoughts and mythical concepts – of course not in their present form – to ancient civilisations. Doubtless, Sasanian empire (224-651 CE),  with 427 years of glory in the world,s  political arena, can be considered as one of the greatest and most powerful cultural foregrounds of ancient era that was managed by the direct instructions of Zoroastrian philosophers. The founder of this empire (ArdašīrPāpakān: 224-241 CE), in response to the question that why have you risen against your reigning king (Ardavan V Ashkani), clamed: “To make a world with a single-God”. Now, the question is. Can “Ardašīr’s efforts in establishment of a world under governance of a single God” be counted as the first efforts toward unification of the world and the initial steps in globalisation? – efforts that were accompanied by practices and widespread endeavours. The principal hypothesis is that the thoughts of globalisation were nurtured in the thoughts of Zoroastrians’ eminent Mōbads and practiced by the founder of Sasanians Empire. The main aim of the present research is to investigate the first veinsofglobalisation notions and the associated practical measures of Sasanian kings. In doing so, all of the Sasanian historical and archaeological evidences that certify the research hypothesis are envisaged and discussed in the context of globalisation and cosmopolitanism thoughts. The cosmopolitanism idea, with roots in the ancient world, is also used to associate the today’s globalisation concepts with the ancient ones. These concepts together with archaeological and historical evidences are clear indications that globalisation and cosmopolitanism thoughts have been introduced 1800 years ago in Iran; and indeed practiced on the relevant scale by Sasanians.

    Keywords: Globalisation, Cosmopolitanism, Sasanian Empire, Human Rights, Zoroastrianism
  • Rahim Velayati* Pages 57-87

    This article seeks to answer this question that how the Buddist art could grow and develop in the Central Asian countries. The Muryan Empire of the Bactrian State (321-185 BC), in the mid-third century BC, tried to promote the Buddhist sect in the West. The Kushanas (near 100 BC) stablished a new civilization in the history of Bactria. Afterwards, the Kushanas Empire became the eastern neigbour of the Sasanian Empire. Then Kushanaz territory was conquered by the Sasanian Empire. From the sttelement period of the Central Asia Budhist, four kinds of art works have been discovered: 1) Graffiti; 2) Architecture of Buddhist temples; and 3) Buddhist iconography; and 4) Kushanas art and jewelery. The ancient city of Termez in the south of Uzbakistan has an important role in this sect as a main center of Buddhism. In the north part of Termez, in a place named “Qara Tepe”, of an anciant monastery have been discovered in including the Khalchyan palace. Afrasiab, Samarkand in Uzbekistan is the most important archaeological site that underscores the art works of this period. What connects Marve in the Sasanian Turkmenstan with the East is a stupa Buddhist temple built outside the wall of the city.

    Keywords: Central Asia, Kushanas, Buddhist temples, Painting art, Iconographic art, Archaeology
  • Mahsa Veisi, Alireza Hejebri Nobari*, Seyed Mehdi Mousavi Kouhpar, Javad Neyestani Pages 89-112

    Caucasus region became a part of Achaemenid Empire during the Dariush attack to Scythian at 513-512 BC, and formed the northern border of the empire. Modern Georgia, Azerbaijan and Armenia, which generally form the south Caucasus countries, have been part of Achaemenid subordinate nations. In the official lists of Achaemenid satrapies, only the name of Armenia, has been noted and the administrative position of the other regions (Georgia and Azerbaijan) is less clear. The only written source that contains some information about this issue is Herodotus, and Archaeology data also shows that at the end of 6 century BC, major changes and innovations have been occurred in these regions as a result of Persian attendance. According to archaeological data, the most notably are Achaemenid type palaces with bell shaped column bases. Based on Herodotus records and other cultural material, western Armenia was a part of the 18th satrapy, eastern Armenia was a part of the13th satrapy, and Azerbaijan belonged to the 11th satrapy in Herodotus list. Also western Georgia (i.e. Colchis) was not directly a satrapy, and at the extremity border of Achaemenid Empire, had undertaken protecting the north border of the empire against the Scythians, attacks. Although eastern Georgia (i.e. Iberia) was a part of  the 11th or 18th satrapy in Herodotus list. In general, the aim of this study is to investigate the administrative position of  modern Georgia, Azerbaijan and Armenia in the Achaemeniansatrapal system based on archaeological data. The methodology of this research is based on library research and field visiting of the areas in question.

    Keywords: Achaemenids, Caucasus, Administrative Position, Satrapy, Colchis
  • Reza Rezaloo*, Yahya Ayramloo Pages 113-144

    Scythians were one of the most important tribes who occupied many parts of the Central Asia, West Asia, North and South Caucasia, and Northwest of Iran in the first millennium BC. The most striking feature, of the Scythian culture was the magnificent funeral of the Princess. Horse is among the sacred animals that have a specialy veneration in different cultures; this honor in the Scythian nation’s culture has appeared as sacrifice of it for Scythian Princess. In Central Asia and North Caucasia, many tombs were found from the Scythians with numerous horses that all of them have been burked and buried insid or on the top of the Scythian magnifico graves. Scythians during their entry into Western Asia conquered parts of the north-west of Iran in the Median period at the first millennium BC. Recently, a unique Scythian interment was obtained in a cemetery in Meshgin Shahr city with a striking characteristic of horse burials, like the other Scythian interments. In the present paper, we will discuss the features of Scythian interments in Khoram Abad cemetery based on historical and archaeological sources and with regard to the overall characteristics of the Scythian burial ceremony.

