فهرست مطالب

گیاهان دارویی - پیاپی 73 (زمستان 1398)
  • پیاپی 73 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/21
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مهدیه مهرپوری، رفیع حمیدپور، محسن حمیدپور* صفحات 1-11
    مقدمه

    دارچین متعلق به خانواده برگ بو می‎باشد و یکی از رایج ترین ادویه هایی است که به عنوان داروی سنتی در جهان مورد استفاده قرار می گیرد. پوست و برگ دارچین حاوی روغن های ضروری و مشتقات از جمله الدهیدی دارچین، اسید دارچین و چندین ترکیب دیگر مانند پلی فنول ها می باشد. عصاره دارچین یکی از پرکاربردترین داروهای سنتی است که دارای خواص ضد التهابی و کاهش دهنده چربی می باشد.

    هدف

    هدف از مرور مقالات رسیدن به این نکته که آیا دارچین دارای خاصیت ضد انعقادی و ضد تجمع پلاکتی می باشد.

    روش بررسی

    با استفاده از ابزارهای موتورهای جستجو مانند   PubMed و Scopus ، مقالاتی در مورد تاثیرات دارچین بر عملکرد پلاکت ها و بیماری های قلبی و عروقی مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    در این مقاله، یک تجزیه و تحلیل جامع از ترکیبات دارچین و تاثیر آنها بر عملکرد پلاکت و بیماری قلبی عروقی ارایه شده است.

    نتیجه گیری

    روی هم رفته نتایج بر گرفته از مرور مقالات نشان داد که عصاره دارچین عملکرد پلاکتی دارد و به عنوان یک دارو مکمل می تواند در بیماری های قلبی عروقی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: دارچین، عملکرد پلاکتی، بیماری قلبی عروقی
  • سید محمد محمدی، سعید کیانبخت، شمسعلی رضازاده، مجتبی ضیایی، حسن فلاح حسینی* صفحات 12-26
    مقدمه

    چندین مطالعه بالینی به منظور بررسی اثرات درمانی احتمالی عصاره دانه گیاه خار مریم (Silybum marianum) به نام silymarin در دیابت نوع 2 (T2DM) و بیماری کبد چرب غیر الکلی (NAFLD) انجام شده است.

    هدف

    ما به منظور ارزیابی اثربخشی مکمل سیلیمارین در درمان T2DM وNAFLD ، این موضوع را مرور کردیم.

    روش بررسی

    بانک های اطلاعاتی الکترونیکی PubMed، Science Direct، Scopus، Google و Google Scholar برای مقالات کارآزمایی بالینی انسانی انگلیسی و غیر انگلیسی که در مورد اثرات سیلیمارین بر T2DM و NAFLD از ژانویه 2010 تا آوریل 2018 منتشر شده است، مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    شانزده مقاله در مورد اثرات سیلیمارین بر T2DM و NAFLD در مطالعات بالینی در این بررسی گنجانده شده است. اثر ضد دیابتی سیلیمارین در چهار کارآزمایی بالینی به تنهایی و در یک کارآزمایی در ترکیب با رزین کندر و گزنه گزارش شده است. اثر سیلیمارین یا ماده موثره آن سیلیبین در درمان NAFLD در یازده کارآزمایی بالینی به تنهایی یا در ترکیب با فسفاتیدیل کولین، سیمواستاتین و ویتامین E گزارش شده است.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که سیلیمارین به عنوان یک مکمل همراه با درمان استاندارد در درمان T2DM و NAFLD موثر است.

    کلیدواژگان: کارآزمایی بالینی، دیابت، کبد چرب، سیلیمارین
  • مریم ایران‎زاد اصل، پروین منصوری*، محمد کمالی نژاد، نرجس گرجی صفحات 27-36
    مقدمه

    بدخیمی های پوست، از شایع ترین سرطان ها در میان سفید پوستان هستند که بروز فزاینده ای در جهان و ایران دارند. دستاوردهای علمی در تشخیص، غربالگری و روش های درمانی در کنترل این سرطان ها موفقیت نسبی داشته است. از اینرو لازم است، رویکردهای پیشنهادی سایر طب های مکمل و سنتی مورد توجه قرار گیرد.

    هدف

    هدف از این مقاله مروری بررسی درمان های جایگزین و مکمل از دیدگاه طب ایرانی به عنوان طب پیشگام با سابقه تاریخی طولانی است.

    روش بررسی

    در این مطالعه مروری، منابع پزشکی دوره طلایی طب ایرانی (قرن نهم تا نوزدهم میلادی)، یعنی زمان رازی و ابن سینا مورد بررسی قرار گرفت و نظرات آنها در مورد بدخیمی های پوستی استخراج شد. علاوه بر این، عبارت "سرطان پوست" در پایگاه داده ها مانند PubMed ،Science Direct ، Scopus  و Google Scholar جستجو شد. داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت.

    نتایج

    دانشمندان پارسی باستان انواع سرطان ها را می شناختند و در توصیف، طبقه بندی، سبب شناسی و درمان سرطان های پوست پیشگام بودند. در این مطالعه ایده های جالبی در مدیریت سرطان ها یافت شد. همچنین هیچ دیدگاهی متناقض بین طب ایرانی و مدرن در مورد سرطان های پوست وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    توجه به سایر مواردی که امروزه مورد غفلت واقع شده است، مثل تغذیه و پاکسازی از خلط سودا، می تواند با ارایه تیوری ها و فرضیه های جدید در دستیابی به درمان های موثرتر و ایمن تر راهگشا باشد.

    کلیدواژگان: طب کهن ایرانی، سودا، بدخیمی پوست
  • محمدمهدی احمدیان عطاری، صولت اسلامی، لیلا درگاهی، احمدعلی نوربالا* صفحات 37-62
    مقدمه

    زوال عقل سالمندی شایع رین نوع زوال عقل با هزینه های قابل ملاحظه اجتماعی و اقتصادی است. ماهیت این بیماری پیچیده است و درمان های رایج نتوانسته اند همه جنبه های این بیماری را پوشش دهند. اخیرا تمرکز بر ترکیبات طبیعی مخصوصا موادی که سابقه مصرف سنتی دارند در دستور کار مطالعات علمی است.

    هدف

    هدف این مطالعه بررسی درمانهای مشترک زوال عقل در طب باستانی یونان، طب سنتی چین، هند و ایران با تمرکز بر گیاهانی است که حداقل در دو تمدن به این عنوان ذکر شده باشد.

    روش بررسی

    پایگاه اسکوپوس و منایع دست اول طب سنتی برای واژگان منتخب این تحقیق جستجو شدند. سپس گیاهان مشترکی که حداقل در دو طب سنتی برای زوال عقل کاربرد داشتند مورد بررسی مواد موثره و مکانیسم اثر دارویی قرار گرفتند.

    نتایج

    گیاهان وج، سنبل هندی، شیرین بیان، آمله، بلادر، بلیله و زنجبیل در طب های سنتی پیشگفت برای زوال عقل تجویز می شده اند. مطالعات فارماکولوژیک نشان می دهد این گیاهان اثر ضد زوال عقل خود را از طریق مهار استیل کولین استراز، مهار NMDA، اثر آنتی اکسیدانی، ضد التهابی، ضد آپوپتوزی و جلوگیری از تشکیل پلاک بتا-آمیلوییدی بروز می دهند. همچنین، شانزده ماده فعال دارویی ضد آلزایمری شامل آلفا و بتا-آسارون، دزوکسو-نارکینول آ، نارکینول بی، گلابریدین، لیکوییریتیژنین، امبلیکانین آ و بی، چبولاژیک اسید، زینجیپایین، 6-جینجرول، 6-شوگایول و چند ماده دیگر در این گیاهان شناسایی شده اند.

    نتیجه گیری

    طب سنتی چین، هند و ایران می توانند نقش مکمل در پیشگیری و درمان زوال عقل سالمندی ایفا کنند. شواهد علمی از آثار سنتی ضد آلزایمر درمان های آنها پشتیبانی می کند.

    کلیدواژگان: زوال عقل، بیماری آلزایمر، طب سنتی، ترکیبات طبیعی، گیاه درمانی مبتنی بر شواهد
  • فاطمه یزدانی، ایرج رسولی، فاطمه سفیدکن، نوید سعیدی، پرویز اولیاء* صفحات 63-70
    مقدمه

    کلبسیلا پنومونیه یکی از مهم ترین باکتری هایی است که موجب عفونت های بیمارستانی می شود. این پاتوژن فرصت طلب، دارای پتانسیل بالایی در ایجاد مقاومت آنتی بیوتیکی بوده و می تواند تشکیل لایه ضخیمی از بیوفیلم بدهد. امروزه سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک در حال ظهور و گسترش در دنیا می باشند. بنابراین مقابله با سویه های مقاوم به دارو به وسیله داروهای نوین (مانند گیاهان دارویی) ضروری است.

    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی اثر ضد باکتریایی اسانس هایSatureja rechingeri Jamzad، S. khuzestanica Jamzad، S. bachtiarica Bunge وS. mutica Fisch. & C.A.Mey. در شرایط آزمایشگاهی علیه کلبسیلا پنومونیه ATCC 700603 انجام شد.

    روش بررسی

    برای بررسی حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) اسانس ها، روش براث میکرودایلوشن استفاده شد. روش میکروتیتر پلیت برای ارزیابی اثرات ضد بیوفیلمی مقادیر sub-MIC اسانس ها استفاده شد. از روش رنگ سنجی و یدومتریک برای تعیین فعالیت های اوره آزی و بتالاکتامازی استفاده شد.

    نتایج

    بر اساس نتایج جمع آوری شده، مقدار MIC اسانس ها µg/ml 4096 بود. مقادیرsub-MIC اسانس ها تشکیل بیوفیلم و فعالیت اوره آزی کلبسیلا پنومونیه را مهار نمود، اسانس S. khuzestanica  بیشترین تاثیر را از خود نشان داد. هیچ کدام از اسانس ها نتوانستند به صورت معناداری فعالیت بتالاکتامازی کلبسیلا پنومونیه را کاهش دهند.

    نتیجه گیری

    بر اساس بررسی انجام شده S. khuzestanic    دارای اثر ضد باکتریایی، ضد بیوفیلمی و مهارکنندگی اوره آز خوبی بر علیه کلبسیلا پنومونیه بود، ولی مطالعات بیشتری برای شناخت عملکرد دقیق و مکانیسم ضد باکتریایی این ترکیب گیاهی مورد نیاز است.

    کلیدواژگان: کلبسیلا پنومونیه، مرزه، بتالاکتاماز، بیوفیلم، اوره آز
  • رضا نیازی، مقصود پیری*، محمدعلی آذربایجانی صفحات 71-81
    مقدمه

    افزایش استفاده از آفت کش ها یکی از خطرات تهدید کننده سلامتی می باشد. فعالیت های بدنی و گیاهان دارویی به عنوان یک راهکار سودمند برای کاهش اثرات این مواد توصیه شده اند.

    هدف

    هدف از اجرای این مطالعه، بررسی اثر تمرین مقاومتی و بربرین کلراید بر نشانگران آپوپتوز و فشار اکسیداتیو بافت قلب رت های مسموم شده با دیازینون بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه 80 سر رت نر به صورت تصادفی به هشت گروه ده تایی شامل کنترل سالم، شم، دیازینون، دیازینون تمرین مقاومتی، دیازینون 5/2 میلی گرم بربرین به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن، دیازینون 15 میلی گرم بربرین به ازای هرکیلوگرم وزن بدن، دیازینون تمرین مقاومتی 5/2 میلی گرم بربرین به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن و دیازینون تمرین مقاومتی 15 میلی گرم بربرین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تقسیم شدند. طی چهار هفته هر گروه دیازینون و بربرین کلرایدرا دریافت نموده و هفته ای سه جلسه تمرین مقاومتی انجام دادند.

    نتایج

    در بافت قلب موش های صحرایی مسموم با دیازینون، تمرین مقاومتی اثر معنی داری در کاهش غلظت افزایش یافته MDA، کاسپاز 3، 8-OHDG و GSH اثر معنی داری (05/0 ≤ P) داشت. 15 میلی گرم بر کیلوگرم مصرف بربرین موجب کاهش معنی دار غلظت ROS، MDA، 8-OHDG و کاسپاز 3 شد، اما غلظت GSH را افزایش داد (05/0 ≤ P) 5/2 میلی گرم در کیلوگرم مصرف بربرین تاثیر معنی داری (05/0≤  P) در کاهش 8-OHDG داشت. همچنین، 15 میلی گرم بربرین کلراید به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در مقایسه با 5/2 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن اثر بیشتری در کاهش 8-OHDG داشت.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد مصرف بربرین همراه با تمرین مقاومتی دارای اثرات محافظتی در برابر استرس اکسیداتیو و مرگ سلولی در بافت قلب موش های مسموم با دیازینون دارد.

    کلیدواژگان: آنتی اکسیدان، آپوپتوز، بربرین، دیازینون، تمرین مقاومتی
  • سمیه امرایی، سیف الله بهرامی کیا*، عبدالناصر محمدی صفحات 82-90
    مقدمه

    چندین مسیر متابولیکی در ایجاد عوارض دیابت نقش دارند که یکی از آنها مسیر پلی ال است. آنزیم کلیدی این مسیر آلدوز ردوکتاز می باشد که تبدیل گلوکز به سوربیتول را کاتالیز می کند. از جمله مواردی که می تواند در پیشگیری و درمان عوارض دیابت موثر باشد، مهارکننده های آلدوز ردوکتاز می باشد.

    هدف

    در این مطالعه اثر فراکسیون های مختلف گیاه مریم نخودی بر فعالیت آنزیم آلدوز ردوکتاز بررسی شد.

    روش بررسی

    50 عدد لنز چشم گاو از کشتارگاه تهیه و آنزیم آلدوز ردوکتاز با استفاده از روش Hyman-Kinoshita method تخلیص شد. فعالیت آنزیم در حضور غلظت های مختلف (1، 5، 10، 20 و 100 میکروگرم بر میلی لیتر) عصاره و فراکسیون های آلی گیاه مریم نخودی بررسی شد. میزان IC50 فراکسیون های مختلف برای خنثی سازی رادیکال آزاد DPPH نیز اندازه گیری شد. علاوه بر آن چون گروهی از مهارکننده های این آنزیم ترکیبات فنولی هستند میزان ترکیبات فنولی و فلاونوییدی این گیاه مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج

    طبق نتایج به دست آمده بیشترین مقدار فنول و فلاونویید و پایین ترین میزان IC50 برای مهار آنزیم آلدوز ردوکتاز با مقدار 67/3 میکروگرم بر میلی لیتر مربوط به فراکسیون اتیل استاتی با بود مطالعات کینتیکی نشان داد که نوع مهار فراکسیون ها از نوع غیررقابتی بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به این یافته ها با جداسازی ترکیبات موثر گیاه و تاثیر آنها بر فعالیت آنزیم آلدوزردوکتاز می توان در آینده از این گیاه برای پیشگیری و یا درمان عوارض مزمن دیابت استفاده کرد.

    کلیدواژگان: مریم نخودی، آلدوز ردوکتاز، فراکسیون اتیل استاتی، مسیر پلی ال
  • مهناز خانوی*، لیلا آرا، نرجس خواصی، هما حاجی مهدی پور صفحات 91-99
    مقدمه

    میوه گیاه کبر در کشورهای مختلف برای پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها مصرف می شود. این میوه ها معمولا به صورت تدبیر شده با سرکه مورد استفاده قرار می گیرند.