    Keywords: Scythian tribes, Scythian interment, Horse burial, Khoram Abad cemetery
  • Leila Khosravi*, Seyed Mehdi Mousavi Kouhpar, Javad Neyestani, Alireza Hejebri Nobari Pages 145-170

    Kalmakareh treasure was accidentally explored by a rural hunter from the Kalmakareh cave in 1989. The cave is Located in the north west of Poldokhtar City in Loristanprovice. The treasure includes different types of vessels like rhytons, human and animal statues, masks, plaques, bracelets, etc. Based on the previous studies, the treasure belongs to Neo-Elamite period (1th millennium BC). These objects bear archaeological significance and enjoy unique value, with recpect to Neo-Elamite inscriptions in some of them. Deciphering theses incscriptions by Lambert, F.Vallat and RassoulBashash, and archaeological analysis by Leila Khosravi shed light on an anonymous local governorship of the Neo-Elamite, and provided a New chapter in the archaeological studies of this particular period in the west of Iran. Except a few number of masks made of gold, the rest objects of this collection were nade of silver. It seems that, because of being as a scale for trade at the time, the artisans deliberately applied silver to produce kalmakareh treasure. The authors aim to present an analytical study on the golden masks of the treasure, and slso compare them with the same types produced in other cultures.

    Keywords: Golden masks, Kalmakareh cave, Poldokhtar, Luristan, Neo-Elamite
  • Seyyed Rasool Mousavi Haji, Abed Taghavi*, Babak Aryanpour, Saman Farzin Pages 171-210

    Sassanid reign, as one of the most powerful Iranian dynasties, lasted for over four centuries before the Arab Moslems’ attack to Iran. The great Sassanid government managed to convert the Feudal Iran of Parthian era into a united and strong country thanks to its central government and Zoroastrianism nationalism; this not only recreated political power but also hugely revolutionized the cultural and social issues in Iran. However, different factors, after a while, led to the gradual weakness and suppression of this dynasty before the Arab Moslems’ attack. In this research, auditing the historians of all these four centuries of the early Islamic era including Abou- HanifehDinvari, Yaghoubi, Masoudi, Tabari, and EbneMoskouyeh exactly and from all aspects, many attempts have been made to figure out and analyze the reasons of this gradual weakness and overthrown of Sassanid Reign the emnloying a historical-descriptive method. The results of this research reveal that in the view of the historians of all these four centuries of the early Islamic era, the following factors were the most crucial reasons of Sassanid’s downfall and defeat before the Arab Moslems: religious prejudice, high position of Zoroastrian clergymen, well-borns’ increasing power, massacre of the royal family by Shirouyeh, the last Sassanid kings’ lack of authority, a military coup against the kings, long exhausting overseas battles, especially the constant wars against the Rome Empires, toppling the Ale-Lakhm by KhosrouParviz, economic pressures on people and heavy taxes, natural disasters like the Tigris and Euphrates rivers bursting their banks, and hidden helps.

    Keywords: Sassanid, Decline factors, Dinvari, Yaghoubi, Masoudi
  • Sorur Khorashadi, Hamed Vahdati Nasab* Pages 211-263

    Selecting crown prince has always been an ambiguous enigma in the Sassanid era. Crown prince nomination had been a matter of debates and sometimes quarrels amongst the royal family, the Magi, and the powerful feudals. According to the primogeniture law, in the Sassanid dynasty, crown prince was a position dedicated to the eldest son. However, documents indicate that sometimes the King himself decided to choose a younger son as his successor. One of the most challenging examples of such exceptional cases is the long-lasting quarrel between Narseh and Bahrams (Bahram I, II, and III) for grasping throne, which lasted for three decades. Naresh (youngest son of Shapur I) clearly violated the Primogeniture law and claimed throne over his older brother (Bahram I) and his successors for more than three decades. This research is trying to answer some key questions in this matter: why did Prince Narseh violate the Primogeniture law and claim the power for about three decades? What were his justifications in pursuing the power? Why did he insist on his solicitation? Here we represent another crucial element in selecting crown prince in the Sassanid dynasty, which is called “blood purity”. This law indicates that princes with double - sided pure blood (paternal and maternal) might have been preferred to the elder ones. This research is based on comparative analysis of historical documents, ethnographic studies, and archaeological data via psyco-anthropological view. It seems that in the Sassanid era, the law of “Royal Biternality” or “Royal Bilateral Descent” was superior to the law of “Primogeniture”.

    Keywords: Narseh, Bahrams, Descent right, Marrying family members, Cultural anthropology