    هدف

    هدف از این مطالعه، بررسی اثر تدبیر با سرکه بر بعضی از ترکیبات میوه گیاه و نیز برخی خواص بیولوژیک آن بوده است.

    روش بررسی

    میوه های گیاه به صورت ترشی با استفاده از سرکه انگوری آماده سازی شدند. میزان ترکیبات فنلی و آلکالوییدهای تام نمونه های خام و تدبیر شده به ترتیب با استفاده از روش فولین سیوکالتو و تیتراسیون اندازه گیری شدند. مقدار ترکیبات روتین، کویرستین و آلفاتوکوفرول با استفاده از HPLC تعیین شد. اثر سایتوتوکسیک دو نمونه توسط روش MTT ارزیابی شد. خواص آنتی اکسیدانی میوه های خام و مدبر با روش DPPH و FRAP تعیین شدند و فینگرپرینت آنها نیز با روش TLC تهیه شد.

    نتایج

    نتایج نشان دادند که میزان ترکیبات فنلی تام، آلکالوییدها و کویرستین در میوه های مدبر کاهش یافته ولی میزان ماده روتین بدون تغییر باقی مانده بود. اثرات آنتی اکسیدانی میوه ها طی عمل تدبیر افزایش یافته بود. میوه های خام و مدبر فاقد اثر سایتوتوکسیک روی رده های سلولی MCF-7, HepG-2 و MDBK تا غلظت 100 میکروگرم در میلی لیتر بودند. فینگرپرینت دو نمونه نیز تفاوت های آشکاری را با یکدیگر نشان داد که نشان دهنده تغییر ترکیبات ناشی از عمل تدبیر است.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد تدبیر با سرکه طعم بد گیاه ناشی از آلکالوییدها را کاسته و اثرات آنتی اکسیدانی را افزایش می دهد. بنابراین میوه های مدبر می تواند انتخاب مناسبی در درمان بسیاری از بیماری ها مانند دیابت و هپاتیت با توجه به مصرف آن در طب سنتی باشد.

    کلیدواژگان: کبر، تدبیر، سرکه
  • عصمت جعفربگلو*، هدی احمری طهران، ساره باکویی صفحات 100-108
    مقدمه

    گاهی اوقات اضطراب امتحان، موفقیت تحصیلی دانشجویان را کم می کند و می تواند باعث افت تحصیلی و مشکلات روحی روانی در دانشجویان شود.

    هدف

    هدف از این مطالعه بررسی اثر رایحه اسطوخودوس بر کاهش اضطراب امتحان دانشجویان بود.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی بر روی 33 نفر از دانشجویان پرستاری متقاضی امتحان پایان ترم درس نظری بهداشت جامعه 2 انجام شد. قبل از برگزاری امتحان، دانشجویان در دو گروه رایحه درمانی (16 نفر) و کنترل (17 نفر) قرار گرفتند. در گروه رایحه درمانی 10 قطره اسانس اسطوخودوس در یک لیتر آب اضافه شد و این محلول توسط دستگاه بخور به مدت 15 دقیقه در فضا پخش شد؛ در حالی که در گروه کنترل فقط بخار آب (بدون اسانس) توسط دستگاه بخور در فضا پخش شد. اضطراب امتحان دانشجویان قبل و پس از مداخله با استفاده از پرسشنامه اضطراب امتحان (Test Anxiety Inventory) در هر دو گروه مورد استفاده قرار گرفت.

    نتایج

    هیچ اختلاف معنی داری بین مشخصات دموگرافیک دو گروه وجود نداشت؛ همچنین اختلاف معنی داری بین دوگروه قبل و پس از مداخله از نظر اضطراب امتحان وجود نداشت. در حالی که در گروه رایحه درمانی، اضطراب امتحان پس از مداخله کمتر از اضطراب قبل از مداخله بوده است.

    نتیجه گیری

    یافته ها نشان داد رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس اضطراب امتحان دانشجویان را کم نمی کند؛ اما در گروه رایحه درمانی، اضطراب امتحان به طور معنی داری پس از مداخله کاهش یافت و این دانشجویان ذکر کردند استشمام رایحه اسطوخودوس برای آنها خوشایند بود. این امکان وجود دارد که رایحه درمانی بر روی اضطراب های موقعیتی یا حاد موثر نباشد.

    کلیدواژگان: آروماتراپی، کارازمایی بالینی، رایحه اسطوخودوس، دانشجویان پرستاری، مطالعه نیمه تجربی، اضطراب امتحان
  • سعیده ممتاز، مهشید دیباج، علیرضا عبدالهی، غلامرضا امین، رودابه بهرام سلطانی، محمد عبدالهی، پروین مهدویانی، امیرحسین عبدالغفاری* صفحات 109-118
    مقدمه

    گیاهان دارویی برای درمان انواع مختلف زخم مفید هستند.

    هدف

    این مطالعه با هدف ارزیابی پتانسیل بهبود زخم سوختگی توسط عصاره هیدروالکلی گل های Lilium candidum L. در موش صحرایی انجام شد.

    روش بررسی

    ظرفیت آنتی اکسیدانی عصاره به روش DPPH، توتال فلاونویید و محتوای فنلی عصاره مورد بررسی قرار گرفتند. پس از القای زخم سوختگی، موشها به 5 گروه تقسیم شدند: کرم سولفادیازین نقره 1 درصد (استاندارد مرجع)، اوسرین (کنترل)، و عصاره گیاه با دوزهای 5، 10 و 20 درصد که پماد آنها بر پایه اوسرین تهیه شد. میزان انقباض و درصد ترمیم زخم تا روز چهاردهم اندازه گیری شد و تغییرات بافت شناسی مورد بررسی قرار گرفتند.

    نتایج

    فعالیت آنتی اکسیدانی بالای عصاره توسط تست DPPH نشان داده شد. توتال فنل عصاره 157 میلی گرم معادل اسید گالیک/گرم بود. در حالی که توتال فلاونویید عصاره خشک معادل 4/32 میلی گرم کورستین/ گرم اندازه گیری شد. میانگین سطح زخم در سه گروه موش تحت تیمار با عصاره نسبت به شاهد تفاوت معنی داری داشت. اگرچه، پماد حاوی 20 درصد عصاره بالاترین میزان بهبود زخم در مقایسه با دیگر گروه های درمانی، حتی بهتر از سولفادیازین نقره نشان داد. نتایج بافت شناسی، فعالیت ترمیم زخم و بافت توسط عصاره را تایید نمود، به ویژه برای پماد حاوی 20 درصد عصاره.

    نتیجه گیری

    با توجه به محتوای بالای ترکیبات فنولیک و فلاونوییدها در عصاره، به علاوه خاصیت آنتی اکسیدانی بالای گل های لیلیوم که موجب کاهش چشمگیر سطح زخم سوختگی شده است، پیشنهاد می شود که پماد حاوی این عصاره می تواند زخم های سوختگی را درمان کرده و روند بهبودی را تسریع نماید.

    کلیدواژگان: Lilium candidum L.، سوختگی، فلاونوئید، فنل ها، ترمیم زخم
  • ایمان محسنی، مقصود پیری*، محمدعلی آذربایجانی صفحات 119-132
    مقدمه

    بیماری آلزایمر اختلال زوال نورونی وابسته به سن بوده و تجمع آمیلویید بتا، خصوصا در ناحیه هیپوکامپ مهم ترین علت مرگ نورون ها در این بیماری است. فعالیت بدنی و داروهای گیاهی می تواند در پیشگیری و درمان اختلالات زوال نورونی موثر باشد.

    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین تاثیر تمرین هوازی و عصاره خوراکی مریم گلی بر حافظه، بیان (CREB) و فاکتور مشتق از نوروتروفیک مغز (BDNF) در موش های صحرایی مدل آلزایمری تیمار شده با بتا آمیلویید، اجرا شد.

    روش بررسی

    در یک کارآزمایی تجربی 32 سر رت نر تحت تزریق بتا آمیلویید (ng/μl 10) قرار گرفتند و به صورت تصادفی در گروه های کنترل، تمرین هوازی، عصاره و تمرین هوازی - عصاره قرار گرفتند. پس از 21 روز، گروه عصاره mg/kg 100 عصاره مریم گلی را به صورت گاواژ دریافت کردند. گروه های تمرینی نیز چهار هفته روی تردمیل دویدند. بعد از اتمام دوره مداخله، از ماز آبی موریس جهت ارزیابی حافظه فضایی استفاده شد. CREB و BDNF با روش Realtime PCR اندازه گیری شد و همچنین ارزیابی بافت شناسی جهت بررسی میزان تجمع پلاک های بتا آمیلویید در بافت مغز صورت گرفت.

    نتایج

    نتایج نشان داد عصاره مریم گلی و دویدن روی تردمیل، سبب بهبود یادگیری و حافظه شد، سطوح (001/0 CREB =p) (001/0 BDNF =p) در آزمودنی های آلزایمر القاء شده در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی دار یافت، چگالی سلول های عصبی، به طور قابل ملاحظه ای در گروه های دونده روی تردمیل و دریافت کننده عصاره نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری داشت (001/0 =p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد تمرین هوازی و عصاره مریم گلی اثر هم افزایی بر بهبود حافظه، نقص عصبی و چگالی سلول های عصبی در شرایط آلزایمر القا شده با بتا آمیلویید دارد. لذا استفاده همزمان این دو مداخله پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: بیماری آلزایمر، تردمیل، مریم گلی، هیپوکامپ، موش صحرایی
  • زهرا ربیعی*، ریحانه جودکی، محبوبه سترگی صفحات 133-142
    مقدمه

    درمنه ایرانی به عنوان ضدعفونیکننده، بادشکن، اشتها آور، ضد انگل آسکاریس، تببر و مسکن دردهای احشایی استفاده میشود و در گذشته برای تسکین دردهای عصبی و به عنوان تسهیل کننده انقباضات رحم در هنگام زایمان استفاده میکردند. در مطالعات آزمایشگاهی اثرات آنتی اکسیدانی، ضدسرطانی، ضدباکتریایی، ضدقارچی، ضدویروسی و ضدمالاریایی این گیاه نشان داده شده است.

    هدف

    مطالعه حاضر با هدف بررسی پتانسیل آنتی اکسیدانی و اثرات گیاه درمنه ی ایرانی بر اختلالات شناختی و اضطراب ناشی از اسکوپولامین انجام شد.

    روش بررسی

    در مطالعه تجربی حاضر، 50 موش صحرایی به صورت تصادفی به 5 گروه 10 تایی شامل گروه کنترل، گروه دریافت کننده اسکوپولامین (7/0 میلی گرم بر کیلوگرم، تزریق داخل صفاقی) و گروه های دریافت کننده اسکوپولامین به همراه عصاره اتانولی گیاه درمنه در غلظت های 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم قرار گرفتند. پس از تیمار به مدت سه هفته، آزمون های رفتاری شامل آزمون حافظه احترازی غیرفعال و آزمون پلاس میز و روتارود انجام شد. میزان مالون دی آلدهید و پتانسیل آنتی اکسیدانی سرم و مغز موش ها نیز تعیین شد.

    نتایج

    تیمار موش های دریافت کننده اسکوپولامین توسط عصاره درمنه ی ایرانی در غلظت های 100، 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم سبب افزایش معنی دار زمان تاخیر ثانویه در تست شاتل باکس شد (01/0<p). تیمار موش های دریافت کننده اسکوپولامین توسط غلظت های 200 و 400 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره درمنه ی ایرانی با کاهش معنی دار مدت زمان سپری شده در بازوهای بسته و افزایش معنی دار مدت زمان سپری شده در بازوهای باز دستگاه پلاس میز همراه بود (05/0 <p).

    نتیجه گیری

    نتایج این مطالعه نشان می دهد که گیاه درمنه ایرانی می تواند به عنوان یک عامل نوروفارماکولوژیک قوی در برابر اختلالات شناختی از طریق تعدیل فعالیت کولینرژیک و التهاب عصبی در هیپوکامپ موش صحرایی باشد.

    کلیدواژگان: Artemisa persica، حافظه ی احترازی، اضطراب
  • منصور رضایی، داریوش افشاری، نگین فخری* صفحات 143-151
    مقدمه

    میگرن یک اختلال عصبی مرکزی است و روش های مختلفی برای درمان آن از جمله داروهای گیاهی پیشنهاد شده است. صداع کپسول گیاهی است که توسط شرکت دارویی بوعلی دارو بر اساس طب سنتی ایران مطابق با قوانین سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت ایران مجوز تولید گرفته است.

    هدف

    مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثرات کپسول صداع و دارونما بر سردردهای میگرنی انجام شد.

    روش بررسی

    در این کارآزمایی بالینی (1396-1397) 74 بیمار مبتلا به میگرن (بر اساس تعریف انجمن بین المللی سردرد) در کرمانشاه به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه مداخله و گروه دارونما به مدت سه ماه به ترتیب کپسول های 720 میلی گرم صداع و آویسل دریافت می کردند. شاخص های سردرد بوسیله پرسشنامه های MIDAS و HIT-6 اندازه گیری شد. داده ها توسط نرم افزار SPSS.25 با استفاده از آزمون های مان-ویتنی، مجذور کای و اندازه های تکراری پردازش شد.

    نتایج

    شاخص های سردرد در گروه دارو به طور معنی داری بیشتر کاهش یافت. در گروه دارو نسبت به دارونما میزان کاهش تعداد حملات (64/0 ± 53/3 در مقابل 35/0 ± 78/1، 041/0 P =)، شدت حملات (14/0 ± 81/1 در مقابل 13/0 ± 10/1، 001/0 =p)، مدت حملات (66/0 ± 05/3 در مقابل 31/0 ± 35/1، 012/0 =p) بیشتر بود. عوارض جانبی در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت (486/0 =p).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که کپسول راوند در کاهش شاخص های سردرد به طور معنی داری موثرتر از دارونما می باشد. با توجه به عوارض جانبی محدود آن، استفاده از آن در درمان میگرن توصیه می شود.

    کلیدواژگان: میگرن، داروی گیاهی، صداع، دارونما
  • رکسانا بیاتی*، حسینعلی اسدی قارنه صفحات 152-162
    مقدمه

    سطح بالای کلسترول می تواند باعث عوارضی مانند آترواسکلروز، فشار خون بالا، بیماری های قلبی-عروقی، افزایش احتمال سکته مغزی و کبد چرب شود. اسیدهای چرب غیراشباع در پیشگیری از بیماری های قلبی-عروقی نقش مهمی ایفا می کنند، زیرا باعث کاهش کلسترول و لیپوپروتیین کم چگالی در خون می شوند.

    هدف

    هدف این مطالعه بررسی ترکیبات استرولی روغن بذر برخی ارقام انار و اثرات آن بر کاهش سطوح کلسترول خون در خرگوش های هیپرکلسترولمی می باشد.

    روش بررسی

    سه رقم متفاوت انار انتخاب شدند و روغن بذر آنها بوسیله سوکسله استخراج و ترکیبات استرولی آنها توسط دستگاه گازکروماتوگراف متصل به طیف سنج جرمی شناسایی شدند. روغن استخراج شده در جیره غذایی خرگوش های هیپرکلسترولمی به کار برده شد.

    نتایج

    نتایج نشان داد که مهم ترین فیتواسترول های موجود در بذر و پوست انار استیگمااسترول ها، آونا استرول ها، کمپسترول ها و بتا-سیتوسترول ها بودند و در میان آن ها بتا-سیتوسترول ها ترکیب غالب بود. بررسی تاثیر روغن استخراج شده بر کاهش کلسترول در خرگوش های هیپرکلسترولمی نشان داد کاربرد 5 و 10 گرم بر کیلوگرم روغن استخراج شده از بذرهای انار در رژیم غذایی خرگوش های هیپرکلسترولمی (تست شده با کلسترول 1%) میزان کلسترول کل، تری گلیسیرید و لیپوپروتیین کم چگالی نمونه های هیپرلیپیدی را در مقایسه با نمونه های شاهد به طور معنی داری کاهش داد. همچنین توانست مقدار لیپوپروتیین پرچگالی را به طور معنی داری افزایش دهد.

    نتیجه گیری

    نقش روغن بذر انار در بهبود پروفایل چربی های پلاسما و کاهش چربی های نامطلوب می تواند تاثیر قابل توجهی بر سلامت انسان و کاهش چربی های خون و کاهش خطر بیماری های قلبی-عروقی داشته باشد. افزایش آگاهی در مورد ویژگی های این میوه ارزشمند می تواند به کاربرد بهتر آن در صنایع مختلف کمک کند.

    کلیدواژگان: بتا-سیتوسترول، کلسترول، فیتوسترول، روغن هسته انار
  • رضا حاجی حسین، زهرا اسلامی راد*، فاطمه رفیعی، غلامرضا نادری، مرتضی اسدی صفحات 163-169
    مقدمه

    آکانتامبا تک یاخته ای مقاوم است که باعث بیماری های شدید مانند انسفالیت گرانولوماتوز آمیبی و کراتیت مزمن آمیبی می شود. از آنجا که بسیاری از داروها روی انگل بی اثر هستند، تلاش برای یافتن داروهای جایگزین در حال انجام است.

    هدف

    این تحقیق با هدف ارزیابی عملکرد عصاره چای سیاه و سبز بر روی آکانتامبا انجام شد.

    روش بررسی

    ایزوله بالینی آکانتامبا در پلیت های آگار غیرمغذی کشت داده شد. عصاره چای سیاه و سبز از طریق ماسراسیون تهیه شد و به روش تقطیر در خلاء، خشک شد و در 4 درجه سانتی گراد نگهداری شد. ترکیب اصلی عصاره (کافیین) با استفاده از کروماتوگرافی گازی متصل به طیف‎سنج جرمی شناسایی شد. تاثیر سه غلظت عصاره چای روی انگل مورد ارزیابی قرار گرفت و با گروه کنترل مقایسه شد.

    نتایج

    عصاره های چای سیاه و سبز دارای اثرات کشنده ای بر روی کیست های آکانتامبا بوده و اثر آن بیشتر از داروی ضد کراتیت موجود است (گروه کنترل). علاوه بر این، اثر عصاره چای وابسته به زمان و دوز است (0001/0 <p). همچنین بین عملکرد چای سیاه و سبز تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    عصاره های چای سیاه و سبز پتانسیل مهار انگل آکانتامبا را دارند، اما استفاده از عصاره چای در کاربردهای بالینی نیاز به مطالعه بیشتر دارد.

    کلیدواژگان: آکانتامبا، چای سیاه، چای سبز، درمان مکمل، طب سنتی
  • آزاده صالحی، زهرا ربیعی، محبوبه سترگی* صفحات 170-179
    مقدمه

    خولنجان یک گیاه معطر است که برخی از عملکردهای محافظت کننده عصبی را در مدل های حیوانی نشان می دهد.

    هدف

    هدف این مطالعه ارزیابی اثرات ضد افسردگی عصاره هیدروالکلی ریزوم خولنجان با استفاده از دو مدل رفتاری می باشد.

    روش بررسی

    40 موش نر BALB/c در چهار گروه تصادفی قرار گرفتند. همه گروه های مطالعه سه هفته روزانه تحت استرس غیرقابل پیش بینی مزمن (CUS) قرار گرفتند. گروه کنترل روزانه از طریق تزریق داخل صفاقی (i.p) 30 دقیقه قبل از CUS نرمال سالین دریافت کردند. گروه های 2، 3 و 4 به روش i.p به ترتیب 50، 100 و 150 میلی گرم / کیلوگرم در روز عصاره خولنجان دریافت کردند. تست های رفتاری پس از 21 روز درمان انجام شد. مالون دی آلدهید (MDA) مغز و سرم و ظرفیت آنتی اکسیدان کل (TCA) نیز اندازه گیری شد.

    نتایج

    مدت زمان تحرک در هر دو تست شنا اجباری و تست تعلیق دم در گروه های تحت درمان با عصاره خولنجان در دوزهای 50 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری کاهش یافت (05/0 <p). تیمار عصاره باعث کاهش MDA و افزایش TCA در مغز و سرم شد (05/0 <p).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که عصاره هیدروالکلی خولنجان دارای فعالیت ضد افسردگی در مدل حیوانی است.

    کلیدواژگان: خولنجان، عصاره، افسردگی، تست شنای اجباری
|
  • Mahdieh Mehrpouri, Rafie Hamidpour, Mohsen Hamidpour* Pages 1-11
    Background

    Cinnamon belongs to the Lauraceae family and is one of the most common spices that are used as traditional medicine in the world. The bark and leaf of cinnamon contain essential oils and derivatives including cinnamaldehyde, cinnamic acid and several other compounds such as polyphenols. Moreover, anti-inflammatory and lipid lowering properties of cinnamon has been proven.

    Objective

    The goal of this review is to find out whether cinnamon extract was used as an anticoagulant and anti-aggregation properties for the platelets or not.

    Methods

    Using the search engine tools such as PubMed and Scopus, the articles that were studied cinnamon and its effects on platelets function and cardiovascular disease were under reviewed.

    Results

    This article presents a comprehensive analysis of cinnamon compounds and their effects on platelet function and cardiovascular disease.

    Conclusion

    Taken together, data show that cinnamon extract can inhibit platelet function and as a complementary medicine were used in cardiovascular disorder.

    Keywords: Cardiovascular disease, Cinnamon, Platelet function
  • Sayed Mohammad Mohammadi, Saeed Kianbakht, Shamsali Rezazadeh, Mojtaba Ziaee, Hasan Fallah Huseini* Pages 12-26
    Background

    Several clinical studies have been undertaken to investigate the potential therapeutic effects of Silybum marianum (S. marianum) seed extract (silymarin) in Type 2 diabetes mellitus (T2DM) and non-alcoholic fatty liver disease (NAFLD).

    Objective

    We performed the present narrative review to evaluate the efficacy of silymarin supplement for treatment of T2DM and NAFLD.

    Methods

    Electronic databases PubMed, Science Direct, Scopus, Google and Google Scholar were surveyed for the English and non-English human clinical trial papers published concerning the effects of silymarin on T2DM and NAFLD from January 2010 to April 2018.

    Results

    Sixteen articles regarding silymarin effects on T2DM and NAFLD in clinical studies have been included in this review. The anti-diabetic effect of silymarin was reported in four clinical trials in single formula and in one trial in combination with nettle and boswellia gum resin. The efficacy of silymarin or silybin has been reported in the treatment of NAFLD in eleven clinical trials as single formula or in combination with phosphatidylcholine, simvastatin and vitamin E.

    Conclusion

    Silymarin appears to be effective as an adjuvant with the standard therapy in the treatment of T2DM and NAFLD.

    Keywords: Clinical trial, Diabetes mellitus, Fatty liver, Silymarin
  • Maryam Iranzadasl, Parvin Mansouri*, Mohammad Kamalinejad, Narjes Gorji Pages 27-36
    Background

    Skin cancers are the most prevalent type among the white with an increasing trend of incidence around the world and Iran. Scientific developments in diagnosing these cancers and using screening methods and utilizing treatment methods have contributed to the relative control of the cancer. Hence, it is necessary to consider other suggested approaches of complementary and traditional medicine to prevent and treat these cancers.

    Objective

    The purpose of this review is to investigate the alternative remedies from the Persian Medicine; as a pioneer medical approach with an old history.

    Methods

    In this review study, the medical textbooks of the golden era of Persian Medicine (9th to 19th centuries AD), i.e., the times of Razes and Avicenna, were explored and interesting opinions on skin malignancies were found. In addition, the phrase “skin cancers” was searched in databases like PubMed, Science Direct, Scopus, and Google Scholar. The gleaned data were analyzed and compared.

    Results

    The ancient Persian scholars knew the cancers and were forerunners in the description, classified, etiology and treatment of skin cancers. This study explored interesting opinions like nutrition and black bile clearance on skin malignancies  treatment, also found no contradictory views between the Persian and modern medicine on the topic of skin cancers.

    Conclusion

    Paying attention to the neglected areas can makes useful theories and hypotheses fore achievement to new more effective and safe remedies.

    Keywords: Ancient Persian medicine, Black bile, Skin cancer
  • MohammadMahdi Ahmadian Attari, Solat Eslami, Leila Dargahi, AhmadAli Noorbala* Pages 37-62
    Background

    Senile dementia is the most common kind of dementia with considerable social and economic costs. Since the nature of disease is multi-pathological, current treatments cannot cover all aspects of the disease. Recently, scientific considerations have focused on the role of natural products, especially those with traditional backgrounds.

    Objective

    to review natural treatments of dementia in ancient Greek, traditional Chinese, Ayurveda, and Iranian traditional medicines with concentration on common herbs concurrently mentioned in two or more than two of them.

    Methods

    Scopus database and primary sources were thoroughly searched for selective keywords. The common herbs concurrently mentioned in two or more than two of the aforementioned traditional medicines were selected to deeply investigate for their active ingredients as well as their mechanisms of actions.

    Results

    The results showed that Acorus calamus, Nardostachys jatamansi, Glycyrrhiza glabra, Phyllanthus emblica, Semencarpus anacardium, Terminalia chebula, and Zingiber officinale had been commonly prescribed for dementia in mentioned traditional systems. According to pharmacological studies, these herbs act their anti-dementia effects via cholinergic, anti-NMDA, antioxidant, anti-inflammatory, anti-apoptotic, and anti-β amyloid activities. Furthermore, 16 active principles of these herbs were identified, including α- and β-asarone, desoxo-narchinol A, narchinol B, glabridin, liquiritigenin, emblicanins A and B, 3, 5, 6, 3', 5', 6'-hexahydroxybiphenyl-2, 2'-dicarboxylic acid, 1',2'-dihydroxy-3'-pentadec-8-enylbenzene, 1',2'-dihydroxy-3'-pentadeca-8,11-dienylbenzene, chebulagic acid, and 1,2,3,4,6-penta-O-galloyl-β-d-glucose, Zingipain, 6-gingerol, and 6-shogaol.

    Conclusion

    Chinese, Indian, and Iranian traditional medicine can play a complementary and alternative role in preventing and treating senile dementia. The scientific evidence supports their traditional anti-dementia claims.

    Keywords: Senile dementia, Alzheimer's disease, Traditional medicine, Natural products, Evidence-based phytotherapy
  • Fateme Yazdani, Iraj Rasooli, Fatemeh Sefidkon, Navid Saidi, Parviz Owlia* Pages 63-70
    Background

    Klebsiella pneumoniae is one of the most important bacteria that cause nosocomial infections. This opportunistic pathogen has a high potential for antibiotic resistance and can generate a thick layer of biofilm. Nowadays, antibiotic resistant strains are emerging and widely spreading worldwide. Thus, it is necessary to combat drug-resistant strains through the use of novel drugs (such as medicinal plants).

    Objective

    This study aimed to evaluate the in vitro antibacterial activity of Satureja rechingeri Jamzad, S. khuzestanica Jamzad, S. bachtiarica Bunge, and S. mutica Fisch. & C.A.Mey. essential oils against K. pneumonia ATCC 700603.

    Methods

    For evaluation of the minimal inhibitory concentration (MIC) of essential oils, broth microdilution method was used. The microtiter plate assay method was used for the assessment of anti-biofilm activities of sub-MIC value of essential oils. Colorimetric and Iodometric assays were used for determination of urease and beta-lactamase activity.

    Results

    According to data collected, the MIC value of essential oils was 4096 µg/mL. sub-MIC value of essential oils inhibited biofilm formation and urease activity of K. pneumoniae. However, S. khuzestanica had more activity. None of the essential oils caused a significant decrease in beta-lactamase activity of K. pneumoniae.

    Conclusion

    Based on our analysis S. khuzestanica had a good antibacterial, anti-biofilm activities and urease inhibitory effects against K. pneumoniae, but additional studies are required to investigate the exact mechanisms of the antibacterial action and functions of this phytocompound.

    Keywords: K. pneumoniae, Satureja, Beta-lactamase, Biofilm, Urease
  • Reza Niazi, Maghsoud Peeri*, MohammadAli Azarbayjani Pages 71-81
    Background

    Increasing use of pesticides is one of the health hazards. Physical activity and medicinal plants appear to be a strategy to mitigate the adverse effects of these substances.

    Objective

    The purpose of this study was to investigate the effect of resistance training and berberine chloride on apoptosis and oxidative stress markers in the heart tissue of diazinon-infected rats.

    Methods

    In this study, 80 rats were randomly assigned into 8 groups of 10 animals in each group, including: 1) healthy control, 2) sham, 3) diazinon, 4) diazinon + resistance training, 5) diazinon + berberine (2.5 mg/kg) 6) diazinon + berberine (15 mg/kg), 7) diazinon + resistance training and berberine (2.5 mg/kg), and 8) diazinon + resistance training and berberine (15 mg/kg). During 4 weeks, each groups received a certain amount of diazinon poison, berberine chloride and performed three sessions per week of resistance training.

    Results

    In the heart tissue of diazinon-poisoned rats, resistance training had a significant (P ≤ 0.05) effect on the increased concentrations of MDA, caspase-3, 8-OHDG and GSH; 15 mg/kg of berberine consumption had a significant effect on decreased concentrations of ROS, MDA, 8-OHDG, caspase-3 and increased (P ≤ 0.05) concentrations of GSH; 2.5 mg/kg of berberine consumption had a significant (P ≤ 0.05) effect on reduced 8-OHDG. Also, 15 mg/kg of berberine consumption compared to 2.5 mg/kg of berberine consumption had a greater effect on reduced 8-OHDG.

    Conclusion

    It seems that berberine consumption along with resistance training has interactive protective effects against oxidative stress and cell death in the heart tissue of diazinon-poisoned rats.

    Keywords: Antioxidant, Apoptosis, Berberine, Diazinon, Resistance training
  • Somayeh Amraee, Seifollah Bahramikia*, Abdelnasser Mohammadi Pages 82-90
    Background

    Several metabolic pathways are involved in the complications of diabetes like polyol pathway. Aldose reductase (AR) is a key enzyme in the polyol pathway, which catalyzes the conversion of glucose to sorbitol. AR inhibitors are appropriate to prevent and treat the diabetes complications.

    Objective

    This study was designed to investigate the effect of different fractions of Teucrium polium on the AR activity.

    Methods

    Fifty cow’s eye lenses were prepared and AR enzyme was purified according to the Hyman-Kinoshita method. The enzyme activity in the presence of the crude extract and different fractions of Teucrium polium (1, 5, 10, 20 and 100 μg/ml) was measured. In addition, IC50 content of fractions was also measured for the neutralization of DPPH free radical. Since some AR inhibitors are phenolic compounds, the phenolic and flavonoid contents have been investigated.

    Results

    Results showed that the highest phenol and flavonoid content and the lowest IC50 value (3.67 µg/ml) for AR inhibition were related to the ethyl acetate fraction. Line weaver-Burk plot showed that ethyl acetate fraction acts as a non-competitive enzyme inhibition.

    Conclusion

    Thus, T. polium can be proposed as a therapy to prevent or treat chronic complications of diabetes in the future.

    Keywords: Teucrium polium, Aldose reductase, Ethyl acetate fraction, Polyol pathway
  • Mahnaz Khanavi*, Leila Ara, Narjes Khavassi, Homa Hajimehdipoor Pages 91-99
    Background

    Capparis spinosa is used in different countries for prevention and treatment of various diseases. Its fruits are usually used in processed form especially with vinegar.

    Objective

    The aim of the present study was investigating the effect of processing on some phytochemical constituents and biological activities of C. spinosa.

    Methods

    The fruits were processed with grape vinegar. Total phenolics and alkaloids contents of the raw and processed fruits were determined by Folin-Ciocalteu and titration methods, respectively. For quantitation of rutin, quercetin and α-tocopherol, R-HPLC was used. Cytotoxic activity of the fruits was determined by MTT assay. Antioxidant properties were evaluated by DPPH and FRAP techniques. Fingerprinting of raw and processed fruits were prepared using TLC and evaluated by TLC densitometry instrument. 

    Results

    The results demonstrated that while total phenolics, total alkaloids and quercetin contents were decreased in the processed fruits, rutin concentration remained unchanged. Antioxidant activities of processed fruits increased using both DPPH and FRAP methods. Raw and processed fruits showed no cytotoxic effect on MCF-7, HepG-2 and MDBK cell lines up to the concentration of 100 µg/ml. The fingerprints of the fruits were different which admitted the change in the fruit constituents due to processing.

    Conclusion

    It seems that processing with vinegar lessens the unpleasant taste of the plant due to alkaloids and increased the antioxidant effects; therefore, it would be more suitable for use in some diseases such as diabetes and hepatitis as it is used in folklore and traditional medicine.

    Keywords: Capparis spinose, Caper, Processing, Vinegar
  • Esmat Jafarbegloo*, Hoda Ahmari Tehran, Sareh Bakouei Pages 100-108
    Background

    Test anxiety (TA) can hinder students’ academic achievement and cause them educational decline and psychological problems.

    Objective

    The effect of inhalation aromatherapy with lavender essential oil on nursing students’ test anxiety was investigated.

    Methods

    This was a quasi-experimental study was conducted on 33 nursing students who had taken the Community Health Nursing II course and were going to take its final exam. Before taking the exam of the course, the students were allocated to the aromatherapy (n = 16) and the control groups (n = 17). For the aromatherapy group, ten drops of lavender essential oil was added to one liter of water and the solution was distributed in the room space for fifteen minutes by using a humidifier. However, the humidifier which was used for the control group included of only pure water without any essential oil. The students’ test anxiety was measured both before and after the study intervention by employing the Test Anxiety Inventory.

    Results

    There was no significant difference between the study groups regarding the participating students’ demographic characteristics as well as the pretest and the posttest values of test anxiety. However, within-group comparisons indicated that in the aromatherapy group, the posttest value of test anxiety was significantly lower than the pretest value.

    Conclusions

    The findings indicated that inhalation aromatherapy with lavender essential oil had no positive effects on students’ test anxiety. However, as the level of test anxiety in the aromatherapy group decreased significantly after the intervention and the students in this group reported that aromatherapy was pleasant to them. Aromatherapy is probably insignificant in alleviating acute or state anxieties.

    Keywords: Aromatherapy, IRCT, Lavender essential oil, Nursing students, Quasi-experimental study, Test anxiety
  • Saeideh Momtaz, Mahshid Dibaj, Alireza Abdollahi, Gholamreza Amin, Roodabeh Bahramsoltani, Mohammad Abdollahi, Parvin Mahdaviani, AmirHossein Abdolghaffari* Pages 109-118
    Background

    Ethnomedicinal plants are of interest for treatment of various wound types.

    Objective

    This study aimed to evaluate burn wound healing potential of the hydro-alcoholic extract of the flowers of Lilium candidum L. in rats.

    Methods

    DPPH free radical scavenging power, total flavonoids, and the phenolic content of the extract were evaluated. Following burn wound induction, 30 Wistar rats were divided into 5 groups; silver sulfadiazine cream 1% (reference standard), eucerin (control), and 5%, 10% and 20% ointments of L. candidum flowers extract (treatment groups). Wound contraction and the percentage of wound healing were measured every day until 14th day and the histological changes were evaluated.

    Results

    DPPH assay of L. candidum extract indicated high antioxidant activity. Total phenolic content of L. candidum extract was equal to 157 mg gallic acid equivalent/g; while total flavonoid was measured as 32.4 mg quercetin equivalent/g dried extract. The mean of wound area was significantly different in three 5%, 10% and 20% extract-treated rats in comparison with the control. Although, 20% ointment of L. candidum flowers extract demonstrated the best wound healing improvement, even better than silver sulfadiazine. Histopathological analysis confirmed the wound healing activity of L. candidum and promoting tissue repair, especially for the ointment containing 20% extract.

    Conclusion

    Regarding the high content of phenolic compounds and flavonoids, besides potent antioxidant properties of the flowers of L. candidum, the use of its ointments led to significant decrease of burn wound area, suggesting that these extract ointments can treat burn wounds and improve the healing processes.

    Keywords: Lilium candidum, Burn, Flavonoids, Phenols, Wound healing
  • Iman Mohseni, Maghsoud Peeri*, MohamadAli Azarbayjani Pages 119-132
    Background

    AD is a neurodegenerative disorder in which there is a gathering of beta-amyloid plaques, primarily in the hippocampus, that lead to neuronal death. Exercise training and botanical medications can play a role in the prevention and treatment of neurodegenerative disorders.

    Objective

    The aim of this study was to determine the effects of aerobic training and Salvia officinalis extract on the improvement of learning and memory deficits in amyloid beta -injected rats.

    Methods

    Rats were injected with an Aβ solution into the CA1 hippocampal region. Rats were then exposed to treadmill exercise and S. officinalis extract for 4 weeks, at which point they performed the MWM. Additionally, we studied the molecular factors involved in neuronal plasticity, such as CREB and BDNF. The animals were also evaluated histologically to determine the deposition of Aβ in the brain tissue.

    Results

    The results showed that aerobic training and S. officinalis improved learning and memory in the behavioral test. The results of the molecular analysis showed that CREB and BDNF levels were attenuated in the Aβ-injected rats in comparison with the control group. The density of surviving neurons was considerably higher in the training-extract-Aβ group (P<0.01) and extract-Aβ group (P<0.05) than the negative control groups.

    Conclusion

    In the present study, behavioral 100 testing and biochemical analysis demonstrated that aerobic training and S. officinalis extract treatment for 4 weeks protects against memory deficits in Aβ-injected rats.

    Keywords: Salvia officinalis L., Alzheimer’s disease, Hippocampus, Treadmill
  • Zahra Rabiei*, Rayhaneh Joodaki, Mahbubeh Setorki Pages 133-142
    Background

    Artemisia persica is used as an antiseptic, carminative, appetizer, antiparasitic, and antipyretic agent as well as to relieve fascial pains, and in the past, was used to relieve neuropathic pain and facilitate uterine contractions during childbirth.

    Objective

    The aim of this study was to investigate the antioxidant potential and effects of A. persica on scopolamine-induced cognitive impairments and anxiety.

    Methods

    In this experimental study, 50 male rats were randomly divided into 5 groups of 10 each, including control group, scopolamine (0.7 mg/kg, intraperitoneal injection) group, and three groups receiving scopolamine and ethanolic Artemisia persica extract (100, 200, and 400 mg/kg). After three weeks of treatment, behavioral tests including passive avoidance memory, plus maze test, and rotarod test were conducted. The level of malondialdehyde and the antioxidant capacity of the serum and brain in the rats were measured.

    Results

    Treatment with A. persica extract at 100, 200, and 400 mg/kg in rats receiving scopolamine caused a significant increase in secondary latency in shuttle Box test (P < 0.01). Treatment of rats receiving scopolamine with A. persica extract at 100, 200, and 400 mg/kg significantly decreased the time elapsed in closed arms and significantly increased the time elapsed in the open arms in plus maze test (P < 0.05).

    Conclusion

    The results of this study indicate that A. persica can act as a potent neuropharmacologic agent against cognitive impairment by modulating cholinergic activity and neuritis in the rat hippocampus.

    Keywords: Artemisia persica, Anxiety, Avoidance memory
  • Mansour Rezaei, Daryoush Afshari, Negin Fakhri* Pages 143-151
    Background

    Migraine is a common neurobiological disorder and various methods have been proposed for its treatment, including herbal remedies. Sodae is an herbal capsule produced and marketed by “Booali Daroo” Pharmaceutical Company, based on Iran's traditional medicine, in compliance with the instructions of the Food and Drug Administration of Iran and with a license issued by this administration of the Ministry of Health.

    Objective

    The present study was conducted to compare the effects of Sodae and placebo capsules on migraine headaches.

    Methods

    This clinical trial (2017-18) was conducted on 74 migraine patients (based on the International Headache Society definition) in Kermanshah, who was randomly divided into two groups. The intervention and placebo groups received 720 mg Sodae and the Avesil capsules for three months, respectively. Headache characteristics were measured using the Migraine Disability Assessment (MIDAS) and Headache Impact Test-6 (HIT-6). Data were analyzed in SPSS-25 using Mann-Whitney’s and Chi-square tests and the Repeated Measures ANOVA.116

    Results

    The headache characteristics reduced significantly more in the intervention group. Compared to the placebo group, the amount of reduction was higher in the intervention group in the frequency (3.53 ± 0.64 vs. 1.79 ± 0.35; P = 0.041), the severity (1.81 ± 0.14 vs. 1.10 ± 0.13; P = 0.001) and the duration of attacks (3.05 ± 0.66 vs. 1.35 ± 0.31; P = 0.012). MIDAS and HIT scores were further reduced in the drug group than the placebo group. Nonetheless, no significant differences were observed between the two groups in terms of side-effects (P = 0.486).

    Conclusion

    According to the results, Sodae capsule is significantly more effective than placebo in reducing headache characteristics, and given its limited side-effects, it is recommended for the treatment of migraines.

    Keywords: Migraine, Herbal medicine, Sodae, Placebo
  • Roksana Bayati*, HosseinAli Asadi Gharneh Pages 152-162
    Background

    High level of blood cholesterol can cause diseases such as atherosclerosis, high blood pressure, cardiovascular diseases, and increase the chance of apoplexy and fatty liver. Unsaturated fatty acids play important roles in preventing cardiovascular diseases because they decrease total cholesterols and LDL-C in the blood.

    Objective

    The study investigates some sterol compounds of Iranian pomegranate seed oil and their effects on decreasing the level of cholesterol in hypercholesterolaemia rabbits.

    Methods

    Three different varieties of pomegranate were selected and oil extraction was done from powdered tissue by Soxhlet extractor. Then, the extract was transfused into GC-MS for Identification Sterol Compounds. Oil extracted from pomegranate was taken into the diets of hypercholesterolemia rabbits.

    Results

    The results showed that the major phytosterols in pomegranate seed and skin tissues were stigmasterols, ∆5-avenasterols, campsterols and beta-sitosterols, among which the β-sitosterols most dominant phytosterols. Studying the influence of oil extracted on decreasing cholesterol in hypercholesterolemic rabbits show that using 5 and 10 g/kg extracted oil from pomegranate seeds in the diet of hypercholesterolemic rabbits (tested with cholesterol 1%) can decrease significantly total cholesterol, triglyceride and LDL-C of hyperlipidemia against neutral sample and it can increase significantly HDL-C.

    Conclusion

    The role of the pomegranate seed oil in improving the lipid profile of the plasma and reducing undesirable fats may be can have a considerable effect on human health and lowering blood lipids and lowering the risk of cardiovascular disease. Increasing awareness of the potential capacity of this valuable fruit can help to play a ‎better role in the various industries.

    Keywords: β-Sitosterol, Cholesterol, Phytosterols, Pomegranate, Seed oil
  • Reza Hajihossein, Zahra Eslamirad*, Fatemeh Rafiei, Gholamreza Naderi, Morteza Assadi Pages 163-169
    Background

    Acanthamoeba is a resistant protozoan that causes severe diseases, such as GAE and CAK. Because many medications are ineffective on the parasite, the quest to find alternative drugs is in progress.

    Objective

    This research was aim13 ed to assess the performance of the black and green tea extracts on Acanthamoeba.

    Methods

    The clinical isolate of Acanthamoeba was cultured on non-nutrient agar plates. The black and green tea extracts were prepared via maceration, dried by rotary evaporation, and stored at 4 °C. The main component of the extracts (caffeine) was recognized using GC-MS analysis. The effects of three concentrations of black and green tea extracts were evaluated on the parasite and compared with the control and current drug.

    Results

    Black and green tea extracts have lethal effects on Acanthamoeba cysts and the performance was more than that shown by the control and the current anti-keratitis drug. Moreover, the effectiveness of the tea extracts was tim 25 e- and dose-dependent (P < 0.0001). There was no significant differences between the performance of black and green tea (P > 0.05).

    Conclusion

    Black 13 and green tea extracts demonstrated the potential to inhibit the Acanthamoeba parasite, but the use of tea extract in clinical applications requires further study.

    Keywords: Acanthamoeba, Camellia sinensis, Black tea, Green tea, Complementary therapy, Traditional medicine
  • Azadeh Salehi, Zahra Rabiei, Mahbubeh Setorki* Pages 170-179
    Background

    Alpinia officinarum is an aromatic plant that show some neuroprotective functions in animal models.

    Objective

    This study aimed to evaluate the antidepressant effects of hydroalcoholic extract of
    A. officinarum rhizome using two behavioral models.

    Methods

    Forty male BALB/c mice were randomized to four groups. All studygroups underwent three weeks of daily chronic unpredictable stress (CUS) sessions. Control group received daily intraperitoneal (i.p.) injection of normal saline 30 min before daily CUS; groups 2, 3 and 4 received i.p. injection of 50, 100, and 150 mg/kg/day of A. officinarum extract, respectively. Behavior tests were performed after 21 days of treatment. Serum and brain malondialdehyde (MDA) and total antioxidant capacity (TCA) were also measured.

    Results

    Immobility duration in both forced swim test and tail suspension test decreased significantly in the groups treated with A. officinarum extract at doses of 50 and 100 mg/kg compared to control group (P < 0.05). Extract treatment reduced MDA and increased TCA in both brain and serum (P < 0.05). Results demonstrate that the hydroalcoholic extract of A. officinarum possesses antidepressant activity in the animal model.

    Keywords: Alpinia officinarum, Extract, Depression, Forced swim test